فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵٬۳۶۱ تا ۵٬۳۸۰ مورد از کل ۱۹٬۵۸۸ مورد.
منبع:
پژوهش های تربیتی پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۴۵
۱۳۰-۱۰۶
حوزههای تخصصی:
فرسودگی تحصیلی به عنوان یک مسئله اساسی می تواند فرایند تحصیلی و روانشناختی دانش آموزان را با آسیب جدی مواجه می کند. پژوهش حاضر با هدف تدوین راهبردهای مقابله ای با فرسودگی تحصیلی دانش آموزان منطبق با رویکرد تحولی یکپارچه انجام شده است. مطالعه حاضر یک تحلیل محتوای کیفی است. محتوا مورد پژوهش در این مطالعه از طریق جستجو در منابع، اسناد، پژوهش ها و کتب منتخب گزینش شد و در نهایت مورد تایید گروه متخصصین قرار گرفت. مرور و تبیین متون، تفحص و تامل در منابع، استخراج کدهای باز، زیرطبقات، طبقات و رسیدن به تم های اصلی و نام گذاری هر یک، از مراحل طی شده در این پژوهش است. جهت اطمینان از روایی محتوایی داده های به دست آمده، از معیارهای چهارگانه گابا لینکلن و مصاحبه با 15 متخصص مشاور مدرسه و روانشناس استفاده شد که پس از انجام اصلاحات، تمامی بخش ها از روایی و اعتبار لازم برخوردار شد. فرایند کدگذاری و تحلیل محتوا نشان داد که راهبردهای مقابله ای با فرسودگی تحصیلی بر مبنای رویکرد تحول یکپارچه را میتوان در سه بخش اصلی تبیین کرد که عبارت است از: 1- تعاملات مبتنی بر هیجان در مدارس؛ 2- کارکردهای تحولی مدرسه و 3- انطباق یادگیری با تفاوت های فردی. تم های اصلی به دست آمده در تبیین داده ها، میتواند در سطوح مختلف پیشگیری، آموزش، برنامه درسی و دیگر موارد مورد توجه معلمان، مشاوران و متولیان حوزه آموزش و پرورش قرار گیرد.
رابطه درک حکمت آموزش الکترونیکی با درگیری ، محتوا و ارزش گذاری محتوای درسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف تحقیق حاضر، تعیین رابطه درک حکمت آموزش الکترونیکی با درگیری محتوا، فهم محتوا و ارزش گذاری محتوای درسی بوده است. روش تحقیق توصیفی از نوع همبستگی بوده است. جامعه آماری شامل کلیه اساتید رشته های علوم تربیتی در استانهای مرکزی و اصفهان(73 نفر) در سال تحصیلی 1400-1399 بوده است. از روش نمونه گیری سرشماری بدلیل محدودیت جامعه آماری استفاده شد که نهایتاً 66 نفر پاسخگو بودند. ابزار تحقیق شامل 4 دسته پرسشنامه محقق ساخته بوده که عبارتنداز:1.پرسشنامه درک حکمت آموزش الکترونیکی2.پرسشنامه درگیری محتوای درسی(Shafipour Motlagh,2019) 3.پرسشنامه فهم محتوای درسی و 4.پرسشنامه ارزش گذاری محتوای درسی. روایی محتوایی پرسشنامه بر حسب نظرات خبرگان تأمین شد و ضریب اعتبار پرسشنامه با استفاده از آلفای کرونباخ بترتیب برابر 93/0، 95/0، 92/0 و 94/0 بدست داده شد.از دو بخش آمار توصیفی(فراوانی، درصد) و آمار استنباطی(آزمونهای همبستگی پیرسون، رگرسیون چندگانه گام به گام و مدل یابی معادلات ساختاری) استفاده بعمل آمد.بطور کلی نتایج تحقیق نشان داد، رابطه درک حکمت آموزش الکترونیکی با درگیری محتوا، فهم محتوا و ارزرش گذاری محتوای درسی در سطح 05/0< P معنادار بوده است. مدل مورد مطالعه از برازش نکویی نسبتاً مطلوبی برخوردار بوده است.
اثربخشی آموزش قصه درمانی در درک مفاهیم اخلاقی، اضطراب و افسردگی، هوش هیجانی و خودکارامدی در کودکان پسر و دختر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویکردی نو در علوم تربیتی سال چهارم پاییز ۱۴۰۱شماره ۳
95 - 108
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش قصه درمانی در درک مفاهیم اخلاقی، اضطراب و افسردگی، هوش هیجانی و خودکارامدی در کودکان انجام شد. روش پژوهش حاضر به صورت مداخله ای و نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با دو گروه آزمایش و کنترل خواهد بود. جامعه آماری پژوهش حاضر کودکان مقطع ابتدایی منطقه 3 شهر تهران بودند که تعداد 40 نفر در دو گروه آزمایش(20 نفر) و کنترل(20 نفر) با روش نمونه گیری دردسترس به عنوان افراد نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات در این پژوهش جلسات قصه درمانی و پرسشنامه های استاندارد بود. جهت تحلیل یافته ها از نرم افزار spss32 و جهت بررسی فرضیه های پژوهش از آزمون مقایسه ای کوواریانس استفاده شد. یافته ها حاکی از آن بود که اثربخشی آموزش قصه درمانی با سطح اطمینان 95% و P<0.05 بر درک مفاهیم اخلاقی، اضطراب و افسردگی، هوش هیجانی و خودکارامدی در کودکان تاثیر مثبت و معناداری دارد. به طور کلی نتایج نشان داد که قصه درمانی در درک مفاهیم اخلاقی، و کاهش اضطراب و افسردگی و بهبود هوش هیجانی و خودکارامدی در کودکان تاثیر دارد.
اثربخشی طرح واره درمانی بر کاهش علائم افسردگݡ مزمن در مادران دارای کودک با اختلال طیف اُتیسم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: والدین کودکان با اختلال طیف اُتیسم با چالش های خاص و منحصر به فردی در زندگی در زمینه های فرزندپروری، مسائل خانوادگی، عاطفی، اجتماعی و اقتصادی مواجه می شوند. هدف پژوهش حاضر اثربخشی طرح واره درمانی بر کاهش علائم افسردگی مزمن مادران این کودکان می باشد. روش: روش پژوهش نیمه تجربی از نوع پیش آزمون، پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل تمامی مادران دارای کودک با اختلال طیف اُتیسم شهر گرگان در سال 1397 بود که به روش نمونه گیری هدفمند تعداد 30 نفر ) 15 نفر گروه آزمایشی( و ) 15 نفر گروه گواه( به عنوان نمونه انتخاب شدند. گروه آزمایشی طی 8 جلسه به صورت گروهی تحت آموزش قرار گرفتند و گروه گواه در فهرست انتظار برای آموزش قرار گرفتند. ابزار پژوهش پرسشنامه استرس، اضطراب و افسردگی ) 1995 ( بود. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل واریانس استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که آموزش طرح واره درمانی در کاهش افسردگی مزمن مادران کودکان اُتیستیک تأثیر معنادار داشت ) 000 / .)p ≥ 0 نتیجه گیری: با توجه به یافته ها، نتیجه گرفته می شود که جهت درمان افسردگی مزمن مادران دارای کودک با اختلال طیف اُتیسم می توان از طرح واره درمانی استفاده نمود.
نقشه علمی حوزه پژوهشی "آموزش چندپایه"
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر کاوشی در حوزه پژوهشی چندپایه (کلاس چندپایه، آموزش چندپایه و ...) می باشد. این مهم از طریق به کارگیری تکنیک های ترسیم نقشه علمی صورت گرفته است. جامعه و نمونه پژوهشی تمامی مقالات نمایه شده در پایگاه استنادی وب آو ساینس می باشند که با پروتکل خاصی استخراج و ذخیره شدند. اطلاعات با استفاده از نرم افزار وی-اُ-اِس ویوئر[1] مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. از تجزیه و تحلیل مقالات این اطلاعات به دست آمد: برترین نویسندگان از نظر تعداد مقاله، ماسون (5مورد)، اسمیت (4مورد) و بورنس (4مورد) و از نظر تعداد استناد شریبرگ، بایک، خان، محمد، سجاد، یولاه و وو (هر کدام 207 استناد) می باشند؛ همچنین برترین موسسات از نظر تعداد مقاله دانشگاه لندن (7 مورد)، دانشگاه فلوریدا (5 مورد) و دانشگاه بارسلون (4 مورد) و از نظر تعداد استناد کالج اسلامی، سژونگ و سیتات (هر کدام 207 استناد) می باشند. نکته قابل تامل این که این دانشگاه های پراستناد فقط با یک مقاله رتبه اول را به دست آورده اند. برترین کشورها از نظر تعداد مقاله، امریکا (47 مورد)، برزیل (25 مورد) و چین (15 مورد)؛ و همچنین از نظر تعداد استناد امریکا (658 استناد)، چین (290 استناد) و کره جنوبی و پاکستان (هر کدام 207 استناد) می باشند. همچنین پرتکرارترین واژگان در کل مقالات؛ (چندپایه)، (معلم) و (آموزش) می باشد. نرم افزار حاضر جداول و گراف های بسیار متعددی را ارائه می کند که در اینجا صرفا تعدادی از آنها آورده شده است تا خوانندگان با مطالعه آنها به فهم کلی از حوزه پژوهشی چندپایه دست یابند.
مقایسه مولفه های هوش هیجانی بر اساس جنسیت و رشته تحصیلی و ارتباط آن با عملکرد تحصیلی دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویکردی نو در علوم تربیتی سال چهارم تابستان ۱۴۰۱شماره ۲
94 - 102
حوزههای تخصصی:
مقدمه: از مهم ترین مسائل برای متولیان تعلیم و تربیت؛ به خصوص مسؤولان نظام آموزش عالی، عملکرد تحصیلی دانشجویان است. افراد با موفقیت در تحصیل به موقعیت و جایگاهی دست می یابند که از حداکثر نیروی درونی و بیرونی خود در راستای اهداف آموزشی و تربیتی استفاده نموده، شرایط لازم را برای زندگی اجتماعی موفق کسب می کنند. هدف: هدف این پژوهش بررسی و مقایسه مولفه های هوش هیجانی بر اساس جنسیت و رشته تحصیلی در دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی اصفهان می باشد. هدف دیگر این پژوهش تاثیر مؤلفه های هوش هیجانی بر عملکرد تحصیلی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی اصفهان است. روش: روش پژوهش توصیفی-همبستگی و جامعه آماری کلیه دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی اصفهان در سال تحصیلی 1400-1399 بود. حجم نمونه 180 نفر از دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی است که به شیوه ی تصادفی طبقه ای انتخاب شده اند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS20 وبا بهره گیری از تکنیک های مرتبط آماری استفاده شده است. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد بین میانگین مؤلفه های هوش هیجانی دانشجویان علوم پزشکی برحسب رشته ی تحصیلی و جنسیت تفاوت معنی دار وجود ندارد. همچنین نتایج پژوهش نشان داده که خوش بینی سهم عمده ای در عملکرد تحصیلی دانشجویان دارد. نتیجه گیری: از طریق فراهم کردن زمینه اعتماد، حمایت و همکاری بین دانشجویان می تواند همدلی و شعور اجتماعی را در بین دانشجویان، که از مؤلفه های هوش هیجانی است، افزایش دهد که به تبع آن کیفیت زندگی افزایش پیدا خواهد یافت.
فرصت ها و چالش های آموزش مجازی در دوران کرونا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویکردی نو در علوم تربیتی سال چهارم تابستان ۱۴۰۱شماره ۲
115 - 127
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: آموزش در زندگی بشر همواره نقش بسیار مهمی را ایفا کرده است چراکه اگر آموزش نبود، پیشرفت نوع بشر به شکل چشم گیری کاهش می یافت و انسان هرگز به جایگاه رفیع امروزی خود نمی رسید. اما آموزش امروزه بسیار متفاوت با آموزش در قرون گذشته است. با گسترش مرزهای دانش و فناوری و همچنین افزایش تقاضای آموزشی، شیوه های سنتی، پاسخگوی نیازهای روز افزون بشر نبوده و به طور حتم آموزش های مجازی در دوران کرونا و پس از آن با تمام مزایا و معایبشان می توانند پاسخگوی این نیازها باشند. در این مقاله، سعی شده است با گسترش دید نسبت به آموزش مجازی، مزایا و محدودیت ها و همچنین فرصت ها و چالش های این نوع آموزش ها را مشخص نموده و چشم اندازی از آینده آموزش های مجازی را بیان نماییم. به طور کلی می توان مزایای آموزش های مجازی را تداوم یادگیری، بدون نیاز به حضور فیزیکی دانش آموزان و دانشجویان، ورود فناوری های نوین به آموزش و الهام گرفتن از آنها برای کمک به ارتقاء آموزش نسل های آینده و همچنین اعطای فرصت تفکر مجدد به معلمان و اساتید و به روزرسانی دانش آنها ذکر کرد. تحول ابزارها و روش های آموزشی در این جهت است که هر فرد در هر زمان و هر مکان بتواند با امکانات خودش در بازه زمانی که خودش مشخص می کند مشغول یادگیری شود. این نوع آموزش شالوده ای از کاربرد تکنولوژی، ارتباطات، مفاهیم روانشناختی حرفه ای و آکادمیک بر اساس معیارها و استانداردهای معمول است که بنا به اهداف، نیازها و واقعیت های موجود جوامع شکل خاصی به خود میگیرد
تدوین و اثربخشی برنامه پشتیبانی مجازی بر رفتارهای چالش برانگیز و مهارت های اجتماعی کودکان مبتلا به اُتیسم با عملکرد بالا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر باهدف تدوین و تعیین اثربخشی برنامه پشتیبانی مجازی بر رفتارهای چالش برانگیز و مهارت های اجتماعی کودکان مبتلا به اُتیسم با عملکرد بالا، انجام شد. روش پژوهش ترکیبی بود. در بخش کیفی، 14 متخصص به روش نمونه گیری هدفمند، به عنوان مشارکت کننده انتخاب شدند. به روش کدگذاری نظری، برنامه پشتیبانی مجازی در 11 هدف تدوین شد. در بخش کمی، روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل تمامی کودکان پسر 7 تا 11 ساله با اختلال اُتیسم مراجعه کننده به مراکز درمانی و توان بخشی پدیده و رهیاب شهر تهران در سال 1399 بود. از بین آن ها 20 نفر به روش نمونه گیری هدفمند، انتخاب و به صورت تصادفی در 2 گروه آزمایش (10 نفر) و گروه کنترل (10 نفر) گمارده شدند. افراد گروه آزمایش، به مدت 13 جلسه (هر هفته 2 جلسه)، برنامه پشتیبانی مجازی را دریافت کردند؛ گروه کنترل 2 ماه در لیست انتظار قرار گرفت. ابزار سنجش شامل پرسشنامه های رفتارهای چالش برانگیز بودفیش و همکاران (2000) و مهارت های اجتماعی گرشام و الیوت (1990)، بود. داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس تک متغیره و چندمتغیره تحلیل شد. یافته های حاصل از پژوهش نشان داد که برنامه پشتیبانی مجازی بر کاهش رفتارهای چالش برانگیز و بهبود مهارت های اجتماعی افراد گروه آزمایش، تأثیر معناداری داشت (001/0>P)؛ بنابراین، پیشنهاد می شود تا روان شناسان و مربیان حوزه کودکان مبتلا به اُتیسم، از برنامه پشتیبانی مجازی در جهت توانمندسازی، مدیریت و کاهش مشکلات روان شناختی این کودکان و کمک به والدین آن ها، بهره ببرند.
مطالعه تطبیقی ساختار و محتوای رشته «علم، فناوری و جامعه» در دانشگاه های منتخب جهان و ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دردهه 1970 میلادی نیاز دانشمندان علوم اجتماعی و علوم انسانی برای بررسی تاثیر علم و فناوری بر زندگی اجتماعی، سیاسی و فرهنگی جوامع، باعث شکل گیری فضایی مشترک برای همکاری دانشمندان در حوزه های مختلف شد و در ادامه باعث شکل گیری رشته «علم، فناوری و جامعه» شد. هدف این پژوهش مطالعه و بررسی برنامه درسی این رشته در دانشگاه های منتخب و نوآفرینی آن در دانشگاه های ایران است. روش پژوهش، پژوهشِ تطبیقی بر اساس مدل بِرِدی است. نمونه آماری شامل پنج دانشگاه از امریکا، سه دانشگاه از اروپا و از آسیا و استرالیا هر کدام یک دانشگاه و همچنین چهار نهاد علمی از ایران است که به روش نمونه برداری هدفمند انتخاب شده است. یافته های پژوهش نشان دهنده تفاوت های فاحش از نظر محتوایی در دانشگاه های ایران با سایر دانشگاه های منتخب است. درپایان، با توجه به یافته های پژوهش، دلالت هایی سیاستی برای اصلاح ساختار و محتوای این رشته در ایران ارائه شده است.
نقش میانجی فرسودگی شغلی در رابطه بین احساسات معلم با رضایت شغلی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
این مطالعه با هدف بررسی نقش میانجی فرسودگی شغلی در رابطه بین احساسات با رضایت شغلی معلمان انجام شده است. روش پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی می باشد و جامعه ی آماری این پژوهش را کلیه ی معلمان مدارس شهرستان خرمبید در سال تحصیلی 1400- 1399 تشکیل می دهند که تعداد آن ها برابر با 860 نفر می باشد. جهت انتخاب حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران نمونه 266 نفری به شیوه تصادفی طبقه ای متناسب یا حجم انتخاب گردید. جهت اندازه گیری احساسات از پرسشنامه آتماکا و همکاران(2020)، رضایت شغلی(مینه سوتا، 2009) و فرسودگی شغلی شیروم و ملامد(2006) استفاده گردید. پایایی پرسشنامه به وسیله ضریب آلفای کرونباخ و پایایی مرکب و روایی آن توسط روایی سازه و محتوایی مورد بررسی و تایید قرار گرفت. با استفاده از تکنیک مدل سازی معادلات ساختاری فرضیه های تحقیق مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج تحقیق بیانگر آن بود که احساسات معلم رابطه مثبت و معناداری با فرسودگی شغلی و رضایت شغلی معلم دارد. همچنین فرسودگی شغلی نیز رابطه مثبت و معناداری با رضایت شغلی دارد و فرسودگی شغلی نقش میانجی در رابطه بین احساسات معلم با رضایت شغلی ایفا می کند.
تأثیر تمرین های ادراکی حرکتی بر کنش های حرکتی کودکان مبتلا به اختلال هماهنگی رشدی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از پژوهش حاضر، بررسی تأثیر یک دوره تمرین های ادراکی حرکتی روی کنش های حرکتی کودکان مبتلا به اختلال هماهنگی رشدی ( DCD ) بود. روش: به این منظور، تعداد 34 کودک مبتلا به اختلال هماهنگی رشدی در دامنه سنی 10 تا 12 سال به عنوان نمونه انتخاب و به دو گروه کنترل و آزمایشی تقسیم شدند (20 نفر در گروه کنترل و 14 نفر در گروه آزمایشی قرار گرفتند) و در آزمون های پژوهش حاضر شرکت کردند. از پرسشنامه اختلال هماهنگی رشدی والدین 7 ( DCDQ- 7 ) و آزمون تبحر حرکتی برونینکس- اوزرتسکی برای تشخیص کودکان DCD استفاده شد. برای بررسی کنش های حرکتی آزمودنی ها از آزمون تولید حرکات دویی، آزمون تصویرسازی کنشی و آزمون دانش استفاده از شیء استفاده شد. آزمودنی های گروه آزمایشی به مدت هشت هفته در برنامه تمرینی شرکت کردند، اما گروه کنترل در طول این مدت در هیچ برنامه ورزشی مدونی شرکت نکردند. یافته ها: نتایج آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیری ( MANCOVA ) نشان داد عملکرد آزمودنی های گروه آزمایشی نسبت به گروه کنترل در آزمون تولید حرکت های کنشی (در هر دو بخش حرکت های انتقالی و حرکت های غیرانتقالی) پس از دوره تمرینی به طور معناداری بهبود یافته است (05/0 P< )؛ در حالی که تفاوت معناداری بین اجرای این گروه در دو آزمون تصویرسازی کنشی و دانش استفاده از شیء در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون دیده نشد (05/0 P> ). نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاضر نشان می دهد یک دوره برنامه تمرینی ادراکی- حرکتی باعث بهبود اجرا و تولید اعمال کنشی در کودکان مبتلا به DCD می شود در حالی که تأثیر معناداری روی برنامه ریزی اعمال کنشی این کودکان ندارد.
ارائه الگوی غنی سازی برنامه درسی مدارس استعدادهای درخشان ایران: پژوهش داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال هفدهم پاییز ۱۴۰۱ شماره ۶۶
259 - 288
حوزههای تخصصی:
غنی سازی برنامه درسی با آموزش های کاربردی، هسته اصلی شکوفایی و هدایت استعدادهای درخشان است. بنابراین هدف از این پژوهش ارائه الگوی غنی سازی برنامه درسی دانش آموزان استعدادهای درخشان ایران بود که با روش کیفی و رویکرد داده بنیاد انجام شد. مشارکت کنندگان شامل کارشناسان حوزه برنامه درسی، مدیران، معلمان و دانش آموزان مدارس استعدادهای درخشان شهر اصفهان بودند که با روش هدفمند انتخاب و دیدگاه آنان با ابزار مصاحبه نیمه ساختاریافته مورد بررسی قرار گرفت. داده ها با 15مصاحبه به اشباع رسید و بر مبنای رویکرد نظام مند کوربین و استراووس (2008) تحلیل شد. یافته ها شامل 135 کد باز، 18 کد محوری و 9 کد گزینشی بود. نتایج نشان داد در حوزه برنامه درسی استعدادهای درخشان، مولفه های غنی سازی برنامه درسی (پدیده محوری)؛ چشم اندازنوین در آموزش تیزهوشان؛ منابع و امکانات کاربردی (عوامل علی)؛ حمایت های اجتماعی، فرهنگی، محیطی، خانوادگی و بهسازی فرآیند آموزش و ارزیابی (عوامل زمینه ای)؛ ضعف در پیوستگی و همکاری خانه و مدرسه (عامل مداخله گر)؛ آموزش مهارت های شناختی و فراشناختی؛ برنامه درسی چندبعدی (راهبردها) و موفقیت های فردی، اجتماعی، عاطفی، تحصیلی و شغلی دانش آموزان (پیامد)، از اهمیت ویژه برخوردار است و توجه به آنها مسیرآموزش را به سوی ارتقاءکیفیت و شکوفایی استعدادهای این دانش آموزان رهنمون می سازد.
تحلیل هستی شناسانه و معرفت شناسانه مفهوم «باید» و نسبت آن با تربیت اخلاقی از دیدگاه کانت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندیشه های نوین تربیتی دوره هجدهم تابستان ۱۴۰۱شماره ۲
173 - 189
حوزههای تخصصی:
هدف تحقیق، تحلیل هستی شناسانه و معرفت شناسانه «باید» و نسبتش با تربیت اخلاقی در اندیشه کانت بود که به روش استنتاجی انجام شد. حوزه پژوهش آثار تالیفی و تحقیقی دیدگاه های کانت بود که از طریق فیش برداری، کدگذاری، تحلیل موضوعی و مقوله بندی قیاسی مرور شد. روایی تحقیق با مطالعه منابع متعدد و توجه به مبتنی بودن یافته ها بر موضوع حاصل شد. پایایی با طی مراحل شناسایی منابع مرتبط، جمع آوری، ثبت و تلفیق داده ها، تشکیل واحدهای تحلیل، تدوین مقوله ها و زیربخش ها و مرور و مقایسه آنها، استخراج گزاره ها و نتیجه گیری محقق گردید. در هستی شناسی، نسبت باید با واقعیت و خداشناسی و در معرفت شناسی، ابزار شناخت آن به دست آمد. گزاره ها عبارتند از: «باید واقعیت عینی دارد»؛ «دین تأییدکننده تکالیف اخلاقی است»؛ «عقل کاشف بایدهاست». عوامل تأثیرگذار بر سلوک عملی فرد را قیاس بین گزاره های واقعی و هدفهای تربیتی تعیین کرد: «درک واقعیت های اخلاقی عینی» و «شناخت بایدها با استفاده از عقل». نتایج نشان داد شناخت ارزش ها و پیروی از بایدها بستگی به توانایی عقلانی افراد دارد و هر کدام از مؤلفه های تأثیرگذار بر سلوک فرد، دلالت هایی مانند پرورش هنرهای عقلی دارد. فراهم شدن این زمینه ها در نظام آموزشی به فراگیران کمک می کند تا با استمداد از نیروهای عقلانی به ارزش گذاری صحیح مسائل بپردازند.
نقش داستان سرایی در یادگیری و علاقه مندی به محتوای درس هویت اجتماعی (مطالعه ای مبتنی بر روش اقدام پژوهی)
حوزههای تخصصی:
داستان سرایی موجب از بین رفتن موانع خلاقیت می گردد و قدرت حل مساله را برای دانش آموزان فراهم می کند. هدف اصلی پژوهش آن بود که با بکارگیری یکی از روش های یادگیری فعال، یعنی داستان سرایی، یادگیری و علاقه مندی به مطالب درس هویت اجتماعی دانش آموزان را بهبود ببخشد. بنابراین، پژوهش به دنبال پاسخ به این سوال است که، آیا می توان با استفاده از داستان سرایی، یادگیری و علاقه مندی دانش آموزان به محتوای درس هویت اجتماعی را بهبود بخشید؟. روش این تحقیق از نوع اقدام پژوهی (پژوهش در عمل) است. نمونه پژوهش متشکل از 26 دانش آموز تجربی و 28 دانش آموز ریاضی – فیزیک مدرسه علی ابن ابیطالب (ع) شهر فردیس (پایه دوازدهم) و 70 معلم پایه دوازدهم استان البرز بود (گروه انسانی)، که به صورت تصادفی انتخاب شدند. در این پژوهش برای گردآوری اطلاعات از دو دسته شواهد استفاده شد. دسته اول شواهد شامل آزمون سنتی (تستی – تشریحی) از دانش آموزان و نظرسنجی از معلمان بود. و دسته دوم شواهد شامل داستان سرایی (از جمله ابزارهایی که یادگیری فعال را تقویت می کند) بود. نتایج شواهد اول حاکی از عملکرد ضعیف دانش آموزان (با میانگین نمره 12) و همچنین علاقه مندی پایین آنها در درس مربوطه بود. اما نتایج شواهد دوم نشان داد که استفاده از روش داستان سرایی منجر به بهبود میزان یادگیری (با میانگین نمره 16) و افزایش علاقمندی دانش آموزان در درس مربوطه می شود.
بررسی عوامل مؤثر بر رضایت دانشجویان از آموزش آنلاین در دوران شیوع کرونا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پیدایش بیماری کرونا سبب شد آموزش مجازی در مدارس و دانشگاه ها به شدت فراگیر شود و این امر منجر به ایجاد مسائلی شد. مطالعه حاضر به دنبال بررسی میزان رضایت دانشجویان از آموزش آنلاین و عوامل مؤثر بر رضایت و اثربخشی این نوع آموزش است. این پژوهش ازلحاظ هدف کاربردی، ازلحاظ رویکرد کمی و در آن از پرسشنامه آنلاین استفاده شده است. جامعه آماری آن نیز دانشجویان دانشگاه علامه طباطبایی، دانشگاه شهید بهشتی و دانشگاه تهران بودند که با روش نمونه گیری داوطلبانه با 760 نفر از آنان مصاحبه گردید. ابزار گرداوری داده ها، پرسشنامه ای آنلاین با صد سؤال بود که برای سنجش اعتبار و پایایی از تحلیل عاملی(KMO)، ضریب آلفای کرونباخ و همبستگی درونی استفاده شد. در تحلیل داده ها نیز نرم افزارهای SPSS و LISRE مورداستفاده قرار گرفت. یافته ها نشان داد میانگین شاخص رضایت از آموزش آنلاین 2.4 از 5 است و این بیانگر آن است که میزان رضایت در بین دانشجویان کمتر از متوسط و نزدیک به کم است. کمترین میزان رضایت در بعد رضایت از آموزش عملی است. به ترتیب بُعد استادان، شرایط سامانه و کلاس و دانشجویان بیشترین تأثیرگذاری را بر رضایت از آموزش آنلاین دارند.
شناسایی مؤلفه های توسعه فرهنگ پژوهش در مدارس ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تدریس پژوهی سال دهم تابستان ۱۴۰۱ شماره ۲
87 - 61
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف شناسایی مؤلفه های توسعه فرهنگ پژوهش دوره ابتدایی در سال 1399 انجام شد. روش مطالعه از نوع کیفی با رویکرد پدیدارشناسی بوده و مشارکت کنندگان بالقوه شامل معلمان و صاحب نظران حوزه پژوهش سازمان آموزش و پرورش استان فارس بودند که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. حجم نمونه با توجه به معیار کفایت تعداد مشارکت کنندگان بر مبنای اشباع نظری به 14 نفر رسید. ابزار گردآوری داده های کیفی پژوهش مصاحبه نیمه ساختاریافته انتخاب و تجزیه و تحلیل دادهها بر اساس تحلیل مضمون انجام شد. برای اعتباریابی داده ها از روش های بازخورد به مشارکت کنندگان، بازبینی و موضعگیری پژوهشگر و همسوسازی با منابع علمی استفاده گردید. اعتمادپذیری یافته ها با استفاده از نظرات اعضای کمیته راهنما شامل کارشناسان مدارس ابتدایی و همچنین کمیته رساله انجام شد. یافته ها نشان داد که از دیدگاه معلمان و صاحب نظران مدارس ابتدایی تعداد 5 عامل اصلی و 15 مؤلفه موجب توسعه فرهنگ پژوهش در دوره ابتدایی خواهد شد. عوامل اصلی عبارتند از: عوامل فردی، عوامل سازمانی، عوامل فراسازمانی، عوامل برنامه ای و عوامل اطلااعاتی. همچنین چهار مؤلفه خودبالندگی، برنامه درسی مدارس، توانمندسازی و آزادی عمل از اهمیت بالاتری برخوردار بودند. نتایج این پژوهش می تواند دریچه های نوینی را برای توجه بنیادی به بالندگی معلمان و بسترسازی و توسعه پلکانی فرهنگ پژوهش در آموزش و پرورش و تغییرات مطلوب در بازنگری برنامه درسی از رویکرد آموزش محوری به پژوهش محوری بگشاید.
بررسی دلالت های برنامه درسی آراء و افکار فلسفی برتراند راسل
حوزههای تخصصی:
بررسی آراء و افکار فیلسوفان و دلالت های تربیتی نظریه های آنان از موضوعاتی است که همواره محققان جهت کسب بینش کافی و همه جانبه به انجام آن مبادرت می ورزند. در این نوشتار نیز آراء و نظریه های فلسفی برتراند راسل که یکی از فیلسوفان بزرگ در فلسفه تحلیلی می باشد بررسی گردیده است. این بررسی با مطالعه کتابخانه ای و تحلیل محتوای کیفی انجام شده، به طوریکه ابتدا دیدگاه های وی در مورد مسائل اساسی فلسفی به میزانی که در کتب خویش بدانها پرداخته است مطالعه و سپس استنتاجاتی که می توان از این دیدگاهها در خصوص برنامه درسی و ماهیت عناصر آن بدست آورد ارائه شده است که در عنصر اهداف به پرورش خرد، هوش، روحیه علمی، انسانهای آزاد اندیش و..، در عنصر محتوا بر رعایت نظریه تطابق در اعتبار سنجی محتوا و پرداختن به موضوعاتی که در پرورش ذهن ، روحیه علمی و تربیت اجتماعی تاثیر گذارند، در عنصر روش بیشتر بر روشهای مکتب رفتار گرایی و استقراء و همچنین اندکی نیز به روشهای شناخت گرایان و شهود اشاره شده است و در فرایند ارزشیابی نیز ارزیابی چگونگی اندیشیدن و روحیه علمی شاگرد از طریق آزمونهای هدف-آزاد و عملکردی ذکر شده است.پس از این دلالت ها، نکات مثبت و منفی دیدگاه های راسل نیز بررسی گردیده است.
مقایسه تأثیرآموزش مهارتهای زندگی و کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی بر هوش هیجانی دانش آموزان دختر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تعلیم و تربیت دوره ۳۸ بهار ۱۴۰۱ شماره ۱۴۹
168-151
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر مقایسه تأثیر آموزش مهارتهای زندگی و کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی بر هوش هیجانی دانش آموزان دختر بوده است. روش پژوهش نیمه تجربی (پیش آزمون- پس آزمون) با استفاده از دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل بود. 60 نفر از دانش آموزان پایه نهم دبیرستانهای دخترانه ناحیه 3 تهران (روشنگران، بامداد پارسی، نرجس) در سال تحصیلی 99-1398 که دارای نمرات پایین تر در مقیاس هوش هیجانی بار- آن (1997) بودند به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (هر گروه 20 نفر) و یک گروه کنترل (20 نفری) قرار گرفتند. برای گروه اول آموزش مهارتهای زندگی (10 جلسه: هر هفته یک جلسه یک ونیم تا دو ساعته) و برای گروه دوم آموزش کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی (8 جلسه: هر هفته یک جلسه دو ساعته) اعمال شد و گروه کنترل آموزشی دریافت نکرد. همه آزمودنیها پیش از آغاز آموزش و پس از آن، پرسشنامه هوش هیجانی بار- آن (1997) را تکمیل کردند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل کوواریانس تک متغیره و چندمتغیره استفاده شده است. نتایج نشان داد که میانگین نمرات در متغیر هوش هیجانی و مؤلفه های آن در گروه آموزش کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی نسبت به گروه آموزش مهارتهای زندگی و در گروه آموزش مهارتهای زندگی نسبت به گروه کنترل در پس آزمون به طور معنا داری افزایش یافته است. در کل می توان نتیجه گرفت که آموزش کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی در افزایش هوش هیجانی دانش آموزان دختر مؤثرتر از آموزش مهارتهای زندگی است.
ارزیابی عملکرد انجمن های اولیاء و مربیان مدارس ناحیه 3 آموزش و پرورش استان اصفهان از دیدگاه اولیاء و مربیان
منبع:
پیشرفت های نوین در روانشناسی، علوم تربیتی و آموزش و پرورش سال پنجم تیر ۱۴۰۱ شماره ۴۹
287 - 302
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف ارزیابی عملکرد انجمن های اولیاء و مربیان مدارس ناحیه3 آموزش و پرورش استان اصفهان از دیدگاه اولیاء ومربیان انجام گرفت. روش پژوهش، توصیفی از نوع پیمایشی بوده و جامعه آماری شامل اعضاء انجمن اولیاء و مربیان مدارس انتخاب شده در ناحیه3 آموزش و پرورش استان اصفهان به تعداد1860 نفر می باشد. نمونه مورد مطالعه با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای و با استفاده از فرمول تعیین حجم نمونه از میان جامعه آماری به تعداد276 نفر انتخاب گردید. برای جمع آوری داده های پژوهش از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شده است. روایی صوری پرسشنامه توسط صاحب نظران مورد تأیید قرار گرفت و پایایی ابزار پس از اجرای آزمایشی بین 30 نفر از جامعه آماری و محاسبه ضریب آلفای کرونباخ 95/0 برآورد شد. نتایج به دست آمده نشان داد که: عملکرد انجمن اولیاء و مربیان در انتخابات و تشکیل جلسات و شوراهای مدرسه، ساماندهی و جلب مشارکت ها و همکاری های مالی و غیرمالی، فوق برنامه ها و مناسبت ها، آموزش های ارائه شده، خدمات راهنمایی و مشاوره، بهداشتی و پزشکی و سایر موارد بیش از حد متوسط بوده است.
مقایسه میزان امید به زندگی و سلامت روان در میان دانش آموزان مدارس نمونه دولتی در دوران کرونا
منبع:
پیشرفت های نوین در روانشناسی، علوم تربیتی و آموزش و پرورش سال پنجم مرداد ۱۴۰۱ شماره ۵۰
234 - 244
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی و مقایسه رابطه امید به زندگی با سلامت روان در دانش آموزان دختر و پسر دبیرستان های نمونه دولتی شهرستان بابل در شرایط کرونا انجام شد. روش پژوهش توصیفی- همبستگی بود که به شیوه میدانی انجام گرفت. جامعه آماری کلیه دانش آموزان دختر و پسر دبیرستان های نمونه دولتی شهرستان بابل بودند که بر اساس نمونه گیری تصادفی چند مرحله تعداد 150 نفر انتخاب شدند. به منظور سنجش متغیر امید به زندگی، از پرسشنامه امید اسنایدر و به منظور سنجش سلامت روان، از پرسشنامه سلامت عمومی گلدبرگ (GHQ-28) استفاده شد. برای بررسی همبستگی بین مولفه ها از آزمون پیرسون و برای مقایسه بین نتایج مولفه ها از آزمون تی دو گروه مستقل استفاده گردید. نتایج تحقیق نشان داد که در مقایسه با امید به زندگی و سلامت روان به ترتیب دختران با اختلاف ۹۲/۸ و ۹۳/۶۴ میانگین کمتری نسبت به پسران در این مدارس داشتند. در مقایسه ی سلامت روان یافته ها نتایج مستقیمی با سطح امید به زندگی در دختران و پسران داشته است از این رو میانگین میزان افسردگی و نارساکنش وری اجتماعی در دختران بیشتر از پسران بود. سلامت روان و امید به زندگی در هر مقطعی نیازمند به بررسی و توجه است چرا که با تغییر متغیر احتمال آسیب جدی به این دو مشخصه چندان بعید نیست و می تواند صدمه ای جدی به خود شخص، خانواده، موقعیت اجتماعی و فرهنگی و موقعیت های شغلی او در آینده وارد کند.