فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۵۶۱ تا ۱٬۵۸۰ مورد از کل ۶٬۴۵۳ مورد.
اثربخشی فراشناخت درمانگری با رویکرد اسلامی در درمان افراد مبتلا به اختلال تنیدگی پس از ضربه(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، مطالعه اثربخشی فراشناخت درمانگری با رویکرد اسلامی، در درمان افراد مبتلا به اختلال تنیدگی، پس از ضربه (ناشی از تصادف رانندگی) بود. بدین منظور از طرح تجربی تک موردی از نوع خط پایة چندگانه با دوره پیگیری استفاده شد. برای انجام این پژوهش، سه نفر به شیوه نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. برای هر یک از شرکت کنندگان به صورت تصادفی، بین 3 تا 5 هفته مرحله خط پایه در نظر گرفته شد. ارزیابی ها با استفاده از مقیاس تجدیدنظر شده تأثیر رویداد (IES-R)، پرسش نامه افسردگی (BDI-II) و پرسش نامه اضطراب (BAI)، در مرحله خط پایه، جلسات درمان و دو ماه پس از پایان درمان (پیگیری) انجام گرفت. یافته ها نشان داد که هر سه مراجع، در پایان درمان کاهش معناداری را در طراز نمرات علائم تنیدگی پس از ضربه، افسردگی، اضطراب نشان دادند. بر این اساس، به نظر می رسد فراشناخت درمانگری با رویکرد اسلامی یک درمان کوتاه مدت مؤثر برای کاهش علائم و نشانه های اختلال تنیدگی پس از ضربه است.
پزشکی مبتنی بر شواهد در طب سنتی ایران؛ تمهیدات و تهدیدات(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
اهداف: با توجه مجدد وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و محافل دانشگاهی کشور به طب سنتی ایران، شناسایی منابع معتبر و استفاده از شواهد مستند و قابل اطمینان برای آموزش دانشجویان و درمان بیماران ضروری است. بنابراین این مطالعه به منظور مشخص کردن تمهیدات و تهدیدات پیش رو و راهکارهای لازم برای به کارگیری یا افزایش کاربرد طب مبتنی بر شواهد در طب سنتی ایران صورت گرفت.
روش ها: این پژوهش کیفی به روش تحلیل محتوی، با استفاده از روش مصاحبه عمیق، انفرادی و رودررو، در سال 1390 به بررسی دیدگاه صاحب نظران طب سنتی ایران پرداخت. نمونه گیری به صورت هدفمند آغاز و تا رسیدن به اشباع اطلاعات ادامه یافت و در مجموع 13 نفر مورد مصاحبه قرار گرفتند. ابزار جمع آوری داده ها، مصاحبه نیمه ساختارمند با تعدادی سئوال باز بود که توسط یکی از پژوهشگران انجام شد.
یافته ها: درون مایه های به دست آمده در 3 دسته اصلی فرصت های موجود در به کارگیری طب مبتنی بر شواهد (رویکرد جهانی به طب سنتی، استقبال مسئولان و دانشگاه ها، وجود اساتید علاقمند و ...)، تهدیدهای پیش رو در به کارگیری طب مبتنی بر شواهد (عدم وجود برنامه راهبردی مشترک، کمبود استاد و ...) و الزامات و راهکارهای پیشنهادشده در به کارگیری طب مبتنی بر شواهد (الگوبرداری از کشورهای همسایه، تغییر نگرش اساتید و ...) قرار گرفت.
نتیجه گیری: تمامی صاحب نظران طب سنتی در ایران بر ضرورت به کارگیری طب مبتنی بر شواهد در طب سنتی ایران و دانشکده های طب سنتی تاکید دارند.
رابطه جهت گیری مذهبی، خوش بینی و هوش معنوی با سلامت معنوی مربیان قرآن(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی ارتباط جهت گیری مذهبی، خوش بینی و هوش معنوی با سلامت معنوی انجام شد. جامعه آماری، همه مربیان قرآن شهر ری بودند. برای انجام این پژوهش، 120 مربی به روش تصادفی ساده انتخاب شدند. همه آنها پرسش نامه های جهت گیری مذهبی، خوش بینی، هوش معنوی و سلامت معنوی را تکمیل کردند. داده ها به روش رگرسیون گام به گام تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که جهت گیری مذهبی درونی، خوش بینی و هوش معنوی، با سلامت معنوی رابطه مثبت و معنادار داشتند (p<0/01). در یک مدل پیش بین صرفاً هوش معنوی، جهت گیری مذهبی درونی و خوش بینی توانستند 59 درصد از واریانس سلامت معنوی را پیش بینی کنند. بنابراین، برای افزایش سلامت معنوی نخست باید به آموزش هوش معنوی، سپس به آموزش جهت گیری مذهبی درونی و در نهایت، به آموزش خوش بینی اقدام کرد.
بررسی عوامل فردی موثر بر کاربرد فن آوری اطلاعات توسط کتابداران کتابخانه های دانشگاه تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این تحقیق کوششی برای تعیین میزان همبستگی عوامل فردی با کاربرد فن آوری اطلاعات توسط کتابداران کتابخانه های دانشگاه تهران است روش پژوهش پیمایشی است و برای گرد آوری اطلاعات از پرسشنامه استفاده شده است جامعه مورد مطاله را 153 نفر از کتابداران کتابخانه مرکزی و کتابخانه مرکزی و کتابخانه های دانشکده های دانشگاه تهران تشکیل می دهند. نتایج به دست آمده نشان می دهد که میان متغیرهای مسئولیت سازمانی میزان تحصیلات میزان آشنایی با زبان انگلیسی دسترسی به فن آوری اطلاعات تجربه در زمینه فن آ وری اطلاعات آموزش در فن آوری اطلاعات و مشارکت کتابداران در پروژه های کاربرد فن آوری اطلاعات در کتابخانه و کاربرد فن آوری اطلاعات همبستگی مثبت معنا داری وجود دارد با فراهم کردن فرصت های آموزشی مساوی برای گروه های مختلف کارکنان در زمینه فن آوری اطلاعات می توان شرایط بهبود عملکرد کتابخانه ها و مراکز اطلاع رسانی را به وجود آورد.
مقایسه تأثیر یادگیری الکترونیکی مبتنی بر رویکرد سازنده گرایی با یادگیری مشارکتی بر عملکرد شناختی دانشجویان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش، با هدف مقایسه تأثیر یادگیری الکترونیکی مبتنی بر رویکرد سازنده گرایی با یادگیری مشارکتی بر میزان عملکرد شناختی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد ساری در سال 1392 انجام شد. روش پژوهش، شبه آزمایشی بود. جامعه آماری، شامل دانشجویان رشته برنامه ریزی آموزشی به تعداد 125 نفر بود. از میان آنها، 44 نفر (دو کلاس 22 نفره) به صورت تصادفی خوشه ای (بدون تفکیک جنسیت) به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها برای سنجش عملکرد شناختی، پرسش نامه حاوی سؤالات چندگزینه ای پایان دوره با پایایی 80/0 بود که به صورت پس آزمون برای دو گروه آزمایش و کنترل مورد استفاده قرار گرفت. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آمار توصیفی شامل فراوانی، درصد، میانگین و انحراف معیار و آمار استنباطی شامل آزمون t گروه های مستقل انجام شده است. نتایج پژوهش حاکی از آن بود که عملکرد شناختی در گروه الکترونیکی با رویکرد سازنده گرایی بالاتر از گروه مشارکتی می باشد. هم چنین در عملکرد شناختی دو گروه الکترونیکی و مشارکتی در بین مردان تفاوت معناداری وجود نداشت، ولی در بین زنان تفاوت معناداری مشاهده شد. علاوه بر آن، عملکرد شناختی به تفکیک سابقه کار و رشته های تحصیلی در دو گروه دارای تفاوت معناداری نبود.
نقش واسطه ای راهبردهای تنظیم شناختی هیجان در رابطه بین سبک های دلبستگی و استحکام من با سازگاری با ناباروری در زنان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ناباروری تجربه ای سخت برای زنان است که نیاز به سازگاری هیجانی بالایی دارد. هدف پژوهش حاضر بررسی نقش واسطه ای راهبردهای تنظیم شناختی هیجان در رابطه بین سبک های دلبستگی و استحکام من با سازگاری با ناباروری در زنان بود. تعداد 275 زن با ناباروری اولیه مراجعه کننده به درمانگاه ناباروری مرکز تحقیقات بهداشت باروری ولیعصر (بیمارستان امام خمینی تهران) در این پژوهش شرکت کردند. از شرکت کنندگان خواسته شد که پرسشنامه اطلاعات جمعیت شناختی، مقیاس دلبستگی بزرگسال (AAI)، مقیاس استحکام من (ESS)، مقیاس سازگاری با بیماری (AIS) و پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان (CERQ) را تکمیل کنند. نتایج پژوهش نشان داد که سبک دلبستگی ایمن، استحکام من و راهبردهای انطباقی تنظیم شناختی هیجان با سازگاری با ناباروری همبستگی مثبت معنادار دارند. سبک های دلبستگی اجتنابی و دوسوگرا و راهبردهای غیرانطباقی تنظیم شناختی هیجان با سازگاری با ناباروری همبستگی منفی معنادار داشتند. نتایج تحلیل مسیر نشان داد که راهبردهای تنظیم شناختی هیجان در رابطه بین استحکام من و سازگاری با ناباروری نقش واسطه ای دارند. بر اساس یافته های پژوهش حاضر می توان نتیجه گرفت که متغیرهای روانشناختی می توانند سطوح سازگاری با ناباروری را پیش بینی کنند. نتایج این پژوهش می تواند در شناسایی افراد در معرض خطر و طراحی مداخلات روانشناختی مفید باشد.
عوامل موثر بر سیاست های آموزشی و فنّاوری دانشگاهی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
اهداف: شناخت عوامل موثر در تدوین سیاست ها در فرآیندهای سیاست گذاری و اجرای سیاست ها موثر است، لذا این پژوهش با هدف شناسایی عوامل موثر بر تدوین سیاست های آموزشی و فنّاوری دانشگاهی انجام شد.
روش ها: پژوهش توصیفی- پیمایشی حاضر در سال 1391 در دانشگاه تهران به عنوان بزرگترین دانشگاه ایران و دانشگاه مرجع و مادر انجام شد. 112 نفر از افرادی که طی 10 سال منتهی به زمان پژوهش دارای پست ریاست دانشکده ها یا معاونت آموزشی دانشکده ها و پردیس ها بودند به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. طراحی پرسش نامه محقق ساخته پژوهش طی سه مرحله انجام شد. داده های حاصل از پرسش نامه ها با روش تحلیل عاملی با استفاده از نرم افزار LISERL 8.8 و آزمون T تک نمونه ای مورد بررسی قرار گرفتند. از شاخص های RMR ، CFI ، NFI ، NNFI ، IFI ، RMSEA ، GFI ، RFI و مجذور کای برای سنجش برازش الگوی مورد مطالعه استفاده شد.
یافته ها: براساس نتایج تحلیل عاملی همه مولفه ها مورد تایید قرار گرفتند. 6 حوزه معرفی شده در مدل این مطالعه و همگی مولفه های آنها برازش مناسب و قابل قبول داشتند. براساس برازش مناسب الگوی مفهومی پژوهش، همخوانی الگوی پژوهش با داده های گردآوری شده مورد تایید واقع شد.
نتیجه گیری: مولفه های موثر بر سیاست های آموزشی و فنّاوری دانشگاهی در 6 حوزه اقتصادی، سیاسی، ساختاری، آموزشی، فنّاوری و قانونی قابل طبقه بندی هستند.
بازنگری برنامه درسی دوره ی کارشناسی علوم تربیتی با گرایش تکنولوژی آموزشی
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، بازنگری برنامه درسی دوره کارشناسی علوم تربیتی با گرایش تکنولوژی آموزشی بود. به منظور دستیابی به این هدف در پژوهش حاضر از روش پژوهش کیفی و کمی استفاده شد. در بخش کیفی، داده ها از طریق روش بردی جمع آوری شد. بر اساس این روش ابتدا اطلاعات موردنیاز درباره دوره کارشناسی رشته علوم تربیتی از منابع معتبر گردآوری، طبقه بندی و تفسیر شده و درنهایت شباهت ها و تفاوت ها مورد بررسی قرار گرفته است. در بخش کمی به روش دلفی و با استفاده از پنل تخصصی به نظرسنجی از صاحب نظران درباره برنامه درسی بهره گرفته شد. جامعه آماری این پژوهش، شامل کلیه دانشگاه هایی است که در سطح جهانی مجری برگزاری دوره کارشناسی علوم تربیتی می باشند. همچنین کلیه اساتید و متخصصان رشته علوم تربیتی و تکنولوژی آموزشی دانشگاه علامه طباطبائی به عنوان جامعه آماری در نظر گرفته شد. نمونه آماری شامل 8 دانشگاه از میان دانشگاه های معتبر امریکا و کانادا می باشد که در سطح جهانی مجری برگزاری رشته علوم تربیتی در دوره کارشناسی و همچنین تکنولوژی آموزشی در دوره کارشناسی ارشد و دکتری هستند و همچنین 26 نفر از اساتید و متخصصان رشته علوم تربیتی و تکنولوژی آموزشی دانشگاه علامه طباطبائی به صورت هدفمند انتخاب شدند. پس از تحلیل برنامه های درسی موجود کارشناسی رشته علوم تربیتی با گرایش تکنولوژی آموزشی، کارشناسی ارشد و دکتری تکنولوژی آموزشی ایران و همچنین برنامه های درسی دانشگاه های مجری رشته علوم تربیتی در دوره کارشناسی و رشته تکنولوژی آموزشی در دوره کارشناسی ارشد و دکتری، جداول اولیه دروس تهیه گردید. جداول مذکور در کمیته تخصصی بازنگری دروس تکنولوژی آموزشی دانشگاه علامه طباطبائی با مسئولیت مجری پژوهش حاضر مورد بررسی قرار گرفت و 4 درس به عنوان دروس پایه و 9 درس به عنوان دروس گرایشی انتخاب گردید. سپس سرفصل هر یک از دروس مذکور توسط 2 نفر از اساتید و متخصصین مربوطه تهیه گردید. این سرفصل ها در کمیته تخصصی بازنگری دروس تکنولوژی آموزشی دانشگاه علامه طباطبائی و همچنین کارگروه تخصصی تعلیم و تربیت شورای تحول و ارتقای علوم انسانی شورای عالی انقلاب فرهنگی، توسط مسئول کمیته تخصصی بازنگری دروس تکنولوژی آموزشی در جلسات متعددی ارائه گردید. پیشنهادهای اصلاحی توسط مسئول کمیته تخصصی بازنگری دروس تکنولوژی آموزشی به مدت 6 ماه اعمال گردید و سرفصل کلیه دروس بر اساس چارچوب پیشنهادی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری مورد بازبینی و یکسان سازی قرار گرفت و مجدداً برنامه نهایی در کمیته تخصصی بازنگری دروس تکنولوژی آموزشی دانشگاه علامه طباطبائی و همچنین کارگروه تخصصی تعلیم و تربیت شورای تحول و ارتقای علوم انسانی به تصویب رسید؛ بنابراین 13 عنوان درسی درزمینه ی تکنولوژی آموزشی به عنوان دروس پایه و گرایشی در برنامه جدید رشته علوم تربیتی در دوره کارشناسی با هدف تجمیع گرایش های علوم تربیتی، نهایی و به تصویب رسید.
بررسی و مقایسه میزان بهکارگیری آموزه های اسلامی خانواده محور در خانواده های سالم و آشفته(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله بررسی و مقایسه خانواده های سالم و آشفته در بهکارگیری آموزه های اسلامی خانواده محور در شهر اصفهان است. روش این پژوهش، زمینهیابی و جامعه آماری آن: 1. خانواده هایی که تاکنون به دادگاه خانواده مراجعه نکرده و قصد مراجعه هم نداشته و از زندگی خود اظهار رضایت میکردند همچنین خانواده هایی که تاکنون هیچ عضوی از آنها به زندان نرفته بود، به عنوان خانواده سالم تلقی شد، 2. خانواده هایی که در پنج سال اخیر به دادگاه خانواده مراجعه کرده و نیز در پنج سال اخیر عضوی از آنها به علت بزهکاری، مواد مخدر، جرایم اقتصادی و... در زندان به سر میبرد به عنوان خانواده آشفته در نظر گرفته شد. نمونه این پژوهش دویست خانواده سالم و دویست خانواده آشفته بوده و به صورت در دسترس انتخاب شده اند. به وسیله پرسش نامه محقق ساخته با نام (رفتار دینی در خانواده) مورد بررسی قرار گرفت. داده ها با استفاده از نرم افزار spss و آزمون t تحلیل شده است. نتایج نشان میدهد که تفاوت میانگین بین دو گروه خانواده سالم و آشفته در تمامی خرده مقیاس ها معنادار است. همچنین t به دست آمده در تمامی ریزمؤلفه ها در سطح ( 01/0> p ) معنادار است.
بررسی نقش صفات شخصیتی (وظیفه شناسی، سازگاری و هیجان خواهی) در رفتارهای پرخطر(مقاله علمی وزارت علوم)
تحلیل روان شناختی نشوز و راهکارهای سه گانه قرآن(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تبیین روان شناختی نشوز زن و با شیوه توصیفی تحلیلی انجام گرفت و به نتایج ذیل دست یافت. نشوز باعث ارضا نشدن نیاز جنسی و احتمال طلاق می شود. یکی از علل خشونت علیه زنان در خانواده ها ناکامی جنسی مرد است. نشوز علل متعدد و متفاوت جسمی، روان شناختی و ارتباطی دارد. قرآن با یک فرایند سه مرحله ای، قدرت مرد را محدود، نشوز را ریشه یابی و از خشونت ابتدایی مرد جلوگیری می کند. راهکارهای قرآن جهت رفع نشوز، شامل سه گام شناختی (علت شناسی)، عاطفی (تقابل عاطفی) و رفتاری است که هر گام متناسب با برخی از دلایل نشوز می باشد. گام سوم (در موارد دشوار مانند لجبازی و کینه توزی، تنفر از شوهر یا دل بستن به دیگری)، یک ضربه آگاهی بخش است که هیچ گونه آسیبی در پی ندارد و هشداردهنده پیامدهای دشوار تداوم نشوز است؛ بنابراین، گام سوم خشونتی علیه زن نیست و موجب حفظ کانون خانواده می شود
مقایسه اثربخشی مداخلات آموزشی – روان شناختی والدین محور، کودک محور و ترکیبی بر کاهش نشانه های اختلال نقص توجه-بیش فعالی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی و مقایسه میزان اثربخشی مداخلات آموزشی – روان شناختی والدین محور،کودک محور و ترکیبی بر کاهش نشانه های اختلال نقص توجه- بیش فعالی )ADHD( انجام شده بود.
مواد و روش ها:جامعه آماری شامل دانش آموزان پسر پایه ی دوم دبستان آموزش و پرورش شهر اصفهان در سال تحصیلی 92-91 بود. نمونه ی پژوهش شامل 60 نفر دانش آموز پایه دوم دبستان با اختلال نقص توجه- بیش فعالی بود که به روش تصادفی خوشه ای چند مرحله ای انتخاب و به شیوه ی تصادفی به گروه های آزمایشی و کنترل گمارده شدند. در این پژوهش چهار گروه وجود داشت (هر گروه 15 نفر)، سه گروه آزمایشی و یک گروه کنترل. مداخلات آموزشی – روان شناختی والدین محور، کودک محور و ترکیبی (آموزش والدین و کودکان) به عنوان مداخلات آزمایشی به کار برده شد. مقیاس درجه بندی کانرزو مصاحبه بالینی به عنوان ابزارهای تحقیق مورد استفاده قرار گرفت.
یافته ها :نتایج تحلیل کواریانس با اندازه گیری های مکرر نشان داد که بین گروه های مداخلات آموزشی– روان شناختی والدین محور، کودک محور و ترکیبی و گروه کنترل در کاهش نشانه های اختلال نقص توجه –بیش فعالی تفاوت معنی داری وجود دارد (001/0≥p). نتایج آزمون شفه نیز نشان داد که نشانه های اختلال ADHD در گروه های مداخلات آموزشی– روان شناختی در مقایسه با گروه کنترل به طور معنی داری کاهش یافت
نتیجه گیری : نتایج پژوهش اهمیت انجام مداخلات ترکیبی روان شناختی را در کاهش مشکلات کودکان ADHD برجسته ساخت.
رشد اخلاقی: تغییر در رویآوردهای معاصر(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی و نقد روی آوردهای گذشته و معاصر به رشد اخلاقی و تغییر جهت گیری های عمده در مطالعه علمی آن می پردازد. بررسی موضوع به شیوه تحلیل محتوا بوده و هدف از آن فراهم نمودن چهارچوبی برای مطالعات تطبیقی آینده، به ویژه در حوزه اخلاق دینی، می باشد. روی آوردهای گذشته بر تکوین فرامن و همسان سازی با والد همجنس، جریان های متکی بر پیرامون فرد، به ویژه تقویت های بیرونی، سائق وابستگی کودک، فرایند یادگیری مشاهده ای، جریان خودنظم دهی و نظام استدلال در درک روابط اجتماعی، تإکید می کنند. مفهوم سازی های جایگزین، بینش های جدیدی را در مورد شکل گیری اخلاق بر اساس مؤلفه های چهارگانه، موضوع عدالت مثبت، درنظرگرفتن دیدگاه دیگران، ادراک خود، استدلال اجتماعی قراردادگرایی و هویت اخلاقی به ارمغان آورده اند. دستاوردهای مهم این جهت گیری ها عبارتند از: تأکید بر الگوی تطوری ـ جانشینی در برابر الگوی مرحله ای ـ تراکمی، توجه به ساخت های جزئی در اخلاق در برابر انسجام سلسله مراتبی و وحدت ساختاری، تأکید بر طرحواره های اخلاقی به جای مراحل، اهتمام به سایر قلمرو های رشد اجتماعی ـ شناختی در مقابل نادیده گرفتن آنها، توجه به شخصیت اخلاقی به منزله هدف. با وجود این، نگاه تک مؤلفه ای به فرایند رشد اخلاقی و ضعف در نتایج عملی در حوزه تربیت اخلاقی از کاستی های بیشتر رویکردهای یادشده می باشد.
بررسی تطبیقی باورهای غیرمنطقی، حمایت اجتماعی و سنخ شخصیتی الف بیماران کرونری قلب و افراد سالم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شیوع بیماری های قلب و عروق در بین مردم کشورهای صنعتی و در حال توسعه در حال افزایش است. با وجود این، م طالعات اندکی تأثیر عوامل روانی و بخصوص عوامل شخصیتی را به عنوان عامل خطر در بیماری های قلبی مورد بررسی قرار داده اند. بنابراین، پژوهش حاضر با هدف مقایسه بیماران کرونر قلبی با گروه سالم از لحاظ باورهای غیرمنطقی، حمایت اجتماعی و سنخ شخصیتی الف انجام شد. بدین منظور 100 نفر از مراجعه کنندگان به بیمارستان قلب حشمت شهر رشت در محدوده زمانی اردیبهشت تا شهریور 1389 با استفاده از نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. هم چنین، 100 نفر از همراهان بیماران که فاقد بیماری قلبی بودند و از لحاظ برخی متغیر های جمعیت شناسی با گروه حائز بیماری قلبی همسان شده بودند، انتخاب گردیدند که به پرسشنامه های باورهای غیرمنطقی، حمایت اجتماعی و سنخ شخصیتی الف پاسخ دادند. نتایج نشان داد که بین باورهای غیرمنطقی (مؤلفه های نیاز به تأیید ، انتظار بالا از خود، تمایل به سرزنش خود، واکنش به ناکامی، اضطراب، ناامیدی نسبت به تغییر)، حمایت اجتماعی (مؤلفه حمایت خانواده) و سنخ شخصیتی الف بیماران کرونری قلب و افراد عادی تفاوت معنی داری وجود دارد. از این رو، باورهای غیرمنطقی، حمایت اجتماعی و سنخ شخصیتی الف ارتباط تنگاتنگی با بروز و تداوم بیماری عروق کرونری قلب دارند، بنابراین استفاده از مداخلات روانشناختی برای کنترل متغیرهای فوق ضروری به نظر می رسد.