معناشناسی و تحلیل مفهوم «عشق» به مثابه «آزادی» در اشعار حسین منزوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های معناشناختی متون ادبی دوره ۲ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
80 - 100
حوزههای تخصصی:
یکی از مهم ترین مولفه های ادبیات پایداری، مولفه ی آزادی است. در این پژوهش سعی شده است یکی از نمادهای پایداری، که به این مولفه دلالت دارد را در اشعار حسین منزوی از منظر معناشناسی شناختی مورد بررسی و تحلیل قرار دهیم. حسین منزوی مجموعا 106 بار از نماد «عشق» در مفهوم «آزادی» بهره یافته است. در اشعار او قلمرو مفهوم انتزاعی «عشق» در 27 نگاشت استعاری به قلمرو مبداهای عینی گوناگونی چون: «انسان، حیوان، آتش، خورشید، نور، ستاره، چتر، کتاب، درس، داستان، رمز، صلح، قاصد، رهبر، تکیه گاه، مکان، میخانه، برکه، گل، میوه، بهار، نسیم، مرگ، خون، شمشیر، تیشه و زنجیر» مرتبط می شود. منزوی همچنین از این رویکرد استعاری، در راستای تحقق رویکرد نمادین خود به واژه «عشق» به مثابه «آزادی» بهره می یابد و ویژگی های مشترک عشق و آزادی را از جمله: «گرمابخشی، نوربخشی، راهنمایی و هدایتگری، سوزندگی و سازندگی، لازمه رشد بودن، گستردگی و مراقبت، قابل انتقال و آموزش بودن، طولانی بودن، نجات بخشی و کشندگی، پیام آوری، امنیت، آگاهی بخشی و هشیار کردن، زیبایی و جذبه و دور از دست بودن، زود از دست رفتن، خون ستانی و صیقل دادن، و... و...» ضمن نگاشت های استعاری خود به واژه «عشق» تبیین می کند.