بازخوانی و نقد سه گزاره از تذکره الاولیای عطّارِ نیشابوری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از میانِ آثارِ عطار، کتابِ تذکره الاولیاء، از ارزش ادبی و تاریخیِ بسیاری برخوردار است. صرفِ نظر از مقدمه مختارنامه، تذکره الاولیاء را می توان تنها اثرِ منثورِ به جای مانده از این شاعر نامی دانست. بی تردید تصحیح و تحشیه چنین اثری، با دشواری هایی روبه رو است و ظاهراً پرداختن به زوایا و دقایقِ گوناگونِ متن آن فراتر از توان یک مصحّح است. آخرین چاپِ مشهور و انتقادیِ این اثر، همانندِ آثارِدیگر عطّار به قلمِ استاد شفیعی کدکنی صورت پذیرفته است و همان طور که وی در بعضی از مقدمه های این آثار یادآور شده، عطارپژوهی در ابتدای راه خود گام برمی دارد و در این مسیر، هنوز اندر خمِ یک کوچه است. در این مقاله با هدفِ کارآمدیِ هرچه بیشترِ آثار عطار، به سه نکته در حاشیه تذکره الاولیاء پرداخته شده است. نخست بحثی مفصل درباره ثوری مذهب بودنِ جنیدِ بغدادی ارائه می شود و اثبات خواهیم کرد که این احتمال که جنید بغدادی پیروِ مذهبِ سفیانِ ثوری (متوفی 161ق) بوده باشد، پذیرفتنی نیست و نامبرده در اصل پیرو و مفتیِ مذهبِ ابوثورِ کلبی (متوفی 240ق) بوده است. سپس به حکایاتِ قتلِ احمدِ خرقانی در تذکره الاولیاء پرداخته خواهد شد و با استفاده از بعضی متونِ عرفانی نشان داده می شود که وی در زمانِ حیاتِ پدرش، ابوالحسن خرقانی، به قتل نرسیده و حداقل حدود چهل سال پس از فوتِ پدر زیسته است. همچنین بیان می گردد که منظور از شخصی به نامِ «محمد بن الحسین»، که در یکی از حکایت های ذکرِ ابوالحسنِ خرقانی نقل شده، ابوعبدالرحمن سُلمی (متوفی 412ق) نیست و این فرد در واقع یکی از شاگردانِ خرقانی، و مشهور به محمد حسینان بوده است.