محمدمهدی مسیبی

محمدمهدی مسیبی

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲ مورد از کل ۲ مورد.
۱.

تحلیل معناشناختی نظریه های زیبایی در ادبیات قرآن: مقایسه دیدگاه های محمد المحص و علامه طباطبایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۴
زیبایی شناسی (استتیک) به عنوان شاخه ای مستقل از فلسفه، نخستین بار در قرن هجدهم توسط بومگارتن و با معنای "ادراک حسی" مطرح شد. با گسترش مطالعات شرق شناسی، توجه به زیبایی شناسی در حوزه مطالعات اسلامی نیز افزایش یافت و اصطلاح "علم الجمال" به عنوان معادل استتیک وارد این حوزه شد. در نتیجه، پژوهشگران بسیاری با تحلیل منابع اسلامی به ویژه قرآن کریم تلاش کردند مبانی نظری این علم را استخراج کنند که به ظهور دو دیدگاه کلی انجامید. نگاه نخست که نگاه رایج و غالب است، «جمال» را کلیدواژه اصلی زیبایی در قرآن می داند. در این پژوهش کتاب محمد الحمص به عنوان نماینده این نوع نگاه مورد بررسی قرار گرفته است. در مقابل، دیدگاه دوم بر «حسن» به عنوان بنیان اصلی زیبایی در متون اسلامی تأکید می کند و مفاهیمی چون جمال را نیز ذیل آن تعریف می نماید. که نماینده آن در پژوهش حاظر نظر علامه طباطبایی است که در مقاله حسن بلخاری به آن پرداخته شده است. این پژوهش با رویکرد تحلیلی-تفسیری، و با هدف نقد و داوری میان این دو نظریه بررسی معناشناختی دو واژه «حسن» و «جمال» در قرآن را مورد بحث قرار داده و به این پرسش پاسخ می دهد که معنای کدام یک از این دو واژه دلالت بیشتری بر زیبایی، به ویژه زیبایی ظاهری چهره، دارد؟ نتایج نشان می دهد که از نظر معنا اکثر کاربردهای «جمال» در قرآن دلالت مستقیم بر زیبایی نداشته و باید در حوزه اخلاق دسته بندی شود. در مقابل، «حسن» به حقیقتی کلی اشاره دارد که زیبایی چهره را نیز در بر می گیرد. لذا با بررسی واژگانی و در متن قرآن می توان گفت نگاه طباطبایی به حقیقت نزدیک تر است، هرچند تحلیل ایشان با نگاهی عرفانی ارائه شده است.
۲.

بررسی تطبیقی مسئله قرینه ای شر از دیدگاه تولی و پلنتینگا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۹ تعداد دانلود : ۳۰۵
در مسئله قرینه ای شر، از تکثر و شدت شرور به عنوان شاهدی علیه وجود خدا استفاده می شود. بر این اساس شرور مهیبی در جهان وجود دارند که یک موجود عالم و قادر مطلق و خیر محض می تواند از آنها جلوگیری کند، بدون اینکه خیر بزرگ تری را از دست بدهد یا شر بزرگ تر یا مساوی را مجاز بداند، ولی چنین نکرده است؛ پس هرچه شدت و تنوع این شرور بیشتر باشد، احتمال وجود خدای خیرخواه محضی که عالم و قادر مطلق است نیز کمتر خواهد شد. مایکل تولی از طرفداران مسئله قرینه ای یا بینه ای شر است. او با تکیه بر مقدماتی مانند تکثر شرور، بررسی احتمالاتی نظریه وجود خدا در مقایسه با نظریه های بدیل و استناد به زلزله لیسبون به عنوان استدلال اصلی به نامحتمل بودن وجود خدا معتقد است. در مقابل، آلوین پلنتینگا در پاسخ به تولی با تکیه بر مقدماتی مانند اینکه خداباوری محتمل ترین گزینه است، چراکه نظریه های بدیل آن، مشکلات جدی دارند، با نقد بر دو مقدمه از مقدمات استدلال اصلی تولی در صدد اثبات محتمل بودن وجود خداست. در این نوشتار تلاش شده است با تکیه بر روش کتابخانه ای به تبیین استدلال تولی و پلنتینگا پرداخته و سپس نقدهای دیگر وارده بر نظریه احتمالاتی تولی ارائه شود.

کلیدواژه‌های مرتبط

پدیدآورندگان همکار

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان