فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۴۱ تا ۶۶۰ مورد از کل ۲٬۰۵۸ مورد.
تأثیر روش مداخله ای تحریک حسی و حرکتی بر میزان هماهنگی حرکتی در دانش آموزان کم توان ذهنی آموزش پذیر با اختلال هماهنگی رشدی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر، بررسی تاثیر روش مداخله ای تحریک حسی وحرکتی بر بهبود هماهنگی حرکتی (جهتیابی و تشخیص جوانب حرکتی)، در کودکان کم توان ذهنی آموزش پذیر با اختلال هماهنگی رشدی بود. روش پژوهش از نوع آزمایشی و طرح پیش آزمون، پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه این پژوهش شامل تمامی دانشآموزان کم توان ذهنی آموزش پذیر شهر اصفهان در مقطع ابتدایی بودند که به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای تعداد 30 دانشآموز با اختلال هماهنگی حرکتی با استفاده از نسخه فارسی سیاهه اختلال هماهنگی رشد حرکتی غربال شدند و سپس به روش تصادفی در دو گروه کنترل و آزمایش جاگماری شدند. ابزار این پژوهش مقیاس رشد حرکتی لینکنن- اوزرتسکی و سیاهه اختلال هماهنگی رشد حرکتی بود. . داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. روش مداخلهای تحریک حسی و حرکتی بر بهبود هماهنگی حرکتی این کودکان مؤثر بود (0001/0p<). نتایج این پژوهش نشان داد که روش مداخلهای تحریک حسی و حرکتی در بهبود هماهنگی حرکتی دانشآموزان کم توان ذهنی آموزش پذیر با اختلال هماهنگی رشدی مؤثر بوده، بنابراین استفاده از این روش به عنوان روشی در بهبود و توان بخشی این اختلال در این افراد پیشنهاد میشود.
اثربخشی تمرین بازی های حرکتیِ اجتماعی بر کاهش مشکلات رفتاری دانش آموزان چندمعلولیتی: یک مطالعه تک آزمودنی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه: مشکلات رفتاری دانش آموزان چند معلولیتی، آن ها را با دشواری های متعدد شخصیتی و عاطفی مواجه کرده که این امر سازگاری با محیط را برایشان دشوار می کند. تعاملی که بین کاهش مشکل رفتاری، رشد اجتماعی و رشد حرکتی برقرار است، منجر شده تا فعالیت های جسمی و حرکتی در روند کاهش مشکلات رفتاری، نقش مهمی ایفا کنند. حال اگر این فعالیت های حرکتی از طریق بازی به دانش آموزان ارایه شود، تاثیر آن بر کاهش مشکلات رفتاری افزایش خواهد یافت. از این رو، هدف پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی تمرین بازی های حرکتی اجتماعی بر کاهش مشکلات رفتاری دانش آموزان چندمعلولیتی بود.
روش: پژوهش حاضر، به صورت بررسی تک آزمودنی با استفاده از طرح سری های زمانی گروهی (AB) انجام شد. نمونه پژوهش را 2 نفر از دانش آموزان پسر چندمعلولیتی (کم توان ذهنی همراه با فلج مغزی) شاغل به تحصیل در دوره مهارت های پیش حرفه ای شهرستان خدابنده در سال تحصیلی 92- 1391 تشکیل دادند. گردآوری داده ها برای بررسی وضعیت مشکلات رفتاری آزمودنی ها، با به کاربردن پرسش نامه مهارت های اجتماعی گرشام و الیوت و تحلیل داده های حاصل از ارزیابی مشکلات رفتاری آزمودنی ها نیز با استفاده از روش تحلیل چشمی انجام شد.
یافته ها: یافته های حاصل از ارزیابی مشکلات رفتاری آزمودنی ها در پیش و پس از تمرین بازی های حرکتی اجتماعی که به وسیله معلم و والدین جمع آوری شد، نشان داد بازی های حرکتی اجتماعی می تواند تا 2 برابر، نمره های آزمودنی ها را در هر یک از 3 زیرمقیاس رفتارهای برون نمود، رفتارهای درون نمود و بیش فعالی کاهش دهد.
نتیجه گیری: با توجه به نتایج به دست آمده از پژوهش حاضر که نشان از تاثیر تمرین بازی های حرکتی اجتماعی بر کاهش مشکلات رفتاری دانش آموزان چند معلولیتی دارد، پیشنهاد می شود مسئولان آموزش وپرورش استثنایی، اقدام به برگزاری دوره هایی برای افزایش آگاهی مربیان و والدین از تاثیرات انجام این بازی ها کنند.
آگاهی بخشی به والدین و مراقبان کودک از کودک آزاری جنسی و راهبردهای پیشگیرانه و مقابله ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه: کودکان به علت ویژگی هایی که ازنظر سنی دارند بسیار آسیب پذیرترند و به حمایت و مراقبت نیاز دارند. همچنین بزرگ کردن فرزندان یکی از دشوارترین و پرمسئولیت ترین کار ممکن بر عهده ی انسان است و در صورت عدم آگاهی و نبود دانش کافی جهت پیشگیری و راهبردهای مقابله ای والدین و مراقبان، ممکن است آسیب های متعددی مانند آزار جنسی گریبان گیر کودکان شود. هدف از این مقاله ی توصیفی افزایش آگاهی و دانش والدین و مربیان آموزشی مدارس از کودک آزاری جنسی و همچنین آشنایی با راهبردهای کاربردی جهت پیشگیری از این مشکل روانی-اجتماعی بود. روش: بدین منظور پژوهشگر با گردآوری منابع گوناگون طی چندین سال اخیر در این حیطه، پژوهشی کوتاه، مفید و کاربردی جهت استفاده والدین، مراقبان، اولیای مدرسه و افراد مسئول در قبال کودک ارائه کرده است. این پژوهش می تواند خلاءهای موجود را در جهت آگاهی بخشی کودک آزاری جنسی و همچنین از راهکارهای پیشگیرانه و راهبردهای مقابله ای تا حدودی پر کند و همچنین می توان در راستای کاهش این پدیده مورد استفاده قرار گیرد. نتیجه گیری: در پژوهش حاضر مشخص شد آموزش به والدین، مربیان و خود کودک یکی از مهم ترین راهبردهای مهم و ضروری پیشگیری از کودک آزاری جنسی است و البته در این مقاله راهکارهای کلیدی از روش ها گوناگون به والدین و نمونه ای از شیوه آموزش به کودک بیان شده است. یکی از مشکلات اساسی عدم آموزش یا آموزش ناکافی والدین و سایر مسئولان در قبال کودک جهت پیشگیری از آزارهای جنسی است. این پژوهش آشنایی با کودک آزاری جنسی و انواع آن، عوامل زمینه ساز، پیامدهای مربوط به آن، علائم مهم و کلیدی برای شناسایی آزار جنسی کودک، و چگونگی آموزش را به والدین و کودک را ارائه می دهد.
فراحافظه در کودکان با ناتوانی هوشی خفیف: درک سطح دشواری بازشناسی، یادآوری، یادسپاری و تاثیرات تاخیر
نقش سبک فرزندپروری مادران در پیش بینی مشکلات رفتاری کودکان پیش دبستانی با کم توانی ذهنی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر پیش بینی مشکلات رفتاری کودکان پیش دبستانی با کم توانی ذهنی بر اساس سبک فرزندپروری مادران آنها بود. این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه مورد مطالعه را تمامی مادران کودکان پیش دبستانی با کم توانی ذهنی شهر شیراز تشکیل می داد که از میان آن ها 58 نفر با روش نمونه گیری هدفمند به عنوان نمونه انتخاب شدند و پرسش نامه سبک فرزندپروری مادران (رابینسون و همکاران، 1995) و مقیاس مشکلات رفتاری کودکان پیش دبستانی با کم توانی ذهنی (شهیم و یوسفی، 1378) را تکمیل کردند. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از رگرسیون چندگانه نشان داد که سبک فرزندپروری استبدادی و سهل گیرانه پیش بینی کننده مثبت و معنی دار مشکل رفتاری ترس، مشکل رفتار اجتماعی و پرخاشگری است (05/0>P). همچنین یافته های پژوهش نشان داد که سبک فرزندپروری اقتداری پیش بینی کننده منفی و معنی دار مشکل رفتاری ترس، مشکل رفتار اجتماعی و پرخاشگری است (05/0>P). شایان ذکر است که در این پژوهش بین سبک استبدادی، سبک اقتداری و سبک سهل گیرانه با مشکل نارسایی توجه همبستگی معنی داری مشاهده نشد. با توجه به یافته های به دست آمده طراحی کارگاه های آموزشی در مورد سبک های فرزندپروری و اثرات هر یک از آن ها بر فرزندان بسیار ضروری است تا از این طریق بتوان با تغییر نگرش مادران و بهبود روابط اعضای خانواده مشکلات رفتاری دانش آموزان با کم توان ذهنی را کاهش داد.
مقایسه سبک های یادگیری در دانشجویان نابینا و بینا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر مقایسه سبک های یادگیری در دانشجویان نابینا و بینا بود. روش پژوهش علی- مقایسه ای بود. نمونهشامل 60 دانشجو (30 نفر دانشجوی نابینا،30 نفر دانشجوی بینا) بودند به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. برای اندازه گیری سبک های یادگیری از پرسشنامه سبک یادگیری کلب استفاده شد. فرضیه های این پژوهش با استفاده از آزمون تی برای دو گروه مستقل، مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج حاصل نشان داد که دانشجویان نابینا از سبک های انطباق و همگرا بیشتر استفاده می کنند. در مقابل دانشجویان بینا در مقایسه با دانشجویان نابینا سبک واگرا را بیشتر ترجیح می دهند. در استفاده از سبک جذب بین دو گروه تفاوت معنی داری مشاهده نشد (05/0> P). با توجه به سبک های غالب انطباق و همگرا در دانشجویان نابینا پیشنهاد می شود از روش های آموزشی سخنرانی، شبیه سازی و ایفای نقش بیشتر استفاده کنند. همچنین با استفاده از راهبردهای مختلف آموزشی، مهارت های ارتباطی این دانشجویان تقویت شود، زیرا همگراها کمتر به موضوعاتی که مستلزم کار با افراد دیگر و مردم است علاقه نشان می دهند.
بررسی تحول مفهوم فضای اقلیدسی در دانش آموزان ناشنوا و شنوا
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به منظور بررسی مقایسه ای جایگاه اجتماعی معلمان ابتدایی، راهنمایی و متوسطه استان انجام شد. این پژوهش به روش توصیفی انجام گرفت و دیدگاه 372 نفر از معلمان مقاطع مختلف 17 منطقه آموزش و پرورش استان که به روش تصادفی خوشه ای انتخاب شده بودند، در زمینه ی مهم ترین شاخص های منزلت اجتماعی یعنی نیازهای مادی و معیشتی، نیازهای امنیتی و اجتماعی مورد بررسی قرار گرفت. یافته ها نشان می دهند که دغدغه بزرگ معلمان رفع نیازهای مادی و معیشتی آنهاست و از این نظر بین مقاطع مختلف تفاوت معنی داری وجود ندارد. از نظر امنیت شغلی فقط 85/48 درصد معلمان مورد مطالعه خود را فاقد امنیت شغلی معرفی کرده بودند و این امر در بین دارندگان مدارک بالاتر، بیشترمحسوس بود. دلایل ناامنی معلمان به ترتیب: ترس از بیان و نقد اندیشه های مختلف، ترس از بیان ضعف های احتمالی حاکم بر سازمان و ترس از عواقب انتقاد صحیح و منطقی از مدیریت آموزشگاه بیان شده بود.
از نظر نیازهای اجتماعی معلمان، بین آنان در مقاطع مختلف تفاوت معنی داری وجود نداشت. میانگین نیازهای مادی، امنیتی و اجتماعی معلمان ابتدایی و راهنمایی تفاوت معنی داری نداشت اما میانگین مربوط به معلمان متوسطه از دو گروه دیگر پایین تر بود.
تجارب مادران کودکان دچار افت شنوایی عمیق بعد از کاشت حلزونی: یک مطالعه پدیدارشناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه: کاشت حلزونی در کودکان دچار افت شنوایی عمیق، نه تنها خود آن ها بلکه والدین و به ویژه مادر را نیز درگیر می کند. بررسی تجارب زیسته مادران بعد از جراحی کاشت حلزونی فرزندان، احساسات و نگرش های آن ها نسبت به مسایل و نیازهای بعد از جراحی را برای مراقبت و آموزش فرزندان انعکاس می دهد که تاکنون موردمطالعه قرار نگرفته است. بنابراین، هدف پژوهش حاضر، کشف، شناسایی و تبیین تجارب مادران کودکان دچار افت شنوایی عمیق بعد از کاشت حلزونی بود.
روش: در این پژوهش پدیدارشناختی 11مادر به روش نمونه گیری هدفمند از مرکز توانبخشی شنوایی اردبیل در سال1393 انتخاب شدند. اطلاعات به روش مصاحبه عمیق جمع آوری شد. تجزیه وتحلیل اطلاعات با استفاده از روش پیشنهادی اسمیت انجام شد.
یافته ها: از یافته های پژوهش حاضر 7مضمون اصلی با عنوان «مشغولیت»، «مواجهه»، «امیدواری»، «سخت گیری»، «پذیرش»، «سازگاری» و «آینده نگری» و تعدادی مضمون فرعی استنتاج شد.
نتیجه گیری: این یافته ها می تواند اطلاعات لازم را برای پیشبرد منابع حمایتی کاشت حلزونی کودکان در جهت تامین سلامت روان مادران فراهم آورد.
تاثیر آموزش مهارت های ارتباط موثر والدمحور بر مهارت های اجتماعی کودکان کم شنوا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه: بیش از 90 درصد از کودکان آسیب دیده شنوایی، دارای والدین شنوا هستند و والدین آن ها شیوه ارتباط با این کودکان را نمی دانند. پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر آموزش مهارت های ارتباط موثر والد محور بر مهارت های اجتماعی کودکان کم شنوا انجام شد.
روش: در این پژوهش، از روش نیمه آزمایشی با طرح کنترل نابرابر، استفاده شد و جامعه آماری در این آزمون شامل مادران کودکان کم شنوای 6-4 سال شهرستان رشت در سال تحصیلی 94-1393 بودند که تعداد 24 نفر از آن ها برحسب شرایط ورود به پژوهش، انتخاب و به شکل تصادفی ساده در 2 گروه آزمایش و گواه جای دهی شدند. برای جمع آوری داده ها در این پژوهش از پرسش نامه مهارت های اجتماعی کودکان پیش از دبستان، فرم والدین (گرشام و الیوت،1990) استفاده شد. برنامه آموزش مهارت های ارتباط موثر، در 8 جلسه با مشارکت والدین دانش آموزان کم شنوا به گروه آزمایش ارایه شد، درحالی که گروه گواه، آموزشی در این زمینه دریافت نکردند.
یافته ها: برای تحلیل داده ها از آزمون تحلیل کوواریانس استفاده شد. داده های حاصل از تحلیل کوواریانس نشان داد که در مرحله پس آزمون، بین 2 گروه آزمایش و گواه، از نظر مهارت های اجتماعی کودکان کم شنوا، تفاوت معناداری وجود دارد و آموزش مهارت های ارتباط موثر به والدین کودکان کم شنوا بر افزایش مهارت های اجتماعی کودکان کم شنوا (P<0/001) موثر است. همچنین نتایج نشان داد که آموزش مهارت های ارتباط موثر بر همکاری و جرأت ورزی موثر است و باعث بهبود آن شده اما تاثیری بر مسئولیت پذیری و خودمهارگری ندارد.
نتیجه گیری: می توان چنین گفت که آموزش مهارت های ارتباط موثر می تواند به عنوان یک برنامه آموزشی کارآمد در جهت کمک به افزایش مهارت های اجتماعی کودکان کم شنوا، مورد استفاده قرار بگیرد.
آموزش گوش دادن به کودکان درخودمانده
حوزههای تخصصی: