ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۳٬۶۰۱ تا ۵۳٬۶۲۰ مورد از کل ۵۴٬۳۹۸ مورد.
۵۳۶۰۱.

کارکردهای زیبایی شناسانه جملات معترضه در تاریخ جهانگشای جوینی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۱۰۶
زمینه: عطاملک جوینی در تاریخ جهانگشا، تنها درپی روایت تاریخ نیست و اغلب بیان کوتاه، ساده و مستقیمی را که در گزارش های تاریخی رایج است، فرونهاده و از ترفندها و آرایه های ادبی که از زبان آشنایی زدایی می کنند، بهره می جوید تا علاوه بر لذّت آفرینی، به القای غیرمستقیم برخی از حقایق بپردازد. یکی از ابزارهای مهم او در این امر، استفاده از جملات معترضه است که به عنوان شگردی زبانی در ساخت نثر تاریخ جهانگشا و انتقال بهتر مفاهیم و برخی از ظرایف زیبایی شناختی متن، نقشی ویژه دارد و البتّه نویسندگان نثر فنّی، جملات معترضه را برای ابراز هنر در فنّ نویسندگی و به منظور تبیین مفاهیم، بیان دیدگاه ها و تزیین عبارات به کارگرفته اند. روش: این پژوهش به روش توصیفی- تحلیلی به بررسی و تبیین کارکردهای زیبایی شناسانه این جملات در بلاغت و صنعت پردازی، تقویت موسیقی کلام و حمایت از معنا در تاریخ جهانگشا و همچنین شناخت مناسبات این کارکردها با موضوعات متنی پرداخته است.  یافته ها: یافته های پژوهش، حاکی از آن است که جملات معترضه از منظر زیبایی شناسی در آفرینش و تقویت تصاویر و عملکرد آن ها در متن، ایجاد موسیقی کلام و انتقال بهتر احساس و عاطفه، نقش مهمّی دارند و بستر مناسبی را برای توصیفات مؤلّف و آمیختگی و آراستگی متن با آیات، روایات، عبارات عربی و دیگر ترفند های بیانی و بدیعی فراهم کرده اند . به علاوه بیشتر واژگان موجود در این جملات نیز به منظور شکل گیری تناسب و تجانس لفظی و معنوی با سایر عبارات جهانگشا انتخاب شده اند.
۵۳۶۰۲.

بررسی عاطفه «غم» در پنج گنج نظامی با رویکرد استعاره مفهومی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۹۱
غم یکی از عواطف اصلی است که گاه به دلیل شدت تأثیراتی که بر رفتار و روان آدمی می گذارد مشکلات جدی ایجاد می کند. غم نه تنها در حوزه روان شناسی، بلکه در حوزه زبان شناسی نیز حائز اهمیت است، تاجایی که لیکاف و جانسون آن را در نظریه استعاره مفهومی خود به منزله حوزه هدف به کار گرفته اند. شعر نظامی منعکس کننده عواطف و احساسات انسانی است که به زبان استعاری پیچیده و مبهم بیان شده است و رمزگشایی و فهم آن می تواند در تفکرات و ارتباطات روزمره مخاطبان تأثیر داشته باشد؛ زیرا مطابق نظر لیکاف و جانسون، بخش مهمی از ارتباط کلامی ما را همین استعاره ها تشکیل می دهند. در پژوهش حاضر، با رو ش توصیفی تحلیلی مبتنی بر رویکرد شناختی، به بررسی چگونگی مفهوم سازی عاطفه غم در پنج گنج نظامی از منظر استعاره مفهومی پرداخته شده است تا روشن شود نظامی با چه شگردی مفهوم انتزاعی غم را به تصویر کشیده است. یافته ها نشان داد که عاطفه غم جلوه خاصی به اشعار نظامی داده است؛ به گونه ای که بسامد آن در برخی اشعار او مثل خسرووشیرین و لیلی ومجنون بالا است. او برای مفهوم سازی غم هایی که بیشتر مربوط به ازدست دادن امر ارزشمندی مثل عشق و مرگ عزیزان است، از حوزه های مبدأ مختلفی ازقبیل انسان، گیاه، حیوان، بلایای طبیعی و... بهره برده است.
۵۳۶۰۳.

عاشقِ سارق؛ تحلیل عرفانی غزلی از مولوی بر اساس دیدگاه استیس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۷۱
هر یک از فلاسفه دینی و عرفان پژوهان بر اساس دیدگاه خود، مختصّاتی برای تجربه عرفانی برشمرده اند. والتر استیس در کتاب «عرفان و فلسفه» هفت ویژگی اساسیِ بینش وحدانی یا آگاهی وحدت نگر، بی زمانی-بی مکانی، احساس عینیت یا واقعیت، احساس تیمّن و صلح و صفا، احساس امری قدسی و حرمت دار و الوهی، متناقض نمایی، و بیان ناپذیری را برای تجربه عرفانی ذکر می کند. دیوان شمس، نمودهایی از تجربیات عرفانی آفاقی و انفسی مولوی را در بر دارد. تجربیات آفاقی مولوی در قالب داستان واره ها و بهاریه های عرفانی، تحوّلات و دیگرشدگی ها، حماسه های عرفانی، و مواجهات شگفت نمود دارد و در تجربیات انفسی که به واقع، خداوند از زبان مولوی سخن می گوید، مقولاتی چون تفاخر و هشدار، بازخواست و ملامت، ضرورت بازشناسی خویشتن، و شوق و بخشایش قابل مشاهده است. تحلیل و تبیین غزل های هر دسته، مستلزم آگاهی از مبانی نظری عرفان، توجّه به ساختار غزل و همچنین اشراف به منظومه ذهنی شاعر است. در این پژوهش که با استفاده از چارچوب نظری هرمنوتیک گادامر صورت پذیرفته، یکی از داستان واره های عرفانی مولوی مورد بررسی قرار گرفته که مولوی در آن با استفاده از رمزواژه «دزد»، نمودهای یکی از تجارب آفاقی خویش را بیان می کند. پژوهش حاضر، ضمن رمزگشایی غزل، با استفاده از دیگر غزلیات دیوان شمس، تمامی ویژگی های مدّ نظر استیس برای تجربه عرفانی را در آن مورد بررسی و تحلیل قرار می دهد. هم چنین برخی دیگر از ویژگی های تجربه عرفانی همچون برخورداری از کیفیت معرفتی و انفعالی بودن نیز که پژوهشگرانی به جز استیس بدان ها پرداخته اند و غزل مدّ نظر از آن ها برخوردار است، تببین و واکاوی شده اند.
۵۳۶۰۴.

مقایسه مفهوم دیگری نامتناهی در فلسفه لویناس با خداوند در «تمهیدات» عین القضات همدانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۷۰
مهم ترین دستاورد عرفان عملی، زیستِ با اخلاق است. اساسِ مناسبات اخلاقی بر دیگرخواهی و مسئولیت در برابر غیر استوار شده است که با نفی خودمحوری و گریز از خویشتن معنا می یابد. به زعم امانوئل لویناس، در تعاملات با عالم هستی، هرجا سوژه با غیری مواجه شود که تحت سلطه «من» قرار نگیرد و خودبسندگی اش زیر سؤال برود، آنجا بستری است که اخلاق می بالد. تجربه مواجهه با غیر، در هیئت «دیگری» به اوج می رسد که لویناس غیریت او را با اصطلاح «نامتناهی» توصیف می کند. با ورود تصور نامتناهی به جهان سوژه، آگاهی او دچار «شکافت» می شود که لویناس از این وضعیت تعبیر به اخلاق می کند. او مواجهه چهره به چهره با «دیگری» را با مسئولیت نامتناهی برابر می داند. در جهان هستی، نامتناهیتِ مطلقی هست که هرگز نمی تواند عطش کنجکاوی آدمی را به تمام وکمال فروبنشاند و آن خداوند است. در سنت عرفان عاشقانه، عارف بنابر پیمانی ازلی، خود را در مقابل عشق خداوند مسئول می داند و رسالت خود را عشق ورزی خالصانه به او، بی چشمداشتی، می انگارد؛ ازاین رو جهد می ورزد تا با فنای صفات نفسانی، اسباب قرب به حق را فراهم آورد. در این طریق، عارف با فانی کردنِ صفات خویشتن، به صفات «دیگریِ» نامتناهی باقی می گردد؛ به عبارتی، هویتِ حقیقی و اصیلِ سوژه در این مواجهه شکل می گیرد. رساله تمهیدات، نوشته عین القضات همدانی، یکی از آثار منثور عرفانی است که در آن رابطه میان عارف و خداوند، جلوه ای ویژه دارد. این پژوهش بر آن است تا به روش تحلیل محتوایی، این رابطه عاشقانه را با فلسفه اخلاقِ لویناس و رابطه سوژه و «دیگریِ» نامتناهی تطبیق دهد.
۵۳۶۰۵.

کارکرد پسامرگ مؤلف در گفتمان پسامدرنیسم در آثار احمد بیگدلی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۸۴
پسامدرنیسم با تقویت خرده روایت ها در برابر کلان روایت های مدرنیته می کوشد، این اعتبار یگانه را به نفع شبکه متوازن اقتدار در هم بشکند. همین تقابل، هسته مرکزی گفتمان پسامدرن را شکل می دهد که در کارکرد روایی مشخصه های آثار پسامدرن نیز قابل رهگیری است. یکی از ویژگی های داستان های این جریان موقعیت مؤلف در آنهاست که به دلیل نامعین بودن مرزهای مدرنیسم متأخر و پسامدرنیسم، با مفهوم «مرگ مؤلف» گره خورده است، اما شواهد نشان می دهد که بازگشت مؤلف به متن، نگاه نزدیکتری به اندیشه پسامدرن است. بنابراین در این پژوهش کوشیده شده است تا براساس مفهوم پسامرگ مؤلف و کارکرد آن در تقابل با کلان روایت متن، آثار احمد بیگدلی که به ساختار پسامدرنیسم نزدیک است، مطالعه شود. نتایج به دست آمده نشان می دهد که او اگرچه اغلب از روش های غیرمستقیم برای علنی کردن حضور خود استفاده کرده است، اما توانسته با اتصال های کوتاه جهان داستان به واقعیت و ایجاد سطوح هستی شناسانه گوناگون، متن را از محور مرکزی خوانش و معنا خارج و عوامل دیگری چون مؤلف، خواننده و فرامتن را نیز دخیل کند. بااین حال محافظه کاری او در استفاده از این شیوه منجر به آن شده است که از شدت احساس پارانویا میان مؤلف و متن کاسته شود.
۵۳۶۰۶.

تحلیل بلاغی و استدلالی زبان اقناعی در مجالس سبعه مولانا: مطالعه ای بر مبنای نظریه تولمین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۷۶
این پژوهش به تحلیل بلاغی و استدلالی زبان اقناعی در کتاب مجالس سبعه مولانا بر مبنای نظریه استدلالی استیون تولمین (Stephen Toulmin) می پردازد. روش تحقیق در این مطالعه، تحلیلی توصیفی و مبتنی بر تحلیل متن است که ازطریق یادداشت برداری کتابخانه ای ادعاها، دلایل و استثناهای موجود در استدلال های متن مجالس سبعه بررسی می شود. هدف اصلی این پژوهش، کشف نحوه استفاده مولانا از انواع ادعا، دلیل و استثنا در استدلال های موجود در مجالس سبعه است. نتایج این تحقیق نشان می دهد که مولانا در مجالس سبعه با طرح ادعاهایی مبتنی بر مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی، از دلایل نقلی و شهودی برای تقویت این ادعاها بهره می برد. ادعاهای او به دو دسته تفسیری و علّی تقسیم می شود که اولی بر تأویل پدیده های طبیعی و دومی بر روابط سببی میان علت های ظاهری و غایی تأکید دارد. در این راستا، استثناها نیز عملکردی کلیدی دارد و به استحکام و انعطاف پذیری استدلال ها کمک می کنند و امکان تفسیرهای متنوع و عمیق تر از مفاهیم مطرح شده را فراهم می کند. در نهایت، یافته های این پژوهش نشان می دهد که مجالس سبعه مولانا، متنی است که در آن به طرز مؤثری از عناصر بلاغی استدلال برای اقناع مخاطب استفاده شده و در نتیجه، غنای فلسفی و عرفانی آن را افزایش یافته است.
۵۳۶۰۷.

تحلیل انتقادی گفتمان مناجات های مصیبت نامه عطار برمبنای روش فرکلاف(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۱۰۶
مصیبت نامه از مهم ترین مثنوی های عطار در حوزه ادبیات عرفانی است که مناجات های شاعر با معبود جذابیتی ویژه به آن بخشیده است. شاعر ازطریق ساختار گفتمان هایی که ترس، ملامت و صمیمیت را بازنمایی می کند، اندیشه های اجتماعی و اخلاقی خود را بیان می کند. در این پژوهش، به شیوه توصیفی-تحلیلی، ابعاد گفتمانی مناجات های مصیبت نامه عطار و چگونگی تبیین و تفسیر مناسبات اجتماعی و روابط قدرت در این متن براساس انگاره فرکلاف مطالعه می شود. انواع مناجات های عطار در مصیبت نامه براساس این رویکرد شامل سه شاخه مناجات خوف آمیز، صمیمانه، و ملامت آمیز است که در سه سطح توصیف، تفسیر و تبیین بررسی شده است. در سطح توصیف، ویژگی های واژگان، ساختار جملات و دستورزبان بیان کننده تجربه اجتماعی شاعر است و خفقان و التهاب اجتماعی قرن هفتم هجری در خراسان را بازگو می کند. در سطح تفسیر، تمرکز شاعر بر توصیف عمده صفات خداوند است که از تسلیم محض بنده دربرابر خداوند حکایت دارد و تسلط اندیشه جبرگرایی اشعریان بر اجتماع شاعر را تأیید می کند. در سطح تبیین، ردّپای نظام درباری و تمایل شاعر به پاک سازی فضای عصر را مشاهده می کنیم؛ فضایی که در آن آشوب های اجتماعی، مذهبی و عقیدتی رسوب کرده و دنیاگرایی و منفعت طلبی رونق گرفته است. بازنمایی نظام حاکمیتی جامعه و آرمان جویی شاعر برای ایجاد صلح و دوستی از دیگر یافته ها است.
۵۳۶۰۸.

پیوندهای ساختاری نماد در شعر نئوکلاسیک و بازنمود آن در غزلیات محمد سعید میرزایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۹۴
نماد و نمادپردازی تلاشی برای ابهام آفرینی، عمق بخشی، شرکت دادن خواننده در آفرینش معنا و حرکت از تک معنایی به سوی چندمعنایی است. ورود به عصر مدرنیته، آشنایی با جریان های شعری غرب و مکتب سمبولیسم و نیز غلبه جوّ اختناق بر فضای سیاسی و اجتماعی پس از مشروطه هرکدام به نوعی در تغییر کمّی و کیفی نماد تأثیرگذار بوده است. در این میان، پژوهشگران نیز کوشیده اند با عمق بخشی به تحلیل بلاغی نمادها به رهیافت های جدیدی در این حیطه دست یابند. ارتباط و هم افزایی نمادها و کشف ارتباط ساختاری آنها و پدید آمدن اصطلاحاتی چون «نماد کلان» و «نماد ارگانیک» حاصل این تلاش هاست. پژوهش حاضر، بر آن است تا به شیوه توصیفی تحلیلی، رابطه ساختاری نماد و شبکه های نمادی را در سروده های محمد سعید میرزایی به عنوان مهم ترین مؤلفه سبکی او بررسی کند. به این منظور پس از طرح مباحث نظری و سپس استخراج نمادهای خُرد (به عنوان کمیّت پایه ای)، نمادهای کلان و ارگانیک به عنوان شبکه های ساختاری نماد در سروده های او کاویده شده است. حاصل آنکه میرزایی شاعری است که نمادهایش در پیوند شبکه ای و ساختاری معنا می یابد و در این میان غلبه با آمیختگی نماد ارگانیک و نماد کلان است؛ به این معنا که شاعر، همان نمادهای کلان و پُربسامد را در یک یا چند غزل محور قرار داده و از آن به عنوان نماد ارگانیک بهره برده است.
۵۳۶۰۹.

تحلیل طرح واره حرکت افقی در اشعار پایداری دهه شصت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۷۸
طرح واره حرکت افقی، مفهوم سازیِ استعاری بر پایه تجربه بدن مندِ حرکت است که بر روی یک خطِّ مستقیم، تصویر می شود و موقعیت های انتزاعی را به مثابه حرکت در مسیرِ افقیِ زمان ترسیم می کند. این طرح واره در اشعار پایداری دهه شصت، مفهومِ «ملّت-امّت» را به منزله یک هستیِ رَوَنده در حرکت رو به جلو نشان می دهد. روش پژوهش حاضر، توصیفی-تحلیلی و واحد تحلیل، سروده های دارای طرح واره حرکت افقی است. اطلاعات به شیوه کتابخانه ای جمع آوری می گردد و نمونه های استخراج شده بعد از طبقه بندی موضوعی بر پایه مبانی استعاره مفهومی تبیین خواهندشد. استعاره مفهومی از طریق نگاشت «غیرفیزیکی به مثابه فیزیکی» ساختار استنباط و استدلال درباره حوزه عینیِ حرکت افقی را برای شناخت حوزه های انتزاعی به کار می برد. عناصرِ مفهومی در پژوهش حاضر، بر مبنای استعاره مفهومی «وطن به مثابه ردّپا» در سه نقطه مبدأ، مسیر و مقصد، مکان مند و جهت مند می شوند؛ به این صورت که حرکتِ پیش رونده ملّت از نقطه «من» شروع می شود و به کمک راهنمای سفر که مفهومِ هدایتگری را برجسته می کند به نقطه «ما» می رسد. استعاره «من-ما» در یک خوانش رویداد محور با ارزش گذاری میان «ماندن» و «رفتن» به تقدّس مفهومِ شهادت می انجامد. یافته های این پژوهش نشان می دهد که کلان استعاره «شهادت راه ابدی است» تعالی را به صورتِ یک سفر گروهی در بسترِ زمانِ «گذشته»، «اکنون» و «آینده» ارزش گذاری می کند. زمانِ گذشته، وقایعِ تاریخی را به مثابه مسافتِ طی شده نشان می دهد؛ زمانِ کنونی، مسیر دوراهی است و زمانِ آینده، به مثابه مسافتِ پیشِ رو معطوف به یک افقِ روشن تصویرسازی می شود. افقِ آینده به زبان استعاری، پایان دوران جهل و ستم را به مثابه «نزدیک شدن» و «رسیدن به» صبح موعود، نشان می دهد.
۵۳۶۱۰.

ارزیابی ترکیب مدل های زبانی و روش های دسته بندی برای بهبود طبقه بندی نثرهای ادبی کلاسیک فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۱۰۵
طبقه بندی متون فارسی، به ویژه نثرهای ادبی کلاسیک که سرشار از ساختارهای زبانی پیچیده و لایه های معنایی عمیق هستند، یکی از چالش های کلیدی در پردازش زبان طبیعی[1]محسوب می شود. این پژوهش با هدف ارزیابی روش های مختلف یادگیری ماشین و مدل های زبانی گوناگون برای طبقه بندی موضوعی نثرهای ادبی فارسی انجام شده است. در این مطالعه افزون بر شیوه های رایج طبقه بندی (مانند استفاده از مدل های از پیش آموزش دیده مانندmBERT،ParsBERT  و  RoBERTa)، از رویکردهای نوآورانه ای نیز بهره گرفته شده است. این رویکردهای نوین شامل ترکیب تعبیه سازی[2]های دو مدل با هم یا استفاده از توکن های عددی استخراج شده از یک مدل برای طبقه بندی با مدل دیگر هستند که با هدف بهینه سازی عملکرد و تجزیه وتحلیل نتایج به کار رفته اند. همچنین، تکنیک های سنتی تعبیه سازی همچون TF-IDF، Bag of Words و FastText به کار گرفته شدند و برای ارزیابی عملکرد، بردارهای استخراج شده به مدل های متنوع طبقه بندی، ازجمله مدل های شبکه عصبی بازگشتی LSTM و GRU و همچنین مدل های طبقه بندی برداری (مانند SVM[3] ،Random Forest و Logistic Regression) ارائه شدند. نوآوری این پژوهش در ترکیب تعبیه های مدل های ترنسفورمری با یکدیگر و با بردارهای ویژگی دیگر یا طبقه بندی آن ها با مدل های طبقه بندی برداری است که نتایج به دست آمده، بهبود معنادار معیارهای صحت، بازخوانی و امتیاز F1 را نشان می دهد. این رویکرد، افزون بر بهبود طبقه بندی متون فارسی، امکان شناسایی الگوهای زبانی و معنایی در نثرهای کلاسیک فارسی را فراهم می کند. همچنین، این پژوهش می تواند نقش مدل های زبانی و الگوریتم های یادگیری ماشین را در مطالعات ادبی گسترش دهد و آن ها را با نیازهای خاص متون ادبی سازگارتر و ازنظر عملکرد، دقیق تر از روش های پیشین سازد. [1]. NLP [2]. Embedding [3]. Support Vector Machine
۵۳۶۱۱.

عطّار پیش گام ملّاصدرا؛ صیرورت در اندیشه عطّار نیشابوری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۳۵
صیرورت یا شدن، به معنای تغییر تدریجی، در زبان فارسی با عبارت «حرکت جوهری» رایج شده است. پیشینه نظریّه صیرورت به آرای حکمای پیش از سقراط، به ویژه هراکلیتوس یونانی، می رسد. از نظر آنان، هستیْ پیوسته در حرکت و تغییر است و نمی توان آن را ایستا تلقّی کرد. به باور ارسطو و فلاسفه مشّاء، حرکت به معنای تغییر تدریجی صرفاً در اعراض صورت می گیرد و حرکت در جوهر از نوع کون و فساد است. عرفای ما از تغییر و تحوّل در هستی به «خلق جدید» یا «خلق مدام» تعبیر کرده اند. به نظر آنان، عالم هستی بنا بر سنّت الهی لحظه به لحظه حدوث و زوال می یابد و، در نتیجه، وجودی لحظه ای و آنی دارد. از میان عرفای مسلمان فارسی زبان، عطّار نیشابوری (عارف قرن هفتم هجری) توجّهی ویژه به این موضوع داشته ؛ تا آنجاکه می توان گفت شالوده فکری خود را بر این پایه نهاده است. در اندیشه او، حرکتْ سفر وجودیِ عالم هستی است؛ وجود در مرتبه کثرت متغیّر و متحوّل است و تغییر و تحوّل مادّه ناشی از ذرّات متحرّکی است که بُعد جسمانی ندارند. حرکت موجودات، از قوّه به فعل، غایتمند و درجهت شوق به کمال است. بااین همه، حرکت، از دیدگاه عطّار، به مثابه اندیشه ای بنیادی، مورد توجّه محقّقان قرار نگرفته و به نظر ما شایسته بررسی و ملاحظه دقیق تر است. در این نوشته، حرکت در اندیشه عطّار به روش توصیفی تحلیلی بررسی می شود.
۵۳۶۱۲.

چالش ها و برکات سماع در الگوی معرفتی عرفان و تصوف اسلامی

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۵۱
سماع یکی از لوازم جدایی ناپذیر مجالس صوفیان است که از تلاوت قرآن با صدای نیک آغاز شده و آرام آرام به رقص و پایکوبی و اضافه شدن ادوات موسیقی تحول یافته است . به این سبب همواره از جانب متفکران جامعه به ویژه علمای دین و فقها ،مورد بحث و انتقاد بوده است. علی رغم این انتقادات تند و حتی تحریم صریح سماع از جانب بر خی از بزرگان دین، صوفیه هیچ گاه آن را رها نکرده و در گذر زمان بر انجام و گسترشش اصرار ورزیده اند. سبب این است که اولا آنها اعتقادی به حرمت سماع ندارند و ثانیاً برای سماع نتایجی در نظر می گیرند که شنیدن همه ی ملامت ها و مخالفت ها را آسان می سازد. صوفیه معتقدند نامحرمان معترض به سبب نگرش سطحی، عمق سماع را درک نکرده اند وگرنه این لطیفه ی الهی که خارج از اختیار صوفی حادث می شود، سالک را با آهنگ نیایش موجودات همراه می کند، پیمان خداوند در روز ازل را به یاد می آورد، ذکر کثیر الهی است، یأس و نومیدی را از بین می برد، شیاطین و آلودگی ها را از انسان دور می کند و راهی میان بر برای رسیدن به مطلوب است. پس از این ابزار مناسب برای طی طریق و آموزش سالکان باید بهره ی مناسب جست.
۵۳۶۱۳.

کارکرد نامه نگاری الکترونیک در ادبیات نوجوان: بررسی رمان برایم شمع روشن کن(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۱۱۳
مقاله ی حاضر به بررسی مقوله ی نامه نگاری الکترونیک و کارکرد آن در ادبیات نوجوان می پردازد. نویسنده با بهره گیری از نظریات منتقدانی نظیر الیزابت کمپل و ویکتوریا فلنگن و تمرکز بر موضوعاتی نظیر «شهروندگری فرامرزی»، ساختار «تکنورئالیستی» و «بیناسوژه گی»، در پی پاسخ به این پرسش بنیادی است که چگونه می توان از تکنیک نامه نگاری الکترونیک در راستای بازتعریف تعامل نوجوان با ساختارهای قدرت بهره جست؟ بدین منظور رمان برایم شمع روشن کن (1397)، نوشته ی مریم محمدخانی بررسی می شود تا بااستفاده از شیوه ی توصیفی تحلیلی به چگونگی تأثیر تکنیک نامه نگاری الکترونیک بر بازتعریف هویت زنانه و چالش ضوابط حاکم بر تعاملات فردی پرداخته شود. چنین استدلال می شود که کاربرد تکنیک نامه نگاری، به ویژه در آثار زنانه، نوعی روایت غیرخطی و چندپاره را به دست می دهد که پدیده ی تکرار و کاربرد غیرمرسوم زبان، جزء جدانشدنیِ آن است. افزودن فضای سایبری به این ساختار به پررنگ شدن ماهیت چندصدایی این آثار و ایجاد تغییری چشمگیر در تعریف هویت زنانه و چگونگی تعامل آن با نهادهای قدرت و سلسله مراتب های جنسیتی می انجامد. به دیگرسخن، با شکل گیری واقعیت مجازی، مقوله ی هویت فردی، دیگر مقهور گفتمان اصالت ِ وجود نیست؛ بلکه متشکل از هویت های واقعی و مجازی وی است. این امر، ماهیت «برساختی» و «کنشی» هویت را برجسته می کند و آن را پدیده ای فرای مقوله های آناتومی، نژاد و مذهب تعریف می کند. درپی این امر، سوبژکتیویته ی زنانه متأثر از ماهیت جمع گرایانه ی فضای سایبری، به مقوله ای سیال تبدیل می شود که زین پس نه تنها محصور هنجارهای جنسیت مدارانه نیست، بلکه ارزش های فرهنگ حاکم را نیز واژگون می کند.    
۵۳۶۱۴.

بررسی تأثیر انگاره های آموزش تلفیقی بر رضایت و پیشرفت فارسی آموزان در یادگیری واژه های کاربردی زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۹۱
پژوهش حاضر اثر سه انگاره آموزش تلفیقی (کلاس معکوس، چرخش ایستگاه و مجازی غنی شده) را بر رضایت و پیشرفت فارسی آموزان در یادگیری واژه های کاربردی در محیط های برخط ارزیابی کرد. این مطالعه با طرح شبه آزمایشی از نوع پیش آزمون پس آزمون و گروه های مستقل، روی ۴۵ فارسی آموز سطح مقدماتی مؤسسه حیات النفوس (ملیت عراقی) صورت گرفت. فارسی آموزان به روش نمونه گیری دردسترس و هدفمند انتخاب و به طور مساوی در سه گروه تقسیم شدند. ابزار گردآوری داده ها شامل آزمون واژه های کاربردی و پرسش نامه استاندارد رضایت از یادگیری برخط (بولیگر و هالوپا، ۲۰۱۲) بود. داده ها با استفاده از آمار توصیفی، تحلیل واریانس یک طرفه (ANOVA)، آزمون تعقیبی توکی و محاسبه اندازه اثر تحلیل شدند. نتایج نشان داد هر سه انگاره موجب پیشرفت معنادار در یادگیری واژه ها شدند، اما انگاره چرخش ایستگاه با بالاترین میانگین نمرات پس آزمون (M=21.80) و بیشترین میزان رضایت (M=88.5) بر سایر انگاره ها برتری داشت. آزمون ANOVA وجود تفاوت معنادار بین گروه ها در متغیر رضایت را تأیید کرد و اندازه اثر آن بزرگ برآورد شد (η²=0.344). اما تفاوت پیشرفت در یادگیری واژه ها بین گروه ها کوچک و غیرمعنادار بود. در مجموع، یافته ها نشان می دهد که طراحی تعاملی و مرحله محور در انگاره چرخش ایستگاه نه تنها موجب افزایش رضایت فارسی آموزان می شود، بلکه زمینه ساز پیشرفت در یادگیری واژه های کاربردی زبان فارسی در محیط های برخط است.
۵۳۶۱۵.

بررسی تمثیل های مولانا در باب سکوت و خاموشی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۲۰۷
تمثیل در ادبیات فارسی، به ویژه در آثار مولانا، نقش اساسی در انتقال مفاهیم عرفانی دارد. یکی از موضوعاتی که مولانا از تمثیل برای تبیین آن بهره برده، سکوت و خاموشی است. مسئله این پژوهش بررسی چگونگی به کارگیری تمثیل در تفهیم ارزش خاموشی در شعر مولانا است. پرسش اساسی تحقیق این است که مولانا از چه تمثیل هایی برای بیان مفهوم سکوت بهره برده است؟ با توجه به اینکه تمثیل در مثنوی نه تنها ابزاری برای بیان مفاهیم بلکه منشأ خلاقیت های فکری و تصویری مولاناست، تحلیل تمثیل های مرتبط با سکوت از اهمیت و ضرورت ویژه ای برخوردار است؛ چرا که می تواند چشم انداز دقیق تری از جغرافیای ذهنی و سلوک عرفانی او ارائه دهد. هدف پژوهش، بررسی تمثیل های مرتبط با سکوت، تبیین جایگاه خاموشی در آثار مولانا و نقش تمثیل در درک بهتر این مفهوم است. درحالی که پژوهش های پیشین ابعاد مختلف خاموشی را بررسی کرده اند، تمثیل های مرتبط با آن را مستقلاً تحلیل نکرده اند. روش تحقیق به صورت توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر مطالعات کتابخانه ای است. یافته های تحقیق نشان می دهد که داستان طوطی و بازرگان از نمونه های برجسته تمثیلی در این زمینه است. مولانا خاموشی را با نمادهایی چون دریا، ماهی، کشتی و پرندگانی مانند طوطی و بلبل تصویر می کند. دریا تمثیل حقیقتِ بی کران، ماهی نماد سالکی خاموش، و کشتی وسیله ای برای سیر در دریای معناست. همچنین مولوی خاموشی خود را با سازهایی مانند چنگ و نی که خود ساکت اند اما آواز می آفرینند، تمثیل می کند.
۵۳۶۱۶.

چالش های هویت اجتماعی دانشجویان غیرفارسی زبان در ایران: از زبان آموزی تا هویت یابی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۹۶
پژوهش حاضر مسئله هویت اجتماعی دانشجویان خارجی در ایران را بر اساس محورهای چارچوب مرجع اروپا (2001) بررسی می کند. این دانشجویان با ورود به ایران با چالش های هویتی ای مواجه می شوند که پیامدهایی (مانند افت کیفیت زبان آموزی، هویت یابی و ...) را دربردارد. چنانچه تجربه زبان آموزی و تحصیل آنها رضایت بخش نباشد، برنامه های آموزشی از پیش تعیین شده دانشجویان بین المللی به اهداف خود نائل نخواهند شد. در این تحقیق از روش پدیدارشناسی استفاده شده است و در طول یک سال با 35 نفر از دانشجویان خارجی ورود به رشته که دوران زبان آموزی شان را در مراکز آموزش زبان فارسی ایران گذرانده اند مصاحبه عمیق صورت گرفته است. نتایج این پژوهش نشان می دهد که عوامل مهمی مانند ارتباط روزمره با مردم عادی، احساس تبعیض، مشکلات اقتصادی و تعمیم رفتارهای اجتماعی تأثیر منفی قابل توجهی در فرایند زبان آموزی، تحصیل در دانشگاه، ارتباط با جامعه مقصد، هویت یابی و رضایت مندی دانشجویان داشته است. این پژوهش پیشنهاد می کند که سازمان های متولی دانشجویان خارجی در کشور به طورجدی در جهت کاهش چالش های یادشده و بالا بردن حس رضایت مندی این دانشجویان تلاش و برنامه ریزی کنند. تنها در این صورت است که جذب دانشجویان خارجی، بین المللی شدن دانشگاه ها و متعاقباً جایگاه دانشگاه های ایران در رتبه بندی های جهانی (بین المللی) ارتقا خواهد یافت.
۵۳۶۱۷.

تحلیل گفتمان پسااستعماری شعر «باز برمی خیزم» از مایا آنجلو با تأکید بر مؤلفه های مقاومت و بازسازی هویت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۹۸
این پژوهش با هدف تحلیل شعر «باز برمی خیزم» سروده مایا آنجلو، شاعر سیاه پوست آمریکایی، به بررسی نقش عناصر بلاغی و ساختاری در بازنمایی مؤلفه های مقاومت و بازسازی هویت پرداخته است. رویکرد نظری پژوهش، بر تلفیق نقد پسااستعماری و ساختارگرایی تکوینی استوار است و تلاش دارد تا ارتباط میان زبان، قدرت و گفتمان رهایی را در متن آشکار سازد. پژوهش با روش کیفی و تحلیلی، از طریق خوانش دقیق و تفسیر درون متنی و بینامتنی شعر، در سه مرحله انجام شده است: استخراج مضامین کلیدی چون مقاومت، هویت و امید؛ بررسی مؤلفه های پسااستعماری مانند نفی دیگری سازی، استعمارزدایی زبانی و بازیابی صدای تاریخی؛ و تحلیل ساختارهای درونی شعر همچون ریتم، ترجیع بند و قافیه در پیوند با زمینه های اجتماعی و تاریخی. این پژوهش با تأکید بر پیوند ناگسستنی میان فرم و محتوا، می کوشد نشان دهد که چگونه شعر آنجلو، به مثابه گفتمانی فرهنگی، ظرفیت مقاومت را از سطح تجربه فردی به سطح آگاهی تاریخی و جمعی ارتقا می دهد. یافته ها نشان می دهد که آنجلو با استفاده از تکنیک هایی چون تکرار، استعاره، تصویرسازی و تشبیه، هویتی پویا و رهایی بخش را بازآفرینی کرده و سوژه زن سیاه پوست را از جایگاه انفعال به عاملی فرهنگی و مقاوم ارتقا می دهد. ترجیع بند «برمی خیزم» نه تنها بیانی شاعرانه از تاب آوری فردی، بلکه پژواکی از صدای جمعی تاریخی است که در دل حافظه استعمار و تبعیض طنین انداز می شود. در نهایت، این شعر با هم نشینی فرم و محتوا، از سطح یک متن ادبی، فراتر رفته و به بیانیه ای فرهنگی و سیاسی بدل می شود که در آن، ادبیات، ابزار بازتعریف قدرت، هویت و عاملیت به شمار می آید.
۵۳۶۱۸.

تأثیر محیط هند در شکل گیری اندیشه مدارا در شعر صائب تبریزی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۹۹
اندیشه های مداراگرای هندی به اشکال مختلف در شعر شاعران دوره صفوی بازنمود یافته است؛ چرا که سرزمین هند مهد فرهنگ و تمدن است و ابداع دین الهی توسط اکبرشاه، نشان از آمادگی جامعه هند برای تکثر دینی دارد. از سوی دیگر حضور پررنگ پرچمداران عرفان و تصوف اسلامی-ایرانی که در اعصار مختلف، هندوستان را مأمنی برای نشر اندیشه های خود یافته بودند، فرهنگ فارسی را برای دریافت فراگیر این اندیشه ها فراهم کرده بودند؛ از این رو حضور شاعران تصویرپرداز همچون صائب تبریزی در این فضا، راه را برای نشر گسترده اندیشه های هندی در شعر دوره صفوی باز کرده است. نگارندگان در این مقاله با روش تحلیلی-توصیفی، بررسی وجوه مختلف اندیشه های صائب و شیوه های تصویرپردازی او را دنبال می نمایند و سعی دارند تأثیر آموزه های هندی در تدوین اندیشه های مداراگرا و مداراطلبی صائب تبریزی را نشان دهند. صلح و مدارا به شکل های گوناگون و در قالب تصاویر متفاوت در شعر صائب از متون ترجمه شده از سانسکریت گرفته شده است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که صائب تبریزی صلح کل، یکسان نگری، مدارا در برابر تهمت، گشاده رویی، بی توقع بخشیدن، بردباری، خطاپوشی و خیرخواهی را از جلوه های مدارا معرفی نموده و آن ها را ابزاری برای دست یابی به آسایش بشری می داند.
۵۳۶۱۹.

تمثیل های طبیعت در شعر درمانی: بهزیستی عاطفی در دلنوشته های اتوبیوگرافی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵ تعداد دانلود : ۱۰۸
این تحقیق کیفی به بررسی نقش تمثیل های طبیعت در دلنوشته های اتوبیوگرافی نویسنده در کتاب فانوسی به ارتفاع آسمان هفتم می پردازد. هدف این مطالعه شناسایی و تحلیل تمثیل های طبیعت به عنوان وسیله ای برای تسهیل بهزیستی عاطفی است. در دنیای مدرن، افراد با چالش های عاطفی و روانی متعددی مواجه هستند که ناشی از فشارهای اجتماعی، اقتصادی و فردی هستند و بر سلامت روان و بهزیستی عاطفی تأثیر می گذارند. بنابراین، نیاز به روش های نوین و مؤثر برای مدیریت این چالش ها احساس می شود. تمثیل های طبیعت به عنوان نمادهایی از زیبایی، آرامش و ارتباط با دنیای طبیعی می توانند به عنوان پل ارتباطی میان فرد و احساساتش عمل کنند. هدف اصلی این تحقیق، بررسی و تحلیل تمثیل های طبیعت در دلنوشته های اتوبیوگرافی در کتاب فانوسی به ارتفاع آسمان هفتم و تأثیر آن ها بر بهزیستی عاطفی است. این تحقیق به دنبال پاسخ به این سوال است که چگونه تمثیل های طبیعت می توانند به افراد کمک کنند تا تجربیات خود را بهتر درک و بیان کنند. این مطالعه از روش کیفی تحلیل محتوا بهره می برد و محقق با بررسی متون و شناسایی الگوها، تم ها و معانی نهفته در تمثیل های طبیعت، به تحلیل تأثیر این تمثیل ها بر سلامت روان و بهزیستی عاطفی می پردازد. یافته ها نشان می دهد که بهره گیری از تمثیل های طبیعت می تواند به عنوان یک روش درمانی به افراد کمک کند تا افکار و احساسات پیچیده خود را به آسانی بیان و مدیریت کنند. این مقاله پیشنهاد می کند که در برنامه های درمانی و مشاوره ای، از تمثیل های طبیعت به عنوان ابزاری مؤثر برای بهبود سلامت روان و بهزیستی عاطفی استفاده شود.
۵۳۶۲۰.

بررسی تاریخ تحول فرم در شعر فارسی تا عصر نیما براساس نظریه تاتارکیویچ(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۵۶
امروزه طیف گسترده ای از منتقدان و پژوهشگران ادبی بر سر این تعریف از ادبیات توافق دارند که ادبیات چیزی جز فرم نیست و تنها فرم است که می تواند آثار ادبی را از آثار غیرادبی جدا کند. بنابراین شناخت ادبیات، تاریخ تحولات ادبی، و مطالعات نقد ادبی بیش از هر چیز به شناخت فرم ادبی و آگاهی از تحولات فرم های ادبی وابسته است. پژوهش های سنتی در شعر فارسی، به رغم دقت گسترده و جزئی در مطالعه عناصر فرم ساز یا هنرسازه ها، به مفهوم فرم به عنوان عنصر اساسی شعر بی توجه بوده اند. مطالعات ادبی در ایران همواره دچار ضعف های علمی بنیادینی بوده و کمک چندانی نیز به تحول شعر فارسی نکرده است. به همین سبب در این مقاله تلاش می شود با بهره گیری از نظریات فرم شناس بزرگ لهستانی، ووادیسواف تاتارکیویچ، که از بهترین پژوهش ها در مقوله فرم است، تا حدی مفهوم فرم ادبی و سیر تحول فرم های ادبی در شعر فارسی تا نیما را نشان داده شود. حاصل این پژوهش نشان می دهد که می توان تاریخ تحول شعر فارسی را از منظر فرم به خوبی بررسی کرد و فرم های شعر فارسی نیز تقریباً با تقسیم بندی تاتارکیویچ از تاریخ فرم هنری همخوانی دارد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان