فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۲۱ تا ۲۴۰ مورد از کل ۱٬۱۲۱ مورد.
منبع:
اعتیادپژوهی سال سیزدهم تابستان ۱۳۹۸ شماره ۵۲
203-216
حوزههای تخصصی:
هدف: بنابه نظر متخصصان توانایی ذهن خوانی زیربنای توانایی انسان در تعاملات اجتماعی پیچیده را می سازد. هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر آموزش گروهی توانایی ذهن خوانی بر افزایش این توانایی در افراد دارای وابستگی به مواد بود. روش: در این پژوهش از روش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه استفاده شد. برای این منظور 36 نفر از مراجعان تحت درمان سرپایی اعتیاد به صورت در دسترس انتخاب شدند و به تصادف به دو گروه تقسیم شدند. آزمون ذهن خوانی بارون- کوهن برروی هر دو گروه اجرا شد. برای گروه آزمایشی یک دوره 24 جلسه ای آموزش گروهی اجرا شد. در نهایت آزمون ذهن خوانی به عنوان پس آزمون برروی هر دو گروه اجرا شد. یافته ها: نتایج حکایت از معناداری تفاوت دو گروه داشت (0/05 P< ). نتیجه گیری: این مطالعه ارتباط بین مصرف مواد افیونی و ضعف در ذهن خوانی را نشان داد. همچنین نشان داد آموزش گروهی متمرکز به آگاهی از احساسات خود و دیگران می تواند در بهبودی عملکرد ذهن خوانی مؤثر باشد.
بررسی برازش مدل خطرپذیری نوجوانان ایرانی در زمینه اعتیاد با تأکید بر کارکرد خانواده و طرح واره های ناسازگار، تحمل پریشانی و تنظیم هیجان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اعتیادپژوهی سال سیزدهم زمستان ۱۳۹۸ شماره ۵۴
67-90
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش با هدف بررسی برازش مدل خطرپذیری نوجوانان ایرانی در زمینه اعتیاد با تأکید بر کارکرد خانواده و طرح واره های ناسازگار، تحمل پریشانی و تنظیم هیجان در بین دانش آموزان قم انجام شد. روش: روش پژوهش توصیفی- همبستگی از نوع معادلات ساختاری بود. جامعه پژوهش شامل نوجوانانی که در سال تحصیلی 97-96 در مدارس متوسطه دوره دوم شهر قم مشغول به تحصیل بودند. با روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی 322 نفر از آن ها انتخاب شدند. پرسش نامه های تحمل آشفتگی سیمونز و گاهر (2005)، تنظیم هیجان گرنفسکی و همکاران (2001)، سنجش کارکرد خانواده اپشتاین و همکاران (1995)، طرح واره های ناسازگار اولیه یانگ (1994) و پذیرش اعتیاد وید و همکاران (1992) در گروه نمونه اجرا شد. یافته ها: نتایج نشان داد کارکرد خانواده بر خطرپذیری اعتیاد رابطه مستقیم و به واسطه ی تنظیم هیجانی و تحمل پریشانی بر خطرپذیری اعتیاد تاثیر غیرمستقیم دارد. همچنین طرح واره های ناسازگار اولیه بر خطرپذیری اعتیاد رابطه مستقیم، و به واسطه تنظیم هیجانی بر خطرپذیری اعتیاد اثر غیرمستقیم داشته اما، طرح واره های ناسازگار اولیه به واسطه تحمل پریشانی بر خطر پذیری اعتیاد تاثیری ندارد. علاوه بر این، تحمل پریشانی و تنظیم هیجانی بر خطرپذیری اعتیاد تاثیر مستقیم دارد. به طور کلی چهار متغیر توانستند متغیر خطرپذیری به اعتیاد را در نوجوانان تبیین نمایند. نتیجه گیری: در این پژوهش با شناسایی تعدادی از متغیرهای روان شناختی مؤثر در گرایش دانش آموزان به مواد مخدر، لزوم توجه بیشتر به سلامت روان دانش آموزان و تدوین برنامه های پیشگیرانه و درمانی در این حوزه جهت کاهش شیوع اعتیاد و رفع تاثیرات مخرب آن ضروری به نظر می رسد.
مقایسه اثربخشی تن آرامی و ذهن آگاهی بر تنظیم شناختی هیجان و عملکرد خانواده در سوءمصرف کنند گان مواد کندکننده پس از سم زادیی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اعتیادپژوهی سال سیزدهم زمستان ۱۳۹۸ شماره ۵۴
147-164
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش مقایسه اثربخشی تن آرامی و ذهن آگاهی بر تنظیم شناختی هیجان و عملکرد خانواده در گروه مصرف کننده مواد کندکننده پس از سم زادیی بود. روش : این پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون –پس آزمون-پیگیری با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش بیماران مرد بودند که برای ترک مواد کندکننده به مرکز خصوصی ترک اعتیاد بیماران سرپایی وابسته به سازمان بهزیستی اهواز در سال 1397 مراجعه نمودند. از بین آن ها، 60 نفر به شیوه نمونه گیری دردسترس انتخاب و با روش تصادفی ساده در دو گروه آزمایشی و یک گروه گواه 20 نفره جایگزین شدند. گروه آزمایشی تن آرامی در طی 10 جلسه و گروه آزمایشی ذهن آگاهی در طی 8 جلسه 60 دقیقه ای به صورت گروهی تحت آموزش قرار گرفتند. پرسش نامه های تنظیم شناختی هیجان گارنفکسی و همکاران (2002) و عملکرد خانواده مک مستر (1998) پیش از آغاز درمان، و پایان جلسات درمان و همچنین مرحله پیگیری 3 ماهه پس از درمان اجرا شدند. یافته ها: نتایج نشان داد به کارگیری تن آرامی تدریجی و ذهن آگاهی در تنظیم شناختی هیجان و عملکرد خانواده موثر است و بین اثربخشی تن آرامی و ذهن آگاهی بر تنظیم شناختی هیجان و عملکرد خانواده در سوءمصرف کنند گان مواد کندکننده پس از سم زادیی تفاوت وجود دارد. نتیجه گیری : با توجه به مولفه های مشترک دو روش استفاده از روش های ترکیبی مانند ذهن آگاهی مبتنی بر تن آرامی در درمان افراد سوءمصرف کننده پیشنهاد می شود.
مطالعه پدیدارشناسانه بسترهای اعتیاد به مواد مخدر در زنان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اعتیادپژوهی سال سیزدهم بهار ۱۳۹۸ شماره ۵۱
31-54
حوزههای تخصصی:
هدف: گزارش های رسمی نشان می دهد علاوه برافزایش روزافزون مصرف مواد مخدر در کشور، روند اعتیاد از تک جنسیتی به سمت دوجنسیتی می رود. عوامل متعددی در سبب شناسی سوءمصرف و اعتیاد مؤثر است که در تعامل با یکدیگر به شروع مصرف و سپس اعتیاد منجر می شود. هدف این مطالعه تبیین تجربه زیسته زنان مصرف کننده مواد مخدر صنعتی در شهر کرمانشاه است. روش : روش این تحقیق، کیفی از نوع پدیدارشناسی است. جامعه آماری زنان مصرف کننده مواد مخدر صنعتی در شهر کرمانشاه است. 25نفر نمونه به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از روش مصاحبه عمیق استفاده شده است. یافته ها: از تجزیه وتحلیل داده ها 4 مقوله مفهومی اصلی به دست آمد. علل اعتیاد در قالب مقوله اصلی تسهیل گرهای فردی و محیطی اعتیاد، دریافت احساسی از مصرف مواد با عنوان مقوله اصلی پیوستار احساسی، پیامدهای اجتماعی اعتیاد در قالب مقوله اصلی تنبیه جامعه و مقوله علل پیشگیری ناموفق در قالب مفهوم اصلی اصلاح و درمان کم دوام به دست آمد. نتیجه گیری: بر اساس نتایج پژوهش با توجه به پیچیدگی موضوع، شرایط مبارزه کنونی تحت عنوان کاهش عرضه خیلی جواب گو نیست. باید روش کاهش تقاضا، برنامه های آموزشی، برنامه های اقتصادی برای تغییر، بازنگری در قوانین و برنامه های پیشگیری و تقویت برنامه های حمایتی جهت ارتقاء زنان مدنظر قرار گیرد.
ارتباط راهبردهای تنظیم شناختی هیجان و تحمل پریشانی با رضایت از زندگی دانشجویان مستعد اعتیاد: نقش میانجی تاب آوری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اعتیادپژوهی سال سیزدهم پاییز ۱۳۹۸ شماره ۵۳
157-176
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش با هدف مشخص کردن نقش میانجی تاب آوری در رابطه بین راهبردهای تنظیم شناختی هیجان و تحمل پریشانی با رضایت از زندگی دانشجویان مستعد اعتیاد انجام شد. روش : نمونه شامل 300 دانشجو (200 زن، 100 مرد)، مقطع کارشناسی و کارشناسی ارشد بودند که به شیوه ی خوشه ای تصادفی انتخاب شدند و با آزمون استعداد اعتیاد وید و بوچر غربال شدند. سپس توسط مقیاس های تاب آوری کانر و دیویدسون (2003)، پرسش نامه تنظیم شناختی هیجان (2001)، مقیاس تحمل پریشانی سیمونز و گاهر ) 2005)، مقیاس رضایت از زندگی داینر، امونز، لارسان، گریفین (1985)، مورد ارزیابی قرار گرفتند. یافته ها : مدل فرضی مورد بررسی قرار گرفت. نتایج حاکی از برازش مناسب مدل پیشنهادی با داده های پژوهش داشت. نتایج نشان داد راهبردهای مثبت تنظیم شناختی هیجان به صورت مستقیم و غیر مستقیم (با میانجی گری تاب آوری) با رضایت از زندگی دانشجویان مستعد اعتیاد رابطه داشت ولی به صورت غیر مستقیم پیش بین قوی تری برای رضایت از زندگی بود. تحمل پریشانی صرفاً با میانجی گری تاب آوری رابطه معناداری با رضایت از زندگی دانشجویان مستعد اعتیاد داشت. نتیجه گیری : می توان گفت: تقویت راهبردهای مثبت تنظیم شناختی هیجان و مهارت تحمل پریشانی می تواند برای پی ریزی مداخلات پیش گیرنده و برنامه های آموزشی تاب آوری و افزایش رضایت از زندگی در دانشجویان مستعد اعتیاد مفید واقع شود.
اثر بخشی گروه درمانی فعال ساز رفتاری بر کاهش گرایش به خودکشی و افزایش خویشتن پذیری افراد وابسته به مواد افیونی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اعتیادپژوهی سال سیزدهم بهار ۱۳۹۸ شماره ۵۱
259-274
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف تعیین بررسی اثربخشی گروه درمانی فعال ساز رفتاری بر کاهش گرایش به خودکشی و افزایش خویشتن پذیری افراد وابسته به مواد افیونی انجام شد. روش: طرح پژوهش از نوع نیمه آزمایشی بود. جامعه آماری پژوهش شامل مردان معتاد به انواع مواد مخدر در شهر اهواز بودند. نمونه پژوهش شامل 30 نفر از معتادان وابسته به مواد افیونی بودند که به روش نمونه گیری در دسترس از بین معتادان مراجعه کننده به مراکز ترک اعتیاد در شهر اهواز انتخاب شده و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (15 نفر) و گواه (15 نفر) گمارده شدند. ابزارهای پژوهش عبارت بودند از: مقیاس گرایش به خودکشی بک و همکاران (1996)، پرسش نامه خویشتن پذیری بک و استیر (1974). گروه درمانی فعال ساز رفتاری به مدت 8 جلسه 90 دقیقه ای برای گروه آزمایش ارائه شد. یافته ها: نتایج نشان داد درمان گروهی فعال ساز رفتاری در کاهش گرایش به خودکشی وافزایش پذیرش خود مؤثر بود. نتیجه گیری: با توجه به نتایج پژوهش، گروه درمانی فعال ساز رفتاری بر کاهش گرایش خودکشی و افزایش پذیرش خود در افراد وابسته به مواد افیونی مؤثر می باشد.
نقش واسطه ای خودکارآمدی در رابطه بین تکانشگری و مقابله اجتنابی با عود مصرف مواد مخدّر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اعتیادپژوهی سال سیزدهم بهار ۱۳۹۸ شماره ۵۱
143-166
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش واسطه ای خودکارآمدی در رابطه بین تکانشگری و مقابله اجتنابی با عود مصرف مواد مخدر انجام شده است. طرح پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش در برگیرنده کلیّه افراد در حال ترک سوءمصرف مواد مخدّر با روش درمان نگهدارنده با متادون شهر تهران در سال 1396 بود. 129 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات در پژوهش حاضر شامل پرسشنامه کنترل شخصی، فرم کوتاه مقیاس تکانشگری بارت (2013)، زیرمقیاس مقابله اجتنابی اندلر و پارکر (1990) و مقیاس خودکارآمدی شوارتز (1981) بود. سپس، داده ها توسط نرم افزار SPSS.v21 و AMOS.v23 و آزمون های آماری ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر تجزیه و تحلیل شد. بر اساس یافته های پژوهش، ارتباط معناداری بین تکانشگری، مقابله اجتنابی و خودکارآمدی با عودمصرف مواد مخدر وجود دارد. همچنین، نتایج تحلیل مسیر نشان داد که خودکارآمدی در رابطه بین تکانشگری و عود مصرف مواد نقش واسطه ای دارد. بنابراین، به نظر می رسد با طراحی مداخلات روان شناختی بر اساس خودکارآمدی می توان عود مصرف مواد مخدر را در گروه های در معرض خطر را کاهش داد. مضامین نظری و کاربردی نتایج ارائه شده در پژوهش حاضر مورد بحث قرار گرفته است.
مدل سازی نحوه تأثیر اعتیاد بر رفاه اجتماعی جامعه با تأکید بر سلامت: مطالعه موردی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اعتیادپژوهی سال سیزدهم پاییز ۱۳۹۸ شماره ۵۳
9-28
حوزههای تخصصی:
هدف: مصرف مواد مخدر هزینه های اقتصادی و اجتماعی گزافی از طریق اثرات مخرب خود بر سلامت افراد و افزایش جرم و جنایت به جامعه تحمیل کرده است. این موضوع از طریق اثر گذاری بر سلامت فرد آثار زیان باری به رفاه اجتماعی وارد می نماید. هدف تحقیق مدل سازی نحوه تأثیر اعتیاد بر رفاه اجتماعی با تأکید بر سلامت در ایران است. روش : تحقیق حاضر بر اساس روش توصیفی-تحلیلی و از لحاظ گردآوری اطلاعات از نوع پیمایشی بود. با استفاده از پرسش نامه محقق ساخته انجام شد. جامعه آماری شامل متخصصان در زمینه اقتصاد جرم و اعتیاد (نمونه 10 نفری) و معتادین تحت نظارت مراکز اعتیاد شهر تهران (نمونه 384 نفری) بود. یافته ها : نتایج نشان دادند عوامل اقتصادی، فردی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی روانی به ترتیب با میزان تاثیر متفاوت بر اعتیاد فرد تأثیر مثبت و معنادار دارند. با تغییر هر واحد شاخص عوامل اقتصادی، میزان رفاه به اندازه 59/0 واحد کاهش و با تغییر هر واحد شاخص سلامت، میزان رفاه به اندازه 7۳/0 واحد افزایش می یابد. نتیجه گیری : نتایج این تحقیق می تواند گام مهمی در تعیین عوامل اولویت دار و میزان تاثیر آن ها در گسترش اعتیاد و به تبع آن جلوگیری از اثرات منفی اعتیاد در بخش سلامت و رفاه اجتماعی باشد.
تاثیر درمان تسهیل انگیزشی بر استعداد اعتیاد و مراحل تغییر آمادگی و تمایل درمانی معتادان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اعتیادپژوهی سال سیزدهم تابستان ۱۳۹۸ شماره ۵۲
311-330
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثر درمان تسهیل انگیزشی بر استعداد اعتیاد و مراحل تغییر آمادگی و تمایل درمانی معتادان صورت گرفت. روش؛ روش پژوهش نیمه آزمایشی و طرح آن پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش شامل مردان معتاد مراجعه کننده به کلینیک های ترک اعتیاد ناحیه 2 شهر رشت در سال 1398 بود. از این بین، 80 نفر با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه گمارده شدند. گروه آزمایش 9جلسه درمان تسهیل انگیزشی دریافت کردند. از مقیاس ایرانی آمادگی به اعتیاد و مقیاس مراحل تغییر آمادگی و تمایل درمانی استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد درمان تسهیل انگیزشی بر استعداد اعتیاد و مراحل تغییر آمادگی و تمایل درمانی معتادان تاثیر معنادار دارد (0/01> p ). نتیجه گیری؛ بر اساس نتایج، درمان تسهیل انگیزشی می تواند مداخله ای کارآمد برای کاهش تمایل به مواد مخدر و افزایش آمادگی برای ترک مصرف مواد مخدر باشد.
اثربخشی روان درمانی مثبت نگر بر سرمایه روان شناختی زنان بهبودیافته از وابستگی به مواد
منبع:
سلامت اجتماعی و اعتیاد سال ششم بهار ۱۳۹۸ شماره ۲۱
113-131
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر تعیین اثربخشی روان درمانی مثبت نگر بر سرمایه های روان شناختی زنان بهبود یافته از وابستگی به مواد بود. روش پژوهش از نوع شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه بود. در این پژوهش، جامعه آماری شامل زنان بی سرپناه بهبودیافته از وابستگی به مواد در شهر تهران بود که از میان آن ها نمونه ای به حجم 36 نفر از آن ها به روش نمونه گیری در دسترس و با توجه به ملاک های ورود به پژوهش انتخاب شدند. نمونه های انتخاب شده به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه قرار گرفتند. ابزار پژوهش شامل مقیاس تاب آوری کانر و دیویدسون (2003)، مقیاس خودکارآمدی عمومی شوارتزر و جروسالم (1995)، مقیاس امید اشنایدر و همکاران (1991)، و مقیاس خوش بینی شی یر و کارور (1985) بود. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیره مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج پژوهش حاکی از آن بود که روان درمانی مثبت نگر بر سه سرمایه روان شناختی (امید، خودکارآمدی و تاب آوری) زنان بهبودیافته از وابستگی به مواد اثربخش بود و سطح این متغیرها را به طور معنا داری ارتقا داد، ولی در مؤلفه خوش بینی، تفاوت معناداری بین دو گروه آزمایش و کنترل یافت نشد. به طور کلی می توان گفت که وجود عوامل حمایت کننده مانند سرمایه روان شناختی برای پیشگیری از وابستگی به مواد و بهبودی از آن امری ضروری است. همچنین، با توجه به نتایج به دست آمده، روان درمانی مثبت نگر می تواند به عنوان درمانی اثربخش برای ارتقاء سرمایه های روان شناختی مورد استفاده قرار گیرد.
بررسی کیفی علل عود مواد در معتادان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اعتیادپژوهی سال سیزدهم پاییز ۱۳۹۸ شماره ۵۳
197-216
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف تعیین علل مصرف مجدد مواد توسط معتادان انجام گرفت. روش: پژوهش حاضر کیفی و به روش مطالعه موردی بود. جامعه ی آن شامل افراد در حال بهبودی وابستگی به مصرف مواد در سال 1397 بودند که به روش درمانی خودیاری ( NA ) سعی در ترک و قطع وابستگی خود به مواد داشتند. مشارکت کنندگان این تحقیق با روش تعیین حجم نمونه با روش اشباع 14 نفر تعیین شدند. روش جمع آوری اطلاعات در این پژوهش مصاحبه ی نیمه ساختاریافته بود که از دو قسمت اطلاعات جمعیت شناختی، شناسایی دلایل مصرف مجدد و کشف علل تشکیل شده بود. برای تعیین میزان استاندارد آن از روش سه سوسازی (پژوهشگر، استاد راهنما و مشاوران هم تراز) استفاده شد. یافته ها: روش تجزیه تحلیل به صورت بررسی محتوای آشکار و پنهان داده های به دست آمده از گفته ها و نوشته ها به شیوه کدگذاری دستی انجام گرفت. نتیجه گیری: یافته های پژوهش نشان داد که در مصرف مجدد مواد توسط افراد در حال ترک گروه های خودیاری عوامل فردی، روانی و اجتماعی تأثیر دارد.
مقایسه ی میزان رفتارهای خود تخریب، باورهای غیرمنطقی و تحمل پریشانی هیجانی در مردان در حال بهبودی مواد افیونی و مواد محرک(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اعتیادپژوهی سال سیزدهم تابستان ۱۳۹۸ شماره ۵۲
259-274
حوزههای تخصصی:
هدف : هدف پژوهش حاضر بررسی مقایسه ای رفتارهای خود تخریبی، باورهای غیرمنطقی و تحمل پریشانی هیجانی در مردان در حال بهبودی مواد افیونی و مواد محرک بود. روش : روش پژوهش علی مقایسه ای و جامعه آماری شامل افراد معتاد به مواد مخدر در حال بهبودی بود. تعداد 51 نفر از در حال بهبودی از مواد افیونی و 51 نفر در حال بهبودی از مواد محرک به روش خوشه ای تصادفی چند مرحله ای انتخاب شدند. ابزارگردآوری داده ها عبارت بودند از: پرسش نامه های سنجش رفتارهای خودتخریب محمدیان (1388)، باورهای غیر منطقی جونز، و تحمل پریشانی هیجانی. یافته ها: نتایج حاکی از آن بود که بین باورهای غیرمنطقی و تحمل پریشانی هیجانی، و رفتارهای خود تخریب کلی در دو گروه مردان در حال بهبودی مواد افیونی و مواد محرک تفاوت وجود دارد. نتیجه گیری: با توجه به نتایج می توان گفت: باورهای ناسازگار و هیجانات کنترل نشده در گروه افراد درحال بهبودی مواد محرک بیشتر از افراد معتاد به مواد افیونی است. باورهای غیرمنطقی نقش مهمی در انتخاب و تداوم مکانیسم های مقابله ای ناسازگارو نهایتا عود دارد.
نقش شیوه های تربیتی، استعداد اعتیاد والدین و مزاج فرزند در پیش بینی استعداد اعتیاد دانش آموزان نوجوان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اعتیادپژوهی سال سیزدهم زمستان ۱۳۹۸ شماره ۵۴
127-146
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش شیوه های تربیتی، استعداد اعتیاد والدین و مزاج فرزند در پیش بینی استعداد اعتیاد دانش آموزان نوجوان انجام شد. روش: این مطالعه توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه پژوهش دانش آموزان نوجوان شهر خوی در سال تحصیلی 98-1397 به تعداد 2472 نفر بودند. بر اساس جدول کرجسی و مورگان تعداد 350 دانش آموز با روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی چندمرحله ای به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش پرسش نامه های شیوه های تربیتی، استعداد اعتیاد والدین، مزاج تجدیدنظرشده و استعداد اعتیاد نوجوانان بود که در اردیبهشت سال 1398 توسط دانش آموزان و اولیای آن ها تکمیل شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که شیوه تربیتی مقتدر پدر و مادر و نمره مزاج فرزند با استعداد اعتیاد دانش آموزان نوجوان به طور کلی و هم در دخترها و پسرها رابطه منفی و شیوه های تربیتی مستبد و بی اعتنا پدر و مادر و استعداد اعتیاد پدر و مادر با استعداد اعتیاد دانش آموزان نوجوان به طور کلی و هم در دخترها و پسرها رابطه مثبت داشت. اما شیوه تربیتی سهل گیر پدر و مادر با استعداد اعتیاد دانش آموزان نوجوان به طور کلی و هم در دخترها و پسرها رابطه معناداری نداشت. همچنین شیوه های تربیتی، استعداد اعتیاد والدین و مزاج فرزند با هم به طور معناداری توانستند 6/38 درصد از تغییرات استعداد اعتیاد دانش آموزان نوجوان، 40/5 درصد از تغییرات استعداد اعتیاد دانش آموزان دختر و 46/6 درصد از تغییرات استعداد اعتیاد دانش آموزان پسر را پیش بینی نمایند. نتیجه گیری: نتایج نشان دهنده نقش شیوه های تربیتی، استعداد اعتیاد والدین و مزاج فرزند در پیش بینی استعداد اعتیاد دانش آموزان نوجوان بود. ضروری است که متخصصان و مسئولان بر اساس نقش و سهم متغیرهای مذکور برنامه هایی برای کاهش استعداد اعتیاد دانش آموزان نوجوان طراحی و اجرا کنند.
فرایندهای فراتشخیص یا وابسته به تشخیص حساسیت به تقویت و سبک های دلبستگی در اختلال اعتیاد و اختلال پرخوری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اعتیادپژوهی سال سیزدهم تابستان ۱۳۹۸ شماره ۵۲
275-292
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی فرایندهای فراتشخیص یا وابسته به تشخیص حساسیت به تقویت و سبک های دلبستگی در اختلال اعتیاد و اختلال پرخوری انجام شد. روش : طرح پژوهش حاضر توصیفی از نوع علی مقایسه ای بود. جامعه آماری شامل تمامی افراد مبتلا به اختلال پرخوری مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر اراک و همچنین تمام افراد دارای تشخیص اعتیاد مراجعه کننده به مراکز ترک اعتیاد و انجمن معتادان گمنام شهر اراک در نیمه دوم سال ۱۳۹6 بودند. از این میان سه گروه ۳۲ نفری شامل گروه مبتلا به پرخوری، اعتیاد و بهنجار به روش نمونه گیری هدفمند و لحاظ کردن ملاک های ورود و خروج به پژوهش انتخاب شدند. از پرسش نامه های مقیاس دلبستگی بزرگسالان، مقیاس پرخوری و پرسش نامه ی پنج عاملی جکسون جهت گردآوری اطلاعات استفاده شد. یافته ها : نتایج نشان داد که گروه های مبتلا به پرخوری و اعتیاد در سیستم فعال ساز رفتاری و سیستم انجماد؛ و در سبک های دلبستگی ایمن و دوسوگرا تفاوت معناداری با یکدیگر ندارند. اما با گروه بهنجار تفاوت دارند. نتیجه گیری : سیستم فعال ساز رفتاری، سیستم انجماد و همچنین سبک های دلبستگی ایمن و دوسوگرا فرایندهای فراتشخیصی در اختلال اعتیاد و پرخوری می باشند و نقش حیاتی در ایجاد و تداوم این اختلالات دارند.
مقایسه مشکلات بین فردی، جسمانی سازی و پذیرش اجتماعی در دانشجویان با گرایش بالا و پایین به مواد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اعتیادپژوهی سال سیزدهم تابستان ۱۳۹۸ شماره ۵۲
217-234
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش با هدف مقایسه مشکلات بین فردی، جسمانی سازی و پذیرش اجتماعی در دانشجویان با گرایش بالا و پایین به مواد انجام شد. روش: در قالب یک مطالعه علی مقایسه ای، از بین دانشجویان دانشگاه علمی کاربردی شهر تهران، 300 نفر به روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی انتخاب شدند و به پرسش نامه های تمایل به مصرف مواد، مشکلات بین فردی، جسمانی سازی و پذیرش اجتماعی پاسخ دادند. یافته ها: نتایج نشان داد در نمرات مشکلات بین فردی، جسمانی سازی و پذیرش اجتماعی تفاوت بین دو گروه با گرایش بالا و پایین به مواد وجود دارد. یعنی دانشجویان با گرایش بالا به مواد مشکلات بین فردی و جسمانی سازی بالاتری نسبت به افراد با گرایش پایین دارند؛ درحالی که دانشجویان با گرایش بالا پذیرش اجتماعی کمتری نسبت به افراد با گرایش پایین به وابستگی به مواد دارند. نتیجه گیری: با توجه به نتایج به نظر می رسد کاهش مشکلات بین فردی و جسمانی سازی و افزایش پذیرش اجتماعی به عنوان سه عامل تأثیرگذار بر گرایش به مواد می تواند در مداخلات پیشگیرانه و رفتارهای خود مراقبتی گروه های در معرض خطر وابستگی به مواد مورد توجه قرار گیرد.
مطالعه کیفی اعتیاد در سالن های زیبایی و باشگاه های ورزشی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اعتیادپژوهی سال سیزدهم تابستان ۱۳۹۸ شماره ۵۲
51-82
حوزههای تخصصی:
هدف: گسترش الگوی جدید تبلیغات درباره مواد مخدر طی سال های اخیر، رشد آمار اعتیاد زنان در موارد پرخطری چون مواد روان گردان و محرک را در پی داشته است. تبلیغ و توزیع مواد مخدر صنعتی در برخی سالن های زیبایی و ورزشی از عوامل این افزایش معرفی شده است. این مطالعه به بررسی کیفی این پدیده نوظهور در جامعه ایرانی پرداخته است. روش: این تحقیق با رویکرد کیفی و با استفاده از مشاهده مشارکتی و مصاحبه عمیق و نیمه ساخت یافته با 42 نفر از زنانی که اصطلاحاً مشتریان، ویزیتورها و میزبانان نامگذاری شده اند انجام شده است. برای تحلیل اطلاعات از تکنیک نظریه زمینه ای و روش کدگذاری نظری استفاده شده است. یافته ها: غلبه هنجارهای مردانه، استرس اجتماعی، دیدگاه ظاهرگرایانه به بدن، جامعه پذیری جنسیتی، احساس فرودستی منزلت اجتماعی و تأثیرپذیری از رسانه های جمعی به عنوان شرایط علی؛ استفاده ابزاری از بدن و کسب هویت زنانه به عنوان شرایط بسترساز؛ جمع های زنانه و بازار پررونق به عنوان شرایط مداخله گر؛ دست کم گرفتن مواد، سهولت استعمال، مصرف خودسرانه و استفاده ابزاری از مواد به عنوان استراتژی ها و تشدید و تغییر الگوی مصرف مواد، طرد و بی اعتباری و احساس گناه به عنوان بعد پیامدی این پدیده شناسایی شده اند. نتیجه گیری: در بسیاری موارد مصرف تفننی مواد به مصرف دائمی منجر می شود. شیوع تجویز مواد در سالن های زیبایی و عرضه داروهای بدن سازی و قرص های لاغری در سالن های ورزشی می تواند این خطر را تشدید کند. بنابراین قرار گرفتن در معرض مصرف مواد به واسطه محیط های زنانه به منزله هسته مرکزی تحقیق به عنوان یک مسأله نوپدید رو به گسترش ضرورت توجه سیاستگزاران حوزه مقابله و پیشگیری را ایجاب می کند.
اثربخشی ارائه زیرآستانه تصاویر مرتبط با موادمخدر و دخانیات بر باورهای مرتبط با مصرف مواد، عقاید وسوسه انگیز و ولع مصرف
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثر ارائه زیرآستانه تصاویر مرتبط با موادمخدر و دخانیات بر عقاید وسوسه انگیز، باورهای مرتبط با مواد و ولع مصرف انجام شد. روش پژوهش شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش متشکل از مردان مصرف کننده مواد مخدر در سال 1397 بود که به کلینیک های ترک اعتیاد شهر رشت (ناحیه دو) مراجعه کرده بودند. در میان آن ها نمونه ای به حجم 100 شرکت کننده با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (50 نفر) و گروه گواه (50 نفر) گمارده شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسش نامه عقاید وسوسه انگیز (رایت، 1993)، پرسش نامه باورهای مرتبط با مواد (رایت، 1993) و مقیاس ولع مصرف مواد (سوموزا و همکاران، 1995) بودند. پس از اجرای پیش آزمون، تصاویر مرتبط با مواد مخدر (اختیاری و همکاران، 2010) و دخانیات (خزال و همکاران، 2012) به صورت زیرآستانه به گروه آزمایش ارائه شد، در حالیکه گروه گواه در معرض تصاویر زیرآستانه خنثی رنگی قرار گرفتند. پس از اتمام برنامه، هر دو گروه تحت انجام پس آزمون قرار گرفتند. نتایج پژوهش بیانگر افزایش نمرات پس آزمون عقاید وسوسه انگیز و ولع مصرف در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل پس از کنترل نمرات پیش آزمون بود. در حالیکه بین نمرات این دو گروه از نظر باورهای مرتبط با مواد تفاوت معناداری بدست نیامد. با توجه به تاثیر ارائه زیرآستانه تصاویر مرتبط با موادمخدر و دخانیات بر عقاید وسوسه انگیز و ولع مصرف مواد، می توان از روش ارائه زیرآستانه در زمینه های بالینی در افراد وابسته به مواد استفاده کرد.
بررسی خودبازداری و نظام باورها در افرادمصرف کننده مت آمفتامین در شروع و پایان جلسات درمانی ماتریکس در مراکز درمانی ترک اعتیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اعتیادپژوهی سال سیزدهم بهار ۱۳۹۸ شماره ۵۱
89-106
حوزههای تخصصی:
هدف : هدف از اجرای پژوهش حاضر بررسی خودبازداری و نظام باورها در افرادمصرف کننده مت آمفتامین در شروع و پایان جلسات درمانی ماتریکس در مراکز درمانی ترک اعتیاد شهر اصفهان درسال 1397بود. روش : این پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون بود. نمونه آماری شامل 45 نفر مرد وابسته به مت آمفتامین مراجعه کننده به مراکز درمانی که به صورت نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند. گروه نمونه دو پرسش نامه خودبازداری ( وینبرگرو شوارتز، 1990) و نظام باورها (هالند و همکاران، 1998) را در دو مرحله پاسخ دادند. گروه نمونه تحت جلسات درمانی ماتریکس قرار گرفت. یافته ها : نتایج نشان داد درمان ماتریکس بر بهبود خودبازداری (فرونشاندن خشم ، مسئولیت پذیری ومراعات دیگران) و نظام باورها (اعتقادات و اعمال مذهبی ، و حمایت اجتماعی) موثر بود. نتیجه گیری: جلسات درمانی ماتریکس در خود بازداری و نظام باورها در افراد وابسته به مت آمفتامین موثر است.
اثربخشی آموزش هوش اخلاقی بر تغییر نگرش دانشجویان نسبت به موادمخدر
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به منظور تعیین اثربخشی آموزش هوش اخلاقی بر تغییر نگرش دانشجویان پسر نسبت به موادمخدر صورت گرفت. طرح پژوهش حاضر شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون–پس آزمون و گروه گواه بود. جامعه آماری این پژوهش کلیه دانشجویان پسر مقطع کارشناسی دانشگاه فرهنگیان حضرت رسول اکرم (ص) اهواز بود که در سال تحصیلی ۹۷-۹۶ مشغول به تحصیل بودند. ۳۰ نفر از افراد واجد ملاک های ورود از طریق روش نمونه گیری دردسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایشی (15 نفر) و گواه (15 نفر) قرار گرفتند. گروه آزمایش تحت مداخله آموزش هوش اخلاقی قرار گرفت. شرکت کنندگان پرسش نامه نگرش سنج مواد مخدر را در پیش آزمون و پس آزمون تکمیل نمودند. داده ها با استفاده از روش تحلیل کوواریانس چندمتغیری تحلیل شدند. نتایج نشان داد که آموزش هوش اخلاقی در تغییر نگرش دانشجویان نسبت به اثرات استفاده از موادمخدر، تمایل به مصرف مواد و خطرات استفاده از مواد مخدر مؤثر بوده است. به نظر می رسد که هوش اخلاقی نوعی توانایی اخلاقی یکپارچه کننده است که موجب افزایش خودکنترلی (یکی از فضیلت های هوش اخلاقی) افراد می شود. در مجموع، نتایج نشان داد آموزش هوش اخلاقی بر تغییر نگرش دانشجویان نسبت به مواد مخدر مؤثر است و می توان از آن استفاده کرد.
پویایی شناسی اعتیاد: کارکردهای مبتنی بر پویایی سیستمی اعتیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اعتیادپژوهی سال سیزدهم زمستان ۱۳۹۸ شماره ۵۴
9-30
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این تحقیق، توسعه نظریه های اعتیاد به منظور تفسیر و تحلیل کارآمدتر آن است. روش : روش تحقیق کیفی بود. از نسخه چارمزی نظریه زمینه ای برای تولید ایده ها و تفاسیر جدید استفاده شد. نمونه هدفمند و قضاوتی تحقیق شامل تعدادی از بهبود یافتگان با خودآگاهی بالا نسبت به تجربه اعتیاد و تعدادی از متخصصان مجرب حوزه اعتیاد بود. یافته ها : نتایج نشان داد اعتیاد یک سیستم پویاست. ساختاریابی آن بر اساس کارکردهای آن است. اعتیاد به عنوان یک سامانه مدیریت تنش های ناشی از تغییرات است. اعتیاد تغییرات بیرونی را به ساختاری پویا تبدیل کرده است. مواد به عنوان یک رسانه غیر زبانی و عام جدید است. کارایی و سرعت در شکل گیری ساختار کارکردی اعتیاد نقش دارند. اعتبار یافته ها مبتنی بر صلاحیت های تجربی و علمی مراجع اطلاع رسان و همسویی یافته های میدانی با تفاسیر جدید از نظریه های مهم جامعه شناسی است. نتیجه گیری : مصرف کنندگان مواد به کارکردهای ضربه گیر، تکمیلی و افزایشی مواد توجه داشته و سیستم اعتیاد پس از کژکارکردی سایرسیستم ها، برای برقراری تعادل پویا در نظام کلان اجتماعی ایفای کارکرد می نماید.