فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۳٬۷۴۱ تا ۱۳٬۷۶۰ مورد از کل ۱۹٬۵۸۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
مطالعات نشان می دهد که در میان عوامل متعدد و گوناگون تأثیرگذار بر یادگیری و پیشرفت تحصیلی یاد گیرندگان، انگیزش نقش برجسته و بلکه، مهم تری را ایفا می نماید. لذا، شناخت و تحلیل مناسب انگیزش فراگیران برای کارآیی و اثربخشی فعالیت های یاددهی و یادگیری اهمیت زیادی دارد. پژوهش حاضر، با هدف بررسی تأثیر استفاده از نرم افزار کیف الکترونیکی بر انگیزش تحصیلی درس زیست شناسی دانش آموزان دختر پایه دوم دوره متوسطه که در مدارس هوشمند و عادی شهرستان پاکدشت در سال تحصیلی 93-1392 مشغول به تحصیل بودند، انجام شده است. پژوهش از نوع کاربردی است و به روش شبه آزمایشی با پیش آزمون و پس آزمون انجام شد. جامعه آماری، کلیه دانش آموزان دختر پایه دوم رشته علوم تجربی بود. نمونه آماری شامل 120 نفر بود که با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای در دو گروه گواه و آزمایش در قالب 60 دانش آموز از مدارس هوشمند و 60 دانش آموز از مدارس عادی انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده در این پژوهش، پرسش نامه انگیزش تحصیلی بود. گروه آزمایش به مدت سه ماه از نرم افزار کیف الکترونیکی استفاده نمود در حالی که گروه گواه، به روش سنتی آموزش دیدند. داده ها با استفاده از روش تحلیل واریانس چندمتغیری و کوواریانس تجزیه و تحلیل گردیدند. نتایج پژوهش نشان داد که پس از استفاده از نرم افزار کیف الکترونیکی تفاوت معناداری بین نمرات انگیزش تحصیلی دانش آموزان در گروه آزمایش در مقایسه با گروه گواه مشاهده شد. نتایج این پژوهش بیانگر نقش مثبت استفاده از نرم افزار کیف الکترونیکی در یادگیری بهتر و تعمیق اثر آموزش درس زیست شناسی در دانش آموزان بود.
کیفیت سنجی برنامه های درسی تحصیلات تکمیلی گروه مدیریت و برنامه ریزی آموزشی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، کیفیت سنجی برنامه های درسی تحصیلات تکمیلی دانشگاه علامه طباطبایی با تاکید بر: هدف های برنامه درسی، محتوای برنامه درسی، راهبردهای یاددهی یادگیری و راهبردهای ارزیابی برنامه درسی می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانشجویان و اساتید تحصیلات تکمیلی دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی به تعداد 165 نفردانشجو و 53 نفراستاد در سال تحصیلی 92-93 می باشند؛ که با استفاده از جدول مورگان حجم نمونه 114 نفر دانشجو و 46 نفر اعضای هیات علمی برآورد شدو از روش نمونه گیری طبقه ای متناسب با حجم در حیطه دانشجویان در سه گرایش مدیریت آموزشی، برنامه ریزی درسی و برنامه ریزی آموزشی در دو مقطع ارشد و دکترا استفاده شده که به ترتیب 40، 35 و 39 نفر نمونه را تشکیل می دهند. روش پژوهش توصیفی پیمایشی بوده است. ابزار پژوهش پرسشنامه محقق ساخته شامل 68 گویه که روایی آن با استفاده از روایی محتوایی و صوری و پایایی آن از طریق ضریب آلفای کرونباخ 94/0 محاسبه شد. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات حاصل از پرسش نامه از آزمون t تک نمونه ای و مستقل استفاده شده است. یافته های حاصل از پژوهش، در حیطه دانشجویان حاکی از آن است: هدف های برنامه درسی، محتوای برنامه درسی، راهبردهای یاددهی یادگیری و راهبردهای ارزیابی برنامه درسی نتوانسته نیازها و انتظارات دانشجویان را برآورده نماید و در حیطه اساتید عناصر راهبرد اجرایی و راهبرد ارزیابی تا حدی توانسته نیازها و انتظارات اساتید را برآورده کند و عناصر هدف و محتوا نتوانسته نیازها و انتظارات اساتید را برآورده کند. همچنین بین ویژگی های دموگرافیکی دانشجویان و اساتید تفاوت معنی داری وجود ندارد.
روایی عاملی و تغییرناپذیری اندازه گیری نسخه تجدیدنظر شده دوعاملی پرسشنامه فرایند مطالعه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در نظام های آموزشی دوره ۸ تابستان ۱۳۹۳ شماره ۲۵
37 - 60
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر باهدف آزمون روایی عاملی و تغییرناپذیری جنسی ساختار عاملی نسخه تجدیدنظر شده دوعاملی پرسشنامه فرایند مطالعه (R-SPQ-2F، بیگز، کمبر و لئونگ، 2001) در بین دانشجویان دختر و پسر ایرانی انجام شد. 419 دانشجوی کارشناس (214 پسر و 205 دختر(به نسخه تجدیدنظر شده دوعاملی پرسشنامه فرایند مطالعه پاسخ دادند. به منظور بررسی تغییرناپذیری عاملی R-SPQ-2F در دو جنس از تحلیل عاملی تأییدی چندگروهی استفاده شد. نتایج تحلیل عاملی تأییدی تک گروهی نشان دادند که در کل نمونه و در دو جنس، الگوی چهار عاملی مرتبه اول R-SPQ-2F شامل انگیزش عمیق، راهبرد عمیق، انگیزش سطحی و راهبرد سطحی برازش خوبی با داده ها داشتند. نتایج تحلیل عامل تأییدی چندگروهی، تغییرناپذیری بین گروهی باقیمانده های اندازه گیری، کوواریانس های ساختاری و وزن های اندازه گیری R-SPQ-2F را در دو جنس نشان دادند. درمجموع، نتایج مطالعه حاضر از به کارگیری R-SPQ-2F در نمونه های جنسی مختلط به طور تجربی حمایت می کند و گزارش تحلیل تفاوت های میانگین مبتنی بر جنس در مطالعات پیشین را تصدیق می کند.
اثر بخشی آموزش ذهن اگاهی بر سازگاری شغلی معلمین زن مقطع ابتدایی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهشنامه تربیتی سال نهم تابستان ۱۳۹۳شماره ۳۹
117-130
حوزههای تخصصی:
ذهن آگاهی، احساس بدون قضاوت و متعادلی از آگاهی است که به واضح دیدن و پذیرش هیجانات و پدیده های فیزیکی، همان طور که اتفاق می افتند، کمک می کند.در این پژوهش اثربخشی آموزش ذهن اگاهی بر سازگاری شغلی معلمین زن ابتدایی بررسی شد. روش این پژوهش تجربی، دارای گروه کنترل وآزمایش همراه با پیش آزمون و پس آزمون بود. به این منظور به روش نمونه ای به حجم 30 نفر با استفاده از نمونه گیری خوشه ای از میان معلمین زن ابتدایی مشهد انتخاب و در دو گروه آزمایش(15نفر) و کنترل(15نفر) به صورت تصادفی جایگزین شدند. سپس با استفاده از پرسشنامه های سازگاری شغلی دیﻮیﺲ و ﻻﻓکﻮایﺴﺖ پیش از آموزش و پس آز آن از دو گروه اطلاعات مورد نیاز جمع اوری شد.و با استفاده از آزمون تحلیل کواریانس فرضیات پژوهش بررسی شدند. نتایج نشان داد که آموزش ذهن آگاهی در بهبود سازگاری شغلی(89/34= F، 01/0>P) معلمین موثر است.
بررسی رابطه بین بخشایشگری و هوش معنوی با بهزیستی اجتماعی دانشجویان دانشگاه آزاد بجنورد(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهشنامه تربیتی سال دهم زمستان ۱۳۹۳شماره ۴۱
77-92
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه بین بخشایشگری و هوش معنوی با بهزیستی اجتماعی دانشجویان دانشگاه آزاد بجنورد بود. روش این پژوهش توصیفی- پیمایش و همبستگی از نوع کاربردی است. جامعه آماری در این پزوهش دانشجویان دختر کارشناسی رشته روانشناسی عمومی دانشگاه آزاد بجنورد در سال تحصیلی 94-1393 که 250 نفر بود، 80 نفر با استفاده از جدول کرجسی مورگان به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار اندازه گیری به ترتیب شامل سه پرسشنامه بخشایشگری، هوش معنوی و بهزیستی اجتماعی است. برای تجزیه و تحلیل داده ها ی پژوهش و تصمیم گیری در مورد رد تا تایید فرضیه ها از روش ضریب همبستگی پیرسون و جهت پیش بینی تاثیر هر یک از ابعاد بخشایشگری و هوش معنوی بر شاخص های بهزیستی اجتماعی از رگرسیون چند متغیره استفاده شده است. نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که بین بخشایشگری و هوش معنوی با بهزیستی اجتماعی دانشجویان با سطح اطمینان 95 درصد و ضریب همبستگی 46/. رابطه معناداری وجود دارد. همچنین تحلیل مدل رگرسیونی نشان داد که بخشایشگری توانسته 18% واریانس متغیر بهزیستی اجتماعی را پیش بینی و همچنین هوش معنوی توانسته 20% واریانس متغیر بهزیستی اجتماعی را پیش بینی کند و در مجموع 21 درصد از تغییرات بهزیستی اجتماعی توسط ابعاد بخشایشگری و هوش معنوی پیش بینی می شود.
آموزش انتقادی: رویکردی کارآمد در تهیه و تدوین کتاب های آموزش زبان انگلیسی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال نهم تابستان ۱۳۹۳ شماره ۳۳
151 - 178
حوزههای تخصصی:
اهمیت کتاب های آموزش زبان انگلیسی در نظام های آموزشی انکارناپذیر است. در این بین، به دنبال طرحِ رویکردهایی انتقادی در حوزه زبانشناسی کاربردی، عرضه کتاب های تدوین شده در کشورهای انگلیسی زبان موسوم به مرکز به کشورهای غیرانگلیسی زبان موسوم به حاشیه، با بحث هایی جدی همراه شده است. ناسازگاری های فرهنگی و اجتماعی بین محتوای این آثار با باورهای فرهنگی و اجتماعی کشورهای مصرف کننده سبب شده تا این کتاب ها نه صرفاً منبعی برای آموزش واژگان و دستور، بلکه کالاهایی با بار فرهنگی، معرفی گردند. با توجه به اهمیت این موضوع در جامعه ایران که با کاستی هایی جدی در تدوین و انتخاب کتاب های درسی در نظام آموزش رسمی و غیررسمی روبروست و نیز با توجه به اهمیت زبان انگلیسی و پرهیز از هرگونه مواجهه منفعلانه در رد یا پذیرش بی چون و چرای آن، در این مقاله در چارچوب رویکرد انتقادی با ارائه راهکارهایی کاربردی، با تأکید بر دو مؤلفه محتوا و ساختار، توسل به آموزش انتقادی در تدوین کتاب های درسی به عنوان یکی از شیوه های کارآمدِ متناسب با فضای جامعه ایران و تأمین کننده نیازهای فراگیران پیشنهاد می گردد.
مقایسه عادات مطالعه، خودکارآمدی و تعلل ورزی میان دانش آموزان مدارس تیزهوش و عادی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بهبود و توسعه عملکرد تحصیلی فراگیران یکی از اهداف اصلی مراکز آموزشی می باشد. نحوه ی استفاده از زمان و همچنین عادات مطالعه در دانش آموزان متفاوت است که این خود یکی از دلایل برتری آنها در تحصیل می باشد. هدف پژوهش حاضر مقایسه عادات مطالعه، خودکارآمدی و تعلل ورزی در دانش آموزان مدارس تیزهوش و عادی دوره متوسطه شهر اردبیل بود. روش: جامعه آماری پژوهش حاضر، شامل کلیه دانش آموزان تیزهوش و عادی متوسطه شهر اردبیل در سال تحصیلی 91-1390 می باشد. نمونه پژوهش به حجم 50 نفر (25 دانش آموز تیزهوش و 25 دانش آموز عادی) به صورت نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای انتخاب شد و برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه عادات مطالعه PSSHI))، پرسشنامه خودکارآمدی شرر و همکاران و پرسشنامه تعلل ورزی لای استفاده شده است. روش تحقیق از نوع علی- مقایسه ای بوده و برای تجزیه و تحلیل داده از تحلیل واریانس چند متغیری (مانوا) استفاده شده است. نتایج این مطالعه نشان داد که بین دانش آموزان عادی و تیزهوش در سه مؤلفه از مؤلفه های عادات مطالعه یعنی حافظه، برگزاری امتحانات، تندرستی و کل عادات مطالعه و همچنین تعلل ورزی تفاوت معنی دار وجود دارد. اما از لحاظ خودکارآمدی بین دانش آموزان تفاوت معناداری وجود نداشت. بر اساس نتایج این پژوهش به نظر می رسد که دانش آموزان تیزهوش از وقتشان به بهترین وجه استفاده می کنند و از تعلل ورزی کمتر و تلاش بیشتری در رسیدن به اهدافشان برخوردارند.
بررسی وضعیت برنامه ریزی درسی در سیستم آموزش و پرورش ابتدایی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسی وضعیت برنامه ریزی درسی در نظام آموزش ابتدایی ایران بود. نوع پژوهش، توصیفی- پیمایشی و جامعه پژوهش شامل استادان مجرب برنامه ریزی درسی با تمرکز برحوزه آموزش و پرورش ابتدایی ایران بوده است. چون نمونه این پژوهش مستلزم مشارکت داوطلبانه صاحب نظران در فرایند گردآوری داده ها بود، لذا از میان جامعه پژوهش، 35 نفر از متخصصان، براساس روش نمونه گیری هدفمند دعوت به مشارکت شدند. ابزار مورد استفاده در این پژوهش، پرسشنامه بررسی ماهیت برنامه درسی (α=0.81) بر اساس تکنیک دلفی بود. این پرسشنامه امکان بررسی وضعیت برنامه ریزی درسی را در 10 شاخص و معیارهای مربوط به آن فراهم می ساخت. برای تجزیه داده ها از شاخص گرایش مرکزی میانگین و برای تحلیل استنباطی داده ها از تحلیل واریانس یک طرفه و آزمون تعقیبی توکی بهره گیری شد. در مجموع نتایج پژوهش نشان داد که در برنامه ریزی درسی دوره ابتدایی ایران، مفهوم محصول، مبانی دینی، الگوی مبتنی بر سیاست عمومی و حکومت مدارانه، ذینفعان متشکل از نهادها و مراجع رسمی، الگوی طراحی برنامه درسی دیسیپلین- محوری، عنصر محتوا،کتاب درسی، نقش آموزشی معلم، الگوی ارزشیابی هدف- محور و پارادایم سنتی نسبت به برنامه درسی، به طور معناداری بر سایر اشکال این مؤلفه ها غلبه دارند. این موارد هرچندگویای وجود یک برنامه درسی نسبتاً متوازن و منسجم در سیستم آموزش و پرورش ابتدایی ایران است، لیکن این توازن را نمی توان معادل با کارآیی دانست.
تاثیر آموزش سازندهگرا بر میسان رضایت و یادگیری شرکتکنندگان در دوره های آموزش مداوم پسشکی مبتنی بر وب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، بررسی میزان تاثیر آموزش مبتنی بر وب بر اساس نظریه ی سازنده گرایی بر میزان رضایت و یادگیری شرکت کنندگان در دوره های آموزش مداوم پزشکی بود. این پژوهش به روش آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه مقایسه انجام شد. جامعه پژوهش به تعداد 1750 نفر شامل تمامی پزشکان تحت شمول آموزش مداوم که در تابستان 1391 در30 دوره آموزش مداوم مبتنی بر وب ثبت نام کرده بودند، بود. با روش نمونه گیری تصادفی، دوره ""پروفیلاکسی آنتی بیوتیک در دندانپزشکی"" با حجم 40 نفر انتخاب گردید و با استفاده از جدول اعداد تصادفی افراد در دو گروه 20 نفری آزمایش و مقایسه گمارش شدند. ابزارهای گردآوری داده ها، یک آزمون مدرس ساخته بود که پس از احراز روایی محتوایی و پایایی با فرمول کودریچاردسون 80/0 در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون اجرا گردید، ابزار دیگر پرسشنامه محقق ساخته رضایت سنج بود که پایایی آن با استفاده از آلفای کرونباخ 93/0 و روایی محتوایی آن توسط متخصصان تعیین شد. داده های گردآوری شده با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی (آنکووا و مانوا) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتیجه کلی پژوهش نشان داد که: بین پس آزمون گروه های آزمایش و مقایسه پس از اجرای دوره طراحی شده با رویکرد سازنده گرا، تفاوتی معنادار مشاهده گردید. هم چنین فراگیران در گروه آزمایش رضایت بیش تر و میزان یادگیری بالاتری نسبت به گروه مقایسه داشته اند. استفاده از نظریه سازنده گرا به دلیل ایجاد محیط یادگیری جذاب، تعاملی و مشارکتی و هم چنین به دلیل توجه به نیازها و ویژگی های فراگیران در این مدل، آموزش را از اثربخشی بالاتری برخوردار می گرداند.
ضرورت و امکان تغییر برنامه درسی مصوّب نظام آموزش عالی ایران به برنامه درسی تلفیقی (مطالعه موردی: گرایش مدیریت آموزشی، دوره کارشناسی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحولات فزاینده در ابعاد گوناگون جامعه و گسترش علوم و دانش بشری؛ نیاز به بازنگری و تغییر در برنامه های درسی را ضروری می نماید.این ضرورت بیش از پیش در نظام آموزش عالی احساس می شود. این پژوهش در پی آن است که ضرورت و امکان استفاده از برنامه درسی تلفیقی در نظام آموزش عالی بخصوص رشته علوم تربیتی (مطالعه موردی: گرایش مدیریت آموزشی) را با استفاده از روش توصیفی– پیمایشی مورد بررسی قرار دهد. جامعه آماری انتخاب شده شامل استادان و دانشجویان مقطع کارشناسی گرایش مدیریت آموزشی دانشگاه های دولتی شهر تهران می باشد. یافته های بدست آمده، با ضریب اطمینان 99% نشان دهنده نارضایتی استادان و دانشجویان گرایش مدیریت آموزشی از برنامه درسی فعلی از یک سو و حمایت ایشان از برنامه درسی تلفیقی، از سوی دیگر می باشد. در نهایت با استناد به یافته های تحقیق چنین نتیجه گیری می شود که: عدم کارایی برنامه درسی کنونی در نظام آموزش عالی اثبات و ضرورت تغییر این برنامه درسی احساس شده و در نهایت امکان این تغییر و تحول در برنامه درسی و حرکت به سمت تلفیق وجود دارد.
بررسی رابطه نحوه برخورد والدین با بحران هویت نوجوانان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهشنامه تربیتی سال نهم تابستان ۱۳۹۳شماره ۳۹
73-84
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر بررسی رابطه ی نحوه برخورد والدین با بحران هویت نوجوانان بود. نمونه پژوهش شامل 180 نفر از دانش آموزان دختر دبیرستانها می شد که به روش نمونه گیری خوشه ایی چند مرحله ای انتخاب شدند و به ابزارهای پژوهش که عبارت بودند از پرسشنامه ی نحوه برخورد والدین با نوجوانان (رجایی و همکاران،1387) و بحران هویت (رجایی و همکاران،1387) پاسخ دادند. طرح پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. برای تحلیل داده ها از روش های آماری ضریب همبستگی ساده پیرسون و رگرسیون چند متغیره به روش گام به گام استفاده شد. نتایج نشان داد که بین نحوه برخورد سهل گیرانه و استبدادی والدین با بحران هویت و مولفه های آن در نوجوانان دختر رابطه مثبت معناداری وجود دارد. همچنین مشخص گردید مهمترین پیش بینی کننده بحران هویت نوجوانان دختر ، نحوه برخورد استبدادی والدین است.
بررسی رابطه کمال گرایی با اضطراب امتحان دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نوآوری های آموزشی سال سیزدهم بهار ۱۳۹۳ شماره ۴۹
136 - 151
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش تعیین رابطه کمال گرایی با اضطراب امتحان دانش آموزان پایه دوم رشته تجربی مدارس غیرانتفاعی دوره متوسطه شهر تهران بود حجم نمونه 300 نفر بود که با استفاده از روش نمونه گیری چند مرحله ای انتخاب شد. جهت جمع آوری اطلاعات از پرسش نامه کمال گرایی چند بُعدی فراست و همکاران دارای 30 سؤال در سه بُعد کمال گرایی خویشتن مدار، دیگرمدار و جامعه مدار، و پرسش نامه اضطراب امتحان ساراسون دارای 25 سؤال دو گزینه ای در دو بُعد نگرانی و هیجان پذیری، استفاده شد. این پژوهش غیرآزمایشی از نوع همبستگی بود. برای تحلیل داده های پژوهش از شاخص ها و روش های آماری (فراوانی، درصد، میانگین و آزمون رگرسیون چند متغیری) استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که بین کمال گرایی خویشتن مدار، دیگر مدار و جامعه مدار با اضطراب امتحان دانش آموزان رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. از روی نمرات کمال گرایی می توان میزان اضطراب امتحان دانش آموزان را پیش بینی کرد. قدرت پیش بینی کمال گرایی جامعه مدار بیشتر از کمال گرایی دیگر مدار و خویشتن مدار است. از یافته های این پژوهش نتیجه گیری می شود که ابعادِ کمال گراییِ اضطرابِ امتحان، دانش آموزان را تحت تأثیر قرار می دهد و اثر افزایشی دارد.
بررسی نقش استفاده از راهبرد آگاهی ساخت- واژه در یادگیری واژگان انگلیسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نوآوری های آموزشی سال سیزدهم پاییز ۱۳۹۳ شماره ۵۱
7 - 22
حوزههای تخصصی:
توانایی فکرکردن درباره تکواژها، آشنایی با قواعد واژه سازی انگلیسی و استفاده از دانش ساخت- واژه برای حدس زدن معنی واژگان جدید همواره یکی از راهبردهای مؤثر یادگیری واژگان، و مورد توجه محققان زبان شناسی کاربردی بوده است. هدف از اجرای این پژوهش بررسی اثر آموزش صریح ساخت- واژه بر پیشرفت یادگیری واژگان زبان انگلیسی دانش آموزان دوره راهنمایی تحصیلی است. بدین منظور 90 دانش آموز دوره راهنمایی شهر بندر ترکمن به صورت نمونه در دسترس انتخاب و به سه گروه، دو گروه آزمایش و یک گروه گواه، تقسیم شدند. در حالی که در گروه گواه همان روش تدریس رایج و متعارف، که مبتنی بر ترجمه و ارائه معادل فارسی کلمات جدید است، استفاده شد، در گروه های آزمایش از آموزش تکواژهای اشتقاقی با استفاده از دو روش «تحلیل» در گروه آزمایش 1 و «تلفیق» در گروه آزمایش2، جهت افزایش سطح آگاهی ساخت- واژه دانش آموزان استفاده گردید. داده های به دست آمده از پس آزمون با روش آماری آزمون تحلیل واریانس یک عاملی، تجزیه و تحلیل شدند. یافته های این تحلیل نشان داد که تفاوت معناداری در نمرات پس آزمون برای سه گروه مذکور وجود دارد که در آن میانگین نمرات دو گروه آزمایش به طور معناداری بالاتر از میانگین نمرات گروه گواه است. همچنین در آزمون متعاقب با استفاده از آزمون شفه مشخص شد که تفاوت معناداری بین دو گروه آزمایش وجود ندارد. نتایج این پژوهش نشان داد که استفاده از راهبرد آگاهی ساخت- واژه بر روی پیشرفت زبان آموزان در یادگیری واژگان مؤثر است.
تحلیل محتوای کتاب های ریاضی چهارم و پنجم ابتدایی بر مبنای الگوی آموزش خلاقیت پلسک(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال نهم پاییز ۱۳۹۳ شماره ۳۴
93 - 116
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تحلیل محتوای کتاب های ریاضی پایه های چهارم و پنجم ابتدایی در سال تحصیلی 1390-1389، بر مبنای الگوی خلاقیت پلسک انجام شده است. به منظور جمع آوری داده ها، پژوهشگران فرمی برای تحلیل محتوای این دو کتاب مبتنی بر الگوی پلسک تهیه کردند. برای این کار، ابتدا واحدهای غیر فعّال کتاب حذف شدند؛ سپس واحدهای فعّالی که فقط به افزایش مهارت و کاربرد پرداخته بودند، کنار گذاشته شدند. در نهایت واحدهای فعّالی که به خلاقیت مربوط بودند، بر مبنای شاخص های پلسک، کد گذاری شدند. داده ها با استفاده از آمار توصیفی بررسی شد و نتایج نشان داد که کتاب های درسی ریاضی چهارم و پنجم، با اصول سه گانه پلسک یعنی توجه، گریز و تحرک، منطبق نیستند و نمی توانند در ایجاد و پرورش خلاقیت در یادگیرندگان موفق باشند. تمامی26 مبحث مطرح شده، بیشتر به اصل اول پرداخته اند، توجه به اصل دوم بسیار ناچیز و پرداختن به اصل سوم، صفر است.
ارایه الگویی برای ارتقای توانمندی معلمان دوره ابتدایی، به منظور پرورش استدلال جبری و تفکر تابعی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مطالعه، به بررسی فرآیند تغییر ادراک معلمان دوره ابتدایی پایه های 3 تا 5 می پردازد که در دوره رشد حرفه ای «تفکر جبری، اساس ریاضیات ابتدایی» شرکت کردند. تفکر جبری به عنوان تفکر تابعی، اساس طراحی دوره و به کارگیری و تولید منابع در طول دوره بود. برای بررسی فرآیند تغییر و ارتقای معلمان، از مدل «پذیرش مبتنی بر دغدغه» (CBAM) به عنوان چارچوب نظری مطالعه، استفاده شد. این مدل ، روشی برای اجرا و مدیریت و ارزیابی برنامه های نوآوری است که در این پژوهش، از یکی از ابزارهای آن به نام «پیمایش دغدغه ها» جهت اجرا، مدیریت و ارزیابی کارآمدی این دوره آموزشی و تحلیل فرآیند تغییر معلمان، استفاده شد. این ابزار، توصیفی قدرتمند از میزان پویایی و درگیر شدن فرد را برای تغییر، فراهم می کند. بدین سبب از آن، به عنوان وسیله ای برای رتبه بندی دغدغه های شرکت کنندگان در سه بعد «خود»، «تکلیف» و «تأثیر» در هفت سطح آگاهی، اطلاعاتی، شخصی، مدیریت، پیامد، همکاری و تمرکز مجدد، استفاده شد. نتایج حاصل از به کارگیری مدل، تغییرات مؤثر در میزان آگاهی، مدیریت برنامه و تولید تکلیف های مناسب برای تحقق اهداف برنامه در معلمان را نشان داد. تعدادی از معلمان تا سطح «تکلیف» و «تأثیر» از مراحل دغدغه، ارتقا یافتند. در ضمن، بر اثر کار با معلمان و با تکیه بر مفهوم پردازی های آنان، الگویی برای پرورش تفکر تابعی به دست آمد.
جدال های پارادایمی در برنامه درسی و تحلیل جریان نومفهوم سازی از منظر ادعای جابجایی پارادایم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
موضوع این مقاله بررسی جدال های پارادایمی در برنامه درسی و تحلیل ادعای پاینار مبنی بر جابجایی پارادایم است. پس از مقدمه، منازعه های پارادایمی در برنامه درسی تشریح شده تا نسبت آن ها با ادعای جابه جایی پارادایم مشخص و زمینه برای بحث پیرامون این ادعا فراهم شود. در این راستا سه موضع گیری شامل: الف) دیدگاه حامی وجود پارادایم برنامه درسی، ب) دیدگاه معتقد به نبود پارادایم برنامه درسی یا پذیرش یک تلقی خاص و ج) دیدگاه محافظه کار درباره بود یا نبود پارادایم برنامه درسی معرفی گردیده است. در ادامه، موضع پاینار درباره جابه جایی پارادایم در برنامه درسی مطرح شده، ضمن معرفی تلاش های اصلی وی و بعضی نومفهوم گرایان برای اثبات جابه جایی پارادایم، استدلال های این گروه نقد و تحلیل شده است. تلاش های پاینار و نومفهوم گرایان عبارت اند از استناد به تاریخ علم برای اثبات جابه جایی پارادایم از نظر تامس کهن، معرفی سنت گرایی به عنوان پارادایمی به حاشیه رانده شده و همچنین تولید آثار مکتوب و به طور خاص کتاب نظریه پردازی برنامه درسی. نقد و بررسی تلاش ها به این نتیجه منتهی شده است که با وجود اهمیت و نقش برجسته نهضت نومفهوم سازی، به دلایلی نمی توان آن را در معنای مورد نظر تامس کهن مصداقی از جابه جایی پارادایم دانست. در بخش پایانی، از منظری غیر از جابه جایی پارادایم به نومفهوم سازی برنامه درسی نگریسته شده و ماهیت آن معرفی گردیده است.
مقایسه تأثیر سه شیوه آموزش الکترونیکی، ترکیبی و حضوری بر واکنش و یادگیری در آموزش صنعتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فناوری اطلاعات و ارتباطات، تأثیر شگرفی بر فرصت های یاددهی- یادگیری در موقعیت های آموزشی گوناگون؛ از جمله صنعت داشته است. هدف پژوهش حاضر، مقایسه میزان اثربخشی رویکردهای آموزش الکترونیک و ترکیبی در آموزش های صنعتی بود. این پژوهش در مجموعه پژوهش های شبه آزمایشی قرار گرفته؛ در آن از طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه استفاده شد. جامعه آماری شامل منابع انسانی شرکت هپکو اراک در دو سطح کارشناسی و مدیریتی بود. در سطح کارشناسی، 90 نفر به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند و به سه گروه گمارش تصادفی یافتند. در سطح مدیریتی به علت محدود بودن افراد، از سرشماری استفاده شد. برای اجرای پژوهش، در آغاز دوره آموزشی «حل مسأله» به سه شکل الکترونیکی، ترکیبی و حضوری طراحی و سپس بر روی کارشناسان گروه آزمایش اجرا شد. گروه کنترل همین دوره آموزشی را به شکل حضوری گذراندند. برای طراحی هر سه دوره آموزشی، از مدل طراحی آموزشی گانیه و بریگز استفاده شد. به منظور ارزیابی اثربخشی، سه متغیر وابسته شامل: رضایت فراگیران، رضایت مدیران و یادگیری سنجش شد. ابزار اندازه گیری این متغیرها به ترتیب پرسشنامه، مصاحبه و آزمون بود. تجزیه و تحلیل داده ها نیز در دو بخش کمّی و کیفی صورت گرفت. نتایج پژوهش بیانگر آن است که میزان رضایت فراگیران از رویکرد یادگیری ترکیبی به طور معناداری بیش از دو گروه دیگر است(000/0>p). مدیران فراگیران حاضر در دوره نیز ابراز رضایت بیشتری از یادگیری ترکیبی در قیاس با دو رویکرد دیگر داشتند. در زمینه یادگیری هم نتایج نشان می دهد میزان یادگیری کارشناسانی که در دوره آموزشی ترکیبی حضور داشتند، بیشتر از سایر دوره هاست. (000/0>p).
ارزیابی نقش معنویت در محیط دانشگاه به عنوان عاملی اثربخش بر ارتقای سرمایه اجتماعی اعضای هیأت علمی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تبیین نقش معنویت در محیط دانشگاه بر سرمایه اجتماعی در میان اعضای هیأت علمی دانشگاه ارومیه انجام شده است. با استفاده از روش تحقیق توصیفی از نوع همبستگی، 142 نفر از اعضای هیأت علمی با بهره گیری از روش نمونه گیری طبقه ای متناسب با حجم به طور تصادفی برای مطالعه انتخاب شدند. برای گردآوری داده های پژوهش از دو پرسشنامه معنویت در محیط کار بر پایه مدل میلیمان و همکاران و سرمایه اجتماعی بر پایه مدل گوشال و نبیت استفاده شده است. داده های تحقیق پس از جمع آوری بر اساس فرضیه های پژوهش و با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه تحلیل شدند. نتایج به دست آمده گویای آن است که بین معنویت در محیط کار با عناصر سرمایه اجتماعی رابطه مثبت و معنی دار وجود دارد. مؤلفه های کار با معنا، احساس یکپارچگی و همسویی با ارزش های سازمان می توانند به طور مثبت و معناداری عناصر ساختاری، شناختی و رابطه ای را پیش بینی کنند. همچنین نتایج نشان داد که بیشترین تغییرات واریانس تبیین شده توسط ابعاد معنویت در محیط کار مربوط به عنصر شناختی می باشد. در نتیجه می توان بیان کرد که وجود معنویت در محیط کار باعث ارتقای سرمایه اجتماعی منابع انسانی می شود.