حسین جودوی

حسین جودوی

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲ مورد از کل ۲ مورد.
۱.

تجلی «رند» در غزلیات حافظ به مثابه شیزوآنالیز دلوز و گتاری(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: حافظ رند دلوز گتاری شیزوآنالیز

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۳
غزلیات حافظ، به عنوان یکی از متعالی ترین متون ادبیات فارسی، ظرفیت زیادی برای خوانش های میان رشته ای و تطبیقی با نظریه های فلسفی معاصر دارد. در میان مفاهیم محوری جهان بینی حافظ، شخصیت «رند» به عنوان نماد آزادی خواهی، عبور از هنجارهای تحمیلی و زیستن در مرزهای نامتعین، جایگاهی کانونی دارد. مسئله اصلی این پژوهش، بررسی امکان بازخوانی انتقادی این مفهوم در پرتو «شیزوآنالیز» است: نظریه ای که ژیل دلوز (Gilles Deleuze) و فلیکس گتاری (Felix Guattari) به عنوان جایگزینی برای روانکاوی کلاسیک و در نقد ساختارهای سلسله مراتبی قدرت ارائه دادند. پرسش محوری پژوهش آن است که وجوه اشتراک «رند» در غزلیات حافظ با مؤلفه های بنیادین شیزوآنالیز، مانند ماشین های میل، بدن بدون اندام، قلمروزدایی و بس گانگی چیست و چگونه می توان گریز رند از هنجارهای اجتماعی را در این چارچوب تحلیل کرد؟ این تحقیق با روشی کیفی و رویکردی بینارشته ای، به تحلیل متن غزلیات حافظ می پردازد. یافته های پژوهش نشان می دهد رند در غزلیات حافظ ضمن به کارگیری استراتژی هایی چون نفی دوگانه های اخلاقی، گریز از هنجارها و تبدیل شدن به یک «ماشین جنگی»، در برابر نظام های مسلط، مقاومت می کند و سوژه ای سیال و چندپاره می سازد که مرزهای ثابت را درمی نوردد. این پژوهش از طریق پیوند ادبیات کلاسیک با فلسفه پست مدرن، خوانشی نوین از شعر حافظ ارائه می دهد و گواه ظرفیت متون کهن برای گفت وگو با پارادایم های فکری معاصر است.
۲.

جهان بینی ریزوماتیک دلوز در هم نوایی شبانه ارکستر چوب ها(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: صیرورت قلمروزدایی نقد پساساختارگرا هم نوایی شبانه ارکستر چوب ها ژیل دلوز رضا قاسمی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۷۱
ژیل دلوز، فیلسوف برجسته پساساختارگرای قرن بیستم، با طرح مفاهیمی نوین، الگوهای سنتی تفکر غربی را به چالش کشید. نظام «ریزومی» او، به مثابه بدیلی برای ساختارهای سلسله مراتبی، زمینه خوانشی چندصدایی و غیرمتمرکز از متون را فراهم می کند. این پژوهش با هدف تحلیل و تبیین مؤلفه های خوانش دلوزی در رمان هم نوایی شبانه ارکستر چوب ها اثر رضا قاسمی، سه شاخص کلیدی «صیرورت»، «قلمروزدایی و بازقلمروگذاری» و «اقتدارزدایی» را به عنوان چهارچوب نظری برگزیده است. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر مطالعات کتابخانه ای است که از رهگذر تطبیق مفاهیم دلوزی با ساختار روایی، شخصیت پردازی و ژرف ساخت اثر، امکان بازخوانی آن در چهارچوب ادبیات پست مدرن را می سنجد. یافته ها نشان می دهد که رمان قاسمی با گریز از الگوهای خطی، تقلیل مرکزیت راوی و خلق فضاهای بینابینی، به شکلی منسجم مؤلفه های فلسفه دلوز را بازتاب می دهد. فرایند «صیرورت» در دگردیسی شخصیت ها، «قلمروزدایی» در گسست از هویت های ثابت و «اقتدارزدایی» در فروپاشی روایت های کلان، به مثابه وجوه بارز این تطبیق پذیری شناسایی شدند. این مطالعه بر آن است که هم نوایی شبانه ارکستر چوب ها ، با عبور از منطق دوگانه انگارانه، نمونه برجسته ای از ادبیات ریزوماتیک است که خوانش چندلایه پست مدرنیستی را ممکن می سازد. نتایج پژوهش، علاوه بر آشکارسازی ظرفیت های نظریه دلوز در نقد ادبی، جایگاه این رمان را به عنوان متنی پیشرو در حوزه ادبیات معاصر فارسی تثبیت می کند.

کلیدواژه‌های مرتبط

پدیدآورندگان همکار

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان