فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵٬۱۲۱ تا ۵٬۱۴۰ مورد از کل ۱۹٬۶۶۰ مورد.
تأثیر آموزش مهارت حل مسئله تریز بر تفکر خلاق و انتقادی دانش آموزان دوره دوم ابتدایی
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر آموزش مهارت حل مسأله تریز بر تفکرخلاق و تفکر انتقادی دانش آموزان انجام شد. جامعه آماری این پژوهش دانش آموزان دختر پایه ششم دوره ابتدایی منطقه 5 شهر تهران به تعداد 3958 نفر بودند. حجم نمونه با استفاده از جدول کوهن تعداد 60 نفر تعیین گردید و به روش نمونه گیری تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. روش پژوهشی نیمه آزمایشی به صورت پیش آزمون – پس آزمون با گروه کنترل استفاده نمودند. ابزار اندازه گیری شامل آزمون تفکر خلاق تورنس(1974) و پرسشنامه استاندارد تفکر انتقادی رابرت انیس(1961) بود. گروه آزمایش به تعداد شش جلسه یک ساعته تحت مداخله آموزش مهارت حل مسأله ابداعی (تریز) قرار گرفت. پس از اتمام مداخله هر دو گروه مجدداً با استفاده از آزمون تفکر انتقادی رابرت انیس و آزمون تفکر خلاق تورنس پس آزمون شدند. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از روش های آمار توصیفی و آمار استنباطی شامل تحلیل کواریانس چند متغیره با استفاده از نرم افزار اس پی اس اس انجام شد. یافته های شان داد بین گروه آزمایش و گروه کنترل تفاوت معنادار وجود دارد و بین تمامی ابعاد تفکر انتقادی (درک معنای یک عبارت، تشخیص ابهام در نحوه استدلال، نتیجه گیری منطقی و درک هماهنگی، نتیجه گیری موجه، پیروی از یک اصل و قاعده یا قانون، صحت و مقبول بودن منابع و مآخذ یک ادعا) و ابعاد تفکر خلاق (ابتکار، بسط، سیالی و انعطاف پذیری) تفاوت وجود دارد. میانگین نمرات تفکر انتقادی و تفکر خلاق درگروه آزمایش به طور معنی داری نسبت به گروه کنترل افزایش پیدا کرده بود.
بررسی میزان هماهنگی برنامه درسی اجرا شده دوره کارشناسی ارشد رشته علوم تربیتی با مهارت های کارآفرینی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی میزان توجه برنامه درسی اجرا شده رشته های کارشناسی ارشد علوم تربیتی با مهارت های کارآفرینی بود. پژوهش ازنوع کاربردی وروش توصیفی- پیمایشی، باجامعه آماری دانشجویان ترم آخر رشته های علوم تربیتی دانشگاه آزاد تهران مرکزی در سال تحصیلی93-92به تعداد321 نفر که با روش نمونه گیری «تصادفی ساده» انتخاب و ابزار اندازه گیری پرسشنامه محقق ساخته « شامل30سؤال پنج گزینه ای» وسوال ها از طریق آزمون t یک گروه مستقل مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج نشان داد : برنامه درسی اجرا شده کارشناسی ارشد رشته مزبور در تربیت دانشجوی کارآفرین مؤثر بوده است، ولی میانگین نمرات مهارت های کارآفرینی رضایت بخش نبوده، مخصوصاً درمهارت های «تحمل ابهام» و «ریسک پذیری» پایین تر از حدمتوسط بود؛ لذا ارتقا و تقویت مهارتهای مذکور در این رشته ها، نیازمند مداقه و برنامه ریزی هدفمند،هم در برنامه درسی قصد شده وهم در برنامه درسی اجرا شده می باشد.
بررسی وضعیت موجود و مطلوب برخورداری از مهارت های مرتبط با ساحتهای شش گانه سند تحول بنیادین در معلمان دوره ابتدایی
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش، بررسی وضعیت موجود و مطلوب برخورداری از مهارت های مرتبط با ساحت های شش گانه در معلمان ابتدایی معلمان ناحیه های 1، 3 و 4 اصفهان بود. روش پژوهش توصیفی – پیمایشی بوده، جامعه آماری شامل 1969 نفر از معلمان ناحیه های 1، 3 و 4 اصفهان بود که تعداد 170 نفر به عنوان نمونه مورد مطالعه از طریق فرمول حجم نمونه کرجسی و مورگان و به صورت نمونه گیری متناسب با حجم انتخاب شده اند. ابزار جمع آوری اطلاعات یک پرسش نامه محقق ساخته در مورد مهارت های مرتبط با ساحت های شش گانه که شامل شش خرده مقیاس : مهارت های مرتبط با ساحت های عبادی، اجتماعی، زیستی، علمی -فناوری، اقتصادی- حرفه ای و زیباشناسی (محقق ساخته) که با مقیاس پنج درجه ای لیکرت ساخته شده اند، استفاده شد. در این پژوهش برای تجزیه و تحلیل داده ها از آمار توصیفی و استنباطی استفاده شد. یافته های حاصل از پژوهش نشان داد که بین وضعیت موجود و مطلوب برخورداری ازمهارت های مرتبط با ساحت های شش گانه تفاوت وجود دارد. در این راستا بهبود کیفیت مهارت های مرتبط با ساحت های شش گانه سند تحول بنیادین زمینه بهبود مهارت های فراگیران را مهیا می سازد، بومی سازی و دانش افزایی تجربی زمینه تحقق شاخص های ساحتهای شش گانه را تسهیل می سازد.
کتابشناسی تیزهوشان از منابع آلمانی (5) / آموزش، پرورش، مشاوره (قسمت چهارم)
حوزههای تخصصی:
مقایسه میزان شیوع ناهنجای های ستون فقرات در دانش آموزا ن دختر 7-15 ساله کم توان ذهنی و عادی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: ستون فقرات به عنوان محور حرکتی بدن ممکن است به دلایل گوناگون در اعمال و فعالیت های مختلف دچار صدمه و ناهنجاری گردد.هدف این پژوهش، بررسی مقایسه میزان شیوع ناهنجای های ستون فقرات در دانش آموزان دختر 7-15 ساله کم توان ذهنی و عادی شهر اراک می باشد. روش بررسی: این مطالعه از نوع توصیفی تحلیلی می باشد که در سال تحصیلی 91-92 بر روی دانش آموزان دختر استثنایی و عادی 15-7 سال شهر اراک صورت گرفت. تعداد 69 نفر به صورت تصادفی از مدارس استثنایی و عادی انتخاب شدند. به منظور ارزیابی ناهنجاری های بالاتنه از صقحه شطرنجی و آزمون نیویورک استفاده گردید.
اثربخشی نقشه مفهومی در آموزش مفاهیم ریاضی و خودپنداره ریاضی دانش آموزان ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی تربیتی سال چهاردهم تابستان ۱۳۹۷ شماره ۴۸
19 - 36
حوزههای تخصصی:
یکی از راهبردهای یاددهی- یادگیری که بر جنبه های شناختی و غیر شناختی فراگیران تأثیر مثبت داشته و یادگیری معنی دار را تسهیل می کند، نقشه مفهومی است. این پژوهش به منظور تعیین تأثیر آموزش ریاضی به روش نقشه مفهومی بر عملکرد حل مسئله و خودپنداری ریاضی دانش آموزان پسر پنجم ابتدایی انجام گرفت. برای ارزیابی اثربخشی این راهبرد از طرح نیمه آزمایشی پیش آزمون - پس آزمون با گروه کنترل استفاده شد. دو کلاس به حجم 15 نفر از دو مدرسه ابتدایی برای گروه های آزمایش و کنترل به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب گردید. در گروه آزمایش، به روش نقشه مفهومی و در گروه کنترل به روش های مرسوم به دانش آموزان مطالب درسی ارائه شد. آزمون حل مسئله ریاضی و پرسشنامه خود پنداره ریاضی در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون اجرا گردید. داده های پژوهش با بهره گیری از آزمون های آماری تحلیل کوواریانس و t مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. یافته های پژوهش نشان داد که گروه آزمایش در حل مسئله ریاضی نسبت به گروه کنترل عملکرد بالاتری داشتند. هم چنین یافته ها بیانگر این است که نقشه مفهومی، خود پنداره ریاضی دانش آموزان گروه آزمایش را ارتقا بخشیده است.
تحلیل فیلم: بررسی پدیده کودک آزاری، علل و عوامل
حوزههای تخصصی:
ارزیابی الگوی مشارکت ذی نفعان در اداره دانشگاه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در نظام های آموزشی دوره ۸ بهار ۱۳۹۳ شماره ۲۴
41 - 80
حوزههای تخصصی:
این پژوهش باهدف ارزیابی الگوی راهبری دانشگاههای دولتی وابسته به وزارت علوم، تحقیقات و فناوری و تأیید الگوی اکتشافی انجام شد، که قبلاً توسط کسکه و همکاران تدوینشده بود. الگوی یادشده ، با استفاده از طرح اکتشافی آمیخته و رویکرد مبتنی بر نظریه داده بنیاد، جمعآوری دادهها از طریق مصاحبه ژرفنگر بهصورت انفرادی با 21 نفر از اعضای هیئتعلمی، مدیران ارشد پیشین و فعلی آموزش عالی و دانشگاه های دولتی و صاحبنظر در حوزه مسائل آموزشعالی انجامشده بود. برمبنای یافته های حاصل از بخش کیفی پژوهش، پرسشنامه و مدل اولیه مفهومی طراحیشده و درنهایت با مشارکت 329 تن از اعضای شورای دانشگاه های 22 دانشگاه دولتی وابسته به وزارت علوم، تحقیقات و فناوری اجرا شد. تحلیلهای بخش کمی به منظور شناخت روابط بین عوامل بهدستآمده و تعمیمیافتههای بخش کیفی انجام گرفت که شاخصهای برازندگی مدل حاکی از برازش مطلوب دادهها با مدل مفهومی تدوینشده بود. نتایج پژوهش نشاندهنده 14 مقوله کلی هست که در قالب مدل پارادایمی شامل: شرایط علی (بسترهای حقوقی و قانونی و بینش مدیریتی)؛ پدیده محوری (کیفیت مشارکت ذینفعان در اداره دانشگاه)؛ شرایط زمینهای(عوامل سازمانی: ارتباط بین نهادهای بالادستی و هویت دانشگاه: نقش دانشگاه در چشمانداز توسعه)؛ شرایط مداخلهگر (شرایط سیاسی: کنش های سیاسی؛ شرایط اجتماعی فرهنگی: همکنشی جامعه و دانشگاه؛ عوامل اقتصادی: اثرات و بازده اقتصادی دانشگاه؛ عوامل تاریخی: تکوین راهبری دانشگاه در ایران)؛ راهبردهای راهبری (راهبردهای مغز افزاری و راهبردهای سازمان افزار) و پیامدها(افزایش شفافیت و پاسخگویی؛افزایش کارایی و اثربخشی و بهبود فرآیندها) بهدستآمده است که عوامل مؤثر بر فرآیند راهبری دانشگاه و روابط آنها را نمایان میکنند.
مروری بر مقالات: نیاز سنجی برای تدوین برنامه درسی مهارت های زندگی
حوزههای تخصصی:
تبیین انتظارات متقابل جامعه علمی مطالعات برنامه درسی و نظام آموزشی: بحثی در زمینه بازسازی منزلت حرفه ای رشته و دانش آموختگان آن در جامعه ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بحران هویتی رشته مطالعات برنامه درسی را رنج می دهد. به رغم توسعه کمی قابل توجهی که رشته با آن مواجه بوده و اقبال قابل توجهی که دانشجویان به این رشته نشان داده اند اما هنوز مرزهای رشته به درستی تعریف و تبیین نشده است. این تعین نایافتگی حدود و ثغور موضوعی و مفهومی رشته گرچه آزاردهنده است، اما می توان آن را به یک فرصت تبدیل کرد و از آن مبنا و متکایی برای نوگرایی، خلاقیت و تکثرگرایی هویتی ساخت. در این نوشتار رفتار نظام آموزشی در قبال دانش آموختگان رشته مورد نقد و ارزیابی قرار گرفته و بر این نکته تأکید شده که به رغم بحرانی که در حوزه هویتی گریبان رشته را گرفته است، دانش آموختگان آشنا با این حوزه دانشی مستحق این میزان بی توجهی و بی مهری نیستند. در ادامه تحت عنوان انتظار نظام آموزشی از جامعه علمی مطالعات برنامه درسی به موضوع بازنگری در رویکرد تربیت دانش آموختگان پرداخته شده که درواقع وظیفه اصلی و مورد غفلت واقع شده متولیان رشته در جامعه است. در اثر این بازنگری، هویت های تخصصی می تواند به شکلی برجسته تر از آنچه اکنون وجود دارد نمایان شود و ظرفیت خدمت رسانی دانش آموختگان به نظام آموزشی نیز بالاتر رود. در پایان نقشه تکثر هویتی در رشته معرفی و چارچوب برنامه ای همسو با آن برای دوره دکتری رشته ارائه شده است. به زعم نگارنده اجرای این برنامه بدیلی برای برنامه درسی کنونی است و می تواند هدف اعطای هویت تخصصی به دانش آموختگان رشته را بهتر تأمین نماید.
گفتگو با هم برای حل مسائل هم (تجربه و نقد تجربه)
حوزههای تخصصی:
نقش خودارزیابی در پیش بینی توانمندسازی و تعهد سازمانی کارکنان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام این پژوهش مطالعه نقش خودارزیابی در پیش بینی توانمندسازی و تعهد سازمانی کارکنان بوده است. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بوده است. جامعه آماری را کلیه کارکنان شرکت ها و اتحادیه های مصرف تعاونی تشکیل دادند که مشتمل بر 255 نفر بوده اند. نمونه تحقیق با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی- طبقه ای و با استفاده از فرمول کوکران 155 نفر انتخاب گردیده است. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه بوده است که در برگیرنده
1- پرسشنامه خودارزیابی جاج و بونو (Judge & Bono,2003)، 2- پرسشنامه توانمندسازی اسپریتزر (Sprietzer,1995) و 3- پرسشنامه تعهد سازمانی آلن و می یر (2004 Meyer & Alen)، می باشند. پایایی پرسشنامه ها با استفاده از آلفای کرونباخ برای هر یک ار آنها به ترتیب خودارزیابی 73/.، توانمندسازی 82/. و تعهد سازمانی 76/. بدست آمده است. داده ها با استفاده از نرم افزار آماری ЅРЅЅ و با کمک آمار توصیفی (فراوانی، درصد، میانگین، انحراف معیار و واریانس) و آمار استنباطی (ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل واریانس) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها بیانگر همبستگی مثبت میان متغیرهای تحقیق می باشند یعنی میان خودارزیابی و توانمندسازی، خودارزیابی و تعهد سازمانی و توانمندسازی با تعهد سازمانی رابطه مثبت و معنادار وجود دارد.
کمک اولیاء در آموزش کودکان
منبع:
پیوند ۱۳۶۶ شماره ۹۸
حوزههای تخصصی:
ویژه نامه کلاسهای پرورشی: نظام یافتن تلاشهای پرورشی
منبع:
تربیت ۱۳۶۸شماره ۴۶
حوزههای تخصصی:
سخنرانی آقای مدنیان در همایش توسعه ی پژوهش در آموزش و پرورش
حوزههای تخصصی:
چگونه تدریس کنیم؟
معنا و مبنای دیالوگ در جنبش فلسفه برای کودکان: کوششی در تدوین نظریه یادگیری و آموزش دیالوجیک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جنبش فلسفه برای کودکان از آغاز، مبانی دیالوجیک خود را بر پایه روش سقراطی و برخی از مفهوم های نظریه رشد ویگوتسکی همچون درونی سازی و منطقه تقریبی رشد استوار ساخته است. اما روش گفت و گوهای سقراطی و دیدگاه ویگوتسکی در نگاه های جدیدتر فلسفی و روان شناسی، به پرسش کشیده شده و این انتقادها به جنبش فلسفه برای کودکان نیز راه یافته است. از همین رو برخی از اندیشمندان قلمرو فلسفه برای کودکان مبنای دیالوجیک باختینی را همچون واپسین جایگزین گفت و گوهای سقراطی پیشنهاد کرده اند. در این مقاله پس از نقد رویکردهای سقراط، ویگوتسکی و باختین به دیالوگ و برای چیرگی بر کاستی های این رویکردها، می کوشیم با خوانشی دوباره از نظریه تمرکززدایی پیشنهادی تازه برای مبنای دیالوجیک حلقه کندوکاو ارائه دهیم؛ مبنایی که می تواند به نقطه آغازی برای تدوین نظریه یادگیری و آموزش دیالوجیک بدل شود. در پرتو این نظریه، دیالوگ دارای دو ویژگی است: نخست آن که مونولوگ و دیالوگ بر روی پیوستاری قرار دارند که در هر نقطه آن رویدادی آمیخته از «مونولوگ-دیالوگ» در گذر است. دوم این که دیالکتیک و دیالوگ نیز پیوستاری اند و همچون مونولوگ و دیالوگ در هر نقطه ای به نسبت آمیخته اند. در این پیوند آنچه در حلقه کندوکاو یادگیری رخ می دهد، نوسان میان دیدگاه های گوناگون است که در واقع همان مسیر نوسان میان تمرکزگرایی و تمرکززدایی را می پیماید. همچنین در پرتو این نظریه برای چیرگی بر کاستی های دو مفهوم درونی سازی و منطقه تقریبی رشد ویگوتسکی به مثابه مبانی دیالوجیک برنامه فلسفه برای کودکان، دو جایگزین «از آن خود کردن» و «منطقه تقریبی دیالوگ» را پیشنهاد می دهیم. مهم ترین اِشکال مفهوم درونی سازی ویگوتسکی لغو سویه تمرکززدایی در فرایند نوسان ذهن میان تمرکزگرایی و تمرکززدایی است، و انتقاد به مفهوم منطقه تقریبی رشد از این رو است که به چیرگی صدای اول یعنی صدای مابان، آموزگار و مربی بر صدای دوم، یعنی صدای کودک، دانش آموز و کارآموز می انجامد.