ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۴٬۲۴۱ تا ۵۴٬۲۶۰ مورد از کل ۵۴٬۳۹۸ مورد.
۵۴۲۴۱.

تعمّقی بر رویکردِ معناشناسانه رضی استرآبادی در مواجهه با عامل نحوی در شرح الکافیه (بررسی موردی در استنادات نهج البلاغه)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۲۱
رضی استرآبادی، از جمله دانشمندانی است که با تألیف دو اثر مشهور خود - شرح کافیه وشرح شافیه - در آسمان صرف و نحو خوش درخشیده است . بی شک نهج البلاغه و سخنان امام علی(ع) پس از قرآن که سخن خالق زبان هاست، وبعد از حدیث پیامبر (ص) که خود پیام آور آفریدگار سخن و فصیح ترین عرب، می باشد. برترین مجموعه ای است که به جهت اصول نقل، تمام ویژگی ها و صفات یک شاهد در آن تجلی یافته است. رضی استرآبادی، بر خلاف بیشتر نحویون جهت اثبات مدّعای خود در پاره ای از موارد به این کتاب ارزشمند استناد می کند. یکی از آراء منحصر به فرد رضی استرآبادی که باعث برتری وی گردیده است، «نظریه عامل نحوی» است. به عبارتی دیگر؛ تنها دانشمندی که به طور خاص وکاملاً متمایز، به بررسی این نظریه پرداخته،«رضی استرآبادی» بوده است . مقوّمات نظریه عامل از دیدگاه محقّق استرآبادی، علاوه بر جنبه ی عارضی وظاهریّ نحو، شامل جنبه بنیوی، ترکیبی وساختمانی آن - قرینه، سبب، علّت، شرط، رکن ودلیل- نیز می باشد که متّکی بر بعد معنایی قواعد می باشد. ایشان معتقد است که عامل پیدایش إعراب در یک کلمه: مُوجد(یا همان متکلم)، عامل(ویا همان آلت) ومحل(یا همان اسم)می باشند. رضی استرآبادی معتقد است که عامل نحوی، علاوه بر جنبه عارضی وظاهری نحو، شامل جنبه بنیوی وترکیبی وساختمانی نحو نیز – که در برگیرنده ی معناست - می باشد. ایشان هنگام تجویز قواعد با استناد به کلام حضرت امیر، با تکیّه بر بعد معنایی شواهد ذکر شده، بهترین استدلال ها را ذکر می کند که در نوع خود بی نظیر است.
۵۴۲۴۲.

معناشناسی واژه «ضنک» با تکیه بر روابط هم نشینی و جانشینی و بازتاب آن در ترجمه های فارسی و انگلیسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۱۷
واژه "ضنک" از واژگان تک کاربرد قرآن است که در آیه 124 طه به عنوان صفتی برای معیشه آمده است. مترجمان در انتخاب معادلِ این واژه، گونه های مختلفی از ترجمه به کار گرفته اند که به علّت بی توجهی به تنوع معنایی آن در تفاسیر، با آنها فاصله دارد. پژوهش حاضر که بر روش توصیف و تحلیل استوار است با هدف بررسی برخی از ترجمه های فارسی و انگلیسی و نحوه انتخاب معادل در این آیه، به بررسی معناشناسانه از این واژه می پردازد تا به پاسخ این سؤال برسد که تکامدِ اسمی "ضنک" با تأکید بر علم معناشناسی توصیفی، چه مفهومی را تداعی می کند و مترجمان(فارسی و انگلیسی) قرآن کریم تا چه اندازه ترجمه درستی از واژه "ضنک" ارائه داده اند؟ نتیجه پژوهش حاضر چنین است که مترجمان فارسی از روش ترجمه تحت اللفظی و تفسیری توأمان استفاده کرده اند و مترجمان انگلیسی صرفاً ترجمه تحت اللفظی را مناسب دیده اند. با این وجود هیچکدام از این دو گروه در انتقال معنای آن که از معناشناسی واژه حاصل می شود موفق عمل نکرده اند.
۵۴۲۴۳.

بررسی هنجارگریزی معنایی در اشعار سنان انطون بر اساس نظریه فرزان سجودی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۲۴
هنجارگریزی معنایی یکی از ابزارها و شیوه های هنری و ادبی است که شاعر با استفاده صحیح از آن در سبک بیان و زبان شعری خود نوآوری ایجاد می کند. فرزان سجودی یکی از پژوهشگران معروف در زمینه هنجارگریزی معنایی است که با تلفیق دیدگاه های خود با دیدگاه های دیگر نظریه پردازان هنجارگریزی به ویژه لیچ به این شگرد ادبی شکل و هویتی بومی بخشیده است و انواع هنجارگریزی معنایی را در دو بخش تجسم و تجرید بخش بندی کرده است و الگوی منظمی را در اختیار پژوهشگران ادبیات قرار داده تا با آن متون شعری را تحلیل کنند. سنان انطون شاعر و نویسنده معروف عراقی از شاعران نوگرایی است که برای پدید آوردن زبان شعری خاص خود از انواع هنجارگریزی معنایی بهره برده است. پژوهش حاضر می کوشد تا بر اساس نظریه فرزان سجودی انواع هنجارگریزی معنایی در اشعار سنان انطون را بررسی کند و نقش نشانه ها و تعامل میان آن ها در شکل گیری هنجارگریزی معنایی در اشعار این شاعر را بیان می کند. بر اساس یافته های پژوهش، انطون به کمک ظرفیت های هنری موجود در حیوان پنداری، انسان پنداری، گیاه پنداری، جسم پنداری و سیال پنداری، مجموعه ای از نشانه ها را در متن شعرش پدید می آورد و به کمک بازی نشانه از قواعد زبان هنجار عدول می کند و در اشعارش هنجارگریزی معنایی ایجاد می کند و جنبه های نوآوری شعرش از حیث معنا را تقویت می کند و به مفاهیم انتزاعی همچون جنگ، مرگ، دشمنی، زندگی، عشق، صلح و نوع دوستی تجسمی حسی و بُعدی فیزیکی می بخشد.
۵۴۲۴۴.

شعر نو به مثابه «رخداد» با تأملی در دیدگاه های شعری مراد فرهادپور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۴۵
پژوهش حاضر با شیوه توصیفی تحلیلی به بررسی نظرگاه فرهادپور درباره ماهیت و چیستی شعر نو می پردازد. وی تحت تأثیر آلن بدیو، شعر نو را به مثابه «رخداد»ی در تاریخ معاصر ایران قلمداد می کند؛ یعنی، ترجمان عینی و انضمامی جمله معروف رمبو در تاریخ ادبیات معاصر ایران: «مطلقاً مدرن بودن»؛ و نیما پدیدآورنده چنین رخدادی است. مشخصه اصلی «رخداد» غیرقابل پیش بینی بودن آن است . اما این امر به معنای از عدم برآمدن آن نیست، بلکه در مواجهه ای دیالکتیکی با سنت  است. در معرفت عادی ما از وضعیت موجود (شعر کلاسیک) گسستی پدید می آید، اما این در صورتی است که هستی و ظهور آن، عمیقاً از طرف «وضعیت» انکار شده است. بر این اساس، نیما و پیروانش (شاملو، فروغ، رؤیایی و ...) سوژه های این «رخداد» محسوب می شوند که به نوعی منطق آن شکاف را دنبال کرده اند. به این معنا که سوژه های «رخداد»، منطق درونی نفی اولیه «رخداد» را به نحو ایجابی ادامه داده و به خاطر وفاداری شان به آن منطق سوژه شده اند و جریان های تازه ای ساختند. با وجود این، فرهادپور بر این عقیده ا ست که بعد از نیما و شاملو شاهد اتفاق تازه ای در عرصه شعر معاصر نیستیم و غالب مجموعه های شعری به من شخصی و در جست وجوی حقیقت اگزیستانسیال درونی تقلیل پیدا کرده و پژواک آن شکاف و گسست های اولیه در «رخدادی» به نام شعر نو کمتر به گوش می رسد. وی در تبارشناسی بحران شعر، ریشه چنین فقدان و بحرانی را در عرصه سیاست و ادبیات جست وجو می کند: هم فاصله گرفتن انقلاب 1357 از سیاست رهایی بخشی خود و هم عدم آشنایی شاعران و منتقدان ما با تجربه تاریخی شعر مدرن و علاوه بر آن جنبه تزیینی و تئاتری پیدا کردن نقد ادبی.
۵۴۲۴۵.

تحلیل معناشناختی نظریه های زیبایی در ادبیات قرآن: مقایسه دیدگاه های محمد المحص و علامه طباطبایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۲۱
زیبایی شناسی (استتیک) به عنوان شاخه ای مستقل از فلسفه، نخستین بار در قرن هجدهم توسط بومگارتن و با معنای "ادراک حسی" مطرح شد. با گسترش مطالعات شرق شناسی، توجه به زیبایی شناسی در حوزه مطالعات اسلامی نیز افزایش یافت و اصطلاح "علم الجمال" به عنوان معادل استتیک وارد این حوزه شد. در نتیجه، پژوهشگران بسیاری با تحلیل منابع اسلامی به ویژه قرآن کریم تلاش کردند مبانی نظری این علم را استخراج کنند که به ظهور دو دیدگاه کلی انجامید. نگاه نخست که نگاه رایج و غالب است، «جمال» را کلیدواژه اصلی زیبایی در قرآن می داند. در این پژوهش کتاب محمد الحمص به عنوان نماینده این نوع نگاه مورد بررسی قرار گرفته است. در مقابل، دیدگاه دوم بر «حسن» به عنوان بنیان اصلی زیبایی در متون اسلامی تأکید می کند و مفاهیمی چون جمال را نیز ذیل آن تعریف می نماید. که نماینده آن در پژوهش حاظر نظر علامه طباطبایی است که در مقاله حسن بلخاری به آن پرداخته شده است. این پژوهش با رویکرد تحلیلی-تفسیری، و با هدف نقد و داوری میان این دو نظریه بررسی معناشناختی دو واژه «حسن» و «جمال» در قرآن را مورد بحث قرار داده و به این پرسش پاسخ می دهد که معنای کدام یک از این دو واژه دلالت بیشتری بر زیبایی، به ویژه زیبایی ظاهری چهره، دارد؟ نتایج نشان می دهد که از نظر معنا اکثر کاربردهای «جمال» در قرآن دلالت مستقیم بر زیبایی نداشته و باید در حوزه اخلاق دسته بندی شود. در مقابل، «حسن» به حقیقتی کلی اشاره دارد که زیبایی چهره را نیز در بر می گیرد. لذا با بررسی واژگانی و در متن قرآن می توان گفت نگاه طباطبایی به حقیقت نزدیک تر است، هرچند تحلیل ایشان با نگاهی عرفانی ارائه شده است.
۵۴۲۴۶.

تحلیل معناشناختی تقدیم و تأخیر بلاغی در ساختارهای زبانی سوره یس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۲۳
این پژوهش به بررسی نقش معناشناختی تقدیم و تأخیر عناصر زبانی در ساختارهای بلاغی قرآن، با تمرکز بر چهل آیه ابتدایی سوره «یس» می پردازد. هدف، کشف انگیزه های بلاغی این پدیده و تحلیل تأثیر آن در لایه های معنایی آیات است. مطالعه حاضر با روش توصیفی-تحلیلی و با مراجعه به منابع تفسیری و ادبی مرتبط انجام شده است. یافته ها نشان می دهد که تقدیم و تأخیر در آیات مورد بررسی، پدیده ای کاملاً هدفمند است که علاوه بر ایجاد دلالت های صریحی چون تأکید، حصر و انسجام موسیقایی، حامل معانی ضمنی گسترده ای مانند تأکید هنرمندانه، افزایش جنبه های هشداردهنده، اقناع مخاطب و ... است. این اسلوب به صورت نظام مند در خدمت تقویت مفاهیم محوری سوره یس، شامل توحید، معاد، رسالت و نفی شرک قرار گرفته و در ایجاد انسجام معنایی کلی سوره نقشی اساسی ایفا می کند. نتایج نهایی، گویای آن است که به کارگیری هوشمندانه این صنعت بلاغی، در عین حفظ سادگی ظاهری، از پیچیدگی معنایی عمیقی برخوردار بوده و وجهی از اعجاز بلاغی قرآن به شمار می آید؛ به طوری که کوچک ترین جابه جایی در ترتیب کلمات می تواند شبکه معنایی متفاوتی پدید آورد.
۵۴۲۴۷.

معنا و عاطفه در آیینه تصاویر شعری بیژن جلالی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۲۵
تصویر شعری یکی از عناصر روساختی و مرتبط با فرم در شعر است که در بسیاری موارد با ژرف ساخت و فکر و معنا پیوندی ناگسستنی دارد. همانطور که زبان مرتبط با ذهن بوده و تجسّم ذهن است، تصویر نیز عالم ذهنی را آینگی می کند. از تصاویر شعری شاعر می توان به اندیشه ها، افکار، روحیّات، عواطف و عالم ذهنی شاعر پی برد. اگر این تصاویر از فردیّت شاعرانه نشأت گرفته باشند این ارتباط هرچه عمیق تر می شود. پژوهش حاضر بر این است تا پیوند تصویر و معنا و عاطفه را در شعر بیژن جلالی که از شاعر معاصر ایرانی است بکاود.  در شعر جلالی، می توان عالم ذهنی شاعر، احساسات و عواطفش را  آشکارا دید. با نظر به اینکه شعر او خصلت «حسب حال» دارد و او همانطور که خود گفته «نگارش خودکار» را برگزیده، پیوند تصویر و معنا و عاطفه در شعر او عمیق است. پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی نگارش یافته و ارتباط ذهن و تصویر را در شعر جلالی بازکاویده است و نتیجه پژوهش حاضر روشنگر ارتباط عاطفه و معنا و تصویر در شعر جلالی و بازتاب یأس، ناامیدی، سرخوردگی، غم، پوچی و بیهودگی در شعر اوست.
۵۴۲۴۸.

شناسایی و نقد رساله "فضل الکلاب علی کثیرٍ ممن لبس الثیاب" (نمونه ای انتقادی از تمثیل های اخلاقی در نثر دوره عباسی)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۴۹
ابوبکر محمد بن خلف بن مرزبان که به نوعی ادامه دهنده سنّت ابن مقفّع و ابن قتیبه در حوزه ترجمه و نثرعربی است، از نویسندگان پرمایه سده سوّم هجری محسوب می شود که در یکی از رسائل خود با زبانی طنزآمیز، انتقادی و تمثیلی، فضیلت های سگ را در برابر رذایل اخلاقیِ برخی از انسان ها به ویژه اهل ریا، زهدفروشان، و فقیهانِ متظاهر برمی شمرد. این نویسنده ایرانی در رساله" فضل الکلاب علی کثیرٍ ممن لبس الثیاب" با بهره گیری از ساختار مقایسه ای و زبان ادبی، ارزش هایی چون وفاداری، تواضع، صداقت و پاکی را در سگ می ستاید و آن را از اخلاق ناپسند انسان های ظاهرنما برتر می داند. این مقاله می کوشد ضمن معرفی زندگی و جایگاه ادبی این چهره ناشناخته، نشانی از او در کتب تراجم بیابد وسپس نگاهی گذرا به ساختار و محتوای رساله، بررسی مضامین اخلاقی-اجتماعی آن، و جایگاه این متن در سنت ادب تمثیلی اسلامی بیفکند. یافته ها نشان می دهد که ابن مرزبان با زبانی گزنده اما آموزنده، معیارهای رایج فضیلت در جامعه عهد عباسی را به چالش کشیده و بازاندیشی در ارزش های انسانی را پیشنهاد داده است. همچنین دریافتِ درکی عمیق تر از بافت اجتماعی و ادبی دوران عباسی و جایگاه این متن در سنّت نثر عربی، از دیگر ثمرات این پژوهش بوده است.
۵۴۲۴۹.

بررسی دلالت های معنایی ایقاع توازی در شعر نو عربی مطالعه موردی اشعار «أمل دنقل»، «محمود درویش» و «عبدالوهاب البیاتی»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۲۰
توازی از جمله مفاهیم زبان شناسی نوین است که در ساختار آوایی و موسیقایی شعر معاصر نقش برجسته و مهمی دارد. در ایقاع توازی بسامد و فراوانی بافت های صرفی و نحوی مشابه در متن شعری بدون در نظر گرفتن ظرفیت های آوایی و یا تکرار آنها مد نظر است. در حقیقت این نوع ایقاع در ساختار کلام رخ می دهد و یکی از انواع ایقاع های درونی است که ناظر به آن دسته از ساخت های زبانی مشتمل بر اجزای متساوی کلام است و عامل سازنده موسیقی شعر نو بوده و مجموعه عناصر آوایی، ترکیبی و معنایی را شامل می شود که در انسجام کلام و ایجاد موسیقی نهانی متون شعری تأثیرگذار است. در مقاله حاضر به روش توصیفی-تحلیلی به بررسی ایقاع توازی در  شعر سه تن از شاعران نوپرداز عرب پرداخته خواهد شد و کارکرد سطوح سه گانه ایقاع توازی در ایجای فضای موسیقایی شعر آنان بررسی خواهد شد. در شعر «بیاتی»، «درویش» و «دنقل» ایقاع توازی نقش پر رنگی در خلق موسیقی درونی شعر این شاعران دارد و به عنوان ابزاری جهت ایجاد نظم و توازن در اختیار شاعران قرار گرفته است. هر سه شاعر از قالب ساخت های دستوری مشابه نحوی، ترادف، تضاد، ساختارهای شرطی یکسان و تساوی تفعیله ها در شعر خود بهره برده که این امر علاوه بر تأثیرگذاری در نغماهنگ کلام در ترسیم تجربه شعری شاعران نقش بارزی دارد؛ چرا که بسیاری از اندیشه های شخصی شاعران در قالب چنین ساخت هایی در شعر نمود یافته و در القای پیام مورد نظر شاعران به مخاطب اثرگذار است.
۵۴۲۵۰.

معناشناسی و تحلیل مفهوم «عشق» به مثابه «آزادی» در اشعار حسین منزوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۲۳
یکی از مهم ترین مولفه های ادبیات پایداری، مولفه ی آزادی است. در این پژوهش سعی شده است یکی از نمادهای پایداری، که به این مولفه دلالت دارد را در اشعار حسین منزوی از منظر معناشناسی شناختی مورد بررسی و تحلیل قرار دهیم. حسین منزوی مجموعا 106 بار از نماد «عشق» در مفهوم «آزادی» بهره یافته است. در اشعار او قلمرو مفهوم انتزاعی «عشق» در 27 نگاشت استعاری به قلمرو مبداهای عینی گوناگونی چون: «انسان، حیوان، آتش، خورشید، نور، ستاره، چتر، کتاب، درس، داستان، رمز، صلح، قاصد، رهبر، تکیه گاه، مکان، میخانه، برکه، گل، میوه، بهار، نسیم، مرگ، خون، شمشیر، تیشه و زنجیر» مرتبط می شود. منزوی همچنین از این رویکرد استعاری، در راستای تحقق رویکرد نمادین خود به واژه «عشق» به مثابه «آزادی» بهره می یابد و ویژگی های مشترک عشق و آزادی را از جمله: «گرمابخشی، نوربخشی، راهنمایی و هدایتگری، سوزندگی و سازندگی، لازمه رشد بودن، گستردگی و مراقبت، قابل انتقال و آموزش بودن، طولانی بودن، نجات بخشی و کشندگی، پیام آوری، امنیت، آگاهی بخشی و هشیار کردن، زیبایی و جذبه و دور از دست بودن، زود از دست رفتن، خون ستانی و صیقل دادن، و... و...» ضمن نگاشت های استعاری خود به واژه «عشق» تبیین می کند.
۵۴۲۵۱.

بررسی شبکه معنایی حرف «باء» در سوره مائده و اهمیت آن در ترجمه قرآن از منظر معنا شناسی شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۱۷
معناشناسیِ شناختی، معنا را با تکیه بر پردازش اطلاعات ذهنِ انسان، بررسی و مفاهیم زبانی را مقوله بندی می کند. در این روش، واژگان و به ویژه حروف، دارای معنای اصلی و سرنمونی هستند. این معنا با معانی فرعی مرتبط می گردد و شبکه ی شعاعی ایجاد می کند. لذا حروف در متون به ویژه در قرآن با توجه به موقعیت، معنا پیدا می کند. معنای سرنمونی حرف"باء" در قرآن کریم، الصاق است و سایر معانی سببیت، استعانت، تاکید، مقابله، تعدیه و قسم از آن منشعب می گردد. پژوهش حاضر به روش توصیفی-تحلیلی، کاربردها و معانی حرف "باء" در سوره مائده را در ترجمه های فارسی آقایان : مکارم شیرازی، فولادوند و الهی قمشه ای ارزیابی می کند. طبق یافته های پژوهش، همان معنای اصلی حرف "باء" یعنی الصاق و برتری در ترجمه ها منتقل شده است.
۵۴۲۵۲.

آراء المعری فی المرأة والدّنیا والموت، دلالاتها ومصادرها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۲۱
عاش المعرِّی فی العصر العباسی الثانی، و کان عصر ازدهار عقلی، وفی ضوئه تأثرت عقلیه المعرِّی ببعض الفلاسفه، لکنَّنا مهما اجتهدنا فی إثبات أنَّ الحیاه العقلیه للعباسیین قد کانت راقیه، فعلینا أن نعترف بفساد الحیاه الاجتماعیه والخلقیه وانحطاطهما فی ذلک العصر، فلیس المعرِّی بمعزل عن البیئه وتأثیرها علیه، فقد ترک فساد الحیاه الاجتماعیه والخلقیه فی نفسه آثاراً فی الجوانب الفکریه والاجتماعیه والنفسیه، فَنَشأ مِن هذه المؤثرات زهده فی الدنیا ورفضه المرأهَ کجزء من أجزائها وإیثاره الموت کحلٍّ شامل لهذه المعاناه وبما أنه کان سائماً عن عشره حکمتْها الذِّله وسیطرَ علیها الظلم، واستبدَّ بحقوقها الأمراء یظلمونها أشد الظلم، ویکیدون شرَّ الکید، فطبیعی أن ینصرف عن الدنیا وأن یزهد فیها؛ لأنَّ الإنسان فی رأیه شریر بطبعه، وأنَّ الفساد غریزه فیه، ولذلک لم ینتظر منه إصلاحاً ولم یرج لأدوائه شفاءً و زد علی هذا أن المعری فی ضوء الازدهار العقلی تأثر ببعض الفلاسفه ومنهم أبیقور الذی ینتمی إلی النفعیین و رأی فی الدنیا والمرأه اللَّذه والألم معاً ولکنه أراد أن یحصِّلهما دون الألم ولم یستطع إلی ذلک سبیلاً، ولعلَّ إیثاره الموت یعود إلی قاعده اللَّذه؛ لأنَّه رأی أنَّ الألم أکثر من الموت فآثر الموت وبما أن النفعیین یرونَ أنَّ کلَّ نافع جمیل مهما یکن شکله، فأبوالعلاء وجد إیثار نفسه علی الدنیا والمرأه وإیثار الموت علی الحیاه نافعاً، فرأی الجمال فی انصراف عن کل هؤلاء وإن خالف القیاس والشرع. تهدف هذه الدراسه فی ضوء المنهج التوصیفی و التحلیلی إلی إزاحه الستار عن الحیاه الغامضه للمعری فخلص البحث إلی أنّه عرف اللذائذ بطبعه، وترکها بتطبعه ناسیاً إقراره واعترافه فی لزومیاته أنَّ الطبع أصیلٌ والتطبع دخیل.
۵۴۲۵۳.

دسته بندی سه گانه اقتباس جفری واگنر و انتساب نادرست آن به دبورا کارتمل

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۳۹
جفری واگنر (۲۰۰۶-۱۹۳۵) کتاب مهمی در حوزه مطالعات اقتباس دارد با نام رمان و سینما (۱۹۷۵)، که در آن دسته بندی سه گانه انتقال، تفسیر و جابه جایی را برای تحلیل و بررسی انواع اقتباس مطرح کرده است. اکثر پژوهشگران ایرانی آن را منسوب به دبورا کارتمل می دانند. در مقاله حاضر در پی آنیم تا ضمن معرفی جفری واگنر و کتاب مهم وی و هم چنین دسته بندی مذکور، با روش تحلیلی-اسنادی و از طریق بازخوانی منابع اولیه و ثانویه، خاستگاه این انتساب نادرست و خطای رایج را ردیابی کنیم. از این رو، دسته بندی مذکور را در کتاب واگنر تشریح و تبیین کرده ایم، سپس به اهمیت آن در مطالعات اقتباس پرداخته ایم. در نهایت نیز با مرور سیر ارجاعاتی که به این دسته بندی شده و ردگیری جزءبه جزء آن، با توجه به اصل انتساب، علت انتساب نادرست آن به دبورا کارتمل را به بحث و بررسی گذاشته ایم. نتایج حاصل از تحقیق نشان می دهد که اولین بار جولی سندرز در کتاب خود با نام اقتباس و تصاحب (2006) به اشتباه این دسته بندی را به دبورا کارتمل نسبت داده و این انتساب نادرست، به دلیل مرجعیت گسترده اثر سندرز، در فضای دانشگاهی ایران تکرار و تثبیت شده است. پژوهشگران ایرانی، با استناد به این انتساب نادرست، دسته بندی مذکور را از آنِ کارتمل دانسته و با نام وی در پژوهش های خود از آن بهره برده اند. یافته های پژوهش حاضر بر ضرورت رجوع مستقیم به منابع اولیه، دقت در زنجیره استنادها، و پرهیز از بازتولید برداشت های ثانویه تأکید دارد.
۵۴۲۵۴.

کنایات رنگ و مفاهیم آن ها در ادبیات کنایی (نمونه های موردی: کنایات مندرج در برخی فرهنگ های لغت فارسی)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۲۱
رنگ به عنوان یک عنصر بصری در حوزه هنرهای تجسمی، از دیرباز در ادبیات نیز کاربردهای فراوان داشته است. پژوهش ها نشان می دهند که ادیبان فارسی، در استفاده از رنگ ها در اشعارشان، دو رویکرد متفاوت از خود نشان داده اند. برخی از آنان در کاربست رنگ در اشعارشان، دقت بیشتری نشان داده ولی برخی دیگر، نوعی کور رنگی در تشخیص و استفاده از رنگ ها در شعرشان داشته و رنگ های محدودی را به کار می برند. به نحوی که هنگام ارائه ی تصویر و در صور خیال، از همین رنگ های اندک نیز بهره ی کافی برده نشده و معمولا رنگ در شعر ایشان، کلماتی ناتوان و ضعیف است و فقط برای پر کردن وزن می آید. هدف مقاله حاضر، بررسی مفهوم کنایی رنگ ها در ادبیات کنایی فارسی است. پرسشی که مطرح می شود این است که مفاهیم رنگ ها در ادبیات کنایی، چیست؟ این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی، با استفاده از منابع کتابخانه ای و اینترنتی، از طریق جمع آوری کنایات موجود در سه دایرهالمعارف توصیف پدیده طبیعی (گیاه، حیوان، طبیعت)، توصیف وضعیت جسمانی انسان، توصیف رنگ معجزه و توصیف پدیده های ایده ی توصیف پدیده طبیعی سبز شدن گیاهان و حیات و زندگی و توصیف پدیده های ایده آل در بهشت یعنی لباس بهشتیان و رنگ کبود برای توصیف وضعیت معنوی انسان که این رنگ را به چشم نسبت داده و بر بدحالی و سیه روزی و غم و اندوه دلالت دارد. همچنین رنگ سیاه در توصیف وضعیت معنوی انسان هم در دنیا و هم در قیامت استفاده شده مانند دیوان سیاه کردن، سیاه کار، سیاه نامه و روسیاه به کار رفته اند.
۵۴۲۵۵.

مؤلفه های معنایی واژه جدال در قرآن کریم بر پایه محور جانشینی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۲۴
گفت وگو و مناظره، لازمه زندگی بشری است که با انگیزه ها و اهداف گوناگون در عرصه های مختلف اعتقادی، اجتماعی، سیاسی، اخلاقی، تربیتی، علمی و... صورت می پذیرد. از آن جا که قرآن کریم کتاب همه جانبه و دربردارنده همه شئون و نیازهای زندگی بشر است، بر این اساس بخشی از آیات آن به گفت وگو و مناظره اختصاص یافته است. واژه «جدال» یکی از واژگان کلیدی قرآن کریم است که آیات متعددی را به خود اختصاص داده است. برخی واژگان مانند: محاجه، مخاصمه، نزاع و مراء، مماحله، اختلاف و جحد، به دلیل تشابه معنایی و برخورداری از بافت نسبتا یکسان و هم نشین های مشابه، می توانند در نقش جانشین واژه «جدال» ظاهر شوند. این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی در صدد است با استفاده از رویکرد معناشناسی هم زمانی از طریق بررسی محورهای جانشینی و بافت درون زبانی، به تبیین روابط معنایی مفهوم «جدال» پرداخته و جایگاه آن را در نظام معنایی قرآن کریم ترسیم کند. طبق کاربردهای قرآنی واژه «جدال» و نظایر آن، سه واژه «جدال»، «احتجاج» و «اختصام»، در دنیا و آخرت اتفاق می افتد که در دنیا، با هدف دشمنی با آیات حق و در آخرت، جنبه بهانه تراشی و تقصیر را به گردن دیگران انداختن، پیدا می کند؛ درحالی که دو واژه «مراء» و «تنازع» در عرصه دنیا به کار رفته است. در خصوص واژه «محاجه» و «مخاصمه» نیز هرچند مانند واژه جدال، به دو قسم پسندیده و ناپسند تقسیم می شوند؛ اما دایره شمول و کلمات هم نشین آن ها نسبت به «جدال» تنگ تر است.
۵۴۲۵۶.

رساله ای در دفاع از شعر از قرن نهم هجری آذری اسفراینی (830 ق/ 1426 م)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۲۱
نقد دینی و اخلاقی شعر و ارتباط بین شعر و شرع یکی از مسائل مهمی است که شعرا و حکمای مختلف در تاریخ نقد ادبی به آن پرداخته اند. یکی از این شاعران حکیم آذری اسفراینی است که در سال 830 ق رساله ای در دفاع از شعر نوشت، که در آن برای دفاع از ارزش، جایگاه و کارکرد شعر نکات قابل توجهی مطرح کرده است که از دیدگاه تاریخ نقد ادبی در ایران ارزشمند است. او در این رساله می خواهد برای مشروعیت بخشیدن به شعر جایگاهی در کنار وحی و احادیث بیابد و درباره آیات و احادیثی که در ذم و نکوهش طایفه شعرا آمده است، روشنگری کند. او برای دفاع از شعر دلایلی می آورد که مبتنی بر قداست شعر است، همچون شاعر بودن انبیا و اولیا، عطیه دادن پیامبر و ائمه به شعرا، ایمان آوردن ارواح شعرا به اسلام و داستان های غیبی مبتنی بر کمال مرتبه روحانی شعرا. در کنار این دلایل به دلایل دیگری همچون استشهاد به شعر در متون، وابستگی موسیقی به شعر، استقبال مخاطبان و جایگاه رفیع شاعران نزد ملوک گذشته استناد می کند. علاوه بر این ها آذری با همان نگاه مذهبی دو ویژگی برای شاعران این اشعار ذکر می کند که عبارت است از داشتن تحقیق و توفیق درکنار هم و دسترسی داشتن به کمال و جمال و جلال الهی.
۵۴۲۵۷.

بدنِ «داش آکل»: یک خوانش سیاسی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۲۶
داش آکل، قهرمان ماندگار داستان کوتاه صادق هدایت، نه فقط یک شخصیت ادبی، که عرصه ای برای نبرد ایدئولوژیک بر سر هویت، قهرمانی و حافظه سیاسی در ایران معاصر است. این مقاله با بهره گیری از رویکردهای نظریِ مطالعات بدن، قدرت انضباطی و زیست سیاستِ میشل فوکو به تحلیل تطبیقی دو روایت متضاد از داش آکل می پردازد: روایت غالب و مسلطِ هدایت و روایت های شفاهی در میان مردم شیراز، جایی که داش آکلِ تاریخی در آن می زیسته است. فرض اصلی مقاله این است که دگردیسی داش آکل از یک یاغیِ ناقص عضو در روایات عامه به قهرمانی بی نقص در روایت هدایت، تصرفی ایدئولوژیک بود که در بستر گفتمانیِ مدرنیته و ملت سازیِ دوران پهلویِ اول معنادار می شود. این فرایند مستلزم سیاسی زداییِ نظام مند از بدن قهرمان، از زخم ها و تمایلات جنسیِ غیرهنجاری تا مرگ سیاسی او بود تا به نمادی «محترم» و سازگار با آرمان های هویت ملیِ نوظهور بدل شود. این مقاله نشان می دهد که چگونه بدن داش آکل همچون بایگانیِ زنده تاریخ و متنی فرهنگی عمل می کند که قدرت های اجتماعی، هنجارهای ملی گرایانه و امیال سرکوب شده جنسی بر آن حک شده اند و درک کامل این شخصیت، مستلزم توجه به هر دو روایتِ غالب و جایگزین است.
۵۴۲۵۸.

روایت شناسی رمان پایی که جا ماند بر اساس نظریه ژرارژنت(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۵۲
کتاب « پایی که جاماند» که در زمره ی ادبیّات دفاع مقدّس قرار می گیرد به قلم سیّد ناصر حسینی پور نوشته شده است. حسینی پور در این اثر، خاطرات اسارت خود را به صورت یادداشت های روزانه ارائه کرده است. این جستار درپی آن است که کتاب مذکور را براساس نظریه ی ژرارژنت با توجه به شاخصه های (زمان، وجه و لحن ) بررسی کند. نتایج پژوهش نشان می دهد با توجه به این که کل اثر در زمان حال به نگارش در آمده و وقایع مربوط به گذشته را به رشته تحریر کشیده است، نویسنده از نظر زمانی به گذشته نگری تکیه دارد. در تحلیل داستان، راوی اول شخص است و خود یکی از شخصیت های اصلی داستانی (قهرمان) است که در اکثر اتفاقات یا حضور دارد یا ناظر بر آنها می باشد. تکرار در این اثر مد نظر نویسنده نیست و برای کمتر شدن حجم مطالبش در موارد معدودی از بسامد بازگو بهره برده است و از بسامد مکرر برای مقاصدی مثل تأکید، ضرورت و اهمیت مطلب استفاده کرده است. کانونی گر(سید ناصر) از زاویه دید محدود به تماشای فضای داستان نشسته است، چرا که دایره اطلاعاتش محدود به حضور اشخاص در فضای داستان می باشد. ﮐﻠﯿﺪ واژهﻫﺎ: روایت شناسی، روایت، ژرارژنت، رمان پایی که جا ماند
۵۴۲۵۹.

خوانشی گریماسی از نقد زیبایی شناسی و گفتمان زیبایی شناختی «نی نامه»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۳۰
جستار حاضر سعی دارد با تکیه بر مطالعات بین رشته ای؛ تحلیلی محتوایی از گفتمان نی نامه، هجده بیت آغازین مثنوی معنوی مولوی، انجام دهد و به بررسی این موضوع بپردازد که پندار و پدیدار چگونه با پروردن تخیل و عاطفه، تمامیت زیبایی شناسی و وجه وجودی زیبایی شناختی را در آن رقم زده است. فرضیه مقاله حاضر آن است که دو مؤلفه پندار و پدیدار در چارچوب درهم تنیده ای از شالوده شعر و عرفان، موقعیت انسان و حضور او را در درون ادبیات با ارزش و معنای جدید همراه می سازد. زیبایی شناسی با گرایش به هنر فرم و تمرکز بر مطالعات ساخت گرا، زبان شعر را فضایی تعریف شده و برنامه مدار می بیند و تحلیل محتوای آن را به کشف اقتدار زبان در تحریک پندار، ذوق و لذت محدود می کند، ولی زیبایی شناختی با گرایش به فلسفه پدیدارشناسانه به دنبال بررسی چیزی بیشتر از فرم زبان است؛ چیزی که آفرینش معنا را در حضور خواننده و تحریک تأمل و شعور او می جوید. نتیجه این پژوهش نشان می دهد پندار و پدیدار، مرز ظریفی بین زیبایی شناسی(استتیک) و زیبایی شناختی(اتیک) ایجاد می کند و نی نامه مولوی نمونه بارز متن هایی است که به دلیل گستردگی تنش ها، ادراکات عاطفی و شَوِشی با نقصان معنا روبه رو است. همین امر عاملی مهمی در فربه بودن آن از پدیدار و گرایش معنای آن به اتیک است.
۵۴۲۶۰.

آوارگی زبان و تبعید ذهن: تحلیلی تطبیقی در باب واسازی زبان در شعر یدالله رؤیایی و سلیم برکات(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۲۲
بررسی چگونگی استحاله تجربه تبعید به یک بحران معرفت شناختی در زبان، در آثار دو چهره ساختارشکن شعر مدرن، یدالله رؤیایی (معمار «شعر حجم» فارسی) و سلیم برکات (از نوآوران برجسته شعر عرب) درونمایه اصلی پژوهش حاضر است. پرسش محوری آن است که چگونه آوارگی فیزیکی و ذهنی، این دو شاعر را به پروژه ای بنیادین برای واسازی زبان سوق داده است. با به کارگیری نظریه ساختارشکنی دریدا، به ویژه نقد «کلام محوری» و منطق «تفاوت-تأخیر»، می توان دریافت که رؤیایی و برکات، زبان را از رسانه ای برای بازنمایی واقعیت به فضایی خودارجاع، آواره و خودبسنده بدل کرده اند. در این ساحت نوین، کلمات از سلطه مدلول های ثابت رها شده و در شبکه ای بی مرکز از دلالت های معلق و لغزان به بازی درمی آیند. نکته اساسی و مهم در این میان آن است که هر دو شاعر از دو مسیر متضاد به این هدف دست می یابند: رؤیایی با راهبرد مینیمالیستی «شعر حجم» و تهی سازی فضا، و برکات با رویکرد ماکسیمالیستیِ انباشت اساطیر شخصی و واژگان کهن. همگرایی این دو رویکرد به خلق یک «شعر-شیء» می انجامد که دیگر نه «روایتی از تبعید»، بلکه خودِ «تجسم مادی و زبانیِ» آن است؛ زبانی که خود به وطن ویران شده ای بدل می شود و تنها امکان سکونت در آن، بازسازی مداوم ویرانه هایش است.  

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان