تجلی «رند» در غزلیات حافظ به مثابه شیزوآنالیز دلوز و گتاری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
غزلیات حافظ، به عنوان یکی از متعالی ترین متون ادبیات فارسی، ظرفیت زیادی برای خوانش های میان رشته ای و تطبیقی با نظریه های فلسفی معاصر دارد. در میان مفاهیم محوری جهان بینی حافظ، شخصیت «رند» به عنوان نماد آزادی خواهی، عبور از هنجارهای تحمیلی و زیستن در مرزهای نامتعین، جایگاهی کانونی دارد. مسئله اصلی این پژوهش، بررسی امکان بازخوانی انتقادی این مفهوم در پرتو «شیزوآنالیز» است: نظریه ای که ژیل دلوز (Gilles Deleuze) و فلیکس گتاری (Felix Guattari) به عنوان جایگزینی برای روانکاوی کلاسیک و در نقد ساختارهای سلسله مراتبی قدرت ارائه دادند. پرسش محوری پژوهش آن است که وجوه اشتراک «رند» در غزلیات حافظ با مؤلفه های بنیادین شیزوآنالیز، مانند ماشین های میل، بدن بدون اندام، قلمروزدایی و بس گانگی چیست و چگونه می توان گریز رند از هنجارهای اجتماعی را در این چارچوب تحلیل کرد؟ این تحقیق با روشی کیفی و رویکردی بینارشته ای، به تحلیل متن غزلیات حافظ می پردازد. یافته های پژوهش نشان می دهد رند در غزلیات حافظ ضمن به کارگیری استراتژی هایی چون نفی دوگانه های اخلاقی، گریز از هنجارها و تبدیل شدن به یک «ماشین جنگی»، در برابر نظام های مسلط، مقاومت می کند و سوژه ای سیال و چندپاره می سازد که مرزهای ثابت را درمی نوردد. این پژوهش از طریق پیوند ادبیات کلاسیک با فلسفه پست مدرن، خوانشی نوین از شعر حافظ ارائه می دهد و گواه ظرفیت متون کهن برای گفت وگو با پارادایم های فکری معاصر است.