فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۶۱ تا ۳۸۰ مورد از کل ۱۹٬۵۵۰ مورد.
منبع:
آموزش خلاق و اثربخش دوره اول تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
79 - 57
حوزههای تخصصی:
ﻫﺪف ﭘﮋوﻫﺶ ﺣﺎﺿﺮ بررسی نقش مهارت های کارآفرینی در توانمندسازی روانشناختی و تفکر خلاق دانش آموزان ابتدایی ناحیه 2 شهر زاهدان با میانجی گری ادراک خودکارآمدی اﺳﺖ. روش ﭘﮋوﻫﺶ از ﻧﻮع ﺗﻮﺻﯿﻔﯽ – ﭘﯿﻤﺎﯾﺸﯽ، ﻣﺒﺘﻨﯽ ﺑﺮ ﻣﻌﺎدﻻت ﺳﺎﺧﺘﺎری اﺳﺖ و ﺟﺎﻣﻌﻪ آﻣﺎری ﺷﺎﻣﻞ دانش آموزان مقطع ابتدایی مدارس دولتی در مناطق آموزش و پروش ناحیه دو شهر زاهدان به تعداد 38460 نفر می باشد. ﺣﺠﻢ ﻧﻤﻮﻧﻪ ﻃﺒﻖ جدول مورگان ﺑﺮاﺑﺮ ﺑﺎ 380 ﻧﻔﺮ ﺑﻪ روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای ﺑﺮآورد ﺷﺪه اﺳﺖ. ﺑﺮای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های استاندارد مهارت کارآفرینی بهرام زاده و همکاران (1388)، توانمندسازی روان شناختی اسپریتزر و میشرا (1995)، تفکر خلاق دلاور و همکاران (1390) و ادارک خودکارآمدی ﻃﻬﻤﺎﺳیﺎن (1386) استفاده شده ﮐﻪ رواﯾﯽ ﻣﺤﺘﻮاﯾﯽ ﺑﻪ تأیید اساتید و رواﯾﯽ ﺳﺎزه از ﻃﺮﯾﻖ ﺗﺤﻠﯿﻞ ﻋﺎﻣﻠﯽ تأیید ﮔﺮدﯾﺪ و ﭘﺎﯾﺎﯾﯽ ﻧﯿﺰ ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از ﺿﺮﯾﺐ آﻟﻔﺎی ﮐﺮوﻧﺒﺎخ و پایایی ترکیبی ﺑﺮاﺑﺮ ﺑﺎ 0.822، 0.772، 0.857 و0.837 محاسبه شده است. ﺑﺮای تجزیه وتحلیل داده ها از نرم افزارهای آﻣﺎری Spss23 و SmartPLS3 استفاده شده اﺳﺖ. یافته های ﭘﮋوﻫﺶ ﻧﺸﺎن می دهد که مهارت های کارآفرینی به طور مستقیم و از طریق ادراک خودکارآمدی به طور غیرمستقیم بر توانمندسازی روانشناختی و تفکر خلاق دانش آموزان مقطع ابتدایی ناحیه 2 شهر زاهدان تأثیر مثبت و معناداری دارد.ﺑﺮای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های استاندارد مهارت کارآفرینی بهرام زاده و همکاران (1388)، توانمندسازی روان شناختی اسپریتزر و میشرا (1995)، تفکر خلاق دلاور و همکاران (1390) و ادارک خودکارآمدی ﻃﻬﻤﺎﺳیﺎن (1386) استفاده شده ﮐﻪ رواﯾﯽ ﻣﺤﺘﻮاﯾﯽ ﺑﻪ تأیید اساتید و رواﯾﯽ ﺳﺎزه از ﻃﺮﯾﻖ ﺗﺤﻠﯿﻞ ﻋﺎﻣﻠﯽ تأیید ﮔﺮدﯾﺪ و ﭘﺎﯾﺎﯾﯽ ﻧﯿﺰ ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از ﺿﺮﯾﺐ آﻟﻔﺎی ﮐﺮوﻧﺒﺎخ و پایایی ترکیبی ﺑﺮاﺑﺮ ﺑﺎ 0.822، 0.772، 0.857 و0.837 محاسبه شده است. ﺑﺮای تجزیه وتحلیل داده ها از نرم افزارهای آﻣﺎری Spss23 و SmartPLS3 استفاده شده اﺳﺖ. یافته های ﭘﮋوﻫﺶ ﻧﺸﺎن می دهد مهارت های کارآفرینی به طور مستقیم از طریق ادراک خودکارآمدی به طور غیرمستقیم بر توانمندسازی روانشناختی و تفکر خلاق دانش آموزان مقطع ابتدایی ناحیه 2 شهر زاهدان تأثیر مثبت و معناداری دارد.
تأثیر روش تدریس 5E بر مهارتهای کنجکاوی و پرسشگری دانش آموزان دوره ابتدایی در درس علوم تجربی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تعلیم و تربیت دوره ۴۱ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۶۲
231 - 249
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین تأثیر روش تدریس 5E بر مهارتهای پرسشگری و کنجکاوی دانش آموزان در درس علوم پایه ششم انجام گرفته است. جامعه آماری پژوهش همه دانش آموزان پایه ششم مدارس شهرستان تبریز بودند که از می ان آنه ا دان ش آم وزان پایه ششم دو مدرسه به صورت نمونه دردسترس انتخاب شدند و به عنوان گ روه کنت رل(17نفر) و گروه آزمایش(16نفر) جایگ زین ش دند. پ یش از اجرای روش تدریس 5E، میزان مهارت پرسشگری هر دو گروه با تکمیل پرس شنام ه روحیه پرسشگری حیدرپور و همکاران(1395) و مهارت کنجکاوی با پرسشنامه کنجکاوی و اکتشاف(2009) اندازه گیری شد. سپس آزمودنیهای گروه آزمایش، هش ت جلس ه 45 دقیقه ای ب ه ی ادگیری درس علوم تجربی به روش تدریس 5E پرداختند. پ س از پایان جلس ات مداخل ه، برای هر دو گروه پس آزمون اجرا شد. داده های به دست آمده با استفاده از آزمونهای آماری تحلیل کوواریانس تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان داد که روش تدریس 5E در مهارتهای پرسشگری و کنجکاوی درس علوم تجربی دانش آموزان تأثیر مثب ت می گذارد. همچنین ب ه ک ارگیری روش تدریس 5E در آم وزش درس عل وم سبب اف زایش می زان مهارتهای پرسشگری و کنجکاوی دانش آموزان پایه ششم شده است. با توجه به اثربخشی روش تدریس 5E پیشنهاد می شود که آموزشهای لازم در این زمینه به معلمان داده شود تا در کلاس درس از این روش بهره بگیرند و تا حد امکان روش تدریس 5E جایگزین روشهای سنتی و منفعل شود.
Iranian EFL Teachers’ Perceptions of the Interplay between Professional Commitment and Academic Burnout(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
international Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۱۳, Issue ۵۴, Autumn ۲۰۲۵
61 - 70
حوزههای تخصصی:
Abstract Since student L2 achievement is the primary objective of all language education contexts, a huge number of inquiries have explored the role of various elements including teachers’ qualities in promoting their L2 achievement. Teachers’ qualities, such as professional commitment, have been shown to affect students’ achievements; however, some factors such as academic burnout seems to play a role in disturbing teachers’ commitment, even though the association between two concepts is not crystal clear. Due to the importance of commitment and burnout, this qualitative research intends to systematically uncover Iranian EFL teachers’ perceptions towards the dynamic interaction between academic commitment and burnout. To this end, a sample of 50 EFL teachers from high schools and language institutes of Urmia, Iran was selected based on the convenience sampling and they were interviewed to express their perceptions towards different types of commitment (to school organization, to the teaching profession, and to students) they experienced, the role of burnout and its relationship between professional commitment and burnout level. Based on the thematic analysis, the results indicated that teachers in both high schools and private institutes were aware of three types of commitment and they believed in the negative interplay between the two concepts. The majority of the participants indicated that they feel stressed and anxious due to the heavy workload and low salary that resulted in limited opportunities for professional development.
Comparative Analysis of Cooperative Versus Hybrid of Cooperative Competitive Learning Approaches on EFL Learners' Writing Complexity, Accuracy, and Fluency(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
international Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۱۳, Issue ۵۴, Autumn ۲۰۲۵
71 - 83
حوزههای تخصصی:
This quasi-experimental study investigated the comparative effects of two instructional approaches – cooperative learning and a hybrid model integrating cooperative and competitive elements – on English as a Foreign Language (EFL) learners' writing proficiency. Participants (n = 23) were female EFL learners aged 16 to 45 (Mage = 30.5) selected through convenience sampling and homogenized based on their Preliminary English Test scores. Participants were randomly assigned to one of two experimental groups. Both groups received pre- and post-tests. The experimental groups received instruction using either a cooperative learning approach or a hybrid approach incorporating both cooperative and competitive elements. Repeated Measures ANOVA was employed to analyze the data. Results indicated that the hybrid approach significantly outperformed the cooperative learning approach in enhancing learners' writing complexity, accuracy, and fluency. These findings suggest that integrating competitive elements within a cooperative framework can significantly improve EFL learners' writing proficiency, offering valuable pedagogical implications for educators and materials developers.
بررسی و شناسایی مهم ترین عوامل مؤثر بر کیفیت آموزش و یادگیری دانشجویان دانشکده مهندسی راه آهن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزش مهندس ایران سال ۲۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۰۵
95 - 115
حوزههای تخصصی:
با توجه به اهمیت بهره گیری از نیروهای متخصص در صنعت ریلی، لزوم توجه به کیفیت یادگیری و عوامل مؤثر بر آن در تربیت کارکنان آینده این صنعت انکارناشدنی است. هدف پژوهش حاضر شناسایی مهم ترین عوامل مؤثر بر کیفیت یادگیری و آموزش و طرح راهکارهایی به منظور افزایش و بهبود آن در دانشجویان دانشکده مهندسی راه آهن است. جامعه آماریْ دانشجویان در حال تحصیلِ دانشکده راه آهن دانشگاه علم و صنعت ایران بودند که درنهایت 132 نفر از آنان به عنوان حجم نمونه به دست آمده از روش نمونه گیری تصادفی ساده بررسی شدند. روایی محتواییِ پرسش نامه را تعدادی از استادان و متخصصان این حوزه انجام دادند. پایاییِ گویه های پرسش نامه نیز با ضریب آلفای کرونباخ و پایایی مرکّب بررسی شد و ضریب آلفای کرونباخ برابر با 74/0 به دست آمد. برای بررسی درستیِ روابط درنظرگرفته شده در مدل پژوهش، از تحلیل عاملی تأییدی (CFA) استفاده کردیم. مهم ترین نتایج نشان داد که هر پنج عامل «آشنایی و رضایت از رشته»، «یادگیری عملی»، «امکانات و فضای آموزشی»، «کیفیت آموزش» و «عادات مطالعه» در مدل مفهومی درنظر گرفته شده دارای رابطه ای معنادار با سازه اصلی، یعنی کیفیت یادگیری و آموزش دانشجویان، بودند. درعین حال، عامل «آشنایی و رضایت از رشته» بیشترین و، در مقابل، «عامل امکانات و فضای آموزشی» کمترین سهم را در کیفیت یادگیری و آموزش دانشجویان داشتند. در پایان، راهکار های افزایش کیفیت آموزش و یادگیری دانشجویان را، به ویژه دانشجویان دانشکده راه آهن که به عنوان مطالعه موردی در تحقیق حاضر بررسی شدند، مطرح کرده ایم.
ویژگی های مربّی و متربی در برنامه درسی مبتنی بر رهیافت حیات طیبه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم تربیتی از دیدگاه اسلام سال ۱۳ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۹
99 - 126
حوزههای تخصصی:
براساس سند تحول بنیادین آموزش وپرورش ، نقش مربّی به عنوان هدایت کننده و اسوه ای امین و بصیر در فرایند تعلیم وتربیت، و مؤثرترین عامل در تحقق یافتن مأموریت های نظام تعلیم وتربیت رسمی کشور اهمیت فراوان دارد. هدف پژوهش حاضر، بررسی ویژگی های مربّی و متربی در رویکرد تعلیم وتربیت مبتنی بر حیات طیبه بوده و مطالعه با بهره گیری از رویکرد پژوهش کیفی و روش تحلیل محتوای کیفی ازنوع استقرایی انجام شده است. در این پژوهش، متون اسلامی ( قرآن ، نهج البلاغه و صحیفه سجادیه ) و همچنین اسناد بالادستی موردتوجه بوده و نمونه با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شده است. برای اعتباریابی داده های کیفی از معیار قابل قبول و معتبربودن استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد مربّی در برنامه درسی مبتنی بر رویکرد حیات طیبه، نقش تسهیل گر، هدایت گر و روشنگر را در فرایند تعلیم وتربیت ایفا می کند و عامل و الگوی اخلاقی، معنوی، فکری، علمی و رفتاری به شمار می آید. وی ارتباطاتی استعلایی و تعالی بخش با متربیان دارد و از ویژگی محبوبیت و مقبولیت برخوردار است. مربّی کارگزار و اندیشه ورز برای ارتقای صفات حرفه ای خود می کوشد. از سوی دیگر، متربی، یادگیرنده فعال و اخلاق مدارِ دارای نیروی اختیار و مسئولیت پذیر در فرایند تربیت قلمداد می شود. نتایج پژوهش بر ایجاد یک دیدگاه جامع و مبتنی بر حیات طیبه درخصوص ویژگی های مربّی و متربی با توجه به نقش الگوییِ پیامبران و امامان در شکل دهی شخصیت و رفتار انسان ها تأکید می کند.
شناسایی ابعاد و مؤلفه های اثرگذار پرورش خلاقیت و نوآوری دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه نظری شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نوآوری های آموزشی سال ۲۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۹۴
7 - 35
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف شناسایی ابعاد و مؤلفه های اثرگذار بر پرورش خلاقیت و نوآوری دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه نظری شهر تهران انجام شده است. این پژوهش از نظر هدف از نوع کاربردی و از نظر روش آمیخته اکتشافی است. منابع اطلاعاتی پژوهش را مقالات و مستندات علمی منتشرشده و همچنین مصاحبه با خبرگان علمی و صاحب نظران آموزش وپرورش تشکیل می دادند. نمونه گیری در فاز کیفی به روش هدفمند و قضاوتی انجام شد و با 23 نفر مصاحبه نیمه ساختاریافته انجام شد. اطلاعات به دست آمده با استفاده از روش گراندد تئوری و با کمک نرم افزار مکس کیودا تحلیل شدند. روایی پژوهش با تأیید اعضا و مشارکت کنندگان تعیین و برای پایایی از روش توافق یا همخوانی بین مشارکت کنندگان استفاده شد و ضریب توافق 87 درصد به دست آمد. جامعه آماری تحقیق در بخش کیفی شامل اسناد و مدارک پژوهشی و 23 نفر از خبرگان علمی و صاحب نظران آموزش وپرورش بودند که با روش نمونه گیری غیر احتمالی قضاوتی و هدفمند انتخاب شدند. در بخش کمّی، جامعه شامل 400 نفر از مدیران، معلمان و دانش آموختگان مدارس مقاطع دوره دوم متوسطه دخترانه شهر تهران بودند. با توجه به جدول مورگان، حجم نمونه 196 نفر تعیین و با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. ابزارهای گردآوری داده ها، در بخش کیفی، شامل مصاحبه نیمه ساختاریافته و در بخش کمّی نیز پرسش نامه محقق ساخته بود. انجام مصاحبه ها تا دستیابی به اشباع نظری ادامه یافت. روایی مصاحبه ها از طریق بازآزمون تأیید شد. روایی محتوایی پرسش نامه بخش کمّی نیز توسط خبرگان تأیید شد. روش تحلیل داده ها در بخش کیفی شامل کدگذاری باز، محوری و انتخابی، بر اساس تکنیک داده بنیاد کلاسیک (رویکرد ظاهرشونده گلیزر) و در بخش کمّی نیز برای تأیید عوامل، از تحلیل عاملی تأییدی استفاده شد. یافته های پژوهش حاکی از شناسایی 102 عامل بود که تحت ده مقوله فرعی دسته بندی شدند و این ده مقوله فرعی در قالب سه مقوله اصلی شامل عوامل فردی، عوامل خانوادگی و عوامل مربوط به فرایند آموزش سامان دهی شدند. عوامل فردی شامل مؤلفه های علاقه، پشتکار و قابلیت های دانش آموزان و عوامل خانوادگی شامل فرهنگ و رفتار خانواده است. عوامل مربوط به فرایند آموزش هم شامل محیط آموزشی، روش های تدریس، محتوای آموزشی، آموزش خلاقیت و نوآوری و قابلیت ها و توانایی های معلمان است. در فاز کمّی، با انجام تحلیل عاملی تأییدی، 8 عامل از 102 عامل شناسایی شده حذف و مابقی عوامل تأیید شدند؛ ازاین رو می توان نتیجه گرفت که عوامل فردی، خانوادگی و عوامل مرتبط با فرایند آموزش دانش آموزان، ازجمله عوامل مؤثر در پرورش خلاقیت و نوآوری به شمار می روند. با توجه به فراوانی بیشتر کدها و تعداد مقوله های فرعی عوامل مرتبط با آموزش دانش آموزان، کنترل و بهبود شاخص های این عامل تأثیرات چشمگیری در پرورش خلاقیت و نوآوری دانش آموزان دارد.
بررسی تاثیر شیوه های نوین تدریس در فرایند یاددهی یادگیری درس زیست شناسی با هدف تحول آفرینی در کلاس درس
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی اثر به کارگیری شیوه های نوین تدریس بر درک مفهومی زیست شناسی در پایه دهم دانش آموزان دختر رشته علوم تجربی است. جامعه آماری شامل دو کلاس از مدارس منطقه نمونه گیری شده بود که به صورت گروه آزمایش و گروه کنترل تخصیص یافتند. مداخله آموزشی برای گروهِ آزمایش شامل رویکردهای نوین تدریس مبتنی بر فناوری های آموزشی، فعالیت های تعاملی و مشارکتی بود، در حالی که گروهِ کنترل از روش های سنتی سخنرانی بهره می برد. برای ارزیابی درک مفهومی پس از مداخله، از ابزارهای کمی و کیفی استفاده شد. داده های کمی با آزمون های مناسب آماری تحلیل شدند و داده های کیفی با رویکرد تحلیل برای فهم معنادار مفاهیم و تجربیات شرکت کنندگان تفسیر شدند. یافته ها نشان می دهد که ادغام رویکردهای نوین تدریس می تواند به تقویت درک مفهومی زیست شناسی در پایه دهم منجر شود و این تأثیر قابل توجه تر از شیوه سنتی است. همچنین بررسی های کیفی نشان دهنده تجربه های مثبت شرکت کنندگان نسبت به تجربه یاددهی–یادگیری با رویکردهای نوین است که به بهبود انگیزش، مشارکت فعال و انعطاف پذیری یادگیری منجر می شود. نتیجه گیری حاکی از آن است که به کارگیری هم زمان فناوری های آموزشی با فعالیت های تعاملی و مشارکتی، نقش کلیدی در بهبود فرایند یاددهی–یادگیری زیست شناسی ایفا می کند و می تواند کارآیی تدریس را به طور معناداری ارتقاء بخشد. در پایان، پیشنهادهایی برای ادغام منسجم این رویکردها در برنامه های آموزشی ارائه شده و بر ضرورت فراهم سازی زمینه های لازم برای اجرای موفقِ این رویکردها تأکید می شود. همچنین پیشنهاد می شود پژوهش های آتی با گسترش دامنه جامعه آماری و بررسی اثرات بلندمدت این رویکردها به طور مداوم پیگیری شوند تا پایداری و عمومی سازی اثرات را بررسی کنند
تأثیر بازی آموزشی رایانه ای آرش و آنا بر عملکرد خلاقیت و ابعاد آن (ابتکار، سیالی، انعطاف پذیری و بسط) در درس علوم دانش آموزان پسر پایه چهارم ابتدایی شهر اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه ارتقای کیفیت آموزش وپرورش ضرورتی بسیار مهم محسوب می شود که به دلایلی متعدد همچون کاهش بودجه، نبود امکانات آموزشی مناسب، پایین بودن سطح دانش و مهارت دانش آموزان، یکنواختی در کلاس درس و بی انگیزه بودن دانش آموزان مورد توجه متخصصان نظام آموزشی قرار گرفته است. پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر بازی آموزشی رایانه ای «آرش و آنا» بر عملکرد خلاقیت و ابعاد آن (ابتکار، سیالی، انعطاف پذیری و بسط) در درس علوم دانش آموزان پسر پایه چهارم ابتدایی شهر اصفهان در سال تحصیلی ۱۴۰۲-۱۴۰۱ انجام شد. این پژوهش از نوع کاربردی و روش آن، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل است. جامعه آماری این پژوهش را کلیه دانش آموزان پایه چهارم ابتدایی شهر اصفهان تشکیل دادند که از میان آنها، 30 دانش آموز پایه چهارم ابتدایی از مدرسه مدادهای رنگی با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس به عنوان نمونه انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه کنترل (۱۵ نفر) و آزمایش (۱۵ نفر) قرار گرفتند. به منظور گردآوری داده ها از آزمون خلاقیت تورنس عابدی (1372) استفاده شد. طی یک دوره دوماهه، گروه آزمایش با بهره گیری از بازی آموزشی رایانه ای «آرش و آنا»، محتوای درس علوم را آموزش دیدند. در مقابل، گروه کنترل بر اساس روش سنتی آموزش، به فعالیت خود ادامه دادند. داده های پژوهش با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی و به کمک نرم افزار SPSS-27تحلیل شد. نتایج تحلیل واریانس نشان داد بازی آموزشی رایانه ای «آرش و آنا» بر عملکرد خلاقیت و ابعاد آن (ابتکار، سیالی، انعطاف پذیری و بسط) در درس علوم دانش آموزان پسر پایه چهارم ابتدایی مؤثر بوده است (۰۵/۰p<). با توجه به نتایج به دست آمده، می توان گفت بازی آموزشی رایانه ای «آرش و آنا» بر عملکرد خلاقیت و ابعاد آن (ابتکار، سیالی، انعطاف پذیری و بسط) در درس علوم دانش آموزان پسر پایه چهارم ابتدایی تأثیر مثبت دارد. با توجه به این نتایج، پیشنهاد می شود معلمان بازی آموزشی رایانه ای «آرش و آنا» را به عنوان یکی از راهبردهای مؤثر در آموزش علوم در این پایه به کار بگیرند.
فراتحلیل رابطه باورهای فراشناختی و اضطراب امتحان: شواهد تجربی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با استفاده از روش فراتحلیل به ترکیب و تحلیل شواهد موجود درباره رابطه باورهای فراشناختی و اضطراب امتحان در ایران پرداخته است. این مطالعه شامل ۱۷ پژوهش همبستگی است که بین سال های ۱۳۹۰ تا ۱۴۰۳ در ایران انجام شده و به زبان فارسی منتشر شده اند. برای انتخاب مطالعات، معیارهایی مانند استفاده از ابزارهای معتبر، ارائه داده های کافی برای محاسبه اندازه اثر و انجام پژوهش به صورت همبستگی در نظر گرفته شد. منابع مورد بررسی شامل مقالات منتشرشده در مجلات علمی پژوهشی داخلی و پایان نامه های موجود در پایگاه های اطلاعاتی نورمگز، مگیران، پرتال جامع علوم انسانی، علم نت، سیویلیکا، جهاد دانشگاهی و ایرانداک بودند. پس از جستجو براساس کلیدواژه های مرتبط و اعمال معیارهای ورود و خروج، پژوهش های نهایی انتخاب شدند. داده ها پس از غربالگری با استفاده از نرم افزار CMA2 تحلیل شدند. نتایج نشان داد اندازه اثر ترکیبی برابر با ۸۲۱/۰ به دست آمد که بر اساس ملاک کوهن، در سطح بالا ارزیابی می شود. همچنین، اندازه اثر به تفکیک متغیر جنسیت نیز برآورد شد. اندازه اثر برای دختران برابر با ۷۶۰/۰ و برای پسران برابر با ۵۹۱/۰ محاسبه شد که نشان می دهد رابطه متغیرهای موردنظر در زنان قوی تر از مردان است. ییافته های این فراتحلیل با مبانی نظری و پژوهش های پیشین هم راستا بوده و تأیید می کند که باورهای فراشناختی با اضطراب امتحان ارتباط دارند.
اثربخشی توانبخشی شناختی بر کارکردهای اجرایی و خودکارآمدی تحصیلی دانش آموزان پایه ششم ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات بین رشته ای در آموزش سال ۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
81 - 108
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: کارکردهای اجرایی، کنش های عالی نظام عصبی مغز هستند که مجموعه ای از توانایی های عالی شامل فرآیندهای تنظیم شناخت، تنظیم رفتار و تنظیم هیجان را به انجام می رسانند. این سازه به افراد کمک می کند افکار، رفتار و هیجاناتشان را برای دسترسی به هدف، کنترل و سازمان دهی کنند. هدف این پژوهش اثر بخشی توانبخشی شناختی بر کارکردهای اجرایی و خودکارآمدی تحصیلی دانش آموزان دختر پایه ششم ابتدایی شهر شیراز بود. داده ها و روش ها: روش پژوهش آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش کلیه دانش آموزان دختر پایه ششم شهر شیراز بودند. از بین جامعه آماری مذکور، تعداد 40 دانش آموز به روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی به عنوان نمونه پژوهش انتخاب و به روش تصادفی در دو گروه آزمایش ( 20 نفر) و کنترل (20 نفر) گمارده شدند. به منظور جمع آوری داده های پژوهش از پرسشنامه های کارکردهای اجرایی و خودکارآمدی تحصیلی استفاده شد. برنامه آموزش توانبخشی شناختی به مدت 10 جلسه یک و نیم ساعته برای گروه آزمایش اجرا شد. جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات از آزمون آماری تحلیل کوواریانس استفاده شد. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که آموزش توانبخشی شناختی بر شاخص کارکردهای اجرایی (تنظیم شناخت، تنظیم رفتار، تنظیم هیجان) و خودکارآمدی تحصیلی و ابعاد آن (خودکارآمدی آینده تحصیلی، خودکارآمدی عملکردتحصیلی و خودکارآمدی مهارت های تحصیلی) بر دانش آموزان اثربخش بوده است. به عبارت دیگر، آموزش توانبخشی شناختی منجر به بهبود کارکردهای اجرایی و افزایش خودکارآمدی تحصیلی دانش آموزان شده است. نتیجه گیری: با توجه به اثربخش بودن این برنامه، متخصصان و مشاوران مدرسه می توانند از این برنامه آموزشی برای بهبود کارکردهای اجرایی و افزایش خودکارآمدی تحصیلی دانش آموزان استفاده کنند.
تأثیر ذهن آگاهی بر خودنظم جویی تحصیلی با نقش میانجی عملکرد خانواده در بین دانش آموزان پایه ششم ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: خودنظم جویی تحصیلی یکی از حوزه های مهم پژوهشی است که امروزه به عنوان یکی از محورهای اساسی تعلیم و تربیت شناخته می شود. با توجه به تغییرات سریع و پیشرفت های روزافزون علم و فناوری، دانش آموزان باید به صورت مستقل و بدون حضور دائم معلم، مهارت های لازم را بیاموزند. پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر ذهن آگاهی بر خودنظم جویی تحصیلی با نقش میانجی عملکرد خانواده در بین دانش آموزان پایه ششم ابتدایی انجام شد. روش:این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی- همبستگی مبتنی بر مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان پایه ششم ابتدایی شهرستان اراک در سال تحصیلی ۱۴۰۲-۱۴۰۱ (۶۰۰۰ نفر) بود که با استفاده از جدول مورگان، ۳۸۲ نفر به عنوان نمونه با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. جهت جمع آوری اطلاعات، از پرسشنامه های خودنظم جویی تحصیلی سواری و همکاران (۱۳۹۲)، ذهن آگاهی بیر و همکاران (2006) و عملکرد خانواده اپستین و همکاران (۱۹۸۳) استفاده شد. برای تحلیل داده ها ، از روش مدل یابی معادلات ساختاری بهره گرفته شد. یافته ها: نتایج نشان داد ذهن آگاهی تأثیر مثبت و مستقیم بر خودنظم جویی تحصیلی (۰.۴۶۲)، ذهن آگاهی تأثیر مثبت و مستقیم بر عملکرد خانواده (۰.۶۷۹) و عملکرد خانواده تأثیر مثبت و مستقیم بر خودنظم جویی تحصیلی (۰.۴۹۱) دارد. همچنین ذهن آگاهی از طریق نقش میانجی عملکرد خانواده تأثیر مثبت و غیرمستقیم (۰.۳۳۳) بر خودنظم جویی تحصیلی دارد. نتیجه گیری: با توجه به نتایج می توان گفت که ذهن آگاهی با تقویت خودآگاه و کنترل توجه نقش مؤثری در بهبود خودنظم جویی تحصیلی دانش آموزان ابتدایی ایفا می کند. بنابراین گنجاندن برنامه های ذهن آگاهی در محیط های آموزشی می تواند یک راهبرد کارآمد در جهت بهبود عمکلرد تحصیلی مورد توجه قرار گیرد و در این رابطه، عملکرد خانواده به عنوان یک عامل میانجی اهمیت ویژه ای دارد؛ خانواده های حمایت گر با ایجاد محیطی پایدار، الگوسازی رفتاری مثبت و فراهم کردن حمایت عاطفی، اثرات ذهن آگاهی را بر خودنظم جویی تحصیلی تقویت می کنند.
تأثیر کاربرد هوش مصنوعی در تدریس بر توانمندسازی و خودکارآمدی معلّمان ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: پیشرفت های اخیر در فناوری هوش مصنوعی، امکانات جدیدی را برای بهبود فرایندهای آموزشی و تدریس فراهم کرده است. بهره گیری از این فناوری می تواند نقش معلمان را دگرگون کرده و بر توانمندسازی و باورهای خودکارآمدی آن ها تأثیرگذار باشد. هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر کاربرد هوش مصنوعی در تدریس بر توانمندسازی و خودکارآمدی معلمان دوره ابتدایی بود. روش ها: روش انجام این تحقیق، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون، همراه با گروه آزمایش و کنترل بود. جامعه آماری، شامل معلمان دوره ابتدایی منطقه یک شهر تهران در سال تحصیلی 04-1403 بود. از میان آن ها، با روش نمونه گیری در دسترس، ۳۰ نفر انتخاب شده و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (۱۵ نفر) و کنترل (۱۵ نفر) قرار گرفتند. گروه آزمایش در یک برنامه آموزشی شش جلسه ای مبتنی بر کاربرد هوش مصنوعی در تدریس شرکت کرد. ابزار گردآوری داده ها، پرسش نامه توانمندسازی لی و ژو (۲۰۲۲) و خودکارآمدی تدریس تشانن موران و وولفولک هوی (۲۰۰۱) بود. داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس تحلیل شد. یافته ها: یافته ها نشان داد معلمان گروه آزمایش که در تدریس خود از هوش مصنوعی استفاده کردند، نسبت به گروه کنترل، بهبود معناداری در متغیرهای توانمندسازی (05/0P< و 459/430 F=) و خودکارآمدی ( 05/0P< 668/ 704F=) داشتند. نتایج تحلیل کوواریانس این تفاوت را از نظر آماری تأیید کرد. نتیجه گیری: بر این اساس، می توان نتیجه گرفت که ادغام هوش مصنوعی در فرایند تدریس، نه تنها به ارتقای کیفیت آموزشی کمک می کند، بلکه به عنوان ابزاری مؤثر در رشد حرفه ای معلمان و تقویت باور آن ها به توانایی های آموزشی خود عمل می کند. یافته های این پژوهش، ضرورت بازاندیشی در شیوه های آماده سازی معلمان و طراحی برنامه های توانمندسازی مبتنی بر فناوری های نوین را برجسته می سازد و افقی تازه برای تحول در آموزش معلم محور ترسیم می کند.
Comparative Analysis of Interactional Competence in Iraqi Elementary and Advanced EFL Learners Across Face-to-Face and Virtual Learning Environments(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
international Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۱۳, Issue ۵۲, Spring ۲۰۲۵
43 - 54
حوزههای تخصصی:
Abstract This research covers the differences in some of the interactional competence components, such as topic management, turn management, non-verbal behavior, breakdown repair, and interactive listening, among Iraqi elementary and advanced EFL learners. In relation to both the face-to-face and virtual environments, this article tries to divulge how the said competencies of these learners change with task types—opinion exchange and jigsaw tasks—and educational setting. A mixed-methods design was used to collect quantitative and qualitative data through recordings in both learning environments. Statistical comparison showed that there were significant differences between the interactional competence components for elementary and advanced learners across the two environments. Particularly, advanced learners took turns more efficiently and listened interactively more successfully in face-to-face than in virtual settings; elementary learners struggled to manage topics in virtual compared to face-to-face settings. These findings have implications for EFL pedagogy, particularly in the area of improving virtual learning environments for interactional competence development. The discussion addresses some implications related to instructional design, pedagogical practices, and language assessment in EFL contexts. A mixed-methods design was used to collect quantitative and qualitative data through recordings in both learning environments. Statistical comparison showed that there were significant differences between the interactional competence components for elementary and advanced learners across the two environments. Particularly, advanced learners took turns more efficiently and listened interactively more successfully in face-to-face than in virtual settings; elementary learners struggled to manage topics in virtual compared to face-to-face settings. These findings have implications for EFL pedagogy, particularly in the area of improving virtual learning environments for interactional competence development. The discussion addresses some implications related to instructional design, pedagogical practices, and language assessment in EFL contexts.
Impact of Motivational Goal Orientations on Behavioral, Cognitive, and Emotional Engagement in Iranian EFL Learners(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
international Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۱۳, Issue ۵۲, Spring ۲۰۲۵
95 - 105
حوزههای تخصصی:
This study investigates the impact of Iranian EFL learners' motivational goal orientations on their behavioral, cognitive, and emotional engagement in the classroom. Utilizing a mixed-methods design, the research involved 200 intermediate EFL learners from language schools in Iran, who completed the Oxford Quick Placement Test (OQPT), a Goal Orientation Survey, and a Student Engagement Questionnaire. The results show that mastery goal orientations, both approach and avoid, positively predict these engagement dimensions, while performance goal orientations do not significantly affect engagement. The findings highlight the importance of fostering mastery goals to enhance student engagement and improve language learning outcomes. The implications of this study suggest that educators should create a supportive learning environment that emphasizes mastery goals, thereby facilitating deeper engagement and better academic performance among EFL learners. This study investigates the impact of Iranian EFL learners' motivational goal orientations on their behavioral, cognitive, and emotional engagement in the classroom. Utilizing a mixed-methods design, the research involved 200 intermediate EFL learners from language schools in Iran, who completed the Oxford Quick Placement Test (OQPT), a Goal Orientation Survey, and a Student Engagement Questionnaire. The results show that mastery goal orientations, both approach and avoid, positively predict these engagement dimensions, while performance goal orientations do not significantly affect engagement. The findings highlight the importance of fostering mastery goals to enhance student engagement and improve language learning outcomes. The implications of this study suggest that educators should create a supportive learning environment that emphasizes mastery goals, thereby facilitating deeper engagement and better academic performance among EFL learners.
رابطه نگرش به فنّاوری آموزشی با خودکارآمدی دانشجو معلّمان در فرایند تدریس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی ارتباط بین خودکارآمدی دانشجو معلمان و نگرش آنها نسبت به کاربرد فناوری در فرایند تدریس انجام پذیرفت. پژوهش حاضر از نوع توصیفی - همبستگی بوده و جامعه آماری آن شامل دانشجو معلمان دانشگاه فرهنگیان پردیس امام علی (ع) استان گیلان در سال 1403 بود (225 نفر). برای جمع آوری داده ها از پرسش نامه نگرش نسبت به کاربرد فناوری در آموزش Yavuz (2006) و پرسش نامه خودکارآمدی عمومی Sherer و همکاران (1982) استفاده شد. روایی هر دو پرسش نامه بر اساس نظر متخصصان تأیید گردید و پایایی آنها از طریق آزمون آلفای کرونباخ به ترتیب 0.862 و 0.915 به دست آمد. داده ها با استفاده از آزمون های آماری همبستگی اسپیرمن، آزمون باینومیال و آزمون کروسکال - والیس در نرم افزار spss نسخه 27 تحلیل شدند. نتایج آزمون اسپیرمن نشان داد که دو بعد از ابعاد کاربرد فناوری در آموزش یعنی مزایای کاربرد فناوری و عدم تأثیرگذاری فناوری، ارتباط معناداری با میزان خودکارآمدی دانشجو معلمان داشتند. همچنین نتایج آزمون کروسکال - والیس نشان داد که سطح نگرش نسبت به فناوری به طور معناداری با سطح خودکارآمدی دانشجو معلمان مرتبط بود. نتایج آزمون باینومیال بیانگر آن بود که دانشجو معلمانی که نگرش مثبتی نسبت به کاربرد فناوری در آموزش داشتند، به احتمال بیشتری از خودکارآمدی بالا برخوردار بودند. بر اساس یافته های پژوهش حاضر می توان چنین نتیجه گرفت که نگرش مثبت دانشجو معلمان به کاربرد فناوری در آموزش، احتمال برخورداری آن ها از خودکارآمدی بالا را افزایش می دهد؛ بنابراین، توصیه می شود که برنامه های آموزشی و کارگاه های عملی جهت افزایش خودکارآمدی و مهارت های فناورانه دانشجو معلمان طراحی و اجرا شوند.
بررسی اکتشافی چالش های شناختی و عاطفی انتقال دانش آموزان از دوره ی ابتدایی به متوسطه و نقش آن بر افت تحصیلی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
انتقال دانش آموزان از یک دوره تحصیلی به دوره ی دیگر، یکی از رویدادهای چالش برانگیز به حساب می آید که می تواند عملکرد تحصیلی آنها را تحت تاثیر قرار دهد.مطالعه حاضر با هدف شناسایی چالش های شناختی و عاطفی در انتقال دانش آموزان به دوره متوسطه و تاثیر آن بر عملکرد تحصیلی انجام گرفته است. روش پژوهش ترکیبی از نوع اکتشافی می باشد. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان پایه اول مقطع متوسطه اول شهرستان بابل بوده که با روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای، تعداد ۳۰۰ به عنوان نمونه انتخاب شد اند. در بخش کیفی نمونه با ۱۴ نفر به اشباع نظری رسیده است. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه محقق ساخته بوده که براساس نتیجه مصاحبه تهیه شده است. نسبت روایی محتوایی پرسشنامه بالای 75. و پایایی آن 80. بوده است. نتایج پژوهش نشان داد چالش های اجتماعی، آموزشی، روانشناختی و خانوادگی مهمترین چالش های دانش آموزان در انتقال به دوره ی متوسطه بوده است و چالش اجتماعی در مدارس دولتی و چالش آموزشی و خانوادگی در مدارس سمپاد بالاتر از حد میانگین بوده است. و اختلاف معناداری در چالش روانشناختی بین مدارس وجود نداشته است. از طرفی بین نمره چالش های دانش آموزان در این دوره و عملکرد تحصیلی همبستگی منفی وجود دارد.
بررسی تأثیر طرح شایستگی دیجیتال وزارت آموزش و پرورش بر نگرش و یادگیری مهارت های سواد دیجیتالی دانش آموزان پایه ششم دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
توسعه حرفه ای معلم سال ۱۰ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۳۷)
71 - 92
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر طرح شایستگی دیجیتال وزارت آموزش و پرورش بر نگرش و یادگیری مهارت های سواد دیجیتالی دانش آموزان پایه ششم دوره ابتدایی بود. روش ها : روش پژوهش از نوع شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان دختر پایه ششم ابتدایی ناحیه 1 شهر کرج در سال تحصیلی 140۳-140۲ بود. تعداد 100 نفر از دانش آموزان پایه ششم مدارس پروین اعتصامی، گل ها و استقلال ناحیه یک شهر کرج به روش نمونه گیری در دسترس، انتخاب و در دو گروه آزمایش (۵0 نفر) و کنترل (۵0 نفر) گمارده شدند. ابزار گردآوری داده ها، شامل آزمون یادگیری سواد دیجیتال محقق ساخته (۱۴۰۳) و پرسش نامه نگرش به درس عسگری (1385) بود. گروه آزمایش به مدت ۸ جلسه ۵۰ دقیقه ای براساس طرح شایستگی دیجیتال، آموزش دیدند و گروه کنترل، آموزش های مرسوم درس کار و فناوری پایه ششم را دریافت نمودند. تجزیه و تحلیل داده ها در دو سطح توصیفی و استنباطی صورت گرفت. در سطح توصیفی از فراوانی، نمودارها، شاخص های مرکزی (میانگین) و (انحراف معیار) و در سطح استنباطی از آزمون های t وابسته، t مستقل و تحلیل کوواریانس استفاده شد. یافته ها: نتیجه پژوهش نشان داد شایستگی دیجیتال و آموزش سواد دیجیتال بر یادگیری و زیرمقیاس های آن شامل تأثیر رایانه، تفکر محاسباتی، سواد دیجیتال، شبکه ارتباطی و طراحی بی سیم و امنیت سایبری، اثربخش بوده است. همچنین نتیجه پژوهش نشان داد شایستگی دیجیتال و آموزش سواد دیجیتال، بر نگرش دانش آموزان پایه ششم ابتدایی، اثربخش بوده است. نتیجه گیری: یافته های پژوهش نشان داد آموزش مبتنی بر شایستگی دیجیتال، علاوه بر ارتقای مهارت های فنی، نگرش مثبت دانش آموزان را نسبت به یادگیری فناوری تقویت می کند. این امر بیانگر نقش چندبعدی شایستگی دیجیتال در توانمندسازی دانش آموزان برای مواجهه با نیازهای جامعه دیجیتال است؛ بنابراین، تلفیق این رویکرد در برنامه های درسی می تواند به ارتقای کیفیت یادگیری و پرورش مهارت های ضروری قرن بیست ویکم کمک کند.
نقش کارورزی دانشجو معلمان در رشد حرفه ای مرتبط با آموزش زبان عربی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آموزش زبان های خارجی بین المللی در مدارس جهان به دلیل افزایش تعامل فرهنگی و انتقال دانش اهمیت فراوانی یافته است. در نظام آموزشی ایران، آموزش زبان عربی به علت ارتباط عمیق آن با دین و فرهنگ ملی، جایگاه ویژه ای دارد و نیازمند معلمانی توانمند و با مهارت های تدریس پیشرفته است. زبان عربی با ویژگی هایی همچون قواعد دستوری پیچیده و ظرایف فرهنگی، چالش های خاصی برای معلمان ایجاد می کند که تنها از طریق آموزش عملی و تجربی قابل رفع است. دوره کارورزی به عنوان مرحله ای عملی، فرصت مناسبی را برای دانشجومعلمان زبان عربی فراهم می آورد تا بتوانند دانش نظری خود را در محیط های واقعی آموزش به کار گیرند و مهارت های تدریس، ارتباطی و فرهنگی خود را تقویت کنند. در این دوره، دانشجومعلمان با مشکلاتی مانند تدریس قواعد نحوی و صرفی پیچیده، انتقال مفاهیم دشوار به زبانی ساده و ایجاد تعامل مثبت با دانش آموزان روبرو می شوند. کارورزی به آن ها امکان می دهد تا قبل از ورود به کلاس های حقیقی، روش های تدریس مؤثر و متنوعی را تجربه کنند و راهکارهایی انعطاف پذیر برای پاسخگویی به نیازهای متفاوت یادگیرندگان بیابند. یکی از دستاوردهای کلیدی کارورزی، ارتقای مهارت های ارتباطی دانشجومعلمان است که شامل تسلط بر تلفظ درست، توانایی انتقال مفاهیم پیچیده و استفاده از ابزارهای آموزشی نوین مانند بازی های زبانی و فناوری های آموزشی می شود. همچنین، این دوره موجب آشنایی دانشجومعلمان با تنوع فرهنگی دانش آموزان و پرورش درک فرهنگی آنان می گردد که نقش مهمی در آموزش زبان عربی به عنوان ابزاری برای انتقال ارزش های فرهنگی و اجتماعی دارد. این پژوهش با بهره گیری از تحلیل داده های پرسش نامه، مصاحبه و مشاهده کلاس های کارورزی، به بررسی چگونگی تأثیر این دوره در ارتقای رشد حرفه ای دانشجومعلمان زبان عربی پرداخته است. جامعه آماری پژوهش شامل 128 نفر از دانشجومعلمان حاضر در دوره کارورزی یا فارغ التحصیلان اخیر این دوره می باشد. هدف اصلی تحقیق پاسخ به این پرسش است که چگونه کارورزی می تواند دانشجومعلمان را قبل از ورود به کلاس درس حقیقی برای مواجهه با چالش ها و نیازهای آموزشی آماده سازد. همچنین، این پژوهش به سوالاتی درباره الزامات مهارتی یک معلم حرفه ای زبان عربی، نقش کارورزی در آماده سازی دانشجومعلمان از نظر مهارت های ارتباطی و شناخت چالش های دوره کارورزی و راهکارهای مقابله با آن ها پاسخ می دهد. یافته های پژوهش نشان می دهد که تدریس مؤثر زبان عربی نیازمند ویژگی هایی است که معلم را در هدایت فرآیند یاددهی-یادگیری توانمند می کند؛ از جمله تسلط بر زبان عربی، توانایی به کارگیری روش های تعاملی، مهارت های ارتباطی قوی و آگاهی ادبی. معلم حرفه ای با این توانمندی ها می تواند دانش آموزان را به یادگیری عمیق تر و مؤثرتر زبان عربی سوق دهد. در این میان، کارورزی نقش برجسته ای در تقویت این مهارت ها ایفا می کند و با ارائه تجربه عملی در مدیریت کلاس، آموزش تکنیک های تدریس نوین، دریافت بازخورد سازنده و افزایش اعتمادبه نفس، رشد حرفه ای دانشجومعلمان را تسهیل می سازد. با این حال، دوره کارورزی با چالش هایی نیز همراه است که برخی از آن ها عمومی و برخی خاص آموزش زبان عربی هستند. مشکلاتی مانند کمبود تجربه عملی در مدیریت کلاس، تنش های ارتباطی با دانش آموزان و محدودیت تجهیزات آموزشی، از جمله موانع معمول این دوره است. علاوه بر این، در حوزه آموزش زبان عربی، سه چالش اساسی شناسایی شده است: روش تدریس سنتی که برای دانش آموزان خسته کننده و نامطلوب است و باید از آن پرهیز شود؛ تفاوت های زبانی و دستوری میان فارسی و عربی که بدون استفاده از روش های درست، یادگیری را دشوار می سازد؛ و بی انگیزگی و مقاومت فرهنگی دانش آموزان که به دلیل عدم آگاهی از پیوند عمیق زبان و فرهنگ عربی با فرهنگ ایرانی شکل می گیرد. دانشجومعلمان در دوره کارورزی به دلیل نداشتن تجربه کافی ممکن است بیشتر با این موانع مواجه شوند، اما همین دوره فرصتی ارزشمند برای یافتن راه حل های عملی پیش از ورود به کلاس درس واقعی فراهم می کند تا با آمادگی کامل و اعتمادبه نفس به حرفه معلمی بپردازند. در نهایت، این تحقیق تأکید دارد که دوره کارورزی نقش اساسی در آماده سازی دانشجومعلمان زبان عربی دارد و می تواند موجب ارتقای کیفیت آموزش و یادگیری این زبان در مدارس گردد.
الگوی روابط علی عملکرد تحصیلی بر اساس انعطاف پذیری شناختی: نقش واسطه ای چالش پذیری تحصیلی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویکردی نو بر آموزش کودکان سال ۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
227 - 239
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: پژوهش حاضر با هدف الگوی روابط علی عملکرد تحصیلی بر اساس انعطاف پذیری شناختی با نقش واسطه ای چالش پذیری تحصیلی انجام شد. روش پژوهش: پژوهش حاضر از لحاظ هدف کاربردی بوده و در زمره تحقیقات همبستگی است. جامعه آماری (N=21000) شامل کلیه دانش آموزان مقطع متوسطه دوم مشغول به تحصیل در مدارس دولتی شهرستان اردبیل در سال 1402 بود. تعداد 170 نفر از این دانش آموزان به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای انتخاب و به صورت گروهی در محیط آموزشگاه ها به پرسشنامه های عملکرد تحصیلی فام و تیلور (1993) ، انعطاف پذیری شناختی دنیس و وندروال (2010) و چالش پذیری تحصیلی پورتر و همکاران (2011) پاسخ دادند. تحلیل داده های به دست آمده از طریق نرم افزار های Spss25 در سطح توصیفی و Smart Pls4 در سطح استنباطی انجام شد. یافته ها: طبق نتایج تحلیل مسیر انعطاف پذیری شناختی (001/0>p؛ 18/0=β)، اثر مستقیم و مثبت بر عملکرد تحصیلی و (001/0>p؛ 50/0=β) اثر مستقیم و مثبت بر چالش پذیری تحصیلی دارد. همچنین انعطاف پذیری شناختی (005/0>p؛ 10/0=β) با نقش میانجی چالش پذیری تحصیلی بر عملکرد تحصیلی اثر غیرمستقیم دارد. نتیجه گیری: با استناد به نتایج این پژوهش و وجود تاثیرات متقابل میان مفاهیم عملکرد تحصیلی، انعطاف پذیری شناختی و چالش پذیری تحصیلی، انتظار می رود فعالان حیطه آموزشی، مشاوران مدارس و معلمان با استقاده از برگزاری کارگاه ها و جلسات آموزشی انعطاف پذیری شناختی و چالش پذیری تحصیلی را در دانش آموزان تقویت کنند که از این طریق عملکرد تحصیلی دانش آموزان را بهبود ببخشند.