فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۲۲۱ تا ۱٬۲۴۰ مورد از کل ۲٬۱۶۹ مورد.
حوزههای تخصصی:
شناسایی مؤلفه های اثرگذار در تضمین کیفیت آماده سازی دانشجومعلمان در دانشگاه فرهنگیان: رویکرد کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، شناسایی مؤلفه ها و عناصر اثرگذار بر تضمین کیفیت آماده سازی دانشجومعلمان در دانشگاه فرهنگیان بود. به این منظور، مطالعه کیفی با رویکرد نظریه برگرفته از داده ها و طرح نو انجام شد. 11 نفر از صاحب نظران، 9 نفر از مدیران و 8 نفر از دانشجویان خبره به روش نمونه گیری هدف مند انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از مصاحبه نیمه ساختار یافته بهره گرفته شد. سؤالات اصلی پژوهش با تکنیک 5W1H طراحی و اجرا شدند. میزان پایایی بین کدگذاران 0.79، و پایایی کدگذاری مجدد 0.90به دست آمد. برای شناسایی مضامین و مقوله های تضمین کیفیت آماده سازی دانشجو-معلمان از روش تحلیل مضمون استفاده شد. در نهایت، 15 مؤلفه اثرگذار در تضمین کیفیت آماده سازی دانشجومعلمان شناسایی شدند که عبارتند از کارورزی، برنامه درسی، برنامه غیر درسی، اعضای هیأت علمی، معلمان راهنمای کارورزی، مدیران، مربی گری و الگوی نقش، فرایند یاددهی-یادگیری، هدف گذاری، فرهنگ سازمانی، تمرکززدایی، سنجش و گزینش ورودی، نومعلمی، آینده پژوهی و فراکنش گری و نظام ارزیابی.
فراتحلیل رابطه بین فرسودگی شغلی و هوش هیجانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهیافتی نو در مدیریت آموزشی سال نهم بهار ۱۳۹۷ شماره ۱ (پیاپی ۳۳)
277 - 290
حوزههای تخصصی:
فرسودگی شغلی ، حالتی از فرسودگی فیزیکی، هیجانی و ذهنی است که ناشی از درگیری با افراد در موقعیت های طاقت فرسای عاطفی است. یکی از اجزایی که می تواند بر فرسودگی شغلی تاثیرگذار باشد و منجر به توسعه شایستگی های بین فردی و حرفه ای شود، هوش هیجانی است. از این رو، پژوهش حاضر به جمع آوری و یکپارچه سازی نتایج حاصل از پژوهش های مربوط به رابطه بین فرسودگی شغلی و هوش هیجانی و محاسبه میزان اثر آن ها با استفاده از الگوی پژوهشی فراتحلیل پرداخته است. بدین منظور 10 پژوهش که از لحاظ روش شناسی مورد قبول بود، انتخاب شدند و فراتحلیل بر روی آن ها انجام گرفت. ابزار این پژوهش، چک لیست فراتحلیل بوده است. یافته ها نشان داد که میزان رابطه بین فرسودگی شغلی و هوش هیجانی 62/0 (001/0 p<) بوده است. بر اساس نتایج فراتحلیل حاضر، میزان رابطه بین فرسودگی شغلی و هوش هیجانی ، مطابق جدول کوهن در حد بزرگ است.
اولویت بندی نیازهای آموزشی مهارت های مدیریتی مدیران مدارس تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت مدرسه دوره هفتم تابستان ۱۳۹۸ شماره ۲
236 - 250
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش از روش توصیفی-پیمایشی استفاده شد و حجم نمونه به تعداد 95 نفر با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای نسبتی از 112 نفر جامعه آماری مدیران انتخاب شد. ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه محقق ساخته در مقیاس پنج درجه ای لیکرت بود و داده ها پس از جمع آوری به وسیله نرم افزار SPSSویرایش 16 تجزیه وتحلیل و از آمار توصیفی و آزمون آماری ANOVA و t مستقل استفاده شد. نتایج نشان داد که مدیران در هر یک از مهارت های فنی، انسانی و ادراکی نیاز به آموزش دارند. اولویت اول در نیاز آموزشی مهارت های فنی و پایین ترین اولویت مهارت انسانی بود. بین میانگین نیاز به مهارت های فنی، انسانی و ادراکی در رشته تحصیلی مختلف مدیران، تفاوت معنی داری وجود دارد. در میانگین نیاز به مهارت های فنی، انسانی و ادراکی در مدرک تحصیلی لیسانس و فوق لیسانس، در مقاطع تحصیلی ابتدائی و متوسطه اول و سوابق خدمت مختلف تفاوت معنی داری وجود ندارد.
ادراک دانشجو معلمان از فرصت های شغلی برابر (مطالعه ی موردی: دانشگاه فرهنگیان سنندج)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش، محققان به بررسی نگرش دانشجویان دانشجو معلمان به برابری شغلی پرداخته اند. جامعه ی آماری شامل، همه دانشجویان پذیرفته شده پردیس فرهنگیان شهرستان سنندج ورودی های 1392 تا 1395 بود. رویکرد پژوهش، توصیفی- تحلیلی بوده و جهت انتخاب نمونه معرف، از روش نمونه گیری طبقه ای تصادفی متناسب با حجم استفاده شد. به کمک جدول مورگان حجم نمونه ای به تعداد 285 نفر به عنوان مشارکت کننده موردبررسی قرار گرفت. ابزار گردآوری اطلاعات در این پژوهش، پرسشنامه استاندارد سنجش ادراک برابری (وندرلیک ،1999) که شامل 8 مؤلفه اصلی و 38 گویه است که به کمک تحلیل عاملی تأییدی مورد تائید قرار گرفت. نتایج نشان داد که معلمان، نگرش مطلوبی نسبت به برابری شغلی در بدو ورود به این سازمان نداشتند و هم چنین تفاوت معنی داری بین نگرش چهار دوره تحصیلی مورد توجه از معلمان استخدام شده نسبت به مؤلفه های اصلی شامل: پیش بینی، شانس به انجام حرفه، بازخورد و تجدیدنظر، ثبات، انعطاف پذیری سؤال ها، رفتار مجریان، ارتباطات دوطرفه و محتوای تخصصی سؤالات وجود دارد. درنهایت، تفاوت معنی داری مبنی بر دیدگاه متفاوت نسبت به جنسیت دانشجو معلمان و فرصت های برابر شغلی برای آن ها مشاهده نشد. <br clear="all" /> [1]wonderlic
طراحی الگوی مناسب خود- رهبری مدیران آموزشی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت مدرسه دوره هشتم تابستان ۱۳۹۹ شماره ۲
185 - 162
حوزههای تخصصی:
روش تحقیق موردنظر از نظر ماهیت داده از نوع کیفی-کمی، از نظر هدف کاربردی و از نظر اجرا توصیفی از نوع پیمایشی بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه مدیران و معاونین ستادی (مراکز آموزش وپرورش در شهرستان ها) و مدیران مدارس به تعداد 2300 نفر تشکیل می داد و نمونه آماری با استفاده از فرمول کوکران برابر با 329 نفر به دست آمد که با روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی، داده های موردنیاز جمع آوری شد. ابزار گردآوری اطلاعات شامل پرسشنامه حاصل از بخش کیفی بود که روایی محتوایی آن توسط متخصصین و روایی سازه آن از طریق تحلیل عاملی تأییدی و پایایی آن از طریق آلفای کرونباخ تعیین گردید. اطلاعات به دست آمده از طریق تکنیک معادلات ساختاری و با استفاده از نرم افزار SPSS و AMOS مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. نتایج به دست آمده نشان داد که خودرهبری مدیران آموزش وپرورش در 8 شاخص (شناخت خود، خود هدایتی، خود نظارتی، خودکنترلی، اثربخشی، هدف گذاری، خود انگیزشی و تفکر در خود) دسته بندی شدند که با حذف بعضی از سؤال ها و نشانگرها، در نهایت مدل موردنظر به لحاظ آماری مورد تأیید قرار گرفت.
بررسی نظری مهارت خودآموزی در دانش آموزان مقطع دبستان
حوزههای تخصصی:
امروزه خود آموزی به یکی از کلیدی ترین عوامل و راهبردهای فرایند یاددهی – یادگیری و پرورش استعداد ها تبدیل شده است بر این اساس پژوهش حاضر با هدف بررسی نظری مهارت خودآموزی دانش آموزان در مقطع دبستان انجام شد. طرح پژوهش کیفی و روش شناسی فراترکیب از نوع تلفیقی می باشد که در این پژوهش پایگاه های معتبر مورد بررسی قرار گرفتند و در نهایت 50 مقاله مرتبط مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت. یافته ها نشان داد که متغییر های خود تنظیمی، خود کنترلی، پیشرفت تحصیلی و خودکارآمدی با پدیده خودآموزی در ارتباط قرار دارند و همچنین نتایج نشان داد که خود آموزی مخصوصا به شیوه راهبری و آموزش دیجیتال بر پرورش تفکر و یادگیری عمیق اثر گذار می باشد. با بررسی های انجام شده مشخص شد که خودآموزی بهتر است از سنین آغازین مدرسه و در مقطع دبستان آغاز شود که دانش آموز با آن دست و پنجه نرم کند و تسلط کامل به این روش پیدا کند تا یادگیری بهتر و در نتیجه پیشرفت تحصیلی حاصل شود. همچنین مشخص شد در مهارت خود آموزی ، تنیدگی تحصیلی ،اضطراب و مضرات آموزش مستقیم قابل کنترل می باشد.
مسؤولیت پذیری اجتماعی راهی برای اثربخشی مدارس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت مدرسه دوره هشتم زمستان ۱۳۹۹ شماره ۴
403 - 384
حوزههای تخصصی:
امروزه مسؤولیتپذیری اجتماعی ازجمله مهمترین عناصر فلسفۀ وجودی سازمانها است که در پژوهش حاضر بهصورت توصیفی و با تکیه بر روش همبستگی به بررسی رابطۀ بین مسؤولیتپذیری اجتماعی با اثربخشی مدارس پرداخته است. جامعۀ آماری پژوهش شامل معلمان مدارس خاص (تیزهوشان، استعداد درخشان) شهرستان سنندج به تعداد 142 نفر بود. با توجه به محدودیتهای ناشی از دسترسی به کل جامعۀ آماری محققان به نمونهگیری از کل جامعه مبادرت ورزیدهاند. نمونۀ آماری با استفاده از جدول مورگان 231 نفر انتخابشده که بهصورت تصادفی ساده به ابزارهای پژوهش پاسخ دادهاند. ابزار گردآوری دادهها دو عدد پرسشنامۀ استاندارد بوده است. برای مسؤولیتپذیری اجتماعی از پرسشنامۀ کارول(1991) و جهت گردآوری دادههای اثربخشی نیز از پرسشنامۀ هوی و میسکل (2013) بهره گرفتهشد. روایی و پایایی این پرسشنامهها در تحقیقات قبلی تأیید شده بود که برای هر دو ضریب آلفای کرونباخ بین 8/0 تا 84/ بهدستآمده بود و در پژوهش حاضر نیز روایی بهوسیلۀ نظر پژوهشگران و پایایی نیز با استفاده از آزمون آلفای کرونباخ به ترتیب برای پرسشنامه مسؤولیتپذیری و پرسشنامه اثربخشی، 81/0 و 78/0 بهدستآمده است. برای تحلیل دادهها و همچنین گزارش وضعیت دادهها از آزمونهای تحلیل عاملی تأییدی، آزمونهای تی، فریدمن و معادلات ساختاری استفادهشده است. نتایج پژوهش نشان داد که مسؤولیتپذیری اجتماعی رابطۀ مثبت و معناداری با اثربخشی مدارس دارد و در این راستا میتوان ادعا کرد هرچه معلمان و کادر اجرایی مدارس مسؤولیتپذیرتر باشند به همان میزان اثربخشی در مدارس به دست خواهد آمد. در رابطه با وضعیت ابعاد مسؤولیتپذیری نیز ارزش و اهمیت ابعاد در دیدگاه معلمان به ترتیب شامل ابعاد اخلاقی، اقتصادی، اجتماعی و قانونی است.
بررسی ارتباط کار آمدی مدیران هنرستانهای فنی حرفه ای و کاردانش با رهبری تحول گرا از دیدگاه هنر آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مدیران در سازمانها یا واحدهای آموزشی یک عضو حیات بخش هستند که با تدارک و فراهم سازی ، طراحی و نگهداری محیط کار نقش تعیین کننده ای در تربیت نیروی انسانی کارآمد دارند. هدف اصلی پژوهش حاضر تعیین رابطه بین کارآمدی مدیران هنرستان های فنی حر فه ای و کار دانش و سبک رهبری تحول گرا است . روش کار: پژوهش توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری متشکل از 916 نفر از هنر آموزان هنرستان های کاردانش و فنی حرفه ای استان مازندران است که 270 نفر به عنوان نمونه بر اساس جدول مورگان و به شیوه نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای، انتخاب شده اند. ابزار گردآوری داده ها، یکی پرسشنامه استاندارد رهبری تحولی باس و اولیو و دیگری پرسشنامه محقق ساخته برای سنجش کارآمدی مدیران است. پایایی پرسشنامه استاندارد رهبری تحولی با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ 89/. و پرسشنامه کارآمدی مدیران 90 /. برآورد گردید. یافته ها: نتایج تحقیق حاکی از آن است که از دیدگاه هنرآموزان، مدیران از کارآمدی متوسط و بالا برخوردارند ودر حالت کلی میان رهبری تحولی مدیران و کارآمدی آنان رابطه معنا داری وجود دارد. بین همه مولفه های رهبری تحولی با کارآمدی مدیران رابطه وجود دارد، به این ترتیب که مدیران با سبک رهبری تحولی پایین، موجب کار آمدی کمتر ، و مدیران با سبک رهبری تحولی بالا ، از کارآمدی بالاتری برخوردار هستند. نتیجه گیری: استفاده مدیران از سبک رهبری تحولی ضمن اینکه موجب بهبود عملکرد و کارآمدی بهتر مدیران می شود، با ایجاد پیوند عاطفی، کارکنان را به کار برانگیخته و تشویق می گردند تا به حداکثر توان بالقوه خود دست یابند.
ساخت و هنجاریابی پرسشنامه نگرش سنج استعداد ریاضی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، ساخت و هنجاریابی پرسشنامه «پرسشنامه نگرش سنج استعداد ریاضی فرزندان» توسط والدین است. در همین راستا، پرسشنامه ی سنجش استعداد ریاضی توسط والدین تهیه گردید و برای تعیین روایی محتوایی از متخصصان روانشناسی تربیتی نظرخواهی شد، و گویه هایی که مورد توافق و تأیید شده بیش از 75% بود به عنوان گویه های مناسب انتخاب شد. پرسشنامه در مرحله اول، بر روی نمونه 293 نفر از دانش آموآن سال اول دبیرستان اجرا شد. پس از گردآوری داده ها، ضریب اعتبار آزمون 80/0بدست آمد و با توجه به همبستگی هر سئوال با کل آزمون، تعداد 6 سئوال که همبستگی کمتر از 3/0 با کل آزمون داشتند حذف و ضریب اعتبار آزمون مجدداً محاسبه شد که میزا ان 89/0 درصد بود. با اجرای تحلیل عاملی، هشت عامل از پرسشنامه استخراج شد که 48/54 درصد از واریانس سؤالها راتبیین کرد. برای به دست آوردن عاملهای پرسشنامه از روش تحلیل عاملی استفاده شد. استفاده از شیوه تحلیل عوامل اصلی و چرخش واریماکس و در نظر گرفتن اندازه های ویژه بیشتر از یک انجام شد. پس از آن به نامگذاری عوامل از طریق تحلیل عاملی اکتشافی پرداخته شد که عبارت است از: مهم بودن و لذت بردن، توجه به رشد همه جانبه، خوشحالی فرزند از تأیید معلم، علاقه به یادگیری و کمک دیگران، استفاده از ریاضی در حل مسائل زندگی، خلاقیت در حل مسائل ریاضی، آگاهی از توانایی فرزند و پیگیری در حل مسائل ریاضی. در نهایت می توان از این پرسشنامه برای اندازه گیری سنجش استعداد ریاضی فرزندان(توسط والدین) پژوهشهای گوناگون استفاده کرد.
مصاحبه با: مدیر کل محترم تغذیه و هماهنگی بهداشت مدارس
منبع:
تربیت ۱۳۷۰شماره ۵۷
حوزههای تخصصی:
ارائه مدلی جهت سنجش مولفه های تاثیر گذار بر چابکی سازمانی واحد آموزش شرکت بهره برداری نفت و گاز زاگرس جنوبی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف ارائه مدلی جهت سنجش مولفه های تاثیر گذار بر چابکی سازمانی واحد آموزش شرکت بهره برداری نفت و گاز زاگرس جنوبی انجام گردیده است. این تحقیق از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت و روش، توصیفی - تحلیلی است. جامعه آماری، کارکنان رسمی دفتر ستادی شیراز برابر 330 نفر است که با فرمول کوکران معادل 178 نمونه و با نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب گردیدند. ابزار جمع آوری اطلاعات، پرسشنامه محقق ساخته، بر اساس ادبیات و پیشینه پژوهش و دیدگاه خبرگان و متخصصین حوزه آموزش و پژوهش بوده است. روایی تحقیق توسط روایی همگرا و واگرا و سنجش پایایی پرسشنامه، از ضریب آلفای کرونباخ و پایایی مرکب انجام شده است. روش آماری شامل: آمار توصیفی شاخص های پژوهش و مشخصات فردی پاسخگویان با استفاده از spss و برای آمار استنباطی با تحلیل عاملی اکتشافی، برای گویه ها بعدهای مناسب انتخاب شده و سپس با مدل سازی معادلات ساختاری و pls مولفه های تاثیر گذار چابکی سازمانی یعنی عوامل "سازمانی"، "انسانی"، "فناوری سخت افزاری" و "فناوری نرم افزاری"مورد بررسی قرار گرفتند که تمامی فرضیه ها تایید گردیدند. به منظور رتبه بندی عوامل موثر از آزمون فریدمن استفاده شده که عوامل "فناوری سخت افزاری، فناوری نرم افزاری، انسانی و سازمانی" به ترتیب بر چابکی سازمانی موثر می باشند.
ارائه مدل سازمان یاددهنده برای دانشگاه فرهنگیان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سازمان یاددهنده سازمانی است که در آن همه اعضاء مشغول یاددادن و یادگرفتن هستند و امر یاددهی و یادگیری بدون توجه به جایگاه سازمانی افراد در آن سازمان انجام می شود. پژوهش حاضر به منظور ارائه مدل سازمان یاددهنده برای دانشگاه فرهنگیان صورت گرفت. این پژوهش از نوع کاربردی و مدل یابی و از نظر تحلیل نتایج، همبستگی از نوع علی است که با استفاده از روش میدانی انجام شد. ابزار بکار گرفته شده در این پژوهش پرسش نامه محقق ساخته بود که روایی صوری، محتوایی و سازه آن مورد تأیید قرار گرفت. همچنین پایایی آن با استفاده از روش آلفای کرونباخ تأیید شد. جامعه آماری پژوهش حاضر، کلیه اعضای هیأت علمی و کارشناسان دانشگاه فرهنگیان بودند. حجم جامعه آماری این پژوهش 3686 نفر بود که 418 نفر به عنوان نمونه آماری با روش نمونه گیری در دسترس از نوع سهمی انتخاب شدند. برای تعیین حجم نمونه از جدول کوهن استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از روش های آمار توصیفی، استنباطی و مدل معادلات ساختاری انجام گرفت. نتایج نشان دهنده آن است که مدل تدوین شده سازمان یاددهنده برای دانشگاه فرهنگیان برازش مناسبی دارد و همه مؤلفه های مدل ارائه شده از نظر آماری معنادار هستند.
سرایت کژ رفتاری هدایت شده سازمانی به کژ رفتاری هدایت شده فردی:آزمون یک الگو با نقش تعدیلگر انسجام گروهی، ادراک بی عدالتی و قوانین تنبیهی غیررسمی در مدارس دولتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تبیین تاثیر کژ رفتار گروهی در شکل دهی کژ رفتار فردی معلمان هدف اصلی مقاله حاضر است. همچنین نقش تعدیلگر انسجام گروهی، ادراک بی عدالتی و قوانین تنبیهی غیررسمی مورد مطالعه مداقه قرار گرفته شده است. پژوهش حاضر به لحاظ هدف کاربردی، از نظر شیوه گردآوری داده ها توصیفی از نوع همبستگی، و به لحاظ ماهیت صبغه کمی دارد. تمامی دبیران دبیرستانهای دولتی شهر ایلام (379=N) جامعه آماری پژوهش را تشکیل داده که با استفاده از جدول کرجسی و مورگان (1997) و شیوه نمونه گیری خوشه ای متناسب با حجم تعداد 154 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. داده ها با استفاده پنج پرسشنامه استاندارد کژرفتار فردی 9 گویه ای و کژرفتاری گروهی 10 گویه ای بنت و رابینسون (2000)، ادراک بی عدالتی کولکویت (2001) با 20 گویه، انسجام گروهی سیشور (1954) با 20 گویه، قوانین غیررسمی هولینگر و کلارک (1982) با 9 گویه گردآوری شدند. پایایی پنج متغیر پژوهش با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ به ترتیب 78/0، 79/0، 81/0، 73/0، 83/0، بدست آمد. فرضیه ها به کمک نرم افزار SPSS ورژن 20 و با استفاده از رگرسیون سلسله مراتبی آزمون شدند. یافته ها نشان داد که مشاهده مستقیم کژ رفتار سازمانی، نقش میانجی در ارتباط بین کژ رفتار گروهی و کژ رفتار فردی معلمان دارد. کژرفتاری در سطح گروهی با فرایندهای اطلاعات اجتماعی ارتباط مستقیم، مثبت و معنادار داشته و از بین سه مولفه آن، مشاهده مستقیم کژرفتاری و شیوع کژرفتاری در سطح سازمان ارتباط بین کژرفتاری در سطح گروه و کژرفتاری در سطح فردی را تعدیل می نماید. زمانیکه میزان انسجام گروهی بالاست، دانش غیرمستقیم و ادراک شیوع کژرفتار در سطح سازمانی به احتمال ضعیفی موجب بروز کژرفتاری در سطح فردی می شود. بر این اساس نقش تعدیلگر انسجام گروهی در ارتباط بین کژرفتاری گروهی و فردی، رد می شود. نتایج رگرسیون سلسله مراتبی نشان داد که در سطح گروهی، اثر تعاملی معناداری بین مشاهده مستقیم کژرفتاری و قوانین و مجازات های غیررسمی وجود دارد. در خصوص اثر تعاملی دانش غیرمستقیم و قوانین غیررسمی، به لحاظ آماری تعامل معناداری یافت نشد. در نهایت نتایج نشان داد که در سطح گروهی و سازمانی اثر تعاملی ادراک شیوع کژرفتاری و قوانین غیررسمی، به لحاظ آماری معنادار است. این نتایح نشان می دهند که اگر قوانین غیررسمی در خصوص کژ رفتاری در سطح سازمانی در حد پایینی باشند، دانش مستقیم و شیوع کژرفتاری سازمانی به احتمال زیاد سرایت و انتقال کژرفتاری در سطح گروهی را به سطح فردی افزایش می دهد.
نقش میانجی رفتار شهروندی در رابطه هوش معنوی با عملکرد سازمانی کارکنان دانشگاه های کرمانشاه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف : هدف کلی پژوهش ارائه ی الگوی ساختاری نقش میانجی رفتار شهروندی در رابطه هوش معنوی با عملکرد سازمانی کارکنان دانشگاه های کرمانشاه بود. روش شناسی پژوهش : روش پژوهش مطالعه حاضر توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل تمامی کارکنان دانشگاه ها و مؤسسات آموزشی استان کرمانشاه ازجمله دانشگاه های آزاد، علوم پزشکی، پیام نور، مؤسسات غیرانتفاعی و علمی کاربردی (13718 نفر) بود که نمونه پژوهش بر اساس جدول مورگان به تعداد 374 نفر با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی، انتخاب شدند. ابزارهای این پژوهش شامل پرسشنامه های استاندارد عملکرد سازمانی هرسی و گلد اسمیت (2009) و پرسشنامه هوش معنوی کینک (2009) و رفتار شهروندی ارگان (1988) بود که روایی پرسشنامه ها قابل تأیید بود و توسط روایی صوری نیز مورد بررسی قرار گرفت؛ پایایی ابزار نیز توسط آلفای کرونباخ به ترتیب 90/0، 82/0 و 77/0 به دست آمد. پس از توزیع پرسشنامه ها بین نمونه ها و جمع آوری؛ داده ها با استفاده از مدل معادلات ساختاری تحلیل شدند. نتیجه ناشی از فرضیه اصلی یافته ها : پژوهش نشان داد که هوش معنوی دارای رابطه مثبت و معنی دار با عملکرد سازمانی است (89/0 = β؛ 35/16 = T-value) و این رابطه از طریق رفتار شهروندی نیز وجود دارد (062/1 = β؛ 22/19، 56/15= T-value). علاوه براین نتایج نشان داد که اثر رفتار شهروندی بر عملکرد سازمانی نیز مثبت و معنی دار بود (18/1 = β؛ 22/19 = T-value)؛ اثر هوش معنوی بر رفتار سازمانی مثبت و معنی دار گزارش شد (18/1 = β؛ 22/19 = T-value). بحث و نتیجه گیری: تمرکز بر هوش معنوی و رفتار شهروندی در خصوص تحقق عملکرد سازمانی می تواند موجب موفقیت سازمانی شود.
رابطه بین رهبری امنیت مدار و شادکامی کارکنان مدارس: نقش میانجی امنیت روانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت مدرسه دوره پنجم پاییز و زمستان ۱۳۹۶ شماره ۲
1 - 21
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر، شناسایی رابطه بین رهبری امنیت مدار و شادکامی کارکنان مدارس با نقش میانجی امنیت روانی است. روش تحقیق توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری تمامی کارکنان (کارکنان اداری و معلمان) مدارس دولتی شهر تهران بودند که، 373 نفر با شیوه نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای، انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از پرسش نامه «امنیت روانی» ادمونسون (1999) و دو پرسش نامه محقق ساخته «رهبری امنیت مدار» که بر مبنای نتایج تحلیل اسناد و مصاحبه های پژوهش و «شادکامی» برمبنای آکسفورد (1990) استفاده شد. روایی پرسش نامه ها مورد تأیید قرار گرفت و پایایی آن ها با استفاده از آلفای کرونباخ محاسبه شد که به ترتیب 812/0، 988/0 و 882/0 بود. جهت تجزیه و تحلیل داده ها، از هر دو نوع آمار توصیفی و آمار استنباطی (آزمون ضریب همبستگی پیرسون، رگرسیون گام به گام و تحلیل مسیر) استفاده شد. نتایج نشان داد که بین رهبری امنیت مدار با امنیت روانی و شادکامی کارکنان رابطه وجود دارد. لذا الگوی تجربی به دست آمده از تحلیل داده ها تا حد زیادی منطبق با مدل مفهومی پژوهش بود. در صورت وجود رهبری امنیت مدار در سازمان ها و به ویژه سازمان های آموزشی و برقراری امنیت روانی می توانیم شاهد میزان بالاتری از شادکامی کارکنان باشیم.
مصاحبه با: برادر نوید مدیر کل محترم فرهنگی - هنری
منبع:
تربیت ۱۳۷۰شماره ۵۸
حوزههای تخصصی:
به نام و نشان فکر نکنیم! (گفت وگو با محمد مقدس)
حوزههای تخصصی:
شناسایی و ارزشیابی میزان مطلوب بودن سامانه ی مدیریت آموزش و یادگیری فرهنگیان از دیدگاه کارکنان ستادی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی از مقاله تحلیل ساختار سامانه مدیریت آموزش و یادگیری فرهنگیان و ارزشیابی میزان مطلوب بودن آن از دیدگاه کارکنان حوزه ستادی بود. روش تحقیق ترکیبی با رویکرد اکتشافی بوده و داده های کیفی از طریق مصاحبه با چهار نفر از کارشناسان خبره مرکز آموزش نیروی انسانی، جمع آوری شد. ابزار محقق ساخته با 44 گویه در طیف 5 تایی لیکرت از درجه بسیارمطلوب تا بسیار نامطلوب برای بخش کمی مورد استفاده قرار گرفت. روایی ابزار با تایید استادان علوم-تربیتی و 7 نفر از دانشجویان دکتری مدیریت آموزشی تامین شد. پایایی ابزار با اجرای مطالعه موردی بین 30 نفر از کارکنان ستادی و محاسبه ی ضریب آلفای کرونباخ به میزان 0.98درصد تایید شد.882 نفر از کارکنان فعال در حوزه ستادی جامعه آماری تحقیق را تشکیل دادند که با ارسال پرسشنامه به صورت دستی و از طریق سیستم اتوماسیون 16 درصد یا 142 نفر پاسخ دادند. یافته های کیفی حاکی از کاربرد محدود معماری سیستم فناوری یادگیری (ال.تی.اس.ای) و استاندارد ایزو25-100در طراحی سامانه بود. ارزشیابی میزان مطلوب بودن سامانه نشان داد با افزایش همکاری پذیری، پاسخگویی، مبادله پذیری، تکلیف و سنجش وارزیابی، تعاملات یادگیری، صحت و اصالت فرآیند آموزش و کاربر پسندبودن، مطلوب بودن سامانه و نیز کیفیت کل سامانه افزایش خواهد یافت. ماندگاری، دسترس پذیری، توسعه پذیری، مدیریت محتوا و یادگیری، مدیریت اخبار واطلاع رسانی و سیستم های اطلاعاتی و مدیریتی، سامانه را در وضعیت مناسب و مطلوبی از دیدگاه کارکنان و مدیران قرار خواهد داد.
طراحی مدل فرهنگ سازمانی و بررسی رابطه آن با توانمند سازی روانشناختی کارکنان (مورد مطالعه: دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی خراسان رضوی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از نظر محققان ایجاد شرایط و بستر مناسب فرهنگی می تواند بسترساز توانمندسازی کارکنان باشد. لذا هدف از این پژوهش طراحی مدل فرهنگ سازمانی و بررسی رابطه آن با توانمندسازی روانشناختی کارکنان در دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی خراسان رضوی است. این پژوهش از نظر هدف توسعه ای و کاربردی است که در دو مرحله شامل شناسایی ابعاد فرهنگ سازمانی به روش تحلیل مضمون و آزمون آن به روش پیمایشی انجام شده است. در مرحله کیفی تعداد 25 نفر از خبرگان به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و پس از مصاحبه نیمه ساختارمند و به روش تحلیل مضمون مدل پژوهش طراحی شد. در مرحله پیمایش، جامعه آماری پژوهش، کارکنان دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی خراسان رضوی به تعداد 5365 نفر می باشد که از طریق نمونه گیری تصادفی طبقه ای چند مرحله ای تعداد 421 نفر به عنوان حجم نمونه تعیین و داده های مورد نیاز با استفاده از پرسشنامه های محقق ساخته جمع آوری شد. بر اساس نتایج این پژوهش مدل فرهنگ سازمانی در نظام آموزش عالی ایران دارای چهار ُبعد "رفتاری"، "مدیریتی"، "ساختاری "، "ارزشی و ایدئولوژیک" می باشد. همچنین بین فرهنگ سازمانی و توانمندسازی روان شناختی کارکنان رابطه مثبت و معنا داری وجود دارد.