ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۴٬۱۸۱ تا ۵۴٬۲۰۰ مورد از کل ۵۴٬۳۹۸ مورد.
۵۴۱۸۱.

تحلیل کارکرد رخدادی تنشی ایمان در مثنوی (مطالعه موردی حکایت پادشاه جهود دیگر... و تفسیر قول حکیم...)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۴۹
نشانه شناسی تنشی، برآیند چرخش رویکرد از تقابل های گسسته به تفاوت های تنشی و نوسانی است. مطالعه گفتمان های ادبی از منظر نشانه شناسی تنشی، افق های تازه ای را درباره معنا و فرایند تولید آن می گشاید. این الگو، بازنمودی از ساختار و فرایند تنشی گفتمان ارائه می دهد که بر تعامل دوسویه نیروهای فشاره ای (عاطفی) و گستره ای (شناختی) استوار است و وجهی سیال دارد. مقوله ایمان در مثنوی مولوی یکی از چالشی ترین مضمون هایی است که وضعیتی تنشی برای گفتمان رقم زده است و «رخدادی تنشی» نامیده می شود. براین اساس، در پژوهش حاضر با بهره گیری از رویکرد نشانه شناسی تنشی، فرایندهای گفتمانی «ایمان« تحلیل می شود. این تحلیل در بستر سه سطح گفتمانی (نشانه شناسی گفتمان)، تجربه عاطفی (بیان عاطفی و نظریه احساس) و معنایی عرفانی انجام می گیرد و از این منظر به تحلیل دو روایت برجسته از دفتر اول مثنوی با عنوان: «حکایت پادشاه جهود دیگر که در هلاک دین عیسی سعی می نمود» و «تفسیر قول حکیم...» می پردازد. پرسش اصلی پژوهش این است که الگوی رخدادی تنشی ایمان در مثنوی چه سازوکارهایی دارد و در بستر کدام عملیات و کارکردهای گفتمانی شکل می گیرد؟ هدف از پژوهش نیز بررسی چگونگی شکل گیری معنای سیال ایمان در بستر گفتمان های تنشی، نحوه تعامل ساختارهای زبانی، عاطفی و شناختی در این دو روایت و تأثیر آن بر فرایند تولید و گسست معنا است. تحلیل انجام شده بر پایه طرح واره های تنشی (اوج/ افت فشاره و گستره)، نظریه گسست پیوست گریماسی و تعامل دوسویه وجوه گفتمانی و عاطفی احساسی سامان یافته است. این روش تلاش دارد تا نحوه شکل گیری وضعیت رخدادی ایمان را در بستر تنش های درونی روایت و تعامل آن با ساختارهای ادراکی حسی مخاطب نشان دهد. یافته ها حاکی از آن است که در هر دو روایت، رخداد ایمانی در فرایندی دینامیک و فشاره ای و با جهت گیری نیروهای تنشی شکل می گیرد. این تحلیل، همچنین ظرفیت های غنی متون عرفانی فارسی را برای پذیرش خوانش های نوین نشانه شناختی آشکار می سازد.
۵۴۱۸۲.

قاعده مندی قصیده تکریر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۳۲
برخی از قصیده های فارسی که در کتاب های بلاغت آن را قصیده تکریر نام نهاده اند، دارای ساختاری ویژه ای هستند که آنها را از دیگر قصاید متمایز می کند. در پژوهش حاضر با هدف تبیین ساختمان این نوع قصیده و یافتن نمونه های آن در شعر شاعران فارسی گو، دیوان شاعران قصیده سرا بررسی شد و موارد یافته شده، استخراج گردید. یافته های پژوهش حاکی از آن است که قصیده تکریر از چند بندِ چهارمصراعی تشکیل می شود و هر مصراع آن، دارای ساختمان و فرمول ویژه خود است. این قاعده بدین گونه است که در مصراع نخست دو واژه مکرّر، بدون فاصله می آیند؛ سپس در مصراع سوم، همان دو واژه مکرّر مصراع نخست، به صورت تکراری سه گانه به کار می روند. همین چینش در مصراع های دوم و چهارم با مکرّری دیگر رخ می دهد. بندهای دیگر قصیده نیز به همین صورت، این ویژگی را نمایش می دهند.
۵۴۱۸۳.

بازنمایی زبان، قدرت و هویت در قصه محلی اصفهانی «پریچهر» با قصه اروپایی «سفیدبرفی» از منظر جامعه شناسی زبان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۵۱
قصه های عامیانه همواره به عنوان بازنمایی های فرهنگی و اجتماعی، زمینه ای غنی برای تحلیل جامعه شناسی زبان فراهم می آورند. داستان پریچهر و هفت کوتوله از قصه های محلی اصفهان، نمونه ای بارز از بازنمایی گفتمان های قدرت، حسادت، همکاری و عدالت است که ساختار و محتوای آن با قصه اروپایی سفیدبرفی شباهت های قابل توجهی دارد. این پژوهش با رویکرد جامعه شناسی زبان، به بررسی نقش زبان و گفتمان در شکل دهی به قدرت، هویت، جنسیّت، تعامل اجتماعی، فریب و عدالت در قصه پریچهر و هفت کوتوله می پردازد و در عین حال، تطبیق آن با قصه سفیدبرفی، ابعاد فرهنگی و زبانی مشترک و متفاوت این دو قصه را روشن می سازد. پژوهش حاضر با تمرکز بر این ابعاد زبانی نشان می دهد که قصه های عامیانه فراتر از سرگرمی، ابزار بازتولید و تنظیم روابط اجتماعی، تثبیت سلسله مراتب قدرت و بازنمایی ارزش ها و هنجارهای فرهنگی هستند. تحلیل جامعه شناختی زبان در این متون امکان درک عمیق تر ساختارهای فرهنگی، اجتماعی و قدرت را فراهم می آورد و نشان می دهد که زبان هم ابزار بیان و هم سازوکار مؤثر برای شکل دهی به جامعه و فرهنگ است.
۵۴۱۸۴.

عجایب المخلوقات و غرائب الموجودات: تحلیلی سبکی بر اساس خروج سازه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۵۰
عجایب نامه ها گونه ای از آثار کمتر شناخته شده فارسی هستند که به توصیف پدیده ها و موجودات ناشناخته می پردازند. پژوهش حاضر با انتخاب تمام متن کتاب عجایب المخلوقات و غرائب الموجودات طوسی (متعلق به قرن ششم هجری)، و با هدف تحلیل ساختاری خروج بند موصولی به عنوان یک شاخص سبکی، به بررسی بندهای وصفی و گروه های حرف اضافه ای بر مبنای فرآیند نحوی خروج سازه های آن پرداخته است. نتایج پژوهش نشان دهنده آن است که بیشترین تعداد خروج اختیاری سازه ها، شامل بندهای وصفی توصیف گر یک گروه اسمی است؛ در مقابل نرخ خروج گروه حرف اضافه ای در این اثر، برابر با 36 درصد است. همچنین نسبت میان خروج و حفظ بندهای وصفی در متن کتاب، با 88 نمونه خروج بند وصفی و 79 نمونه حفظ این بند در جایگاه کانونی خود، تقریباً برابر بوده است. نرخ خروج بندهای وصفی از جایگاه های مختلف جمله نشان دهنده آن است که اگرچه جایگاه های اصلی مانند فاعلی و مفعولی بیشترین سهم خروج را دارند(58 درصد)، اما جایگاه های غیر اصلی چون متممی، قیدی و ... نیز به نسبتی قابل توجه (42 درصد) در این فرایند مشارکت داشته اند. تحلیل سازه های خروج یافته از منظر وزن دستوری و طول آن نیز نشان دهنده رویکردی بینابینی در این اثر است که با طول بند 84/6 و وزن دستوری 58/3 آن را در جایگاهی مابین شاخص های نثر مرسل و نثر مصنوع قرار می دهد و بدین ترتیب از منظر شاخص سبکی خروج سازه، سبک آن میانه رو و معتدل ارزیابی می شود. از سوی دیگر، نمونه های بررسی شده در کتاب عجایب المخلوقات و غرائب الموجودات نشان دهنده تنوع آوایی و کاربرد متناوب و همزمان نشانه موصول ساز «که» و «کی» در آن است.
۵۴۱۸۵.

بررسی تطبیقی عن اصر عینی به کار رفته در س ه رمان برنده نوبل (حکایت های محله ما، تهوع و عقاید یک دلقک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۴۲
در ادبیات داستانی، همیشه دو بخش روایی و توصیفی با هم ارتباط مستقیمی دارند؛ در واقع هر داستان شامل بخشی مربوط به روایت حوادث و اتفاق هاست و بخش دیگر مربوط به توصیف شخصیت ها، اشیا ،مکان و.... دو رکن اصلی داستان توصیف و روایت است که مکمل هم اند. توصیف عینی انتخاب دقیق و درست از جزئیات دریافت های نویسنده از جهان پیرامون است با توجه به اهمیت توصیف در ادبیات داستانی و نیاز به دقت در توصیف این پژوهش به میزان کاربرد و چگونگی توصیف عینی در رمان های حکایت های محله ما اثر نجیب محفوظ، تهوع اثر ژان پل سارتر و عقاید یک دلقک اثر هانریش بل می-پردازد که هر سه برنده جایزه نوبل ادبی بوده اند. در پی بررسی میزان کاربرد عناصر توصیف عینی به کار رفته در سه رمان فوق، مشخص می شود که هر سه نویسنده از همه عناصر توصیف عینی استفاده کرده-اند، ولی با نسبت های متفاوت. رمان حکایت های محله ما بیشترین استفاده از عنصر حرکت داشته است که مقتضای تحرک و فضای انقلابی این رمان است. همه عناصر عینی در هر سه رمان با نسبت های متفاوت و معنادار به کار رفته است و عناصر عینی به کار رفته در هر سه رمان، صرفا معلول دو عامل مهارت و دقت نویسنده و جامعه و اقلیم محل وقوع حوادث رمان است.
۵۴۱۸۶.

بازنمایی مؤلفه های حفاظت از محیط زیست در رمان اشباح جنگل سوخته از مهدی رجبی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۵۳
نقد بوم گرا مطالعه ای بین ِ رشته ای است که به بررسی تعامل های میان انسان و طبیعت در آثار ادبی می پردازد و تلاش دارد نحوه ی بازتاب و تأثیرگذاری این کنش ها را در ادبیات تحلیل کند. این رویکرد از طریق ادبیات کودک و نوجوان نقش مهمی در آگاه سازی نسل های جوان درباره ی مسائل زیست محیطی و اهمیت دادن به طبیعت ایفا می کند. هدف در این مقاله بازنمایی مؤلفه های حفاظت از محیط زیست در رمان اشباح جنگل سوخته از دیدگاه نقد بوم گرا است. روش پژوهش، تحلیل محتوای کیفی با رویکرد توصیفی تحلیلی با استفاده از یادداشت برداری منابع کتابخانه ای است. با این روش، چهار مؤلفه در این رمان بررسی شد: پیامدهای غلبه ی تکنولوژی بر طبیعت، تقابل دانش و خرافه در حفاظت از محیط زیست، نقش نام گذاری شخصیت های داستانی در انتقال پیام های زیست محیطی رمان نوجوان و نقش فضا و مکان در القای پیام های زیست محیطی. نتایج پژوهش حاکی از آن است که رمان اشباح جنگل سوخته به عنوان نمونه ای از ادبیات داستانی کودک و نوجوان، مفاهیم زیست محیطی را از طریق این سه مؤلفه به خوبی به مخاطب این گروه سنی بازتاب داده است. در این رمان، دانش و خرافه به عنوان دو نیروی متضاد در فرایند حفاظت از محیط زیست به تصویر کشیده شده است و پیامدهای منفی تسلطِ تکنولوژی بر طبیعت و تخریب آن نیز به وضوح نمایش داده شده است. نام گزینی شخصیت های داستانی در این رمان ارتباط عمیقی با عناصر طبیعی و محیط زیستی برقرار کرده است و از این طریق بر اهمیت حفاظت از طبیعت تأکید شده است.
۵۴۱۸۷.

تجلی «رند» در غزلیات حافظ به مثابه شیزوآنالیز دلوز و گتاری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۵۲
غزلیات حافظ، به عنوان یکی از متعالی ترین متون ادبیات فارسی، ظرفیت زیادی برای خوانش های میان رشته ای و تطبیقی با نظریه های فلسفی معاصر دارد. در میان مفاهیم محوری جهان بینی حافظ، شخصیت «رند» به عنوان نماد آزادی خواهی، عبور از هنجارهای تحمیلی و زیستن در مرزهای نامتعین، جایگاهی کانونی دارد. مسئله اصلی این پژوهش، بررسی امکان بازخوانی انتقادی این مفهوم در پرتو «شیزوآنالیز» است: نظریه ای که ژیل دلوز (Gilles Deleuze) و فلیکس گتاری (Felix Guattari) به عنوان جایگزینی برای روانکاوی کلاسیک و در نقد ساختارهای سلسله مراتبی قدرت ارائه دادند. پرسش محوری پژوهش آن است که وجوه اشتراک «رند» در غزلیات حافظ با مؤلفه های بنیادین شیزوآنالیز، مانند ماشین های میل، بدن بدون اندام، قلمروزدایی و بس گانگی چیست و چگونه می توان گریز رند از هنجارهای اجتماعی را در این چارچوب تحلیل کرد؟ این تحقیق با روشی کیفی و رویکردی بینارشته ای، به تحلیل متن غزلیات حافظ می پردازد. یافته های پژوهش نشان می دهد رند در غزلیات حافظ ضمن به کارگیری استراتژی هایی چون نفی دوگانه های اخلاقی، گریز از هنجارها و تبدیل شدن به یک «ماشین جنگی»، در برابر نظام های مسلط، مقاومت می کند و سوژه ای سیال و چندپاره می سازد که مرزهای ثابت را درمی نوردد. این پژوهش از طریق پیوند ادبیات کلاسیک با فلسفه پست مدرن، خوانشی نوین از شعر حافظ ارائه می دهد و گواه ظرفیت متون کهن برای گفت وگو با پارادایم های فکری معاصر است.
۵۴۱۸۸.

کارکرد پیوندهای انسجامی جانشینی در مفهوم شناسی"کفر" با تکیه بر آیات سوره بقره و با استفاده از نظریه مایکل هالیدی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۵۱
پژوهش حاضر که با هدف تعمیق و گسترش سطح دلالی-مفهومی"کفر" و تبیین توصیف کافران در گفتمان قرآن کریم، به شیوه توصیفی-تحلیلی و به روش کیفیِ مبتنی بر روش شناسی هلیدی انجام شده در پی آن بوده تا مفهوم کفر را در آیات سوره بقره با توجه به محوریت موضوعی آن، بر محک نظریه انسجام هالیدی مورد واکاوی و تحلیل قرار دهد. براساس این دیدگاه مؤلّفه های گوناگونی عامل هم پیوندی و انسجام متن می شوند. در این میان پیوند جانشینی یکی از عوامل موثر در انسجام بخشی به دلالت های درونی و بیرونی متن است. یافته های پژوهش نشان می دهد که پیوندهای جانشینی از نوع جمله ای و فعلی به ترتیب بیشترین و کمترین نقش را در خلق و گسترش انسجام معنایی هم راستا با هدف محوری سوره بقره، که تبیین جریان هدایت الهی و پرهیز از بدعت گذاری و عدم برخورد گزینشی در مواجهه با دعوت انبیاء الهی و کتاب های آسمانی است، در آیات مورد نظر برعهده داشته و در نتیجه سطح دلالی این آیات را در باب مفهوم شناسی کفر در سوره بقره افزایش داده است؛ ضمن آنکه توانسته تا دلالت پیوسته، منسجم و قاطعی از گفتمان خداوند در باب کفر و رویکرد تقابلی اهل کفر در مواجهه با جریان هدایت الهی را به نمایش بگذارد.
۵۴۱۸۹.

جلوه های زبان بدن در ارتباط عاشق و معشوق در غزلیات خاقانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۵۴
ارتباط از دو طریق کلامی و غیر کلامی حاصل می شود. در ارتباط غیر کلامی که دامنه ای گسترده دارد و تأثیرگذاری آن به مراتب بیش از کلام است، با جلوه های گوناگونی از کاربرد زبان بدن مواجهیم. پژوهش حاضر که به روشی توصیفی تحلیلی انجام شده است، بر آن بوده تا به صورت موردی به شناسایی و استخراج عناصر مختلف ارتباط غیر کلامی در غزل خاقانی بپردازد و پیام ها و مفاهیم نهفته ای را رمزگشایی کند که شاعر با استفاده از زبان بدن قصد انتقالشان را داشته است و از ورای آن ها به کشف نوع رابطه بین دو شخصیت اصلی غزل (عاشق و معشوق) نائل شود. براساس یافته های تحقیق، دامنه کاربرد زبان بدن در غزل های خاقانی بسیار گسترده و متنوع بوده است و توجه ویژه شاعر از میان جلوه های گوناگون زبان بدن، به ترتیب به حالات چشم (با تأکید بر گریستن)، آواگری غیر کلامی (با تأکید بر آه کشیدن)، و حالات لب (با تأکید بر خندیدن و بوسیدن) معطوف بوده است و حدود 65 درصد از ارتباطات غیرکلامی میان عاشق و معشوق در غزلیات، به این سه حوزه اختصاص داشتند. البته کاربرد حرکات ترکیبی و تنوع خیره کننده آن ها (22 حالت برای انتقال 45 معنی) و نیز حالات مختلف چهره و توجه خاص به رنگ رخسار نیز در غزل خاقانی تأمل برانگیز بوده است. باتوجه به بررسی های انجام شده، کاربرد زبان بدن در غزلیات خاقانی در بسیاری از موارد نشان دهنده دوری عاشق از معشوق یا امتناع معشوق از برقراری ارتباط کلامی با عاشق بود.
۵۴۱۹۰.

حسیناسرایی و تحلیل جایگاه ژانری آن در ادبیات عامه ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۳۱
از میان گونه های مختلف ادبیات عامه، اشعار و به ویژه ترانه ها به دلیل کوتاهی، جذابیت، کاربرد گسترده و سهولت حفظ، همواره از رسانه های تأثیرگذار در انتقال پیام بوده اند. در مطالعه انواع گوناگون ترانه ها به نوعی شعر خاص برخوردیم که به «حسینا» معروف است. بر این اساس مسئله اصلی پژوهش پاسخ به این پرسش هاست که حسینا کیست یا چیست؟ گونه شعری موسوم به «حسینا» از نظر ساختار و محتوا چه ویژگی هایی دارد؟ و آیا می توان آن را زیرژانری مستقل در نوع شعری ترانه دانست؟ روش پژوهش حاضر توصیفی تحلیلی و گردآوری از طریق مطالعه منابع کتابخانه ای بوده است. براساس جست وجوهای صورت گرفته حداقل هفت روایت شناخته شده از داستان حسینا و حدود دویست ترانه شناسایی شد که دربردارنده نام «حسینا» یا روایت گر سرگذشت او هستند. «حسینا» شخصیتی عاشق، جوانمرد و شجاع در ادبیات عامه ایران است که زندگی عاشقانه او و معشوقش با نام هایی چون دلارام، دلارا، مریم، شهربانو، خاتون و پری همواره مورد توجه مردم نواحی مختلف ایران بوده است. پراکندگی جغرافیایی این اشعار در خراسان، بیرجند، اصفهان، لارستان فارس، خور و بیابانک، هرات و دیگر مناطق گزارش شده است. اغلب این اشعار در قالب دوبیتی و با محتوای عاشقانه و غنایی، گاه همراه با توصیف ویژگی های قهرمانی و پهلوانی سروده شده اند. رد پای این شخصیت داستانی تا ادبیات معاصر ادامه دارد؛ چنان که در رمان سال بلوا اثر عباس معروفی «حسینا» با همان رنگ و بوی نیمه افسانه ای حضور دارد. همچنین براساس مطالعات ژانرشناسانه، «حسیناسرایی» به علت ویژگی های متمایز از دیگر دوبیتی ها می تواند به عنوان زیرژانری مستقل در ترانه های عامه ایران معرفی شود.
۵۴۱۹۱.

دیالکتیک ژرف شاخت و روساخت در بازنمایی معنایی ساخت های نحوی براساس زبان شناسی صورت گرا؛ مورد مطالعه: گشتار کاهش فعل در نائب مفعول مطلق در ترجمه آیتی از قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۵۰
صورت گرایی به عنوان یک مکتب زبان شناسی، دارای ویژگی های بنیادینی است که توسط آنها از دیگر مکاتب زبان شناسی جدا می شود. از جمله مهمترین این ویژگی ها خردگرایی وذهن گرایی است که باعث شد چامسکی در برابر تجربه گرایی بر اهمیت ژرف ساخت در فرآیند فهم تأکید کند. از این رو مقوله ژرف ساخت به عنوان یکی از کلید واژه های این نظریه قرار گرفت که بر جنبه ذهنی دانش زبانی یعنی ساختاری که در ظاهر دیده نمی شود، تأکید کرد. بر این اساس مقاله پیش رو با تکیه بر این ویژگی بنیادی در زبان شناسی صورت گرا به دنبال بررسی بازنمایی ژرف ساخت طبق الگوی گشتار کاهشی زبان شناسی صورت گرا در مبحث نائب مفعول مطلق بخش تفاوت بابِ به کار گرفته شده در مصدر و عامل آن در ترجمه آیتی از متن قرآن است تا مشخص کند: چه میزان مقوله ژرف ساخت در بازنمایی تعبیر معنایی متن تأثیرگذار است؟ پژوهش حاضر به منظور پاسخ دهی به این پرسش با روش تحلیل محتوای کیفی به بررسی نمونه هایی از ترجمه آیتی پرداخت و به این نتیجه رسید که مترجم در ترجمه ساخت مذکور به گزاره های معنایی ژرف ساخت توجه نداشته است و پژوهشگر برای برون رفت از این مشکل تکنیک بسط نحوی را در فرآیند ترجمه اعمال نمود تا بتواند برابر نهاد مناسبی را براساس گزاره های معنایی ژرف ساخت در زبان مقصد ارائه دهد.
۵۴۱۹۲.

کارکرد مؤلفه های جریان سیال ذهن در توصیف جامعه مصری و بازتاب آن در داستان «یوم قتل الزعیم» نجیب محفوظ

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۵۶
جریان سیال ذهن شیوه ای روایی است که در آن نویسنده افکار، احساسات، عواطف و ذهنیت شخصیت های داستان را همان گونه که در ذهن آن ها جریان دارد منتقل می کند و نقش نویسنده در این شیوه روایی به حداقل می رسد. نویسنده در این شیوه روایی برای ارائه شخصیت ها به خواننده از روش هایی چون: تک گویی درونی مستقیم و غیرمستقیم، روایتگری به شیوه سوم شخص محدود، حدیث نفس، شعرگونگی، آشفتگی زبانی و شخصیت پردازی خاصی استفاده می شود. این جستار با روشی توصیفی-تحلیلی به بررسی مؤلفه های سیال ذهن در داستان یوم قتل الزعیم نجیب محفوظ پرداخته و دستاوردهای پژوهش مبین این است که محفوظ در روایت این داستان به شیوه سیال ذهن با استفاده از تک گویی درونی مستقیم و غیرمستقیم، حدیث نفس، راوی محدود، شعرگونگی و استفاده از شخصیت های سرخورده و مشکل دار، اوضاع جامعه مصری زمان انور سادات را که گرفتار بحران های سیاسی و اقتصادی دشوار بود به تصویر کشیده و توصیف نموده و با استفاده از این عناصر احساسات شخصیت های داستان را به خوبی منعکس کرده است.
۵۴۱۹۳.

بازنمایی کودک در امثال و مثل نماهای کردی ایلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۲۹
ضرب المَثَل ها به عنوان چکیده و خلاصه باورها، رفتارها، الگو و سبک زندگی ملت ها می تواند ما را با تاریخ یا حتی گذشته های دور از دسترس اقوام، آشنا سازد و همچنین قادر است بین دنیای ما و جهان دوردست بشر گفت وگوهایی برقرار کند. بر این اساس، پژوهش حاضر بر آن است تا با رویکرد توصیفی تحلیلی و روش میدانی   کتابخانه ای به بررسی و تحلیل بازنمایی کودک در امثال و مثل نماهای کردی ایلامی بپردازد تا پاسخی مبتنی بر پژوهش برای سؤالات تحقیق بیابد. سؤالاتی چون: جایگاه کودک به عنوان عضو خانواده و شخصیت اجتماعی در فرهنگ و ادب عامه کردزبانان ایلامی چگونه بازنمایی شده است؟ نگرش کردزبانان ایلامی به تربیت و پرورش کودک در امثال و مثل نماهای محلی به چه صورت نمود یافته است؟ امثال و مثل نماهای کردی ایلامی با واژه یا مفهوم «کودک» تا چه اندازه بر ویژگی های جسمی، روانی و اجتماعی او تأکید دارند؟ از یافته های پژوهش آن است که در ضرب المثل های کردی ایلامی بیشتر بر روحیات کودکان تأکید شده است و سپس ساختار جسمی و فیزیولوژی او. همچنین، امثال کردی ایلامی بیش از آنکه صرفاً بازتاب آموزه های تربیتی باشند، حامل گفتمان فرهنگی و ارزش های مسلط جامعه اند که در آن کودک نماد تداوم نسل، هویت جمعی و باز تولید ارزش های فرهنگی محسوب می شود و دیگر اینکه بر اهمیت پرورش اخلاقی و روانی، دیده شدن و مشارکت کودک در خانواده تأکید شده است. 
۵۴۱۹۴.

بررسی ساختاری حکایاتِ یقظه (انتباهِ) مشایخ تصوف در منظومه های صوفیانه فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۴۵
مشایخ صوفیه در مرتبه ای فروتر از پیامبر(ص)، اسوه های ایمان و عمل صالح برای اهل طریقت اند، ازهمین رو حکایات مشایخِ صوفیه بخشی مهم از متون صوفیانه است، حاکی از اقوال و افعال و احوال آنان در معامله با نفس، خلق و حق که عموماً در قالب حکایاتی کوتاه نقل شده است. در عموم این حکایات، قول، فعل و حال شیخِ قهرمانِ داستان است که دیگران را متنبه می کند، اما گاه، این خود شیخ است که در مقام ایقاظ و تنبه قرار می گیرد. این پژوهش کوششی است برای بررسی حکایات یقظه و انتباه مشایخ صوفیه در مهم ترین متون منظوم صوفیانه فارسی، شامل مثنوی های سنایی، منظومه های عطار، مثنوی معنوی و هفت اورنگ جامی و ریشه یابی مضامین آن ها در نظام معرفتی صوفیه. این پژوهش به روش تحلیل محتوا انجام شده و نتایج به دست آمده نشان می دهد که از مجموع ۳۱۴ حکایتِ مشایخ صوفیه در آثار یادشده، ۴۶ حکایت از نوعِ حکایاتِ یقظه مشایخ است که عوامل آن عبارت اند از شخصی عامی که عموماً شیخ را به مفهوم «توحید ذاتی و افعالی» تنبه می دهد، هاتفی غیبی که حضورش متکی بر مفهوم «وحی» و استمرار آن از نظر صوفیه است، شیخی دیگر که معمولاً در مرتبه ای فروتر است و رویدادهای طبیعی و حیوانات به مثابه «آیات خداوند» و نشانگانِ عبرت. از حیث عناصر روایی، عنصر «گفت وگو» با محوریتِ «شخصیتِ» شیخ، در ایجاد «کنش» این حکایات به منظور انتقال آموزه های اخلاقی و دینی، نقشی محوری دارند. درون مایه غالب حکایات نیز، تأکید بر آموزه های «توحید افعالی» و در پیامد آن، آموزه های «توکل» و «رضا»، هم سو با رویکرد کلامی و معرفت شناسی دینی صوفیه است.
۵۴۱۹۵.

قلندریات به مثابه زیرگونه ای برای غزل عرفانی (با تأکید بر غزلی از سنایی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۴۹
در پژوهش های مربوط به قلندریات عمدتاً دو رویکرد اصلی وجود دارد؛ نخست رویکرد تأویلی که در آن تصاویر نمادین و به ظاهر خلاف عرف و شرع، در این شعرها به مثابه نشانگانی عرفانی مورد تفسیر و تأویل قرار می گیرند؛ دوم رویکرد تاریخی که در آن این اشعار عمدتاً از منظر اجتماعی و مرتبط با جریان های فرهنگی و سیاسی رایج دوره میانه اسلامی بررسی می شود. در این میان، آنچه در بررسی این نوع شعر مغفول مانده، درک شاعرانگی یا بوطیقای قلندریات و بررسی کارکرد آن در چارچوب نظام ژانرهای اولیه فارسی است. این پژوهش با پرداختن به این مسئله که قلندریات چگونه بوطیقای هتروتوپیک خود را از طریق گفت وگو و شبیه سازی پارودیک با شعر زاهدانه (زهدیات و مواعظ) و شعر مدحی (مدحیات) برمی سازد، سویه های کارناوالیستی این نوع شعر را با تأکید بر غزلی از سنایی بازنمایی و تبیین می کند. بررسی ها نشان داد که قلندریات در نظام ژانر فارسی به عنوان یک ضد ژانر عمل می کند، اما این ضدیت در یک چارچوب واحد و ساده خلاصه نمی شود، بلکه زیر چتر گسترده قلندریات، زیرمجموعه های متنوع متعددی جای می گیرند که این امر، پیچیدگی و پویایی نظام ژانرهای ادبی اولیه شعر فارسی، به ویژه قلندریات را آشکار می کند.
۵۴۱۹۶.

شیوائیسم و عرفان اسلامی در درّه کشمیر: با تکیه بر مقایسه اندیشه های لِلّادِد و شیخ نورالدّینِ رِیشی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۵۳
دره کشمیر، یکی از مناطق مهم فرهنگی و دینی در آسیا محسوب می شود که همواره سکونتگاه ادیان مختلف، ازجمله شیوائیسم کشمیری و اسلام بوده است. پژوهش حاضر، به شیوه توصیفی-تحلیلی، به تبیین آرای لِلّادِد به عنوان یکی از شخصیت های مهم آیین شیوائیسم کشمیری و نیز شیخ نورالدّین رِیشی، و مقایسه اندیشه های آن دو پرداخته است. آرای عرفانی للّادِد و نورالدّین را می توان به صورت کلی در سه حوزه خداشناسی، سلوک عملی و رویکرد اجتماعی دسته بندی کرد. نتایج پژوهش حاکی از تعامل و ارتباط شیخ نورالدّین رِیشی با للّادِد است؛ چنان که نورالدّین از واژه «دِوا» و اسم «شیوا» که خدای اصلی آیین شیوایی است، در کنار لفظ «الله» استفاده کرده است. همچنین برخی عبارات مشابه در اشعار هردو شخصیت دیده می شود. البته مضامین مشترک دیگری در اشعار نورالدّین و للّادِد وجود دارد که مختص آیین شیوائیسم کشمیری و طریقت رِیشیّه نیست؛ بلکه در سایر سنت ها و طریقت های عرفانی نیز چنین اندیشه هایی وجود دارند. ازجمله این اعتقادات می توان به ریاضت های شدید، ترک خانواده، تجرد، امتناع از مصرف گوشت، آزار نرساندن به حیوانات، مراقبه، سیر انفسی، سیر و سلوک، انتقاد از ظاهرپرستی و توجه به باطن اعمال، و روحیه تسامح و مدارا با دیگران اشاره کرد.
۵۴۱۹۷.

کاربرد صفتِ فاعلیِ نقلی به عنوانِ صفتِ فاعلیِ مضارع در متون قدیم و نقدی بر فرضیه ابدال صفتِ فاعلی به صفتِ مفعولی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۴۷
در غالب دستورهای فارسی، «بن ماضی + ه» را صفت مفعولی می نامند، در حالی که هر گاه بن ماضی از مصدری لازم گرفته شده باشد، صورت «بن ماضی + ه» از آن، نوعی صفت فاعلی خواهد بود. این صفت فاعلی به عملی اشاره می کند که موصوفِ صفت در گذشته انجام داده، اما نتیجه آن تا کنون باقی مانده است؛ از این روی آن را «صفت فاعلیِ نقلی» می خوانیم. در زبان فارسی (چه امروز و چه در متون قدیم) بعضی صفت های فاعلی نقلی در جایگاهی به کار رفته اند که عادتاً صفت فاعلی مضارع (بن مضارع + ه) در آن به کار می رود. این کاربردها گاه در متن های تصحیح شده، به علّت ناآشنایی مصحّحان، از میان رفته اند و گاه موجب خطا در معنی کردن ابیات و عبارات شده اند. در این مقاله کوشیده ام تا چرایی و چگونگی کاربرد صفت های فاعلی نقلی به عنوان صفت فاعلی مضارع را روشن سازم و بعضی شواهد از کاربرد این نوع از صفت های فاعلی را از متون استخراج کنم و به دست دهم. همچنین این تحقیق فرضیه ابدال صفت فاعلی به صفت مفعولی را، در مواردی که در این تحقیق مورد بررسی قرار گرفته است، زیر سؤال می برد و نشان می دهد که آنچه در اینجا اتّفاق افتاده است نوعی فرآیند صرفی است، نه فرآیندی آوایی.
۵۴۱۹۸.

معیارهای ساخت «نام» در رمان های فانتزی کودکان بر مبنای نقد تکوینی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۵۸
فانتزی، گونه ای ادبی مبتنی بر تخیل است که در ادبیات کودکان جایگاه مهمی دارد. دنیای کودکان محل به کارگیری حواس پنج گانه است و خلق آثار تخیلی و وهمی درک پذیر برای کودکان، امری تخصصی و پراهمیت است. بسیاری از نویسندگان فانتزی به اقتباس و بازنویسی آثار کهن می پردازند و بسیاری از آنان دست به خلق آثاری بر اساس ادبیات کهن همچون شاهنامه ی فردوسی می زنند و نام شخصیت های فانتزی داستان خود را از همین آثار می گیرند. بعضی از نویسندگان، به تألیف داستان فانتزی می پردازند، اما برای نام گذاری شخصیت های فانتزی داستان خود حساسیت خاصی نشان نمی دهند و نام های پرکاربرد را انتخاب می کنند. اما ازآنجاکه داستان های فانتزی نیازمند جنبه ی نوآوری و هیجان هستند، روش نام گذاری خارق العاده ی شخصیت های فانتزی می تواند بر این جنبه بیفزاید. در نقد با رویکرد تکوینی، منتقد به عواملی همچون: تاریخ، محتوا و ساختار متن توجه می کند، باتوجه به این رویکرد می توان معیارهای نام گذاری در رمان های فانتزی کودکان را بررسی کرد. این پژوهش با هدف کیفیت بخشی به خلق رمان و داستان های تألیفیِ فانتزیِ ایرانی برای کودکان انجام گرفته است و با پردازش کیفی و تحلیل محتوای آثار برگزیده ی جشنواره های کشوری با روش فیش برداری و نقد تکوینی به این نتیجه می رسد که اگرچه اسامی فانتزی در داستان های برگزیده ی کودکان در نگاه اول، بی معنا و مبتدی به نظر می رسند، اما قوانینی مانند معناپذیری همراه با هنجارگریزی، نقش پذیری و رعایت اصول دستور زبان در این نام گذاری ها، بر اساس قوانین فانتزی است و عواملی همچون تغییر دوره ی مکاتب ادبی و محدودیت بینامتنی در آن ها تأثیرگذار است.
۵۴۱۹۹.

تحلیل گونه شناسانه رساله شکوی الغریب بر اساس نظریه فیلیپ لوژن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۴۶
اتوبیوگرافی یا «زندگینامه خودنوشت» هرچند به عنوان یک گونه مستقل ادبی مولود ادبیات غرب است، اما در خلال متون عرفانی ادبیات فارسی نیز می توان نشانه ها، الگوها و نمونه هایی از آن را یافت که اغلب مورد مطالعه و تحقیق مستقل قرار نگرفته است. رساله «شکوی الغریب» عین القضات همدانی(۵۲۵– ۴۹۲ ه . ق) در مطالعات گونه شناسانه اغلب به عنوان «بث الشکوی» بررسی و تحلیل شده است، در این پژوهش، متن رساله «شکوی الغریب» از منظر ساختار و محتوا و بر اساس نظریه «فیلیپ لوژن» (م 1938) با گونه ادبی زندگینامه خودنوشت مقایسه و تحلیل شده است. شواهد متنی به دست آمده نشان می دهد بخش هایی از متن رساله شکوی الغریب حاوی الگوهای زندگینامه ای بوده و بر اساس شاخص های چهارگانه «فیلیپ لوژن»، با گونه ادبی زندگینامه خودنوشت مطابقت قابل توجّهی دارد. در نمونه های متنی شناسایی شده همانند متون زندگینامه خودنوشت، روایت بخش هایی از شخصیت، زندگی، زمانه و احوال درونی مؤلف خود دیده می شود. نتایج تحقیق، همچنین می تواند شاهدی بر وجود نمونه ها و الگوهای اولیه اتوبیوگرافی کلی نگر در ادبیات منثور عرفانی ایران و سیر تحول و تطوّر آنها به شمار آید.
۵۴۲۰۰.

بررسی تداخلات فرهنگی در مشارکت سیاسی مردم افغانستان در دوره جمهوریت؛ روایتی از پیچیدگی های نقش قومیت، مذهب و تحزب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۶۴
این پژوهش با هدف مطالعه نقش عوامل فرهنگی در مشارکت سیاسی مردم افغانستان انجام شده است. با توجه به برگزاری چهار دوره انتخابات در دوره جمهوریت در افغانستان بین سال های 2001 تا 2021، عوامل مختلفی در مشارکت مردم در انتخابات ریاست جمهوری این کشور نقش داشته اند که در این میان در بستر فرهنگی متنوع افغانستان، مؤلفه های قومی و مذهبی بیش از همه کیفیت مشارکت سیاسی مردم را تعیین کرده اند. داده های این پژوهش از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته گردآوری شده و سپس به روش گرندد تئوری، کدگذاری، و مضامین آن ها استخراج و تحلیل شده است. مطابق با یافته های این پژوهش، بستری که در فراخور یک فرهنگ سیاسی قومی که در تمامی سطوح جامعه افغانستان شکل گرفته، در کنار عللی چون عملکرد ضعیف دولت و مداخله عواملی ناشی از عملکرد منفی نهادهای سیاسی، باعث شد تا راهبرد ملت افغانستان در واکنش به این شرایط، عدم احساس تکلیف در قبال آینده سیاسی کشور، قطع امید، و یأس نسبت به عملکرد دولت باشد. پیامد این فرایند نیز این بوده است که تداوم این شرایط غیردموکراتیک و مردم گریز باعث استحکام روزافزون ریشه های استبداد در این کشور شد که ضمن نبود بستر اجتماعی لازم و ضعف ساختاری برای رسیدن به دموکراسی، شرایط حاکمیت مجدد طالبان را فراهم کرد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان