فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۸۱ تا ۳۰۰ مورد از کل ۱٬۱۲۱ مورد.
منبع:
اعتیادپژوهی سال دوازدهم پاییز ۱۳۹۷ شماره ۴۷
73-92
حوزههای تخصصی:
هدف: سوء مصرف مواد مخدر از جمله بارزترین آسیب های اجتماعی است که به راحتی می تواند بنیان فرهنگی و اجتماعی یک کشور را سست و پویایی های انسانی آن را به مخاطره بیاندازد. درهم تنیدگی عوامل روانی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی این مشکل را به یکی از پیچیده ترین آسیب های اجتماعی دهه های اخیر در کشور مبدل ساخته است. بر این اساس اتخاذ برنامه هایی با رویکرد پیشگیری و توانمندسازی در برابر اعتیاد در طول سال های اخیر همواره مورد توجه بوده است. با این وجود برنامه های پیشگیرانه در بسیاری از سطوح از موفقیت چندانی برخوردار نبوده اند. در همین راستا هدف از انجام این مطالعه تحلیل چرایی ناکارآمدی برنامه های پیشگیری بوده است. روش: پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و با استفاده از روش نظریه زمینه ای انجام شده است. داده ها از طریق مصاحبه عمیق با 33 نفر از مصرف کنندگان ساکن کمپ اقامتی قلعه شور اصفهان و مدیران، کارشناسان و درمان گران حوزه اعتیاد در بهار 1395 با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و معیار اشباع نظری جمع آوری شدند و با استفاده از روش کدگذاری نظری تحلیل شدند. یافته ها: کدگذاری داده ها به خلق 14 مقوله و 66 زیرمقوله منجر شد که بیانگر شرایط علی و زمینه ای، راهبردها و پیامدهای ناکارآمدی برنامه های پیشگیری از دیدگاه هر دو گروه شرکت کنندگان در پژوهش است. برخی از آن ها عبارتند از: سیاست گذاری های غیرمشارکتی، بوروکراسی نامناسب، کاستی های فرهنگی معطوف به ساختار و معطوف به کنشگر، متعارف شدگی و هنجارشکنی لجاجتی. نتیجه گیری: از دیدگاه هر دو گروه از شرکت کنندگان سنخ شناسی دوگانه ای از ضعف ها وکاستی ها در تهیه، تدوین و اجرای طرح های پیشگیری وجود دارد که به ترتیب ناظر بر انکارمحتوایی و انکارصوری طرح هاست. در نوع نخست استراتژی هنجارشکنی لجاجتی و در نوع دوم استراتژی متعارف شدگی و پذیرش شکست در مواجهه با این پدیده از سوی مصاحبه شوندگان اتخاذ می شود که پیامدهای آن تجربه گرایی و دوستی گرایی و گریز و دسترسی ناچیز به طرح ها می باشد.
اثر بخشی مداخلات آموزشی پیشگیری از بازگشت بر پایه ذهن آگاهی بر وسوسه، تنظیم هیجان و پرخاشگری افراد وابسته به مت آمفتامین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: سوءمصرف مواد و وابستگی و اعتیاد به آن اختلالی پیچیده است که با علل و آثار زیستی، روانی، اجتماعی و معنوی همراه است. عود مصرف مواد یکی از معضلات اصلی درمان افراد دچار سوء مصرف مواد است. هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی مداخلات آموزشی پیشگیری از بازگشت برپایه ذهن آگاهی بر وسوسه، تنظیم هیجان و پرخاشگری افردا وابسته به مت آمفتامین شهرستان کاشان بود. روش: طرح پژوهش، آزمایشی از نوع پیش آزمون – پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه این پژوهش شامل بیماران مرد و زن مصرف کننده مت آمفتامین مراجعه کننده به مراکز ترک اعتیاد اقامتی کوتاه مدت، مراکز ترک اعتیاد متادون درمانی شهرستان کاشان بود. با استفاده از نمونه گیری تصادفی ۳۰ نفر انتخاب و در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. پرسش نامه های دشواری های تنظیم هیجان، عقاید وسوسه انگیز، پرخاشگری آیزنک و ویلسون مورد اجرا قرار گرفتند. گروه آزمایش با استفاده از روش مداخلات آموزشی پیشگیری از بازگشت مبتنی بر ذهن آگاهی در ۸ جلسه مورد آموزش قرار گرفتند. پس از اتمام مداخلات آموزشی، هر دو گروه مجدداً در مرحله پس آزمون مورد ارزیابی قرار گرفتند. یافته ها: نتایج نشان داد که بین گروه در متغیرهای وسوسه، تنظیم هیجان و پرخاشگری تفاوت وجود دارد. ضرایب اتا برای متغیر وسوسه 27/0، تنظیم هیجان 21/0، و برای پرخاشگری 53/0 می باشد. نتیجه گیری: پیشگیری از بازگشت بر پایه ذهن آگاهی می تواند در کلینیک های ترک اعتیاد مورد استفاده قرار گیرد.
اثر بخشی آموزش معنویت با تاکید بر آموزه های دین مبین اسلام بر تاب آوری و سازگاری اجتماعی در افراد وابسته به مواد
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف آموزش معنویت مبتنی بر آموزه های اسلامی بر تاب آوری و سازگاری اجتماعی در افراد وابسته به مواد انجام شد. این پ ژوه ش آزمای شی از نوع پی ش آزمون پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه مورد مطالعه شامل افراد وابسته به مواد مرکز ترک اعتیاد با متادون شهرستان قروه (نیکو سلامت) در سال1392 بود. ابتدا تعداد90 نفر از افراد وابسته به مواد مراجعه کننده به کلینیک ترک اعتیاد بر اساس نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. سپس تعداد 30 نفر از این افراد که در مقیاس تاب آوری کانر و دیویدسون و مقیاس سازگاری اجتماعی پایین ترین نمرات را گرفتند انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. گروه آزمایش تحت آموزش 9 جلسه دو ساعته معنویت قرار گرفتند اما گروه کنترل تحت هیچگونه آموزشی قرار نگرفت. جهت جمع آوری اطلاعات از مقیاس تاب آوری کانر و دیویدسون و مقیاس سازگاری اجتماعی استفاده شد. برای تحلیل آماری داده ها از تحلیل کوواریانس استفاده شد. یافته ها نشان داد که میانگین نمرات سازگاری اجتماعی در پس آزمون گروه آزمایش به طور معنا داری از میانگین نمرات پس آزمون در گروه کنترل کمتر بود و به عبارتی سازگاری افزایش یافته بود. همچنین میانگین نمرات تاب آوری در پس آزمون گروه آزمایش به طور معنا داری از میانگین نمرات پس آزمون در گروه کنترل بالاتر بود. می توان از آموزش معنویت با تاکید بر آموزه های دین مبین اسلام به طور معنی داری در ارتقا میزان تاب آوری و سازگاری اجتماعی افراد وابسته به مواد استفاده کرد.
رویکرد اجتماع محور در پیشگیری از اعتیاد نوجوانان و جوانان: نقش تسهیلگری مرکز سلامت روان محلی
حوزههای تخصصی:
پیشگیری از سوءمصرف مواد نیازمند مشارکت جدی مردم و بخش های دولتی و غیردولتی است. اعتیاد زمینه ساز بسیاری از مشکلات و مسائل اجتماعی است. با توجه به تبدیل شدن موادمخدر و اعتیاد به ابزار جنگ نرم و تهدید علیه امنیت ملی از یک سو و منابع قابل توجه کشور خصوصاً در حوزه های فرهنگی از سوی دیگر، در صورت پذیرفتن رویکرد اجتماعی به پیشگیری از اعتیاد چاره ای جز حمایت از مراکز و سازمان های مردم نهاد نیست. لذا هدف از این پژوهش بررسی رویکردی اجتماعی به پیشگیری از اعتیاد با تاکید بر نقش تسهیلگری مرکز سلامت روان محلی اندیشه مهر شهر محمودآباد از توابع شهرستان شاهین دژ بود. در این تحقیق از روش اسنادی – کتابخانه ای استفاده شده است. همچنین به برخی از الگوها و روش های مداخله ای در حوزه پیشگیری از اعتیاد که توسط مرکز صورت گرفته پرداخته شد. مردم از روش های مختلف همانند بالا بردن میزان حساسیت خود نسبت به موادمخدر و مضرات آن، بالا بردن سطح اطلاعات و آگاهی در خصوص انواع مواد و خطرات مصرف و تشکیل گروه های خودجوش مبارزه با مواد اعتیادآور می توانند با تأکید بر نقش مثبت اجتماع یا محله خود در زمینه مبارزه با مواد مخدر به پیشگیری از اعتیاد کمک کنند. میزان موفقیت نهادهای پیشگیری از اعتیاد منوط به این است که تا چه اندازه این نهادها زمینه ها و بسترهای لازم برای حضور و مشارکت مردم و سازمان های غیردولتی را فراهم و آموزش های لازم را در خصوص چگونگی مشارکت در اجرای طرح ها و برنامه های پیشگیری ارائه می کنند. به نظر می رسد که استفاده از رویکرد اجتماعی در مبارزه با موادمخدر می تواند گامی موثر در پیشگیری از اعتیاد باشد.
رویکردها و مدل های اعتیاد
منبع:
سلامت اجتماعی و اعتیاد سال پنجم تابستان ۱۳۹۷ شماره ۱۸
105-138
حوزههای تخصصی:
رویکردها و مدل های اعتیاد عوامل متعددی را در گرایش به اعتیاد مؤثر می دانند. روش این پژوهش کتابخانه ای و اسنادی بود. مدل ها و رویکردهای اعتیاد با مرور یافته های علمی و رویکرد تحلیلی و نظری مورد بررسی قرار گرفت. هر یک از مدل ها برای درک اعتیاد یا رفتارهای اعتیادی خاص به شیوه گرایش به اعتیاد و عوامل متفاوت در تداوم اعتیاد تأکید دارند. مدل اجتماعی/ محیطی، اعتیاد را اکثراً بازتاب عوامل محیطی همچون فقر، پایگاه پایین اقتصادی اجتماعی، فشار اجتماعی، همنشینی با افراد کج رو و... می داند. مدل روانی، اعتیاد را حاصل شکست در اراده فرد وابسته به مواد می داند و مدل ژنتیکی و وراثتی به دنبال پاسخی از منظر بیولوژیکی است. به این علت که هرکدام از این مدل ها نظرات تک بعدی و ناقصی را ارائه داده اند برخی از صاحب نظران به سمت ادغام این تبیین ها حرکت کردند و مدل زیستی-روانی- اجتماعی را مطرح کرده اند. البته در سال های اخیر بعد معنوی نیز به این مدل اضافه شده است. طبق این مدل، اعتیاد حاصل ترکیب عوامل زیستی، روانی، اجتماعی و معنوی است. اعتیاد به عنوان یک آسیب اجتماعی در کنار مشکلاتی چون بیکاری، فقر، طلاق و ... تحت تأثیر دلایل روان شناختی فردی که خود در بستر خانواده، ارتباط با همسالان و جامعه شکل می گیرد، به دلیل تبعات فراوان آن در نظام سیاسی اقتصادی کشور نیازمند توجه و اراده جدی برای کاهش آسیب های آن است. بنابراین بهتر است برنامه ریزی برای پیشگیری و درمان اعتیاد با در نظر گرفتن ابعاد زیستی، روانی، اجتماعی و معنوی باشد. مهم ترین ویژگی این مدل، نگاه جامع و کل نگر به انسان است.
بررسی اثربخشی طرحواره درمانی بر طرحواره های ناسازگار اولیه، سبک های دلبستگی ناایمن در افراد وابسته به هروئین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اعتیادپژوهی سال دوازدهم تابستان ۱۳۹۷ شماره ۴۶
37-54
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از پژوهش حاضر تعیین اثربخشی طرحواره درمانی بر طرحواره های ناسازگار اولیه، سبک های دلبستگی ناایمن در مران وابسته به هروئین بود. روش: این پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه بود. تعداد 44 مرد وابسته به هروئین انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (22 نفر) و گروه گواه (22 نفر) گمارده شدند. در این مطالعه، گروه آزمایش تحت 10 جلسه 90 دقیقه ای طرحواره درمانی قرار گرفت و گروه گواه در لیست انتظار قرار گرفت. شرکت کنندگان پرسش نامه طرحواره یانگ فرم کوتاه و پرسش نامه سبک های دلبستگی بزرگسالان را در مرحله پیش آزمون و پس آزمون کامل کردند. یافته ها: نتایج نشان داد که در مرحله پس آزمون، طرحواره درمانی توانست طرحواره های ناسازگار اولیه و سبک های دلبستگی ناایمن اجتنابی و دوسوگرا را به شکل معناداری نسبت به گروه گواه کاهش دهد. نتیجه گیری: طرحواره درمانی می تواند طرحواره های ناسازگار اولیه و سبک های دلبستگی ناایمن اجتنابی و دوسوگرا در مردان وابسته به هروئین را کاهش دهد.
تحلیل محتوای کتاب های درسی دوره ابتدایی و متوسطه اول از نظر توجه به مؤلفه های پیشگیری از اعتیاد به مواد مخدر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اعتیادپژوهی سال دوازدهم زمستان ۱۳۹۷ شماره ۵۰
11-24
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف تحلیل محتوای کتاب های درسی دوره ابتدایی و متوسطه اول از نظر توجه به مؤلفه های پیشگیری از اعتیاد به مواد مخدر انجام شد. روش: روش پژوهش توصیفی بود. جامعه آماری شامل همه کتاب های درسی دوره ابتدایی و متوسطه اول می باشد که در سال 1396 چاپ شده است. با توجه به ماهیت موضوع، نمونه گیری انجام نشده و تمام جامعه آماری بررسی شده است. ابزار جمع آوری اطلاعات سیاهه تحلیل محتوای کتاب های درسی بوده که روایی آن توسط متخصصان علوم تربیتی و کارشناسان مربوطه انجام شده است. یافته ها: در مجموع در کتاب های درسی دوره ابتدایی و متوسطه اول، 176 مرتبه به جنبه های مختلف اعتیاد اشاره شده که 165مورد (75/93 %) مربوط به پایه هشتم، 9مورد (1/5 %) مربوط به پایه هفتم، 2مورد (13/1 %) مربوط به پایه نهم بوده است. در دوره ابتدایی اشاره ای به مؤلفه های پیشگیری از اعتیاد نشده است. مؤلفه «عوارض ناشی از اعتیاد» با 97 فراوانی (55 %) بیشترین و مؤلفه های «راه های پیشگیری از اعتیاد»، «جرم و قوانین مرتبط با اعتیاد»، و «سابقه تاریخی مصرف مواد مخدر» هر کدام با 6 فراوانی (4/3 %) کمترین فراوانی را داشته است. نتیجه گیری : یافته های این پژوهش نشان می دهد که در دوره ابتدایی و پایه های هفتم و نهم متوسطه اول به مؤلفه های پیشگیری از اعتیاد توجه کافی نشده و نیاز به توجه بیشتر دارد.
مقایسه ی عملکرد عصب روان شناختی در افراد مبتلا به سوءمصرف مواد و همتایان عادی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اعتیادپژوهی سال دوازدهم تابستان ۱۳۹۷ شماره ۴۶
75-86
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف مقایسه عملکرد عصب روان شناختی در افراد مبتلا به سوءمصرف مواد و همتایان عادی بود. روش: طرح پژوهش حاضر از نوع مطالعات علی مقایسه ای بود. جامعه آماری عبارت بود از: مردان سوءمصرف کننده مواد مراجعه کننده به بیمارستان آموزشی درمانی امام رضا (ع) شهرستان خرم آباد در سال 1395. نمونه شامل 30 نفر معتاد تحت درمان با متادون، و 30 نفر افراد غیر معتاد بودند که به صورت در دسترس انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها، آزمون گنجینه لغات و حافظه وکسلر و همچنین آزمون عملکرد پیوسته انجام شد. یافته ها: نتایج نشان داد عملکرد گروه سوءمصرف کننده مواد نسبت به گروه همتایان عادی تفاوت دارد (0/05> p ). نتیجه گیری: مصرف مزمن مواد روان گردان موجب آسیب نواحی متعدد مغزی همچون قشر پیش پیشانی و هیپوکامپ شده و در نتیجه باعث اختلال در کارکردهای شناختی این نواحی می گردد.
رابطه مصرف رسانه ای با گرایش به مصرف موادمخدر (مورد مطالعه: جوانان شهر اردبیل)
حوزههای تخصصی:
رسانه ها به دلیل ماهیت فراگیر خود در میان نهادهای زندگی اجتماعی و تاثیرگذاری بر فرایند کاهش عرضه و تقاضای موادمخدر، نقش برجسته ای در پیشگیری از اعتیاد دارند. در واقع رسانه ها برای آموزش، گسترش دانش و جلب مشارکت عمومی برای پیشگیری از اعتیاد ابزار مناسبی هستند. هدف از تحقیق حاضر تعیین رابطه مصرف رسانه ای با گرایش به مصرف مواد مخدر در بین جوانان شهر اردبیل بود. روش تحقیق توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری تحقیق حاضر را همه جوانان بالای 18 سال شهر اردبیل تشکیل می دادند. نمونه ای به حجم 384 نفر با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. برای گردآوری اطلاعات از پرسشنامه محقق ساخته و برای تحلیل داده ها از ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد. نتایج نشان داد که بین مصرف رسانه ای با گرایش به مصرف مواد مخدر رابطه معکوس معنی داری وجود دارد. همچنین بین مصرف رسانه های چاپی و الکترونیک با گرایش به مصرف موادمخدر در بین جوانان شهر اردبیل رابطه معکوس معناداری وجود دارد. بین مصرف رسانه های خارجی با گرایش به مصرف موادمخدر در بین جوانان شهر اردبیل رابطه مثبت معناداری وجود دارد. استفاده از رسانه های مختلف باعث می شود تا در درجه اول آگاهی جوانان در زمینه اعتیاد و مصرف موادمخدر افزایش پیدا کند و در درجه دوم باعث می شود تا اوقات فراغت جوانان با رسانه هایی همچون کتاب، روزنامه، تلویزیون و اینترنت پر شود و این عوامل باعث می شود تا گرایش به مصرف موادمخدر در بین جوانان کاهش یابد.
اثربخشی درمان شناختی-رفتاری بر خودکارآمدی و تاب آوری معتادان مراجعه کننده به کمپ های ترک اعتیاد بهشهر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی درمان شناختی-رفتاری بر خودکارآمدی و تاب آوری معتادان مراجعه کننده به کمپ های ترک اعتیاد بهشهرانجام شد. روش : با توجه به هدف و ماهیت تحقیق، مطالعه حاضر از نظر ساختار پژوهشی شبه آزمایشی (طرح پیش آزمون، پس آزمون با گروه گواه) بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل معتادان مراجعه کننده به کمپ های ترک اعتیاد بهشهر در سال 1396 بود. بدین منظور با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس از بین جامعه آماری تعداد 30 نفر انتخاب شدند. نمونه ها به تعداد 15 نفر برای گروه آزمایش و تعداد 15 نفر برای گروه گواه به صورت تصادفی ساده جایگزین شدند. ابزار گردآوری اطلاعات شامل پرسش نامه تاب آوری کانر و دیویدسون (2003) و مقیاس خودکارآمدی شرر (1982) بود. مداخله شامل نه جلسه درمانی بود که به وسیله درمانگر اجرا شد. هر جلسه 90 دقیقه و فاصله زمانی بین جلسات یک هفته به طول انجامید. پس از پایان جلسات گروه درمانی، هر دو گروه ارزیابی شدند. یافته ها: نتایج نشان داد، تفاوت معناداری در ترکیب خطی نمرات خودکارآمدی و تاب آوری با توجه به گروه وجود دارد. مجذور اتا نیز نشان داد که 64 درصد از واریانس متغیر وابسته توسط متغیر گروه بندی (آزمایش و گواه) تعیین می شود. نتیجه گیری: براساس نتایج می توان گفت: درمان شناختی-رفتاری منجر به افزایش خودکارآمدی وتاب آوری معتادان مراجعه کننده به کمپ های ترک اعتیاد بهشهر شده است.
رابطه حمایت ادراک شده با آمادگی به اعتیاد و پریشانی روان شناختی با نقش میانجی گری احساس تنهایی در دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اعتیادپژوهی سال دوازدهم تابستان ۱۳۹۷ شماره ۴۶
157-172
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر آزمون رابطه علّی حمایت ادراک شده با پریشانی روان شناختی و آمادگی به اعتیاد، با مطالعه نقش میانجی گر احساس تنهایی در دانش آموزان مناطق محروم شهرستان قم بود. روش: شرکت کنندگان پژوهش 225 دانش آموز مقطع متوسطه دوم بودند که به روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی چندمرحله ای انتخاب شدند. ابزار اندازه گیری پژوهش شامل پرسش نامه های حمایت ادارک شده، پریشانی روان شناختی، احساس تنهایی و آمادگی به اعتیاد بود. آزمون مسیرهای مستقیم و غیرمستقیم مدل پژوهش، به ترتیب، با استفاده از روش های تحلیل مسیر و آزمون بوت استرپ انجام گرفت. یافته ها: یافته ها نشان داد که حمایت ادارک شده، پیشایند و پریشانی روان شناختی و آمادگی به اعتیاد، پیامد احساس تنهایی در دانش آموزان هستند. همچنین، یافته ها نشان داد که احساس تنهایی، میانجی گر معنا دار رابطه حمایت ادارک شده با پریشانی روان شناختی و آمادگی به اعتیاد است. نتیجه گیری: یافته های این تحقیق می تواند برای مشاوران، برنامه ریزان دولتی، متخصصین تعلیم و تربیت در حل مشکلات دانش آموزان کمک کننده باشد.
پیشگیری نوین: نقش رسانه مجازی در پیشگیری از گرایش به مواد مخدر در فضای سایبر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: جذابیت و گسترش فضای مجازی در بین اقشار جامعه و کارکردهای این بستر در ارتکاب جرائم مربوط به مواد مخدر، باعث شده تا مسئولین امر به فکر استفاده از این بستر در جهت تدوین برنامه های پیشگیرانه از اعتیاد به مواد مخدر باشند. البته در حال حاضر کارکردهای این فضا یکی از عوامل موثر در گرایش به اعتیاد و مصرف مواد مخدر تلقی می شود. هدف تحقیق حاضر بررسی نقش رسانه مجازی (فضای سایبر) در پیشگیری از از اعتیاد به مواد مخدر در بین اقشار گوناگون جامعه در قالب ارائه الگویی کاربردی بوده است. روش : پژوهش حاضر از حیث روش از نوع توصیفی- تحلیلی و از لحاظ گردآوری اطلاعات از نوع پیمایشی بوده که با استفاده از پرسش نامه محقق ساخته انجام شد. جامعه ی آماری پژوهش شامل خبرگان و سرمتخصصان پلیس مبارزه با مواد مخدر ناجا، پلیس فتاناجا و سازمان های مرتبط با موضوع تحقیق و به تعداد 65 نفر بوده که برابر فرمول کوکران تعداد 56 نفر از جامعه با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده به عنوتن نمونه انتخاب شدند. یافته ها : یافته ها نشان داد 1- فضای مجازی و مسئول سازی، 2- فضای مجازی و مشارکت اجتماعی، 3- فضای مجازی و آگاه سازی، 4-فضای مجازی و تولیدات خاص و در نهایت 5- فضای مجازی و مدیریت می توانند به ترتیب نقش بسزایی در پیشگیری از اعتیاد به مواد مخدر داشته باشند. نتیجه گیری : نتایج تحقیق حاضر می تواند گامی مهم برای تبیین روش های پیشگیری از اعتیاد در فضای مجازی و الگویی مناسب برای طراحی برنامه های جامع پیشگیری از اعتیاد به مواد مخدر در فضای مجازی باشد.
نقش تشخیصی انقطاع پاداش تاخیری و راهبردهای نظم جویی شناختی هیجان در افراد مبتلا به اختلال مصرف مواد محرک، افیون و سیگاری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اعتیادپژوهی سال دوازدهم بهار ۱۳۹۷ شماره ۴۵
71-90
حوزههای تخصصی:
مقدمه : هدف پژوهش حاضر بررسی نقش تشخیصی انقطاع پاداش تاخیری و راهبردهای نظم جویی شناختی هیجان در افراد مبتلا به اختلال مصرف مواد محرک، افیون و سیگاری بود. روش : در قالب یک طرح علی-مقایسه ای از بین مراجعه کنندگان مبتلا به مصرف مواد محرک، افیون و سیگاری به صورت در دسترس شامل 45 بیمار مبتلا به افیون و 45 بیمار مبتلا به محرک و 45 بیمار مبتلا به سیگاری انتخاب شدند و توسط پرسش نامه های انتخاب پاداش (کربای، پرتی و بیکل، 1999) و فرم کوتاه راهبردهای نظم جویی شناختی هیجان (حسنی، 1390) مورد ارزیابی قرار گرفتند. برای تحلیل داده ها از روش تحلیل تابع تشخیصی استفاده شد. یافته ها : نتایج تابع تشخیصی با دو متغیر انقطاع پاداش تاخیری و راهبردهای نظم جویی شناختی هیجان توانست 93/3 درصد افراد مواد محرک، 88/9درصد افراد مواد افیونی و 86/4 درصد افراد سیگاری را درست گروه بندی کند؛ به عبارت دیگر به صورت کلی 89/6 درصد کل شرکت کنندگان درست طبقه بندی شدند. نتیجه گیری : در تفکیک و تشخیص سه گروه مواد محرک، افیون و سیگاری، متغیر انقطاع پاداش تاخیری و راهبردهای نظم جویی شناختی هیجان سهم معناداری داشتند، بنابراین در برنامه های پیشگیری و درمان مرتبط با این سه اختلال پیشنهاد می شود به این عوامل توجه ویژه ای شود.
مدل علی روابط بین شیوه های فرزند پروری، سبک های دلبستگی و خودتنظیمی در افراد وابسته به مواد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اعتیادپژوهی سال دوازدهم بهار ۱۳۹۷ شماره ۴۵
91-112
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر تعیین روابط علی شیوه های فرزندپروری، سبک های دلبستگی و خودتنظیمی در افراد وابسته به مواد مراجعه کننده به مراکز درمانی بود. روش: پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. تعداد 449 نفر به روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی از جامعه آماری معتادان مراجعه کننده به کلینیک های ترک اعتیاد شهرستان ارومیه، انتخاب شدند. پرسش نامه های سبک های والدینی، خودتنظیمی و سبک های دلبستگی اجرا شد. داده های جمع آوری شده با ارائه دو مدل، به روش تحلیل مسیر تجزیه و تحلیل شدند . یافته ها : نتایج نشان دادند که در مدل پدران و مادران سبک های والدینی استبدادی و بی اعتنا اثر منفی و سبک های اقتداری و آزادگذار اثر مثبت (0/001>p ) بر خودتنظیمی داشتند. در هر دو مدل سبک های اقتداری و آزادگذار اثر مثبت بر سبک دلبستگی ایمن داشتند (0/001>p ) ؛ اثر سبک استبدادی و بی اعتنا در مدل پدارن بر سبک دلبستگی ایمن معنی دار نبود؛ ولی در مدل مادران اثر منفی داشت (0/05>p )؛ اثر سبک آزادگذار بر سبک دلبستگی ایمن در هر دو مدل منفی، اثر سبک تربیتی بی اعتنا بر سبک ناایمن نیز در هر دو مدل مثبت بود (0/001>p ) ؛ اثر سبک استبدادی در هر دو مدل معنادار نبود. همچنین اثر سبک اقتداری بر سبک ناایمن در مدل پدران منفی (0/001>p ) و در مدل مادران معنادار نبود؛ اثر دلبستگی ناایمن بر خودتنظیمی در هر دو مدل منفی (0/001>p ) و اثر سبک دلبستگی ایمن بر خودتنظیمی در هر دو مدل معنادار نبود. نتیجه گیری: دلبستگی ناایمن میانجی معنادار بین سبک های تربیتی والدین و خودتنظیمی معتادان به دست آمد. سبک های والدینی اقتداری و آزادگذار با کاهش دلبستگی ناایمن در معتادان، موجب افزایش خودتنظیمی در آنان شده و سبک والدینی استبدادی با افزایش دلبستگی ناایمن در معتادان، موجب کاهش خودتنظیمی در آنان می شود.
اثربخشی درمان مبتنی برپذیرش و تعهد برنشخوار فکری و انعطاف پذیری روان شناختی در معتادان تحت درمان متادون(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اعتیادپژوهی سال دوازدهم ۱۳۹۷ شماره ۴۸ ویژه نامه ۱
169-184
حوزههای تخصصی:
هدف: امروزه درمان های موج سوم شناختی رفتاری به جای چالش با شناخت ها، بر آگاهی و پذیرش افراد از احساسات، هیجان و شناخت ها تاکید دارند. پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی مداخله درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر کاهش نشخوار فکری و افزایش انعطاف پذیری روان شناختی در معتادان تحت درمان متادون در کرمانشاه انجام شده است. روش: از روش شبه آزمایشی با گروه گواه استفاده شد. تعداد 40 نفر در مرحله اول با استفاده از نمونه گیری در دسترس و بر اساس ملاک های ورود و خروج (عدم اختلال شخصیت، حداقل تحصیلات دیپلم، عدم سابقه روان پریشی، گذشتن یک ماه از مصرف متادون آن ها، گرفتن رضایت شفاهی وگرفتن نمره بالا در پرسش نامه های نشخوار فکری، و نمره پایین پذیرش و عمل) انتخاب شدند. در مرحله بعد با استفاده از نمونه گیری تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه گمارده شدند. یافته ها: نتایج نشان داد درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر افزایش انعطاف پذیری روان شناختی و کاهش نشخوار فکری (0/001> P ) مؤثر می باشد. نتیجه گیری: با آموزش درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد می توان نشخوار فکری را کاهش و انعطاف پذیری روان شناختی را افزایش داد و به بهبودی معتادان تحت درمان متادون کمک کرد.
مقایسه اثربخشی گروه درمانی شناختی– رفتاری و ذهن آگاهی مبتنی بر شناخت بر کاهش ولع مصرف در معتادان افیونی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اعتیادپژوهی سال دوازدهم ۱۳۹۷ شماره ۴۹ ویژه نامه ۲
243-268
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی گروه درمانی شناختی– رفتاری و ذهن آگاهی مبتنی بر شناخت بر کاهش ولع مصرف در معتادان در حال ترک افیونی صورت گرفت. روش: روش این پژوهش شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون همراه با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل افراد وابسته به مواد افیونی مراجعه کننده به مرکز ترک اعتیاد وابسته به شبکه بهداشت و درمان شهرستان سرپل ذهاب در نیمه اول سال 1396 بود. به روش نمونه گیری در دسترس تعداد 36 نفر با تشخیص وابستگی به مواد افیونی -بر پایه ی معیارهای راهنمای تشخیصی و آماری نسخه پنجم، از افرادی که داوطلب دریافت خدمات درمانی و واجد معیارهای ورود بودند- انتخاب شدند. به صورت تصادفی (12 نفر گروه آزمایش اول، 12 نفر گروه آزمایش دوم و 12 نفر گروه گواه) تخصیص داده شدند. از مصاحبه ی بالینی ساختاریافته DSM-5 نسخه ی بالینی (SCID-5) ، مصاحبه ی بالینی ساختاریافته DSM-5 نسخه ی بالینی (SCID-5-PD) و پرسش نامه سنجش ولع هروئین برای جمع آوری داده ها استفاده شد. روش درمان ذهن آگاهی مبتنی بر شناخت در 8 جلسه 2 ساعته و روش درمان شناختی– رفتاری در 12 جلسه 90 دقیقه ای در گروه های آزمایش اجرا شد. یافته ها: نتایج نشان داد بین اثربخشی گروه درمانی شناختی– رفتاری و ذهن آگاهی مبتنی بر شناخت در کاهش ولع مصرف (به جز مولفه ی عدم کنترل بر مصرف) در معتادان افیونی تفاوت وجود ندارد، اما در مقایسه با گروه گواه این تفاوت معنادار است. نتیجه گیری: گروه درمانی شناختی– رفتاری و ذهن آگاهی مبتنی بر شناخت از روش های درمانی تاثیر گذار بر کاهش ولع مصرف در معتادان افیونی می باشد.
مطالعه کارکردهای جامعه شناختی سازمان های غیردولتی فعال در حوزه درمان اعتیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اعتیادپژوهی سال دوازدهم پاییز ۱۳۹۷ شماره ۴۷
29-50
حوزههای تخصصی:
هدف: توجه به ابعاد جامعه شناختی کارکردهای سازمانهای غیردولتی با تاکید بر کارکردهای این سازمان ها به عنوان یک نهاد مدنی اغلب مورد غفلت قرار گرفته که در مقاله حاضر به آن پرداخته شده است. روش : بدین منظور با استفاده از روش کیفی گرندد تئوری، مصاحبه هایی عمیق با مدیران سازمان های غیردولتی فعال درمانی در سطح ملی و همچنین متخصصین امر درمان اعتیاد انجام گرفت. یافته ها : پس از انجام فرایند کدگذاری نتایج مصاحبه ها و با استفاده از مدل تئوریکی اشتراوس و کوربین، محقق موفق به ارائه مدل برپایه شده و در نهایت با استفاده از این مدل به صورت بندی سازمان های مورد مطالعه پرداخته شد. نتیجه گیری : نتایج حاصل از تحلیل ها نشان داد سپردن امور اجتماعی از جمله درمان اعتیاد به سازمان های مردم نهاد مزایای بسیاری دارد که از جمله مهمترین آن ها شناخت عمیق نهادهای مدنی نسبت به مسائل اجتماعی، افزایش حمایت های مالی و داوطلبانه مردمی در حوزه مسائل اجتماعی، افزایش دغدغه برای ارائه خدمات با کیفیت و بالا رفتن تقاضای عمومی برای انجام مداخلات نتیجه بخش و مطالبه گری از سوی مردم نسبت به نهادهای مدنی می باشد.
مقایسه توانایی یادگیری و حافظه در افراد وابسته به مت آمفتامین با افراد وابسته به اوپیوئید و سالم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اعتیادپژوهی سال دوازدهم پاییز ۱۳۹۷ شماره ۴۷
229-244
حوزههای تخصصی:
هدف : مطالعه حاضر به مقایسه توانایی یادگیری و حافظه در افراد وابسته به مت آمفتامین، اوپیوئید و سالم می پردازد. روش : روش تحقیق علی-مقایسه ای بود. جامعه آماری پژوهش شامل مردان وابسته به مت آمفتامین، اوپیوئیدها و مردان سالم شهر تهران بود. نمونه متشکل از 20 مرد وابسته به مت آمفتامین، 17 مرد وابسته به اوپیوئید و 20 مرد سالم بود که به صورت در دسترس انتخاب شدند. در این پژوهش از آزمون یادگیری کلامی- شنیداری ری برای ارزیابی یادگیری و حافظه استفاده شد. یافته ها : نتایج پژوهش نشان داد که افراد وابسته به مواد، نمرات پایین تری در یادگیری و حافظه نسبت به گروه سالم دارند. گروه اوپیوئید در توانایی یادآوری و بازشناسی اطلاعات ضعیف تر عمل کردند. گروه مت آمفتامین، تکرار بیشتر در یادآوری و تداخل بیشتر در بازشناسی واژه ها نشان دادند. نتیجه گیری : گروه وابسته به مواد، آسیب بیشتری در توانایی یادگیری و حافظه داشتند. بررسی بیشتر آسیب پذیری این گروه ها، رهنمودی برای مداخلات مناسب به ویژه در حوزه بازتوانی فراهم می آورد.
مقایسه عوامل مؤثر بر درمان افراد وابسته به مواد دارای عود، بدون عود و تحت درمان نگهدارنده با متادون
منبع:
سلامت اجتماعی و اعتیاد سال پنجم پاییز ۱۳۹۷ شماره ۱۹
111-124
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر مقایسه عوامل مؤثر بر درمان پایدار در افراد وابسته به مواد دارای عود، بدون عود و تحت درمان نگهدارنده بود. پژوهش حاضر یک مطالعه علّی-مقایسه ای بود. تعداد 150 نفر به عنوان نمونه به شیوه در دسترس انتخاب شدند. ابزار پژوهش پرسش نامه شخصیتی سرشت و منش کلونینجر و پرسش نامه محقق ساخته عوامل خانوادگی، عاطفی (خلقی)، محیطی، شغلی-مالی بود. نتایج نشان داد که بین سه گروه در رابطه با عوامل شغلی و مالی تفاوت معناداری وجود داشت، به طوری که میانگین نمرات عوامل شغلی-مالی در گروه درمان نگهدارنده با متادون بالاتر بود. همچنین سه گروه در رابطه با عامل شخصیتی آسیب پرهیزی و همکاری گروه با یکدیگر متفاوت بودند، به صورتی که میانگین نمرات همکاری در گروه بدون عود نسبت به دو گروه دیگر بالاتر بود و میانگین نمرات آسیب پرهیزی در گروه دارای عود در مقایسه با دو گروه دیگر بیشتر بود. بنابراین می توان گفت که حمایت های خانوادگی، پذیرش افراد وابسته به مواد به عنوان یک بیمار در خانواده، اعتمادکردن به آن ها و همچنین همکاری اعضا و مشارکت آن ها در برنامه درمان وابستگی به مواد می تواند در پیشگیری از عود نقش مهمی داشته باشد. علاوه بر این، با توجه به اینکه افراد دارای نمره آسیب پرهیزی بالا در معرض خطر بازگشت به مصرف مواد می باشند، لذا شناسایی این افراد و نظارت بیشتر بر عملکرد آن ها می تواند بر درمان پایدارتر موثر باشد و درنتیجه میزان آسیب های ناشی از وابستگی به مواد و عود در این افراد کاهش یابد. عوامل شغلی نیز در درمان پایدار نقش مهی دارند. بنابراین می توان گفت که داشتن شغل و مهارت های شغلی نیز در پایداری درمان وابستگی به مواد نقش دارند. لذا بر لزوم ایجاد فرصت های شغلی برای پیشگیری از عود تاکید می شود .
نقش اتحادِ درمانی و سبک های دلبستگی در ریزش از درمان مبتلایان به سوءمصرف مواد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اعتیادپژوهی سال دوازدهم تابستان ۱۳۹۷ شماره ۴۶
173-188
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش به منظور بررسی نقش اتحادِ درمانی و سبک های دلبستگی در پیش بینی ریزش از درمان انجام شد. روش: روش توصیفی از نوع همبستگی بود. تعداد 234 نفر از مردان مبتلا به سوء مصرف مواد که جهت ترک و دریافت درمان به کلینیک ها و مراکز درمانی شهر تهران مراجعه کرده بودند به صورت هدفمند انتخاب شده و در صورت داشتن ملاک های ورود، مورد مصاحبه قرار گرفته و سپس ابزارهای پژوهش، شامل پرسش نامه های فرم کوتاه اتحاد درمانی و دلبستگی بزرگسال را تکمیل کردند. یافته ها: تحلیل رگرسیون لوجستیک نشان داد که اتحاد درمانی و سبک های دلبستگی قادرند بین افرادی که از درمان ریزش داشته اند و افرادی که به درمان ادامه داده اند تمیز قایل شود. نتیجه گیری: این یافته ها همسو با مطالعات پیشین حاکی از نقش متغیرهای مربوط به روابط بین فردی در ریزش بیماران مبتلا به سوء مصرف مواد در ریزش از درمان است.