فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۴۱ تا ۲۶۰ مورد از کل ۱٬۱۷۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر، با هدف بررسی تأثیر به کارگیری کارپوشه الکترونیکی بر راهبردهای انگیزشی دانشجویان انجام شد. روش پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش را کلیه دانشجویان دانشکده علوم تربیتی و روان شناسی دانشگاه علامه طباطبایی که در سال تحصیلی 93-1392 مشغول به تحصیل بودند، تشکیل می دادند. نمونه پژوهش شامل دو کلاس از مقطع کارشناسی ارشد بود که به صورت در دسترس انتخاب گردیدند. تعداد دانشجویان هر کلاس، 18 نفر و کل تعداد نمونه 36 نفر بودند که به صورت تصادفی به دو گروه آزمایش و کنترل تقسیم شدند. در ابتدای ترم از هردو گروه در شرایطی یکسان پیش آزمون به عمل آمد. سپس، گروه آزمایش به مدت یک ترم در معرض سنجش به شیوه کارپوشه الکترونیکی قرار گرفت و در پایان ترم جهت بررسی تغییرات، پس آزمون بر هر دو گروه اجرا گردید. برای تحلیل داده های به دست آمده، از روش تحلیل کوواریانس استفاده گردید. یافته ها نشان داد که باورهای انگیزشی گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل به طور معناداری افزایش یافته است. بنابراین، می توان نتیجه گرفت که کارپوشه الکترونیکی یکی از ابزارهای سنجش و آموزش می باشد که موجب بهبود باورهای انگیزشی دانشجویان می شود.
مکانیزم های دفاعی در خانواده های افراد مبتلا به سومصرف موادمخدر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف:هدف از انجام این پژوهش، بررسی مکانیزم ها و سبک های دفاعی در خانواده افراد مبتلا به مصرف و سوء مصرف مواد بود. روش: طرح پژوهش حاضر توصیفی بود. نمونه این پژوهش متشکل از 280 نفر(هرگروه 70 نفر) از خانواده افراد سومصرف کنندگان مواد مخدر، الکل، دارو و سیگار بود که با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده جهت سنجش مکانیزم های دفاعی پرسش نامه سبک های دفاعی آندروز(1993) بود. یافته ها: بیشترین میانگین و درصد استفاده از مکانیزم های رشد نایافته در همراهان بیماران مبتلا به مصرف مواد مخدر و الکل بوده و کمترین میانگین و درصد در همراهان بیماران مبتلا به مصرف مواد آرام بخش بوده است. در میان مکانیزم های رشد نایافته بیشترین درصد استفاده را انکار در همراهان سوء مصرف الکل و کمترین درصد استفاده را مکانیزم گذار به عمل در همراهان مصرف مواد مخدر داشته است. نتیجه گیری: مکانیزم های دفاعی شناخت ما را از خود تغییر می دهد، از این رو مکانیزم های دفاعی ناپخته، مانعی برای درک واقعیت در افراد می شوند و امکان دفاع منطقی و موثر را از فرد سلب می کنند و ظرفیت بینشی و خوداکتشافی فرد را کاهش می دهند.
مقایسه تفاوت های جنسیتی در انگیزش مشارکت ورزشی دانش آموزان ورزشکار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، بررسی و مقایسه تفاوت های جنسیتی در انگیزش مشارکت ورزشی دانش آموزان ورزشکار مقطع متوسطه بود. روش پژوهش حاضر توصیفی و از نوع مقایسه ای بود که به شکل میدانی انجام گرفت. جامعه آماری پژوهش، دانش آموزان شرکت کننده در مسابقات ورزشی دختران و پسران مقطع متوسطه آموزش و پرورش استان خراسان رضوی بودند که در سال 1391 شرکت داشتند. بدین منظور 589 نفر از دختران و پسران دانش آموز با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات، پرسشنامه گیل و همکاران بود. از آزمون های کالموگروف اسمیرنوف (K-S) و من ویتنی برای تجریه و تحلیل داده ها استفاده شد. بررسی یافته ها نشان داد که تفاوت معنی داری بین انگیزش مشارکت ورزشی دختران و پسران دانش آموز وجود دارد (001/0≥P). همچنین نتایج نشان داد که تفاوت معنی داری در مؤلفه های انگیزش مشارکت از جمله موفقیت، آمادگی، رهایی انرژی، دوست یابی و تفریح در بین دختران و پسران وجود دارد (001/0≥P). و بین مؤلفه های جو گروهی، عوامل موقعیتی و توسعه مهارت تفاوتی مشاهده نشد. در تمامی مؤلفه های مذکور به جز توسعه مهارت، انگیزه مشارکت دختران بالاتر از پسران بود.
موفقیت تحصیلی بر اساس جهتگیری هدف و بهزیستی ذهنی دانشآموزان و والدین: الگوی مدلیابی معادلات ساختاری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مطالعه حاضر با هدف تبیین موفقیت تحصیلی بر اساس جهت گیری هدف و بهزیستی ذهنی دانش آموزان و والدین در بین دانش آموزان دختر سال سوم متوسطه شهر تهران در سال تحصیلی 1391-1390 انجام شد. مطالعه حاضر از نوع همبستگی است که با روش نمونه گیری خوشه ای تعداد 441 نفر دانش آموز دختر به همراه والدینشان از جامعه مورد نظر انتخاب شدند. اطلاعات از طریق مقیاس پاناس، مقیاس جهت گیری هدف، مقیاس ادراک جهت گیری هدفی والدین را دانش آموزان و مقیاس رضایت از زندگی جمع آوری شد. برای ارزیابی موفقیت تحصیلی از معدل دانش آموزان استفاده شد. یافته ها نشان داد الگوهای ساختاری مفروض با داده ها برازش قابل قبولی دارد و والدین با موفقیت تحصیلی دارد. نتایج پژوهش نشان می دهد که میان دانش آموزان دختر مورد مطالعه بخشی از تمایز موفقیت تحصیلی از طریق بهزیستی ذهنی و جهت گیری هدف دانش آموزان و بهزیستی ذهنی و جهت گیری هدف والدین آنان قابل تبیین است.
خودکارآمدی تحصیلی به عنوان میان جیگر ارتباط کمال گرایی خود-مدار و اضطراب امتحان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش1 بررسی رابطه میان متغیرهای مکنون اضطراب امتحان، کمال گرایی (خود-مدار و جامعه - مدار) و خودکارآمدی تحصیلی با استفاده از مدل یابی معادلات ساختاری است. جامعه آماری پژوهش، دانش آموزان مقطع راهنمایی استان تهران بودند که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. اطلاعات مورد نظر با بهره گیری از پرسشنامه های اضطراب امتحان (ابوالقاسمی، 1375)، کمال گرایی چندبعدی (بشارت، 1375) و خودکارآمدی تحصیلی (جینکس و مورگان، 1999) گردآوری شد. یافته های پژوهش نشان داد که خودکارآمدی تحصیلی تنها رابطه میان کمال گرایی خود-مدار و اضطراب امتحان را میان جیگری می کند و نقش خودکارآمدی تحصیلی در ارتباط میان کمال گرایی جامعه - مدار و اضطراب امتحان ناچیز است. در نتیجه گیری کلی، پژوهش نشان داد که هر چند خودکارآمدی تحصیلی در این دانش آموزان تا حدودی سبب کاهش اضطراب امتحان می شود، اما زمانی که این افراد در شرایط استرس زای امتحان قرار می گیرند باورهای سازش یافته آنها فعال می شود و متعاقب آن اضطراب امتحان معناداری را تجربه می کنند. این پژوهش یافته هایی در زمینه حمایت از فرضیه آسیب پذیری خاص فراهم آورد که نشان می دهد کمال گرایی خود- مدار تحت شرایط استرس زا دارای پیامدهای سازش نایافته است.
اثر بخشی آموزش مبتنی بر رویکرد التقاط گرایی فنی در تاب آوری و خودکارآمدی بیماران مبتلا به وسواس- بی اختیاری هم ابتلا به افسردگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، تعیین اثربخشی آموزش مبتنی بر رویکرد التقاط گرایی فنی بر افزایش تاب آوری و خود کار آمدی بیماران مبتلا به وسواس- بی اختیاری هم ابتلا به افسردگی بود. در این مطالعه شبه تجربی، از بین 60 نفر از مراجعان یکی از کلینیک های روان پزشکی شهر تهران با تشخیص وسواس – بی اختیاری، 24 نفر انتخاب شده، 12 نفر در گروه آزمایشی و 12 نفر در گروه دارو درمانی جایگزین شدند. گروه ازمایش به مدت 12 جلسه تحت آموزش مبتنی بر رویکرد التقاط گرایی فنی قرار گرفتند. هر دو گروه در پیش آزمون و پس آزمون مقیاس تاب آوری کانر و دیوید سون (2003) و مقیاس خود کار آمدی عمومی (شرر و دیگران، 1982) را تکمیل کردند. نتایج تحلیل کوواریانس نشان دادند که آموزش بر مبنای رویکرد التقاط گرایی فنی موجب افزایش خودکارآمدی بیماران وسواس – بی اختیاری شده است (P<0/05) اما این رویکرد در افزایش تاب آوری بیماران وسواس – بی اختیاری تاثیر معناداری نداشته است. یافته های این پژوهش می تواند در تلویحات کاربردی بالینی رویکرد التقاط گرایی فنی بر خود کار آمدی بیماران مبتلا به وسواس بی اختیاری هم ابتلا به افسردگی موثر باشد
رابطه سبک های فرزندپروری ادراک شده با اهمال کاری و خودناتوان سازی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر، بررسی و تعیین رابطه ی سبک های فرزندپروری ادراک شده با اهمال کاری و خود ناتوان سازی بود. پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی است.بدین منظور از طریق نمونه گیری تصادفی خوشه ای150 دانش آموز پایه ی سوم دبیرستان های شهر کرج انتخاب شدند و پرسشنامه های سبک های فرزندپروری، سهل انگاری و خودناتوان سازی را تکمیل کردند. داده ها به وسیله ی تحلیل رگرسیون گام به گام و ضریب همبستگی پیرسون مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفتند. نتایج نشان داد، سبک فرزندپروری مستبدانه با اهمال کاری و خود ناتوان سازی رابطه مثبت و معنادار دارد و سبک های فرزندپروری مقتدرانه و سهل گیرانه با خودناتوان سازی رابطه منفی و معنادار دارند. نتایج تحلیل رگرسیون گام به گام نشان داد، از میان سبک های فرزندپروری ادراک شده، سبک فرزندپروری مستبدانه پیش بین مثبت و معنادار اهمال کاری و سبک مقتدرانه پیش بین منفی و معنادار خودناتوان سازی است. در مجموع، یافته ها بیانگر آن بود که می توان از طریق محبت و مشارکت بیشتر والدین در امر فرزندپروری، از آثار زیانبار رفتار اهمال کاری و خودناتوان سازی جلوگیری بهعمل آورد.
تاثیر تعلیم تفکر انتقادی بر رشد مهارت های اجتماعی دانشجویان علوم پزشکی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
اهداف: بسیاری از صاحب نظران معتقدند که آموزش تفکر انتقادی در فعالیت های اجتماعی و به خصوص تعاملات افراد موثر است. پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر آموزش تفکر انتقادی بر رشد مهارت های اجتماعی دانشجویان پزشکی انجام شد.
روش ها: این پژوهش شبه آزمایشی از نوع پیش آزمون و پس آزمون در سال 1392 انجام شد. جامعه آماری پژوهش، کلیه دانشجویان پزشکی سال اول دانشگاه علوم پزشکی ارومیه بودند که از بین آنها 200 نفر (100 نفر برای گروه کنترل و 100 نفر برای گروه آزمایش) با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. میزان مهارت های اجتماعی دانشجویان از طریق پرسش نامه استانداردشده ﻣﺎﺗﺴﻮن در مراحل پیش آزمون و پس آزمون (بعد از آموزش تفکر انتقادی) مورد بررسی قرار گرفت. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آنالیز کوواریانس یک طرفه انجام شد.
یافته ها: آموزش تفکر انتقادی بر افزایش مهار ت های اجتماعی مناسب (003/0=p)، کاهش مهارت های اجتماعی نامناسب (005/0=p)، کاهش تکانشی عمل کردن و سرکش بودن (002/0=p)، برتری طلبی (044/0=p) و افزایش رابطه با همسالان (0001/0=p) تاثیر معنی داری داشت.
نتیجه گیری: آموزش تفکر انتقادی بر رشد مهارت های اجتماعی دانشجویان پزشکی موثر است.
عوامل و مؤلّفه های بنیادی تدریس اثربخش در آموزش عالی از دیدگاه دانشجویان و اعضای هیأت علمی دانشگاه کردستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی پژوهش حاضر شناسایی عوامل و مؤلّفه های تدریس اثربخش به منظور فراهم آوردن یک چهارچوب فراگیر برای مقوله های بنیادی تدریس اثربخش ازنظر اعضای هیأت علمی و دانشجویان دانشگاه کردستان بود. در انتخاب نمونه آماری با استفاده از رویکرد کمّی و روش نمونه گیری طبقه ای، نمونه ای شامل 383 دانشجو و 156 عضو هیأت علمی در نیمسال دوم سال تحصیلی 1391 در دانشگاه کردستان انتخاب و مطالعه شدند. ابزار پژوهش پرسشنامه ای پژوهشگرساخته بر اساس مؤلّفه های رایج در پیشینه و پژوهش های موجود بود که ضریب پایایی آن در مطالعه اولیه، 91/0 بر اساس آلفای کرونباخ محاسبه شد. داده ها به وسیله تحلیل عاملی اکتشافی با روش مؤلّفه های اصلی تحلیل شدند. نتایج نشان داد که عوامل و مؤلّفه های اساسی تدریس اثربخش از دیدگاه دانشجویان، شامل مهارت های آموزشی، ارزیابی نظام مند و منش فردی بودند. این عوامل و مؤلّفه ها ازنظر اعضای هیأت علمی متفاوت بودند. آن ها علاوه بر مهارت های آموزشی و منش فردی، خصوصیات اخلاقی و عوامل ارتباطی را به عنوان دو مؤلّفه مهم دیگر تدریس اثربخش در آموزش عالی برشمردند. با ترکیب داده های هر دو گروه، تجربه اعضای هیأت علمی به عنوان مؤلّفه دیگری از تدریس اثربخش شناسایی شد.
رابطه باورهای انگیزشی (خودکارآمدی، انگیزش تحصیلی، اضطراب آزمون) با عملکرد تحصیلی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش، بررسی رابطه باورهای انگیزشی (خودکارآمدی، انگیزش تحصیلی، اضطراب آزمون) با عملکرد تحصیلی دانش آموزان مقطع راهنمایی (متوسطه اول) شهر اردبیل بود. روش پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی است. در این پژوهش، 75 دانش آموز به صورت تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. برای بررسی متغیرهای پژوهش از مقیاس خودکارآمدی عمومی شرر و همکاران، مقیاس انگیزه پیشرفت (AMQ) هرمنس و مقیاس اضطراب امتحان اهواز استفاده شد. معدل کل دانش آموزان در ترم قبلی نیز به عنوان شاخص برای اندازه گیری عملکرد تحصیلی در نظر گرفته شد. تحلیل چند متغیری رگرسیون نشان داد، متغیرهای انگیزش تحصیلی (001/0> P)، خودکارآمدی (001/0> P) و اضطراب آزمون (05/0> P) به ترتیب پیش بین های معناداری برای عملکرد تحصیلی هستند. همچنین بین خودکارآمدی، انگیزش تحصیلی و اضطراب آزمون ضریب همبستگی معناداری به دست آمد. به نظر محققان شایسته است معلمان و مربیان با فراهم آوردن شرایط مناسب برای افزایش انگیزش تحصیلی، رشد خودکارآمدی و تنظیم اضطراب آزمون به دانش آموزان فرصت بیشتری برای یادگیری فراهم آورند. همچنین توانمندسازی مشاورین مدارس در جهت تشخیص و ارائه خدمات روان شناختی از اهمیت اساسی برخوردار است. بنابراین نتایج حاصل می تواند تلویحات مهمی در زمینه آموزش و خدمات مشاوره ای دانش آموزان داشته باشد.
بررسی ویژگی های شناختی اجتماعی بازنمایی ذهنی دغدغه های اخلاقی: گروه بندی، جهت گیری انگیزشی و بافت ارتباطی بنیادهای اخلاقی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: نظریه بنیادهای اخلاقی از جمله نظریات اخیر درباره قضاوت اخلاقی در حوزه شناخت اجتماعی است. این نظریه، شش بنیادِ مراقبت، انصاف، وفاداری، اطاعت، تقدس و آزادی را زیربنای دغدغه های اخلاقی شمرده است. مطالعه حاضر با هدف بررسی ویژگی های این بنیادها در ذهنیت اخلاقی فرهنگ ایرانی و مقابله آن با یافته ها و پیش بینی های خارجی، از جمله مجادله اخیر دو نظریه پرداز این حوزه، گراهام و جنوف -بالمن، انجام شده است. روش: شرکت کنندگان، 172 نفر ایرانی بودند که از آنها درباره جامعه آرمانی و رفتارهای اخلاقی و غیراخلاقی سوال شد. پاسخ های افراد از نظر تعلق به بنیادها بررسی و کدگذاری شد. براساس آن، مصداق های هر بنیاد و بار انگیزشی و بافت ارتباطی آنها تعیین شد. برای تعیین گروه بندی بنیادها از تحلیل عاملی اکتشافی، برای مقایسه بار انگیزشی بنیادها از تحلیل واریانس، و برای مقایسه فراوانی مصداق های هر بنیاد در بافت های ارتباطی از آزمون خی دو استفاده شد. یافته ها: تعداد عامل های استخراج شده از بنیادها در متن هر یک از سه پرسش سه بود. بنیادها از نظر بار انگیزشی با هم متفاوت بودند، اما تقریباً همه آنها مصداق هایی از هر دو جهت گیری انگیزشی داشتند. همچنین، علی رغم تمرکز هر بنیاد بر یک یا دو بافت خاص، تقریباً همه آنها مصداق هایی معطوف به هر سه بافت ارتباطی داشتند. نتیجه گیری: یافته ها از ابرساختار سه گانه اخلاق حمایت می کنند. نتایج همچنین بیانگر آن است که جنوف بالمن تصویر محدودی از جهت گیری انگیزشی بنیادها ترسیم کرده است، همان طور که فرضیات پردازندگان نظریه بنیادهای اخلاقی نیز تنوع بافت ارتباطی بنیادها را دست کم گرفته است
تاثیر آموزش مهارت های اجتماعی بر عزت نفس و ابعاد هویت کودکان کار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر آموزش مهارت های اجتماعی بر عزت نفس و ابعاد هویت کودکان کار شهرستان گرگان بود ؛ به این منظور 96 کودک کار ( پسر و دختر ) به عنوان جمعیت نمونه از بین 125 کودک کار شهرستان گرگان و بر اساس جدول کوهن با روش نمونه گیری هدفمند در دسترس انتخاب شد ، سپس تعداد 50 نفر از کودکان کار که بر اساس مقیاس مهارت اجتماعی متسون ، پرسش نامه عزت نفس کوپر اسمیت و پرسش نامه ابعاد هویت چیک نمره پایینی کسب نموده بودند به صورت کاملا تصادفی انتخاب و با استفاده از طرح آزمایشی پیش آزمون و پس آزمون در یکی از دو گروه آزمایش و کنترل جای داده شد. در ادامه کودکان گروه آزمایشی ، در 12 جلسه یک ساعته در دوره آموزش مهارت های اجتماعی شرکت داده شدند . پس از برگزاری برنامه مداخله ای، دو گروه آزمایشی و کنترل با یکدیگر مقایسه شدند . یافته ها نشان می دهد برنامه مداخله ای ، اثر معناداری (01/0p < ) بر بهبود عزت نفس و ابعاد هویت کودکان کار در گروه آزمایشی دارد .
پیش بینی سبک های مقابله ای و ابراز وجود بر اساس سبک های دلبستگی در دانشجویان دختر و پسر دانشگاه های کاشان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در پژوهش حاضرT نقش سبک های دلبستگی در پیش بینی سبک های مقابله ای و ابرازوجود بررسی شد. روش پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی و جامعة آماری، دانشجویان دانشگاه های کاشان در سال تحصیلی 90-91 بودند که از این تعداد، 400 نفر با شیوة نمونه گیری طبقه ای انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از سه پرسشنامة سبک های دلبستگی هازن و شاور(AAI)، مقیاس سبک های مقابله ا ی اندلر و پارکر(CISS) و ابرازوجود گمبریل-ریچی(AI)؛ و برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی ساده استفاده شد. نتایج حاصل از رگرسیون نشان داد که سبک های دلبستگی؛ سبک مقابله ای مسئله مدار، سبک مقابله ای اجتناب مدار، و ابرازوجود را به صورت مثبت پیش بینی می کنند. همچنین، سبک دلبستگی ناایمن-اجتنابی، سبک مقابله ای هیجان مدار را به صورت مثبت؛ و سبک مقابله ای مسئله مدار و ابراز وجود را به صورت منفی پیش بینی می کند. نتایج حاصل از تحلیل رگرسیون در دختران و پسران نیز بیانگر آن است که تفاوت بین دانشجویان دختر و پسر در پیش بینی سبک های مقابله ای و ابرازوجود توسط سبک های دلبستگی معنادار می باشد. نتایج این پژوهش همسو با یافته های پژوهش های پیشین، نشان دهندة آن است که سبک های دلبستگی، سبک های مقابله ای و ابراز وجود را به صورت معنادار پیش بینی می کنند.
رابطه تنظیم شناختی هیجان، خودکارآمدی، برانگیختگی و مهارت های اجتماعی با سوء مصرف مواد در نوجوانان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش به منظور بررسی ارتباط تنظیم شناختی هیجان، خودکارآمدی، برانگیختگی و مهارت های اجتماعی با سوء مصرف مواد در دانش آموزان انجام شد. روش: این تحقیق از نوع همبستگی بود که در مقوله طرح های توصیفی قرار دارد. تعداد 400 دانش آموز پایه های اول و دوم دبیرستان های شهر شیراز در سال تحصیلی 91-90 با روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند و به مقیاس های تنظیم شناختی-هیجان، خودکارآمدی، برانگیختگی، مهارت های اجتماعی و فهرست سوء مصرف مواد (محقق ساخته) پاسخ دادند. یافته ها: نتایج نشان دادند برانگیختگی و سطوح پایین مهارت های اجتماعی سهم معناداری در پیش بینی سوء مصرف مواد دارند. نتیجه گیری: نتایج مبین آن بودند که بر انگیختگی رفتاری، سطوح پایین خودکارآمدی، تنظیم شناختی هیجان، عدم تفکر و برنامه ریزی در کارها و سطوح پایین مهارت های اجتماعی در گرایش نوجوانان به سوء مصرف مواد موثراند.
ویژگیهای روان سنجی پرسشنامه احساس تعلق به مدرسه و ارتباط آن با فرسودگی تحصیلی و انگیزش پیشرفت در میان دانش آموزان شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی روانسنجی پرسشنامه احساس تعلق به مدرسه بری،بتی و وات(2005) در بین دانش آموزان مقطع متوسطه انجام گرفت.
روش: روش پژوهش از نوع توصیفی- پیمایشی و جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان دختر و پسر مقطع متوسطه بود.نمونه مورد بررسی 350 دانش آموز(200پسر و 150دختر)بود که از طریق نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند.ابزارهای پژوهش پرسشنامه احساس تعلق به مدرسه، فرسودگی تحصیلی و پرسشنامه انگیزش پیشرفت هرمنس بودند. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آلفای کرونباخ، تحلیل عاملی اکتشافی و ضریب همبستگی انجام شد.
یافته ها: آلفای کرونباخ کل مقیاس برابر با 88/0 است که حاکی از پایایی مطلوب این مقیاس میباشد. به منظور تعیین روایی واگرا،همبستگی این مقیاس با پرسشنامه فرسودگی تحصیلی محاسبه شد (567/0-)که حاکی از همبستگی منفی و معنی داری بود. علاوه بر این همبستگی مقیاس احساس تعلق به مدرسه و مقیاس انگیزش پیشرفت برابر441/0 میباشد که روایی همگرای مقیاس احساس تعلق به مدرسه را تائید می کند. نتایج تحلیل عاملی اکتشافی وجود شش خرده مقیاس حمایت معلم،مشارکت در اجتماع،احساس رعایت عدالت و احترام، احساس مثبت به مدرسه،تعلق فرد به مدرسه،مشارکت علمی را برای این مقیاس تائید کرده است.
نتیجه گیری: مقیاس اندازه گیری احساس تعلق به مدرسه را می توان به عنوان یک ابزار پایا و معتبر در موقعیتهای آموزشی و پژوهشی به کار برد.
بررسی چگونگی کاربست مؤلفه های آموزش و پرورش انسان گرایانه با تأکید بر افزایش انگیزة تحصیلی دانش آموزان در مدارس ابتدایی تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر، به منظور بررسی چگونگی کاربست مؤلفه های آموزش و پرورش انسان گرایانه، با تأکید بر افزایش انگیزة تحصیلی دانش آموزان در مدارس ابتدایی منطقه دو تهران در سال تحصیلی 94-93 از منظر مجریان و معلمان ذی ربط انجام شده است. این تحقیق از نوع تحقیقات کاربردی و شیوة انجام آن زمینه ای است. جامعة پژوهش را دو گروه مجریان (مدیران و معاونان) و معلمان مدارس ابتدایی دولتی، غیردولتی (پسرانه، دخترانه) منطقه دو شهر تهران تشکیل می دهند. گروه نمونه بر اساس جدول کوکراین و مورگان 183 نفر از مجریان (مدیر و معاونان) و 295 نفر از مربیان است که به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شده است. با مطالعة ادبیات تحقیق در حوزة آموزش پرورش انسان گرا، پرسش نامة محقق ساخته در چهار مؤلفه، جهت گردآوری داده ها تدوین گردید. روایی صوری و محتوایی آن با استفاده از نظر متخصصان دانشگاهی و پایایی آن با ضریب آلفای کرونباخ (824/0) مشخص شد. داده های جمع آوری شده با استفاده از نرم افزار SPSS و آزمون های آماری ناپارامتریک خی دو مورد تجزیه تحلیل قرار گرفت. نتایج تحقیق نشان می دهد که میزان کاربست هر چهار مؤلفه در حد مطلوب نیست؛ بنابراین پیشنهاد می شود با توجه به اهمیت آموزش و پرورش انسان گرایانه در رشد همه جانبة دانش آموزان، دوره هایی تحت همین عنوان جهت ارتقای علمی مجریان و مربیان از سوی سازمان آموزش و پرورش در نظر گرفته شود.