ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۸۱ تا ۲۰۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
۱۸۱.

جلوه های انواع هویّت در پنجاتنتره

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۵۲
پنجاتنتره از کتاب های ارزشمند و تأثیرگذار ادبی و منبع اصلی کلیله و دمنه محسوب می شود که حکایات پندآمیز کهنی را دربرمی گیرد. پنجاتنتره اثر حکیم بزرگ هند یعنی پاندیت ویشنو شرمه است که قدمتش به سال های 200 پیش از میلاد می رسد. بررسی این اثر با نگرشی بین رشته ای با موضوع هویت، زمینه را برای تحلیل ابعاد تأثیرگذاری این اثر در متون بعد از آن فراهم می کند. تحلیل محتوای حکایت های پنجاتنتره، هویّت شخصیّت های خلق شده در آن را نشان می دهد؛ زیرا شخصیّت های حکایت غالباً متأثر از جامعه، هویّت خود را نشان می دهند و در روند شکل گیری حوادث تأثیر می گذارند. در این پژوهش با روش تحلیل محتوای کیفی با تکیه بر منابع کتابخانه ای هویّت شخصیّت ها در ابعاد گوناگون در پنجاتنتره، بررسی شده است. انواع هویّت بر اساس شواهد متنی شامل هویّت فردی، اجتماعی، سیاسی، دینی، ملّی، قومی و جنسیتی شرح شده است. یافته ها نشان داده است که هویّت های غیر فردی بیشترین میزان کاربرد را نسبت به هویّت فردی دارند و شواهد هویّتی با اصول اخلاقی و ارزشهای انسانی رایج در زمان مؤلف، هماهنگ بوده است که این امر بر ساختار تعلیمی اثر صحّه می گذارد.
۱۸۲.

Looking Awry at Language: A Brief Overview of Paradox from the Perspective of Cognitive Linguistics(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۷۰
The present study investigates paradox as a cognitive phenomenon within the framework of conceptual metaphor and metonymy, challenging its conventional classification as a rhetorical device. Focusing on Persian mystical literature, the research explores how paradox functions as a dynamic meaning-making mechanism in figurative language. The primary aim is to redefine paradox through cognitive linguistics, demonstrating its integration with metaphor (para-metaphor) and metonymy (para-metonymy) in restructuring perception. The study seeks to: 1) identify the cognitive models underlying paradox, 2) analyze its interaction with other conceptual processes, and 3) illustrate its role in non-linear thinking and knowledge organization. A descriptive-analytical approach is employed, with data purposively sampled from Persian literary texts. Theoretical frameworks include conceptual blending theory (Fauconnier & Turner, 2002) and Ruiz de Mendoza’s cognitive modeling, emphasizing high-level abstraction and mental space networks. Paradox emerges from metaphorical contradictions (e.g., "death is life") and metonymic expansions (e.g., "weeping with laughter"), resolving oppositions through conceptual blending. It operates as a matrix-like strategy, enabling reframing and emergent meanings. Persian mystical texts exemplify this capacity to transcend binary logic and evoke multilayered interpretations.
۱۸۳.

بررسی کهن الگوی آب در داستان های عامیانه لرستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۹۰
آب به سبب ویژگی هایی چون جان بخشی، پاک کنندگی و مینوی بودن، داشتن پیوند تنگاتنگ با زمین، آبادی، زندگی و تمدن در بیشتر تمدن های کهن جنبه ای مینوی و اسطوره ای یافته است. از آنجا که در بسیاری از داستان های کهن و عامیانه ایرانی نیز اسطوره آب نمودی آشکار دارد، جستار پیش رو در پی یافتن پاسخ این پرسش است که بن مایه های اسطوره آب و بازتاب کهن الگوهای آن تا چه میزان و با چه بازنمودهایی در داستان های عامه لرستان یافت می شود. برای یافتن پاسخ، نمودهای اسطوره ای آب در داستان های عامیانه لرستان با شیوه توصیفی تحلیلی و بر پایه سه منبع و چهره اصلی در زمینه بررسی کهن الگویی بن مایه های اسطوره ای (کمبل، هینلز و خدیش و داودی مقدم) بررسی و گزارش شد. نتایج پژوهش گویای آن است که در 33 داستان از 183 داستانِ بررسی شده، اسطوره آب در نمودهایی چون روزی رسانی، یاری رسانی، دلدادگی، قربانی کردن دختر، دارآب و گذر از آب بازنمایی شده است. همچنین روشن شد که «پیوند زن و آب» آشکارتر از دیگر بن مایه هاست که این نشانی از ارزش زندگی بخشی آب و زن در زندگی و فرهنگ مردم لرستان و یادآور ایزدبانوی آب ها، آناهیتا و امشاسپندان مادینه نگاهبان آب در اسطوره های کهن ایرانی است.
۱۸۴.

ارزیابی انتقادی ترجمه استعاره های مفهومی نور و تاریکی در قرآن توسط مدل های هوش مصنوعی در پرتوی نظریه لیکاف، جانسون و نیومارک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۱۹
این پژوهش به ارزیابی انتقادی ترجمه ی استعاره های مفهومی نور و تاریکی در قرآن کریم توسط مدل های هوش مصنوعی (گراک، جمینای، و چت جی پی تی) با تکیه بر نظریه ی استعاره ی مفهومی لیکاف و جانسون (1980) و راهبردهای ترجمه ی نیومارک (1988) می پردازد. استعاره های نور و تاریکی، که نمایانگر مفاهیمی چون هدایت، ایمان، گمراهی، و کفر هستند، در آیات منتخب قرآن تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که مدل های هوش مصنوعی عمدتاً از راهبرد بازتولید تحت اللفظی استعاره استفاده می کنند، اما در انتقال معانی عمیق و فرهنگی این استعاره ها، به ویژه برای مخاطبان ناآشنا با زمینه های مفهومی، الهی، معنوی و فرهنگی قرآن کریم، محدودیت دارند. فقدان توضیحات تکمیلی و ناتوانی در تبیین مفاهیم معنایی عمیق استعاره ها مانند «نور» به عنوان هدایت الهی و «ظلمات» به عنوان جهل و کفر، از چالش های اصلی این مدل هاست. پیشنهاد می شود با ادغام نظریه های شناختی و آموزش مدل ها با منابع تفسیری، و بهره گیری از راهبردهای تکمیلی نیومارک (مانند افزودن پاورقی)، کیفیت ترجمه های ماشینی بهبود یابد. این پژوهش بر پتانسیل هوش مصنوعی در ترجمه متون مقدس تأکید دارد، مشروط بر اینکه درک مفهومی و فرهنگی عمیق تری در مدل ها ایجاد شود.
۱۸۵.

تحلیل داستان خسرو و بهرام چوبین شاهنامه بر اساس مربع ایدئولوژیک ون دایک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۲۳
الگوی مربع ایدئولوژیک یکی ازابداعات ون دایک در حوزه تحلیل گفتمان انتقادی است. براساس این الگو، نهادهای قدرت در مقام گروه خودی، از چهار اصل برای تحمیل ایدئولوژی و پوشاندن چهره حقیقت استفاده می کنند: بیان صفات مثبت گروه خودی، بیان صفات منفی گروه دیگری، تأکیدزدایی از صفات منفی خودی و تأکیدزدایی از صفات مثبت دیگری. در این پژوهش، روایت شاهنامه از داستان بهرام چوبین و خسرو پرویز با تأکید بر بخش مجادله کلامی تحلیل شده است. یافته ها نشان می دهد که گروه قدرت (خسرو) از تکنیک هایی مانند قیاس، سفسطه، طفره و ابهام، اغراق و نمایشی سازی و استعاره سازی برای خودنمودی مثبت و دیگرنمودی منفی بهره برده است. خسرو درمقام نماینده گروه فرادست با اتکا به عناصر سلطه گری ایدئولوژیک مانند نژاد و دین، بر نکات مثبت خود تأکید دارد و خطاهای خود را انکار می کند، ازسویی با برجسته سازی نکات منفی کارنامه بهرام، سعی در نادیده گرفتن شایستگی های او دارد. یافته ها نشان می دهد که تدوین گران اصلی این روایت با برجسته سازی صفات منفی بهرام ،کمرنگ سازی خطاهای خسرو، عدم رعایت نظام نوبت گیری در مکالمه و اختصاص فرصت دفاع بیشتر به خسرو، در پیشبرد داستان به نفع گروه قدرت کوشیده اند. فردوسی نیز در مقام روایتگر متأخر این داستان با تدوین گران اصلی همسوست.
۱۸۶.

پروین اعتصامی و بازآفرینی فابل های لافونتن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۳۲
از دوران مشروطه، با رونق گرفتن ترجمه آثار ادبی جهان به زبان فارسی، بخشی از ادبیات معاصر، تحت تأثیر ادبیات غرب و ترجمه‌های آن قرار گرفت؛ ازجمله بازآفرینی فابل‌ها یا افسانه‌های حیوانات سروده ژان دولافونتن (۱۶۲۱ - ۱۶۹۵م.) شاعر و نویسنده نام‌دار سده هفدهم میلادی فرانسه در بخش‌هایی از شعر این دوران، یعنی آثار بهار، پروین اعتصامی، ایرج میرزا و نسیم شمال. این مقاله، با روش تحلیلی، توصیفی و مطالعات تطبیقی و خوانش دقیق دیوان پروین و داستان‌های لافونتن، به این نتیجه رسیده است که به احتمال زیاد، پروین دست کم در ده حکایت خویش، تحت‌تأثیر برخی از داستان‌های لافونتن بوده است. دیگر اینکه به ترجمه و نقل ساده داستان‌ها بسنده نکرده و با دخل و تصرف هنرمندانه و خلاقانه در شخصیت‌ها، گفت‌وگوها و ماجراهای داستان و همچنین بسط و گسترش آن‌ها و افزودن اندرزهای زیبای اخلاقی، هم از نظر بلاغت و زیبایی‌شناسی، سطح حکایت‌ها را برکشیده و هم بعد تعلیمی و تأثیرگذاری آن‌ها را با هدف اقناع مخاطب تقویت کرده است. از نوآوری‌های پروین در بازآفرینی حکایات، می‌توان به این موارد اشاره کرد: ذوق مضمون‌یابی و پرورش درون‌مایه‌های داستانی؛ طبیعی جلوه دادن حوادث داستانی؛ خلق گفت‌وگوهای زنده و آموزنده شخصیت‌های داستان‌ها، گزینش وزن، واژگان و قافیه‌های مناسب با محتوا و مضمون شعر، طوری که بسیاری از آن‌ها ظرفیت ضرب المثل شدن را دارند؛ درآمیختن آن‌ها با نکته‌های ظریف اخلاقی با زیباترین تعابیر، تشبیهات و استعارات؛ بهره‌گیری از آرایه‌های ادبی ازدواج و موازنه؛ تغییر دادن شخصیت‌های داستان، تغییر دادن درون‌مایه و گفتمان داستان و این‌که در برخی از حکایات مشابه، پیام شعر پروین، اخلاقی‌تر و آموزنده‌تر از حکایات لافونتن است.
۱۸۷.

بررسی تأثیر ذهنی و زبانی شاهنامه بر ادبیات مدحی دوره غزنوی و سلجوقی به کمک نظریه تاریخ ذهنیت ها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲ تعداد دانلود : ۵
دوره غزنوی و سلجوقی دوران رونق ادبیات مدحی است. از آنجا که هدف ادبیات مدحی خوشامد ممدوحان است انتظار می رود با وجود تعصبات دینی و پایبندی سخت به سیاست های بغداد و جو حاکم بر دربارها و نخبگان سیاست زده و اصالت نژادی حاکمان، اندیشگان و مفاهیم ایرانی-شاهنامه ای جایگاهی در ستایش ممدوحان نداشته باشد. با این وجود مضامین و زبان شعری قصاید مدحی بسیار متأثر از ذهنیت ایرانی و زبان شاهنامه ای است و این هم زمان با سرودن و رواج شاهنامه است. در این پژوهش به روش توصیفی – تحلیلی تأثیر شاهنامه بر ذهنیت و زبان ادبیات مدحی با کمک نظریه تاریخ ذهنیت ها کاویده شده است. از نتایج پژوهش برمی آید پندارهای عامه با تأثیر شگرف بر روح زمانه جهان اندیشگانی و دستگاه مفهومی دوره را متأثر ساخته و از این راه در مدایح شاهان وارد شده است و چون حاکمان ترک این سلسله ها در پی کسب مشروعیت مردمی بوده اند، این پیامد را مطلوب یافته و حمایت کرده اند.
۱۸۸.

تبیین عنصر شناخت در ابیات روایی از منظر گفتمانی.(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۵
این مقاله نخست به تبیین ابیات روایی، سپس کاوش در اصل و سرچشمه ماجرایی که به طور ضمنی و فشرده در ابیات روایی آمده، آنگاه بررسی رابطه میان این دو از منظر گفتمانی(گفتمان سنتی) می پردازد. از دیدگاه شناختی، زبان وسیله ای برای ایجاد ارتباط و انتقال پیام، یا شناخت از قطبی به قطب دیگر تلقی می-گردد؛ از منظر گفتمانی هم شناخت موجب بروز راهکارها و شگردهای زبانی می گردد این شگردها مدام در حال تولید، تکثیر، تکثّر، جابجایی، دگرگونی، حذف، انتقال یا جایگزینی شناختی دیگر هستند، بنابراین دیگر نمی توان شناخت را صِرفا راهی برای انتقال اطلاعات دانست بلکه جریانی است تأثیرگذار بر اطلاعات که در تغییر جهت دادن به چرخه انتقال، یا کامل نمودن آن عمل می نماید براین اساس، شناخت، گونه ای گفتمانی که در عملِ گفتمان به کارگرفته می شد، بازسازی شده، به شکلی منسجم تحقق می یابد. شناخت دیگر نمی تواند فقط به ارائه اطلاعات محدود گردد. مقاله حاضر ضمن معرفیِ نوع خاصی از گفته پردازی، که تداعی گر است و در آن، داستان یا سرگذشتی را به گونه ای فشرده روایت می شود؛ اصل و منشأ این گونه روایی را بررسی می نماید. در این نوع گفته پردازی، داستان های طولانی، در ذهن شاعر ماده خام و ابزاری می شود برای بیانمقاصدی متعالی ؛ برای دریافت آن می بایست از گفتمان و شناخت(=دریافت)بهره گرفت.
۱۸۹.

سنت شفاهی و زبان؛ پژوهشی موردی بر روی گات ها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۵
سنت شفاهی یکی از موضوعات مهمی است که از چند جنبه نیازمند بازنگری است. در این پژوهش با تکیه بر برخی منابع مهم انگلیسی عربی و فارسی، ابتدا نگاهی به سنت شفاهی در سایر فرهنگ ها داشته ایم؛ سپس به مقایسه آن با سنت شفاهی در ایران باستان پرداخته ایم. یکی از مهم ترین مبانی سنت شفاهی ارتباط مستقیم آن با تقدس کلام است که در این مقاله نمونه هایی از آن در میان اعراب قدیم و ایرانیان باستان تشریح شده است. از مهم ترین نتایج این پژوهش این است که؛ با نگاه به سنت شفاهی از منظر زبانی و کارکردِ ذهنِ انسانِ بدوی و با کندوکاو در سازوکار آن، می توان به رازورمزِ جهانِ بدوی راه یافت. به عنوان مثال یکی از مهمترین اسرار در بخش های کهن اوستا، ارتباط فرهنگ و سنت شفاهی با قالب سرودهای دینی و آئینی و به ویژه ستایش و پرستش خدایان است؛ به نحوی که می توان ادعا کرد ستایش خدایانِ باستان، ویژگیِ ذاتیِ سنت شفاهی در این دوره است. در نهایت با اینکه انسان امروزی از مرحله شفاهی به دنیای کتابت راه یافته است، همچنان جلوه هایی از این جهان بینی را می توان در آثاری چون گات ها مشاهده کرد.
۱۹۰.

بازخوانی تحلیلی مؤلفه های گروتسک در گزیده افسانه های ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۹ تعداد دانلود : ۱۹۶
گروتسک که از آن به عنوان طنز آمیخته یاد می شود، سبکی هنری و ادبی است که هنجارها و انتظارات مرسوم را به چالش می کشد و بسیاری از مرزها را جابه جا می کند. امروزه، این سبک از آن جهت اهمیت پیدا کرده است که سعی می کند میان بسیاری از حوزه ها چون هنر، ادبیات، مذهب و موضوعات اجتماعی ارتباط برقرار کند و از این جهت که مشتمل بر عناصری چون اغراق، معما، طنز و درهم آمیختگی های صورت های انسانی و حیوانی است می تواند در قصه های عامیانه و افسانه های ایرانی نمودهای آشکاری داشته باشد. تأمل در تفاسیر گروتسکی می تواند ما را با تفسیرهایی بنیادین از افسانه ها آشنا کند که به طور طبیعی در ذهن ما حضور دارند و واکاوی لایه های زیرین محتوایی و سخن گفتن از آن ها به شناختی آگاهانه تر و منظر جذاب تری از این منابع اصیل فرهنگی منجر خواهد شد. از این رو، این پژوهش به روش تحلیل کیفی مضمونی به بیان و توضیح برخی از کنش ها، اشخاص و ویژگی های افسانه های ایرانی که با مضامین گروتسکی شباهت دارند، می پردازد. نتایج این پژوهش نشان دهنده این است که گروتسک، به ویژه در بستر ادبیات عامیانه ایران، به اشکال گوناگون حضور دارد و می تواند به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی و فرهنگی کارآیی مؤثری داشته باشد. برخی از این شباهت ها برخاسته از انگاره های مشترک ذهن انسان در همه دنیا و نحوه پردازش آن ها متناسب با خصایص فرهنگی سرزمین های مختلف است. با تأکید بر این نکته مهم که آنچه امروزه به عنوان گروتسک در جهان شناخته شده است، از قرن ها پیش در ادب عامه ایران حضوری پررنگ داشته است.
۱۹۱.

بررسی بازتاب فرهنگ هند و ایران در تزئینات لباس بانوان هند و بلوچ (مطالعه موردی: رودوزی های هند و بنارسی دوزی های بلوچ)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۴ تعداد دانلود : ۱۷۳
ایران و هند دارای تاریخ و فرهنگی غنی در زمینه دوخت های سنتی هستند. این دو سرزمین در ادوار مختلف تاریخی با هم ارتباطاتی داشته و این موضوع باعث تأثیرپذیری آن ها از هم در هنرهای مختلف ازجمله گلدوزی شده است. شناسایی زری دوزی های هند و بنارسی دوزی های بلوچستان، دسته بندی نقوش، نحوه ترکیب بندی طرح ها، معرفی انواع تکنیک های دوخت و تأثیرپذیری فرهنگی این دو سرزمین در زمینه تزئینات پوشاک، از اهداف این پژوهش هستند. پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی و با رویکرد تاریخی و تطبیقی درپی پاسخ به این پرسش هاست که برای تزئین لباس های تزئین شده هند و بنارسی دوزی های بلوچستان از چه تکنیک هایی استفاده شده است؟ ترکیب بندی نقوش در این رودوزی ها به چه صورت است؟ بین نقوش تزئینی کارشده روی این لباس ها چه اشتراکات و افتراقاتی موجود است؟ همچنین اطلاعات پژوهش به صورت کتابخانه ای و میدانی جمع آوری شده است. جامعه آماری این پژوهش شامل 8 نمونه از لباس های بانوان بلوچ و هند با رودوزی های لاکنو، دهلی، بنارس، گجرات هند، چابهار و کراچی بلوچستان است. نتایج نشانگر آن است که در این دو سرزمین، اشتراکات بسیاری در نقوش، تکنیک های دوخت، نحوه نقش پردازی و اجرای نقوش و همچنین مواد اولیه برای تزئین لباس بانوان وجود دارد. نقوش در هند در اکثر موارد دارای فلسفه و مفهوم اجتماعی، تاریخی، اعتقادی و اسطوره ای است؛ درحالی که در پوشاک بلوچستان، تزئینات فقط جنبه زیبایی داشته و مفهوم خاصی را حمل نمی کنند. نقوش هندسی و گیاهی، بالاترین کاربرد را در بلوچستان داشته؛ اما در هند علاوه بر آن، نقوش حیوانی و انسانی هم رایج است.  
۱۹۲.

کانون ادبی: تکوین، تعریف و طبقه بندی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۶۵
این پژوهش به بررسی جایگاه و کارکرد لایه های چهارگانه زیست بوم، جغرافیای اقتصادی، جغرافیای سیاسی و جغرافیای فرهنگی، به عنوان زیرساخت های تکوین کانون ادبی در تاریخ ادبیات می پردازد. زمان و مکان (فضا) دو رکن اساسی در پژوهش های تاریخ ادبی است. تشکیل نهادها و تجمع شخصیت های ادبی، بدون در نظر گرفتن فضا، ناممکن است. گردهمایی گویشوران زبان در زمان و مکان مشخص، موجدِ مرکزیت نهادهای آموزشی، فرهنگی و ادبی است که از آن با نام «کانون ادبی» نام برده اند. مورخان ادبی همواره از مکانِ برآمدن و بالیدنِ شخصیت ها و رخدادهای ادبی نوشته اند و این اصطلاح در نگاه نخست، ساده به نظر می رسد؛ اما ماهیت و کیفیتِ شکل گیری آن همچنان مبهم است. نوشتار حاضر، در پیِ یافتن الگویی روشمند برای مطالعه هستی شناسی کانون های ادبی، پرسش هایی پیشِ رو دارد که محورهای آن در این مقاله عبارت است از: 1. چیستی و چگونگی تکوین کانون ها؛ 2. ویژگی های کانونی بودن؛ 3. معیارها و گونه شناسی کانون های ادبی. ایده محوری این مقاله در چگونگیِ تشکیل کانون ها، «لایه نگاریِ» جغرافیایی است. یافته های پژوهش نشان می دهد که تکوین کانون ادبی، نیازمند زیرساختی چهارلایه ای در محدوده مکانی مشخصی است. برهم کنش این لایه های چهارگانه می تواند موجب و موجد تشکیل سه گونه کانونِ ادبی «سرزمینی، منطقه ای و شهری» باشد. دستاوردها همچنین گویای فاعلیت و کنشگری کانون ها در فرایند آفرینش ادبی است؛ یعنی کانون ادبی، فقط یک اقلیم یا فضای فیزیکی بسته و خنثی نیست که فقط محل اجتماع شاعران و نویسندگان و رویدادهای ادبی باشد، بلکه کانون ادبی، زِهدان زمان و شخصیت هایی است که از آن تغذیه می کنند، در آن می بالند و فضایی فعال است که به عنوان یک فاعل گفتمانی، پیوسته کنشگری می کند؛ حتی هنگامی که مرکزیت یا موجودیت خود را از دست می دهد و در کانون های ادبی دیگر استحاله می شود و حیات آن ادامه می یابد.
۱۹۳.

گره گشایی از ترکیب ها و کنایه های مبهم با مرکزیت «پوستین»(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۸۳
کنایه ها، عنصر خیالی مشترک بین زبان ادبی و زبان روزمره اند؛ طبیعی است با از میان رفتن زمینه های شکل گیری کنایه و فراموشی فلسفه ساخت آن ها، فهم برخی از کنایه ها دشوار می شود. کنایه هایی که پیرامون پوستین شکل گرفته اند از این دسته اند. در این پژوهش در شیوه ای توصیفی، تحلیلی و انتقادی، برخی کنایه های مبهم شکل گرفته با مرکزیت پوستین در متون ادب فارسی واکاوی شده اند. گره گشایی از این کنایه ها در رفع ابهام برخی متون راهگشاست. نتیجه پژوهش نشان می دهد که بی دقتی در تصحیح متون، خوانش نادرست متون، رونویسی و تقلید فرهنگ ها و شرح ها از یکدیگر، بی دقتی در گزارش این کنایه ها در فرهنگ های لغت و توجه نکردن به حال وهوای متون در گزارش این کنایه ها، موجب ابهام آن ها و دریافت نکردن دقیق معنی متونی شده که از این کنایه ها بهره گرفته اند؛ بنابراین برای رفع این ابهام ها، بازنگری دقیق و علمی شرح ها و فرهنگ های لغت حتی لغت نامه ای چون دهخدا لازم و ضروری است. اکنون با توجه به تصحیح انتقادی بسیاری از متونی که منبع استخراج این کنایه ها هستند بخشی از راه های رفع ابهام از این کنایه ها هموار شده است. در نتیجه بایسته است با تکیه بر این متون، بازنگری جدی در معنای کنایه های موجود در مراجع و فرهنگ های لغت صورت گیرد.
۱۹۴.

ترجمان سکوت عرفانی از زبان هوش مصنوعی (مواجهه ربات چت جی پی تی با سکوت عرفانی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۹۴
هوش مصنوعی به ربات هایی گفته می شود که توان اجرای وظایفی را دارند که برای اجرای آن کنش ها نیاز به هوش انسانی است. یکی از کارکردهای این ماشین های هوشمند -که گاه فراتر از هوش انسانی ظاهر می شوند- تحلیل و تفسیر متون است. از سویی، قلمرو عرفان، ساحتی است رازناک، مبهم و رمزآلود؛ و ورود به این اقلیم ملزوماتی را می طلبد که پژوهنده از داشتن هوش مناسب برای شناخت و پرداخت آنها ناگزیر است. جستار حاضر که با روش توصیفی-تجربی نوشته شده است، می کوشد تا با ارائه مطالبی حاوی «سکوت عرفانی» به مثابه داده ورودی به ربات مدرن « چت جی پی تی »، به سنجش و مواجهه پردازش های این ربات با موضوع یادشده بپردازد. نتایج این پژوهش نشان می دهد که ربات چت جی پی تی از ساحت عرفانی متن و تفکیک آن از دیگر حوزه ها (ساحت غنایی، حماسی و...) شناخت کافی دارد؛ یعنی در تفسیرها، پس از پردازش داده ها و دریافت این نکته که متن به حوزه عرفان مربوط است، می کوشد تا آن را براساس مفاهیم عرفانی تجزیه و تحلیل کند. شناخت دقیق و درست اصطلاحات عرفانی، دیگر توانمندی ربات هوشمند است. همچنین، تسلط این ابزار هوشمند در فهم زبان رمزی، شناخت بُعد ادبی و لایه های زیرین متن که بیشتر در قالب نمادها نمود می یابند نیز درخور توجه است. با این توضیحات و ازآنجایی که هوش مصنوعی به مرور خود را تقویت و ترمیم می کند، چندان دور نیست که به دستیاری این ابزارهای مدرن و هوشمند، افق های نوینی در بحث پردازش و فهم متون عرفانی بر مخاطبان این حوزه گشوده شود.
۱۹۵.

تصویر آرمانی شاه اسماعیل صفوی؛ تأثیر شاهنامه بر ترسیم سیمای شاه اسماعیل صفوی به مثابه قهرمان حماسی در کتاب فتوحات شاهی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۹۴
شاهنامه فردوسی متشکل از مجموعه ای از آداب و سنن ایرانی، اسطوره ها، فرهنگ، اصول سیاست وزری، تاریخ و … پیشااسلامی فلات ایران است که به واسطه ارزش و بیان هنری یکی از مهم ترین دلایل ماندگاری چنین مفاهیمی میان ساکنان این اقلیم بوده است. در طول تاریخ، این تأثیر علاوه بر همه ابعاد فرهنگی، بر آداب کشورداری نیز مؤثر افتاد. ازآنجاکه مرز تاریخ و حماسه و اسطوره تا دوران معاصر چندان روشن نبوده است، تصویر شاه آرمانی و قهرمانان حماسی، در اذهان عمومی نیازی تولید می کرد که مورخان و شاعران و … دستگاه های تبلیغاتی هر سلسله و یا هر حاکمی باید بدان پاسخ می دادند. در آغاز دوره صفوی گستره تأثیر چشم گیر شاهنامه، هم بر مردم و هم بر شاه اسماعیل باعث شد، مورخی چون امینی هروی گاه خاسته و گاه ناخواسته از سویی به اتصاف شاه به ویژگی ها و خویش کاری های قهرمانان حماسی ملتزم شود و از دیگر سو با تقلید و الگوبرداری از نحوه و روش انشا در وجوه بلاغی و روایی شاهنامه، به ترسیم سیمای شاه اسماعیل در قالب شاهی آرمانی در کتاب فتوحات شاهی بپردازد.
۱۹۶.

ارائه چارچوب تعامل با گفت وگوگرهای مبتنی بر مدل های زبانی بزرگ در تفسیر غزلیات عرفانی فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۷۹
بهره گیری از توانمندی ابزارهای توسعه یافته مبتنی بر هوش مصنوعی (مدل های زبانی بزرگ) برای تفسیر و رمزگشایی از زوایای پنهان اشعار عرفانی فارسی، موضوعی مهم است که به دلیل رمزآمیختگی و پیچیدگی های زبانی، کمتر بدان پرداخته شده است. در این مقاله، چارچوبی راهنما برای تعامل با ابزارهای گفت وگوگر هوشمند مبتنی بر مدل های زبانی بزرگ که امکان دستیابی به معانی معتبر از غزلیات عرفانی فارسی را فراهم نماید، ارائه شده است. این چارچوب براساس دو فرض طراحی شده است؛ نخست، فرضِ رمزی بودن و به اشارت بیان شدنِ مطالب در غزلیات عرفانی و دوم، فرضِ التزام کامل غزل سرا به قواعد دستوری و صنایع ادبی زبان فارسی است. بنابر چارچوب پیشنهادی، راهنمایی گام به گام برای سازماندهی نظام مند به خواسته های ورودی کاربر در تعامل با ابزارهای مذکور با عنایت به ساختار دستوری، صنعت ادبی، واژه محوری، جست وجو و تناظریابی در آیات و روایات معتبر پیشنهاد شده است. اعمال فرایندهای طراحی شده در چارچوب پیشنهادی در تعامل با دو ابزار گفت وگوگر نشان می دهد که چارچوب راهنمای پیشنهادی توانایی لازم برای تفسیر ابیات غزل عرفانی زبان فارسی را دارد و می تواند مبنایی برای گفت وگوگری مؤثر باشد تا کاربر به نتیجه مطلوب خود دست یابد.
۱۹۷.

تحلیل خالصةالحقایق فاریابی از «مقامات طریقت»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۸۷
محمود فاریابی در اواخر قرن ششم هجری کتاب دایره المعارف گونه خود را با عنوان خالصه الحقایق تألیف کرد. او در این اثر موضوعات متعددی را در دانش های گوناگون به تصویر می کشد و به تبیین دیدگاه های دیگران درباره موضوع مورد بحث می پردازد. در این پژوهش تلاش شده است تا افکار نویسنده درباره برجسته ترین «مقامات طریقت» (توبه، ورع، زهد، فقر، صبر، توکل و رضا) شناخته آید. پرسش های پژوهش به تحلیل دیدگاه نویسنده مبنی بر چیستی مفاهیم «مقامات طریقت» تمرکز می کند و رویکرد شناخت شناسی مؤلف را درباره موضوع حاضر از نظر می گذراند. این کار ضمن معرفی خالصه الحقایق در مضمونی ویژه، سبب آشنایی با رویکرد نویسنده و تعیین گفتمان غالب در تألیف کتاب می شود و شناخت دقیق تری نسبت به زمینه مسلط آن فراهم می آورد. روش پژوهش بر مبنای رویکرد معرفت شناختی است. «مقامات طریقت» از منظر دقت های ویژه نویسنده و باتوجه به برخی از آثار منثور فارسی بررسی شد. نتایج نشان داد که هرچند فاریابی در بخش های سه گانه هر فصل از ابواب کتاب، نوعی هم ترازی را در نقل سخنان متشرعه و صوفیه پدید می آورد، اما درنهایت از میان مشرب های اخلاقی، کلامی، شرعی و عرفانی در مسیر گفتمان غالب می رود و تفسیر عرفانی از موضوعات مذکور را بر رویکردهای تشریحی دیگر مرجح می داند و تلاش های وی در تعیین دقیق ترین تعاریف «مقامات طریقت» از نظرگاه عارفان، بر همین معنی دلالت می کند.
۱۹۸.

La spatiotemporalité bachelardienne à travers L’Emploi du Temps de Michel Butor(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳ تعداد دانلود : ۷۱
Créant le cadre temporel des souvenirs vécus, l’espace joue un rôle fondamental dans notre vie quotidienne. Michel Butor, essayiste et nouveau romancier du XXe siècle, accorde une place privilégiée aux concepts de l'espace et du temps, deux éléments indispensables à la vie humaine et toujours en interaction. Ces deux facteurs s’influencent mutuellement; en se souvenant d’une période, l’homme se souvient d’un lieu et vice-versa. La problématique de cette recherche est de voir comment dans L'Emploi Du Temps de Michel Butor, le narrateur se familiarise avec un labyrinthe temporel sous l'influence du labyrinthe spatial, et comment les dimensions spatiotemporelles ont été mentionnées à travers cette œuvre et comment un journal intime donne naissance à une véritable exploration poétique et phénoménologique de l’existence. Notre objectif était l’analyse de la spatiotemporalité bachelardienne à travers cet ouvrage. La méthodologie de recherche est basée sur des analyses phénoménologiques et des recherches documentaires relatives à l’application de la théorie des dimensions spatio-temporelles de Gaston Bachelard sur L'Emploi Du Temps de Michel Butor, pour voir comment le narrateur perçoit, ressent et habite l’espace. Ainsi, nous avons pu démontrer à travers cet article que dans ce texte de Butor, le labyrinthe spatiotemporel se manifeste comme une construction à multiples niveaux ou facettes, où le temps et l’espace sont fluides et incertains, donnant naissance à une complication spatiotemporelle.
۱۹۹.

معرّفیِ دست نویسِ نویافته هزار حکایت صوفیان و مؤلّفِ آن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۶۷
کتاب هزار حکایت صوفیان بر اساسِ سه نسخه خطّی تصحیح و در سال ۱۳۸۹ منتشر شد. نسخه خطّی چهارم آن نیز در سال ۱۴۰۱ در مقاله ای معرّفی گردید. امّا تاکنون نام مؤلّف آن در پرده ابهام بوده است. در گفتار حاضر با شناسایی دست نویس دیگری از این کتاب، بعضی ابهامات مرتبط با این متن روشن می شود. نسخه نویافته هزار حکایت صوفیان در کتابخانه ملّی ملک با شماره ۱۰۴۴ محفوظ است که به خط نستعلیق است و احتمالاً در سده یازدهم هجری کتابت شده است. بنا بر این دست نویس، مؤلّف کتاب هزار حکایت صوفیان اسمعیل بن ابی منصور بن اسمعیل طوسی است که حداقل تا ۵۲۶ق زنده بوده است. کتاب هزار حکایت صوفیان به احتمال قوی در نیمه نخست قرن ششم در حدود سال های ۵۲۵ تا ۵۳۵ق تألیف شده است. همچنین بر این نکته تأکید می شود که نسخه های خطّی متأخّر ممکن است از روی نسخه های کهن و معتبری کتابت شده باشند و اطلاعاتی استثنائی در خود داشته باشند و ابهام ها یا افتادگی های نسخه های کهن را جبران و تکمیل کنند و ازاین رو استفاده از آن ها در تصحیح متون کارآمد و لازم است. در پایان، با توجّه به پیدا شدن دو نسخه خطّی دیگر از کتاب هزار حکایت صوفیان که هرکدام ویژگی ها و امتیازات خاصی دارند خصوصاً آنکه افتادگی ها و خطاهای متن چاپی را برطرف می کنند و نیز با روشن شدن نام مؤلّف آن، یادآوری می گردد که وقت آن فرارسیده است که این متن کهن ارزشمند بار دیگر تصحیح و چاپ و منتشر شود.
۲۰۰.

تحلیل لیلی و مجنون نظامی و هفت پیکر بهرام اردبیلی بر اساس نظریه بینامتنیت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۱۰۹
بهرام اردبیلی در هفت سروده با عنوان هفت پیکر، از لیلی و مجنون نظامی تأثیر پذیرفته است، او از زاویه دید لیلی و مجنون ، برش هایی از این منظومه غنایی را بازخوانی کرده است، خوانشی که در آن، خواننده وجهه ای فعال به خود می گیرد، شاعر با ایجاد معناهای چندگانه و تصویری تر کردن مفاهیم، ارائه تصاویر تودرتو با نظامی، قابلیت چندمعنایی در متن ایجاد می کند که مخاطب با تأویل آن، گویی دوباره شعر را می نویسد. در این پژوهش به شیوه ای توصیفی و تحلیلی، به روابط مشترک و متقابل در تصاویر و مفاهیم لیلی و مجنون نظامی و هفت پیکر بهرام اردبیلی خواهیم پرداخت، همان گونه که در نظریه بینامتنیت، روابط تقلیدی و تقابلی در ساختار دو متن، بررسی خواهد شد. اردبیلی در فرایند این تأثیرپذیری با تکیه بر شعر نظامی، شعری تصویری تر و سنّت شکنانه ارائه داده است که یادآور تفکر تصویرگرای نظامی در شعر است. همچنین، اردبیلی در دیدگاه خود در مفاهیمی چون اتحاد عاشق و معشوق، مرگ دوستی درراستای وصال با معشوق، امید به وصال و اشاره به بخش هایی از روایت اصلی لیلی و مجنون از نظامی تأثیر پذیرفته است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان