فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۶۱ تا ۶۸۰ مورد از کل ۱۹٬۵۵۰ مورد.
منبع:
Curriculum Research, Volume ۶, Issue ۳ , ۲۰۲۵
1 - 31
حوزههای تخصصی:
In recent years, many educational experts have concluded that game is one of the key elements in learning various skills in children, especially social skills. The aim of the present study was to identify the components of games based on social skill development for preschools in order to design a desirable model. The present study was conducted using a qualitative approach, specifically the grounded theory method. Data were collected through 25 semi-structured interviews with preschool teachers and educators who had valuable experiences related to the research topic using purposive sampling (snowball), and were analyzed in three main stages: open, axial, and selective coding. Interview data analysis revealed five main categories which affect educational games based on social skill development model; namely, causal factors, contextual factors, intervening factors, strategies, and advantages. It is concluded that proper implementation of a game-based social skills curriculum and paying attention to its various elements can lead to a child's physical, mental, and sensory development.
نقش واسطه ای هوش معنوی در رابطه تربیت اخلاقی با تفکر انتقادی دانش آموزان مقطع متوسطه اول نورآباد ممسنی
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: در دنیای امروز، توسعه مهارت های تفکر انتقادی و تربیت اخلاقی از اهمیت ویژهای برخوردار است، چرا که این دو مهارت نقش مؤثری در رشد فکری، رفتاری و اجتماعی دانش آموزان ایفا می کنند. علاوه بر این، هوش معنوی که به عنوان توانایی درک معانی و ارزش های عمیقتر زندگی تعریف میشود، میتواند به عنوان عاملی واسطه ای در تقویت ارتباط میان تربیت اخلاقی و تفکر انتقادی عمل نماید. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش واسطه ای هوش معنوی در رابطه بین تربیت اخلاقی و تفکر انتقادی دانش آموزان دوره اول متوسطه شهر نورآباد ممسنی انجام شده است. روش شناسی پژوهش: روش پژوهش همبستگی بود و جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان دوره اول متوسطه نورآباد (1500 نفر) در سال تحصیلی 1403-1404 بود. حجم نمونه 310 نفر با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شد. ابزارهای پژوهش از نظر پایایی دارای ضریب آلفای کرونباخ معناداری برای متغیرهای هوش معنوی (0.93)، تربیت اخلاقی (0.79) و تفکر انتقادی (0.79) بودند. یافته ها نشان دادند بین هوش معنوی و تفکر انتقادی، هوش معنوی و تربیت اخلاقی، و تفکر انتقادی و تربیت اخلاقی روابط معناداری وجود دارد. یافته ها: همچنین نتایج تحلیل مسیر نشان داد هوش معنوی نقش واسطه ای معناداری در رابطه میان تربیت اخلاقی و تفکر انتقادی دانش آموزان دارد. نتیجه گیری این است که هوش معنوی به عنوان عاملی واسطه ای می تواند اثر تربیت اخلاقی بر تفکر انتقادی را تقویت نماید. نتیجه گیری: تربیت اخلاقی زمانی می تواند بیشترین اثرگذاری را بر پرورش تفکر انتقادی داشته باشد که با تقویت هوش معنوی همراه شود. بنابراین، هوش معنوی به عنوان یک متغیر میانجی، توانایی افزایش اثرگذاری تربیت اخلاقی بر بهبود تفکر انتقادی را دارد و می تواند به عنوان یکی از عوامل کلیدی در برنامه ریزی های آموزشی و پرورشی مورد توجه قرار گیرد.
تأثیر کاربرد برنامه های هوش مصنوعی در افزایش یادگیری خود راهبر و توسعه حرفه ای نو معلمان دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نظریه و عمل در تربیت معلمان سال ۱۰ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۹
187 - 202
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف: در عصر حاضر، با پیشرفت روزافزون فناوری های هوش مصنوعی، تحولات چشمگیری در حوزه های مختلف از جمله آموزش و پرورش رخ داده است. معلمان، به عنوان محور اصلی فرآیند یاددهی-یادگیری، نیازمند سازگاری با این تغییرات و بهره گیری از ابزارهای نوین آموزشی هستند هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر استفاده از فناوری ها و برنامه های کاربردی هوش مصنوعی در افزایش یادگیری خود راهبر و توسعه حرفه ای نو معلمان دوره ابتدایی بود. روش ها : روش انجام پژوهش،شبه آزمایشی و طرح پیش-آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل تمامی معلمان پایه دوم ابتدایی ناحیه 2و 3 شهر کرج در سال تحصیلی ۰۳-۱۴۰۲ بود و روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای بود که از هر دو ناحیه آموزش و پرورش به تصادف دو مدرسه انتخاب شد. ابزار گردآوری داده شامل به پرسشنامه یادگیری خودراهبردی فیشر و همکاران (۲۰۱۳) و پرسشنامه استاندارد توسعه حرفه ای معلمان گروه استانداردهای حرفه ای کنتاکی(۲۰۱۱) استفاده شد. گروه آزمایش طی ۷ جلسه ۵۵ دقیقه ای مهارت های تدریس اثربخش را با کمک فناوری ها و برنامه های کاربردی هوش مصنوعی Sider extension, Imagica AI, Taskade آموزش دیدند. گروه کنترل با روش مرسوم در این مدت آموزش دید. به منظور تجزیه و تحلیل داده های پژوهش از شاخص های آمار توصیفی فراوانی میانگین، انحراف معیار) و جهت بررسی فرضیه ها از آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیره استفاده شد.. یافته ها: نتیجه تحقیق نشان داد استفاده از هوش مصنوعی در افزایش یادگیری خود راهبر و زیر مولفه های آن شامل خود مدیریتی و خود کنترلی اثربخش بود. همچنین نتیجه تحقیق نش
رابطه بین سواد اطلاعاتی با تعهد به تغییر و اشتیاق شغلی مدیران و معاونان مدارس ابتدایی شهر ملایر
منبع:
آموزش پژوهی دوره ۱۱ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۴۳)
35 - 49
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسی رابطه بین سواد اطلاعاتی با تعهد به تغییر و اشتیاق شغلی مدیران و معاونان مدارس ابتدایی شهر ملایر بود. روش پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی بود و جامعه آماری آن شامل تمامی مدیران و معاونان (زن و مرد) مدارس ابتدایی شهر ملایر به تعداد 120 نفر می شده است که در سال تحصیلی 1404-1403 در مدارس ابتدایی این شهر مشغول به خدمت بوده اند. با توجه به اندک بودن حجم جامعه، همه افراد در مطالعه شرکت داده شدند. برای گردآوری داده ها از مقیاس: سنجش سواد اطلاعاتی یزدانی (1392)، پرسشنامه تعهد به تغییر براتی و همکاران (1390) و پرسشنامه اشتیاق شغلی وزیرپناه (1391) استفاده شد. داده ها با استفاده از آزمون های همبستگی پیرسون و با استفاده از نرم افزار SPSS ویرایش 22 تحلیل شدند. نتایج نشان داد که بین متغیر «سواد اطلاعاتی» با متغیرهای «تعهد به تغییر» و «اشتیاق شغلی» مدیران و معاونان مدارس ابتدایی شهر ملایر رابطه مثبت و معنادار وجود دارد (05/0<P). همچنین معلوم شد که بیشتر مؤلفه های سواد اطلاعاتی با اکثر مؤلفه های تعهد به تغییر و اشتیاق شغلی رابطه مثبت و معنادار دارند.
بررسی رابطه سبک رهبری مدیران مدارس با سکوت سازمانی و اشتیاق شغلی از منظر معلمان مقطع ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف: هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسی رابطه سبک رهبری خدمت گذار، تحول آفرین، اقتضایی و کاریزماتیک مدیران مدارس با سکوت سازمانی و اشتیاق شغلی از منظر معلمان ابتدایی است. روش ها: این پژوهش کمّی از نظر هدف کاربردی بوده و روش بکارگرفته شده توصیفی و از نوع همبستگی با تاکید بر روش مدل سازی معادلات ساختاری است. جامعه آماری پژوهش شامل 405 نفر از معلمان مقطع ابتدایی شهرستان نورآباد است. شیوه نمونه گیری از نوع نمونه گیری در دسترس بوده و تعداد نمونه جمع آوری شده 210 نفر است.آزمودنی ها پرسشنامه ی سبک رهبری باس و الیو، پرسشنامه ی سکوت سازمانی واکولا و بورادوس و پرسشنامه ی اشتیاق شغلی بالدوچی و همکاران را تکمیل نمودند.از نرم افزارSPSS 23 وSmartPLS 3 جهت تجزیه و تحلیل آماری استفاده گردید. یافته ها: نتایج و یافته های پژوهش حاکی از نقش معنی دار بین متغیرهاست. بین انواع سبک رهبری خدمتگزار، تحول آفرین و کاریزماتیک و متغیر سکوت سازمانی ارتباط منفی و معنی داری وجود دارد. و بین رهبری اقتضایی و اشتیاق شغلی ارتباط مستقیم و معنی داری وجود دارد. همچنین نتایج حاکی از تایید ارتباط منفی و معنی داری بین دو متغیر سکوت سازمانی و اشتیاق شغلی است. نتیجه گیری: در مجموع نتایج پژوهش بیانگر آن است که 8/68 درصد واریانس متغیر سکوت سازمانی توسط متغیرهای مربوط به سبک رهبری و 31 درصد واریانس متغیر اشتیاق شغلی توسط متغیرهای مربوط به سبک رهبری و سکوت سازمانی پیش بینی شده است.
Investigating Teachers’ Self-efficacy, Instructional Practice and Self-reflective Practice: The Case of Tertiary Level Teachers
منبع:
Research in English Education Volume ۱۰, Issue ۳ (۲۰۲۵)
103 - 121
حوزههای تخصصی:
Teachers are expected to learn new things about their abilities by thinking about their actions in educational contexts. The dynamic reflection on self-teaching would enable teachers to improve their instructional practice. The present study was an attempt to shed light on university level teachers’ self-efficacy perceptions in relation to their reflective practice and instructional practice. For this purpose, 70 teachers from both public and private universities in Iran took part in this survey research. Participants were asked to fill out three Likert-type questionnaires: Teacher Efficacy Scale, The Instructional Practices Survey, and Teacher Reflection Questionnaire. The collected data were quantitatively analyzed using SPSS version 21. Results of Pearson correlation coefficients revealed that although teachers’ self-efficacy perceptions were significantly correlated with both their instructional practice and reflective practice, the former established a relationship with a higher effect size than the latter. Implications of the results with respect to teacher development are presented and directions for further research are offered.
مدل ساختاری شایستگی ادراک شده بر اساس سرمایه روان شناختی در دانش آموزان: نقش میانجی خوش بینی تحصیلی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی روابط ساختاری شایستگی ادراک شده بر اساس سرمایه روان شناختی با نقش میانجی خوش بینی تحصیلی در دانش آموزان بود. طرح پژوهش، توصیفی-همبستگی و جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان دختر دوره متوسطه اول شهرستان خرمشهر در سال تحصیلی 1403-1402 بود که 696 نفر بودند. به این منظور 252 دانش آموز به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسش نامه های شایستگی ادراک شده هارتر (1982)، سرمایه روان شناختی لوتانز و همکاران (2007) و خوش بینی تحصیلی اسچنن- موران و همکاران (۲۰۱۳) استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها به روش آمار توصیفی، استنباطی و تحلیل مسیر و با نرم افزارهای SPSS-27 و AMOS-25 انجام شد. براساس یافته های این پژوهش، مدل روابط علّی بین متغیرهای مذکور، از برازش قابل قبولی برخوردار بود و سرمایه روان شناختی به صورت غیر مستقیم و با نقش میانجی خوش بینی تحصیلی با شایستگی ادراک شده رابطه معنادار داشت (576/0=β p<0.01). همچنین مسیر بین سرمایه روان شناختی و خوش بینی تحصیلی (306/0 =β p<0.01) و مسیر بین خوش بینی تحصیلی و شایستگی ادراک شده (524/0 =β p<0.01) معنادار بود؛ ولی مسیر بین سرمایه روان شناختی و شایستگی ادراک شده (052/0 =β p>0.05 ) معنادار نبود. با توجه به یافته های این پژوهش می توان نتیجه گرفت که مدل روابط ساختاری بین سرمایه روان شناختی و شایستگی ادراک شده با نقش میانجی خوش بینی تحصیلی از برازش مطلوبی برخوردار است و جهت بهبود شایستگی ادراک شده دانش آموزان ضروری است به سرمایه روان شناختی و خوش بینی تحصیلی آنها توجه شود و تدابیر لازم در برنامه ریزی های آموزشی در نظر گرفته شود.
اثربخشی آموزش زبان به روش هوش مصنوعی با روش رایج بر میزان یادگیری در بین زبان آموزان مبتدی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی آموزش زبان انگلیسی به روش هوش مصنوعی با روش رایج بر میزان یادگیری در بین زبان آموزان مبتدی پرداخته است. این تحقیق به لحاظ هدف، کاربردی و از نوع داده ها، کمی بوده و با استفاده از روش نیمه آزمایشی از نوع طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه کنترل انجام شده است. جامعه مورد مطالعه، زبان آموز زبان انگلیسی یک موسسه زبان غیردولتی بود که نمونه آماری این پژوهش 46 نفر بودند که به صورت نمونه گیری در دسترس در گروه آزمایش (23 نفر) و گروه کنترل (23 نفر) قرار داده شدند. گروه آزمایش در طی دوره آموزش از هوش مصنوعی ChatGPT استفاده کردند. جمع آوری داده ها بر اساس پرسش نامه CEFR انجام پذیرفت. تجزیه و تحلیل اطلاعات به دست آمده از طریق تحلیل کوواریانس چند متغیری انجام پذیرفت. یافته های پژوهش نشان داد که آموزش زبان به روش هوش مصنوعی با روش رایج بر میزان یادگیری در بین زبان آموزان مبتدی موثر بوده است. به عبارت دیگر، آموزش زبان به روش هوش مصنوعی باعث افزایش نمرات مهارت های چهارگانه زبان آموزان مبتدی شد.
اثربخشی مداخله توان بخشی شناختی بر کارکردهای اجرایی دانش آموزان کم پیشرفت: بهبود تنظیم شناخت، رفتار و هیجان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کارکردهای اجرایی، کنش های عالی سیستم عصبی مغز هستند که مجموعه ای از توانایی های سطح بالا شامل تنظیم شناخت، تنظیم رفتار و تنظیم هیجان را انجام می دهند. هدف این پژوهش اثربخشی مداخله توان بخشی شناختی بر کارکردهای اجرایی دانش آموزان کم پیشرفت شهر شیراز بود. طرح پژوهش، از نوع پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش کلیه دانش آموزان کم پیشرفت شهر شیراز بودند. از بین جامعه آماری مذکور، تعداد 40 دانش آموز به روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی به عنوان نمونه پژوهش انتخاب و به روش تصادفی در دو گروه آزمایش (20 نفر) و کنترل (20 نفر) گمارده شدند. به منظور جمع آوری داده های پژوهش از سیاهه درجه بندی رفتاری کارکردهای اجرایی ویراست دوم استفاده شد. برنامه آموزش توان بخشی شناختی به مدت 10 جلسه برای گروه آزمایش اجرا شد. یافته های حاصل از تحلیل کواریانس چندمتغیری نشان داد که آموزش توان بخشی شناختی بر بهبود شاخص کارکردهای اجرایی (تنظیم شناخت، تنظیم رفتار، تنظیم هیجان) دانش آموزان کم پیشرفت اثربخش بوده است. به عبارت دیگر، آموزش توان بخشی شناختی منجر به بهبود کارکردهای اجرایی دانش آموزان کم پیشرفت شده است. با توجه به اثربخش بودن این برنامه، متخصصان و مشاوران مدرسه می توانند از این برنامه آموزشی برای بهبود کارکردهای اجرایی دانش آموزان کم پیشرفت استفاده کنند.
چارچوب مفهومی آمایه های ذهنیِ مدیران مدارس مبتنی بر سیره انبیا در قرآن مجید(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم تربیتی از دیدگاه اسلام سال ۱۳ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳۰
125 - 160
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، ارائه چارچوب مفهومی آمایه های ذهنی مدیران مدارس براساس سیره انبیا در قرآن کریم است. در این راستا، با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی جهت دار، 121 آیه قرآن مرتبط با رفتار و گفتار چهار پیامبر الهی (یوسف(ع)، موسی(ع)، داوود(ع) و سلیمان(ع)) تحلیل شده است. یافته ها نشان می دهد آمایه های ذهنی مدیران در پنج دسته مقوله اصلی، شامل آمایه های ذهنی «اعتقادبنیاد»، «انسان بنیاد»، «پیوندبنیاد»، «جهان بنیاد» و «عملکردبنیاد»، طبقه بندی می شوند. «آمایه های ذهنی اعتقادبنیاد» مولد تمام افعال و اقدامات سازمانی است و «آمایه های ذهنی انسان بنیاد» و «پیوندبنیاد» سبب ایجاد رویکرد متفاوتی نسبت به خود مدیر، کارکنان، متربیان و ذی نفعان در فرایندهای سازمان آموزشی و روابط انسانی می شود. «آمایه های ذهنی جهان بنیاد» و «عملکردبنیاد» نیز نقش بسزایی در برنامه ریزی و نظارت خواهند داشت. چارچوب مفهومی حاصل، به عنوان ابزاری برای بهبود رهبری و مدیریت در نظام آموزشی، بر اهمیت توجه به نگرش توحیدی و انسان محور در تصمیم گیری و مدیریت روابط انسانی تأکید دارد. این چارچوب می تواند به حل چالش هایی نظیر مقاومت در برابر تغییر و ارتقای کیفیت ارتباطات سازمانی کمک کند.
بررسی اثربخشی رویکرد روان نمایشگری بر کاهش ناکامی و افزایش تنظیم هیجانی کودکان کار و خیابان 18 -14 سال شهر اراک(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویکردی نو بر آموزش کودکان سال ۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
168 - 184
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی رویکرد روان نمایشگری بر کاهش ناکامی و افزایش تنظیم هیجانی کودکان کار و خیابان 18-14 سال شهر اراک انجام شد در یک طرح شبه آزمایشی، تعداد 22 کودک کار و خیابان از بین کودکان کار و خیابان 18-14 سال تحت پوشش خانه مهر چ به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جای داده شدند. برای گروه آزمایش 10 جلسه مشاوره گروهی به مدت 2 ساعت و یکبار در هفته با رویکرد روان نمایشگری اجرا شد. برای ارزیابی سطح ناکامی و تنظیم هیجانی به ترتیب از مقیاس دشواری های تنظیم هیجانی گراتز و پرسشنامه ناکامی روزنزوایگ بهره گرفته شد. تاثیر مداخله انجام شده به کمک مقایسهپیش آزمون و پس آزمون ارزیابی گردید. نتایج پژوهش حاضر بیانگر آن بود که رویکرد روان نمایشگری بر کاهش نوع ناکامی در عامل های تسلط مانع و بقای نیاز موثر است اما باعث ایجاد تغییرات معناداری در عامل دفاع از خود نشد .همچنین،. اجرای متغیر مستقل ( روش روان نمایشگری ) باعث ایجاد تفاوت معناداری در تنظیم هیجانی در ابعاد عدم پذیرش، اهداف، تکانه، آگاهی و راهبردها بین دو گروه شده است اما این رویکرد نتوانسته است تفاوت معناداری در شفافیت هیجانی ایجاد نماید. بنابراین به طور کلی می توان رویکرد روان نمایشگری را مداخله ای موثر برای کاهش ناکامی و افزایش تنظیم هیجانی کودکان کار و خیابان دانست
ارائه الگوی پویایی مدرسه در مدارس دوره متوسطه اول و دوم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نوآوری های آموزشی سال ۲۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۹۴
37 - 56
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام این پژوهش، بررسی نقش مثبت اندیشی، اعتماد رابطه ای، انگیزش و هدف گذاری بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان بود. پژوهش به شیوه کمّی و از نوع همبستگی انجام شد. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانش آموزان مقطع دبیرستان دوره اول و دوم منطقه 8 شهر تهران بود که حجم آن 12123 نفر اعلام شده بود. با بهره گیری از شیوه نمونه گیری تصادفی خوشه ای و بر اساس فرمول کوکران، 375 نفر برآورد شد؛ اما به دلیل اطمینان از بازگشت پرسش نامه ها، درنهایت 423 نفر به سؤالات پاسخ دادند. برای گردآوری داده ها، پرسش نامه مثبت اندیشی اینگرام و ویسنیکی (۱۹۸۸)، پرسش نامه هدف گرایی تحصیلی بوفارد (1998)، مقیاس خودگزارشی انگیزش درونی و بیرونی هارتر (1980) و پرسش نامه اعتماد رابطه ای هوی (2004) و میانگین نمرات دانش آموزان استفاده شد. نتایج به دست آمده با استفاده از تحلیل مسیر نشان داد با توجه به شاخص های نیکویی برازش، الگوی تدوین شده از برازش مطلوبی بهره مند است. در تأثیرات مستقیم، هدف گذاری بر انگیزش تحصیلی، اعتماد رابطه ای بر انگیزش تحصیلی و مثبت اندیشی، مثبت اندیشی بر هدف گذاری و انگیزش تحصیلی، انگیزش تحصیلی بر پیشرفت تحصیلی مؤثر است. همچنین در زمینه تأثیرات غیرمستقیم، می توان گفت 86/0 از مقدار انگیزش تحصیلی از طریق سه متغیر مثبت اندیشی، هدف گذاری و اعتماد رابطه ای پیش بینی پذیر است. همچنین در متغیر پیشرفت تحصیلی، 91/0 از واریانس آن از طریق متغیرهای انگیزش تحصیلی، مثبت اندیشی، هدف گذاری و اعتماد رابطه ای پیش بینی پذیر است. بر اساس نتایج، مشخص شد که عوامل درون مدرسه ای نقش مهمی در پویایی مدرسه دارند و برای پیاده سازی این متغیرها، مدرسه باید برنامه ریزی لازم انجام دهد.
صدای هنر در دبستان: نگرش معلمان و دانش آموزان دوره دوم ابتدایی درباره اجرای برنامه درسی هنر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های کیفی در برنامه درسی دوره ۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۸
63 - 99
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، بررسی نگرش معلمان و دانش آموزان دوره دوم ابتدایی درباره اجرای برنامه درسی هنر بود. از روش پیمایش کیفی با رویکرد استقرایی استفاده شد. مشارکت کنندگان شامل تمامی معلمان و دانش آموزان دوره دوم ابتدایی شهر قدس در سال تحصیلی 1404-1403 بودند. از این میان، 10 معلم و 10 دانش آموز به روش هدفمند انتخاب شدند. ابزار پژوهش، مصاحبه نیمه ساختاریافته بود. داده ها با تحلیل مضمون در نرم افزار MaxQDA استخراج و حول چهار عنصر برنامه درسی سازماندهی شدند. نتایج نشان داد هدف های شناختی، نگرشی و مهارتی متنوعی در هر دو گروه محقق شده؛ اهداف نگرشی بیشترین فراوانی را داشتند. در محتوا، هر دو گروه به محتوای مناسبتی، تنوع فعالیت ها و رویکرد تلفیقی هنر توجه نشان دادند. معلمان نیز به منابع سلیقه ای و بهره گیری از هنرهای پیشین دانش آموزان اشاره کردند. دانش آموزان نیز علاقه مندی به محتواهای ارائه شده و نادیده گرفتن برخی موارد هنری را ابراز داشتند. در روش تدریس، هر دو گروه بر سادگی و کم هزینه بودن ابزار و مواد آموزشی و استفاده از شیوه های سنتی و نوین تأکید داشتند؛ شیوه های سنتی رواج بیشتری داشت. معلمان به آمادگی و مشارکت دانش آموزان و دانش آموزان به تمایلات متنوع خود برای زنگ هنر اشاره کردند. در ارزشیابی، هر دو گروه بر تنوع بازخورد و ملاک های کیفی و کمی تأکید داشتند؛ ملاک های کیفی ارجحیت داشت. به طور کلی، یافته ها حاکی از تغییراتی در برنامه درسی هنر از تدوین تا اجرا است که به تضعیف جایگاه آن منجر می شود. لذا، پیگیری آموزش معلمان و بازنگری در محتوای برنامه درسی هنر برای دست اندرکاران نظام آموزشی توصیه می شود.
Mediating Role of Problematic Social Media Use in the Relationship Between Perceived Social Support and Academic Procrastination
حوزههای تخصصی:
This study investigated the direct and indirect relationships between perceived social support and academic procrastination, mediated by Problematic Social Media Use (PSMU), based on the Interaction of Person-Affect-Cognition-Execution (I-PACE) model. The sample comprised 354 Iranian high school students (60% female), who completed the Multidimensional Scale of Perceived Social Support (MSPSS), the Bergen Social Media Addiction Scale (BSMAS), and the Procrastination Assessment Scale-Students (PASS). The instruments' validity was confirmed using Confirmatory Factor Analysis (CFA), while reliability was assessed with Cronbach's alpha coefficient. The results of Structural Equation Modeling (SEM) indicated that perceived social support has a significant negative effect on both academic procrastination and PSMU. Moreover, PSMU was found to play a significant mediating role in the link between perceived social support and academic procrastination. Overall, a decline in perceived social support from family, friends, and significant others prompts individuals to seek support through unregulated social media use, which subsequently contributes to academic procrastination.
رابطه سواد دیجیتالی، توسعه ی فردی و تعهد شغلی با صلاحیت حرفه ای فردی در معلمان پیش دبستانی: نقش میانجی گری اشتیاق شغلی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویکردی نو بر آموزش کودکان سال ۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
197 - 212
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش با هدف تعیین رابطه سواد دیجیتالی، توسعه ی فردی و تعهد شغلی با صلاحیت حرفه ای فردی در معلمان پیش دبستانی با نقش میانجی گری اشتیاق شغلی انجام شد. روش: روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری، کلیه معلمان پیش دبستانی شهر بغداد در سال تحصیلی ۱۴۰۲-۱۴۰۳ بودند که از بین آنها 200 نفر به روش نمونه گیری دردسترس و به ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه های سواد دیجیتالی (توحیدی اصل و نیک اقبال زاده ،1394)، توسعه ی فردی (پرالت، 2008)، تعهد شغلی (بلاو و همکاران، ۱۹۹۳)، صلاحیت حرفهای فردی (ملایی نژاد، 1391) و اشتیاق شغلی (اوترخت و همکاران،2004) پاسخ دادند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزارهای Spss نسخه 26 و Pls استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که مدل پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار است؛ نتایج حاکی از اثر مستقیم توسعه فردی بر صلاحیت حرفه ای فردی و تعهد شغلی بر صلاحیت حرفه ای فردی می باشد. اما اثر مستقیم سواد دیجیتالی بر صلاحیت حرفه ای فردی معلمان معنادار نبود. هم چنین اشتیاق شغلی در رابطه بین سواد دیجیتالی، توسعه فردی و تعهد شغلی با صلاحیت حرفه ای فردی از نقش میانجی گری برخوردار است(071/0=β) و (903/2t=). نتیجه گیری: با توجه به نقش میانجی اشتیاق شغلی می توان با به کارگیری مداخلات مناسب برای ارتقا اشتیاق شغلی، صلاحیت حرفه ای معلمان را افزایش داد.
اثر پیش بینی کنندگی کارکردهای اجرایی و باورهای فراشناختی مثبت تحصیلی بر درگیری تحصیلی: بررسی نقش واسطه ای تاب آوری شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام این پژوهش، آزمون برازندگی مدل مفروض درگیری تحصیلی بر اساس کارکردهای اجرایی و باورهای فراشناختی مثبت با توجه به نقش میانجی گری تاب آوری شناختی در دانشجویان بود. این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و توصیفی از نوع همبستگی و مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش را کلیه دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی ایران تشکیل می دهند که در سال 1404 - 1403 مشغول به تحصیل بودند. نمونه ای به تعداد 208 نفر در نظر گرفته شد که به شیوه نمونه گیری تصادفی خوشه ای انجام شد. به منظور جمع آوری داده از پرسش نامه درگیری تحصیلی ریو (۲۰۱۳)، پرسش نامه تاب آوری شناختی اسمیت (2015)، پرسش نامه باورهای فراشناختی مثبت ولز در سال (۱۹۹۷) و پرسش نامه کارکرد اجرایی بارکلی (۲۰۱۱) جهت جمع آوری اطلاعات استفاده کردیم. از نرم افزار 26 - spss و pls برای تحلیل داده ها و برازش مدل استفاده شد. داده ها به روش ماتریس همبستگی و مدل یابی معادلات ساختاری تحلیل شد. یافته ها نشان داد که شاخص های ضریب استاندارد و مستقیم کارکردهای اجرایی (05/0 P< و 20/0=β)، باورهای فراشناختی مثبت (05/0 P< و 18/0=β) و تاب آوری شناختی (001/0 P< و 50/0=β) بر درگیری تحصیلی اثر مستقیم و معنادار دارد. ضریب استاندارد و مستقیم کارکردهای اجرایی (001/0 P< و 45/0=β)، باورهای فراشناختی مثبت (001/0 P< و 39/0=β) بر تاب آوری شناختی اثر مستقیم و معنادار دارد. مسیرهای غیرمستقیم از طریق تاب آوری شناختی نیز معنادار بودند؛ به گونه ای که کارکردهای اجرایی (001/0 P< و 22/0=β) و باورهای فراشناختی (001/0 P< و 19/0=β) با واسطه تاب آوری شناختی اثر غیرمستقیمی بر درگیری تحصیلی داشتند. یافته های این پژوهش نقش مؤثر توانمندی های شناختی و فراشناختی را در درگیری تحصیلی تأیید می کند و بر اهمیت تقویت تاب آوری شناختی در مداخلات آموزشی تأکید دارد.
اثربخشی آموزش مهارت های ارتباطی بر سازگاری اجتماعی و کیفیت زندگی مادران دارای فرزند مبتلا به اختلال طیف اوتیسم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روان شناسی افراد استثنایی سال ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۷
105 - 139
حوزههای تخصصی:
اختلال اوتیسم به علّت مشکلاتی که در رشد مهارت های ارتباطی، عاطفی، تعاملی، کلامی و شناختی افراد مبتلا ایجاد می کند، تقریباً تمام اعضای خانواده، به ویژه مادران را درگیر مسائل ناشی از این اختلال می کند. پژوهش حاضر باهدف بررسی اثربخشی آموزش مهارت های ارتباطی بر سازگاری اجتماعی و کیفیت زندگی مادران دارای فرزند اوتیسم انجام گرفت. روش پژوهش آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه ی آماری پژوهش شامل تمامی مادران دارای فرزند اوتیسم در سال 1403 شهر اردبیل بود که از میان آن ها برحسب ملاک های ورود به پژوهش و به روش نمونه گیری هدفمند 30 نفر انتخاب و به صورت تصادفی در گروه آزمایش (15 نفر) و گروه کنترل (15 نفر) جایگزین شدند. گروه آزمایش 8 جلسه ی 75 دقیقه ای برنامه ی آموزش مهارت های ارتباطی مک کی و همکاران (2009) را دریافت کردند و گروه کنترل به روال عادی خود ادامه دادند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه ی سازگاری اجتماعی بل (۱۹۶۱) و پرسشنامه ی کیفیت زندگی اسکوینتگتون و همکاران (2004) استفاده شد. داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس چندمتغیره مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. یافته ها نشان داد که بین میانگین سازگاری اجتماعی (001/0>P، 40/57F=، 688/0 η p 2 =) و کیفیت زندگی (001/0>P، 58/89F=، 775/0 η p 2 =) مادران گروه آزمایش و گروه کنترل در پس آزمون تفاوت معناداری وجود دارد. بدین صورت که بعد از اجرای برنامه ی آموزش مهارت های ارتباطی، میانگین نمرات سازگاری اجتماعی و کیفیت زندگی مادران در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل به طور معناداری افزایش یافته است؛ بنابراین، مادران دارای فرزند اوتیسم به کمک مهارت های ارتباطی می توانند سازگاری خود را بهبود بخشند و کیفیت زندگی در آنان افزایش می یابد.
The Role of Proactive Personality in Promoting Innovative Work Behavior and Creativity: A Study of the Mediation of Intrinsic Motivation and Thriving at Work in Teachers(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
School Administration, Volume ۱۳, Issue ۱, Spring ۲۰۲۵
83 - 95
حوزههای تخصصی:
This study aimed to investigate the effect of proactive personality on innovative work behavior and creativity of teachers through the mediation of intrinsic motivation and thriving at work. This study was correlation using descriptive methods and structural equation modeling for applied goals. In this regard, 250 people were selected from 711 senior high school teachers in Urmia City by stratified random sampling method and using Morgan Table. To collect data, the questionnaires, including Buck's proactive personality (2011), Scott and Bruce's innovative work behavior (1994), Tierney et al.'s work creativity (1999), Kern's thriving at work (2018), and Tierney et al.'s intrinsic motivation of employees (1999) were used. After confirming face and content validity, the construct validity of every questionnaire was calculated using confirmatory factor analysis and its concistency was calculated using Cronbach's Alpha. All variables had a Cronbach's alpha coefficient above 0.7. Data analysis was performed using SPSS and PLS3 software. The results of testing research hypotheses showed that the proactive personality had a positive effect on teachers' innovative work behavior and creativity and intrinsic motivation mediated this relationship. Also, teachers' work thriving as a result of these interactions increased creativity and innovation in the teaching process. Based on the findings, it was suggested that schools should strengthen teachers' proactive personality traits and intrinsic motivation by designing educational programs and workshops to develop creative skills. This will not only help improve the quality of teaching, but also can also lead to the creation of a dynamic and creative educational environment.
The Effect of Play Therapy on Sensory Processing and Distress Tolerance in Adolescents with Mild Intellectual Disabilities(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Psychological Research in Individuals with Exceptional Needs (PRIEN), Vol. ۳ No. ۱ (۲۰۲۵) : Serial Number ۹
27-35
حوزههای تخصصی:
This study aimed to examine the effectiveness of play therapy in improving sensory processing and distress tolerance in adolescents with mild intellectual disabilities. A randomized controlled trial was conducted with 30 adolescents aged 12 to 17 years, randomly assigned to either an intervention group (n = 15) receiving eight 90-minute sessions of play therapy or a control group (n = 15) receiving no intervention. Sensory processing and distress tolerance were assessed at baseline, post-intervention, and five-month follow-up using standardized measures. Data analysis was performed using repeated-measures analysis of variance (ANOVA) and Bonferroni post-hoc tests in SPSS-27 to evaluate within-group and between-group differences over time. The results indicated a significant main effect of time for both sensory processing (F(2, 84) = 92.32, p < 0.001) and distress tolerance (F(2, 84) = 111.60, p < 0.001), demonstrating substantial improvements across timepoints. The intervention group showed a notable increase in sensory processing scores from baseline (M = 48.72, SD = 5.91) to post-intervention (M = 64.15, SD = 6.38) and follow-up (M = 69.03, SD = 5.79), whereas the control group exhibited minimal change. Similarly, distress tolerance scores improved significantly in the intervention group (baseline: M = 42.85, SD = 6.27; post-intervention: M = 58.74, SD = 5.69; follow-up: M = 63.92, SD = 6.08), with no substantial improvement in the control group. The Bonferroni post-hoc test confirmed significant pairwise differences between baseline and subsequent assessments. Play therapy was found to be an effective intervention for enhancing sensory processing and distress tolerance in adolescents with mild intellectual disabilities, with improvements sustained at follow-up. These findings suggest that play-based interventions can be a valuable therapeutic approach for promoting sensory integration and emotional regulation in this population.
The Effect of Educational Computer Games on Students' Accuracy and Concentration
حوزههای تخصصی:
Background and Objective: It should be noted that the effect of educational computer games on the accuracy and concentration of students depends on several factors, including the type of game, content, design, and duration of use. This research was conducted to investigate the effect of educational computer games on the accuracy and concentration of eighth-grade female students in Kerman. Methods: Quasi-experimental research method and pre-test-post-test design with a control group were used. The statistical population of the research was all female students in the eighth grade of secondary school in Kerman City in the academic year 2022-2023 and a sample of 80 people was selected in the form of two classes of 40 people from the society by multi-stage cluster sampling method. Two Toulouse and Pieron accuracy questionnaires (1911) and Savary & Oraki concentration questionnaires (2015) were used to collect pre-test-post-test information and computer game software was used as an experimental practice. Results:Data analysis was also done with the statistical method of analysis of covariance and using SPSS19 software. The results showed that computer educational games have been effective in improving the accuracy and concentration of students in the experimental group compared to the control group. Conclusion: Therefore, due to the flexibility of the structure of educational computer games and their non-linear organization, the motivational features of computer games and the benefit of learning rules and principles such as immediate reinforcement, they can contribute to increasing concentration and accuracy.