فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷٬۳۰۱ تا ۷٬۳۲۰ مورد از کل ۱۹٬۵۸۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر بازخورد اصلاحی و انگیزه ای بر مسئولیت پذیری و کاهش اهمالکاری دانش آموزان پسر بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان پسر مقطع ابتدایی پایه ششم شهر خلیل آباد بود. دراین مطالعه ،نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای استفاده شد. بدین صورت که ابتدا از بین مدارس مقطع ابتدایی 3 مدرسه و در نهایت از آموزشگاه ستارگان شهر خلیل آباد( 190نفر ) 30 دانش آموزی که نمرات بالایی در پرسشنامه اهمالکای تاکمن(1991) و نمرات پایین در خرده مقیاس مسئولیت پذیری پرسشنامه شخصیتی کالیفرنیا (CPI-R) کسب کردند، انتخاب و به تصادف در گروه آزمایش و گروه کنترل جایگزین شدند. گروه آزمایش بازخورد انگیزه ای دریافت کردند. در پایان هر دو گروه مجدداً به پرسشنامه های تحقیق پاسخ دادند. اطلاعات پس از جمع آوری با روش آماری تحلیل کواریانس چند متغیره مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد بازخورد اصلاحی و انگیزه ای بر مسئولیت پذیری و کاهش اهمالکاری دانش آموزان پسر مؤثر است(p<0.05).
رابطه امید به زندگی، احساسات مثبت و بهزیستی روانی با تاب آوری دربین سالمندان
منبع:
پیشرفت های نوین در روانشناسی، علوم تربیتی و آموزش و پرورش سال چهارم آذر ۱۴۰۰ شماره ۴۲
263 - 251
حوزههای تخصصی:
زمینه تحقیق و هدف: هدف از این پژوهش، بررسی رابطه امید به زندگی، احساسات مثبت و بهزیستی روانی با تاب آوری دربین سالمندان شهر کرمانشاه بود. روش مطالعه: پژوهش حاضر توصیفی تحلیلی و در روش اجرا از نوع همبستگی می باشد. جامعه آماری در این پژوهش شامل سالمندان تحت پوشش مرکز جامع سلامت امام خمینی شهر کرمانشاه به تعداد 158 نفر در سال 1399 بود. نمونه آماری با استفاده از فرمول حجم نمونه مورگان 120 نفر می باشد که با توجه به احتمال ریزش نمونه ها بدلیل اینکه آزمودنی ها سالمند می باشند و ممکن است همکاری برای تکمیل پرسشنامه صورت نگیرد تعداد 113 نفر انتخاب گردید. پرسشنامه های مورد استفاده این پژوهش، بهزیستی روانی ریف (1994) احساسات مثبت وینر (1985)، امید به زندگی اشنایدر (1998) و تاب آوری کانر و دیویدسون (2003) بود. نتایج: یافته ها نشان داد رگرسیون پیش بینی تاب آوری سالمندان از روی متغیرهای امید به زندگی، احساسات مثبت و بهزیستی روانی معنی دار می باشد (0001/0>p و 52/32=F). متغیر امید به زندگی با ضریب بتای 34/0، متغیر احساسات مثبت با ضریب بتای 32/0 و متغیر بهزیستی روانی با ضریب بتای 28/0 می توانند به طور مثبت و معنی داری تاب آوری سالمندان را پیش بینی کنند. بین امید به زندگی با تاب آوری سالمندان رابطه مثبت معنی داری وجود دارد (0001/0= p و 61/0 = r). بین احساسات مثبت با تاب آوری سالمندان رابطه مثبت معنی داری وجود دارد (0001/0= p و 58/0 = r). بین بهزیستی روانی با تاب آوری سالمندان رابطه مثبت معنی داری وجود دارد (0001/0= p و 49/0 = r). بحث و نتیجه گیری: تاب آوری بخشی از توانایی یک انسان است که با استفاده از آن می تواند شرایط نامطلوب را پشت سرگذاشته و به نحو مناسبی از توانایی سازگاری خود برای فرونشاندن قدرت تخریب آنها استفاده می کند، سالمندانی که عوامل متعددی ازجمله ساختار روانی و وضعیت روان شناختی، هیجانات مثبت و منفی، توانمندی انطباق با شرایط محیطی و پیرامون، ژنتیک، سطح و کیفیت زندگی و... بر میزان امید به زندگی، احساسات مثبت و بهزیستی روانی سالمندان تاثیرگذار هستند.
شناسایی مولفه های شایستگی رهبری مدیران دانشگاه های آزاد اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر، شناسایی مولفه های شایستگی رهبری مدیران دانشگاه های آزاد اسلامی بوده است. روش پژوهش کیفی اکتشافی و مشارکت کنندگان شامل صاحبنظران دانشگاهی بوده اند. روش نمونه گیری به صورت هدفمند و براساس اشباع نظری بوده است که با صاحب نظران دانشگاهی مصاحبه انجام گرفت و تا زمان اشباع داده ها و عدم دستیابی به داده های جدید ادامه یافت.بعد از مصاحبه با 17 نفر اطلاعات حالت اشباع به خود گرفت؛ اما برای اطمینان بیشتر مصاحبه تا 21نفر ادامه یافت. روش تجزیه و تحلیل مصاحبه ها با استفاده از روش تحلیل مضمون(مضامین پایه،سازمان دهنده و فراگیر) انجام شده است. براین اساس ابتدا متن مصاحبه از جلسات مختلف مصاحبه به طور کامل پیاده سازی شده و تکمیل گردیده ، سپس با مطالعه ای دقیق این متون برای هر یک از مصاحبه های انجام شده تمامی مولفه های کلیدی بیرون کشیده شده است.نتایج به دست آمده از مصاحبه ها ، هفت شایستگی رهبری: شایستگی های بینشی،شایستگی های ارزشی-اخلاقی،شایستگی های عاطفی-اجتماعی، شایستگی های سیاسی، شایستگی های فنی-تخصصی و شایستگی های مدیریتی- عملیاتی را برای مدیران دانشگاه آزاد را نشان داد.
بهره گیری از روش بازی در بهبود بی علاقگی و کم توجهی دانش آموز دبستانی به درس ریاضی
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر در سال تحصیلی 1397-98 در پایه سوم دبستانی واقع در ناحیه یک شیراز انجام شده است. پژوهشگر در طول دوره کارورزی با دانش آموزی در ارتباط بوده که تنها نسبت به درس ریاضی بی علاقه و بی توجه بوده و این بی علاقگی و بی توجهی او در انجام فعالیت های درس ریاضی و رضایت بخش نبودن نتایج آزمون های عملکردی او مشهود بوده است. هدف از انجام این تحقیق، افزایش میزان علاقمندی او به درس ریاضی و انجام فعالیت های آن در درس موردنظر بوده است. بر این اساس، پژوهشگر با استفاده از منابع گوناگون مانند بررسی پوشه کار و کارنامه تحصیلی او، مصاحبه با آموزگار، مصاحبه با والدین و مرور دیدگاه صاحب نظران، به جمع آوری اطلاعات پرداخت. بعد از تجزیه و تحلیل داده ها جهت شناسایی عوامل مؤثر در ایجاد مساله، به ارائه راه حل پیشنهادی پرداخت. سپس به اجرای راه حل پیشنهادی که استفاده از روش بازی در آموزش مفاهیم ریاضی و اعتبار سنجی آن است، اقدام نمود. نتایج پژوهش حاکی از آن است که استفاده از روش های جذاب و متنوع و از آن جمله روش بازی، علاوه بر تعمیق یادگیری مفاهیم ریاضی در فراگیران، انگیزه ی آنان به یادگیری بیش تر را نیز افزایش می دهد.
اثربخشی آموزش جیگ ساو بر بهزیستی ذهنی و خودکارآمدی دانش آموزان در درس زیست شناسی
منبع:
پیشرفت های نوین در روانشناسی، علوم تربیتی و آموزش و پرورش سال چهارم مرداد ۱۴۰۰ شماره ۳۸
153 - 142
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش جیگ ساو بر بهزیستی ذهنی و خودکارآمدی دانش آموزان است. روش پژوهش حاضر شبه آزمایشی از نوع پیش آزمون و پس آزمون با دو گروه گواه و آزمایش است. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانش آموزان مقطع متوسطه دوم استان گلستان است که با روش نمونه گیری خوشه ای از بین شهرستان های استان گلستان به طور تصادفی شهر آق قلا انتخاب شد و به قید قرعه یکی از مدارس متوسطه دوم شهرستان انتخاب شد سپس از بین پایه های تحصیلی پایه یازدهم به طور تصادفی انتخاب شد و از بین دانش آموزان آن، آن دسته از دانش آموزانی که دارای نمره 18 تا 20 در درس زیست شناسی بودند به عنوان نمونه پژوهشی انتخاب شدند که در نهایت 36 دانش آموز به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه های بهزیستی ذهنی () و خودکارآمدی آلبرت بندورا بود که روایی پرسشنامه ها با کمک اساتید روان شناسی و مختصصین حوزه علوم تربیتی و روان شناسی مورد بررسی قرار گرفت و پس از بررسی های لازم مورد تائید قرار گرفت و پایایی آن ها با استفاده از آلفای کرنباخ به ترتیب 71/0 و 75/0 بدست آمد که نشان از پایایی خوب پرسشنامه دارد. یافته های پژوهش نشان داد که آموزش جیگ ساو تاثیر مثبت و معناداری بر بهزیستی ذهنی و خودکارآمدی دانش آموزان دارد بنابراین می توان نتیجه گرفت که آموزش جیگ ساو موجب ارتقای بهزیستی ذهنی و افزایش خودکارآمدی دانش آموزان می گردد.
نقش بازی های آموزشی در کاهش پرخاشگری کودکان ابتدایی
منبع:
پیشرفت های نوین در روانشناسی، علوم تربیتی و آموزش و پرورش سال چهارم شهریور ۱۴۰۰ شماره ۳۹
237 - 227
حوزههای تخصصی:
رفتارهای پرخاشگرانه فراوان ترین مشکل رفتاری کودکان ابتدایی است و عوامل متعددی از جمله فقدان مهارت های اجتماعی نقش مهمی در این زمینه ایفا می کنند. در این راستا بازی یکی از مؤثرترین شیوه های کاهش مشکلات رفتاری برون نمود کودکان و افزایش مهارت های ارتباطی و اجتماعی آنان محسوب میشود. نقش تاثیر بازی های مدرن و رایانه ای بر کاهش پرخاشگری کودکان ابتدایی، از مهمترین عواملی است که بایستی به صورت جدی بررسی شود. هدف این پژوهش بررسی اثربخشی بازی های آموزشی به ش یوه ی توصیفی تحلیلی ب ر ک اهش مشکلات رفتاری کودکان به خصوص پرخاشگری کودکان ابتدایی انج ام ش ده اس ت. جامعه آماری این تحقیق مجموعه مقاله ها، کتاب ها و دیگر منابع در دسترس می باشد. با توجه به ماهیت نظری پژوهش و مطابق با روال معمول در مطالعات نظری، رویکرد این پژوهش توصیفی- تحلیلی است. ابزار گردآوری اطلاعات در این پژوهش، فیش هایی است که از طریق مطالعه متون فراهم آمده است. نتایج نشان داد دانش آموزان از طریق بازی احساسات خود را بیان می کنند، مشکلات خود را حل می کنند، دوست پیدا می کنند و در مدرسه روابط اجتماعی خود را گسترش می دهند. دانش آموزان در حین بازی به آرامش میرسند و از پرخاشگری فاصله می گیرند.
شناسایی و بررسی مولفه های دانش شخصی پداگوژی محتوای آموزشگران رشته آموزش ابتدائی دانشگاه فرهنگیان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ایده دانش پداگوژی محتوا، در سه بعد «دانش جمعی پداگوژی محتوا»، «دانش شخصی پداگوژی محتوا» و «دانش در عمل پداگوژی محتوا»، دریچه ای به قلمرو دانش حرفه ای آموزشگران است. هدف از این پژوهش شناسایی و بررسی مؤلفه های دانش شخصی پداگوژی محتوا است که نقش مهمی در فهم و جهت گیری آموزشی آموزشگران در موقعیت های واقعی کلاس درس فراهم می کند. در این پژوهش برای شناسایی و بررسی مؤلفه های دانش شخصی پداگوژی محتوا، از رویکرد کیفی استفاده و به شیوه هدفمند یازده نفر از آموزشگران انتخاب شدند. جمع آوری و تحلیل داده ها از طریق مصاحبه و مشاهده کلاس، به طور هم زمان، صورت گرفت. یافته های پژوهش نشان داد عناصر و مؤلفه های سازنده دانش شخصی پداگوژی محتوای آموزشگران شامل پنج مؤلفه اصلی: «هدف از پداگوژی محتوا»، «قلمرو محتوا»، «محتوا و پداگوژی»، «محتوا و برنامه درسی» و «محتوا و ارزشیابی» است. بر اساس تفسیر آموزشگران از مؤلفه های شناسایی شده، آموزشگران در دو گروه دیسیپلین محور و زمینه محور دسته بندی شدند.
واکاوی برنامه های درسی تجربه شده نظام آموزش عالی مهارت محور؛ از منظر دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، واکاوی برنامه های درسی تجربه شده نظام آموزش عالی مهارت محور از منظر دانشجویان بود؛ بنابراین، از رویکرد کمی و روش توصیفی - پیمایشی بهره گرفته شد. جامعه آماری، دانشجویان دانشگاه های جامع علمی – کاربردی کشور بود که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای نسبتی و فرمول کوکران، تعداد 660 دانشجو به عنوان نمونه انتخاب شد. داده ها توسط پرسشنامه محقق ساخته برنامه درسی مهارت محور در آموزش عالی گردآوری و از طریق ، آزمون های فریدمن، ( t ) تک گروهی مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. روایی محتوایی، توسط متخصصین برنامه درسی و روایی سازه ای با استفاده از نرم افزار ( PLS ) بررسی و تائید شد. ضریب پایایی نیز با استفاده از آلفای کرونباخ محاسبه و (86/0) به دست آمد. یافته ها نشان داد، وضعیت برنامه درسی تجربه شده در ابعاد «تطبیق برنامه درسی با اهداف دانشگاه»، «تطبیق برنامه درسی با اهداف نظام مهارت محور» و «جنبه های اجرایی برنامه درسی جدید» نسبتاً مطلوب بوده است. بر این اساس، نظام آموزش عالی مهارت محور کشور، نیازمند توجه بیشتر و تغییرات اساسی در برنامه های درسی و شیوه های آموزش است؛ بنابراین پیشنهاد می شود، برنامه های درسی دانشگاه جامع علمی – کاربردی که باهدف یادگیری مهارت های مختلف و کاربست آن در زندگی شغلی و اجتماعی طراحی شده است؛ در محیط های آموزشی شبیه سازی شده و عملی تدریس شود تا اهداف موردنظر نظام مهارت محور محقق شود.
Teachers 'Mindset and Its effect on Their Understanding of Students' Behavior, Learning, and Achievement in Classroom(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The present study investigated the relationship among teachers 'mindsets and their perceptions of students' behavior, learning, and achievement, their interpretations of students 'behavior, and their strategies to increase students' motivation through a qualitative approach and a descriptive phenomenological design.The target population of this study includes all female primary school teachers in District 1 of Yazd city. Initially, 18 teachers volunteered to participate in the study, according to the call. Then, they completed mindset questionnaire and after evaluating the answers and determining teachers’ mindset, 5 teachers were purposefully selected for a more profound and more extensive study. The data were collected using Dweck's Mindset Questionnaire (2000) and Semi-structured interviews. Content analysis was used to analyze the data and the results showed that the relationship between teachers 'mindsets and their perceptions of students' behavior, learning, and progress could be traced through the categories such as fixed mindset's teacher, growth mindset's teacher, and six factors including stereotypes, performance interpretation, evaluation, instruction, motivation, and responsibility. In general, it can be said that teachers 'mindset affect the way, they interpret students' behavior, learning, and success, it is influential on teachers' instructions, evaluations, and responsibilities in the teaching process as well as the type of activities that they use to increase students' motivation. Furthermore, the results showed that teachers' mindsets are intertwined with cultural assumptions; and teachers can be made aware of cultural challenges by increasing their level of knowledge and modifications of their mindsets.
رابطه بین رفتار نوآورانه مدیران با رهبری تحول آفرین با نقش میانجی تاب آوری سازمانی (مورد مطالعه: دانشگاه آزاد اسلامی واحد ساری)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهشنامه تربیتی سال شانزدهم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۶۸
15 - 38
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه بین رفتار نوآورانه مدیران با رهبری تحول آفرین با نقش میانجی تاب آوری سازمانی در دانشگاه آزاد اسلامی واحد ساری بوده است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی، روش گردآوری اطلاعات میدانی و از نظر روش اجرا توصیفی از نوع همبستگی بوده است. جامعه آماری شامل کلیه کارکنان دانشگاه آزاد اسلامی واحد ساری در سال 1397 به تعداد 299 نفر بوده، که با استفاده از جدول کرجسی و مورگان (1970) و روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای نسبی (بر حسب جنسیت) 169 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه های استاندارد رفتار نوآورانه کانتر (1998)، رهبری تحول آفرین باس و آولیو (2000) و تاب آوری کونور و دیویدسون (۲۰۰۳) بود. روایی این پرسشنامه ها توسط متخصصان مورد تأیید قرار گرفت، پایایی از طریق ضریب آلفای کرونباخ (رفتار نوآورانه برابر 93/0، رهبری تحول آفرین برابر 95/0 و تاب آوری برابر 89/0 درصد) محاسبه گردید. برای تجزیه و تحلیل داده ها نیز از بخش توصیفی (فراوانی، درصد فراوانی و درصد تجمعی) و استنباطی (کولموگروف- اسمیرنوف، معادلات ساختاری، ضریب همبستگی چندگانه و واریانس یک طرفه) با استفاده از نرم افزار Spss و Lisrel استفاده شد. نتایج نشان داد که بین رفتار نوآورانه مدیران با رهبری تحول آفرین با نقش میانجی تاب آوری سازمانی رابطه معنی دار وجود دارد. هم چنین رفتار نوآورانه توان پیش بینی تاب آوری سازمانی و رهبری تحول آفرین را دارد.
نقش پیوند با طبیعت و همدلی محیطی در سازگاری با مدرسه(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهشنامه تربیتی سال شانزدهم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۶۸
123 - 140
حوزههای تخصصی:
اطلاعات، ارزش ها و نگرش های مربوط به اساس زندگی از طریق مدرسه منتقل می شود و برای رسیدن به این اهداف سازگاری با مدرسه ضروری است. هدف این پژوهش، تعیین نقش پیوند با طبیعت و همدلی محیطی در سازگاری با مدرسه بود. جامعه آماری دانش آموزان دختر دهم شهر بندر امام بودند که 198 نفر به صورت داوطلبانه انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها، از پرسش نامه پیوند با طبیعت (پایایی آن 81/0 و تایید روایی آن بوسیله تحلیل عاملی تاییدی) و همدلی محیطی ماسیتو- فرر، استبان- ایبانز، لئون– مارنئو و گارسیا (2019 ) (پایایی آن 80/0 و تایید روایی آن بوسیله تحلیل عاملی تاییدی) و سازگاری با مدرسه کاوا و همکاران (2015) استفاده شد (پایایی آن 83/0 و تایید روایی آن بوسیله تحلیل عاملی تاییدی). طرح تحقیق همبستگی است. تحلیل داده ها از طریق نرم افزار SPSS نسخه 24 و با کمک همبستگی پیرسون و رگرسیون چند متغیری انجام شد. نتایج نشان داد بین پیوند با طبیعت و همدلی محیطی با سازگاری با مدرسه رابطه مثبت معنی داری وجود دارد. تحلیل رگرسیون نشان داد پیوند با طبیعت و همدلی محیطی توانستند 22 درصد سازگاری با مدرسه را تبیین کنند. تحقیق حاضر پیشنهاد می دهد در تبیین سازگاری با مدرسه، به نقش پیوند با طبیعت و همدلی محیطی توجه نمود.
مؤلفه های الگوی برنامه درسی کارورزی مبتنی برخودشرح حال نویسی مورد مطالعه: مدرسان دانشگاه فرهنگیان و صاحب نظران برنامه درسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال شانزدهم زمستان ۱۴۰۰ شماره ۶۳
91 - 116
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر، تبیین مؤلفه های الگوی برنامه درسی کارورزی مبتنی بر خود شرح حال نویسی بود. این تحقیق نوعی تحقیق کاربردی و از لحاظ راهبرد، رویکردی کیفی با راهبرد پدیدار شناختی است. مشارکت کنندگان متخصصان برنامه ریزی درسی و اساتید کارورزی در دانشگاه فرهنگیان بودند که با رویکرد هدفمند انتخاب گردیدند و با آنها به روش نیمه ساختار مصاحبه به عمل آمد. مصاحبه با آنها ادامه یافت تا به نقطه اشباع (9 نفر) رسیدیم. با توجه به کدگذاری ها و مضامین به دست آمده از متون علمی و مصاحبه متخصصان، مدل های مناسب ذهنی، تفکر تأملی، پویش روایی، شایستگی های حرفه ای، و تجربه زیسته به عنوان مؤلفه های الگوی برنامه درسی مبتنی بر شرح حال نویسی به دست آمد. با عنایت به یافته ها پیشنهاد می شود مؤلفه های پنج گانه فوق به عنوان سرفصل دروس یا به عنوان دروس پیشنهادی در برنامه درسی دانشجویان دانشگاه فرهنگیان امکان سنجی و گنجانده شود.
طراحی الگوی بلوغ قابلیت منابع انسانی در میان اعضای هیأت علمی بر مبنای نظریه داده بنیاد (مورد مطالعه: دانشگاه آزاد اسلامی استان فارس)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف : الگوی بلوغ قابلیت منابع انسانی، چارچوبی برای کمک به توسعه سطح بلوغ و ارتقای حوزه منابع انسانی سازمان ها می باشد. پژوهش حاضر به صورت کیفی با هدف طراحی الگوی بومی بلوغ قابلیت منابع انسانی[1] در میان اعضای هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی استان فارس مبتنی بر نظریه داده بنیاد اجرا شده است. روش شناسی پژوهش : ابتدا شاخص های اولیه با مرور ادبیات پژوهش استخراج گردیده، سوالات مصاحبه طراحی وتوسط 3 نفر از خبرگان تاییدگردید. سپس مصاحبه نیمه ساختار یافته با 17 نفر از خبرگان اعضای هیأت علمی که علاوه بر داشتن سوابق اجرایی مدیریتی بالای5 سال دارای رتبه علمی استادیاری و بالاتر نیز بودند، صورت گرفته و داده ها گردآوری شدند. روش نمونه گیری هدفمند از نوع گلوله برفی بوده است. تجزیه و تحلیل اطلاعات بر اساس مدل داده بنیاد استراوس و کوربین[1]، در 6 پارادایم شرایط علی، مداخله گر، زمینه ای و راهبردها ، پیامدها نیز پدیده اصلی انجام گرفته است. اعتبار مدل بومی به دست آمده از طریق دوروش؛ تحلیل عاملی با استفاده از نرم افزار پی.ال.اس.[1] و روایی محتوایی یعنی ارزیابی توسط 4 نفر از خبرگان سنجیده شده است. یافته ها : نتایج تحلیل داده ها طی 3 فرایند کد گذاری باز، محوری و انتخابی، منجر به استخراج 26 شاخصه و92 مؤلفه گردیدکه درنهایت به طراحی الگوی بومی قابلیت منابع انسانی خاتمه یافت. عوامل محیطی، سازمانی، شغلی و فردی به شرایط علی بلوغ قابلیت اعضای هیات علمی؛ و سبک مدیریتی، عوامل مخل ارتباطات، رهبری اخلاقی، و مشارکت گروه های کاری اشاره به شرایط مداخله گردارند. تخصیص منابع و امکانات، مدیریت اطلاعات، زمان و نظم، شرایط زمینه ای بلوغ اعضا؛ و هم چنین برنامه ریزی، سازماندهی، هماهنگی و ارتباطات، ارزیابی، مدیریت عملکرد، ومدیریت منابع انسانی، راهبردها راشامل می شوند. پیامد های این تحقیق حاکی از ایجاد انگیزه و بهبود نوآوری در جهت توسعه، ارتقا و بهبود مستمر توانایی اعضای هیأت علمی دارد. بحث و نتیجه گیری: با توجه به اینکه نتایج حاصل از اعتبار سنجی نشان داده است که مؤلفه ها و شاخصه های مدل از اعتبار بالایی برخوردارند می توان گفت استفاده از این مدل بومی در میان مدیران دانشگاه آزاد جهت اعضای هیأت علمی مفید می باشد.
پیش بینی اضطراب پژوهشی بر اساس کمک طلبی پژوهشی و خودکارآمدی پژوهشی در دوران شیوع ویروس کرونا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در نظام های آموزشی دوره ۱۵ زمستان ۱۴۰۰ شماره ۵۵
29 - 40
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف تعیین نقش کمک طلبی پژوهشی و خودکارآمدی پژوهشی در پیش بینی اضطراب پژوهشی دانشجویان تحصیلات تکمیلی در دوران شیوع ویروس کرونا انجام شد. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه یاسوج در سال تحصیلی 1399-1400 بود. 343 نفر به عنوان گروه نمونه پژوهش با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات شامل پرسشنامه کمک طلبی پژوهشی سعیدی رضوانی (1396)، پرسشنامه خودکارآمدی پژوهشی Büyükőztürk و همکاران (2011) و پرسشنامه اضطراب پژوهش بورنگ و همکاران (1396) بوده است. جهت تجزیه وتحلیل داده ها از آزمون همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه استفاده شد. نتایج آزمون ضریب همبستگی پیرسون نشان داد بین کمک طلبی پژوهشی و خودکارآمدی پژوهشی با اضطراب پژوهشی ارتباط معناداری مشاهده شد. نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه نشان داد متغیرهای اجتناب از کمک طلبی، نیاز به کمک طلبی، خودکارآمدی شناخت مسئله، خودکارآمدی روش شناسی و خودکارآمدی گزارش نویسی توانایی پیش بینی اضطراب پژوهشی را دارند؛ بنابراین، می توان نتیجه گرفت که کمک طلبی پژوهشی و خودکارآمدی پژوهشی منجر به کاهش سطح اضطراب پژوهشی دانشجویان در دوران شیوع ویروس کرونا می شود.
شناسایی رویکردهای انتخاب موضوع پایان نامه و تهیه پیشنهاده و مقایسه آن در گروه های علوم انسانی، فنی و مهندسی و علوم پایه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش، شناسایی رویکردهای انتخاب موضوع و تهیه پیشنهاده در پایان نامه دکتری و مقایسه آن بین دانشجویان سه گروه علوم انسانی، فنی و مهندسی و علوم پایه دانشگاه اصفهان، در وضع موجود و مطلوب است. رویکرد پژوهش ترکیبی از نوع اکتشافی متوالی است. در بخش کیفی با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته با 27 نفر از مدیران، معاونان و اعضای هیأت علمی، با روش نمونه گیری هدفمند داده ها گردآوری شده است. یافته ها برای شناسایی رویکردهای انتخاب موضوع و ساخت ابزار کمی بکار رفت. در بخش کمی پرسشنامه 12 سوالی محقق ساخته با مقیاس 5 درجه ای، در بین دانشجویان دکتری در سه گروه آزمایشی علوم انسانی، فنی و مهندسی و علوم پایه با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای متناسب با حجم بین 95 نفر اجرا شد. یافته های کیفی تحت سه عنوان کلی مضامین پایه (20 مضمون شامل مصادیق و نکات کلیدی در هر مضمون سازمان دهنده)، سازمان دهنده (چهار رویکرد در انتخاب موضوع و سه رویکرد در تدوین پیشنهاده) و فراگیر (رویکرد انتخاب موضوع و تدوین پیشنهاده) تحلیل گردید. نتایج در بخش کمی نشان داد که علی رغم کاربرد بیش تر رویکرد استاد محور در وضع موجود، دانشجویان به رویکردهای کاربردی تر مثل توجه به اولویت های پژوهشی سازمان ها تمایل دارند. نتایج آزمون های تعقیبی، بیانگر وجود اختلاف بین گروه های علوم پایه و فنی و مهندسی با علوم انسانی در این زمینه است. در بحث تدوین پیشنهاده نیز از میان سه رویکرد استاد محور، دانشجو محور و سازمانی استخراج شده، رویکرد دانشجو محور پرکاربردتر و پرطرفدارتر از سایر رویکردها به ویژه در بین گروه علوم انسانی نسبت به سایر گروه ها بود.
شناسایی و تبیین بایسته های یاددهی-یادگیری الکترونیکی، متناسب با ویژگی های دانشجویان دوره کارشناسی امروز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم تربیتی سال ۲۸ بهار و تابستان ۱۴۰۰ شماره ۱
125 - 144
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر، با هدف شناسایی و تبیین بایسته های یاددهی-یادگیری الکترونیکی، متناسب با ویژگی های دانشجویان دوره کارشناسی امروز انجام شد. طرح پژوهش، آمیخته و از نوع اکتشافی متوالی است. در بخش کیفی، از روش تحلیل مضمون و در بخش کمی، از شیوه توصیفی-پیمایشی استفاده شد. ابزار بخش کیفی، مصاحبه نیمه ساختاریافته و ابزار بخش کمی پرسشنامه محقق ساخته می باشد. روایی محتوایی سؤالات پرسشنامه و مصاحبه، طبق نظر متخصصان و پایایی پرسشنامه نیز از طریق آلفای کرونباخ مناسب برآورد شد. جامعه آماری بخش کیفی، صاحب نظران در دو حوزه علوم تربیتی و علوم اجتماعی بود که نمونه از بین آنها به صورت هدفمند تا حد اشباع اطلاعات، ادامه یافت. جامعه آماریِ بخش کمی نیز شامل اساتید و دانشجویان کارشناسی از دانشکده های علوم تربیتی و علوم اجتماعی دو دانشگاه تهران و اصفهان بود که نمونه از بین آنها به روش تصادفی طبقه ای، متناسب با حجم انتخاب شد. تحلیل یافته ها در قسمت کیفی بر مبنای نظریه داده بنیاد و در قسمت کمی، بر اساس آمار توصیفی و استنباطی است. بر اساس یافته ها، مهمترین بایسته های یاددهی-یادگیری الکترونیکی، متناظر با ویژگی های دانشجویان کارشناسی امروز عبارتند از: «استفاده از پیامرسان های مجازی»، «استفاده از نرم افزارها و فیلمهای آموزشی»، «معرفی و استفاده از وب سایتهای علمی»، «ارائه آموزش های مکمل از راه دور»، «اجازه جستجوی وب درکلاس»، « ارائه تکالیف مجازی»، «برگزاری آزمون های مجازی» و «استفاده از تخته هوشمند». لذا کاربست مؤلفه های مذکور، منجر به انگیزه مندی تحصیلی و رشد علمی دانشجویان امروز می گردد. از این رو به مدرسان توصیه می گردد به منظور تدریس اثربخش و استفاده بهینه از فرصت های آموزشی، از بکارگیری آنها غفلت نورزند.
واکاوی فرایند توسعه شخصی در سیستم آموزش مدیریت منابع انسانی (مطالعه موردی: با تأکید بر توسعه آموزش در صنعت بیمه)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم تربیتی سال ۲۸ پاییز و زمستان ۱۴۰۰ شماره ۲
153 - 168
حوزههای تخصصی:
هدف از این مطالعه طراحی یک مدل آموزشی برای صنعت بیمه با رویکرد توسعه فردی در تهران بود. روش تحقیق روش اکتشافی( کیفی – کمی) با استفاده از روش تئوری زمینه ای و مدل معادلات ساختاری بود. جامعه پژوهش در بخش کیفی21 نفر متشکل از خبرگان حوزه برنامه ریزی آموزشی در صنعت بیمه و در قسمت کمی 163 کارشناس شرکت آتیه سازان حافظ در تهران در سال 1399 بودند که به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. ابزار تحقیق، مصاحبه نیمه ساختاریافته و یک پرسش نامه محقق ساخته اندازه گیری الگوی آموزشی با رویکرد توسعه فردی در کارکنان بیمه می باشد. داده ها در بخش کیفی با استفاده از روش تئوری اکتشافی جمع آوری و سپس با آزمایش مدل معادلات ساختاری در نرم افزار pls تحلیل شد. نتایج نشان داد که 10 مؤلفه اساسی از جمله قابلیت نام تجاری و ارائه خدمات مطلوب از جمله خدمات آموزشی، بهبود دانش روان شناختی، آموزش مقدماتی و پیشرفته تحقیق، بهبود کیفیت فرایندهای آموزشی، راهنمایی شغلی مدون، فرهنگ یادگیری، شفافیت و کارایی فرایند اجرایی، توسعه از نظر فنی، ایجاد انگیزه در توسعه فردی مؤثر است.
تحلیلی بر مسأله انتظار و وظایف منتظران در عصر غیبت
منبع:
پیشرفت های نوین در روانشناسی، علوم تربیتی و آموزش و پرورش سال چهارم بهمن ۱۴۰۰ شماره ۴۴
143 - 128
حوزههای تخصصی:
انتظار به معنای چشم به راه بودن است و منتظر به کسی گفته می شود که از وضع موجود راضی نبوده است و به دنبال تغییر وضعیت بوده است. هدف از انجام این تحقیق آشنایی با مسأله انتظار، ابعاد انتظار، وظایف منتظران و اینکه این انتظار چه آثاری بر انسان ها داشته است، بوده است. دستاورد این تحقیق آگاهی نسبت به مساله انتظار و تلاش در جهت خودسازی و تقویت روحیه و ایجاد انگیزه در شخص منتظر بوده است که این مهم با دعا برای فرج مولا، بر پا داشتن ذکر و نام ایشان، ارتباط با علما و فقها، آمادگی معنوی و نظامی و ... مورد تأکید بوده است. این تحقیق به لحاظ موضوع ساده و تک لایه و به لحاظ تعلق موضوع به علوم، تک رشته ای و به لحاظ هدف تحقیق بنیادی و کاربردی و شیوه پردازش اطلاعات توصیفی و تحلیلی بوده است. روش تحقیق نقلی و تاریخی بوده است.
بررسی سهم توانمندی ایگو در پیش بینی کیفیت زندگی زنان سرپرست خانواده
منبع:
پیشرفت های نوین در روانشناسی، علوم تربیتی و آموزش و پرورش سال چهارم بهمن ۱۴۰۰ شماره ۴۴
200 - 195
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر بررسی سهم توانمندی ایگو در پیش بینی کیفیت زندگی زنان سرپرست خانواده شهرستان بابل می-باشد. جامعه آماری این پژوهش با استناد از سازمان بهزیستی شهرستان بابل 138 زن سرپرست خانواده می باشد. از این جامعه با استفاده از جدول کرجسی و مورگان و روش نمونه گیری تصادفی ساده 97 زن به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. ابزار به کار رفته در این پژوهش عبارتنداز: پرسش نامه مقیاس توانمندی ایگو (من) به وسیله مارکستروم و همکاران (۱۹۹۷) و پرسشنامه کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی(1996). داده های بدست آمده توسط روشهای آمار توصیفی (جداول فراوانی، درصد، میانگین ها) و آمار استنباطی (آزمون ضریب همبستگی پیرسون و خی دو) با کمک نرم (spss) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. براساس تحلیل صورت گرفته مشخص گردیده شده که اکثر متغیرها بایکدیگر ارتباط دارند و این ارتباط برای بیشتر متغیرها از نوع مثبت و مستقیم می باشد. نتایج پژوهش نشان داد که توانمندی ایگو توانایی پیش بینی کیفیت زندگی زنان سرپرست خانواده را دارد. اگر ایگو از توانمندی کافی برخوردار نباشد، فرد در کشاکش مطالبات و تعارض ها گرفتار می شود و آشفتگی هیجانی را تجربه می کند.
نقش امید به زندگی، خودکارآمدی ادراک شده و ظرفیت خودمهارگری در پیش بینی بهزیستی روانشناختی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد رشت
حوزههای تخصصی:
بهزیستی روانشناختی یکی از مفاهیم مورد توجه در دانشجویان است؛ بنابراین مطالعه متغیرهای مرتبط و زمینه ساز آن از اهمیت ویژه ای برخوردار است. هدف پژوهش حاضر تعیین نقش امید به زندگی، خودکارآمدی ادراک شده و ظرفیت خودمهارگری در پیش بینی بهزیستی روانشناختی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد رشت بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانشجویان مقطع کارشناسی دانشکده علوم انسانی دانشگاه آزاد اسلامی واحد رشت در سال تحصیلی 99-1398 به تعداد تقریبی 2000 نفر بود. از این بین نمونه ای به حجم 220 نفر با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند و پرسشنامه های باورهای بهزیستی روانشناختی ریف (1989)، امید به زندگی اشنایدر و همکاران (1991)، خودکارآمدی شرر (1982) و خودمهارگری تانجنی و همکاران (2004) را تکمیل کردند. داده ها با استفاده از آزمون های ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون گام به گام مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد بین نمره کل امید به زندگی و مولفه های تفکر عاملی و تفکر راهبردی؛ همچنین، خودکارآمدی ادراک شده با نمره کل بهزیستی روانشناختی و مولفه های پذیرش خود، روابط مثبت با دیگران، خودمختاری، تسلط بر محیط، زندگی هدفمند، و رشد شخصی دانشجویان رابطه مثبت و معنادار وجود دارد (05/0P<). همینطور، بین و ظرفیت خودمهارگری با نمره کل بهزیستی روانشناختی و مولفه های پذیرش خود، روابط مثبت با دیگران، خودمختاری، زندگی هدفمند، و رشد شخصی دانشجویان رابطه مثبت و معنادار وجود دارد (01/0P<). در حالی که در حالی که بین ظرفیت خودمهارگری با مولفه تسلط بر محیط بهزیستی روانشناختی دانشجویان رابطه معناداری مشاهده نشد (05/0<P). نتایج تحلیل رگرسیون نیز نشان داد که متغیرهای تفکر راهبردی، خودکارآمدی ادراک شده، و ظرفیت خودمهارگری به صورت مثبت قادرند در مجموع 9/41 درصد از تغییرات بهزیستی روانشناختی دانشجویان را پیش بینی کنند (01/0P<). بر این اساس می توان نتیجه گرفت که امید به زندگی، خودکارآمدی ادراک شده و ظرفیت خودمهارگری با بهزیستی روانشناختی دانشجویان رابطه داشته و قادر به پیش بینی معنی دار آن هستند.