ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۰۱ تا ۵۲۰ مورد از کل ۵۴٬۳۹۸ مورد.
۵۰۱.

Le phénomène polyfonctionnel des adverbiaux temporels en français(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۴۴
: La fonction d’un mot peut être variable selon certaines circonstances linguistiques. La place du mot dans un énoncé suit l’ordre structurel et linguistique de sa propre langue et à travers lequel le sens des éléments de l’énoncé est formé et perçu par le lecteur. À première vue, l’adverbe temporel joue souvent le rôle de complément circonstanciel de temps. Mais s'agit-il d'une fonction permanente pour les adverbiaux de temps? Comment peut-on leur attribuer d’autres fonctions linguistiques lorsqu’il change de place? Et, comment la variété des fonctions influe-t-elle sur la traduction persane? Le but de cette recherche est de confronter les différentes fonctions d’un même élément dans deux langues différentes pour comprendre les causes des contradictions qui en découlent. En recourant aux sources de la grammaire française, il sera possible de trouver les explications grammaticales par rapport à l’entité de cet élément linguistique. Deuxièmement, à travers une étude contrastive, nous pouvons profiter des cas où l’adverbe de temps joue de différentes fonctions. Enfin, nous comparons la fonction de l'adverbe de temps dans le texte original et dans le texte traduit. Le résultat se résume dans le fait que l'hypothèse du traducteur conduit à considérer la fonction de complément circonstanciel de temps pour tous les adverbes temporels, alors que ce n'est pas leur seule fonction linguistique. La transmission des mêmes fonctions des mots dans l’énoncé source en traduction dépend du respect de la ponctuation et de l’ordre des éléments dans la langue de départ.
۵۰۲.

خوانش تطبیقی شعر فروغ فرخزاد و سعاد الصباح بر اساس رویکرد اکوفمینیسم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۳ تعداد دانلود : ۲۰۱
اکوفمینیسم شاخه ای از پژوهش های فمینیستی است که ارتباط میان زن و زمین را بررسی می کند که این بررسی، عمدتاً یکپارچه نیست و مانند فمینیسم، متکثّر و متنوّع است؛ اما باور مشترک میان اکوفمینیست های مختلف، استثمار زن و زمین از طرف نظام مردسالار حاکم را تأیید می کند. در این پژوهش به روش تحلیل کیفی و با بهره گیری از مطالعات کتابخانه ای و اسنادی، تلاش کرده ایم به خوانش اشعار فروغ فرخزاد و سعاد الصباح بر مبنای مؤلفه های شاخص اکوفمینیسم بپردازیم و نشانه های آن را در اشعار این دو شاعر، استخراج، طبقه بندی، مقایسه و نقد کنیم. یافته های پژوهش نشان می دهد در اشعار فروغ فرخزاد و سعاد الصباح، تشبیه زنان به گیاهان بسامد چشمگیری دارد که بخشی از این تشبیهات، ریشه در فرهنگ و جغرافیا دارد؛ اما بخشی دیگر، دارای سویه های انتقادی است؛ به گونه ای که هر دو شاعر زن به صراحت یا به شکل تلویحی، نظام مردسالار را در استثمار زمین و زن مورد انتقاد خود قرار می دهند. در نهایت، نگرانی های این شاعران زن شرقی در قبال طبیعت، باعث شده بخشی از شعر آن ها، قابلیت خوانش با شاخصه های جریان اکوفمینیسم را داشته باشد. البته در بررسی نمونه ها نقاط افتراق این دو شاعر هم به چشم می آید. فروغ فرخزاد و سعاد الصباح به شکلی منحصربه فرد و شخصی ارتباط زن و طبیعت را بازتاب داده اند.  
۵۰۳.

سبک شناسی فکری در مجموعه داستان پنج داستان جلال آل احمد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۲ تعداد دانلود : ۱۱۳
نثر فارسی همانند شعر فارسی از دوره مشروطه در ساحت های ساختاری، محتوایی و انواع ادبی تغییراتی ریشه ای یافت. «داستان کوتاه» یکی از گونه های پُرشماری است که پس از مشروطه به نثر فارسی افزوده شد. این نوع نثر فارسی را نخستین بار سید محمدعلی جمال زاده در ایران بنا نهاد و پس از وی داستان نویسان دیگری آن را توسعه دادند. جلال آل احمد از پیشگامان و سرآمدان داستان کوتاه فارسی به شمار می آید که در چند شاخه دیگر از نثر فارسی هم فعالیت داشته و در هر شاخه آثاری ارزشمند آفریده است. این نویسنده به اعتبار شاخصه های زبانی، ادبی و فکری منحصربه فردی که در داستان هایش دارد از صاحب سبکان نثر داستانی ادبیات معاصر ایران است. آخرین مجموعه داستان کوتاه آل احمد پنج داستان نام دارد که شامل پنج داستان کوتاه است. بیشتر حجم این مجموعه (سه داستان)، بازسازی خاطراتی از دوران کودکی و نوجوانی نویسنده است. داده های این پژوهش توصیفی تحلیلی از اسناد و منابع کتابخانه ای به دست آمده و در آن سبک فکری سه داستان نخست مجموعه داستان نامبرده بررسی و تحلیل شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که در این سه داستان بسیاری از مبانی سبک فکری آل احمد به کار رفته است. این مبانی عبارت است از: 1. انتقاد از نظام آموزشی؛ 2. بازنمایی رویدادهای سیاسی؛ 3. تأثیرپذیری از تقابل سنت و مدرنیته؛ 4. توجه به فرهنگ عامه؛ 5. رویکرد شرح حال گونگی در داستان ها؛ 6. طرح مسائل و مشکلات زنان؛ 7. نکوهش فقر و فلاکت؛ 8. نگاه نوستالژیک به دوران کودکی و نوجوانی.
۵۰۴.

A Hypocrite Protagonist: Iranian Picaroon in the Alleys of Baghdad Picaresque Features of Mashala-Khan in Harun al-Rashid’s Court by Iraj Pezeshkzad(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۷۴
Though Mashala-Khan in Harun al-Rashid’s Court is a known novel in contemporary satirical Persian literature, its picaresque features have never been systematically studied. This descriptive-analytical research investigates how such features in the narrative structure and characterization of this novel have been localized and what innovations in combining those features with Persian traditional narrative style are achieved. First, the narrative and episodic structure, the satirical language, and the protagonist’s actions are classified. Then, through a thematic analysis, the function of each feature (travel, poverty, trickery, and disguise) in the socio-critical approach of the text are discussed. The theoretical framework is based on Abrams and Geoffrey (2012) and Cuddens’ (1979) definitions. The findings show the episodes contain three balanced layers of verbal, situational, and structural satire that reveal a localized background to show the social and cultural inequalities of the time. Traveling in time is a symbolic quest for social justice. Poverty and trickery become the protagonist’s motivation through which a bitter satire and popular creativity is achieved. Besides, the disguises turn the obscure identity into a device for revealing the power structure and the corrupted bureaucratic system. This study provides a model for studying contemporary Persian picaresque texts. The model helps us to recognize a combination of Western features of the genre and Persian narrative traditions.
۵۰۵.

احمد غزّالی و بهره گیری از تمثیل های روایی در تبیین مفاهیم عرفانی (مطالعه موردی: آثار فارسی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۵۷
تمثیل روایی، یکی از ترفندهایی است که برای تبیین مفاهیم اخلاقی، عرفانی و... کاربرد دارد. احمد غزّالی به عنوان یکی از مشاهیر اهل تصوّف، در آثار خود از این شگرد برای بیان دیدگاه های خود استفاده کرده است. این پژوهش که مبتنی بر مطالعات کتابخانه ای است و با شیوه توصیفی- تحلیلی انجام می شود، ضمن تبیین نقش تمثیل های روایی در آثار فارسی احمد غزّالی، به این پرسش پاسخ می دهد که در این تمثیل ها، چه اندیشه ها و مفاهیمی وجود دارد. غزّالی در آثار خود به ویژه مجموعه «سوانح العشاق» که به صورت رمزآمیز و اشاره به مباحث پیرامون عشق پرداخته، نکاتی غامض درباره حالات و اطوار این موهبت الهی بیان می کند و سپس برای تفهیم این رموز به مخاطبان، تمثیل های روایی ارائه می دهد. این ترفند هنری در آثار تعلیمی شیخ نیز مشهود است و در آثار مسلم وی به ویژه مجموعه «مجالس»، بسامد بسیار زیادی دارد. تمثیل های روایی شیخ بیشتر درباره مبحث عشق و سلوک عرفانی و مفاهیم تعلیمی- اخلاقی مربوط به آن است. شخصیت این روایت ها از بزرگان و اساطیر عرصه عشق و همچنین دین و عرفان هستند و در یک تمثیل روایی نیز از نماد پرندگان برای بیان بازگشت به اصل و سرمنزل معبود استفاده کرده است که می توان آن را مهم ترین تمثیل روایی غزّالی نامید.
۵۰۶.

بررسی بلاغت قصر و حصر در مثنوی های چهارگانه «بیدل دهلوی»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۷۷
بیدل دهلوی، مهم ترین شاعر پارسی گوی هند و از مهم ترین شاعران تاریخ ادب پارسی است. از او، حجم بزرگی از مثنوی ها برجا مانده است که هرچند تحت شعاع درخشش غزلیات وی مانده اند، از بهترین نمونه های مثنوی سرایی در سبک هندی به شمار می روند. اگر از مثنوی های پراکنده و کوتاه بیدل صرف نظر کنیم، از او چهار مثنوی مستقل و بلند برجامانده که به ترتیب زمان ارائه، عبارتند از «محیط اعظم»، «طلسم حیرت»، «طور معرفت» و «عرفان». آنچه در نگاه نخست در این مثنوی ها، نظر را جلب می کند و مطابق انتظار از سبک هندی نیز هست، غنای بیانی و سرشاری تصاویر است؛ اما در نگاه دوباره، شگردهای برگرفته از دانش معانی در این مثنوی ها خودنمایی می کند. بیدل خود نیز در «طلسم حیرت»، مخاطبان را ترغیب می کند که در مطالعه مثنوی هایش، حسن لفظ و معنا را با هم ببینند و به زیبایی های هر دو لایه سخن وی توجه نمایند. در اجابت خواست بیدل و بنا به لزوم واکاوی سخن بر اساس سنجه های دانش معانی، در این مقاله به بررسی یکی از مهم ترین شگردهای علم معانی، یعنی قصر و حصر در مثنوی های چهارگانه بیدل پرداخته می شود. روش بررسی در این مقاله، توصیفی و تحلیلی است. یافته های مقاله، گویای توجه ویژه بیدل به شگردهای معانی، مطابق با وعده خودش به مخاطبانش است. در این باره، قصر و حصر، حضوری پررنگ در مثنوی های بیدل دارد. بخش چشمگیری از قصرها در مثنوی های بیدل، از نوع قصر بی ادات است که همسو با ذات معنی گرا و فشرده ساز سبک هندی است. همچنین قصر صفت بر موصوف در مثنوی های بیدل، حضور پررنگ تر از قصر موصوف بر صفت دارد که نتیجه انتزاع گرایی و توصیف گرایی شعر این شاعر است. همچنین هرچند مثنوی «عرفان»، شهرت و اهمیت اندیشه ای بیشتر دارد، مثنوی «طلسم حیرت» به لحاظ بلاغی در مرتبه بالاتر قرار دارد و پس از آن، مثنوی «عرفان» و سپس «طور معرفت» و «محیط اعظم» قرار می گیرند.
۵۰۷.

ارشاد الزراعه، متن جامع فلاحت در دوره تاریخ میانه ایران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۳ تعداد دانلود : ۱۴۳
ایرانیان مبدع روش های کشاورزی به خصوص آبیاری و باغ سازی در تاریخ تمدن بشری بوده اند، از پرورش گیاهان جدید تا ابداع قنات و روش های افزایش تولید محصول حاصل کوشش های کشاورزان ایرانی در طول قرون است. حاصل این تجربیات در متون علمی کهن ایران منعکس است. از قرن ششم به بعد تصنیف متون تخصصی در رابطه با فلاحت شکل می گیرد و آثاری چون ورزنامه، آثار و احیا و ارشادالزراعه در طول قرون به نگارش در می آید. همچنین در لابه لای متون ادبی و سفرنامه ها، به روش های کشت و زرع پرداخته می شود و مفاهیم کشاورزی در معنای حقیقی و استعاری در ادبیات فارسی نیز به کار می رود. جامع ترین اثر تخصصی تا شروع دوره نوین آموزش کشاورزی بعد مشروطه با نثری زیبا و ادبیانه، ارشادالزراعه، تألیف قاسم بن یوسف ابونصری هروی، در قرن دهم نگارش یافته است. این کتاب در مقایسه با آثار دوره میانه و نیز تألیفات به زبان عربی بسیار دقیق تر به کلیه موضوعات کشاورزی با روشی منسجم تر از آثار پیش از خود به امر کشت و زرع، باغبانی و گلکاری پرداخته است. در این نوشتار روش پژوهش توصیفی تحلیلی و با تکیه بر اسناد و منابع کتابخانه ای، ارشاد الزراعه معرفی شده است. جلوه ویژه این اثر افزون بر جلوه های ادبی و مباحث کشاورزی پرداختن به باغ آرایی ایرانی و صنایع غذایی است.
۵۰۸.

بازتاب عناصر تراژدی ساز در داستان رستم و اسفندیار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۴۱
به گواه بسیاری از شاهنامه پژوهان، داستان «رستم و اسفندیار» یکی از منسجم ترین داستان های شاهنامه است؛ اما تراژدی بودن آن، برای بسیاری محل تردید است. برای رفع این ابهام؛ یکی از راه ها، رجوع به فن شعر ارسطو است. او در این رساله ، علاوه بر تقسیم بندی بخش های شش گانه تراژدی، عناصر مهمی را که در شکل گیری این نوع ادبی دخیل هستند، نیز معرفی کرده، که می توان از آنها با عنوان «عناصر سازنده ی تراژدی» نام برد. اگرچه او به طور جداگانه این عناصر را دسته بندی نکرده، اما با تدقیق در رساله ی او می توان یازده عنصر را که عبارتند از ایجاد دو حس «ترس» و «ترحم»؛ داشتن آغاز، میانه و پایانی منسجم؛ برخوردار بودن قهرمان از مجموعه ای از ویژگی ها؛ وجود یک رخداد تراژیک؛ وجود یک نقطه ضعف تراژیک در قهرمان؛ کشف؛ دگرگونی؛ پایان تراژیک؛ وحدت زمان؛ وحدت پیرنگ و وحدت مکان استخراج کرد. پژوهش حاضر می خواهد با شناخت این عناصر، معیاری مدوّن در تشخیص تراژدی بودنِ یک اثر ادبی به دست دهد. به این منظور، ابتدا این عناصر به طور جداگانه، تعریف شده اند؛ سپس وجود یا فقدان آنها در داستان رستم و اسفندیار مورد بررسی قرار گرفته است. لازم به ذکر است که داده های این پژوهش، تراژدی بودن داستان رستم و اسفندیار را تأیید می کند.
۵۰۹.

جلوه جادوانه معشوق در گستره اشعار غنایی ادب فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۴۰
درون مایه اصلی غزل، عشق است. به طوری که اگر این موتیف رایج از ساختار غزل حذف شود، به قالبی بی روح بدل می گردد و مخاطبی نخواهد داشت. وقتی صحبت از غزل و اشعار غنایی است، عاشق و معشوق دو عنصر تفکیک ناپذیر آن اند. در این میان، به ویژه، نقش و حضور معشوق در مقام قهرمان اصلی غزل انکارناپذیر است. هنر اصلی معشوق، حد اعلای جلوه گری و دلبری و دلربایی با بهره گیری از تمام ظرفیت های وجودی خویش است. یکی از این ظرفیت های ذاتیِ معشوق برای تأثیر در عاشق، نیروی رازآمیز جادوانه اوست. در این جایگاه، معشوق، آن جادوزنِ مرتبط با جادوی سیاه و منفور و مرگ ارزان نیست؛ بلکه حسنِ مطلق و زیباییِ محض است که سرشت اغواگری و دست یازی به افسون و جادو، بر جذابیت رازآلود او می افزاید. بدین ترتیب، معشوق با به نمایش گذاشتن زیبایی های ظاهری خود چون چشم و ابرو و خط و خال و غمزه و زلف که با افسونگری و نیروی جادویی و عناصر و اعمال جادوان چون چشم بندی و خواب بندی و زبان بندی در پیوند است، در عرصه ادبیات زنجیره معنایی جدیدی می آفریند، عنان اختیار عاشق را با قدرت بیشتری بر دست می گیرد و غنای ذاتی خود را در تسلّط بر وجود عاشق، توانمندتر به تصویر می کشد.
۵۱۰.

نقدی بر دیوان بدرالدین جاجرمی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۳۳
دیوان مدوّنی از بدرالدین جاجرمی، شاعر قرن هفتم هجری، در دست نیست و سروده های او در جنگ ها، تذکره ها و فرهنگ ها پراکنده اند. روح اللّه خادمی اشعار پراکنده این شاعر و نیز فرزند او، محمد، را گرد آورده، تصحیح کرده و به چاپ رسانده است. این پژوهش با هدف نقد و بررسی تصحیح خادمی به پرسش های زیر پاسخ می دهد: بدخوانی ها و ضبط های نادرست این تصحیح کدام اند؟ چه مقدار از اشعار جاجرمی در این چاپ مغفول مانده است؟ چه اشعاری به اشتباه به بدرالدین جاجرمی نسبت داده شده اند؟ و اشکالات کلی و روش شناختی کار خادمی چیستند؟ در این مطالعه با رویکردی تحلیلی-انتقادی و مبتنی بر مقایسه نسخه های مختلف و بررسی قرائن متنی و فرامتنی، اشکالات کار مصحِّح در چهار دسته بررسی شده اند. در بخش «صورت های نادرست»، نمونه هایی از بدخوانی ها یا خطاهای حروف چینی ذکر شده اند. ذیل «افتاده ها»، اشعار نویافته ای از جاجرمی عرضه شده که در چاپ خادمی نیامده اند. «افزوده ها» اشعار شاعرانی همچون بدرالدین هروی، کمال الدین اسماعیل، خواجوی کرمانی و دیگران اند که با اتکا به منابع متأخر به اشتباه به جاجرمی نسبت داده شده اند. در بخش «اشکالات کلی و روش شناختی»، ایراداتی مانند ذکر مطالب مطوّل و غیرضروری در مقدمه، نقل نسخه بدل های بی اهمیت از منابع متأخر در پانوشت ها و شرح لغات و اعلام بدیهی در یادداشت ها بررسی شده اند. نتایج نشان می دهد که تصحیح خادمی گامی ارزشمند در احیای آثار جاجرمی است اما کاستی های آن از جمله صورت های نادرست ابیات، مغفول ماندن بعضی اشعار، انتساب نادرست برخی سروده ها به جاجرمی به دلیل اتکا به منابع متأخر و نامعتبر و اشکالات کلی و روش شناختی نیازمند اصلاح اند.
۵۱۱.

شیوه های تأثیرپذیری شاعران سده سیزدهم افغانستان از غزلیات میرزا عبدالقادر بیدل با تکیه بر اشعار میر هوتک افغان و غلام محمد طرزی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۴۳
میرزا عبدالقادر بیدل (ت ۱۰۵۴ ق. پتنه، هندوستان، ف ۱۱۳۳ ق. دهلی هند) شاعر و نماینده برجسته سبک هندی که با غزل های وی این سبک به اوج خود می رسد، وی اندکی بعد از وفاتش در افغانستان و ماوراءالنهر از شهرت و محبوبیت خاصی برخوردار شد و غزل هایش مورد توجه شاعران منطقه قرار گرفت، تا جایی که بسیاری از شاعران می کوشیدند تا به استقبال از غزل های وی شعر بسرایند. این روند به حدی گسترش یافت که حدوداً یک قرن (از اواسط قرن ۱۸ تا اواسط قرن ۱۹ م) را عصر بیدلگرایی نامیده اند. در سده سیزدهم بسیاری از شاعران مطرح این کشور به نحوی پیرو بیدل بودند. میر هوتک افغان (۱۱۸۰- ۱۲۴۲ ق) و غلام محمد طرزی (۱۲۵۴-۱۳۱۸ ق)، از شاعران مطرح این سده مورد مطالعه این تحقیق است که تا کنون پیرامون این دو شاعر در این خصوص و با چنین عنوان، تحقیقی صورت نگرفته است. پژوهش حاضر با استفاده از روش های اسنادی و تحلیل محتوایی، روش های تأثیرگذاری بیدل دهلوی بر شاعران سده سیزدهم افغانستان را با تکیه بر غزل های دو شاعر مزبور در سطوح ساختاری و محتوایی مورد مطالعه قرار می دهد. این پژوهش نشان می دهد که این دو شاعر، با تقلید و اقتفا از غزل های بیدل و با استفاده از عناصر شعری و مضامین اشعار وی، شعرهای زیادی سروده اند که تأثیرپذیری ایشان از بیدل در سطوح ساختاری و محتوایی خیلی برجسته و محسوس است. شباهت های ساختاری (شکل و فرم) و شباهت های محتوایی (مضامین و موضوعات) میان اشعار افغان و طرزی و بیدل نشان می دهد که اشعار هردو شاعر از نظر مضامین و محتوا با مضامین غزل های بیدل شباهت و همخوانی زیاد دارد و هم در سطوح ساختاری از قبیل وزن، قافیه، ردیف و واژگان نیز از غزل های بیدل پیروی کرده اند که البته شباهت های ساختاری نسبت به محتوایی بیشتر و برجسته تر است.
۵۱۲.

ساختی کهن از صفت حالیه(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۳۷
سازه های دستوری معدودی در متون کهن فارسی به چشم می خورند که هنوز مقوله دستوری، کاربرد معنایی، و کارکرد زیبایی شناسی آن ها دقیقاً روشن نیست. یکی از این سازه ها ترکیب «چون + صفت + ی» است. در این پژوهش بنیادی که با استفاده از منابع کتابخانه ای انجام شد، تلاش گردید با استناد به نمونه های موجود که در آثار نظم و نثر فارسی سده های 4 تا 7 ق دیده شده اند چیستی، کاربرد، مقوله های معنایی، کارکرد زیبایی شناسی، و نقش دستوری این سازه بررسی گردد. نتایج تحقیق آشکار می کند که از این سازه صرفاً در مقام تشبیه استفاده نمی شده است. در موارد متعددی "چون" در این سازه از نوع حرف اضافه، حرف ربط و قید نیست و در حوزه معنایی تشبیه قرار ندارد، بلکه از آن بیشتر برای بیان حالت با مبالغه یا تشدید استفاده می شده است؛ ازاین رو می توان آن را "تشدیدگر" دانست. به کلامی دیگر از این الگو برای ساخت صفت حالیه با درجه ای از مبالغه و شدت استفاده می شده است. این سازه را در جایگاه های گوناگون جمله نظیر مسند، تمیز، صفت و قید به کار می برده اند. کارگرفتِ این سازه در متن، بر زیبایی و ادبیّت آن از طریق سازوکارهای مبالغه و آشنایی زدایی می افزوده است.
۵۱۳.

La Goutte d’or de Michel Tournier à travers le prisme des Trois métamorphoses de Nietzsche(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۴۷
Cette étude ambitionne d’examiner le point de convergence de La Goutte d’or, œuvre littéraire de Michel Tournier habitée par des questions philosophiques, avec le discours- parabole de “ Les trois métamorphoses” comme modus operandi pour construire l’éthique personnelle, inaugurant Ainsi parlait Zarathoustra considéré la plus importante œuvre de Nietzsche. Nous avons analysé l’itinéraire de personnage principal de roman de Tournier à travers les trois étapes possibles de la vie dans le parcours d’éveil d’une personne, introduit par Nietzsche, en mettant en évidence les réflexions philosophiques identiques facilitant le regroupement de deux textes dans la même lignée. Au terme de l’analyse, nous avons constaté que Tournier adapte la théorie de transvaluation de Nietzsche pour créer le personnage de Idriss, tout en mettant en lumière des enjeux d’émigration de jeun berger algérien en France, Comme le représentant des groupes minoritaires ayant souvent des difficultés à connaitre et à défendre la richesse de leur héritage culturelle.
۵۱۴.

معناشناسی «خنده» و «تبسّم» در برخی از متون نثر فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۸۰
زمینه: واکنش انسان به محیط و موقعیّت، صرفاً بر اساس زبان و نشانه های آن نیست. حرکات بدن، نگاه، گریه، خنده و تبسّم نیز می توانند ما را در ایجاد ارتباط و بیان مفاهیم درونی یاری کنند. در این میان، خنده جایگاه ویژه ای دارد، از سویی احساسات و عواطف، زمینه ساز ایجاد معانی زیادی در متون ادبی شده اند و ادبیات جلوه گاه بسیاری از حالات انسانی است. خنده وتبسّم یکی از آشکارترین این عواطف است که می تواند مانند سخن ادبی، نمودار مفاهیم و معانی گوناگونی گردند. روش: از آن جا که زمینه گفتار و سخن، رابطه تنگاتنگی با نوع معنا و علّت خنده دارد، این جستار بر آن است تا برای نخستین بار، بر پایه برخی از مهم ترین متون نثر فارسی؛ چون قابوس نامه، کلیله و دمنه، گلستان و... که در آن ها خنده به مثابه یک رفتار میان شخصیّت های انسانی و تمثیلی شکل می گیرد، به معنی شناسی خنده بپردازد.   یافته ها: بر اساس یافته های نگارندگان، آنچه را که نمی توان بر زبان آورد، با خنده به آسانی می توان بیان کرد؛ از این روی با تحلیل خنده کسی، سخن ناگفته وی قابل دریافت است. تمسخر، تعریض، انتقاد و اعتراض، خوش آمد، ایجاد ارتباط، نمایش شادی و غم، پروراندن حس انتقام و ترغیب، اخطار، خودشیرینی و بسیاری از معانی دیگر را می توان با خنده بیان نمود. از طرفی برخلاف گمان رایج، خنده برای بیان آزادی و رهایی از اسارت جهان درون و بیرون نیست، بلکه گاهی برای پنهان کردن خواست درون، احساسات و عواطف و اجتناب از درگیری و نزاع نیز به کار می رود. این خودسانسوری هنگامی که شخص، خود را در خطر می بیند و جدّی بودن، عواقب ناگواری برای او دارد، جلوه گر می شود.
۵۱۵.

A Comparative Cognitive Analysis of Repartee in Persian, Arabic, and English(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۷۹
 This study presents a comparative cognitive analysis of repartee—a strategic, adversarial form of verbal interaction characterized by rapid response, subversion, and parallelism—across Persian, Arabic, and English. Repartee is conceptualized as a linguistic duel wherein the responder (H) reconfigures the initiator’s (S) utterance through deliberate mirroring, thereby inverting its intended meaning. This research addresses a notable gap in the literature, as most prior studies have focused primarily on European languages, leaving the cognitive and structural underpinnings in non-European traditions underexplored. Focusing on two core mechanisms, the study examines Structural Parallelism—defined as the replication of the syntactic or logical framework of the initiating utterance to produce a counter-response with an inverted evaluative focus—and Polysemous Parallelism, which exploits inherent lexical ambiguity to reassign meaning and subvert the original communicative intent. Employing Langacker’s (2001) Current Discourse Space (CDS) model, the analysis demonstrates how hyper-understanding and figure-ground reversal operate within the CDS to reconfigure shared conceptual structures. Qualitative analysis of 150 repartee instances (50 per language) reveals universal cognitive strategies: (1) responders detect and subvert implicit assumptions via syntactic/lexical mirroring, and (2) reorient evaluative hierarchies by shifting the figure (salient focus) and ground (contextual assumptions) within the CDS.
۵۱۶.

چند فرایند واجی فعال در گویش شیرازی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۴ تعداد دانلود : ۱۲۲
هدف از نگارش این پژوهش بررسی فرایندهای واجی فعال در گویش شیرازی است. بدین منظور داده های مورد نیاز پژوهش به چند روش جمع آوری شده اند: 1. مصاحبه با 5 تن از گویشوران شیرازی، 2. استفاده از شم زبانی یکی از نگارندگان در تایید داده ها، 3. استفاده از منابعی مانند سمندر (1377 و 1383) و زارعی (1383) که به این گویش شعر و داستان نوشته شده اند. پس از گردآوری بیش از پانصد واژه ساده، غیرساده، و گروه، داده ها با توجه به بافت مشترک دسته بندی شده اند و نوع فرایند هر کدام شناسایی، توصیف و تحلیل شده و قاعده هر فرایند نوشته شده است. در انتهای هر قسمت، یکی از داده ها از زیرساخت تا روساخت به عنوان نمونه بازنمایی شده است. برخی از نتایج این پژوهش عبارتند از: 1. در توالی های همخوانی /-st-/ و /-zd-/ در بافت بین دو واکه فرایند همگونی به صورت پیشرو عمل می کند. 2. واکه پسین افتاده /A/ در بافت قبل از سایشی لثوی کامی /S/ و در پایان تکواژهای آزاد به واکه میانی [o] ارتقاء می یابد. 3. تکواژ اضافه /-e/ در گروه های اضافه و وصفی حذف می شود. 4. واکه پسین افتاده /A/ موجود در پسوند سببی [-And] پیش از توالی همخوانی /nd/ یک درجه افراشته شده و به واکه میانی [o] تبدیل می گردد. 5. واکه میانی /e/ موجود در پیشوند امری و التزامی /be-/ به لحاظ مشخصه های [پسین] و [افراشته] با واکه های افراشته ستاکِ فعل هماهنگی واکه ای دارد.
۵۱۷.

واژه خلیج؛ هند و اروپایی (ایرانی) یا سامی (عربی)؟(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۹ تعداد دانلود : ۱۸۹
ایران باستان چندین بار مورد تاخت و تاز اقوام دیگری قرار گرفت و در این فرایند، آثار مکتوبی از میان رفتند. در ایران باستان، آخرین تازش با یورش تازیان همراه بود که جایگزینی زبان عربی و از میان رفتن شمار بسیاری آثار مکتوب بود که تنها آثار اندکی به ویژه در ارتباط با متون دینی به جا ماند. همچنین، پیش از اسلام و بنیاد شاهنشاهی های ایرانی، واژه های پارسی در واژگان عربی را پیدا کردند و در مقابل، با برتری اعراب واژه های عربی به واژگان پارسی راه یافتند. با وجود آن، واژه های پارسی هم بودند که در دوره اسلامی به زبان عربی راه یافتند و طبق قواعد زبان عربی اشتقاق یافتند. هدف این مقاله، بررسی ریشه واژه خلیج در دو خانواده زبانی هندواروپایی و سامی است و اینکه ساختار این واژه ریشه در کدام خانواده زبانی دارد. روش کار هم بررسی ریشه و ساختار واژه در هر دو خانواده و هم پیدا کردن نمونه های اولیه واژه در متون آنان است. در پایان چنین برداشت شد که با توجه به اسناد و تطبیق آنان، احتمال ریشه داشتن آن در زبان هندواروپایی (ایرانی) و از ریشه xal < *ku̯/wel بیشتر است.
۵۱۸.

بررسی و تحلیل اصطلاح زمین از نگاه منتقدان و تازه گویان سده های یازدهم و دوازدهم هجری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۱۳۵
زمین ازجمله واژه هایی است که در سده های یازدهم و دوازدهم هجری به صورت یک اصطلاح نقد ادبی در منابع تاریخ ادبی و نیز اشعار تازه گویان، فراوان به کار رفته و کاربرد خاص و ویژه ای یافته است. در مجالس شعرگویی که گزارش های بسیاری از آن ها در تذکره ها ثبت شده است، تازه گویان به شیوه تتبع و پیروی و برای طبع آزمایی موزونان، زمین شعری طرح می کردند و در آن ابیاتی بلند و اشعاری عالی و رسا می آفریدند. از آنجا که تاکنون درباره اصطلاح زمین تحقیقی جامع صورت نگرفته، این نوشتار بر آن است که این اصطلاح را در «جای» و «گاه» آن مورد بررسی قرار دهد و از طریق بازخوانی دیدگاه های شاعران و منتقدان دوره صفوی، ماهیت، قالب ها، دستاوردها و زیان های آن را در سپهر ادبی آن روزگار بازشناسد. بدین منظور با روش مطالعات کتابخانه ای و به شیوه توصیفی - تحلیلی آن را مورد مطالعه و مداقه قرار می دهد. آن گونه که از نتیجه طرز تازه دریافت می شود، «زمین» اصطلاحی لازم برای نقد ادبی امروز است که به جای وزن و قافیه و ردیف (روی هم) می آید و بسیار کوتاه و جامع است. این اصطلاح نخست در رساله جلالیه محتشم کاشانی و قصاید وی به کار رفته و پس از آن، در دیوان غزالی مشهدی، دیوان عرفی شیرازی و منتخب التواریخ بداؤنی آمده وسپس به طور موازی در دیوان ها و تذکره های این دوره نمایان شده است. با توجه به اینکه اصطلاح زمین درمورد قالب غزل به کار رفته، اما نکته قابل ذکر اینکه خلق و طرح زمینِ شعر غیر از مصراع وبیت و غزل، در قالب های مثنوی و قصیده نیز دیده می شود. با آنکه بستن و آفرینش معنی های پیچیده و مضمون های رنگین و باریک و مصراع های برجسته راهی بوده که از مسیر زمین های تازه و طرح آن می گذشته است، اما گاهی زمین شعر، زمینی سنگلاخ و ناهموار بوده و گل های معنی و مضمون تازه در آن نروییده است، گاهی نیز زیان هایی در بر داشته، ازجمله زمینه ای برای سرقت معانی و مضامین دیگر شاعران شده و موجب خلق غزل های کم ارز، همسان و مشابه و مضمون های مبتذل و تکراری و و بدبسته شده است.
۵۱۹.

«نقد فلسفی شعرهای اجتماعی احمد شاملو بر اساس عقلانیت ارتباطی یورگن هابرماس»

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۶۷
یکی از محورهای اصلی مدرنیته، پرداختن به مقوله عقل و عقلانیت است. یورگن هابرماس به عقلانیت ابزاری حاکم بر مدرنیته، نقدهایی داشته و برای بازسازی آن، نظریه عقلانیت ارتباطی را مطرح کرده است. پژوهندگان بر آن بوده اند که این پرسش را پاسخ گویند که میان عقلانیت هابرماس و دغدغه بازسازی مدرنیته و عقلانیت جاری در شعر شاملو، مشابهت و قرابتی می توان یافت؟ در تحلیل عقلانیت موجود در شعرهای اجتماعی شاملو و میزان هماندیشگی وی با عقلانیت مورد نظر هابرماس، آشکار شد که بر برخی از سروده ها، عقلانیت ارتباطی مورد نظر هابرماس و مشابهت در روش حاکم است؛ از آن جهت که شاعر، گفتمانی دو یا چندسویه را درباره موضوعی مشترک مطرح می کند؛ سوهای گفتمان، ادعاهایی را طرح و با ارایه استدلال از آن دفاع می کنند و به نقد استدلال هم می پردازند. تفاهم نهایی همگانی با پذیرفته شدن استدلال برتر، به منظور رفع اختلاف نظرها در مسایل مربوط به ارزش ها و باورها، به دست می آید. بر پاره دیگر از سروده ها، عقلانیت معطوف به هدفی از پیش تعیین شده حاکم است؛ اما این عقلانیت ابزاری در بسیاری موارد از نوعی نیست که هابرماس و وبر بر آن نقد داشته و آن را مانع پیشبرد مدرنیته دانسته اند، بلکه بیشتر معطوف به هدفی مثبت است که شاعر به عنوان یک روشنفکر آن را در معرض پذیرش مخاطبان قرار داده است و در نهایت به پشیبرد اهداف ارزشی و فرهنگی جامعه می انجامد.
۵۲۰.

Metaphor in the West and Iran: A Comparative Perspective(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۷ تعداد دانلود : ۱۴۴
In this article, the ideas of some prominent Iranian and Western scholars about metaphor are analyzed comparatively. In addition to “the introduction”, the article includes two main parts: in “Metaphor in the West”, the ideas of some well-known figures of the West such as Aristotle, Richards, Lakoff, and Johnson about metaphor are analyzed; and, in “metaphor in Iran”, the ideas of some prominent Iranian scientists concerning metaphor are reviewed and analyzed, namely, Raduyani, Jurjâni, and Sakkākī Khwārizmī. This research shows that in the West, the viewpoints of Aristotle concerning metaphor have made the foundation of most of the discussions about metaphor even till the twentieth century. However, the ideas of Lakoff and Johnson in the 1980s changed the old consolidated Aristotelian-based perspectives toward metaphor. The research also indicates that there is a close similarity between the ideas of Iranian classical scholars' viewpoints about metaphor and those of Aristotle, and the viewpoints of some of them are also close to what latter has been said about metaphor in the framework of cognitive linguistics. 

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان