ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۱ تا ۴۰ مورد از کل ۲٬۰۹۱ مورد.
۲۱.

مقایسه اثربخشی مداخله مبتنی بر پردازش اطلاعات اجتماعی( انتخاب کردن) و شناختی رفتاری کودکان بر کاهش خشم و تحریک پذیری دانش آموزان پسر 9 تا 12 سال دارای نشانه های اختلال نافرمانی مقابله ای(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۳۵
هدف: تحریک پذیری و خشم ازجمله نشانه های اصلی اختلالاتی چون نافرمانی مقابله ای است. برنامه Making Choices(MC) به منظور کاهش رفتار پرخاشگرانه و بر اساس مدل پردازش اطلاعات اجتماعی تدوین شده است. هدف این پژوهش بررسی اثربخشی این روش مداخله ای بر کاهش خشم و تحریک پذیری در کودکان ODD بود. روش: در پژوهش حاضر که از نوع شبه آزمایشی است 24 کودک پسر سنین 9 تا 12 ساله در دو گروه مداخله شناختی رفتاری(8نفر) و مداخلMC (7نفر)و یک گروه شاهد(9) شرکت کردند، 12 جلسه مداخله انتخاب کردن و 12 جلسه مداخله شناختی رفتاری به صورت هفتگی برگزار شد. قبل و پس از جلسات درمانی، پرسشنامه تحریک پذیری استرینگر و خشم نلسون اجرا گردید. یافته ها: تحلیل واریانس مکرر برای بررسی اثربخش مداخله نشان داد که در هر دو متغیر، اثر اصلی عامل زمان معنی دار بود (001/0 > p). همچنین در اثر گروه نیز با توجه به مقادیر F و سطح معنی داری در نمره تحریک پذیری و خشم بین دو گروه آزمایش و گروه شاهد تفاوت معنی داری وجود داشت (001/0>p). بعلاوه بین گروه و زمان نیز تعامل وجود داشت (000/0>p). در مرحله پیش آزمون بین دو گروه در متغیر خشم (49/0p=)و تحریک پذیری (72/0p=) تفاوت معنی داری وجود نداشت. ولی در پس آزمون و پیگیری بین گروه های درمانی و گروه شاهد در خشم و تحریک پذیری تفاوت مشاهده شد. نتایج این پژوهش نشان داد که کودکان گروه مداخله در میزان خشم و تحریک پذیری کاهش چشمگیری نسبت به گروه شاهد داشتند. پیشنهاد می شود مداخلات مبتنی بر پردازش اطلاعات اجتماعی برای کاهش و درمان سایر اختلالات رفتاری و هیجانی کودکان مورد مطالعه قرار دهند.
۲۲.

Identifying the Cognitive and Emotional Components of Self-Advocacy in Exceptional Learners(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۳ تعداد دانلود : ۱۶۰
This study aims to identify the cognitive and emotional components of self-advocacy in exceptional learners and examine the external factors that influence their ability to advocate for themselves in educational settings. A qualitative research design was employed, utilizing semi-structured interviews with 29 exceptional learners recruited through online platforms. Theoretical saturation was reached, ensuring comprehensive data collection. NVivo software was used to conduct thematic analysis, identifying key cognitive and emotional factors related to self-advocacy. Participants shared their experiences regarding metacognitive awareness, decision-making, emotional regulation, and external support systems, providing rich qualitative data for analysis. The results indicated that self-advocacy among exceptional learners is shaped by cognitive competencies, including metacognition, decision-making, and information-seeking behaviors, as well as emotional factors such as self-efficacy, resilience, and emotional regulation. Participants who demonstrated strong metacognitive strategies and confidence were more effective self-advocates, whereas those facing anxiety or low self-efficacy struggled to assert their needs. External factors, such as educator support, family involvement, and institutional policies, played a critical role in shaping advocacy experiences. Online networks and digital advocacy resources were identified as valuable tools for enhancing self-advocacy skills. However, institutional barriers, including bureaucratic challenges and lack of awareness among educators, posed significant obstacles for learners. The study highlights the complexity of self-advocacy in exceptional learners, emphasizing the interplay between cognitive awareness, emotional resilience, and external support structures. Enhancing self-advocacy skills requires targeted interventions, including advocacy training, institutional support, and digital resource accessibility.
۲۳.

اثربخشی برنامه آموزش فرزند پروری مثبت نگر بر نیم رخ ارتباط مادر - کودک و تنظیم شناختی و رفتاری هیجان در مادران کودکان کم شنوا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۴ تعداد دانلود : ۱۵۴
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی برنامه آموزش فرزند پروری مثبت نگر بر نیم رخ ارتباط مادر - کودک و تنظیم شناختی و رفتاری هیجان در مادران کودکان کم شنوا انجام شد. روش پژوهش: روش پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و پیگیری با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی مادران دارای کودک کم شنوای 4 تا 10 سال شهر سبزوار در سال 1402 بود. حجم نمونه شامل 30 نفر بود (15 نفر گروه آزمایشی و 15 نفر گروه گواه) که از جامعه آماری به شیوه در دسترس انتخاب شده و در گروه های آزمایشی و گواه گمارده شدند. گروه آزمایشی برنامه آموزش فرزند پروری مثبت نگر را دریافت کردند در حالی که گروه گواه در فهرست انتظار قرارگرفتند. به منظور جمع آوری داده ها از مقیاس والد- کودک و پرسشنامه های تنظیم رفتاری هیجان و تنظیم شناختی هیجان استفاده شد. به منظور تجزیه و تحلیل اطلاعات از آزمون تحلیل کواریانس چند متغیره در نرم افزار SPSS نسخه 27 استفاده شد. یافته ها: نتایج پژوهش حاضر نشان داد برنامه مداخله فرزند پروری مثبت نگر بر نیم رخ ارتباط مادر- کودک و تنظیم شناختی و رفتاری هیجان در مادران کودکان کم شنوا تأثیر معناداری داشته است.نتیجه گیری: یافته های این پژوهش اطلاعات سودمندی را در ارتباط با مداخله آموزش فرزند پروری مثبت نگر برای مادران کودکان کم شنوا فراهم می کند. مراکز مشاوران و روان شناسان در مراکز توانبخشی شنوایی می توانند برای بهبود نیم رخ ارتباط مادر - کودک و تنظیم شناختی و رفتاری هیجان در مادران کودکان کم شنوا از این مداخله بهره ببرند.
۲۴.

ویژگی های روان سنجی پرسشنامه تجربه خانواده اوتیسم در خانواده های دارای فرزند طیف اوتیسم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۷۸
پژوهش حاضر با هدف بررسی ویژگی های روانسنجی پرسشنامه تجربه خانواده اوتیسم در خانواده های دارای فرزند اوتیسم در استان یزد انجام شد. روش پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی- هنجاریایی بود. جامعه اماری حاضر را تمامی خانواده های دارای فرزند اوتیسم در سال 1403 تشکیل دادند که از این افراد، 385 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. در این پژوهش از پرسشنامه های تجربه خانواده اوتیسم، شدت علایم اوتیسم و حمایت اجتماعی استفاده شد. روایی مقیاس با استفاده روش روایی محتوایی (محاسبه CVI و CVR) و همچنین تحلیل عامل تاییدی با نرم افزار AMOS محرز گردید. علاوه برآن، روش همسانی درونی نشان داد بین تجربه خانواده اوتیسم با شدت علائم اوتیسم و حمایت اجتماعی رتبطه مثبت و معنی داری وجود دارد. برای بررسی پایایی پرسشنامه از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد که یافته ها نشان داد ضریب آلفای کرونباخ خرده مقیاس تجربه والدین اوتیسم 929/0، برای خرده مقیاس زندگی خانوادگی 916/0، خرده مقیاس توسعه کودک و روابط اجتماعی، 94/0 و برای علایم کودک، 897/0 و برای کل مقیاس تجربه خانواده اوتیسم 952/0 به دست آمد. نتایج نشان داد که پرسشنامه تجربه خانوده اوتیسم از پایایی و روایی مناسبی برخوردار است؛ بنابراین می توان از این مقیاس جهت ارزیابی تجربه خانواده اوتیسم استفاده کرد.
۲۵.

Investigating the Impact of Special Education Policies on the Psychological Well-Being of Exceptional Students(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۰ تعداد دانلود : ۱۵۵
This study aimed to explore the impact of special education policies on the psychological well-being of exceptional students. This qualitative research employed a phenomenological approach, utilizing semi-structured interviews with 33 exceptional students recruited through online platforms. The study relied on theoretical saturation to determine the final sample size. Data were analyzed using thematic analysis with the support of NVivo software, following an inductive coding process to identify key themes related to emotional and psychological well-being, policy implementation, and future prospects of exceptional students. The results revealed three primary themes: emotional and psychological impacts, the effectiveness of special education policies, and long-term student outcomes. Participants reported experiences of stigmatization, social exclusion, and policy-related stress, which significantly affected their emotional well-being. While some students benefited from individualized education plans and supportive teacher interactions, others faced inconsistencies in policy implementation, leading to increased anxiety and uncertainty. The study also highlighted the crucial role of parental advocacy and teacher preparedness in ensuring the effectiveness of special education policies. Long-term concerns included access to higher education, career readiness, and independent living skills, with many participants expressing uncertainty about future accommodations and opportunities. The study underscores the critical influence of special education policies on the psychological well-being of exceptional students, emphasizing the need for stable, well-implemented policies, improved teacher training, and stronger parental engagement. Addressing inconsistencies in policy application and enhancing emotional support mechanisms within educational settings are essential steps toward fostering the well-being and long-term success of exceptional students.
۲۶.

مقایسه بازشناسی هیجان های چهره ای در دانش آموزان با اختلال ریاضی و دانش آموزان عادی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۴۰
زمینه و هدف: نقص در شناخت هیجانات چهره ای از مؤلفه های مهم بدکارکردی شناخت اجتماعی است که احتمالاً با اختلال یادگیری ریاضی مرتبط است. پژوهش حاضر با هدف مقایسه بازشناسی هیجان های چهره ای در دانش آموزان با اختلال ریاضی با دانش آموزان عادی انجام شد. روش : در این مطالعه از طرح علی_مقایسه ای استفاده شد. جامعه آماری شامل دانش آموزان دختر و پسر پایه دوم تا ششم ابتدایی شهر بیرجند در سال تحصیلی 1403 - 1402 بود. از این جامعه، 60 دانش آموز ) 30 نفر با اختلال ریاضی و 30 دانش آموز عادی( به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. به منظور جمع آوری اطلاعات از فرم کوتاه آزمون هوش استنفورد-بینه- 5، پرسشنامه تشخیصی اختلال یادگیری ویژه و تکلیف تشخیص هیجان های چهره ای استفاده شد. داده ها با روش آماری تحلیل واریانس چندمتغیره مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. یافته ها: برحسب نمره کلی، گروه اختلال ریاضی در تشخیص چهره ای 4 هیجان )خشم، غم، انزجار و تعجب( به طور معنا داری عملکرد ضعیفی داشت ) 05 / p>0 (. برحسب شدت هیجانات نیز گروه اختلال ریاضی نقص معناداری در تشخیص هیجانات با شدت کم و متوسط در تمام هیجانات اساسی نشان داد ) 01 / p>0 (؛ در حالی که تفاوت معناداری بین 2 گروه در تشخیص هیجان ها با شدت بالا و هیجان های ترس و شادی وجود نداشت ) 05 / .)p<0 نتیجه گیری: طبق یافته ها، دانش آموزان با اختلال یادگیری ریاضی در تشخیص هیجانات با شدت کم و متوسط مشکل دارند که می تواند منجر به بدتر شدن عملکرد اجتماعی و تحصیلی شان شود. بنابراین، لازم است مداخلات و آموزش هایی برای بهبود پردازش هیجانی این گروه از دانش آموزان درنظر گرفته شود.
۲۷.

توان بخشی پردازش اطلاعات هیجانی و کارکردهای اجرایی در دانش آموزان با اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۵۹
زمینه و هدف: اختلال نارسایی توجه/بیش فعالی، فرد را با مسائل و مشکلات زیادی روبه رو می کند که زندگی او را تحت تأثیر قرار می دهد. هدف از پژوهش حاضر، مروری بر پژوهش های صورت گرفته در زمینه مداخلات مبتنی بر پردازش اطلاعات هیجانی و کارکردهای اجرایی در دانش آموزان با اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی است. مواد و روش ها: بررسی داده ها در مطالعه فعلی به صورت مروری نظام مند صورت گرفته است. روش شناسی آن مبتنی بر جمع آوری، طبقه بندی و خلاصه کردن یافته های مقالات علمی- پژوهشی مرتبط با مداخلات مبتنی بر پردازش اطلاعات هیجانی و کارکردهای اجرایی در دانش آموزان با اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی که بین سال های 2010 تا 2024 میلادی برگرفته از پایگاه های اطلاعاتی اسکوپوس، گوگل اسکالر، پابمد، ابسکو، اریک، ساینس دایرکت و همچنین پایگاه های اطلاعاتی مرکز اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی، پورتال جامع علوم انسانی، ایران داک، مگیران، نورمگز با کلیدواژه های مداخلات پردازش اطلاعات هیجانی، کارکردهای اجرایی، دانش آموزان با اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی انجام شده است. در جستجوی اولیه 68 مقاله انتخاب شد و در ادامه 18 مقاله که عنوان آنها پردازش اطلاعات هیجانی، کارکردهای ا جرایی در ا فراد با ا ختلال نار سایی تو جه/ ب یش فعا لی بود، انت خاب شدند. نتیجه گیری: با بررسی پژوهش های انجام شده، می توان نتیجه گرفت که مداخلات مبتنی بر پردازش اطلاعات هیجانی یکی از درمان های مرتبط برای افراد با اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی است و می تواند کارکردهای اجرایی این دانش آموزان را بهبود بخشد.
۲۸.

طراحی مدل ساختاری برای نشانه های نافرمانی مقابله ای بر اساس ابعاد خق و خو و جو عاطفی خانواده با میانجیگیری خودتنظیمی هیجانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۱۰۵
هدف: مطالعه حاضر با هدف بررسی نقش واسطه ای خودتنظیمی هیجانی در رابطه بین ابعاد خلق و خو و جو عاطفی خانواده با نشانه های نافرمانی مقابله ای و طراحی مدل ساختاری برای این رابطه بود. روش : روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بوده و جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانش آموزان پسر نوبت اول راهنمایی مدارس شهرستان ارومیه در سال تحصیلی 1400-1401 می باشد که از بین آنها 384 نفر به صورت تصادفی خوشه ای انتخاب شده و به طور کامل به پرسشنامه های خودتنظیمی هیجانی گارنفسکی(2006)، سیاهه رفتاری آخنباخ(1991)، سرشت و منش کلونینجر (1994) و جو عاطفی هیل برن (1964) پاسخ دادند. داده ها بر اساس نرم افزار SPSS و Smart PLS تحلیل شده اند. یافته ها: یافته های این پژوهش نشان داد که رابطه مستقیم و معناداری بین ابعاد خلق وخو، جو عاطفی خانواده و خودتنظیمی هیجانی با نشانه های نافرمانی مقابله ای وجو دارد و ابعاد خلق و خو با ضریب اثر 22/0، جو عاطفی خانواده با ضریب اثر 28/0 و خودتیظیمی هیجانی با ضریب اثر 19/0 تبیین گشت(P<0/01). همچنین تحلیل مسیر این پژوهش نشان داد که خودتنظیمی هیجانی نقش واسطه ای را در رابطه بین ابعاد خلق و خو و جو عاطفی خانواده با نشانه های نافرمانی مقابله ای دارا می باشد. خودتنظیمی هیجانی نقش واسطه ای در رابطه بین ابعاد خلق و خو و جو عاطفی خانواده با نافرمانی مقابله ای دارد و مدل ساختاری دارای برازش مناسب می باشد. نتیجه گیری: این نتایج نشان می دهد که علاوه بر اثر مستقیم ابعاد خلق و خو و جوعاطفی خانواده بر نشانه های نافرمانی مقابله ای، خودتنظیمی هیجانی به عنوان متغیر میانجی، اثرات ابعاد خلق وخو و جوعاطفی خانواده را بر روی نشانه های نافرمانی مقابله ای اعمال می کند. از نتایج این مطالعه می توان برای پیش بینی و مداخله زودهنگام اختلال نافرمانی مقابله ای عمل کرد.
۲۹.

Predicting Adaptive Behavior by Self-Advocacy and Resilience in Adults with ADHD(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۰ تعداد دانلود : ۱۲۱
This study aimed to examine the predictive relationship between self-advocacy, resilience, and adaptive behavior in adults with ADHD. A correlational descriptive research design was used, with a sample of 400 adults with ADHD recruited through online platforms and mental health clinics. Participants completed standardized assessments, including the Adaptive Behavior Assessment System-Third Edition (ABAS-3) for adaptive behavior, the Self-Advocacy Measure for Youth and Adults (SAMYA), and the Connor-Davidson Resilience Scale (CD-RISC). Data were analyzed using Pearson correlation and multiple linear regression in SPSS-27 to evaluate the relationships between self-advocacy, resilience, and adaptive behavior. Descriptive statistics indicated moderate levels of adaptive behavior (M = 85.32, SD = 9.87), self-advocacy (M = 60.41, SD = 11.56), and resilience (M = 69.87, SD = 14.92). Pearson correlation results revealed significant positive associations between adaptive behavior and both self-advocacy (r = 0.58, p < 0.01) and resilience (r = 0.62, p < 0.01). Multiple linear regression showed that self-advocacy and resilience collectively accounted for 44% of the variance in adaptive behavior (F(2, 397) = 45.82, p < 0.01, R² = 0.44). However, when examined separately, self-advocacy (B = -0.09, p = 0.024) had a significant negative predictive effect, while resilience (B = -0.022, p = 0.502) was not a significant predictor. The findings suggest that while both self-advocacy and resilience are correlated with adaptive behavior, their individual predictive effects differ, with self-advocacy playing a more prominent role. These results highlight the importance of fostering self-advocacy skills in adults with ADHD to enhance adaptive functioning. Further research is needed to explore moderating factors that may influence these relationships.
۳۰.

Identifying the Digital Literacy Needs of Adolescents with Intellectual Disabilities: A Focus Group Study(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۶ تعداد دانلود : ۱۴۲
This study aimed to explore the digital literacy needs, challenges, and support preferences of adolescents with intellectual disabilities to inform inclusive educational practices and policy interventions. A qualitative research design was employed using semi-structured focus group interviews with 20 adolescents aged 13–18 years diagnosed with mild to moderate intellectual disabilities in Taiwan. Participants were recruited through purposive sampling from both inclusive mainstream schools and special education centers. Data collection was conducted through four focus groups, each comprising five participants. The interviews were audio-recorded, transcribed verbatim, and analyzed thematically using NVivo 14 software. Thematic saturation guided the completion of data collection. Trustworthiness was enhanced through triangulated coding, member checking, and maintaining an audit trail. Analysis revealed four overarching themes: (1) access to digital tools and infrastructure, (2) digital skills and usage patterns, (3) social and emotional factors, and (4) support systems and educational strategies. Participants reported limited and unequal access to digital devices, inadequate school resources, and lack of individualized digital instruction. While many adolescents demonstrated basic digital engagement (e.g., opening apps, watching videos), they struggled with more complex tasks such as evaluating online content or engaging in digital communication. Emotional barriers included fear of making mistakes and social comparison with peers. Support from family members and peers emerged as critical, while participants emphasized a need for gamified, visual, and hands-on digital training tailored to their learning styles. Adolescents with intellectual disabilities experience significant barriers to digital inclusion, stemming from infrastructural, cognitive, emotional, and instructional gaps. Addressing these challenges requires context-sensitive, learner-centered interventions and greater collaboration among educators, families, and policymakers to ensure equitable access to digital literacy education.
۳۱.

اثربخشی آموزش اوریگامی (کاغذ تا) بر خودپنداره و مهارت اجتماعی و کمرویی کودکان فلج مغزی دوره اول و دوم ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۷ تعداد دانلود : ۱۳۵
هدف: پژوهش حاضر با هدف اثربخشی آموزش اوریگامی بر خودپنداره و مهارت اجتماعی و کمرویی کودکان فلج مغزی دوره اول و دوم ابتدایی بود. روش پژوهش: روش پژوهشی طرح مورد منفرد همراه با پیگیری بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه کودکان فلج مغزی ارجاع شده به مرکز خیریه دستان سبز یزدان در سال 1403-1402 در شهر اصفهان بود که 7 نفر به صورت نمونه گیری هدفمند و در دسترس انتخاب شدند. جهت بررسی از پرسشنامه های خودپنداره کودکان پیرز هریس (1969)، مهارت اجتماعی ماتسون (1983) و کمرویی چیک و بریگز (1990) استفاده شد. جهت اندازه گیری خط پایه به مدت 3 جلسه از مراجعین آزمون گرفته شد و در 3 جلسه از جلسات مداخله، متغیرها سنجیده شدند. یک ماه بعد از پایان مداخله، مراجعین یک جلسه تحت آزمون پیگیری قرار گرفتند. داده ها با تحلیل دیداری نمودارها و همچنین با استفاده از /تحلیل درون موقعیتی و بین موقعیتی مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. یافته: فرضیه تحقیق مبنی بر اینکه آموزش اوریگامی باعث بهبود خودپنداره، مهارت اجتماعی و کمرویی کودکان فلج مغزی دوره اول و دوم ابتدایی می شود تایید گردید. نتیجه گیری: پیشنهاد می شود مشاوران و... آموزش اوریگامی را جهت بهبود خودپنداره، مهارت اجتماعی و کمرویی کودکان فلج مغزی دوره اول و دوم ابتدایی مورد استفاده قرار دهند.
۳۲.

تدوین و اثربخشی درمان مبتنی بر تکثیر انبوه عصبی بر شاخص های تحولی و علائم کودکان با اختلال طیف اوتیسم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۸۰
تدوین مدل درمانی مبتنی بر رشد عصب محور جهت درمان حداکثری اختلالات عصب-تحولی ضروری به نظر می رسد. این پژوهش با هدف تدوین و بررسی اثربخشی روش نوآورانه ی درمان مبتنی بر تکثیر انبوه عصبی بر شاخص های تحولی و علائم اوتیسم کودکان طیف اوتیسم انجام شده است. روش پژوهش از نوع کیفی و کمی است. در بخش پژوهش کیفی از روش تحلیل محتوای کیفی از نوع استقرایی و سپس روش دلفی برای طراحی مبانی نظری و طرح عملیاتی درمان استفاده شد. پس از آن با استفاده از روش آزمایشی با طرح پیش آزمون -پس آزمون با گروه کنترل، تعداد 30 آزمودنی ۳ تا ۵ سال دارای اختلال طیف اُتیسم از طریق روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه 15 نفری آزمایش و کنترل جای دهی شدند. مداخله به میزان 36 جلسه، طی 3 ماه و در قالب جلسات 45 دقیقه ای اجرا شد. ابزار سنجش آزمون گارس 3 و ASQ II بود. داده ها با روش مانکووا تحلیل شد. یافته ها حاکی از نتایج مثبت در حیطه ی حل مسئله؛ حرکات درشت؛ برقراری ارتباط و علائم اتیستیک (0.01>P) بود، اما این تغییرات در متغیرهای حرکات ظریف و رفتارهای شخصی- اجتماعی؛ دیده نشد. این چنین استنباط می شود که روش درمان مبتنی بر تکثیر انبوه عصبی موجب رشد و گسترش کارکردهای رشد محور و پایه ای (کلان) می شود، اما تأثیر مستقیم آن در بازه ی زمانی 3 ماهه بر کارکردهای خرد که غالباً نیازمند آموختن از محیط هستند قابل مشاهده نیست.
۳۳.

اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر خودانتقادی و شایستگی والدینی مادران کودکان با اختلال طیف اُتیسم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۶۳
زمینه و هدف: این پژوهش با هدف تعیین اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آ گاهی بر خودانتقادی و شایستگی والدی نی مادران کودکان با ا ختلال طیف اُُتی سم انجام شد. روش: روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون پس آزمون با گروه گواه و دوره پیگیری دوماهه بود. جامعه آماری پژوهش تمامی مادران کودکان با اختلال طیف اُُتیسم شهر بوشهر در سال 1402 به تعداد 182 نفر بود. پس از اجرای پیش آزمون، تعداد 30 نفر از مادرانی که واجد شرایط ورود به مطالعه بودند و همچنین تمایل به همکاری داشتند، به صورت دردسترس انتخاب شدند و به صورت تصادفی در 2 گروه آزمایشی و گواه به نسبت برابر 15 نفر در هر یک از گروه ها قرار گرفتند. سپس گروه آزمایشی، طی 8 هفته و در 8 جلسه 90 دقیقه ای به صورت گروهی در مداخله شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آ گاهی که توسط پژوهشگر در یک مرکز خدمات روان شناختی صورت گرفت، شرکت کردند و طی این مدت گروه گواه هیچ گونه مداخله ای را دریافت نکرد. بعد از اتمام جلسات مداخله، پس آزمون، توسط شرکت کنندگان تکمیل شد. مقیاس های مورد استفاده در این پژوهش شامل خودانتقادی و شایستگی والدینی بود. داده ها با تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر، با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 22 مورد تجزیه وتحل یل قرار گرفت ند. نتایج: یافته ها نشان داد، بین گروه های آزمایشی و گواه از نظر خودانتقادی و شایستگی والدینی تفاوت معنا داری وجود دارد ) 001 / p>0 (. به عبارت دیگر، شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آ گاهی باعث کاهش خودانتقادی و افزایش شایستگی والدی نی مادران کودکان با ا ختلال ط یف اُُتی سم شد. نتیجه گیری: منطبق با یافته های این پژوهش می توان مداخله شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آ گاهی را به عنوان یک روش کارا جهت کاهش خودانتقادی و افزایش شایستگی والدینی مادران کودکان با اختلال طیف اُُتیسم پیشنهاد داد.
۳۴.

مدل یابی معادلات ساختاری نقش نظریه ذهن و هوش شخصی در عملکرد تحصیلی دانش آموزان با اختلال یادگیری ویژه با نقش میانجی گری خودکنترلی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۸۳
زمینه و هدف: پژوهش حاضر به بررسی نقش نظریه ذهن و هوش شخصی در عملکرد تحصیلی دانش آموزان با اختلال یادگیری ویژه از طریق مدل سازی معادلات ساختاری با میانجی گری خودکنترلی پرداخته است. روش: پژوهش حاضر از نوع توصیفی-پیمایشی است . جامعه آماری شامل دانش آموزان ابتدایی دوره دوم با اختلال یادگیری ویژه شهرستان های اردبیل و تبریز در سال تحصیلی 1403 - 1402 بود. 81 دانش آموز با اختلال یادگیری ویژه به روش نمونه گیری هدفمند از جامعه انتخاب و به پرسشنامه های خودکنترلی )فرم 13 پرسشی(، نظریه ذهن استیرمن، فرم کوتاه پرسشنامه هوش شخصی مایر و عملکرد تحصیلی کانرز پاسخ دادند. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از نرم افزارهای آماری SPSS نسخه 23 و smart pls.3 ان جام شد. یافته ها: براساس نتایج به دست آمده مدل علّّی رابطه بین نظریه ذهن، هوش شخصی، خودکنترلی با عملکرد تحصیلی در دانش آموزان با اختلال یادگیری ویژه براساس شاخص های مختلف برازش تأیید شد ) 05 / P>0 (. شاخص های برازش مدل شامل GOF با مقدار 58 / 0 و اثرات مستقیم نظریه ذهن، هوش شخصی )شکل دادن و راهنمای انتخاب( و خودکنترلی برعملکرد تحصیلی به ترتیب با ضرایب 0.476 ، ) 0.569 ، 769 / 0( و 0.292 و نیز اثرات مستقیم نظریه ذهن، هوش شخصی )شکل دادن و راهنمای انتخاب( بر خودکنترلی به ترتیب با ضرایب 418 / 0 و ) 449 / 0 و 780 / 0( تأیید شدند. اثرات غیرمستقیم نشان می دهند که نظریه ذهن با میانجی گری خودکنترلی با ضریب 0.12 ، شکل دادن با میانجی گری خودکنترلی با ضریب 0.13 ، و راهنمای انتخاب با میانجی گری خودکنترلی با ضریب 0.23 بر عمل کرد تحصی لی تأث یر می گذار ند. نتیجه گیری: با توجه به نتایج پژوهش، اهتمام به آموزش راهبردهای خودکنترلی، ارتقا سطوح نظریه ذهن و تقویت هوش شخصی نقش مؤثری در توسعه این مهارت ها و در نتیجه بهبود عملکرد تحصیلی دانش آموزان ایفا خواهد کرد.
۳۵.

کارآمدی برنامه توان بخشی شناختی کاپتان لاگ بر بهبود کارکردهای اجرایی هسته ای در کودکان با ریخت ترکیبی اختلال نارسایی توجه/بیش فعالی: یک کارآزمایی بالینی کنترل شده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۳۷
زمینه و هدف: اختلال نارسایی توجه/بیش فعالی یکی از شایع ترین اختلالات عصبی-رشدی است که با نارسایی در کارکردهای اجرایی هسته ای مانند توجه، بازداری پاسخ و حافظه فعال همراه است. با توجه به اهمیت بهبود این کارکردها، استفاده از برنامه های توان بخشی شناختی به عنوان روشی نوین در مداخلات درمانی مورد توجه قرار گرفته است. این مطالعه با هدف بررسی اثربخشی برنامه شناختی کاپتان لاگ بر بهبود کارکردهای اجرایی هسته ای در کودکان با ریخت ترکی بی ا ختلال نار سایی توجه/بیش فعا لی انجام شد. روش: این مطالعه یک کارآزمایی بالینی کنترل شده یک سوکور بود که در آن از طرح پیش آزمون-پس آزمون با دوره پیگیری استفاده گردید. جامعه آماری شامل کودکان مراجعه کننده به مرکز آتیه از سال 1401 تا 1403 بود. 34 کودک با ریخت ترکیبی اختلال نارسایی توجه/بیش فعالی به شیوه دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در 2 گروه آزمایشی ) 17 نفر ( و گواه ) 17 نفر ( قرار گرفتند. گروه آزمایشی به مدت 10 جلسه با برنامه کاپتان لا گ تمرین کردند و گروه گواه برنامه بازی ویدوئی تتریس را تمرین کردند. شرکت کنندگان در 3 مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری با آزمون های بررسی یکپارچه عملکرد دیداری-شنیداری ) IVA-2 (، عملکرد پیوسته ) CPT ( و N-back ارزیابی شدند. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS و تحل یل کوواریا نس چندمتغ یره تحل یل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که در مرحله پس آزمون عملکرد گروه آزمایشی در توجه ) 001 / F)1،23(=70/39 ،P>0 (، بازداری پاسخ ) 001 / F)1،23(=48/62 ،P>0 ( و حافظه فعال ) 001 / F)1،23(=57/89 ،P>0 ( نسبت به گروه گواه به طور معناداری بهبود یافته است، درحالی که در مرحله پیگیری بین 2 گروه در هیچ کدام از متغیرها تفاوت معناداری وجود نداشت ) 05 / .)p<0 بحث و نتیجه گیری: برنامه توان بخشی کاپتان لا گ می تواند به عنوان یک ابزار مؤثر در بهبود کارکردهای اجرایی هسته ای کودکان با اختلال نارسایی توجه/بیش فعالی در کوتاه مدت مورد استفاده قرار گیرد. با این حال، برای دستیابی به اثرات پا یدار ن یاز به مداخلات تکمی لی و تمری نات مداوم و جود دارد.
۳۶.

Executive Functioning as a Mediator Between Parental Involvement and Math Achievement in Children with Learning Disabilities(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۳ تعداد دانلود : ۱۲۳
This study aimed to examine the mediating role of executive functioning in the relationship between parental involvement and math achievement among children with learning disabilities. A descriptive correlational research design was employed, involving 379 Malaysian parents of children aged 9 to 12 years diagnosed with learning disabilities. Participants were selected using stratified random sampling based on the Morgan and Krejcie (1970) sample size determination table. Data were collected using three validated instruments: the Parent and School Survey (PASS) to assess parental involvement, the Behavior Rating Inventory of Executive Function (BRIEF) to measure children's executive functioning, and the Math Composite of the Wechsler Individual Achievement Test–Third Edition (WIAT-III) for math achievement. Pearson correlation analysis was conducted using SPSS version 27, and structural equation modeling (SEM) was performed using AMOS version 21 to test the hypothesized mediation model and assess the model fit. Pearson correlation results indicated significant positive relationships among all variables: parental involvement and executive functioning (r = .41, p < .001), parental involvement and math achievement (r = .36, p < .001), and executive functioning and math achievement (r = .48, p < .001). The SEM revealed an acceptable model fit (χ²/df = 1.84, CFI = 0.97, RMSEA = 0.045), and confirmed that executive functioning significantly mediated the effect of parental involvement on math achievement. Both the direct effect (β = 0.26, p < .01) and the indirect effect through executive functioning (β = 0.18, p < .001) were statistically significant. The findings underscore the importance of executive functioning as a cognitive mechanism through which parental involvement enhances mathematical performance in children with learning disabilities. Educational interventions should integrate strategies to strengthen both parental engagement and children’s executive functioning skills to optimize academic outcomes.
۳۷.

تأثیر تمرین روی ترامپولین بر رشد حرکتی و شادی کودکان با و بدون کم توانی ذهنی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۸۶
زمینه و هدف: هدف از مطالعه حاضر بررسی تأثیر تمرینات ریتمیک همراه با موسیقی روی ترامپولین بر رشد حرکتی و شادی کودکان با و بدون کم توانی ذه نی آموزش پذیر بود. روش: پژوهش حاضر به روش نیمه آزمایشی طرح پیش آزمون و پس آزمون با 2 گروه کودکان با و بدون کم توانی ذهنی انجام شد. نمونه آماری شامل 30 کودک 9 تا 10 ساله شهر تبریز بود. برای سنجش رشد حرکتی و شادی به ترتیب از ابزارهای برونیکس-اوزرتسکی و پرسشنامه شادی و نشاط استفاده شد. هر 2 گروه تمرینات روی ترامپولین را به مدت 8 هفته، هر جلسه 1 ساعت انجام دادند. پس از مداخله، پس آزمون مشابه با پیش آزمون انجام شد. تحلیل داده ها با ا ستفاده از روش تحل یل کواریا نس تک و چندم تغیری ان جام شد. یافته ها: نتایج تحلیل کواریانس تک متغیره نشان داد هر 2 گروه در رشدحرکتی تفاوت معنادار داشتند ولی گروه با کم توانی ذهنی تغییرات بیشتری نسبت به گروه بدون کم توانی ذهنی نشان دادند. نتایج تحلیل واریانس چندمتغیره نیز نشان داد هر دو گروه در شادی و نشاط کل و خرده مقیاس های رضایت از زندگی و تعامل اجتماعی تفاوت معنادار داشتند و با توجه به مقادیر میانگین گروه با کم توانی ذهنی تغییرات بیشتری نشان داد. نتیجه گیری: از آنجا که، مداخلات متمرکز روی مهارت های اساسی، رشد مهارت های حرکتی کودکان را بهبود می بخشد و شادی موجبات سلامتی جسم و روان را فراهم می کند، لازم است از تمرینات ریتمیک روی ترامپولین هم در توان بخشی کودکان کم توان ذهنی و هم در پرورش مهارت های حرکتی کودکان بدون کم توانی ذهنی بهره گرفته شود.
۳۸.

اثربخشی آموزش ذهن آگاهی بر مهارگری تلاشگر دانش آموزان دارای اختلال نقص توجه/بیش فعالی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۳۹
هدف: هدف مطالعه حاضر، بررسی اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر مهارگری تلاشگر دانش آموزان دارای اختلال نقص توجه/بیش فعالی بود. روش: طرح پژوهش نیمه تجربی از نوع پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل دانش آموزان پسر واجد شرایط اختلال نقص توجه/بیش فعالی بر اساس ارزیابی های تخصصی، شاغل به تحصیل در دوره متوسطه اول شهر اصفهان در سال تحصیلی 1403-1402 بودند. با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و داوطلبانه تعداد 40 نفر انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (20 نفر در هر گروه) گمارده شدند. برای جمع آوری داده ها در مراحل پیش آزمون-پس آزمون و پیگیری از مقیاس مهارگری تلاشگر الیس و رتبارت استفاده شد. مداخله شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی در طی 8 جلسه 45 دقیقه ای انجام شد و گروه کنترل، هیچ مداخله ای دریافت نکردند. یافته ها: تحلیل واریانس آمیخته نشان داد که برنامه شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی در افزایش مهارگری تلاشگر دانش آموزان دارای اختلال نقص توجه/بیش فعالی به صورت معنی داری موثر بوده است. اما این اثرات درمانی در مرحله پیگیری پایدار نبود. نتیجه گیری: بنابراین می توان نتیجه گیری کرد که شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی، در جهت افزایش مهارگری تلاشگر دانش آموزان دارای اختلال نقص توجه/بیش فعالی موثر است. اما برای بررسی ناپایداری نتایج، مطالعه سایر عوامل تاثیرگذار زیستی، روانی و اجتماعی در این حوزه ضروری است.
۳۹.

اثربخشی مداخله یکپارچگی حسی بر فرآیندهای تنظیم هیجان و رفتار کودکان با اختلال طیف اتیسم(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۲۶
هدف: پژوهش حاضر باهدف بررسی اثربخشی مداخله یکپارچگی حسی بر فرآیندهای تنظیم هیجان و رفتار کودکان با اختلال طیف اتیسم انجام شد. روش: این پژوهش به روش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون و گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری شامل کودکان ۶ تا ۱۱ساله با اختلال طیف اتیسم تحت آموزش در مدارس شهر شیراز در سال تحصیلی ۱۴۰۲-۱۴۰۳ بود. ۳۰ کودک پسر مبتلا به اختلال اتیسم از مدرسه شهیدان فرزدقی شیراز به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. گروه آزمایش طی ۱۴ جلسه ۴۵ دقیقه ای تحت مداخله یکپارچگی حسی قرار گرفت، درحالی که گروه کنترل هیچ برنامه آموزشی دریافت نکرد. ابزار اندازه گیری شامل پرسشنامه سیستم ارزیابی رفتار کودکان (فرم معلم، ویرایش دوم) بود. داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس چندمتغیره در نرم افزار SPSS نسخه ۲۶ تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که مداخله یکپارچگی حسی به شکل معنی داری فرآیندهای تنظیم هیجانی کودکان را بهبود بخشیده است. بررسی خرده مقیاس ها نیز نشان داد که این مداخله منجر به کاهش قابل توجه اضطراب، افسردگی، بیش فعالی، مشکلات توجه، مشکلات سلوکی، رفتارهای غیرمعمول و تمایل به انزوا در کودکان مبتلا به اختلال طیف اتیسم شده است. نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش، مداخله یکپارچگی حسی به عنوان یک رویکرد جامع و هدفمند برای بهبود رفتارهای هیجانی و اجتماعی کودکان با اختلال اتیسم مؤثر است. پیشنهاد می شود که این برنامه در مدارس و مراکز توانبخشی به کار گرفته شده و مربیان و والدین با روش های اجرایی آن آشنا شوند تا اثرات بلندمدت و پایدار آن تقویت شود. این پژوهش نوآورانه نشان می دهد که مداخلات حسی می توانند به بهبود عملکرد عصبی، کاهش مشکلات رفتاری و ارتقای کیفیت تعامل اجتماعی در کودکان با اختلال طیف اتیسم کمک کنند.
۴۰.

نقش میانجی سبک های دلبستگی در ارتباط بین حمایت اجتماعی ادراک شده وسبک های هویت با رفتارهای خود آسیب رسان نوجوانان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۲۵
هدف: هدف پژوهش حاضر، بررسی نقش میانجی سبک های دلبستگی در رابطه بین حمایت اجتماعی ادراک شده و سبک های هویت با رفتارهای خودآسیب رسان در نوجوانان دختر بود. روش: این پژوهش از نوع همبستگی و از نظر هدف، کاربردی است. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان دختر مقطع متوسطه دوم شهر کرج در سال تحصیلی ۱۴۰۱–۱۴۰۲ بود که ۳۴۰ نفر را در پنج منطقه مختلف تشکیل می دادند. با استناد به جدول مورگان، نمونه ای به حجم ۱۸۰ نفر با روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی انتخاب شد. داده ها از طریق پرسش نامه های استاندارد گردآوری شدند، شامل: پرسش نامه خودآسیب رسانی سانسون، پرسش نامه سبک های دلبستگی سیمپسون، مقیاس چندبُعدی حمایت اجتماعی ادراک شده زیمِت و همکاران، و پرسش نامه سبک هویت برزونسکی. برای تجزیه وتحلیل داده ها از مدل سازی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار SmartPLS بهره گرفته شد. یافته ها:نتایج تحلیل ها نشان داد که سبک های دلبستگی، حمایت اجتماعی ادراک شده و سبک های هویت به طور معناداری بر رفتارهای خودآسیب رسان نوجوانان تأثیر دارند. همچنین سبک های دلبستگی نقش میانجی در روابط بین حمایت اجتماعی ادراک شده و سبک های هویت با رفتارهای خودآسیب رسان ایفا می کنند. نتیجه گیری: با توجه به نقش مؤثر سبک های دلبستگی، حمایت اجتماعی و سبک های هویت در بروز رفتارهای خودآسیب رسان نوجوانان، پیشنهاد می شود مداخلاتی مبتنی بر تقویت دلبستگی ایمن، افزایش حمایت اجتماعی، و کمک به رشد هویت سازگار در برنامه های پیشگیرانه و درمانی مورد توجه قرار گیرد. سبک های دلبستگی، حمایت اجتماعی ادراک شده، سبک های هویت، رفتارهای خود آسیب رسان

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان