فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷۰۱ تا ۷۲۰ مورد از کل ۷۲۲ مورد.
منبع:
مطالعات برنامه ریزی آموزشی دوره ۱۴ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۷
261 - 260
حوزههای تخصصی:
هدف: با توجه به نیاز روزافزون بازار کار به نیروهای ماهر، تقویت نظام های یادگیری مهارت محور در آموزش فنی و حرفه ای ضروری به نظر می رسد. از این رو، پژوهش حاضر با هدف تحلیل ضرورت ها و راهبردهای اجرایی نظام یادگیری مهارت محور در هنرستان های فنی و حرفه ای شهر تهران انجام شده است.
روش شناسی: این پژوهش از نوع آمیخته (کیفی و کمی) بوده، در بخش کیفی از روش سنتزپژوهی هفت مرحله ای کوپر (2015) استفاده شد و داده ها با استفاده از تحلیل محتوای کیفی از نوع کدگذاری باز و محوری، تحلیل و سپس دو الگوی هسته ای و جامع برای نظام یادگیری مهارت محور ارائه گردید. در بخش کمی نیز از تحلیل نظرات متخصصان بهره گرفته شد. جامعه آماری شامل مقالات مرتبط در پایگاه های داخلی ایران، پایگاه داده وب آو ساینس، و گوگل اسکالر در بازه زمانی 2000 تا 2025 و نمونه گیری مقالات به شیوه مبتنی بر معیار بوده است. در جستجوی اولیه، 307 مقاله مرتبط انگلیسی شناسایی شد که پس از بررسی و حذف مقالات نامرتبط، تعداد 73 مقاله انتخاب شد. همچنین، 8 مقاله فارسی مرتبط نیز مورد تحلیل قرار گرفت.
یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که برای اجرای موفقیت آمیز نظام یادگیری مهارت محور، توجه به سیاست گذاری و حمایت پایدار، طراحی برنامه های درسی مبتنی بر نیاز بازار کار، توسعه مهارت های کارآفرینی، و تقویت نقش ذی نفعان مختلف از جمله صنعت و نهادهای آموزشی ضروری است.
نتیجه گیری و پیشنهادها: مدل ارائه شده بر اساس تحلیل و ترکیب مطالعات منتخب، راهکاری جامع برای بهبود نظام یادگیری مهارت محور در هنرستان های فنی و حرفه ای ارائه می دهد. بر این اساس، پیشنهاد می شود سیاست گذاران آموزشی با بهره گیری از این مدل، راهکارهای اجرایی مناسب را برای هم راستایی آموزش های فنی و حرفه ای با نیازهای واقعی بازار کار طراحی و پیاده سازی کنند.
نوآوری و اصالت: در این مطالعه الگویی نوین برای بهبود نظام یادگیری مهارت محور در هنرستان های فنی و حرفه ای ارائه گردیده و بر انطباق آموزش با نیازهای بازار کار تأکید شده است.
طراحی مدل مفهومی برنامه ریزی آموزشی کوتاه مدت انعطاف پذیر در سازمان آموزش فنی و حرفه ای ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف : با توجه به تغییرات شتابان بازار کار و نقش کلیدی سازمان آموزش فنی و حرفه ای ایران در تأمین نیروی انسانی مهارت محور، ضروری است ساختارها و فرایندهای آموزشی متناسب با تحولات فناورانه و تقاضاهای شغلی جدید بازنگری شوند. بر این اساس، پژوهش حاضر با هدف طراحی مدل بومی برنامه ریزی آموزشی کوتاه مدت انعطاف پذیر در سازمان آموزش فنی و حرفه ای ایران انجام شده است تا با شناسایی و تبیین مؤلفه های کلیدی، الگویی منسجم و کارآمد برای واکنش سریع به نیازهای مهارتی ارائه دهد. روش شناسی: پژوهش حاضر با رویکرد آمیخته (کیفی–کمی) و طرح اکتشافی متوالی انجام شد. در بخش کیفی، با روش پدیدارشناسی و مصاحبه نیمه ساختاریافته با ۸ خبره آموزش فنی و حرفه ای (گزینش شده به صورت هدفمند) داده ها گردآوری و با تحلیل پدیدارشناختی طبقه بندی شد. در بخش کمی، پژوهش به روش توصیفی–پیمایشی انجام و پرسشنامه ای محقق ساخته میان ۲۵۱ مربی و کارشناس (انتخاب شده به روش تصادفی) توزیع گردید. روایی و پایایی ابزارها از طریق روش های معتبر تأیید شد و برازش مدل پیشنهادی با تحلیل عاملی و مدل سازی معادلات ساختاری سنجیده شد. این رویکرد آمیخته، درکی عمیق و امکان تعمیم نتایج را فراهم ساخت. یاقته ها: در بخش کیفی تحلیل مصاحبه هاشان داد که سه بعد ساختاری، فرایندی و اجرایی مهم ترین عوامل مؤثر بر انعطاف پذیری برنامه ریزی آموزشی هستند. نتایج تحلیل عاملی نیز (با بارهای عاملی ۰.۷۲، ۰.۶۸ و ۰.۶۵) جایگاه کلیدی این سه بعد را تأیید کرد و شاخص های برازش مدل بیانگر اعتبار مطلوب الگوی پیشنهادی می باشد.همچنین، یافته ها نشان می دهد که پیاده سازی موفق این الگو مستلزم بازطراحی ساختارهای سازمانی، تقویت فرایندهای پایش و ارزشیابی و توسعه زیرساخت های اجرایی است. نتیجه گیری و پیشنهادات: پژوهش حاضر نشان می دهد که سازمان آموزش فنی و حرفه ای، برای همگامی با تحولات فناوری و پاسخگویی به نیازهای بازار کار، ناگزیر است ساختارها و فرایندهای برنامه ریزی آموزشی خود را به صورت جامع بازطراحی کند. در این راستا، مدل پیشنهادی با ارائه چارچوبی عملیاتی، می تواند انعطاف پذیری و اثربخشی برنامه ریزی آموزشی را به طور چشمگیری ارتقا دهد. نوآوری و اصالت: پژوهش، علاوه بر ارائه مدل بومی مبتنی بر شرایط خاص ایران، معیارهای سنجش عملیاتی جدیدی را برای ارزیابی انعطاف پذیری معرفی کرده است. این دستاوردها، به غنای ادبیات علمی در حوزه برنامه ریزی آموزشی انعطاف پذیر کمک می کنند.
تحلیل موانع تحقق اهداف و چالش های پیش روی پژوهش سراهای دانش آموزی از منظر مدیران و دبیران: دلالت هایی برای بهبود برنامه ریزی آموزشی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش سراهای دانش آموزی نقش مهمی در پرورش خلاقیت و مهارت های پژوهشی دانش آموزان ایفا می کنند. با این حال، این مراکز در مسیر دستیابی به اهداف خود با چالش هایی روبرو هستند که نیازمند بررسی دقیق است. این مطالعه با هدف شناسایی، بررسی چالشهای پیش روی پژوهش سراهای دانش آموزی از دیدگاه دو گروه اصلی بازیگر کلیدی (مدیران و دبیران تخصصی) و تبیین دلالتهای آن برای برنامه ریزی آموزشی مؤثر، به منظور درک موانع تحقق اهداف این مراکز در تقویت پژوهش و خلاقیت انجام شده است. ر وش شناسی: پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و مبتنی بر تحلیل محتوای مصاحبه های نیمه ساختاریافته انجام پذیرفت. جامعه پژوهش شامل کلیه مدیران و دبیران تخصصی همکار در پژوهش سراهای دانش آموزی استان آذربایجان شرقی در سال تحصیلی ۱۴۰3-1404 بود. نمونه گیری به روش هدفمند انجام شد و شامل ۱۵ مدیر و ۲۵ دبیر گردید که بر اساس تجربه و درگیری فعال آنها در پژوهش سراها انتخاب شدند. داده های گردآوری شده با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی تحلیل شدند. برای افزایش اعتمادپذیری یافته ها، از راهبردهایی نظیر بازبینی توسط همکاران و تطبیق نتایج با مبانی نظری و پیشینه پژوهش بهره گرفته شد. یافته ها: نتایج نشان داد که مدیران و دبیران تخصصی با چالش های متمایزی در ابعاد سیستمی، زیرساختی، نگرشی و مهارتی مواجه هستند که بر عملکرد کلی پژوهش سراها و تحقق اهداف برنامه ریزی شده برای آنها تأثیرگذار است. نتیجه گیری و پیشنهادها: تحلیل مقایسه ای دیدگاه های مدیران و دبیران، شکافی عمیق بین اهداف اولیه تأسیس پژوهش سراها (تقویت پژوهش و خلاقیت) و واقعیت اجرایی آنها را آشکار می سازد. این چالش ها بر ضرورت بازنگری در سیاست ها و برنامه ریزی های آموزشی مرتبط با این مراکز و همچنین اتخاذ رویکردی چندجانبه و هماهنگ برای رفع آنها از دیدگاه هر دو گروه تأکید دارد. نوآوری و اصالت : این پژوهش با ارائه دسته بندی دقیقی از موانع از دیدگاه مدیران و دبیران و برجسته سازی دیدگاه هایشان، به درک جامع تری از وضعیت موجود و ریشه های مشکلات کمک می کند. این امر مبنایی برای برنامه ریزی آموزشی هدفمندتر و مداخلات سیاستی مؤثرتر جهت بهبود عملکرد این مراکز فراهم می آورد.
پژوهش های نابرابری آموزشی: تحلیل شبکه های پژوهشی و خوشه های موضوعی مقالات با روش کتاب سنجی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه ریزی آموزشی دوره ۱۴ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۷
146 - 169
حوزههای تخصصی:
هدف : نابرابری آموزشی یکی از چالش های اساسی جوامع مدرن است که تأثیرات عمیقی بر فرصت های یادگیری و توسعه اجتماعی دارد. این پژوهش با رویکرد علم سنجی به بررسی روند تولیدات علمی، نشریات برتر، پژوهشگران پرکار، همکاری های بین المللی و روند موضوعی پژوهش های نابرابری آموزشی می پردازد. روش شناسی: این مطالعه از روش کتاب سنجی و تحلیل شبکه استفاده کرده است. داده های مربوط به مقالات علمی حوزه نابرابری آموزشی از پایگاه های داده معتبر استخراج و از ابزارهای تحلیل هم واژگانی و همکاری علمی برای تحلیل ساختار پژوهش های این حوزه استفاده شده است. یافته ها: نتایج نشان داد که تعداد مقالات منتشر شده در حوزه نابرابری آموزشی به طور مداوم افزایش یافته است. نشریات معتبر مانند British Journal of Sociology of Education و PLOS ONE بیشترین تأثیر را در این زمینه دارند. پژوهشگران کشورهای اروپایی و آمریکای شمالی بیشترین میزان تولید و همکاری علمی را داشته اند. تحلیل موضوعی نشان داد که نابرابری اقتصادی، نابرابری دیجیتال و عدالت اجتماعی از موضوعات پررنگ این حوزه هستند. نتیجه گیری و پیشنهادها: نتایج پژوهش نشان می دهد که توجه به سیاست های آموزشی عادلانه و توسعه فناوری های آموزشی برای کاهش شکاف دیجیتال از اهمیت بالایی برخوردار است. پیشنهاد می شود که مطالعات آینده بر بررسی تأثیر سیاست های کلان آموزشی بر کاهش نابرابری تمرکز کنند. نوآوری و اصالت : این مطالعه با بهره گیری از روش های کتاب سنجی و تحلیل شبکه، تصویری جامع از روند پژوهش های نابرابری آموزشی ارائه می دهد و به سیاست گذاران و محققان در تدوین راهبردهای مؤثر کمک می کند.
نگاشت-نهاد آموزش عالی با رویکرد بین المللی شدن در نظام علم و فناوری ایران (وضعیت موجود)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه ریزی آموزشی دوره ۱۴ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۷
113 - 145
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف طراحی مدل و نقشه راه و نگاشت-نهاد آموزش عالی با رویکرد بین المللی شدن در نظام علم و فناوری ایران در وضعیت موجود انجام شده است. روش شناسی: پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر چگونگی به دست آوری اطلاعات از نوع مطالعه موردی است. مشارکت کنندگان شامل 15 نفر از صاحب نظران و استادان و پژوهشگران حوزه آموزش عالی می باشند که به روش هدفمند نمونه گیری و سپس به صورت نیمه ساختاریافته مصاحبه شده اند. داده ها به کمک نرم افزار MAXQDA v2020 کدگذاری شده است. یافته ها: یافته ها نشان داد که مهم ترین نهادهای تأثیرگذار بر بین المللی سازی آموزش عالی 5 دسته یعنی نهادهای سیاست گذار کلان ، نهادهای واسطه پیاده سازی سیاست ها، نهادهای اجرایی ، نهادهای سیاست گذار اجرایی و نهادهای سیاست گذار می باشند. همچنین مهم ترین کارکردهای این نهادها در جهت بین المللی سازی آموزش عالی شامل کارکردهای سیاست گذاری، تنظیم گری، تسهیل گری، ارائه دهنده خدمات می باشد. نتیجه گیری و پیشنهادها: پژوهش نشان داد که نظام آموزش عالی ایران دارای ظرفیت های بالقوه قابل توجهی برای بین المللی شدن است؛ اما این ظرفیت ها به دلیل پراکندگی وظایف، نبود هماهنگی نهادی، ضعف در تنظیم گری و کم توجهی به نقش کلیدی دانشگاه ها و ساختارهای علمی بین المللی به فعلیت نرسیده اند. همچنین مشخص شد که اقدامات صورت گرفته عمدتاً نمادین، محدود به امضای تفاهم نامه و برگزاری کنفرانس بوده و با الزامات یک دانشگاه بین المللی فاصله دارد. طراحی نگاشت نهادی می تواند به عنوان ابزاری استراتژیک برای شناخت بازیگران، تعیین نقش آن ها، رفع موازی کاری و ایجاد هماهنگی نهادی عمل کند و مسیر سیاست گذاری هدفمند و اثربخش را هموار سازد. نوآوری و اصالت: این مقاله با رویکردی نو تلاش دارد مهمترین نهادهای تاثیرگذار بر بین المللی سازی آموزش عالی ایران در وضعیت موجود را شناسایی و آنها را دسته بندی نماید.
طراحی مدلی بهینه برای بهبود آموزش کارآفرینی با تمرکز بر نقاط ضعف موجود در نظام آموزشی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: آموزش مهارت های کارآفرینی با چالش هایی مواجه است که اثربخشی آن را کاهش داده و نیازمند مدلی بهبودیافته برای بهینه سازی برنامه ریزی آموزشی است. از این رو هدف از پژوهش حاضر طراحی مدلی بهینه برای بهبود آموزش کارآفرینی با تمرکز بر نقاط ضعف موجود در نظام آموزشی است. روش شناسی: این پژوهش از نظر روش شناسی، روش آمیخته (کیفی- کمی) از نوع اکتشافی می باشد. در ابتدا در بخش کیفی از روش تحلیل محتوا برای شناسایی آسیب های موجود در آموزش مهارت کارآفرینی در مدارس استفاده شد و سپس در بخش کمی از روش تحلیل عاملی اکتشافی جهت دسته بندی عوامل شناسایی شده و از آزمون فریدمن برای رتبه بندی مقولات استفاده شد. جامعه آماری پژوهش حاضر نیز در دو بخش کیفی و کمی تقسیم بندی شد. در بخش کیفی خبرگان حوزه آموزش کارآفرینی به تعداد 20 نفر انتخاب شد و در بخش کمی معلمان فعال در حوزه آموزش مهارت های کارآفرینی مدارس متوسطه دوره دوم که تعداد آن ها طی بررسی ها حدوداً 275 نفر به دست آمده است؛ 170 نفر به عنوان نمونه به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. برای تحلیل عامل اکتشافی و آزمون فریدمن از نرم افزار SPSS استفاده شد. یافته ها: یافته های حاصل نشان می دهد «عوامل زیرساختی آموزش مهارت های کارآفرینی در مدارس»، «عوامل محتوایی آموزش مهارت های کارآفرینی در مدارس»، «عوامل فضای فیزیکی آموزش مهارت های کارآفرینی در مدارس» و «عوامل دانش علمی معلمان در آموزش مهارت های کارآفرینی در مدارس» جزو عوامل تأثیرگذار در بهبود و ارتقای آموزش مهارت کارآفرینی در مدارس شناسایی شدند. نتیجه گیری و پیشنهادات: برای بهبود آموزش مهارت های کارآفرینی در مدارس، تقویت زیرساخت ها، محتوای آموزشی، فضای فیزیکی و دانش علمی معلمان ضروری است. بر این اساس، آموزش کارآمد و مؤثر درس کارآفرینی در مدارس، مستلزم ایجاد یک برنامه جامع و یکپارچه ملی برای آموزش کارآفرینی در مدارس، شامل استانداردسازی محتوا، توانمندسازی معلمان، توسعه محیط های یادگیری خلاقانه و اجرای روش های عملی و انگیزشی برای دانش آموزان است. نوآوری و اصالت: این پژوهش با تمرکز بر آسیب شناسی بومی آموزش کارآفرینی در مدارس تبریز و شناسایی چهار عامل کلیدی تأثیرگذار دارای اصالت موضوعی و نوآوری کاربردی است، به طوری که از نتایج آن می توان جهت برنامه ریزی آموزش درس کارآفرینی در مدارس بهره برد.
مسئولیت اجتماعی نظام دانشگاهی، مفهوم مفقوده سیاست ها و برنامه های آموزشی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: نظام دانشگاهی زمانی در جامعه موثر خواهند شد که در قبال مسائل اجتماعی احساس مسئولیت نمایند. در این راستا پژوهش حاضر با طراحی مدلی بر اساس شاخص ها و ابعاد مسئولیت اجتماعی نظام دانشگاهی، وضعیت موجود و مطلوب آن را در سیاست ها و برنامه های دانشگاهی مورد بررسی قرار داده است. روش شناسی: روش پژوهش آمیخته اکتشافی است. در بخش کیفی، شاخص ها و مؤلفه های مدل شناسایی و در بخش کمی، داده ها از 259 نفر اعضای هیات علمی با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای توسط پرسشنامه جمع آوری شدند. روایی ابزار با تحلیل عاملی تاییدی و پایایی آن از طریق آلفای کرانباخ و پایایی ترکیبی تأیید گردید. داده ها در بخش کیفی با تحلیل محتوای کیفی و در بخش کمی با تحلیل عاملی تاییدی مرحله دوم، آزمون تی زوجی و ویلکاکسون تحلیل شد. یافته ها: یافته های حاصل از تحلیل های کیفی و کمی منجر به شناسایی 50 شاخص و 7 مؤلفه از قبیل مسئولیت اخلاقی، زیست محیطی، بشردوستانه، اقتصادی، شناختی، قانونی و آموزشی وپژوهشی در قالب یک مدل با برازش مناسب گردید. ارزیابی انجام شده نشان داد که بین وضعیت موجود و مطلوب آن فاصله زیادی وجود دارد. نتیجه گیری و پیشنهادها: نتایج حاکی از وضعیت نامطلوب دانشگاه های موردمطالعه درباره ایفای نقش مسئولیت اجتماعی است. پیشنهاد می شود ابعاد مسئولیت اجتماعی در سیاستگذاری و برنامه ریزی نظام های دانشگاهی مورد توجه قرار گیرد. نوآوری و اصالت: مفهوم مسئولیت اجتماعی نظام دانشگاهی چندان مورد توجه پژوهش ها، سیاست ها و برنامه های آموزشی نیست و سابقا چنین مطالعه ای در منطقه هدف صورت نگرفته است. لذا پژوهش درباره آن بعنوان پارادایم نوظهور برای جهت گیری پژوهش های آتی مفید است.
تأثیر آموزش فعال فناورانه (TEAL) بر یادگیری خودراهبر دانش آموزان دوره دوم ابتدایی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر، تأثیر آموزش فعال فناورانه (TEAL) بر یادگیری خودراهبر دانش آموزان دوره دوم ابتدایی بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی، با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه ی آماری پژوهش شامل کلیه ی دانش آموان دوره دوم مقطع ابتدایی شهر اصفهان (ناحیه 3) مشتمل بر 7038 نفر که در سال تحصیلی 1404-1403 در مدارس ابتدایی مشغول تحصیل بودند. نمونه پژوهش شامل (30 دانش آموز) بود که به صورت نمونه در دسترس انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه(15 نفر) جایگزین شدند. گروه آزمایش به مدت 3 ماه در هر هفته 3 جلسه 45 دقیقه ای تحت آموزش فعال فناورانه (TEAL) قرار گرفتند و گروه گواه هیچ آموزشی دریافت نکردند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه یادگیری خود راهبر فیشر و همکاران (2013) استفاده شد. تحلیل دادهها با استفاده از نرم افزار SPSS.v25 و آزمونهای لوین، کولموگروف اسمیرنف، شیب رگرسیون، تحلیل کوواریانس و تحلیل واریانس چند متغیری (مانکوا) انجام شد. یافته های نشان داد بین دو گروه آزمایش و کنترل دانش آموزان در آموزش فعال فناورانه (TEAL) در سطح 01/0>p تفاوت معناداری وجود دارد. همچنین بین دو گروه آزمایش و کنترل دانش آموزان در آموزش فعال فناورانه (TEAL) مولفه های انگیزش در یادگیری و خود کنترلی در سطح 05/0>P تفاوت معنی دار وجود دارد و آموزش فعال فناورانه (TEAL) توانسته است میزان انگیزش در یادگیری و خود کنترلی در دانش آموزان دوره دوم مقطع ابتدایی افزایش دهد.
ارتباط فرهنگ مدرسه و سلامت روان دانش آموزان با نقش میانجی احساس تعلق به مدرسه(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام این مطالعه، آزمون الگوی مفهومی نقش تعلق به مدرسه در رابطه بین فرهنگ مدرسه و سلامت روان دانش آموزان مقطع ابتدایی شهرستان کازرون بود. این تحقیق بر حسب هدف، کاربردی و همچنین از نظر ماهیت و روش، توصیفی - همبستگی و از لحاظ زمانی، مقطعی بود. جامعه آماری در این مطالعه، کلیه دانش آموزان مقطع ابتدایی شهرستان کازرون (3500 نفر) بوده که با استفاده از جدول مورگان-کرجسی، تعداد نمونه آماری حدود 246 نفر در نظر گرفته شد و روش نمونه گیری، تصادفی طبقه ای بوده است. در این مطالعه از پرسشنامه های استاندارد تعلق به مدرسه موتون و همکاران (2013)، سلامت روانی کیز (۲۰۰۲) و فرهنگ مدرسه ﮔﺮوﻧﺮت و وﻟﻨﺘﺎیﻦ (1999) استفاده شده است. روایی محتوایی هر سه پرسشنامه توسط صاحب نظران تأیید گردید است و پایایی آن پس از اجرای آزمایشی بین 30 نفر از دانش آموزان به وسیله محاسبه آلفای کرونباخ برای سه پرسشنامه به ترتیب 84/0 ، 89/0 و 87/0 تعیین گردید. به منظور پاسخ به سوال های تحقیق از آزمون های همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر و نرم افزارهای SPSS و Amoos استفاده شده است. نتایج آزمون همبستگی پیرسون نشان داده فرهنگ مدرسه و تعلق به مدرسه با سلامت روان دانش آموزان رابطه معناداری داشته است. همچنین؛ بین فرهنگ مدرسه و تعلق به مدرسه رابطه معناداری برقرار بوده است. نتایج تحلیل مسیر نشان داده است که تعلق به مدرسه در رابطه بین فرهنگ مدرسه و سلامت روان دانش آموزان، نقش واسطه ای داشته است.
بررسی نقش طرح تابستانه کتابخوانی در ایجاد تعمیق فرهنگ کتابخوانی در دانش آموزان دختر پایه چهارم ابتدایی ناحیه ۴ کرج، مطالعه موردی: رسانه ی آموزش دانش آموزی (شاد)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش طرح تابستانه کتابخوانی در ایجاد تعمیق فرهنگ کتابخوانی در دانش آموزان دختر پایه چهارم ابتدائی ناحیه ۴ کرج(مطالعه موردی: رسانه ی آموزش دانش آموزی ( شاد ) بوده است. که از نظر هدف کاربردی و از نظر نوع توصیفی از نوع نیمه آزمایشی با پس آزمون با دو گروه آزمایشی و کنترل می باشد. جامعه آماری شامل ۲۰۰۰ دانش آموز مدارس غیرانتفاعی ناحیه ۴ کرج مشغول به تحصیل بود . همچنین دو گروه 40 نفره دانش آموزان به عنوان نمونه آماری انتخاب و بصورت تصادفی ساده به گروه آزمایشی و کنترل تقسیم شدند.گروه آزمایشی پکیج آموزشی طرح کتابخوانی ( نمونه ی کوچک شده ی طرح تابستانه ی کتابخوانی آموزش و پرورش ) را دریافت کردند. ابزار پژوهش شامل پکیج آموزشی و همچنین پرسشنامه محقق ساخته بود. که روایی ان بر اساس ضریب CVRبالاتر از 8/0 بدست آمده و پایایی با استفاده از آزمون آلفای کرونباخ برای کل پرسشنامه ۸۱/0 بدست آمد. پس از جمع آوری داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS24 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت که نتایج نشان داد ، طرح تابستانه کتابخوانی باعث مطالعه دقیق ، یادگیری عمیق ، ارتقاء سرانه مطالعه و توسعه فرهنگ کتابخوانی ، دسترسی آسان به تازه های نشر در دانش آموزان می شود. بنابراین توصیه می شود با اجرای برنامه های کتابخوانی در میان دانش آموزان آنها را در مسیر افزایش سرانه مطالعه و استفاده از فواید آن هدایت نمود.
تحلیل محتوای الکترونیکی درس ریاضی (پایه چهارم) ابتدایی در بستر شاد(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
تعالی تعلیم و تربیت و آموزش دوره ۱ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۴
104 - 128
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر تحلیل محتوای الکترونیکی درس ریاضی (پایه چهارم) ابتدایی در بستر شاد می باشد که از نظر هدف کاربردی و از لحاظ روش توصیفی از نوع تحلیل محتوا است. جامعه آماری پژوهش شامل محتواهای الکترونیکی (فیلم آموزشی) درس ریاضی به تعداد 456 عدد فیلم می باشد که توسط معلمان مقطع ابتدایی در زمان همه گیری کووید-19تولید و در بستر شاد قرار داده شده است. حجم نمونه، تعداد (145) فیلم آموزشی درس ریاضی پایه چهارم ابتدایی مربوط به فصل های 1 تا 7 می باشد که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شده است. ابزار پژوهش چک لیست محقق ساخته مبتنی بر بسته استاندارد سازمان پژوهش و برنامه ریزی وزارت آموزش و پرورش سال (1399) در سه شاخص "ویژگی های مشترک طراحی فنی و هنری"، "ویژگی های مشترک طراحی آموزشی" و "ویژگی های اختصاصی"است که روایی با استفاده از محاسبه ضریب توافق و پایایی با استفاده از روش آلفای کرونباخ تایید شده است. تحلیل داده های به دست آمده از بررسی فیلم های آموزشی نشان داد کیفیت فیلم های آموزشی درس ریاضی ازنظر"ویژگی های مشترک طراحی فنی و هنری "، "ویژگی های مشترک طراحی آموزشی"،" آموزشی و ویژگی های اختصاصی" در بستر شاد به صورت معناداری بیشتر ازمتوسط مورد انتظار است. بنابراین هرچقدر رابط کاربری یک نرم افزار، جذاب و دلنشین باشد، موجب آسانی و تسریع تعامل کاربران با خدمات و محتوا ها می شود.
تاثیر آموزش هوش موفق بر تمرکز یادگیری و خود شکوفایی دانش آموزان دختر پایه ششم ابتدایی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
تعالی تعلیم و تربیت و آموزش دوره ۱ زمستان ۱۴۰۱ شماره ۲
158 - 171
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر تاثیر آموزش هوش موفق بر تمرکز یادگیری و خود شکوفایی دانش آموزان دختر پایه ششم ابتدایی بوده که از نظر هدف کاربردی و از نظر روش نیمه تجربی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل می باشد. جامعه آماری دانش آموزان دختر پایه ششم ابتدایی شهر هشتگرد که تعداد آنها 800 نفر می باشند.نمونه آماری دو کلاس 20 نفره دانش آموزان دختر پایه ششم ابتدایی که از نظر هوش و جنسیت و محیط کنترل شده اند و به روش خوشه ای انتخاب شده اند. ابزار پژوهش شامل بسته آموزش هوش موفق بابایی(1395) بوده که در 24 جلسه 75 دقیقه ای آموزش داده شد . پرسشنامه استاندارد خود شکوفایی جونز و کرندال (1986)که پایایی آن 805/0 گزارش شده و پرسشنامه تمرکز یادگیری سواری و اورکی (1395) که پایایی آن 80/0 گزارش شده است . داده ها با استفاده از نرم افزار spss21و آزمون های آماری Tدوگره مستقل و آزمون تحلیل کواریانس مورد تجزیه تحلیل قرار گرفت . نتایج نشان داد آموزش هوش موفق موجب افزایش خود شکوفایی و تمرکز یادگیری در دانش آموزان می شود که این تاثیر در خود شکوفایی دانش آموزان به میزان 77 درصد و در تمرکز یادگیری به میزان 94 درصد می باشد. بنابراین توصیه می شود با طرح ریزی برنامه های درسی مبتنی بر هوش موفق به دانش آموزان مهارت های جدید تری در زمینه برخورد با مسائل زندگی آموزش داده شود تا خلاقانه تر و با توان بالاتر در درک و تحلیل مسائل را بیاموزند.
بررسی نقش معلم در برنامه درسی آموزش پیش دبستانی مبتنی بر بازی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
تعالی تعلیم و تربیت و آموزش دوره ۱ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۴
70 - 83
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش معلم در برنامه درسی آموزش پیش دبستانی مبتنی بر بازی در سال 1402-1401 انجام گرفته است. این تحقیق از لحاظ روش، از نوع تحقیقات کمی- کیفی و از لحاظ هدف جزء تحقیقات کاربردی بوده که در رویکرد کیفی از روش تحلیل مضمون استفاده شده است. جامعه آماری این تحقیق شامل کلیه صاحب نظران برنامه درسی، روانشناسان تربیتی و مربیان پیش دبستانی که به ترتیب در دانشگاه های استان آذربایجان غربی یا در مدارس و مراکز پیش دبستانی تدریس می کنند، می باشد. نمونه آماری شامل 20 نفر از صاحب نظران برنامه درسی و روانشناسان تربیتی که حداقل دارای دو تالیف کتاب و پنج مقاله علمی و پژوهشی و 10نفر از مربیان پیش دبستانی که دارای 5 سال تجربه آموزش داشته اند با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند تا حد اشباع انتخاب شدند. ابتدا بر اساس مصاحبه نیمه ساختار یافته، دیدگاه های جامعه آماری استخراج و سپس از طریق کدگذاری پاسخ های مصاحبه شوندگان کد بندی و مقولات نهایی مشخص شد و نتایج پژوهش نشان می دهد: راهنمایی، تسهیل گری، ایجاد شرایط و فراهم کردن بسترهای لازم و تهیه امکانات و وسایل بازی از مهمترین مولفه های نقش معلم است.
پیش بینی انگیزه پیشرفت تحصیلی بر اساس معنا در زندگی و نیازهای اساسی روانی در دانشجویان دختر(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف پیش بینی انگیزه پیشرفت تحصیلی بر اساس معنا در زندگی و نیاز های اساسی روانی در دانشجویان دختر انجام شد. روش کار: روش تحقیق در پژوهش حاضر به شیوه توصیفی – همبستگی بود و جامعه آماری شامل تمام دانشجویان دختر دانشکده روانشناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرج در سال تحصیلی 1402 بود. در پژوهش حاضر 110 دانشجو به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به پرسشنامه های انگیزه پیشرفت هرمنس(1977)، معنا در زندگی(2006) و نیازهای اساسی روانی(2000) پاسخ دادند. داده های جمع آوری شده با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 26 و به روش آزمون آماری ضریب همبستگی پیرسون و آزمون آماری رگرسیون چند متغیره مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج: نتایج به دست آمده در این پژوهش، نشان داد که انگیزه پیشرفت تحصیلی با معنا در زندگی (وجود معنا ، جستجوی معنا)، رابطه مثبت معنا دار دارد (0.002). همچنین انگیزه پیشرفت تحصیلی با نیازهای اساسی روانی فقط در مؤلفه ی شایستگی رابطه ی مثبت معنا دار دارد (0.000) و در مؤلفه های استقلال و ارتباط رابطه ی معنا داری با انگیزه پیشرفت تحصیلی مشاهده نشد.
بررسی راهکارهای ایجاد انگیزش معلمان ابتدایی جهت استفاده از شیوه های نوین آموزش در فضای مجازی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
تعالی تعلیم و تربیت و آموزش دوره ۱ بهار ۱۴۰۲ شماره ۳
66 - 78
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی راهکارهای ایجاد انگیزش معلمان ابتدایی جهت استفاده از شیوه های نوین آموزش درفضای مجازی آموزش و پرورش ناحیه سه شهرستان کرمانشاه است. این پژوهش با استفاده از روش تحقیق کیفی انجام گرفت. در این تحقیق از 12 نفر ازمعلمان و اساتید و خبرگان مسلط به شیوه های نوین تدریس ناحیه سه آموزش و پرورش شهرستان کرمانشاه به عنوان نمونه استفاده شده است. به منظور شناسایی راهکارهای موثر بر ایجاد انگیزش معلمان از روش تحلیل مضمون استفاده شد. با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و گلوله برفی و شاخص اشباع نظری نسبت به نمونه گیری از جامعه پژوهش اقدام شد. برای حصول اطمینان از روایی ابزار در پژوهش، از نظرات ارزشمند اساتید آشنا با این حوزه و متخصصان دانشگاهی که در این حوزه خبره و مطلع بودند استفاده شد. همچنین برای ارزیابی پایایی به روش پیشنهادی لینکن و کوبا استناد شد و برای تأمین اعتبار و مقبولیت داده ها از روش درگیری دائمی و مستمر بهره گرفته شد. 16 مؤلفه شامل (وظیفه شناسی، تعهد حرفه ای، خودکارآمدی، اثربخشی، اعتماد به نفس، رضایت مندی شغلی، خود مختاری، مسئولیت پذیری، ابتکار در تدریس، خلاقیت، تعامل با همکاران، به روز نمودن مهارت ها، تنوع گرایی، پیشرفت شغلی، دل بستگی شغلی و شایستگی حرفه ای) بر انگیزش معلمان مؤثر بودند.
مطالعه پدیدارشناسانه چالش ها و راهکارهای ارزشیابی از آموخته های دانش آموزان در دوران کرونایی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
تعالی تعلیم و تربیت و آموزش دوره ۱ پاییز ۱۴۰۱ شماره ۱
18 - 29
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام پژوهش حاضر شناسایی چالش ها و راهکارهای ارزشیابی از آموخته های دانش آموزان در دوران کرونایی از دیدگاه معلمان در سال تحصیلی 1400-99 می باشد. پژوهش حاضر از از نوع روش کیفی و از نظر ماهیت پژوهش از نوع پدیدارشناسی اکتشافی است و داده ها به شکل مصاحبه نیمه ساختار یافته گردآوری شده است. جامعه آماری شامل کلیه معلمان مرد و زن آموزش و پرورش شاغل در سه تاحیه شهرستان کرمانشاه بوده و انتخاب نمونه نیز به شکل هدف مند به تعداد 70 نفر و جمع آوری داده ها تا مرحله اشباع نظری انجام گرفته است. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد که، مهمترین شیوه ارزشیابی آموزش غیر حضوری دانش آموزان در دوران شیوع ویروس کرونا را می توان به امتحان حضوری (در صورت مجوز ستاد کرونا) با رعایت فاصله گذاری اجتماعی، امتحان کتبی مجازی از طریق گوگل فرم، آداب کانکت، امتحان شفاهی مجازی و پرسش و پاسخ شفاهی در حین تدریس از طریق آداب کانکت و نرم افزارهای مرتبط، ارائه های کلاسی در بستر سامانه های مجازی، پوشه الکترونیکی(مجموعه تکالیف ترم شامل کار عملی، حل تمرین، مقاله، و غیره) و ارزشیابی چندگانه (تلفیقی) دسته بندی کرد و مهم ترین جالش مرتبط به آن نیز امکان تقلب و ارسال پاسخ ها از طریق شبکه مجازی برای یک یا چند نفر از دوستان و یا حتی کل کلاس بوده است. از دیدگاه مصاحبه کنندگان به طور کامل مشخص و مورد بررسی قرار گرفت.
نقش رویکردهای تدریس خلاق در ارزشیابی یادگیری دانش آموزان در مدارس کیفی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
تعالی تعلیم و تربیت و آموزش دوره ۲ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۲
83 - 98
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به بررسی نقش رویکردهای تدریس خلاق در ارزشیابی یادگیری دانش آموزان در مدارس کیفی می پردازد که از نظر هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی از نوع همبستگی است..جامعه آماری پژوهش شامل معلمان و دانش آموزان مدارس ابتدایی کیفی استان البرز و استان تهران می باشد که نمونه آماری شامل 51 نفر از معلمان مدارس کیفی و تعداد 100 نفر از دانش آموزان می باشد که به روش در دسترس انتخاب شده اند. ابزار پژوهش حاضر شامل پرسشنامه محقق ساخته مبتنی بر پرسشنامه استاندارد تدریس خلاق است . پرسشنامه از 44 سوال در 4 بعد زمان دادن و حمایت از ایده ها – بعد سرزندگی پویایی- شادمانی و شوخ طبعی، بعد چالش، تضاد و خطر پذیری و در نهایت بعد مباحثه، آزادی- اعتماد و اطمینان به بررسی مولفه های تدریس خلاقی که در مدارس کیفی مورد استفاده قرار می گیرند، می پردازد که در مقیاس 5 سطحی لیکرت تنظیم شده است .برای بررسی روایی، سئوالات در اختیار اساتید و متخصصان قرار گرفته و با توجه به تایید روایی صوری ضریب بارتلت-کایزر آن 86/0 محاسبه گردید و پایایی آن با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ برای کل پرسشنامه 806/0 گزارش شده است. . پس از جمع آوری داده ها با استفاده از نرم افزار spss24 داده ها با استفاده از آزمون های ضریب همبستگی پیرسون( همچنین رگرسیون خطی مورد محاسبه قرار گرفت ،نتایج نشان داد رویکردهای تدریس خلاق در ارزشیابی یادگیری دانش آموزان در ابعاد چهارگانه آن به ترتیب به میران 23 درصد، 64 درصد، 14 درصد و 15 درصد موثراست.
بررسی عوامل خانوادگی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی بر رضایت شغلی و میزان تاثیر آن بر معلمان دوره دوم متوسطه ناحیه 3 شهر اهواز(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
تعالی تعلیم و تربیت و آموزش دوره ۱ زمستان ۱۴۰۱ شماره ۲
28 - 45
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر بررسی عوامل خانوادگی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در رضایت شغلی و تاثیر آن بر معلمان دوره دوم متوسطه ناحیه3 شهر اهواز که از نظر نوع، پژوهشی آمیخته(کیفی-کمی) می باشد. جامعه آماری پژوهش در بخش کیفی مقالات مرتبط با موضوع از سال 1390 تا 1401بوده که پس از بررسی نهایی تعداد 25 مقاله انتخاب گردید. در بخش کمی جامعه آماری شامل کلیه معلمین مرد و زن مقطع دوم متوسطه ناحیه 3 شهر اهواز می باشد. نمونه آماری براساس فرمول کوکران370 نفر که نیمی از آنها مرد و نیمی زن هستند که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها در بخش کمی، پرسشنامه محقق ساخته می باشد که گویه های آن، مولفه های جمع آوری وکدگذاری شده مقالات مستخرج از پایگاه های علمی با موضوع رضایتمندی معلمان با نرم افزار Atlas Ti استخراج شده، می باشد. پس از کد گذاری با روش باز و انتخابی پرسشنامه در 4 بعد فردی/خانوادگی، اجتماعی /سازمانی، اقتصادی، فرهنگی و71 گویه تنظیم شد. روایی پرسشنامه با استفاده از ضریب CVR مطلوب گزارش شد. پایایی پرسشنامه از طریق محاسبه ضریب آلفای کرونباخ برای این پژوهش 88/0 گزارش گردید. پس از جمع آوری داده ها با استفاده ازنرم افزار Spss24و از رگرسیون خطی برای بررسی میزان ضریب تاثیر در چهار بعد فردی/خانوادگی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی بیشتر از 90 درصد به دست آمد. بنابراین پیشنهاد می شود، برای بهبود کیفیت زندگی و رضایتمندی معلمان بر اساس این چهار بعد برنامه ریزی و سیاست گذاری های لازم انجام شود تا بتوان در توسعه هر چه بیشتر جامعه از آن بهره برد.
شناسایی عوامل مؤثر بر ارتقاء زنان در سمت های مدیریتی (در سطوح میانی و عالی) آموزش و پرورش شهر تهران(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
تعالی تعلیم و تربیت و آموزش دوره ۱ زمستان ۱۴۰۱ شماره ۲
138 - 157
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل مؤثر بر ارتقاء زنان در سِمَت های مدیریتی در آموزش و پرورش شهر تهران انجام گرفت. در این تحقیق از روش پژوهش آمیخته اکتشافی استفاده شد. در مرحله ی نخست به روش پدیدارشناسی عوامل موثر در ارتقاء زنان به سِمَت های مدیریتی شناسایی شد و سپس به روش تحلیل سلسله مراتبی، شاخص های شناسایی شده، اولویت بندی شدند. جامعه آماری پژوهش را کلیه مدیران زن در سطوح مدیریتی میانی و عالی مناطق آموزش و پرورش شهر تهران تشکیل می دهدکه درپژوهش حاضر نمونه شامل 16 نفر از این مدیران است که به روش نمونه گیری گلوله برفی انتخاب شدند. نتایج نشان داد که دو عامل فردی و سازمانی دراین ارتقاء نقش دارند. نتایج تحلیل سلسه مراتبی نشان داد که از بین عوامل فردی، عامل مسئولیت پذیری و از بین عوامل سازمانی، عامل توسعه حرفه ای زنان بالاترین اولویت را دارند. با توجه به این نتایج می توان انتظار داشت در صورتی که زنان از توانایی-های لازم فردی و حرفه ای برخوردارباشند و سازمان نیز تمهیدات لازم را برای رشد آنان مهیا نماید، رشد و ارتقاء آنان در سِمت های مدیریتی بیش از پیش نمایان شود.
آموزش موسیقیایی جایگزینی برای آموزش با موسیقی (مواجهه هوشیارانه با کاربرد موسیقی در تربیت مدرسه ای)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با توجه به ماهیت و آثار موسیقی و بحث پیرامون کاربرد آن در در آموزش و تربیت، با هدف مواجهه هوشیارانه با کاربرد موسیقی در تربیت کودکان به ویژه دانش آموزان دوره های ابتدایی و کشف آسیب های احتمالی آن تدوین شده است. به همین منظور یک پژوهش کیفی، با رویکردی استقرایی و بر اساس روش داده بنیاد مطابق با رهیافت نظام مند اشتراوس و کوربین می باشد. ازاین رو ضمن بررسی دیدگاه های صاحب نظران و منابع معتبر با استفاده از روش داده بنیاد با رهیافت نظام مند، با بهره گیری از نظر 30 کارشناس مرتبط که به روش هدفمند انتخاب گردید و با آنها مصاحبه نیمه ساختاریافته صورت پذیرفت. تجزیه و تحلیل داده ها در سه مرحله کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری انتخابی صورت گرفت. اعتبار و روایی داده ها از دو روش بازبینی مشارکت کنندگان و مرور خبرگان غیر شرکت کننده در پژوهش تایید و نتایج بیان کننده این است که فضای تربیتی و آموزشی در آموزش با بهره مندی از موسیقی در مدارس آن هم با توجه به محدودیت هایی تاثیرگذار می باشد. با این حال بهره گیری از موسیقی در آموزش آسیب های پنجگانه در قالب محورهای مرتبط با دانش آموز، محیط، رسانه، فرهنگ و دانش می تواند به همراه داشته باشد.