فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶٬۰۰۱ تا ۶٬۰۲۰ مورد از کل ۱۹٬۵۸۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش واسطه ای ارضای نیازهای اساسی روان شناختی در رابطه بین ادراک از محیط کلاس با خودتنظیمی تحصیلی صورت گرفت و از نوع همبستگی بود. بدین منظور تعداد 225 دانش آموز دختر دوره دوم متوسطه از میان دانش آموزان مدارس شهر شیراز در سال تحصیلی 99-1398 به روش خوشه ای تصادفی انتخاب شدند و مقیاس ارضای نیازهای اساسی روان شناختی گانیه، پرسشنامه خودتنظیمی تحصیلی سواری و عرب زاده و پرسشنامه ادراک از محیط کلاس جنتری و همکاران را تکمیل کردند. یافته های حاصل از استفاده از روش آماری مدل یابی معادلات ساختاری نشان داد که متغیر ارضای نیازهای اساسی روان شناختی در رابطه بین ادراک از محیط کلاس و خودتنظیمی تحصیلی نقش واسطه ای دارد. بدین معنی که افزایش ادراک مثبت از محیط کلاس (علاقه، چالش، انتخاب و لذت) باعث افزایش ارضای نیازهای اساسی روان شناختی و سپس خودتنظیمی تحصیلی دانش آموزان می شود. بنابراین می توان گفت که جدا از عوامل اثرگذار آموزشی، ارضای نیازهای اساسی روان شناختی به عنوان یک متغیر واسطه گر می بایست در جهت بهبود خودتنظیمی تحصیلی مد نظر قرار گیرد.
رابطه جهت گیری اخلاقی و معنویت با انگیزش پیشرفت در کارکنان اداره آموزش و پرورش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف : هدف از این تحقیق بررسی رابطه بین جهت گیری اخلاقی و معنویت ملکیان با انگیزش پیشرفت در کارکنان اداره آموزش و پرورش بوده است. رعایت اخلاق و حفظ ارزشهای اخلاقی به صورت یکی از مهم ترین پدیده هایی درآمده است که در بیشتر سازمان ها مورد توجه قرار می گیرد. روش شناسی پژوهش : روش تحقیق از نوع توصیفی- همبستگی بود وجامعه آماری شامل همه ی کارکنان اداره آموزش و پرورش شهرستان مرودشت برابر با 121 نفر بود. برای تعیین حجم نمونه جهت توزیع پرسشنامه، از جدول مورگان استفاده شد که با استفاده از این جدول مشخص شد که تعداد نمونه مورد نیاز 92 نفر از کارکنان اداره آموزش و پرورش شهرستان مرودشت است. سپس یافته های پژوهش با استفاده از نرم افزار spss و روش های آماری توصیفی و استنباطی شامل آزمون همبستگی پیرسون و رگرسیون مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها : . نتایج نشان داد که جهت گیری اخلاقی و معنویت کارکنان پیش بین معناداری برای انگیزش پیشرفت است. بین انگیزش پیشرفت و جهت گیری اخلاقی و معنویت کارکنان بر اساس جنسیت تفاوت معناداری وجود ندارد. بین انگیزش پیشرفت و جهت گیری اخلاقی و معنویت کارکنان بر اساس تحصیلات تفاوت معناداری وجود ندارد. بحث و نتیجه گیری: جمع بندی تحقیق این بود که بین جهت گیری اخلاقی و معنویت با انگیزش پیشرفت کارکنان اداره آموزش و پرورش رابطه معناداری وجود دارد. بنابراین پیشنهاد می شود که معنویت را در بین کارکنان افزایش داد تا انگیزه پیشرفت درآن ها رشد پیدا کند.
طراحی الگوی محتوایی آموزش شایستگی های اخلاقی به دانشجویان درنظام آموزش عالی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، طراحی الگوی محتوایی آموزش شایستگی های اخلاقی به دانشجویان درنظام آموزش عالی بود. از روش پژوهش، فراترکیبِ هفت مرحله ای مدل سندلوسکی و بارو(2007) استفاده شد که مدل مفهومی تحقیق شکل گرفته است. در گام اول، سؤال پژوهش مطرح و بر اساس آن اعضای تیم فراترکیب مشخص شدند. در گام دوم و سوم، منابع لاتین داده های پژوهش شامل پایگاه های اسکوپوس، اشپرینگر و ..و منابع فارسی شامل پایگاه مرکز اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تعیین و معیارهای شمول مقالات مشخص گردید. در گام چهارم، با تجزیه و تحلیل دادهها، 65 مضمون پایه مرتبط با آموزش اخلاقی استخراج شد و سپس به ترکیب یافتهها پرداخته شد. در این گام، مضامین پایه استخراج شده در چهار مضمون سازمان دهنده ی سطح دوم صداقت تحصیلی(مانند شجاعت، اشتیاق و روح خدمت رسانی) و عدم صداقت تحصیلی(مانند رفتارهای مخل، عدم انجام تکالیف درسی بی توجهی به حقوق دیگران) ، صداقت پژوهشی(مانند آگاهی از پژوهش) و عدم صداقت پژوهشی (مانند کپی و پیست، بیان ایده های دیگران بدون منبع، روح ماشینی) طبقهبندی شدند و مضمون سازماندهنده سطح دوم در 26 مضمون سازماندهنده سطح اول قرار گرفتند و در انتها نیز، شبکهی مضامین محتوای آموزش اخلاق ترسیم گردید. الگوی طراحی شده در این پژوهش، چارچوبی برای آموزش شایستگی های اخلاقی برای دانشجویان آموزش عالی، در سطوح مذکور را که پیش از این میسر نبود، فراهم آورده است؛ و از اعتباریابی توصیفی، اعتباریابی تفسیری – نظری- پراگماتیک برای اعتباریابی الگوی طراحی شده استفاده شد.
ارائه الگوی نظری تربیت اجتماعی کودکان براساس آیات قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در نظام های آموزشی دوره ۱۵ تابستان ۱۴۰۰ شماره ۵۳
42 - 57
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام این پژوهش،ارائه الگوی نظری تربیت اجتماعی کودکان براساس آیات قرآن کریم است.روش پژوهش، توصیفی – تحلیلی است.جامعه تحلیلی شامل کلیه آیات قرآن کریم به همراه تفاسیرشان،پایگاههای اطلاعاتی مرتبط با موضوع پژوهش بوده که ابتدا شناسایی وسپس به صورت هدفمند به طور عمیق ومستمرمورد مطالعه وتجزیه وتحلیل قرار گرفت.با مطالعه آیات قرآن وتفاسیرشان و منابع مربوط به موضوع،الگوی نظری تربیت اجتماعی در قالب اهداف،اصول و روش های تربیتی قابل استخراج است.برخی از اهداف این الگوعبارتنداز:آموزش مسئولیت پذیری،نقد ورزی،تواضع و فروتنی.برخی از اصول این الگو عبارتنداز:محبت،مدارا،اعتدال،کمالجویی،مشورت،کرامت.ونیزروش ارائه الگوی شایسته،علم آموزی، مهرورزی وهمزیستی مسالمت آمیز از جمله روش های تربیت اجتماعی این الگو هستند. نتایج پژوهش حاضر نشان داد که هریک ازعناصر الگو از دیگری مشتق شده وبرهمدیگر تأثیر دارند وامکان ترتیب دادن سلسله مراتب در میان آنها وجود دارد.اهداف گزاره های برآمده ازمؤلفه های تربیت اجتماعی آیات قرآن کریم است. واصول بر اساس همان گزاره ها وروش ها نیزبرمبنای اصول استنتاج شده است.اگرچه عناصرالگواز جهت کاربرد متفاوت هستند وهرکدام رسالت خاصی را در فرایند های تربیتی دارند اما وجود سنخیت ها و ارتباطات شان نیز غیر قابل انکاراست.
ارزیابی کمّی و کیفی پایان نامه های کارشناسی ارشد آموزش و پرورش استان مازندران(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
آموزش و پرورش متعالی دوره اول تابستان ۱۴۰۰ شماره ۲
1 - 16
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش، ارزیابی کمّی و کیفی پایان نامه های کارشناسی ارشد آموزش و پرورش استان مازندران بود. پژوهش از بعد هدف کاربردی و از نوع پژوهش های توصیفی- تحلیل محتوا بوده است. جامعه ی آماری بخش کیفی خبرگان جامعه ی علمی و متخصصان دانشگاهی و در بخش کمّی تمام پایان نامه های دانش آموختگان مقطع کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد اسلامی واحد ساری به تعداد کل 3367 پایان نامه می باشد که در پنج گرایش گروه علوم تربیتی از سال تحصیلی 99-90 ارایه شده است. روش نمونه گیری به صورت تصادفی طبقه ای بود و حجم نمونه با استفاده از جدول کرجسی و مورگان مشخص شد. برای جمع آوری داده های کیفی از مصاحبه های ساختاریافته(ده سؤالی) استفاده شد. در بخش کمّی بر اساس معیارهای استخراج شده از مرحله ی کیفی به طراحی پرسشنامه ی محقق ساخته پرداخته شد. به منظور تعیین پایایی ابزار گردآوری اطلاعات از روش آلفای کرونباخ استفاده شده است. تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون های یومان ویتنی، رتبه بندی فریدمن، مطلوبیت با استفاده از نرم افزار Spss23 انجام شد. یافته ها نشان داد که از مجموع هجده بخش پایان نامه های کارشناسی ارشد بررسی شده، بخش نتیجه گیری در وضعیت کمتر مطلوب و بخش های (چکیده، بیان مسأله، اهداف پژوهش، ...) در وضعیت نسبتاً مطلوب و در نهایت بخش های عنوان، کلیدواژه ها، مقدمه، جامعه، نمونه و نمونه گیری، پیوست ها و اصول نگارش صحیح در وضعیت مطلوب قرار گرفته اند. درواقع، با توجه به میانگین رتبه ای، بیشترین ضعف به ترتیب در بخش های نتیجه گیری، بیان مسأله و اهمیت و ضرورت تحقیق وجود دارد و بیشترین نقطه ی قوت پایان نامه ها در بخش های کلیدواژه ها، پیوست ها و روش تحقیق بوده است.
تحلیلی بر الگوهای تفکر طراحی و شناسایی نقش و ابعاد آن: مرور نظام مند(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تفکر طراحی یک روش حل مسئله مشارکتی با رویکرد انسان محور است که با بالا بردن توانایی های تفکر خلاق یادگیرندگان، نوآوری را تقویت می کند. هدف از پژوهش حاضر تحلیل مفهوم تفکر طراحی و بررسی مدل های تفکر طراحی با جمع آوری، ارزیابی و مرور نظام مند مقالات مرتبط با این موضوع می باشد. در این مطالعه جست و جو در بانک های داده اریک، ساینس دایرکت، تایلر و فرانسیس و اسپیرینگر انجام شد و کلیه مقالاتی که از سال 2000 تا 2020 در بانک داده های آنها نمایه شده بود با زبان انگلیسی گردآوری شد. پس از جست و جو در بانک های داده 1263مقاله بدست آمد. پس از خواندن خلاصه مقالات و بررسی اولیه نسخه کامل 58 مقاله تهیه و بررسی گردید. در جستجوی دستی که از طریق منابع مقالات انجام گردید 5 منبع با توجه به ماهیت تفکر طراحی، 3 سایت مرجع برای ارائه مدل و 3 کتاب اضافه گردید. از بین 58 مقاله موجود مقالات مرتبط انتخاب شده و با ملاک ارزیابی casp مورد ارزیابی قرارگرفتند و در نهایت 36 مقاله مورد تحلیل و بررسی قرار گرفتند. با توجه به مطالعات به دست آمده، مطالعات در سه گروه: 1- مقالاتی که تعریفی نو از تفکر طراحی ارائه داده اند. 2- مدل های جدید را ارائه نموده اند. 3- از مدل ها در اجرای طرح استفاده نموده اند؛ تقسیم و مورد ارزیابی قرار گرفت
Primary school principals' lived experiences of professional development and the factors affecting it(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
School Administration, Volume ۹, Issue ۳, Autumn ۲۰۲۱
149 - 130
حوزههای تخصصی:
Abstract The present study is a qualitative research with a phenomenological approach that has been conducted to identify the dimensions and components of professional development of primary school principals and to develop its framework. The statistical population of the study was the principals of public primary schools in Tehran in the academic year of 2019-2020. In two stages of sampling, samples were selected by quota and then purposive sampling methods. Semi-structured interviews were used to collect data. The interview continued until the data exploration and data collection process reached a theoretical saturation point after interviewing 14 people. Data were analyzed by open and axial coding steps. Two methods of verifying the interviewees and verifying an external expert were used to control the validity. Two methods of verifying the interviewees and verifying an external expert were used to control the validity. To determine the reliability, two methods of reviewing the writings and also the method of recoding were used. The agreement was calculated in the coding homogeneity and the agreement coefficient was 86%. Findings showed that the professional development framework for primary school principals has 3 dimensions, 14 components with 117 indicators Which includes : the content dimension of professional development (with components of general management knowledge, specialized management knowledge, interactive skills, resource management skills, professional skills, personal inclinations, managerial attitude, physical and mental ability and intellectual ability), the dimension of professional development process (with the components of self-development actions and developer relations) and the dimension of organizational requirements (with the components of knowledge acquisition and acquisition of skills, modification of selection and appointment methods of managers, improvement of organizational structure and processes).
تحول در آموزش زیست شناسی با استفاده از دوربین های مادون قرمز
حوزههای تخصصی:
تصویربرداری حرارتی فرصت های جدیدی برای مطالعه مفاهیم و فرایندهای زیست شناسی فراهم می کند. به عنوان مثال می توان به استفاده از دوربین های مادون قرمز (IR) در فعالیت های آموزشی برای کشف انتقال و تحول انرژی در فیزیولوژی انسان، تنظیم مجدد حرارت بدن حیوانات و متابولیسم گیاهان اشاره کرد. ماهیت کاربرپسند و بصری فناوری IR به دلیل چنین انتقال انرژی، برای مطالعه تغییر سریع دما در سطوح بیولوژیکی مناسب است؛ بنابراین دوربین های IR ابزارهای آموزشی بالقوه مفیدی برای نزدیک شدن به مفهوم تقاطع انرژی و ماده هستند. این دوربین نمایانگر نسل جدیدی از فن آوری تحقیق است که پتانسیل زیادی را در آموزش زیست شناسی نشان می دهد. در این مقاله مروری سعی در معرفی دوربین های IR برای مدارس و توانمندسازی دانش آموزان برای کشف علمی معتبر ارائه شده است. اطلاعات جمع آوری شده در این مقاله مربوط به مقالات سایت های گوگل، گوگل اسکولار، Scopus و Science Direct است. همچنین، مقالات بررسی شده در این تحقیق مربوط به سال های 1985 تا 2021 هستند. هدف این است که نشان دهیم چگونه فن آوری های پیشرفته توسعه یافته توسط صنعت می توانند به فناوری های یادگیری مؤثر برای حل مشکلات آموزشی تبدیل شوند.
Iranian University Students’ Learning Satisfaction with Online Classes during the COVID-19 Pandemic: A Mixed-methods Study(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
With the abrupt emergence and development of the COVID-19 pandemic, face-to-face classes have been replaced with online classes (OCs) on an unprecedented scale in Iran. To improve the quality of OCs, it is quite essential to examine to what extent students are satisfied with them. With this aim, the current mixed-methods study purported to examine university students’ learning satisfaction with OCs at Ayatollah Borujerdi University. For the quantitative part, a total of 509 university students, including males (N=34) and females (N=475) filled out a modified version of the Satisfaction with Online Classes Survey (SWOCS) developed and validated by Bolliger and Martindale (2004). For the qualitative part, a sample of 20 students, consisting of males (N=9) and females (N=11) completed a reflective written statement disclosing their perceptions of OCs. Findings evidenced that the participants are moderately satisfied with OCs. In addition, the results of Friedman test documented that all the sub-factors of SWOCS played an important role in the participants’ learning satisfaction with OCs. Complementary with the quantitative findings, the qualitative results yielded five overarching themes: “instructors are a critical factor for students’ learning satisfaction’, ‘familiarity with technology affects students’ learning satisfaction’, ‘course set-up shapes students’ learning satisfaction’, ‘interactions with others are vital’, and ‘students’ learning satisfaction is closely correlated with outcomes’ Finally, a range of implications is proposed for different stakeholders.
نقش برنامه ریزی آموزشی در توسعه ملی
منبع:
پیشرفت های نوین در روانشناسی، علوم تربیتی و آموزش و پرورش سال چهارم اسفند ۱۴۰۰ شماره ۴۵
187 - 183
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی پژوهش حاضر تبیین نقش برنامه ریزی درسی در توسعه ی ملی است که به شیوه ی توصیفی-همبستگی در آذر 1400 اجرا گشت؛ براساس یافته ها واستنباط های انجام شده می توان رابطه ی بین برنامه ریزی آموزشی و درسی مکمل و موید یکدیگرند در نتیجه می توان اساس توسعه ملی را در همه ی ابعاد در تعلیم وتربیت دانست و اگر اهداف و برنامه ریزی هایی که در تعلیم و تربیت پی ریزی می شود درست باشد نتیجه ی آن توسعه ی ملی در همه ی ابعاد است که این توسعه ی همه جانبه لازمه ی آن توازان وهماهنگی است. پیشنهاد می شود در پژوهش های آتی پیرامون سند توسعه ملی و جایگاه آموزش و پرورش در آن مقاله ای نوشته شود.
تاثیر آموزش مهارت خودآگاهی و تنظیم هیجان بر انگیزش پیشرفت و شادکامی تحصیلی در دانش آموزان دوره متوسطه دوم شهر قم
حوزههای تخصصی:
مقدمه: آدمی دایماً تحت تأثیر متغیرهای فردی، اجتماعی و محیطی قرار داشته و وضعیت روان شناختی او نیز تحت تأثیر همین موضوعات است. بنابراین ضروری است دانش آموزان در برنامه های آموزشی مورد مراقبت قرار داشته باشند. این مطالعه با هدف بررسی تاثیر آموزش مهارت خودآگاهی و تنظیم هیجان بر انگیزش پیشرفت و شادکامی تحصیلی دانش آموزان دوره متوسطه شهر قم بود. روش شناسی: این مطالعه به روش توصیفی و نیمه آزمایشی با اجرای 6 جلسه پروتکل آموزشی متغیرهای مهارت خودآگاهی و تنظیم هیجان شناختی انجام شد. جامعه آماری شامل همه دانش آموزان دوره متوسطه (با جامعه تقریبی 85000 نفر) و نمونه آماری 30 نفره که به روش خوشه ای چند مرحله ای در دو گروه 15 نفره آزمایش و گواه در سال تحصیلی 1397 برنامه ریزی و اجرا شد. ابزار گردآوری داده ها شامل پرسشنامه شادکامی آکسفورد و پرسشنامه انگیزه پیشرفت هرمنس بود. در این مطالعه یک دوره پروتکل آموزشی نیز اجرا شد. یافته ها: آموزش مهارت خودآگاهی وتنظیم هیجان بر انگیزش پیشرفت دانش آموزان تاثیر معناداری داشته و با ضریب ایتای 11.5 درصد باعث افزایش آن شده است. همچنین آموزش مهارت خودآگاهی وتنظیم هیجان بر شادکامی دانش آموزان تاثیر داشته و با ضریب ایتای 14.2 درصد باعث افزایش آن شده است. نتیجه گیری: این مطالعه نشان داد اجرای پروتکل های آموزش مهارت خودآگاهی و تنظیم هیجان بر انگیزش پیشرفت و شادکامی تحصیلی دانش آموزان مؤثر بوده و باعث افزایش انگیزش پیشرفت و شادکامی تحصیلی دانش آموزان شده است. بنابراین برنامه ریزان آموزشی می توانند بر اساس یافته های این پژوهش برای افزایش مهارت های زندگی دانش آموزان برنامه ریزی نمایند.
تأثیر آموزش مدیریت زمان بر مؤلفه استعداد درخودکارآمدی تحصیلی دانش آموزان
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی تأثیر آموزش مدیریت زمان برخودکارآمدی تحصیلی دانش آموزان بود. روش پژوهش آزمایشی، از نوع پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان دختر پایه هفتم در ناحیه 4 استان قم بالغ بر 2457 نفرکه در سال تحصیلی 98-1397 مشغول به تحصیل بودند. پرسشنامه خودکارآمدی تحصیلی جینکنز- مورگان (1999) به عنوان پیش آزمون در هر دو گروه (آزمایش و کنترل) اجرا شد سپس گروه آزمایش در طی 10 جلسه 45 دقیقه ای تحت آموزش مهارت های مدیریت زمان قرار گرفتند. پس از اتمام جلسات، دوباره پرسشنامه مذکور در دو گروه موردسنجش قرار گرفت. مورگان و جینکنز ضریب پایایی پرسشنامه را 82/0 و ضریب پایایی هر یک از خرده مقیاس های استعداد، کوشش و بافت را به ترتیب 78/0، 66/0 و 70/0 گزارش کرده اند. تجزیه وتحلیل داده ها مبتنی بر آزمون کولموگروف-اسمرینوف و تحلیل کوواریانس آمیخته بین-درون آزمودنی ها نشان داد که آموزش مدیریت زمان به طور معناداری بر هر سه مؤلفه خودکارآمدی تحصیلی استعداد، کوشش و بافت خودکارآمدی تحصیلی دانش آموزان تأثیر دارد. استعداد خودکارآمدی در گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل به طور معنادار افزایش یافته زیرا p معادل 0.059 محاسبه شد. در صورتی که مهارت مدیریت زمان در مدارس با تأکید بیشتری آموزش داده شود باعث نهادینه شدن و به کارگیری هر چه بیشتر مدیریت زمان توسط دانش آموزان می شود.
اثرات مستقیم و غیرمستقیم مولفه های مدل پذیرش فناوری دیویس بر پایداری در کاربرد فناوری در فرایند آموزش معلمان
حوزههای تخصصی:
این مطالعه با هدف بررسی اثرات مستقیم و غیر مستقیم باورها، نگرش و نیت رفتاری کاربرد فناوری بر پایداری معلم در آموزش با فناوری انجام گرفت. به این منظور از روش همبستگی استفاده شد و 150 معلم از بین 255 معلم شهر شهربابک بر طبق جدول نمونه گیری تصادفی کرجسی و مورگان به روش نمونه گیری خوشهای دو مرحله ای انتخاب شد. داده ها با استفاده پرسشنامه TAM و خرده مقیاس پایداری در آموزش با ICT جمعآوری شد و با روش تحلیل مسیر تحلیل شد. نتایج نشان داد اثر مستقیم نیت رفتاری کاربرد فناوری و نگرش نسبت به کاربرد فناوری بر پایداری معلمان در آموزش با فناوری مثبت و معنیدار است اما اثر مستقیم باورهای سهولت و سودمندی ادراک شده کاربرد فناوری بر پایداری معلمان در آموزش با فناوری معنی دار نبود.. نتایج واسط های ساده نشان داد نگرش نسبت به کاربرد فناوری نقش واسط های مثبت و معنی داری در رابطه بین سهولت ادراک شده کاربرد فناوری و پایداری در آموزش با فناوری و نیت رفتاری کاربرد فناوری نقش واسط های مثبت و معنی داری در رابطه بین سودمندی ادراک شده کاربرد فناوری و پایداری در آموزش با فناوری دارد. نتایج واسط های زنجیرهای نیز نشان داد زنجیره نیت رفتاری و سودمندی ادارک شده کاربرد فناوری و زنجیره نیت رفتاری و نگرش نسبت کاربرد فناوری نقش واسط های مثبت و معنی داری در رابطه بین سهولت ادراک شده کاربرد فناوری با پایداری در آموزش با فناوری دارند. این نتایج نشان داد نیت رفتاری و نگرش نسبت به کاربرد فناوری نقش مهمی در پایداری در کاربرد فناوری در فرایند آموزش معلمان ایفاء می کنند.
طراحی مدل کیفی آینده پژوهی با رویکرد تفکر استراتژیک در دانشگاه فرهنگیان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحقیق حاضر برای طراحی مدل کیفی آینده پژوهی با رویکرد تفکر استراتژیک در دانشگاه فرهنگیان انجام گرفته است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش، کیفی است که با استفاده از تکنیک دلفی انجام شده است؛ جامعه آماری پژوهش خبرگان، متخصصان و اعضای هیئت علمی دانشگاه فرهنگیان استان های خراسان بودند که 25 نفر از آنان به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. پرسشنامه پژوهش در چهار مرحله پاسخ داده و روایی صوری و محتوایی آن تأیید شد. پایایی پرسشنامه نهایی نیز با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ 91<sub>/</sub>0 به دست آمد. ابعاد و مؤلفه ها با ضریب توافق کندال (برابر با 728<sub>/</sub>0) به اجماع خبرگان رسید، که نشان دهنده درصد توافق بالای خبرگان این پژوهش است. براساس نتایج اجرای تکنیک دلفی، برای متغیر آینده پژوهی 6 بعد (آینده نگری، هوشیاری محیطی، خلاقیت و نوآوری، محدودکننده ها، تنظیم شونده ها، رهبری) و 31 مؤلفه و برای متغیر تفکر استراتژیک 5 بعد (فردی، گروهی، سازمانی، شهودی و سیستمی) و 17 مؤلفه شناسایی شد. نتایج پژوهش نشان داد مدل پژوهش از سطح اعتبار قابل قبولی برخوردار است و نتایج با پیشینه پژوهش سازگاری داشت.
رابطه نیرومندی های منشی معلمان با خودکارآمدی ادراک شده آن ها برای آموزش اخلاقی دانش آموزان: نقش واسطه ای رفتار رابطه بین فردی معلم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندیشه های نوین تربیتی دوره هفدهم پاییز ۱۴۰۰شماره ۳
7 - 31
حوزههای تخصصی:
این مطالعه با هدف آزمون نقش واسطه ای رابطه بین فردی معلمان در رابطه نیرومندی های منشی آن ها با خودکارآمدی ادراک شده معلمان برای آموزش اخلاقی دانش آموزان انجام شده است. 200 معلم (100 مرد و 100 زن) به نسخه کوتاه ابزار نیرومندی های منشی، پرسشنامه تعامل معلم و مقیاس کارآمدی معلم بر آموزش اخلاقی دانش آموزان پاسخ دادند. نتایج نشان داد که رابطه نیرومندی های منشی با رفتار بین فردی مثبت معلم و خودکارآمدی معلم برای آموزش اخلاقی دانش آموزان مثبت و معنادار و با رفتار رابطه بین فردی منفی معلم، منفی و معنادار بود. همچنین، نتایج نشان داد رابطه رفتار بین فردی مثبت معلم با خودکارآمدی معلم برای آموزش اخلاقی مثبت و معنادار و رابطه رفتار رابطه بین فردی معلم با خودکارآمدی برای آموزش اخلاقی دانش آموزان منفی و معنادار بود. نتایج همچنین نشان داد که مدل مفروض واسطه مندی نسبی رابطه بین فردی معلم در رابطه نیرومندهای منشی و خودکارآمدی معلمان برای آموزش اخلاقی دانش آموزان برازش قابل قبولی با داده ها دارد. همچنین، نتایج نشان داد که در مدل مفروض، 25 درصد از واریانس خودکارآمدی معلمان برای آموزش اخلاقی دانش آموزان از طریق نیرومندی های منشی و رابطه بین فردی آن ها تبیین شد. این نتایج نشان می دهد که بخشی از واریانس مشترک بین دوایر مفهومی نیرومندی های منشی و خودکارآمدی برای آموزش اخلاقی فراگیران، نتیجه تغییرپذیری در رفتار رابطه بین فردی معلم است.
تأثیر آموزش مدیریت والدین در کاهش اختلال نافرمانی مقابله ای دانش آموزان کم توان ذهنی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: دانش آموزان کم توان ذهنی، اختلال نافرمانی مقابله ای بیشتری در مقایسه با کودکان عادی دارند. بنابراین، پژوهش حاضر با هدف تأثیر آموزش مدیریت والدین در کاهش علایم اختلال نافرمانی مقابله ای دانش آموزان کم توان ذهنی انجام گرفت. روش: این پژوهش از نوع روش نیمه آزمایشی همراه با پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل و آزمایشی بود. جامعه آماری، شامل والدین دانش آموزان کم توان ذهنی مدارس استثنایی شهر سلماس در سال 1397 - 1398 بود. ۳۰ نفر از افراد واجد شرایط به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه کنترل (15 نفر ) و آزمایشی ( 15 نفر ) جایگزین شدند. برای جمع آوری داده ها، از مقیاس اختلال رفتار مخرب ( ۱۹۹2 ) استفاده شد. در این پژوهش، گروه آزمایشی 8 جلسه آموزش مدیریت والدین را به صورت گروهی دریافت کردند و گروه کنترل، مداخله ای دریافت نکرد. یافته ها: برای تحلیل داده های پژوهش از تحلیل کوواریانس تک متغیره استفاده شد. نتایج داده های پژوهش نشان داد که آموزش مدیریت والدین در کاهش علایم اختلال نافرمانی مقابله ای مؤثر است ( p>./.5). نتیجه گیری: براساس یافته های به دست آمده، می توان نتیجه گرفت که آموزش مدیریت والدین، روش کارآمدی در بهبود علایم اختلال نافرمانی مقابله ای دانش آموزان کم توان ذهنی است.
ارائه مدل برای پیش بینی اعتیاد به شبکه های اجتماعی بر اساس گرایش به شخصیت خودشیفته و نیاز به ارتباط با میانجی گری نیاز به تأییدطلبی در دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در نظام های آموزشی دوره ۱۵ پاییز ۱۴۰۰ شماره ۵۴
68 - 79
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، ارائه مدل برای پیش بینی اعتیاد به شبکه های اجتماعی بر اساس گرایش به شخصیت خودشیفته و نیاز به ارتباط با میانجی گری نیاز به تأییدطلبی در دانش آموزان بود. روش پژوهش، توصیفی و از طرح های توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری شامل دانش آموزان دختر و پسر پایه دهم دوره متوسطه دوم شهر تهران در سال تحصیلی 98-1397 بود که از بین آن ها با استفاده از روش تصادفی خوشه ای چندمرحله ای ۳۰۰ دانش آموز انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه گرایش و میزان استفاده از شبکه های اجتماعی مؤمنی و تقی لو (۱۳۹۵)، پرسشنامه شخصیت خودشیفته نسخه 40 ماده ای ( NPI-40 ) (۱۹۸۸)، مقیاس نیاز به ارتباط پرسشنامه نیازهای اساسی روان شناختی Deci and Ryan (2000) و مقیاس تأیید طلبی پرسشنامه نگرش های ناکارآمد ابراهیمی و موسوی (۱۳۸۷) استفاده شد و داده های پژوهش با استفاده از روش های تحلیل همبستگی و تحلیل مسیر موردبررسی قرار گرفتند. یافته های پژوهش نشان داد که تأثیر معناداری بین گرایش به شخصیت خودشیفته و نیاز به ارتباط و نیاز به تأییدطلبی با اعتیاد به شبکه های اجتماعی وجود دارد (01/0=p). همچنین مدل پیشنهادی از برازش مطلوبی برخوردار بوده (27/106=2 c ، 87/2=df /2 c ، 925/0= CFI، 973/0= GFI، 887/0 =AGFI و 079/0= RMSEA ) و نتایج از نقش میانجیگری تأییدطلبی در تأثیر شخصیت خودشیفته و نیاز به ارتباط و اعتیاد به شبکه های اجتماعی حمایت می کند . با توجه به نتایج پژوهش می توان به منظور کاهش اعتیاد به شبکه های اجتماعی، ارضای نیازهای روان شناختی بنیادین (نیاز به ارتباط و تأیید طلبی) را در چارچوب و بافت رابطه ی والد- فرزند به خانواده ها آموزش داد.
تبیین مدل زمینه ای راهبردها و پیامدهای مزیت رقابتی مبتنی بر توانمندسازی اعضای هیات علمی و اساتید دانشگاه ها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در نظام های آموزشی دوره ۱۵ پاییز ۱۴۰۰ شماره ۵۴
51 - 67
حوزههای تخصصی:
توانمندسازی کادر آموزشی، مسیر توسعه و پیشرفت سازمان های آموزش محور در مواجهه با تغییرات جهانی می باشد. از این رو هدف تحقیق، تبیین مدل زمینه ای راهبردها و پیامدهای مزیت رقابتی مبتنی بر توانمندسازی اعضای هیات علمی و اساتید دانشگاه ها بود. به منظور تحقق این هدف از روش شناسی کیفی و روش تحقیق نظریه داده بنیاد استفاده شد. جامعه ی تحقیق شامل نخبگان آموزشی در دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی غیردولتی- غیرانتفاعی شهر مشهد (اعضای هیات علمی و اساتید باتجربه) بود و نمونه گیری آزمودنی ها به صورت نظری و گلوله برفی صورت گرفت. ابزار جمع آوری داده ها، مصاحبه نیمه ساختاریافته بود و داده های حاصل از مصاحبه ها به روش زمینه ای، کدگذاری شده، تجزیه و تحلیل گردید. نتیجه گروه بندی کدها، نشان دهنده 10 مقوله-ی اصلی، 57 مقوله فرعی و 50 مفهوم بود که در قالب مدل پارادایمی شامل: راهبردها (تفکر راهبردی، تحول سازمانی، نوآوری سازمانی و نوآوری شغلی) و پیامدها (توسعه فرهنگ سازمان، توسعه سازمانی، ارتقای بهره وری، توسعه اجتماعی، توسعه محیطی و پرورش تفکر راهبردی) می شود که "فرآیند راهبردهای ایجاد مزیّت رقابتی مبتنی بر توانمندسازی اساتید دانشگاه ها جهت حصول پیامدها" را نشان می دهد. با توجه به طیف مخاطبان و مشتریان دانشگاه توصیه می شود که مدیران آموزش عالی در دانشگاه ها طرح های کارشناسی شده را جهت شناسایی و پیاده سازی توانمندی های لازم برای اساتید دانشگاه اجرا کنند. همچنین نیروی انسانی را بر اساس توانمندی های خود جذب و استخدام نمایند. بدیهی است دانشگاه در امور آموزش و پژوهش فقط در این صورت در عرصه رقابت های کنونی موجود در محیط دانشگاهی بالندگی خود را حفظ کرده و این بالندگی باعث توسعه مزیت رقابتی خواهد شد.
واکاوی تجارب زیسته معلمان تازه کار از چالش های تدریس در کلاس های چندپایه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مطالعه با هدف فهم تجربه زیسته معلمان تازه کار از چالش های تدریس در کلاس های چندپایه طراحی و در چارچوب روش پژوهش کیفی و طرح پدیدارشناسی توصیفی اجرا شد. شرکت کنندگان در این پژوهش، 24 نفر از معلمان تازه کار (سابقه یک تا سه سال) در کلاس های چندپایه بودند که براساس معیارهای ورود به پژوهش به شیوه هدفمند انتخاب شدند و در مصاحبه های نیمه ساختاریافته شرکت کردند. تحلیل مصاحبه ها با استفاده از الگوی کلایزی انجام شد. یافته های این پژوهش به شکل گیری هفت مقوله و 33 کد منجر شد. این هفت مقوله عبارت است از: چالش های سازمانی و ساختاری، مرتبط با دانش تخصصی، فیزیکی و بافتی، مرتبط با دانش آموزان، والدین، کلاس داری معلم و مواجه با موقعیت های غیرمنتظره. براساس یافته های این پژوهش، پیشنهاد می شود معلمانی که حداقل سه سال سابقه تدریس در کلاس های عادی دارند، در کلاس های چندپایه مشغول به کار شوند؛ همچنین درس های مربوط به کلاس های چندپایه در رشته آموزش ابتدایی به صورت تیمی (عضو هیئت علمی و معلم با تجربه تدریس در کلاس های چندپایه) آموزش داده شود؛ به همین دلیل تصمیم گیرندگان نظام آموزشی، برنامه های آموزشی مناسب را برای رفع چالش های معلمان تازه کار در کلاس های چندپایه طراحی و اجرا می کنند.
بررسی پیش بینی پذیری فرسودگی شغلی بر اساس ویژگی های شخصیتی و خودکارآمدی در معلمان ابتدایی
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: از متغیرهای اثرگذار بر فرسودگی شغلی معلمان ابتدایی، ویژگی های شخصیتی و خودکارآمدی آنان می باشد. هدف تحقیق حاضر پیش بینی فرسودگی شغلی بر اساس ویژگی های شخصیتی و خودکارآمدی در معلمان ابتدایی شهر کرمان بود. روش بررسی: روش تحقیق توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه ی آماری این پژوهش شامل کلیه ی معلمان ابتدایی شهر کرمان در سال تحصیلی 99-1398 به تعداد 145 نفر بود که با استفاده از روش نمونه گیری تمام شماری تعداد 145 معلم به عنوان نمونه انتخاب شدند که 132 نفر آن ها در پژوهش شرکت کردند. ابزارهای اندازه گیری پرسشنامه-ی فرسودگی شغلی مسلش (1981)، پرسشنامه ی پنج عاملی شخصیت نئو کاستا و مک کری (1992) و پرسشنامه ی خودکارآمدی شرر و همکاران (1979) بود. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات از روش ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه با استفاده از نرم افزار SPSS-22 استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که ویژگی های شخصیتی و خودکارآمدی قادر به پیش بینی فرسودگی شغلی بودند. روان رﻧﺠ ﻮر خویی 274/0، ﺑ ﺮون گرایی 398/0، ﮔﺸ ﻮدﮔﯽ ﺑ ﻪ ﺗﺠﺮﺑ ﻪ 186/0، ﺗﻮاﻓﻖ ﭘﺬیری 126/0 و وﺟﺪان گرایی 317/0 و خودکارآمدی 376/0، از واریانس فرسودگی شغلی را تبیین می کنند(01/0> P). نتیجه گیری: با توجه به نتایج به دست آمده، با افزایش میزان خودکارآمدی و بهبود ویژگی های شخصیتی معلمان ابتدایی می توان از فرسودگی شغلی آنان جلوگیری کرد.