تحلیل سطوح گفتمانی و بلاغی در نوشتار صدیقه دولت آبادی در نشریه زبان زنان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
گفتمان طبیعتی اجتماعی دارد، و این مهم در نوشته های ژورنالیستی واجد ماهیتی متمایزتر است. مقاله حاضر به بررسی و تحلیل ساختارها و مؤلفه های گفتمان مدار و وجوه زبانی و بلاغی در نوشته های صدیقه دولت آبادی مندرج در نشریه زبان زنان (1298) پرداخته است تا نشان دهد جهان بینی، نیت های اجتماعی، رابطه متن و گفتمان قدرت از طریق زبان، گاه مستقیم و گاه تلویحی صورت می پذیرد. روزنامه نگاری در ایران دوران مشروطه با بهره گیری از امکانات متعدد زبان توفیق یافت تا مسیر آگاهی و تجدد را در جامعه ایرانِ استبدادزده فراهم سازد. طیف وسیعی از نوشته های دولت آبادی، به موضوعات مربوط به زنان با محوریت برپایی دبستان برای دختران، مطالبه حقوق اجتماعی زنان، و انتقادات سیاسی تعلق دارد. مقالات او در این نشریه به دلیل اهمیت تاریخی آن در طرح این مطالب در دوره مشروطه و پس از آن قابل بررسی است دولت آبادی با گفتمانی ستیزنده و انتقادی و فراخوانی زنان به کنش اجتماعی، گفتمان تازه ای را در تاریخ اجتماعی زنان ایجاد کرد و گفتمان حاکم را به تغییرات اجتماعی ملزم ساخت. این مزیت مرهون قلمی است که از امکانات اندیشگی و ادبی(بلاغی) به فراخور مطالب سود جسته است. گفتمان انقلابی دولت آبادی در سال های آخر انتشار نشریه در گردشی گفتمانی در مسیر تایید گفتمان قدرت قرار گرفت. این گفتمان در سطح زبانی و بلاغی با جملات کامل و کوتاه، گاهی پرسشی و تاکید بر سره نویسی، با هدف آگاهی بخشی و کسب اعتبار اجتماعی بیان شده است.