۱.
کشور فلسطین به دلیل برخورداری از موقعیت استراتژیکی خود، از مدت ها دور در چنگال استعمارگری یهودیان متجاوز قرار گرفته است. در این میان نقش ادیبان مقاومت این کشور در دفاع و ترسیم حقوق ملی و میهنی از دست رفته مردمان این کشور قابل توجه است. در میان چهره های نامور ادبیات فلسطین، غسان کنفانی زندگی و قلم خود را وقف دفاع از ملت مظلوم فلسطین، آرمان ها و هم چنین ترسیم فضای زندگی پر اختناق و حزن آلود آنها، کرده است. داستان «أرض البرتقال الحزین» وی، تصویر آوارگی ملت مظلوم فلسطین و مشکلات زندگی آنان از جمله؛ فقر، فساد، فاصله طبقاتی ناشی از تجاوز یهودیان صهیونیست بر این کشور است. در این مقاله با کاربست روش توصیفی- تحلیلی و رهیافت تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف کوشش شده است تا لایه های گفتمانی و معنایی داستان ، بررسی شود. نتایج حاکی از آن است که کنفانی در ابراز ایدئولوژی و گفتمان خاص خود، با قواعد و ابزارهای لازم آن آشنا بوده است. زبان متن رئالیستی و از هرگونه پیچیدگی به دور است. قرینه های صوری متن بیان گر این است که گفتمان آن، یک گفتمان اجتماعی و سیاسی است. نویسنده با ایجاد روابط همنشینی، ترادف، تضاد معنایی، به کارگیری کلمات استعاری و نمادهای تاریخی، نگاه ایدئولوژیک خود را نسبت مسائل موجود در جامعه بیان می کند و ملت فلسطین را برای مبارزه با متجاوزان و استعمارگران تحریک می کند. بین متن و بافت موقعیتی و بینامتنی آن ارتباط خوبی وجود دارد. به طوری که یکی از مشارکین داستان ، خود اوست که نقش کنش پذیر را دارد. هدف کنفانی با استفاده از وساطت دانش زمینه ای، زیرسؤال بردن ساختارهای اجتماعی به عنوان مناسبات قدرت است.
۲.
یکی از ساختارهای ادبی برجسته در متون ادبی به ویژه قرآن کریم، اسلوب «إن» و «لو» وصلیه است. با توجه به اهمیت این ساختار در فهم دقیق معانی و ظرافت های ادبی متن، پژوهش پیرامون آن ضرورت دارد. نوشتار پیش رو با رویکرد توصیفی- تحلیلی به واکاوی دقیق ساختار نحوی و کارکرد معنایی این اسلوب پرداخته و کاربست آن را در قرآن کریم مورد بررسی و تحلیل قرار داده است. یافته های پژوهش نشان می دهد از منظر ساختار نحوی، باقی ماندن «إن» و «لو» وصلیه در ساختار شرطی، نسبت به دیدگاه های دیگر از پذیرش بیشتری در میان نحویان برخوردار است و از منظر کارکرد معنایی، اسلوب وصلیه با هدف تاکید بر گستردگی و فراگیری حکم در همه مصادیق و حالات و جلوگیری از تردید در محدودیت آن به کار می رود. بررسی آیات قرآن کریم نشان می دهد که اگرچه «لو» وصلیه کاربرد بیشتری نسبت به «إن» وصلیه دارد، اما در تمامی موارد استفاده از ساختار وصلیه با «إن» و «لو»، تاکید بر شمول و فراگیری حکم، به روشنی بازتاب یافته است.
۳.
واژه "ضنک" از واژگان تک کاربرد قرآن است که در آیه 124 طه به عنوان صفتی برای معیشه آمده است. مترجمان در انتخاب معادلِ این واژه، گونه های مختلفی از ترجمه به کار گرفته اند که به علّت بی توجهی به تنوع معنایی آن در تفاسیر، با آنها فاصله دارد. پژوهش حاضر که بر روش توصیف و تحلیل استوار است با هدف بررسی برخی از ترجمه های فارسی و انگلیسی و نحوه انتخاب معادل در این آیه، به بررسی معناشناسانه از این واژه می پردازد تا به پاسخ این سؤال برسد که تکامدِ اسمی "ضنک" با تأکید بر علم معناشناسی توصیفی، چه مفهومی را تداعی می کند و مترجمان(فارسی و انگلیسی) قرآن کریم تا چه اندازه ترجمه درستی از واژه "ضنک" ارائه داده اند؟ نتیجه پژوهش حاضر چنین است که مترجمان فارسی از روش ترجمه تحت اللفظی و تفسیری توأمان استفاده کرده اند و مترجمان انگلیسی صرفاً ترجمه تحت اللفظی را مناسب دیده اند. با این وجود هیچکدام از این دو گروه در انتقال معنای آن که از معناشناسی واژه حاصل می شود موفق عمل نکرده اند.
۴.
بی تردید رابطه ی شمول معنایی یکی از مهم ترین و شناخته ترین روابط مفهومی در سطح واژه است و زمانی بین دو واژه برقرار می شود که مفهوم یک واژه، چند مفهوم دیگر را در بر می گیرد. این رابطه از میان دیگر روابط مفهومی، در روشن شدن میدان معنایی واژگان بسیار مهم تر است، چراکه می تواند فهم دیگر روابط مفهومی را آسان تر نماید. واژه ی فضل به عنوان یکی از صفات بارز خداوند در قرآن کریم، جایگاه ویژه ای دارد و نقش محوری در شکل گیری جهان بینی اسلامی ایفا می کند. از این رو، کشف حوزه معنایی آن در شبکه ی معنایی قرآن ضرورت دارد. زیرا با کشف رابطه ی شمول معنایی فضل، جایگاه این مفهوم در جهان بینی اسلامی مشخص می گردد . پژوهش پیش رو به روش توصیفی - تحلیلی، بر اساس معناشناسی ساختگرا و نگرش معناشناسی رابطه ای، به تحلیل و تبیین رابطه ی شمول معنایی فضل در آیات قرآن کریم به ترتیب نزول پرداخته و یافته های تحقیق حاکی از آن است که هسته مرکزی فضل بر مفهوم زیادت و فزونی استوار است و در قرآن کریم از مفهوم لغوی فراتر رفته و طیف گسترده ای از معانی را در بر گرفته است. و با واژه هایی نظیر؛ ایراث الکتاب، الاصطفاء، توفیق السبق بالخیرات، دارَ الْمُقامَهِ، علم مَنْطِق الطَّیْرِ، حاضر شدن تخت ملکه ی سبأ، تأخیر در عذاب، توحید، هم آوایی کوه ها و پرندگان با حضرت داود (علیه السلام)، نظام شب و روز، روضات الجنّات، خلود در بهشت و .... رابطه ی شمول معنایی دارد. دارد.
۵.
هنجارگریزی معنایی یکی از ابزارها و شیوه های هنری و ادبی است که شاعر با استفاده صحیح از آن در سبک بیان و زبان شعری خود نوآوری ایجاد می کند. فرزان سجودی یکی از پژوهشگران معروف در زمینه هنجارگریزی معنایی است که با تلفیق دیدگاه های خود با دیدگاه های دیگر نظریه پردازان هنجارگریزی به ویژه لیچ به این شگرد ادبی شکل و هویتی بومی بخشیده است و انواع هنجارگریزی معنایی را در دو بخش تجسم و تجرید بخش بندی کرده است و الگوی منظمی را در اختیار پژوهشگران ادبیات قرار داده تا با آن متون شعری را تحلیل کنند. سنان انطون شاعر و نویسنده معروف عراقی از شاعران نوگرایی است که برای پدید آوردن زبان شعری خاص خود از انواع هنجارگریزی معنایی بهره برده است. پژوهش حاضر می کوشد تا بر اساس نظریه فرزان سجودی انواع هنجارگریزی معنایی در اشعار سنان انطون را بررسی کند و نقش نشانه ها و تعامل میان آن ها در شکل گیری هنجارگریزی معنایی در اشعار این شاعر را بیان می کند. بر اساس یافته های پژوهش، انطون به کمک ظرفیت های هنری موجود در حیوان پنداری، انسان پنداری، گیاه پنداری، جسم پنداری و سیال پنداری، مجموعه ای از نشانه ها را در متن شعرش پدید می آورد و به کمک بازی نشانه از قواعد زبان هنجار عدول می کند و در اشعارش هنجارگریزی معنایی ایجاد می کند و جنبه های نوآوری شعرش از حیث معنا را تقویت می کند و به مفاهیم انتزاعی همچون جنگ، مرگ، دشمنی، زندگی، عشق، صلح و نوع دوستی تجسمی حسی و بُعدی فیزیکی می بخشد.
۶.
ادبیات داستانی همواره یکی از پرکاربردترین و محبوب ترین انواع ادبیات بوده است. متون داستانی به دلیل جذابیت های بصری و روایتی خود، نقش مهمی در انتقال احساسات و مفاهیم به مخاطب دارند. یکی از رویکردهای نوین در تحلیل متون ادبی، استفاده از نظریه کنش گفتاری جان سرل است که به بررسی انواع کنش های گفتاری در متون می پردازد. در این پژوهش به تحلیل اثر احمد حسن الزیات، "اول درس القیته"، براساس نظریه کنش گفتاری سرل پرداخته شده است. با وجود پژوهش های متعدد درباره تحلیل متون ادبی، تحلیل های دقیق تری از کنش های گفتاری در آثار احمد حسن الزیات کمتر انجام شده است. این پژوهش تلاش دارد تا با استفاده از نظریه کنش گفتاری، به بررسی دقیق تری از روابط و مفاهیم موجود در متن "اول درس القیته" بپردازد. اهداف پژوهش: شناسایی و تحلیل کنش های گفتاری موجود در متن "اول درس القیته". بررسی تأثیر کنش های گفتاری بر جذابیت و عمق مفاهیم در متن. تحلیل رابطه میان نویسنده و مخاطب با استفاده از کنش های گفتاری. این پژوهش با استفاده از روش تحلیل محتوا و تحلیل کنش گفتاری جان سرل انجام شده است. ابتدا پاره گفتارهای متن "اول درس القیته" شناسایی و دسته بندی شده و سپس با توجه به افعال کنش های گفتاری، نوع کنش هر پاره گفتار تعیین و تحلیل شده است. یافته های پژوهش: بیشترین فراوانی کنش های گفتاری در متن به کنش های اظهاری اختصاص دارد که نشان دهنده تأکید زیاد بر توصیف شخصیت ها، بیان حوادث و شرح وقایع است. کنش های عاطفی به دلیل بیان حالات روحی و روانی نویسنده، عمق بیشتری به متن بخشیده و ارتباطی عمیق تر با خواننده ایجاد می کنند. کنش های ترغیبی در جملات پایانی متن به ایجاد انگیزه و ترغیب خواننده به رشد و پیشرفت شغلی پرداخته اند. پیشنهادات برای پژوهش های آینده: تحلیل آثار دیگر نویسندگان معاصر با استفاده از نظریه کنش گفتاری سرل برای مقایسه و بررسی تأثیرات مختلف کنش های گفتاری. بررسی کاربرد کنش های گفتاری در متون مختلف ادبیات جهانی برای درک بهتر از تفاوت ها و شباهت های موجود در فرهنگ ها و زبان های مختلف.