پژوهش های معناشناختی متون ادبی

پژوهش های معناشناختی متون ادبی

پژوهش های معناشناختی متون ادبی دوره 3 بهار 1404 شماره 1 (مقاله علمی وزارت علوم)

مقالات

۱.

بررسی دلالت های معنایی ایقاع توازی در شعر نو عربی مطالعه موردی اشعار «أمل دنقل»، «محمود درویش» و «عبدالوهاب البیاتی»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۲۱
توازی از جمله مفاهیم زبان شناسی نوین است که در ساختار آوایی و موسیقایی شعر معاصر نقش برجسته و مهمی دارد. در ایقاع توازی بسامد و فراوانی بافت های صرفی و نحوی مشابه در متن شعری بدون در نظر گرفتن ظرفیت های آوایی و یا تکرار آنها مد نظر است. در حقیقت این نوع ایقاع در ساختار کلام رخ می دهد و یکی از انواع ایقاع های درونی است که ناظر به آن دسته از ساخت های زبانی مشتمل بر اجزای متساوی کلام است و عامل سازنده موسیقی شعر نو بوده و مجموعه عناصر آوایی، ترکیبی و معنایی را شامل می شود که در انسجام کلام و ایجاد موسیقی نهانی متون شعری تأثیرگذار است. در مقاله حاضر به روش توصیفی-تحلیلی به بررسی ایقاع توازی در  شعر سه تن از شاعران نوپرداز عرب پرداخته خواهد شد و کارکرد سطوح سه گانه ایقاع توازی در ایجای فضای موسیقایی شعر آنان بررسی خواهد شد. در شعر «بیاتی»، «درویش» و «دنقل» ایقاع توازی نقش پر رنگی در خلق موسیقی درونی شعر این شاعران دارد و به عنوان ابزاری جهت ایجاد نظم و توازن در اختیار شاعران قرار گرفته است. هر سه شاعر از قالب ساخت های دستوری مشابه نحوی، ترادف، تضاد، ساختارهای شرطی یکسان و تساوی تفعیله ها در شعر خود بهره برده که این امر علاوه بر تأثیرگذاری در نغماهنگ کلام در ترسیم تجربه شعری شاعران نقش بارزی دارد؛ چرا که بسیاری از اندیشه های شخصی شاعران در قالب چنین ساخت هایی در شعر نمود یافته و در القای پیام مورد نظر شاعران به مخاطب اثرگذار است.
۲.

دراسة دلالیة للمصاحبات اللفظیة الوصفیة العسكریة فی إذاعة الأمم المتحدة (المصاحبات الدالّة علی «وصف الحرب» أنموذجًا)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۲۲
تهدف هذه المقاله إلى "تحلیل الملامح الدلالیه للکلمات المحوریه فی المصاحبات الوصفیه المتعلقه بوصف الحرب" فی الخطاب العسکری لإذاعه الأمم المتحده فی عام 2018 المیلادی. تظهر هذه الدراسه أن المصاحبات اللفظیه العسکریه فی إذاعه الأمم المتحده تمیل إلى استخدام مصطلحات ذات دلالات محایده أو إیجابیه لتقدیم صوره متوازنه عن النزاعات، وذلک لتجنب التصعید أو التحیز. کما تساعد هذه المقاله فی فهم کیفیه استخدام اللغه کأداه دبلوماسیه لتخفیف حده التوترات وتعزیز السلام. اعتمد البحث الحالی على المنهج الوصفی التحلیلی مستعینًا بعلم الدلاله لدراسه کیفیه استخدام اللغه العسکریه فی وسائل الإعلام الدولیه، وتأثیر هذه اللغه على تشکیل الرأی العام وفهم الأحداث العسکریه. استعان الباحثان بآراء اللغویین والدلالیین العرب، بالإضافه إلى القوامیس القدیمه والحدیثه مثل "لسان العرب" لابن منظور و"معجم اللغه العربیه المعاصره" لأحمد مختار عمر لفهم الدلالات اللغویه للمصطلحات المستخدمه. یُعدُّ تحلیل المصاحبات اللفظیه فی المجال العسکری ضروریًا لفهم کیفیه تأثیر اللغه على الرأی العام الدولی، وکیفیه استخدامها کأداه لتعزیز السلام والاستقرار من جهه، ودور تعلیمها فی تعلم اللغه العربیه من جهه أخرى. من أبرز نتائج هذه المقاله أن إذاعه الأمم المتحده تستخدم لغه متوازنه ومحایده لتجنب التصعید. بالإضافه إلى ذلک تم تحدید أن اللغه المستخدمه تعکس التوجهات السیاسیه للأمم المتحده فی تعزیز السلام وحقوق الإنسان.
۳.

معنا شناسی هم زمانی واژه های «اقرار» و «اعتراف» در کلیله ودمنه با تکیه بر تحلیل مؤلفه ای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۲۵
متون ادبی کلاسیک مانند کلیله ودمنه، علاوه بر ارزش ادبی، گنجینه های اندیشه و فرهنگ گذشته هستند. تحلیل واژگان این متون برای فهم دقیق مفاهیم فرهنگی و اجتماعی نهفته در آن ها ضروری است. این مقاله با هدف بررسی و تحلیل دقیق واژه های «اعتراف» و «اقرار» در کلیله ودمنه، با بهره گیری از رویکرد معناشناسی هم زمانی و روش تحلیل مؤلفه ای انجام شده است. در این پژوهش، ابتدا به بررسی معانی لغوی این واژگان در فرهنگ های عربی و فارسی پرداخته شد؛ سپس با تحلیل هم زمان کاربرد این واژه ها در کتاب مذکور، مؤلفه های معنایی متمایز آن ها در بافت های گوناگون استخراج گردید. یافته های تحلیل مؤلفه ای نشان داد که در این کتاب، «اعتراف» از مؤلفه های [-آگاهی قبلی]، [+کسب آگاهی]، [+درونی]، [+تغییر باور] و [+بار عاطفی] برخوردار است؛ درحالی که «اقرار» دارای مؤلفه های [+آگاهی قبلی]، [+رسمیت]، [+مسئولیت حقوقی] و [-بار عاطفی] است. بررسی ها نشان می دهد که این واژه ها در کلیله ودمنه به شکلی دقیق و هدفمند برای انتقال پیام مورد نظر نویسنده به کار گرفته شده است.
۴.

بررسی وجوه معنایی، ادبی و اصولی مباحث الفاظ در مسیر استنباط: (تأملی بر جایگاه ادبیات عربی در اصول فقه)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۲۳
این مقاله به بررسی وجوه ادبی و اصولی مباحث الفاظ در استنباط فقهی با رویکرد معناشناختی می پردازد. مسائلی چون «وضع»، «دلالت»، «اراده استعمالی و جدّی شارع»  در اینجا بررسی می شوند. با توجه به گرایش های مختلف زبانی و نشانه های زبانی در رسیدن به «مدلول» و تأثیر پس زمینه ی متن بر فهم آن، «قواعد زبانی مشترک»، «توجّه به قصد مؤلّف» و «عینیّت معنا» به عنوان مسائل اصولی مطرح می شوند. این پژوهش نشان می دهد که مباحث الفاظ در علم اصول، با دلائل لفظی و تشخیص ظهورات لغوی و عرفی، نقش مهمی در شناخت معانی واژگان، ترکیب جملات و تعیین ویژگی های معنایی واژه ها ایفا می کند و کاربرد گسترده ای در استنباط احکام فقهی دارد. مقاله تأکید می کند که طرح مباحث الفاظ در اصول فقه، نشان دهنده  نیاز عالم اصولی به این مباحث با رویکرد «معناشناختی»، برای دستیابی دقیق به مراد متکلم و استنباط صحیح احکام است. این پژوهش با استفاده از روش «تحلیلی،توصیفی»، به بررسی مصادیقی چون «مشتق»  از متن آیات و احادیث در قالب شناخت معنی پرداخته و مستنبط  را در ارائه حکم فقهی در مسائل مستحدثه چون«سرقفلی»،« شطرنج »،«بیت کوین» و دیگر رمز ارزها  کمک نموده است و همچنین به  مباحث زبانی مرتبط با «وضع»، «استعمال» و «دلالت الفاظ» در اصول فقه می پردازد که یا در علوم ادبی مطرح نشده اند  و یا به اندازه کافی  مورد بررسی قرار نگرفته اند. به عبارت دیگر فرآیند تکمیل ظهورات معنی در استنباط فقهی را بررسی کرده است.
۵.

نگاهی نو به سوره طه بر اساس نظریه افشانش معنای ژاک دریدا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۲۰
نظریه افشانش معنا، از مفاهیم بنیادین فلسفه معاصر است که ژاک دریدا آن را در بستر ساختارشکنی طرح کرده است. بر اساس این نظریه، معنا امری سیال و چندلایه است که از طریق زبان، متکثر و منتقل می شود و هیچ متن یا مؤلفی قادر به ارائه معنای نهایی و قطعی نیست. این پژوهش با بهره گیری از روش توصیفی-تحلیلی و مطالعات کتابخانه ای، سوره مبارکه طه را با تکیه بر مؤلفه های نظریه افشانش مورد بازخوانی قرار داده است. تحلیل انجام گرفته، ساختار روایی سوره را به بیست بخش مجزا تقسیم می کند که از این میان، پانزده بخش در قالب افشانش وضعی یعنی تغییر نسبی در خط سیر معنا با حفظ پیوند ضمنی با روایت اصلی و پنج بخش در قالب افشانش انتقالی به معنای گسست کامل و ورود به ساحت معنایی مستقل جای می گیرند. یافته ها نشان می دهد که سوره طه با بهره گیری از گسست های روایی، تمثیل، تفسیر و حکایت های درون متنی، به خلق معنایی چندوجهی دست می زند که با اصول نظریه افشانش دریدا هم راستاست. این امر سوره را به متنی چندلایه و پویا تبدیل کرده و ظرفیت بالای تفسیری آن را برجسته می سازد.
۶.

بررسی تحلیلی - انتقادی معناشناسی ساخت های مصدری عربی از دیدگاه عبدالقاهر جرجانی و ابوحیان اندلسی در قرآن؛ مطالعه موردی مصادر مضاف، صریح و مؤوّل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۲۴
یکی از هدف های علم معانی، بیان تفاوت معنایی ساختارهای متشابه است. بلاغت دانان مسلمان با مطالعه این ساختارها در قرآن، آثاری تحلیلی برجای نهاده اند. یکی از ساختارهای پربسامد و متنوع، ساختارهای مصدری است که در پردازش معنا نقشی چشمگیر دارند. از این رو عبدالقاهر جرجانی و ابوحیان اندلسی با بررسی کاربردهای مصدر مضاف و مصدر مؤول دو دیدگاه متفاوت ارائه کردند. این نوشتار تحلیلی – انتقادی، کوششی است برای تعیین دیدگاه درست درباره تحلیل معنایی مصدر مضاف و مصدر مؤول. بدین منظور دیدگاه های آنان درباره سه گونه یادشده مصدر با تطبیق بر شماری از آیات قرآن، و بررسی دیدگاه های برخی مفسران و فقها ارزیابی شد. عبدالقاهر مصدر مضاف به فاعل را نشانه وقوع حدث می داند؛ امّا مصدر مضاف به مفعول و مصدر مؤوّل، را دالّ بر تحقّق حدث نمی داند. ابوحیان در هر دو مورد با عبدالقاهر مخالف است. تحلیل شواهد قرآنی، دیدگاه عبدالقاهر را تأیید می کند. از این رو در ترجمه و تحلیل قرآن کریم و دیگر متون، باید دلالت مصدر مضاف به فاعل  بر وقوع، و مصدر مضاف به مفعول و مصدر مؤوّل بر عدم وقوع، لحاظ گردد.