ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۸۴۱ تا ۱٬۸۶۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
۱۸۴۱.

بررسی الگوی زن غربی و تأثیر آن بر محیط زیست ایران در رمان «داستان یک شهر» احمد محمود با نگاهی به گفتمان قدرت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۳ تعداد دانلود : ۱۸۴
سیاست گذاری های دوره پهلوی اوّل با تأثیرپذیری از گفتمان های مختلفی شکل گرفت؛ یکی از آن ها قانون کشف حجاب بود که با ایجاد نابسامانی تأثیرات نامطلوبی را بر محیط زیست طبیعی، مصنوعی و اجتماعی ایران بر جای گذاشت. در این مقاله نمود آن در رمان «داستان یک شهر» احمد محمود بررسی خواهد شد. از این رو با روش تحلیلی-توصیفی با نگاهی به جامعه و طبیعت، اعمال الگوی زن غربی در ایران و تأثیر آن بر محیط زیست طبیعی و انسانی بررسی می گردد تا به این سؤالات پاسخ داده شود: پیامدهای قدرتی که در تضاد با ساختار جامعه است، چگونه بر تمام سطوح آن تأثیر می گذارد؟ و در کل مواجهه مردم بندر لنگه با فرآیند بهنجارسازی شده در فرهنگ غربی یعنی کشف حجاب چگونه است که در آن، زنان به سوژه هایی تبدیل شده اند که بر سایر ارکان محیط زیست تأثیرگذارند؟ نتایج پژوهش، حاکی از آن است که اعمال فرآیند بهنجارسازی شده فرهنگ غربی، چون در تقابل با فرهنگ سنّتی ایرانی-اسلامی بود، مقاومت هایی را در افراد جامعه شکل داد و تأثیرات نامطلوبی بر محیط زیست طبیعی، اجتماعی و مصنوعی ایران بر جای گذاشت. تأثیری که نمود آن را در دگرگونی بهره برداری از دریا مانند تجارت نکردن تاجران معتبر و حضور ماهیگیران غیربومی و پاره کردن تور ماهیگیران بومی و پرکردن سردخانه هایشان از ماهی، آلودگی تصویری همچون تغییر نمای بازار، فساد زنان و مردان، مهاجرت افراد، تأثیر گذاشتن بر تجارت با دنیا و روی آوردن به قاچاق مشاهده می شود. چنین تأثیراتی از یک جهت نشان از نقش حیاتی دریا در زندگی ساکنان بندر لنگه دارد و از طرف دیگر نشان می دهد که اهالی بندر لنگه فاعل های معناپذیر و موضوع اطاعت پذیر قدرت نیستند. 
۱۸۴۲.

تصویرشناسی فرهنگ ایرانیان عصر صفوی از دیدگاه فرانسویان، موردپژوهی: رافائل دومان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۱ تعداد دانلود : ۲۶۰
هدف از پژوهش زیر بررسی وجوه فرهنگی زندگی ایرانیان عصر صفوی در سفرنامه رافائل دومان، کشیش فرانسوی قرن هفدهم میلادی است که بر اساس دانش تصویرشناسی انجام شده است. دومان در اواسط قرن هفدهم ، حدود سال 1645 میلادی، به ایران آمد و تا پایان عمر، یعنی بیش از نیم قرن، در این کشور به سر برد. کتاب «وضع ایران در سال 1660» دربرگیرنده دیدگاه های او درباره ایرانیان عصر صفوی، خصوصاٌ در ابعاد فرهنگی و مردم شناسی آن است. در این جستار بر اساس دانش تصویرشناسی، تصاویر ایرانیان در این سفرنامه را در 11 موضوع معماری و اثاثیه منازل، غذاها، لباس ها، بازی ها، مراسم نوروز، خدمتکاران، خط و زبان، کتاب ها و علوم رایج، آموزش عمومی، اعتیادهای رایج و بهداشت و سلامت عمومی استخراج و دسته بندی کرده ایم. سپس کوشیده ایم نوع نگاه و ارزش گذاری مثبت، خنثی یا منفی او نسبت به هر پدیده را شرح دهیم و علاوه بر آن، ریشه های شکل گیری این نوع نگاه را بیابیم. در پایان مشخص شد بیش از 75 درصد تصاویری که دومان درباره زیست فرهنگی ایرانیان ارائه می دهد، از نوع تصاویر منفی هستند که این دید منفی نسبت به ایرانیان می تواند ریشه در روحیات خاص او، پیش فرض های او به عنوان یک مسیحی و هدف سفر او داشته باشد.
۱۸۴۳.

المخطّطات التصوّریّه فی شعر علی جعفر العلّاق ومنوتشهر آتشی من منظور لایکوف وجونسن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۷ تعداد دانلود : ۱۲۴
لقد ظهرت الاستعاره التصوّریّه فی نظریّه لایکوف وجونسن ردّاً علی النظره البلاغیّه التقلیدیّه الّتی تجعل الاستعاره منصبّه علی الألفاظ ولیست ناجمه عن التفکیر والنشاط الذهنیّ. تکون الاستعاره التصوّریّه ماثله فی کافّه حقول حیاتنا الیومیّه وتُعتبر فی الشعر المعاصر عملیّه إدراکیّه مختفیه تشکّل أنساقه التصوّریّه فی ذهن الشاعر وتدوّی تجربته الحیاتیّه. هذا وقد کانت الاستعاره من أبرز تقنیات تعبیر غیر مباشر یقوم علی التخییل فی شعر علی جعفر العلّاق ومنوتشهر آتشی، وتلعب بشتّی مخطّطاتها دوراً نشیطاً فی إثاره الدهشه وال تأثیر فی المتلقّی. تحاول هذه الدراسه باتّباعها المنهج الوصفیّ - التحلیلیّ أن تعالج أهمّ مخطّطات الاستعاره التصوّریّه فی شعرهما، معتمده علی المدرسه الأمریکیّه للأدب المقارن. یدلّ مجمل نتائجها علی أنّ الشاعرین یمیلان إلی مخطّط الفضاء عاده علی إجلاء تصوّراتهما الوهمیّه عن مساحات ذات أحجام فیزیائیّه، وخاصّه یحتفیان بالجسد الإنسانیّ کوعاء لمفاهیمهما المجرّده. یمتاز مخطّط المسار فی شعر العلّاق باستلهام الحرکه من مواضیع البیئه الخارجیّه وفی شعر آتشی بمرور الزمن عاده. یتعرّض مخطّط القوّه فی شعر العلّاق لهیمنه القوی السلبیّه الرادعه علی مواقف الشاعر الذاتیّه، ویتبلور فی شعر آتشی بالقوی السلبیّه والإیجابیّه وسیطرتهما علی مواقفه الذاتیّه والاجتماعیّه.
۱۸۴۴.

تحلیل کنش اژدهااوژنی پهلوان در «هفت خان» بر پایه دیدگاه «ژرژ دومزیل»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۵ تعداد دانلود : ۱۲۰
اژدهاکشی از کنش های ویژه پهلوان برای اثبات پهلوانی است و در منظومه های حماسی ایرانی، پهلوانان زیادی به ستیز با اژدها می روند و او را می کشند. این کنش را می توان بر پایه دیدگاه های گوناگون بررسی کرد. این پژوهش، کنش یادشده را بر پایه دیدگاه دومزیل در نوشتار «خدایان سه کنش» تحلیل می کند و نشان می دهد که اژدهاکشی رستم و اسفندیار به ویژه در هفت خان های آنان، ویژگی های برجسته ای دارد. نخستین ویژگی هر دو داستان، دگردیسی اسطوره اژدهاست. در هفت خان رستم، دیگر اژدها، موجود مار مانند شناخته شده نیست، بلکه دیوی است که کنش اژدهاگونه دارد؛ یعنی هستی و زندگی شاه ایران و سپاهیان را در تاریکی مرگ به بند می کشد و پهلوان باید آن را رها کند. اسفندیار نیز در هفت خان ناگزیر است برای رهانیدن «زن» یعنی نماد و سرنمون باروری و هستی ناب، هفت گدار سخت را پشت سر بگذارد تا بتواند آنان را از چنگال اژدها برهاند و با خود باروری و برکت به همراه آورد. در نهایت می توان گفت که پهلوان با گذر از هفت خان، اژدها را نابود می کند و این کنش او، پدیدآورنده باروری و مانایی هستی و زیستن می شود.
۱۸۴۵.

مقایسه و تحلیل استحاله ملال در دیدگاه های عارفانه سهراب سپهری و اندیشه های فلسفی شوپنهاور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۴ تعداد دانلود : ۱۹۲
ملال یکی از اصطلاحات  مهم در اندیشه شوپنهاور است که از تعلیق موقّت میل سرچشمه می گیرد و با رنج و یأس همراه است. شوپنهاور راه هایی را برای گسست از آن مطرح می کند که شامل نفی عارفانه اراده، هنر، تأمّلات ژرف اندیشانه و اخلاق مبتنی بر فضیلت است. ازطرفی در اشعار نخستین سهراب نیز ملالت وجود دارد که در پی نگرش عرفانی، نبوغ هنری و شفقت ورزی، استحاله می یابد. نگارندگان در این پژوهش با رویکردی تطبیقی، ملال و چگونگی استحاله آن در نگرش عارفانه سهراب سپهری و دیدگاه فلسفی شوپنهاور را بررسی و تحلیل کرده اند و با روش تطبیقی-تحلیلی شباهت ها و تفاوت های این دو اندیشمند درباره ملال و گریز از آن را مقایسه و تبیین کرده اند. ملالت در اشعار نخستین سهراب با شکل گیری نگرش عرفانی اش، سفر در ورای مکان و زمان ایده ای، طبیعت گرایی عارفانه و عشق جهان شمول به هستی، رنگ می بازد. شوپنهاور نیز انکار عارفانه اراده را یکی از راه های گسست از ملال و رستگاری ابدی می داند؛ امّا برخلاف او که درد را منفی تلقی می کند، درد دوری از حق در شعر سهراب جایگزین رنج ملالت می شود وآن را می ستاید. موازی با این نگرش، شعر سهراب نیز که مملو از مضامین عرفانی، اخلاقی و به عبارتی «استعلایی از آگاهی متداول» است، گریز موقّت ملالت است و با نظریه شوپنهاور مبنی بر منفک شدن ذهن از اراده که به تعلیق موقّت ملال منتهی می شود، پیوندی تنگاتنگ دارد.
۱۸۴۶.

کیمیا سازِ فقر (برجسته ترین مضامین در اشعار واقف لاهوری)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۱ تعداد دانلود : ۱۸۶
«شیخ نورالعین واقف لاهوری بَتالوی» از شعرای فارسی گوی قرن دوازدهم ه.ق سرزمین هندوستان است که سادگی شعر و اندیشه بلندش، روان را تازگی می بخشد. ناشناختگی واقف لاهوری، نگارندگان را بر آن داشت تا با هدف معرفی و شناساندن این شاعر پُرکار، اندیشه و مضامین شعری اش را با بهره گیری از شیوه تحلیلی و توصیفی به روش کتابخانه ای مورد واکاوی و تحلیل قرار دهند. از شعر واقف برمی آید که او با ساختارهای زبان و ادب فارسی آشناست؛ مضمون آفرینی هایی در شعر او مشاهده می شود که خاص خود اوست. دوری جُستن از درگاه شاهانِ زمانه سبب شده تا اندیشه اش استقلال داشته باشد. او با استادی تمام، مضامین عرفانی و عاشقانه را به هم گره زده و از قلندری و رندی سخن به میان آورده؛ در جای جای شعرش به ستایشِ هنجارها و نکوهشِ ناهنجاری های اجتماعی و اخلاقی می پردازد و با الهام گرفتن از اندیشه خیام، خوش باشی و غنیمت شمردن عمر را در شعرش وارد کرده است. او با مضمون آفرینی درباره جبر و اختیار و قضاوقدر، رگه هایی از حکمت و فلسفه را در شعرش نمایان ساخته است. 
۱۸۴۷.

عنصر تشبیه و پیوند آن با جهان بینی و درون مایل مقتل سر الأسرار في مصیبة أبی الأئمة الأطهار(ع)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۳ تعداد دانلود : ۱۷۷
مقتل نویسی از گونه های تاریخی روایت و در شمار شاخه های تاریخ نگاری است. از آنجا که رویداد تاریخی عاشورا، تأثیرات اجتماعی، اعتقادی و سیاسی بسیاری داشته است، روایت تاریخی آن نیز با علوم مختلف از جمله ادبیات پیوند می خورد. تشبیه، از موضوعات اصلی علم بیان است که با بازتاب اندیشه و احساس در آثار مختلف، زمینه این پیوند را فراهم ساخته است. مقتل «سر الأسرار فی مصیبه أبی الأئمه الأطهار(ع)» از مقتل های تاریخی برجسته معاصر، اثر جلیلی کرمانشاهی است که تا کنون مورد غفلت پژوهشگران واقع شده است. این پژوهش بررسی کرده تشبیهات با چه ساختار و هدفی در مقتل سر الأسرار ظهور یافته اند. ارکان تشبیه در انتقال فضا و درون مایه مقتل چه نقشی دارند و چگونه جهان بینی نویسنده را منعکس کرده اند. پژوهش حاضر بر آن بوده است تا به شیوه توصیفی- تحلیلی ارتباط عنصر تصویری تشبیه را با درون مایه مقتل سر الأسرار بررسی کند. نگارندگان ابتدا ساختار تشبیهات، بسامد گونه های آن را استخراج، تشبیه را به اعتبار طرفین بررسی و سپس ارتباط این عنصر را با درون مایه مقتل مذکور تبیین کرده اند تا از طریق ساختمان تشبیه، پیوند جهان بینی نویسنده با درون مایه اثر روشن شود. یافته های پژوهش نشان داده اند که میان مقتل سر الأسرار با عنصر تشبیه پیوند معنایی حاکم است و اغلب تشبیهات با هدف روشن سازی، بیان اندیشه و احساس نویسنده ایجاد شده اند تا آفرینش تشبیهات ادبی و هنری. بررسی انواع شگردهای تشبیه، وجه شبه و عناصر تشبیه ساز سهم عمده ای در تبیین فضا و درون مایه این روایت تاریخی دارد و از سویی معرّف اندیشه ها و جهان بینی های نویسنده هم هست که اغلب با جلوه های حماسی، غنایی، اعتقادی و عرفانی نمایان می شوند.
۱۸۴۸.

اعتبارسنجی مدل انواع حرکات: بینش های حاصل از معلمان انگلیسی در مقابل معلمان ادبیات فارسی ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۸ تعداد دانلود : ۱۶۰
این مطالعه کمّی به دنبال اعتبارسنجی مدل انواع حرکات ایرانی با استفاده از بینش های حاصل از معلمان انگلیسی و ادبیات فارسی ایرانی بود. بر اساس 3 موضوع و 8 دسته از مدل انواع حرکات شامل: الف) دیداکتیک (تمرین، آموزش و بازخورد)، ب) انضباط (تنبیه و مدیریت)، و ج)سازگاری (اعتماد، درگیری و تشویق)، یک پرسشنامه 3 عاملی انواع حرکات تهیه و با نمونه ای به حجم 190 نفر از معلمان در بافت ایرانی پایلوت شد تا قابلیت اعتماد و روایی آن را ارزیابی کند. تحلیل عاملی اکتشافی (EFA) انجام شد که وجود 3 سازه و 26 مورد را تأیید کرد. همچنین روایی صوری و محتوایی پرسشنامه انواع حرکات تأیید شد. علاوه بر این، ضریب آلفای کرونباخ 0.83 نیز قابلیت اعتماد آن را تأیید کرد. سپس، پرسشنامه نهایی 26 مورد در میان طیف وسیعی از معلمان انگلیسی و ادبیات فارسی ایرانی از طریق کانال های مختلف مانند ایمیل، واتس اپ و تلگرام توزیع شد و در نهایت 332 پاسخ دریافت شد. یافته ها نشان داد که نگرش معلمان انگلیسی و ادبیات فارسی ایرانی در مورد سازه های سازگاری و انضباط به لحاظ آماری متفاوت است. سپس با استفاده از تحلیل عاملی تأییدی (CFA)، نتایج ساختار اولیه شناسایی شده از طریق EFA را که شامل 3 سازه و 26 مورد است، تأیید کرد. به طور کلی، مدل پیشنهادی انواع حرکات نشان دهنده برازش قابل قبول تا خوب است، هرچند امکان بهبود در شاخص های TLI و CFI وجود دارد. نتایج نشان می دهد که حرکات دیداکتیک باید در کنار سایر روش های آموزش برای تکمیل آموزش استفاده شوند.
۱۸۴۹.

جایگاه مطالعات میان رشته ای در آموزش زبان فارسی به غیر فارسی زبانان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۵۰
تحولات و تغییرات گوناگون جامعه و ارتباط دو سویه میان زبان و اجتماع سبب شده است که با رشد فناوری و افزایش معضلات پیچیده بشری و انعکاس آن در ساختار زبانی، همکاری های میان رشته ای بویژه در عصر حاضر، ضرورتی انکارناپذیر باشد. از سوی دیگر تلّقی و نگرش سنتی از امر زبان آموزی موجب شده است که ایجاد ظرفیت های لازم جهت رویارویی با تحولات مذکور بویژه در امر آموزش زبان به غیر فارسی زبانان با چالش های تازه ای مواجه شود. بر این اساس یکی از ضرورت های آموزش زبان فارسی به غیر فارسی زبانان در عصر حاضر بویژه دو دهه اخیر، پرورش مهارت های میان رشته ای در زمینه آموزش به زبان آموزان و مدرسان است. در این مقاله به شیوه توصیفی – تحلیلی و بر مبنای مطالعات کتابخانه ای با مروری بر جایگاه مطالعات میان رشته ای در سطح آموزش دانشگاهی بر ضرورت پرورش تفکر میان رشته ای در زبان آموزان به عنوان پیش نیاز درک و دریافت زبان و ادبیات فارسی با گستره مفاهیم غنی آن تأکید شده است. در ادامه با شرح و تبیین یادگیری خلاق با رویکرد «مسأله محور» این رویکرد نوین آموزشی که در بسیاری از علوم مورد توجه قرار گرفته است و جای خالی آن در مباحث آموزش زبان فارسی به غیر فارسی زبانان کاملاً مشهود است در ابعاد گوناگون مورد توجه قرار گرفته است.
۱۸۵۰.

رویکرد نوین نگارش و حرکت گذاری متن عربی در متون فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۷۱
 گاهی در نگارش برخی متون لزوماً از متن عربی در لابه لای متن فارسی بهره گرفته می شود. در این میان، اگر درست حرکت گذاری نشود یا املای صحیح آن رعایت نگردد، مخاطب را به اشتباه می اندازد؛ درنتیجه متن فارسی نیز گنگ و مبهم خواهد شد. پس یکی از مشکلات و چالش های پیش روی زبان آموزان در زبان فارسی کلمه ها و عبارت های عربی در نوشتارها و متون فارسی است. این موضوع به دو گونه میان ما نمود می یابد: أ) کلمه های عربی دخیل؛ ب) کلمه ها و عبارت های عربی مانند آیه های قرآن کریم، حدیث های پیامبر(ص)، پیشوایان(ع) و بزرگان دین، نثر و شعر. البته هدف پژوهشگر در این مقاله نوع دوم است؛ زیرا به نظر می رسد برخی اصحاب فرهنگ و هنر نتوانسته اند کلمه یا متن عربی نوع دوم را در زبان فارسی درست بنویسند و یا اینکه به درستی حرکت گذاری کنند. از این رو نگارنده مقاله با بهره گیری از روش تحلیلی توصیفی بنا دارد با آوردن نمونه ها و مثال های فراوان درست نویسی کلمه ها و حرکت گذاری روشمند و استاندارد متون عربی را به زبان آموزان فارسی آموزش دهد. البته در آغاز به بیان چارچوب و قواعد درست آنها خواهد پرداخت، سپس مهم ترین اشکال و ایرادهای نگارشی (ازجمله همزه نویسی، نگارش الف، تاء و ...) و حرکت گذاری رایج در نوشتارهای مجازی و حقیقی را نیز به چالش می کشاند. ما باید بپذیریم ناتوانی در این موضوع، پیامدهای سنگینی برای زبان مقصد در پی داشته و دارد. در این نوشتار به روشنی نشان داده خواهد شد هر کس که نتواند متون عربی را روشمند حرکت گذاری کند و درست بنویسد، بی تردید نخواهد توانست آنها را نیز درست و روان بخواند و بفهمد. بر این اساس راهکارهای درست نویسی و حرکت گذاری صحیح متون عربی با آموزش، روشمندکردن و رهایی از روش نادرست گذشتگانی است که در قرن های پیاپی به طور عمده از سوی کاتبان، منشیان، دبیران و... پیش روی ما گذارده شده است. انشای سست، نارسا، مبهم و دور از فصاحت و بلاغت عیب شمرده می شود، ولی به نظر نگارنده درست نانویسی و حرکت گذاری ناهمگون بدتر از آن، بلکه گناه نابخشودنی است.
۱۸۵۱.

بررسی نظریۀ قلمروزدایی و بازقلمروسازی وستفالی در داستان های اقلیم شمال (مطالعۀ موردی: داستان مرقد آقا و داستان گیله مرد)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۱ تعداد دانلود : ۲۲۲
وابستگی به سنت و رهایی از آن و اتصال به مدرنیته فصل تمایز متون ادبی در دوران جدید است و متون به اعتبار درهم شکستن مرزهای سنت و وابستگی به آن تعریف و از هم متمایز می شوند. در دوران مدرن وابستگی متون ادبی به عنصر مکان و جغرافیا یکی از وجوه تمایز این آثار با آثار کلاسیک است. با شکل گیری تعاریفی تازه از مکان، نویسندگان با نگاه هایی متعدد و چندوجهی بر ارزش و کیفیت مکان ها افزودند و مکان ها چندلایه شدند. در پژوهش پیش رو داستان گیله مرد از بزرگ علوی و داستان مرقدآقا از نیمایوشیج به شیوه توصیفی تحلیلی و از منظر نقد جغرافیا بررسی و روشن شده است که نیما و بزرگ علوی با تأکید بر جغرافیایی واحد قصد به چالش کشاندن قلمروهای کهن و ایجاد قلمروهایی تازه داشته اند. بزرگ علوی کوشیده است با بازفعال سازی نهضت جنگل و واگویه صدای این جریان که از دل جغرافیا و محیط سر برآورده است، مدرنیته را در برابر سنت به صورت شکست خورده وصف کند و با قلمروزدایی تفکر مدرن که می کوشید همه فضاها را به فضایی واحد بدل سازد به مبارزه برخیزد. در داستان فوق، سوژه های تفکر مدرن که نمایندگان قلمروزدایی و بازقلمروسازی هستند در کشاکش با قلمروگرایی بومیان به صورت شکست خورده مصوّر می شوند. نیمایوشیج نیز در داستان فوق سنت گرایان را به مثابه قلمروگرایانی می داند که در برابر دیگری قلمروزدا قد علم کرده اند. این دیگری از دل فرهنگ خودی برخاسته است؛ اما به دنبال تخطی از قلمرو پیشینیان است و علی رغم آنکه در راه بازقلمروسازی جان می دهد، نمی تواند تغییری در سوژه ها ایجاد کند.
۱۸۵۲.

بی رنگ و بی نشان؛ تجربه ی معشوق در غزلی از مولانا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۶۴
مولانا مهم ترین شاعر غزل سرا در تاریخ شعر عرفانی فارسی است که به خوبی توانسته است از میان عوالم روحی متلاطم خود راهی به دنیای شعر و خاصه غزل بگشاید. از آنجا که اوصاف معشوق در شعر عارفانه وام دار توصیفاتی است که در اشعار عاشقانه زمینی بکار رفته است مخاطب شعر میان انتخاب معشوق زمینی و آسمانی دچار سردرگمی می شود. با شناساندن انواع معشوق شعر فارسی با تکیه بر ساحات وجودی آن در کنار اتخاذ یک روش تحقیق مناسب که در آن موقعیت تجربه گر، موضوع تجربه، محتوای تجربه و ساختار زبانی روایت در ارتباطی ساختاری با هم مطالعه شود می توان بر این سردرگمی فائق آمد. در روش پیشنهادی ضمن قائل شدن به دو معشوق زمینی و آسمانی و توجه به ساحات وجودی هر یک از آنها، دو معشوق آسمانی – لاهوتی و زمینی – ناسوتی بنابر مفروضات بیان مسئله از دایره بحث خارج می شود و دو معشوق آسمانی – ناسوتی و زمینی – لاهوتی با توجه به کارکردهای معرفتی آنها اساس بحث قرار می گیرد. سپس چهار مؤلفه تأثیرگذار تجربه گر، موضوع تجربه، محتوای گزارش شده از تجربه و ساختار روایت در ارتباط با یکدیگر تحلیل می شود. به باور نویسندگان با استفاده از چنین روشی می توان در غزلیات عرفانی معشوق محور به ماهیت معشوق و کیفیت تجربه شاعر از آن پی برد. به همین منظور یکی از غزلیات مولانا در ساختار پیشنهادی بازخوانی شد و ضمن نشان دادن ارتباط میان مؤلفه های چهارگانه فوق الذکر در تفسیر غزل مشخص گردید معشوق غزل «بی رنگ و بی نشان» معشوقی زمینی با بُعد وجودی لاهوتی است.
۱۸۵۳.

واکاوی تأثیرپذیری تذکره الاولیا از رساله قشیریه بر مبنای نظریه «ترامتنیت» ژنت(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۵۹
این پژوهش به روش تحلیل محتوای کیفی با هدف بررسی تأثیرپذیری تذکره الاولیا از رساله قشیریه، به بررسی روابط ترامتنی دو اثر مطابق نظریه ژنت پرداخته است. نتایج بررسی نشان داد تذکره الاولیا در تمام روابط ترامتنی با رساله قشیریه پیوند دارد. اقتباس حکایت زندگی مشایخ و اقوال ایشان در سه زمینه بیامتنیت، فرامتنیت و بیش متنیت قابل بررسی است. در بخش بینامتنیت تذکره الاولیا به صورت صریح و ضمنی از رساله قشیریه تأثیر گرفته است. قسمت هایی از متن رساله قشیریه در متن تذکره الاولیا بدون تغییر حضور دارد. ارتباط بینامتنی در بخش اقوال به صورت آشکاری قابل رویت است. در ارتباط فرامتنی میان دو متن، عطار متن رساله قشیریه را با شرح و تفسیر همراه می سازد. در حوزه بیش متنی دو متن ارتباط قابل توجهی دارند. عطار برخی حکایت های رساله قشیریه را با تغییر زاویه دید، تغییر راوی داستان، تغییر حادثه یا تغییر مکان اقتباس کرده که در بخش هایی با افزایش و کاهش لفظ همراه بوده است. در بخش اقوال ارتباط با تغییر گوینده سخن همراه است. هر دو کتاب در زیرمجموعه کتب نثر صوفیه قرار دارند و زبان هر دو اثر ساده است. مقدمه دو کتاب ساختاری شبیه به هم دارند و شارحان تذکره الاولیا به تأثیرپذیری این کتاب از رساله قشیریه اشاره کرده اند.
۱۸۵۴.

همسنجی تقابل سنت و مدرنیته در رمان های «نارنجه» اثر جوخه الحارثی و «سووشون» اثر سیمین دانشور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۷ تعداد دانلود : ۱۹۸
حقیقت آنست که تقابل سنت و مدرنیته همواره موجب پویایی جوامع گوناگون شده است؛ نویسندگانی که نسبت به میراث گذشته خود دغدغه دارند و هویت خود را در آن می بینند، در تلاشند با اشراف کامل بر گذشته جامعه خود، عناصر مختلف را در مقابل مدرنیته قرار دهند. جوخه الحارثی نویسنده معاصر عمان و سیمین دانشور نویسنده معاصر ایرانی در آثار خود به دنبال تبیین جایگاه اجتماعی زنان و ذکر نقاط ضعف و قوت آنان در جامعه هستند. حارثی در رمان «نارنجه» با استفاده از زاویه دید اول شخص در دو زمان مختلف، داستانِ دو نسل مختلف را روایت می کند که در بحران هویتی میان سنت و مدرنیته به سر می برند. سووشون، رمانِ مشهور دانشور سرگذشت خانواده ایرانی است که در ز مان جنگ جهانی دوم حضور دارند و با لمس تبعیض در جنبه های گوناگون، سعی می کنند تا حد امکان به رفع آن بپردازند. در پرتو پر رنگ بودن موضوع تقابل سنت و مدرنیته در دو رمان یاد شده، این جستار می کوشد با روش توصیفی-تحلیلی از منظر تقابل سنت و مدرنیته به همسنجی رمان های «نارنجه» و «سووشون» بپردازد. نتایج به دست آمده نشان می دهد نویسندگان به کمک شخصیت زن، تضاد و تقابل موجود میان سنت و مدرنیته را در موضوعاتی همچون ازدواج، خانواده، روستا و شهر به تصویر کشیده اند. وجه اختلاف دو داستان این است که «نارنجه» رمانی است که از گذشته به عنوان سنت یاد می کند و دوره کنونی را به عنوان مدرنیته معرفی می کند؛ اما در «سووشون» سنت و تجدد در یک زمان به تصویر کشیده شده است.
۱۸۵۵.

الگوهای سطحی ارتباطی در تعامل شخصیت ها براساس رویکرد هورتولانوس و همکاران (رمان تاریکی معلق روز و آتش)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۶ تعداد دانلود : ۱۲۵
روابط فردی و کارکرد آن موضوعی است که در قرن بیستم مباحث چالش برانگیزی را به خود اختصاص داده است. در پژوهش حاضر این موضوع براساس دو رمان تاریکی معلق روز از زهرا عبدی و آتش از حسین سناپور، به روش توصیفی- تحلیلی بررسی می شود. برای تحلیل روابط میان فردی در شخصیت ها، از دیدگاه هورتولانوس و همکارانش به عنوان نظریه اصلی استفاده شده است. در این چارچوب الگوی ارتباطی سطحی شکلی از روابط مدرن امروزی است که دارای سه ویژگی اصلی است: «عقلانی سازی»، «فردگرایی خودخواهانه» و «ناپایداری روابط». براساس تحلیل کنش شخصیت ها نتیجه آن است که اکثر ارتباطات (عاطفی) عقل محور است و فردگرایی خودخواهانه، خصوصیت اصلی این کنش هاست. همچنین ویژگی دیگر این نوع کنش ها عدم تعهد و روابط ناپایدار است که احساس تنهایی و رهابودگی نتیجه آن است. با غلبه این الگو شخصیت ها هرچه بیشتر درجهت رقابت منفی و عدم اعتماد پیش می روند و در این راستا پیوندهای خانوادگی خود را نیز قربانی می کنند و تنها شخصیت ایما از این الگو مستثنا می شود. در این رمان ها، عمده ترین عامل در پیشبرد شخصیت ها به سمت این الگو، تغییرات جامعه و تشدید آن به ویژه در دهه نود است که از آن میان مسئله شغل و پول و خلاءِ معنویت بیشترین تأثیر را در بعد اجتماعی دارند و در بعد فردی، فقدان خانواده حمایتگر و پیوندهای سست و عاری از صمیمت در آن، دیگر عامل مهم است.
۱۸۵۶.

بررسی نقش، کارکرد و جلوه های گماشتگان، نهان گویان و نهان کاران در داراب نامه طرسوسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۸ تعداد دانلود : ۱۱۷
قهرمانان قصه ها و داستان ها با افراد معمولی متفاوتند و این تفاوت ناشی از کارکردهای شگرف و شگفت آنان و نیز در سرنوشتی است که این افراد دارند. ازآنجا که این افراد «رسالت محور» هستند؛ یعنی برای هدف یا اهدافی در متن روایت وارد می شوند؛ لذا تا هنگام انجام آن هدف یا رسالت بایسته است زنده و پویا باشند. هدف این پژوهش که با روش توصیفی- تحلیلی و با مطالعه منابع اسنادی-کتابخانه ای به انجام رسیده است، بررسی نقش، کارکرد و جلوه های نهان گویان و نهان کاران (گماشتگان) در قصه داراب نامه طرسوسی است. پس از این بررسی، نمودهای ظاهرشده بر قهرمان را به دو دسته کلی تقسیم کردیم: دسته نخست به شکل عناصر طبیعت ازجمله حیوانات، گیاهان، اجرام آسمانی و... که نشان از پیوند دیرین انسان و طبیعت است و دسته دوم به شکل آواها و صداهایی که از عالم غیب به گوش قهرمان می رسد که گویی همانا ندا و صدای خداوند است. دسته نخست نقش نجات جان قهرمان در لحظه های اضطرار و تنگناها را بر عهده دارند و دسته دوم نقش آگاهی بخشی و ارائه اطلاعات به قهرمان در مورد اتفاقاتی است که از پیش رخ داده است و یا در آینده رخ خواهد داد و نیز خبر یافتن از این اتفاقات در طی کردن مسیر و گذر از تنگناهاست؛ بنابراین عوامل یادشده در رشد و تعالی قهرمان داستان نقش دارند.
۱۸۵۷.

تصحیح بیت هایی از دیوان قطران بر اساس نامِ پارچه ها /جامه ها(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳ تعداد دانلود : ۱۰۶
قطران تبریزی از شاعران معروف قرن پنجم است. او بیشتر عمر خود را در شمال غربی ایران، تبریز، گنجه و پیرامون آن، گذراند و امیران و حاکمان آن نواحی را ستود. شعر او امروز برای ما از جهات گوناگون اهمّیّت دارد: تاریخ حاکمان آن نواحی، وقایع تاریخی آن دوره، رابطه شعر او با شعر خراسان و فواید زبانی. در شعر قطران از پارچه ها و جامه هایی سخن به میان آمده است که گاهی منحصر به شعر اوست. از توصیف هایی که شاعر از این نوع پارچه ها/ جامه ها به دست می دهد، می توان آنها را شناسایی کرد، به خصوص وقتی در فرهنگ ها و کتاب های لغت سخنی از آنها نیست. ما در این مقاله انواع این پارچه ها/ جامه ها را در شعر قطران شناسایی کرده ایم و با استفاده از منابع در معرّفی آن ها کوشیده ایم.
۱۸۵۸.

تبیین زیبایی شناسی زندگی روزمره در مجموعه داستان کوتاه عاشقیت در پاورقی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۷ تعداد دانلود : ۲۰۶
زیبایی شناسی در مکاتب گوناگون فلسفی از افلاطون تا امروز، به ویژه در حوزه ی هنر، طرح شده و پدیده ای تاریخی است که دست کم به لحاظ فلسفی سخت مدیون کانت است. کانت زیبایی را مقوله ای مستقل تلقی کرد که لذت ناشی از آن مقید به خود آن مقوله است. یوریکو سایتو، نظریه پرداز زیبایی شناسی زندگی روزمره، معتقد است که زیبایی شناسی زندگی روزمره ضعف زیبایی شناسی فلسفی مبتنی بر هنر را برطرف می کند؛ به این ترتیب، نگرش ها و قضاوت های زیبایی شناختی می توانند کیفیت زندگی، اخلاق اجتماعی و فرهنگی را به واقعی ترین شکل تعیین کنند و وسیله ضروری برای بیان ارزیابی کیفیت زندگی روزمره افراد باشند و به انسان قدرتی دهند تا ازطریق تعامل با مصنوعات، محیط اطراف و تعاملات انسانی از تجارب زیبایی شناختی لذت ببرد. ازآنجاکه روایت های داستانی شامل گزاره ها و ظرفیت هایی هستند که از بُعد زیبایی شناسی زندگی روزمره درخور ارزیابی اند و بیشتر آنها در جهان واقع نیز صدق می کنند، محققان در این پژوهش برآن شدند تا زیبایی شناسی زندگیِ روزمره را برپایه دیدگاه سایتو در سه داستان کوتاه از مجموعه داستان کوتاه عاشقیت در پاورقی نوشته مهسا محب علی به روش اسنادی و کیفی با بهره مندی از منابع کتابخانه ای تحلیل و تبیین کنند تا به این پرسش پاسخ دهند که مؤلفه های زیبایی شناسی زندگی روزمره در این آثار چیست. دستاورد این پژوهش در این سه داستان کوتاه نشان می دهد که زندگی روزمره افراد و نقش اشیاء، مکان و... در این آثار به مثابه نماد، در قالب هنجارگریزی و آشنایی زدایی در تعاملات انسانی و... ترسیم شده اند. علی رغم هنجارگریزی و آشنایی زدایی در تعاملات انسانی، متن داستان ها بستر تجربه ای است که درنهایت به این آگاهی و حکم منجر می شود که ذوق، امر زیبا و امر والا یا برعکس نازیبا در این داستان ها به طور واقعی شکل یافته اند.
۱۸۵۹.

پایان باز داستانی و خوانش پسامدرنی از آن در داستان های فارسی و عربی (مورد پژوهانه؛ «رساله ای در مورد نادر فارابی» نوشتۀ «مصطفی مستور» و «الفراشة الزرقاء» نوشتۀ «نور خاطر»)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۲ تعداد دانلود : ۱۰۸
پایان باز یکی از اصطلاحات ادبیات داستانی است که با ظهور جریان نوین داستان نویسی مورد توجه قرار گرفته است. منظور از آن، به اتمام رساندن داستان به گونه ای است که خواننده احساس می کند که هیچ چیز تمام نشده است. در این الگوی پایان بندی، نویسنده با کاربست تکنیک های مختلفی چون: ایجاد فضای مبهم، چندگانه و تأویل پذیر، روایت داستانی را ناتمام رها کرده و فضایی را برای تعلیق و تفکّر در ذهن خواننده ایجاد می کند تا وی متناسب با دریافت خود تأویل های مختلفی برای پایان داستان رقم زده و در نهایت در مقام عاملی کنش-گر همراه با نویسنده در پایان بندی داستان مشارکت داشته باشد. به طور کلی پایان باز به سه شکل: پایان مبهم و نامعلوم، پایان نانوشته و پایان متکثّر و چندگانه نمود می یابد. مقاله حاضر با اتّخاذ رویکرد توصیفی – تحلیلی و در چارچوب پژوهشی تطبیقی مقوله پایان باز را در داستان فارسی رساله ای درباره نادر فارابی نوشته مصطفی مستور و داستان عربی پروانه آبی نوشته نور خاطر بررسی می کند. در نهایت نتایج پژوهش نشان می دهد که این الگوی پایانی به شکل متفاوت تری در دو داستان نمود می یابد. مصطفی مستور الگویی ترکیبی متشکّل از فرجام های متکثّر – در قالب فرضیه های متعدد - و فرجام مبهم – در قالب گزاره های استفهامی - را به کار بسته است. در حالی که نور خاطر بدین منظور صرفاً از الگوی فرجام مبهم و نامفهوم – در قالب گزاره های استفهامی و عدم تکامل فرآیند روایت - بهره برده است. علاوه بر آن، نور خاطر بر خلاف مصطفی مستور به صراحت از فرجام پذیری و بستن بخش پایانی داستان خود امتناع می ورزد.
۱۸۶۰.

واکاوی طبیعت در گفتمان مشترک ضرب المثل های لبنانی و فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۰ تعداد دانلود : ۱۶۳
از آنجا که ضرب المثل ها یکی از مقوله های زبانی بسیار مهم هر ملت را تشکیل می دهند و علاوه بر این نمای کاملی از فرهنگ و آداب و رسوم و عقاید یک ملت هستند، از اهمیت ویژه ای برخوردار هستند و مقوله مهمی در مطالعات زبان شناسی و ادبیات به شمار می روند.ضرب المثل ها در ادبیات ملل مختلف از جایگاه ویژه ای برخوردارند تا جایی که بخش مهمی از ادبیات هر جامعه را دربرگرفته اند و بررسی آن ها منجربه کشف اشتراکات و اختلافات فرهنگی آنها می شود و نشانه دغدغه فکری گذشتگان و دارای پند و اندرز است. زبان های فارسی و عربی در طول تاریخ همواره تاثیرات بسیاری بر هم داشته اند و این تاثیرات و مبادلات فرهنگی گاها باعث ایجاد اشتراکات زیادی بین این دو زبان شده است. این مقاله سعی دارد به روش توصیفی تحلیلی ضرب المثل های با مفهوم مشترک بین این دو زبان را از نظر جایگاه عناصر طبیعی در آن ها مورد بررسی قرار دهد. نتایج این مقاله حاکی از آن است مثل های فارسی و لبنانی در به کارگیری عناصر طبیعی زمینی دارای مشترکات بسیاری هستند علت این امر به موقعیت جغرافیایی، بافت فرهنگی و تاریخی و بینش مشترک دو ملت باز می گردد. اما در عین حال ضرب المثل های لبنانی در مقایسه با ضرب المثل های فارسی گرایش بیشتری به عناصر طبیعت به ویژه حیوان و سنگ داشته است. از دیگر نقاط مشترک آن ها، این که هر دو زبان در بیان مثل های خود در به کارگیری حیوانات به استقامت آن ها، غریزه و جثه شان توجه داشته اند اما در دیگر عناصر همچون کوه، سنگ و آب صرفا خود واژگان مدنظر بوده اند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان