فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۶۱ تا ۵۸۰ مورد از کل ۱۹٬۵۵۰ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر شخصی سازی محیط یادگیری الکترونیکی بر اساس خودکارآمدی دانشجویان کارشناسی ارشد در دانشگاه آزاد واحد الکترونیکی می باشد. روش پژوهش توصیفی-پیمایشی و جامعه آماری شامل دانشجویان دختر و پسر دوره های آموزشی واحد الکترونیکی دانشگاه آزاد اسلامی واحد الکترونیکی تهران در سال تحصیلی 1402-1403 می باشد، که تعداد 30 نفر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفتند. برای سنجش عملکرد سامانه طراحی شده، عملکرد تحصیلی و میزان استفاده از سامانه در دو گروه شاهد و آزمون، پیش و پس از شخصی سازی مقایسه گردیده است. با توجه به اینکه روش اصلی سنجش خودکارآمدی، استفاده از پرسشنامه است لیکن در این پژوهش از روشی ضمنی برای شناسایی خود کارآمدی تحصیلی یادگیرنده استفاده شده است. این تحقیق در قالب سیستم توصیه گر فازی در بطن سامانه آموزشیار هوشمند در یک نیمسال تحصیلی بر روی تعدادی از دانشجویان دوره های آموزش الکترونیکی در دو مرحله اجرا شد؛ بدین ترتیب که در گام اول و بر روی نیمی از درس پارها از توصیه های مبتنی بر سبک یادگیری و در گام بعد و بر روی نیمه دوم درس پارها، از هم افزایی توصیه های مبتنی بر سبک یادگیری و سبک شناختی با هم استفاده شد. نمونه مورد بررسی شامل30 نفر با میانگین سنی56/23 سال بوده است. ارزیابی محیط شخصی شده نشان می دهد که درنظرگرفتن ویژگی های کاربردی در مدل یادگیرنده و ارائه درس پا رها و توصیه های متناسب با این ویژگی ها، به پیشرفت تحصیلی75% از یادگیرندگان منجر شده و رضایت تحصیلی آنان را به دنبال داشته است. در تمامی مراحل ارائه دروس، توانمندی یادگیرندگان بر اساس نظریه پرسش -پاسخ فازی پایش و ارزیابی گردید. استفاده از این روش سبب شخصی تر شدن توصیه های آموزشی و در نتیجه علاقه-مندی افراد به ادامه کار با سامانه پیشنهادی، کاهش میزان ارجاع های غیر ضروری و کاهش زمان یادگیری شده است.
A Comparative Analysis of Competency-Based and Traditional English Language Teaching Models in Vietnamese Universities
منبع:
Research in English Education Volume ۱۰, Issue ۲ (۲۰۲۵)
114-125
حوزههای تخصصی:
This study presents a comparative analysis of Competency-Based Language Teaching (CBLT) and traditional English teaching models in the context of Vietnamese regional universities. Drawing on national reforms such as the 2018 General Education Program and the National Foreign Language Project, the research aims to evaluate the pedagogical effectiveness, curriculum orientation, assessment practices, and learning outcomes associated with both models. A mixed-methods design was employed, including surveys with 250 students and 30 instructors across five local universities, supplemented by curriculum document analysis and semi-structured interviews. Quantitative data were analyzed using descriptive statistics and ANOVA, while qualitative data were thematically coded to uncover key perceptions and implementation challenges. Findings reveal that while traditional models offer structural clarity and familiarity, CBLT demonstrates stronger alignment with 21st-century skills, communicative competence, and learner autonomy. However, challenges such as inadequate infrastructure and limited teacher training hinder full implementation. The study concludes with practical recommendations for phased adoption of CBLT through localized curriculum reforms, faculty development programs, and integration of digital tools.Top of FormBottom of Form
اندازه گیری مبتنی بر برنامه درسی خواندن: مروری بر چیستی، چرایی و چگونگی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های کیفی در برنامه درسی دوره ۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۸
27 - 62
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف مروری بر ماهیت، زمینه های توسعه و کاربردهای اندازه گیری مبتنی بر برنامه درسی به منزله روشی کارآمد برای سنجش مهارت خواندن انجام شد. روش پژوهش مرور ادبیات یکپارچه بود که از چهار مرحله تشکیل می شد. از میان 817 سند، در نهایت 43 مورد وارد مطالعه و متن آن ها با رویکردی انتقادی تحلیل شد. برای مدیریت اسناد از پروتکل پریزما استفاده شد. نتایج نشان داد که اندازه گیری مبتنی بر برنامه درسی شیوه ای معتبر برای سنجش عملکرد دانش آموزان در مهارت های تحصیلی پایه از جمله خواندن است. کاوشگرهای سیالی بلندخوانی، هزارتو و سواد آغازین از مهم ترین ابزارهای سنجش خواندن و پیش نیازهای آن به شمار می روند. این شیوه که پیدایش آن در جنبش شواهدبنیاد ریشه داشت امروز به عنصری حیاتی در ارائه خدمات چندسطحی تبدیل شده است. از مهم ترین کاربردهای آن می توان به تولید پایگاه داده معتبر، مداخله زودهنگام، غربالگری، پایش پیشرفت و توسعه و ارزیابی برنامه های مداخله اشاره کرد. در ادامه، پیرامون این رویه و کاربست آن در خواندن با رویکردی انتقادی بحث شد و امکان توسعه آن در نظام آموزشی ایران مورد بررسی تطبیقی قرار گرفت. با توجه به گسترش روزافزون این رویکرد در نظام های آموزشی جهان، نتایج پژوهش می تواند زمینه را برای تولید و توسعه آن به زبان فارسی فراهم کرده و مدارس ایران را همگام با تحولات جهانی به تصمیم گیری مبتنی برداده سوق دهد.
اصول برنامه درسی مبتنی بر نظریه پسا انسان گرائی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش بررسی اصول برنامه درسی مبتنی بر نظریه پسا انسان گرائی بود. رویکرد پژوهش فلسفی و روش پژوهش استدلال استنتاجی بود. بر اساس این روش محقق از یک نظریه کلی استفاده می کند و سعی می کند با استفاده از بینش به دست آمده از کلیات به جزئیات و سؤالات پاسخ دهد. در این روش شناخت و نتایج محصول و برخاسته از بحث های قیاسی است. نتایج نشان داد پساانسان گرائی، به عنوان دیدگاهی انتقادی، انسان محوری را به چالش می کشد و بر مرزهای فزاینده بین انسان ها و غیرانسان ها تأکید می کند. مهم ترین تمرکز در پسا انسان گرائی، تغییر تأکید از انسان ها به عنوان مرکز جهان و کاهش عاملیت مطلق آنهاست. این دیدگاه، رویکرد سلسه مراتبی را به چالش می کشد. هم چنین ، نتایج نشان داد از منظر پسا انسان گرائی در برنامه درسی اصولی چون اصل عاملیت مشترک در برنامه درسی ، به رسمیت شناختن بازیگران غیر انسانی در برنامه درسی، برنامه درسی به عنوان یک گفتگوی پیچیده، اصل عدم قطعیت در برنامه درسی، اصل یادگیری چند حسی و محیط یادگیری چند وجهی، اصل توجه به زندگی روزمره، اصل برنامه درسی مبتنی بر فناوری دیجیتال و منابع آموزشی هویت آفرین باید از جایگاه ویژه ای برخوردار باشند.
Phenomenology of virtual education culture in the Iranian higher education(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
Curriculum Research, Volume ۶, Issue ۲ , ۲۰۲۵
137 - 164
حوزههای تخصصی:
This qualitative phenomenological study explored the culture of virtual education in Iranian higher education, focusing on the lived experiences of 31 professors and students. Employing structured interviews and thematic analysis, the research identified one overarching theme and six primary subcultures: interaction and communication, scientific and academic processes, emotional dynamics, exclusion, acceptance, and neutrality. The findings revealed that virtual education reshapes traditional academic norms by enabling wider scientific communication, reducing knowledge monopolies, and increasing collaboration across institutions. However, challenges such as diminished emotional connections, weakened academic commitment, increased superficial learning, and reduced in-person engagement also emerge. Students' and professors' attitudes toward virtual education varied, ranging from full acceptance to indifference. These orientations are influenced by personal values, learning styles, technological familiarity, and institutional support. While virtual education fosters academic freedom and access, it simultaneously disrupts emotional and spatial dimensions of learning environments. The study concludes that understanding the cultural dimensions of virtual education is crucial for policymakers and educators to enhance its effectiveness. Tailoring educational planning to account for emotional, structural, and communicative factors will be essential in ensuring the long-term sustainability and equity of virtual education in higher education contexts.
اثربخشی توانمندسازی روانشناختی بر خودپنداره ی تحصیلی دانش آموزان با عملکرد تحصیلی پایین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در نظام های آموزشی دوره ۱۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۸
21 - 35
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی توانمندسازی روانشناختی بر خودپنداره ی تحصیلی دانش آموزان با عملکرد تحصیلی پایین انجام گرفت. روش: روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی دانش آموزان دختر با عملکرد تحصیلی پایین دوره ی متوسطه ی دوّم در سال تحصیلی 1403-1404 شهر اردبیل بودند. بدین منظور تعداد 30 دانش آموز دختر با عملکرد تحصیلی پایین بر حسب ملاک های ورود به پژوهش به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در گروه آزمایش (15 نفر) و گروه کنترل (15 نفر) جایگزین شدند. پس ازاجرای پیش آزمون به وسیله ی پرسشنامه ی خودپنداره ی تحصیلی لیو و وانگ (2005)، گروه آزمایشی 8 جلسه (هر هفته 2 جلسه) 60 دقیقه ای برنامه توانمندسازی روانشناختی توماس و ولتهوس (1990) را دریافت نمودند و گروه کنترل به روال عادی خود ادامه دادند. داده ها با استفاده از روش تحلیل کوواریانس تک متغیری در نرم افزار SPSS26 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: یافته ها نشان داد که بین میانگین خودپنداره ی تحصیلی (05/0>P، 84/4F=، 152/0ηp2=) دانش آموزان گروه آزمایش و کنترل در پس آزمون تفاوت معناداری وجود دارد. بدین صورت که بعد از اجرای توانمندسازی روانشناختی، میانگین نمرات خودپنداره ی تحصیلی دانش آموزان با عملکرد تحصیلی پایین در گروه آزمایش نسبت به دانش آموزان گروه کنترل به طور معناداری افزایش یافته بود. نتیجه گیری: درنتیجه با توانمندسازی روانشناختی در دانش آموزان می توان میزان خودپنداره ی تحصیلی را در آنان افزایش داد. دانش آموزان به کمک راهبردهای توانمندسازی روانشناختی می توانند شکست های متعدد خود را دوباره مورد بررسی و بازبینی قرار دهند و در نهایت عملکرد تحصیلی در آنها بهبود می یابد.
بررسی تأثیر برنامه آموزشی پیشگیری از اعتیاد بر گرایش و نگرش دانش آموزان نسبت به مصرف مواد(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
اعتیاد به مواد مخدر، امروزه یکی از معضلات اساسی زندگی بشری به شمار می رود و می تواند هر گوشه از زندگی فرد را تحت تأثیر قرار دهد بنابراین هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر برنامه آموزشی پیشگیری از سوءمصرف مواد مخدر بر گرایش و نگرش دانش آموزان متوسطه دوم بود. پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش نیمه تجربی با طرح پیش آزمون–پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری دانش آموزان متوسطه دوم شهرستان ایذه بود که ۴۰ نفر به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب و به دو گروه آزمایش و کنترل (هر گروه ۲۰ نفر) تقسیم شدند. ابزارهای گردآوری داده ها پرسشنامه نگرش به مواد مخدر کریمی و همکاران(1391) و پرسشنامه گرایش به مواد مخدر زرگر و همکاران(1387) بود. گروه آزمایش در معرض برنامه آموزشی پیشگیری از اعتیاد قرار گرفت که شامل ۱۲ جلسه بود قرار گرفتند و گروه کنترل هیچ آموزشی دریافت نکرد. طول مدت اجرای برنامه حدود ۳ ماه بود. داده ها با استفاده از آمار توصیفی و تحلیل کوواریانس تجزیه وتحلیل شد. نتایج تحلیل کوواریانس تک متغیره نشان داد که برنامه آموزشی تأثیر معناداری بر کاهش گرایش به مصرف مواد داشت و حدود ۹۰ درصد تغییرات پس آزمون گرایش به برنامه مرتبط بود. همچنین تأثیر معناداری بر بهبود نگرش نسبت به اعتیاد داشت و حدود ۶۹ درصد تغییرات پس آزمون نگرش به برنامه آموزشی مرتبط بود. باتوجه به نتایج اهمیت طراحی برنامه های مهارت محور و مشارکتی در مدارس، بهره گیری از روش های فعال آموزشی را برای پیشگیری از مصرف مواد در سنین نوجوانی و جوانی برجسته می سازد.
سنجش برنامه درسی آموزش ابتدایی دانشگاه فرهنگیان بر اساس سند تحول بنیادین آموزش و پرورش(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویکردی نو بر آموزش کودکان سال ۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
213 - 226
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: برنامه درسی مسیر و اهداف هر نظام آموزشی را تعیین و مشخص می نماید بنابراین اهمیت این برنامه در موفقیت نظام آموزشی اجتناب ناپذیر است. هدف این پژوهش سنجش برنامه درسی آموزش ابتدایی دانشگاه فرهنگیان بر اساس سند تحول بنیادین آموزش وپرورش بود. روش: پژوهش حاضر ازنظر هدف، از نوع تحقیقات کاربردی، از لحاظ مبنای داده ها و چارچوب پارادایمی آن، از نوع تحقیقات کمی می باشد. جامعه آماری شامل اساتید مجموعه علوم تربیتی می باشند که این اساتید از پنج استان (دانشگاه فرهنگیان تبریز، دانشگاه فرهنگیان تهران، دانشگاه فرهنگیان مازندران، دانشگاه فرهنگیان خراسان رضوی و دانشگاه فرهنگیان قم) انتخاب شدند که جامعه آماری به تعداد 420 نفر بودند که 201 نفر با استفاده از جدول مورگان انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه محقق ساخته بود. جهت تعیین روایی صوری و محتوایی، نظرات خبرگان مجموعه علوم تربیتی دانشگاه فرهنگیان جمع آوری شد. جهت تحلیل داده ها از نرم افزاری Spss21 و Smart pls3 استفاده شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که برنامه درسی آموزش ابتدایی دانشگاه فرهنگیان دارای 6 مولفه شامل اصلی هدف برنامه درسی، محتوای برنامه درسی، راهبردهای یاددهی-یادگیری، روش های ارزشیابی، عوامل مداخله ای برنامه درسی و مضمون اصلی پیامدها در الگوی برنامه درسی رشته آموزش ابتدایی مؤثر هستند. نتیجه گیری: می توان نتیجه گرفت طراحان برنامه درسی دانشگاه فرهنگیان از عوامل مؤثر در برنامه درسی می توانند برای کیفیت آن استفاده کنند.
مقایسه اثربخشی فرزندپروری مبتنی بر شفقت و فرزندپروری مبتنی بر پذیرش و تعهد بر احساس شرم در مادران دارای فرزند با معلولیت جسمی-ذهنی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: مراقبت از فرزند معلول می تواند با پیامدهای روانی و اجتماعی متعددی برای والدین همراه باشد. پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی فرزندپروری مبتنی بر شفقت و فرزندپروری مبتنی بر پذیرش و تعهد بر احساس شرم در مادران دارای فرزند با معلولیت جسمی-ذهنی انجام شد. روش: پژوهش حاضر یک طرح شبه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون-پیگیری با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل دانش آموزان دختر و پسر 7 تا 14 ساله مرکز آموزشی کودکان با نیازهای ویژه امام جواد شهر ساری در سال 1402 - 1401 بود که از بین آنها، 45 کودک انتخاب شدند و مادران آنها به طور تصادفی در 2 گروه آزمایشی مداخله فرزندپروری مبتنی بر شفقت، فرزندپروری مبتنی بر پذیرش و تعهد و گروه گواه قرار گرفتند )هر گروه 15 نفر (. برای گروه های مداخله، 8 جلسه هفتگی 60 دقیقه ای مداخله فرزند پروری مبتنی بر شفقت یا فرزندپروری مبتنی بر پذیرش و تعهد اجرا شد و برای گروه گواه مداخله ای انجام نگرفت. در ابتدا و بعد از اتمام جلسات مداخله و همچنین یک ماه پس از آن، تمام شرکت کنندگان در پژو هش، مق یاس اح ساس گ ناه و شرم را تکم یل کرد ند. داده ها با ا ستفاده از آزمون تحل یل واریا نس مکرر تحل یل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که مداخله فرزند پروری مبتنی بر شفقت و فرزندپروری مبتنی بر پذیرش و تعهد در بهبود احساس شرم در مادران دارای فرزند با معلولیت جسمی-ذهنی اثربخشی معنا دار دارند ) 001 / p>0 (. تفاوت معناداری بین 2 مداخله از نظر میزان اثربخشی نبود. نتیجه گیری: طبق نتایج حاصل از این مطالعه، احساس شرم در مادران دارای فرزند با معلولیت جسمی-ذهنی از طریق مداخله فرزند پروری مبتنی بر شفقت و فرزندپروری مبتنی بر پذیرش و تعهد قابل اصلاح است.
بررسی تأثیر آموزش مبتنی بر موبایل مهارت های برقراری ارتباط مؤثر بر تاب آوری، استرس ادراک شده و عملکرد دانشجویان تکنولوژی اتاق عمل(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: مهارت های برقراری ارتباط مؤثر برای زندگی انسان ها بسیار حیاتی است و یک راه بهبود آن آموزش می باشد. هدف از این پژوهش بررسی تأثیر آموزش مبتنی بر موبایل مهارت های برقراری ارتباط مؤثر بر تاب آوری، استرس ادراک شده و عملکرد دانشجویان تکنولوژی اتاق عمل دانشگاه علوم پزشکی ایران می باشد. روش کار: پژوهش حاضر یک مطالعه نیمه تجربی از نوع طرح پیش آزمون-پس آزمون است که برروی 89 نفر از دانشجویان کارشناسی تکنولوژی اتاق عمل دانشگاه علوم پزشکی ایران در سال 1401 انجام شد. پس از نمونه گیری به روش سرشماری آموزش مهارت های برقراری ارتباط مؤثر به صورت مبتنی بر موبایل ارائه شد. پرسشنامه های استاندارد قبل و بعد از مداخله توسط نمونه ها تکمیل شد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون های آماری و نرم افزار SPSS نسخه 22 استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد تاب آوری دانشجویان در زیرمولفه های اعتماد به غرایز فردی و تحمل عاطفه منفی (001/0>P) و کنترل (026/0=P) و عملکرد آنها در زیرمولفه های گوش دادن (001/0>P)، تنظیم عواطف (041/0=P) و بینش در ارتباط (001/0=P) بعد از آموزش افزایش معنی داری داشت اما بین استرس ادراک شده دانشجویان قبل و بعد از آموزش اختلاف معنی دار آماری وجود نداشت (931/0=P). همچنین در میان متغیرهای دموگرافیک، بین متغیر جنسیت با تاب آوری (041/0=P)، استرس ادراک شده (045/0=P) و عملکرد (021/0=P) ارتباط آماری معنی داری وجود داشت. نتیجه گیری: نتایج نشان داد آموزش مبتنی بر موبایل مهارت های برقراری ارتباط مؤثر بر چندین زیرمولفه از تاب آوری و عملکرد دانشجویان تکنولوژی اتاق عمل مؤثر بود اما این آموزش برروی استرس ادراک شده دانشجویان تأثیری نداشت.
استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده (SRS ) در تحلیل روانسنجی کلاسیک آزمون روی داده های بزرگ با تاکید بر صرفه جویی در زمان پردازش(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندازه گیری تربیتی سال ۱۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۶۰
83 - 108
حوزههای تخصصی:
هدف: یافتن یک روش جدید برای کاهش زمان پردازش داده ها و محاسبه شاخص آسانی و شاخص تمیز سوالات در آزمون های بزرگ. روش پژوهش: استفاده از روش آماری نمونه گیری تصادفی ساده در محاسبه شاخص آسانی و شاخص تمیز با روش تحلیل کلاسیک آزمون و تولید برنامه کامپیوتری برای اجرای نمونه آزمایشی با داده های بزرگ. یافته ها: نتایج نشان داد که استفاده از این روش باعث کاهش زمان برآورد پارامترها می شود. برای مثال، سوالی که با صرف 7393 دقیقه (بیش از 133 ساعت – 5 شبانه روز) مقدار شاخص P را برابر 0.50 بدست آورده بود، با 10 بار تکرار و صرف زمان متوسط 129.2 دقیقه، مقدار متوسط این شاخص را برابر 0.503 محاسبه کرد. نتیجه گیری: ترکیب روش آماری نمونه گیری تصادفی ساده با روش تحلیل کلاسیک آزمون، باعث کاهش چشمگیر زمان پردازش داده ها شده و لذا استفاده از این روش به سازمان های بزرگ مانند سازمان هایی که آزمون هایی را در سطح ملی برگزار می کنند قویاً توصیه می شود.
الهیات سیاسی تربیت: برنامه ای پژوهشی برای تعلیم و تربیت در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نوشتار حاضر برنامه پژوهشی ای را برای بازفهمی و بازسازی مسئله تعلیم وتربیت در ایران ارائه می کند. بدین منظور، تلاش شد در قالب یک جستار نظرورزانه طرحی از مسئله تعلیم وتربیت ایران و مسیر حرکت از وضع موجود به وضع مطلوب ناظر به محورها و مضامین اساسی این برنامه پژوهشی عرضه گردد. این برنامه پژوهشی با نام الهیات سیاسی تربیت، دو پیش فرض بنیادین دارد. پیش فرض اول، که ناظر به اصلاح انگاره صاحب نظران و پژوهشگران حوزه تعلیم و تربیت نبست به غرب است، «غرب شناسی الهیات سیاسی تربیت» نام دارد. این پیش فرض مشخصاً به پروژه مطالعات نقد سکولاریزاسیون اشاره دارد و «وجود ریشه های الهیاتی برای مدرنیته» را برملا می سازد و زمینه ای برای تبارشناسی الهیاتی غرب مدرن، به ویژه تعلیم و تربیت سکولار غربی است. پیش فرض اول، کمک می کند تا غرب و تعلیم و تربیت غربی را با روایتی الهیاتی بازشناسی کنیم و این رکن غرب شناسی در برنامه پژوهشی این نوشتار است. پیش فرض دوم، «خودشناسی الهیات سیاسی تربیت» نام دارد که بیانگر ضرورت تلاش برای درک وضع تاریخی و اجتماعی و تعلیم وتربیت در ایران از منظری بیرون از افق تاریخی مدرنیته است. این افق تاریخی، که باید برآمده از حکمت ایرانی – اسلامی باشد و طرح کلی آن در این نوشتار عرضه شده، جهان ایرانی نام دارد. جهان ایرانی، رکن خودشناسی در الهیات سیاسی تربیت به مثابه یک برنامه پژوهشی است. براین اساس، نوشتار حاضر به نوعی ضرورت و امکان بازسازی نظریه و تاریخ تعلیم و تربیت در ایران را مطرح می سازد.
تحلیل برنامه درسی در مدارس دوره ابتدایی عشایری: تهدیدها و فرصتها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تعلیم و تربیت دوره ۴۱ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۶۲
151 - 170
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، واکاوی کیفی برنامه درسی در مدارس دوره ابتدایی عشایری، از منظر تهدید ها و فرصتها بوده است. روش پژوهش، روش تحلیل محتوای کیفی عرفی است. جامعه پژوهشی، شامل کل متون و اسناد مرتبط با آموزش و برنامه درسی مدارس دوره ابتدایی مناطق عشایری بود که از میان آنها تعداد 20 مقاله، پایان نامه و اسناد بالادستی، با استفاده از شیوه نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. تجزیه و تحلیل داده ها به صورت دستی و با استفاده از تحلیل ارتباطی انجام شد. برای اعتباربخشی به داده ها از روشهای بازنگری ناظران، بازنگری مشارکت کنندگان، اختصاص دادن زمان کافی برای گردآوری داده ها و درگیری مداوم و مثلث سازی محقق استفاده شد. یافته ها در بخش تهدیدها شامل مقوله های اصلی"تحصیل در جامعه عشایری"و "فرهنگ جامعه عشایری" و در بخش فرصتها، "فرصتهای زیست بوم عشایری"و "فرصتهای الزامات قوانین بالادستی" و چندین مقوله فرعی بود که به همراه رمزها و واحد های معنایی مربوطه استخراج شدند. نتایج نشان داد که می توان با کاربست راهکارهای معرفی شده در پژوهش، تهدیدهای موجود در برنامه درسی مدارس عشایری را به فرصت تبدیل کرد. هر چند در بخش فرصتها، قوانین بالادستی به خوبی نگاشته شده، ولی عملیاتی نشده است و به نظر می رسد تا برآورده کردن عدالت آموزشی در برنامه درسی عشایری فاصله زیادی دارند.
اثربخشی بازی درمانی شناختی رفتاری بر اضطراب اجتماعی و هوش هیجانی دانش آموزان کم توان ذهنی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کودکان استثنایی سال ۲۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۹۶)
45 - 58
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی بازی درمانی شناختی رفتاری بر اضطراب اجتماعی و هوش هیجانی دانش آموزان کم توان ذهنی انجام شد. روش: این پژوهش، یک مطالعه شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و گروه کنترل بود. 26 نفر از دانش آموزان کم توان ذهنی به روش نمونه گیری در دسترس از مدارس شهر اصفهان انتخاب شدند. آنها با روش تصادفی به دو گروه 13 نفری تقسیم و در یکی از گروه های آزمایش و گروه کنترل جایگزین شدند. گروه آزمایش در برنامه بازی درمانی شناختی رفتاری در 10 جلسه و هفته ای یک جلسه شرکت کردند در حالی که گروه کنترل در این جلسات شرکت نکردند. آزمودنی ها با استفاده از مقیاس اضطراب اجتماعی (ماتسون و فرند، 1969) و پرسشنامه هوش هیجانی (برادبری و گریوز، 2004) مورد ارزیابی قرار گرفتند. داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس تک متغیری و چندمتغیری با به کارگیری نرم افزار SPSS نسخه 26 تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که مداخله تاثیر مثبت و معناداری بر اضطراب اجتماعی و هوش هیجانی دانش آموزان کم توان ذهنی در گروه آزمایش داشت (001/0P=). نتیجه گیری: با توجه به این که برنامه بازی درمانی شناختی رفتاری سبب کاهش اضطراب اجتماعی و افزایش هوش هیجانی دانش آموزان کم توان ذهنی شد، بنابراین برنامه ریزی برای آموزش چنین برنامه هایی مانند برنامه بازی درمانی شناختی رفتاری نقش مهمی در کاهش اضطراب اجتماعی و افزایش هوش هیجانی دانش آموزان کم توان ذهنی دارد.
بررسی تاثیر آموزش فلسفه برای کودکان بر انگیزش تحصیلی و درگیری تحصیلی دانش آموزان دارای نارسایی ویژه یادگیری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کودکان استثنایی سال ۲۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۹۶)
97 - 110
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش با هدف بررسی تاثیر آموزش فلسفه برای کودکان بر انگیزش تحصیلی و درگیری تحصیلی دانش آموزان دارای اختلال یادگیری خاص انجام شد. روش: این پژوهش به لحاظ هدف کاربردی و از نظر ماهیت داده ها نیمه آزمایشی از نوع طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش عبارت بود از تمامی دانش آموزان دوره دوم ابتدایی دارای اختلال یادگیری خاص ناحیه 1 شهر خرم آباد در سال تحصیلی 1403-1402. از میان جامعه آماری تعداد 26 دانش آموز دارای اختلال یادگیری خاص به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب، و به شیوه نمونه گیری تصادفی در دو گروه آزمایش (13نفر) و کنترل (13 کنترل) گمارش شدند. گروه آزمایش طی 12 جلسه 50 دقیقه ای تحت آموزش فلسفه برای کودکان قرار گرفتند. به منظور جمع آوری داده های پژوهش از پرسشنامه انگیزش تحصیلی AMS والراند (1992) و پرسشنامه درگیری تحصیلی ریو (2013) استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل کوواریانس چند متغیره استفاده شد .یافته ها: نتایج نشان داد که آموزش فلسفه برای کودکان بر انگیزش تحصیلی و درگیری تحصیلی دانش آموزان دارای اختلال یادگیری خاص موثر است (۰1 /۰>P). به بیان دیگر انگیزش تحصیلی و درگیری تحصیلی دانش آموزان در نتیجه رویکرد آموزشی مربوطه بهبود معناداری داشته است. نتیجه گیری: نظر به نتایج به دست آمده از پژوهش حاضر می توان گفت که آموزگاران، مشاوران و والدین دانش آموزان دارای اختلال یادگیری خاص می توانند از برنامه آموزشی فلسفه برای کودکان برای افزایش انگیزش و درگیری تحصیلی استفاده کنند.
Comparative Analysis of Negotiation Strategies in the 2024 U.S. Presidential Debates(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
international Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۱۳, Issue ۵۴, Autumn ۲۰۲۵
139 - 153
حوزههای تخصصی:
This study investigates the negotiation strategies used by Democratic and Republican candidates in the 2024 U.S. presidential debates, focusing on how language functions as a tool to navigate ideological divides in an increasingly polarized political climate. By applying a mixed-method approach, combining qualitative discourse analysis and survey data, the research examines debate transcripts alongside citizen feedback to assess the effectiveness of candidates’ rhetorical strategies. Drawing on Politeness Theory, Speech Act Theory, and Pragma-Crafting Theory, the study reveals distinct linguistic patterns: Democratic candidates employ inclusive, cooperative language to foster unity, while Republican candidates use direct, assertive language to project confidence and decisiveness. The findings highlight the role of language in shaping voter perceptions of leadership and ideological alignment, offering insights into how candidates' rhetoric resonates with their respective bases and impacts broader electoral dynamics. This research contributes to the fields of political communication and negotiation theory by offering a comparative analysis of debate strategies and providing practical implications for political strategists and campaign teams navigating the complexities of modern electoral discourse. This research contributes to the fields of political communication and negotiation theory by offering a comparative analysis of debate strategies and providing practical implications for political strategists and campaign teams navigating the complexities of modern electoral discourse.
بررسی میزان توجه به ساحت های شش گانه تربیتی در کتاب های درسی علوم تجربی و ریاضیات دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم تربیتی از دیدگاه اسلام سال ۱۳ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۹
151 - 174
حوزههای تخصصی:
در پژوهش حاضر، میزان توجه به ساحت های شش گانه تربیتیِ سند تحول بنیادین آموزش وپرورش در کتاب های درسی علوم تجربی و ریاضی دوره ابتدایی را با استفاده از روش توصیفی ازنوع تجلیل محتوا بررسی کرده ایم و جامعه تحلیلی موردنظر، شامل کتاب های علوم تجربی و ریاضی دوره ابتدایی در سال تحصیلی 1402-1403 بوده است. داده های تحقیق با استفاده از شیوه تحلیلی آنتروپی شانون تحلیل و توصیف شده اند و نتایج حاصل شده نشان می دهد ازمیان کتاب های درسی علوم تجربی شش پایه، بیشترین توجه به ابعاد و مؤلفه های ساحت های شش گانه سند تحول بنیادین آموزش وپرورش در کتاب علوم تجربی سال پنجم با 40/19 درصد و کمترین توجه در کتاب علوم تجربی سال دوم با 85/11 درصد صورت گرفته است؛ همچنین براساس نتایج به دست آمده در کتاب های درسی علوم تجربی دوره ابتدایی، بُعد زیستی و بدنی با 55/32 درصد به بیشترین میزان و بُعد زیبایی شناختی و هنری با 50/7 درصد به کمترین میزان، موردتوجه بوده است. ازبین کتاب های درسی ریاضی شش پایه، بیشترین توجه به ابعاد و مؤلفه های ساحت های شش گانه سند تحول بنیادین آموزش وپرورش در کتاب ریاضی سال ششم با 00/18 درصد و کمترین توجه در کتاب ریاضی سال دوم با 50/15 درصد صورت گرفته؛ همچنین براساس نتایج به دست آمده در کتاب های درسی ریاضی دوره ابتدایی، بُعد علمی و فناوری با 37/36 درصد به بیشترین میزان و بُعد سیاسی و اجتماعی با 37/11 درصد به کمترین میزان، موردتوجه بوده است.
الگوی پویای تربیت اقتصادی- حرفه ای براساس سند تحول بنیادین در برنامه درسی دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف عرضه الگوی پویای تربیت اقتصادی- حرفه ای براساس سند تحول بنیادین در برنامه درسی دوره ابتدایی و به روش آمیخته (اکتشافی متوالی) انجام شده است. در بخش کیفی، داده ها با استفاده از روش فراترکیب گردآوری و با رویکرد تحلیل مضمون تحلیل شده اند. محدوده پژوهش، مشتمل بر تمام مقالات علمی داخلی مرتبط با موضوع طی سال های 1390 تا 1401 در بستر پایگاه های اطلاعاتی علمی الکترونیکی داخلی، شامل بانک اطلاعات نشریات کشور، پایگاه استنادی علوم جهان اسلام، مجلات تخصصی نور، مگیران، سیویلیکا و علم نت است؛ بدین شرح که براساس معیارهای ورود و خروج برای انتخاب پژوهش های منتخب، ازمیان 28 مطالعه شناسایی شده و مرتبط، چهارده مقاله برگزیده و داده های به دست آمده با استفاده از روش تحلیل مضمون توسط نرم افزار MAXQDA تحلیل شدند. حاصل تحلیل داده ها در بخش کیفی، شناسایی 74 مضمون اولیه و سی مضمون پایه بود که ذیل شش شاخص ساحت تربیت اقتصادی- حرفه ای سند تحول بنیادین مقوله بندی شدند. در بخش کمّی با هدف الگوسازی سیستمی تربیت اقتصادی- حرفه ای از روش الگوسازی پویایی سیستم استفاده شد که روشی برای تجزیه وتحلیل رفتار متغیرها در سیس تم های پیچیده است. براساس مراحل الگوسازی پویایی سیستم، ابتدا حلقه های علی مضامین و شاخص ها با استفاده از داده های حاصل شده از بخش کیفی پژوهش ترسیم و سپس با طراحی الگوی پویایی برنامه درسی تربیت اقتصادی- حرفه ای، رفتار متغیرهای کلیدی در افق زمانیِ ده ساله (1398-1408) تحلیل شد. دستاورد پژوهش، ابزاری مناسب را برای ارتقا و بهبود سناریوهای سنتی برنامه درسی تربیت اقتصادی دوره ابتدایی پیشنهاد می دهد.
تحلیل نقش کمال گرایی و خانواده دوستی در مصونیت نوجوانان از اعتیاد به اینترنت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویکردی نو بر آموزش کودکان سال ۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
215 - 226
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: اعتیاد به اینترنت به عنوان یکی از مشکلات نظام های آموزشی در تمام جوامع رو به گسترش است. لذا پژوهش حاضر با هدف پیش بینی اعتیاد به اینترنت بر اساس نقش کمال گرایی و خانواده دوستی در بین نوجوانان شهر بغداد در دوره متوسطه دوم انجام شد. روش پژوهش: روش تحقیق از لحاظ هدف، کاربردی و از لحاظ نوع داده ها و نحوه پژوهش توصیفی- همبستگی می باشد. دانش آموزان دوره دوم متوسطه شهر بغداد در سال تحصیلی 2025-2024 بود. از جامعه آماری مورد اشاره به روش نمونه گیری تصادفی چندمرحله ای و با استفاده از فرمول حجم نمونه تاپاچیک و فیدل (2013) که در پژوهش های همبستگی برای هر متغیر بین ده تا بیست نفر باید انتخاب شود، 12 نفر به ازای هر متغیر و خرده متغیر وارد پژوهش شدند که درمجموع حجم نمونه 300 نفر بود و به منظور گردآوری داده ها از پرسشنامه های اعتیاد به اینترنت، کمال گرایی و خانواده دوستی استفاده گردید. اطلاعات جمع آوری شده بهوسیله تحلیل رگرسیون چندمتغیره با روش گام به گام توسط نرم افزار SPSS نسخه 26 تحلیل شد. یافته ها: نتایج همبستگی درونی نشان داد بین کمال گرایی مثبت (31/0=β)، کمال گرایی منفی (33/0=β)، خانواده دوستی (52/0=β) با اعتیاد به اینترنت رابطه معنادار وجود دارد (001/0p<). همچنین نتایج تحلیل رگرسیون گام به گام با حضور هر دو متغیرهای پیش بین نشان داد که نقش مهم خانواده دوستی در پیش بینی اعتیاد به اینترنت در دانش آموزان دوره دوم متوسطه معنادار و مؤثر بوده است (001/0p<). از بین ابعاد مثبت و منفی کمال گرایی، کمال گرایی منفی نقش پیش بینی معناداری در اعتیاد به اینترنت داشته است (001/0p<). نتیجه گیری: از این رو، با توجه به تأثیر معنادار خانواده دوستی و کمال گرایی منفی در پیش بینی اعتیاد به اینترنت، اتخاذ تصمیمات کاربردی می تواند به کاهش این معضل در بین دانش آموزان دوره دوم متوسطه کمک کند و زمینه ساز روابط سالم تر و استفاده متعادل تر از فناوری های دیجیتال باشد.
تحلیل تأثیر کیفیت معلم و کیفیت مدرسه بر عملکرد سواد خواندن دانش آموزان ایرانی در آزمون پرلز ۲۰۲۱: نقش میانجی نگرش خواندن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال ۲۰ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷۷
201 - 238
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر مطالعه تأثیر کیفیت معلم ،کیفیت مدرسه با نقش میانجی نگرش به خواندن در عملکرد سواد خواندن دانش آموزان ایرانی در آزمون پرلز ۲۰۲۱ بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانش آموزان پایه چهارم (1341065نفر)، مدیران و معلمان آن ها بود. با بهره گیری از روش نمونه گیری سه مرحله ای خوشه ای طبقه ای تعداد 5962 دانش آموز در 218 کلاس درس، همراه یا 218 معلم و 218 مدیرمدرسه انتخاب شد. داده های مربوط به ایران، از میان داده های موجود در پایگاه انجمن بین المللی ارزشیابی پیشرفت تحصیلی در آزمون پرلز2021 براساس روش تحلیل ثانویه مورد استفاده قرارگرفت. داده ها از پرسشنامه های مربوط به عملکرد خواندن دانش آموزان، کیفیت معلم، کیفیت مدرسه و نگرش به خواندن، استخراج و با کمک آزمون های مدل سازی معادلات ساختاری مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها پژوهش بیانگر تأثیرمستقیم، مثبت و معنی دار کیفیت معلم، کیفیت مدرسه بر نگرش خواندن و عملکرد سواد خواندن دانش آموزان و تأثیر غیر مستقیم، مثبت و معنی دار متغیرهای کیفیت معلم و کیفیت مدرسه از طریق نگرش خواندن بر عملکرد خواندن بود. براساس یافته های پژوهش، پیشنهادهای لازم ارائه شد.