بررسی دلالت های معنایی ایقاع توازی در شعر نو عربی مطالعه موردی اشعار «أمل دنقل»، «محمود درویش» و «عبدالوهاب البیاتی»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
توازی از جمله مفاهیم زبان شناسی نوین است که در ساختار آوایی و موسیقایی شعر معاصر نقش برجسته و مهمی دارد. در ایقاع توازی بسامد و فراوانی بافت های صرفی و نحوی مشابه در متن شعری بدون در نظر گرفتن ظرفیت های آوایی و یا تکرار آنها مد نظر است. در حقیقت این نوع ایقاع در ساختار کلام رخ می دهد و یکی از انواع ایقاع های درونی است که ناظر به آن دسته از ساخت های زبانی مشتمل بر اجزای متساوی کلام است و عامل سازنده موسیقی شعر نو بوده و مجموعه عناصر آوایی، ترکیبی و معنایی را شامل می شود که در انسجام کلام و ایجاد موسیقی نهانی متون شعری تأثیرگذار است. در مقاله حاضر به روش توصیفی-تحلیلی به بررسی ایقاع توازی در شعر سه تن از شاعران نوپرداز عرب پرداخته خواهد شد و کارکرد سطوح سه گانه ایقاع توازی در ایجای فضای موسیقایی شعر آنان بررسی خواهد شد. در شعر «بیاتی»، «درویش» و «دنقل» ایقاع توازی نقش پر رنگی در خلق موسیقی درونی شعر این شاعران دارد و به عنوان ابزاری جهت ایجاد نظم و توازن در اختیار شاعران قرار گرفته است. هر سه شاعر از قالب ساخت های دستوری مشابه نحوی، ترادف، تضاد، ساختارهای شرطی یکسان و تساوی تفعیله ها در شعر خود بهره برده که این امر علاوه بر تأثیرگذاری در نغماهنگ کلام در ترسیم تجربه شعری شاعران نقش بارزی دارد؛ چرا که بسیاری از اندیشه های شخصی شاعران در قالب چنین ساخت هایی در شعر نمود یافته و در القای پیام مورد نظر شاعران به مخاطب اثرگذار است.