فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۴۲۱ تا ۲٬۴۴۰ مورد از کل ۸٬۱۵۲ مورد.
حوزههای تخصصی:
مسجد کبود تبریز یکی از آثار باارزش معماری ایران است که از گذشته تاکنون، مورد توجه مورخان، سیاحان و پژوهشگران معماری متعددی قرار گرفته است. در این راستا، مطالعات فراوانی درباره تاریخ و ریشه الگوی معماری مسجد کبود و عناصر و جزئیات آن، با رویکردها و روش های مختلف انجام پذیرفته و برخی نتایج متضاد و پرابهام به دست آمده است؛ به نحوی که عده ای کلیت فرمی بنای کبود تبریز را وارداتی و متأثر از معماری مساجد گونه بورسا در عثمانی و عده ای دیگر آن را در تداوم تجربیات معماری ایرانی می دانند. با نگاهی اجمالی به این یافته ها، لزوم انجام پژوهش های بیشتر برای یافتن ریشه الگوی معماری مسجد کبود تبریز در کلیت و اجزایش، به چشم می آید. بدین منظور، نوشتار حاضر با روش تفسیری تاریخی، نخست به مطالعه تاریخِ بستر و کشف و تحلیل نیروهای متفاوت اثرگذارِ پیدا و پنهان بر فرم معماری مسجد کبود تبریز پرداخته و در ادامه در یک تحلیل معماری، جایگاه الگوی ساخت بنای کبود تبریز و میزان سنخیت آن در تناسب با زنجیره تداومی معماری ایرانی و معماری مساجد عثمانی گونه بورسا را تعیین کرده است. یافته ها نشان می دهد هرچند در دوران جهانشاه و پیش از او، ارتباطات فرهنگی گسترده ای بین دولت عثمانی و قراقویونلوها وجود داشته، اما در موضوع معماری، تأثیر یک طرفه هنرمندان، معماران و کاشی کاران ایرانی بر معماری عثمانی مشهود است. بنای کبود تبریز که یک مسجدِ متصل به آرامگاه است، در حس فضا، کارکرد، کارشیو، سازه، نما و تزیینات، ریشه کاملاً ایرانی دارد و از جنبه الگوی ساخت، در تداوم گسترش بناهای گنبدخانه ای ایرانی شکل می گیرد.مسجد کبود تبریز یکی از آثار باارزش معماری ایران است که از گذشته تاکنون، مورد توجه مورخان، سیاحان و پژوهشگران معماری متعددی قرار گرفته است. در این راستا، مطالعات فراوانی درباره تاریخ و ریشه الگوی معماری مسجد کبود و عناصر و جزئیات آن، با رویکردها و روش های مختلف انجام پذیرفته و برخی نتایج متضاد و پرابهام به دست آمده است؛ به نحوی که عده ای کلیت فرمی بنای کبود تبریز را وارداتی و متأثر از معماری مساجد گونه بورسا در عثمانی و عده ای دیگر آن را در تداوم تجربیات معماری ایرانی می دانند. با نگاهی اجمالی به این یافته ها، لزوم انجام پژوهش های بیشتر برای یافتن ریشه الگوی معماری مسجد کبود تبریز در کلیت و اجزایش، به چشم می آید. بدین منظور، نوشتار حاضر با روش تفسیری تاریخی، نخست به مطالعه تاریخِ بستر و کشف و تحلیل نیروهای متفاوت اثرگذارِ پیدا و پنهان بر فرم معماری مسجد کبود تبریز پرداخته و در ادامه در یک تحلیل معماری، جایگاه الگوی ساخت بنای کبود تبریز و میزان سنخیت آن در تناسب با زنجیره تداومی معماری ایرانی و معماری مساجد عثمانی گونه بورسا را تعیین کرده است. یافته ها نشان می دهد هرچند در دوران جهانشاه و پیش از او، ارتباطات فرهنگی گسترده ای بین دولت عثمانی و قراقویونلوها وجود داشته، اما در موضوع معماری، تأثیر یک طرفه هنرمندان، معماران و کاشی کاران ایرانی بر معماری عثمانی مشهود است. بنای کبود تبریز که یک مسجدِ متصل به آرامگاه است، در حس فضا، کارکرد، کارشیو، سازه، نما و تزیینات، ریشه کاملاً ایرانی دارد و از جنبه الگوی ساخت، در تداوم گسترش بناهای گنبدخانه ای ایرانی شکل می گیرد.
تأملی بر ساختار فضایی و الگوی کالبدی خانه های دوره قاجار شهر نطنز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات معماری ایران بهار و تابستان ۱۴۰۰ شماره ۱۹
۱۳۶-۱۱۵
حوزههای تخصصی:
آنچنان که نتایج مطالعات مرتبط با شهرهای ایرانی روشن ساخته است، اقلیم و فرهنگ را میتوان دو عامل اثرگذار کلیدی و در شکل یابی و توسعه استقرارگاه های بشری و فضاهای زیستی به شمار آورد. این تأثیر تا بدان حد است که بسیاری از پژوهشگران، بافت های کهن شهری را به مثابه آیینه ای دانسته اند که فرهنگ ساکنانشان را منعکس می سازند. در شهر نطنز، خانه های سنّتی متعددی وجود دارد که متعلق به دوره قاجار و اوایل دوره پهلوی هستند. این خانه ها که عناصر کارکردی متمایزی نسبت به دیگر بناهای مسکونی دارند، با ساختار پیچیده و متفاوت خود، به این شهر هویتی فرهنگی بخشیده اند؛ بدین سبب است که مطالعه ساختار فضایی و الگوی کالبدی این خانه ها موضوع پژوهشی مستقل شدند. پژوهشی که نتایج آن در نوشتار حاضر ارائه میشود، در پی آن است تا ضمن معرفی خانه های تاریخی شهر نطنز به این پرسش پاسخ گوید که عناصر و ویژگی های کالبدی فضایی خانه های تاریخی این شهر چیستند؟ هدف آن است که اصول و ارزش های فرهنگی حاکم بر معماری «خانه» در بافت کهن این شهر معلوم و چرایی و چگونگی ساختار این بناها مطالعه شود. پژوهش حاضر با رویکردی تاریخی و با روش توصیفی تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای و بررسی های میدانی مستندنگاری صورت گرفته است. در دستیابی به این هدف، ده خانه شاخص تاریخی در محله های قصبه و افوشته متعلق به دوره قاجار به لحاظ عناصر کالبدی بررسی شدند. در نتیجه این پژوهش روشن شد که معماران و شهرسازان نطنز در عهد قاجار توانسته اند هماهنگی منطقی چشمگیری در ترکیب فضایی خانه های و نوع اقلیم منطقه به وجود آورند. به طور کلی، جهت گیری متفاوت بناها و تفاوت در ساختار کالبدی معماری خانه ها بر محور حیاط به عنوان نقش هماهنگ کننده و ارتباط دهنده میان سایر عناصر بنا به عنوان الگوی قابل تأمل در شهر نطنز است.
تبیین رابطه میان میزان تعاملات اجتماعی و بالا رفتن کیفیت زیست در مجتمع های مسکونی (نمونه موردی: مجتمع مسکونی بهجت آباد، کوی نوبنیاد و برج بین المللی تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هویت شهر سال ۱۵ تابستان ۱۴۰۰ شماره ۴۶
85 - 96
حوزههای تخصصی:
امروزه کم توجهی به تعاملات اجتماعی در فرآیند طراحی به یکی از موضوعات چالش برانگیز در مجتمع های مسکونی تبدیل شده است. در کشور ایران ساخت مجتمع های مسکونی به عنوان معلولی از افزایش جمعیت، گران شدن زمین و در پی آن منفعت اقتصادی موجب تغییر شاکله فضاهای سکونتی و حذف فضاهای تعاملی از معماری مسکونی ایران گشت که از تبعات آن می توان به عدم پاسخگویی به نیازهای اجتماعی افراد و کاهش حس تعلق به مکان اشاره کرد. در این مقاله با استفاده از روش میدانی و با بهره گیری از ابزار پرسشنامه میزان تعاملات اجتماعی در چندین مجتمع مسکونی مورد ارزیابی قرار می گیرند و مطالعات گویای آن است که کم توجهی به روابط انسانی در زیست جمعی، فراهم نبودن بستری مناسب جهت تعاملات اجتماعی و در نظر نگرفتن فضاهای تعاملی میان ساکنین موجب نارضایتی و درنتیجه پایین آمدن کیفیت زندگی در مجتمع های زیستی شده است.
میزان کارآمدی برنامه مصوب آموزش مسکن (طرح معماری 5) بر اساس انتظارات جامعه حرفه ای از فارغ التحصیلان رشته معماری؛ بررسی موردی: جامعه حرفه ای شهر تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه معماری و شهرسازی سال چهاردهم زمستان ۱۴۰۰ شماره ۳۳
127 - 143
حوزههای تخصصی:
به اعتقاد بسیاری از صاحب نظران، یکی از راه های انکارناپذیر در ارتقای کیفیت آموزش، پرداختن به حوزه برنامه ریزی درسی است. امروزه عدم آمادگی دانش آموختگان جهت ورود به حرفه، حکایت از فاصله بین آموزش دانشگاهی و خواسته های حرفه از فارغ التحصیلان دارد. این امر ضرورت ارتقاء سطح کیفی آموزش معماری و تربیت معماران و بالا بردن توان حرفه ای افراد همگام با نیازهای واقعی جامعه را مشخص می سازد. این پژوهش با هدف بررسی برنامه درس طرح معماری 5، بر اساس انتظارات حرفه از فارغ التحصیلان به دنبال پاسخگویی به این سؤال است که چه رابطه ای بین انتظارات حرفه از فارغ التحصیلان معماری شهر تبریز در حوزه فضاهای سکونتی و برنامه آموزش طرح معماری 5 در دانشکده های معماری وجود دارد؟ این پژوهش از نوع کیفی با رهیافت تفسیری و به روش داده نگر است. ابزار گردآوری داده ها مصاحبه نیمه ساختاریافته با معمارانِ حرفه ای است و در این راستا ساختار مصاحبه ها به روش تحلیل محتوای کیفی و بررسی مقوله های مؤثر از محتوای آنها استخراج می گردد. نتایج مطالعه حاضر نشان می دهد که بعد مهارتی به عنوان یکی از اجزاء اصلی برنامه درسی به طور کامل در برنامه درسی نادیده گرفته شده است و در بعد دانشی و نگرشی در بحث ضوابط و مقررات و حوزه های مخاطب شناسی و جامعه شناسی فاصله فراوانی بین حرفه و برنامه درسی وجود دارد.
ردگیری بلادرنگ ویدئویی اشیا با استفاده از الگوریتم Kernel Base Object Tracking اصلاح شده با قابلیت شناسایی دقیق تر در محصولات امنیتی و نظارتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شهر ایمن سال ۴ بهار ۱۴۰۰ شماره ۱۳
1 - 18
حوزههای تخصصی:
یکی از زمینه های کاربرد بینایی ماشین، ردیابی شیء متحرک می باشد. ردیابی شیء متحرک به صورت بلادرنگ فرآیندی است که طی آن موقعیت یک شیء متحرک در هر لحظه از زمان تعیین می شود. بدین منظور در این مقاله با یک رویکرد عملی که منجر به تولید محصول و با استفاده از کتابخانه OpenCV در محیط برنامه نویسی Visual C++ می شود، تلاش شده است تا یک شیء را در فریم های متوالی و با استفاده از یک دوربین Pan Tilt Zoom که دوربینی با یک پلتفرم دو درجه آزادی است، به صورت بلادرنگ ردگیری شود. لذا با توجه به این که هدف از این تحقیق پیاده سازی فرمول های ریاضی و مطالب ارائه شده به کدهایی است که به راحتی قابل استفاده در محصولات نظارتی و امنیتی باشند به بررسی یک الگوریتم مبتنی بر هیستوگرام به نام Kernel Base Object Tracking پرداخته و عملکرد آن با الگوریتم پرکاربرد Normalized Cross Correlation که مبتنی بر ضریب همبستگی آماری می باشد، مقایسه شده است. و مشخص گردید که عملکرد الگوریتم Kernel Baseبرای نشان دادن شیء مورد تعقیب با محیط پس زمینه کاملاً متمایز بسیار بهتر از الگوریتم Normalized شده می باشد.
بررسی تأثیر عناصر طبیعی گیاهی در کلاس درس بر میزان اضطراب دانشجویان
حوزههای تخصصی:
این نوشتار به طور خاص، با توجه به وضعیت کالبدی نمونه مورد مطالعه (دانشگاه جاوید جیرفت)، به برّرسی فرضیه ای مبنی بر تأثیر عناصر طبیعی گیاهی در کلاس های درس بر میزان اضطراب حالتی دانشجویان و یافتن نحوه همبستگی این عامل محیطی کلاس ها با اضطراب دانشجویان حاضر در آن ها پرداخته است. روش تحقیق، توصیفی تحلیلی، از نوع کمّی، و بر پایه پژوهش موردی بود؛ که طی آن، توسط پرسش نامه اضطراب اسپیلبرگر، از 196 دانشجو که از دو تیپ کلاس، یکی فاقد عناصر طبیعی گیاهی و دیگری دارای میزان مطلوبی گیاه، استفاده می کردند، در خصوص میزان اضطراب حالتی آن ها در کلاس، نظرسنجی شده است. پایایی پرسش نامه اضطراب با استفاده از روش آلفای کرونباخ، 865/0 به دست آمد که نشان از همسانی درونی و پایایی مناسب داشت. داده ها پس از جمع آوری، با استفاده از نرم افزار آماری SPSS -22 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. در ارتباط با رابطه بین میزان اضطراب صفتی و حالتی دانشجویان با میزان عناصر طبیعی گیاهی در کلاس، به ترتیب، ضرایب همبستگی 180/0- و 639/0- به دست آمد که به ترتیب در سطح 5% و 1% معنی دار بوده است. لذا نتایج حاکی از آن است که با اطمینان 95%، میزان عناصر طبیعی گیاهی کلاس، قادر به پیش بینی اضطراب صفتی و حالتی دانشجویان می باشد. برای اضطراب صفتی، معادله رگرسیونی به شکل "Y=995/49 - 567/0X" مشخص شد. X: متغیر میزان عناصر طبیعی گیاهی کلاس، و Y: اضطراب صفتی. برای اضطراب حالتی نیز معادله رگرسیونی به شکل "Y=122/71 - 270/2X" مشخص گردید. ضریب متغیر مستقل میزان عناصر طبیعی گیاهی کلاس در معادله های رگرسیونی منفی بود؛ بنابراین با افزایش میزان عناصر طبیعی گیاهی کلاس، میزان اضطراب صفتی و حالتی دانشجویان کاهش می یابد.
تحلیل گفتمان ابعاد فضاسازانه و ایدئولوژیک طرح های شهری اراضی عباس آباد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گفتمان طراحی شهری دوره دوم بهار ۱۴۰۰ شماره ۱
77-103
حوزههای تخصصی:
اهداف: اراضی عباس آباد از مکان و موقعیت ویژه ای در شهر تهران برخوردار است و به همین دلیل در طول نیم قرن گذشته همواره مورد توجه تصمیم سازان، تصمیم گیران، برنامه ریزان و طراحانِ شهری قرار گرفته است. طرح های شهری ارائه شده برای این اراضی، علاوه بر جنبه های طراحانه-فضاسازانه ، حاوی ابعاد ایدئولوژیک ویژه ای است که شاید در نگاه اول آشکار نشود. فهم و تبیین این ابعاد هدف عمده ی مقاله ی پیش روست. روش ها: در جهت فهم بهتر این دو جنبه، از روش تحلیل گفتمان استفاده می شود. بهره گیری از این شیوه در کنار تعریف مفهوم ایدئولوژی و رابطه ی درهم تنیده ی آن با گفتمان و نیز کاربست آن در نظام دانشی شهرسازی، راه را برای رسیدن به مطلوب هموارتر می کند. بر این اساس با تکیه بر رویکردی ساختارگرایانه مبتنی بر آموزه های زبان شناسانه در مواجهه با اسناد موجود، دو بخش عوامل درون زبانی و برون زبانی در مقابل یکدیگر قرار می گیرد. یافته ها: بر مبنای رویکرد روش شناسانه ی مقاله، از یک سو عوامل درون زبانی دربردارنده ی جنبه های طراحانه-فضاسازانه طرح هاست و از سوی دیگر عوامل برون زبانی ناظر بر جنبه های ایدئولوژیک آن ها. بر همین اساس نشان داده می شود ایده های موجود در ابعاد طراحانه-فضاسازانه ی هر یک از طرح های پیشنهادی، تلاشی در جهت تحقق بخشی بر بعد ایدئولوژیک این طرح هاست؛ که از قضا در چشم انداز های نخستین آن ها قابل مشاهده است. نتیجه گیری : علیرغم وجود تفاوت های صوری-ظاهری موجود در ابعاد فضاسازانه ی طرح های شهری اراضی عباس آباد در دو بازه ی زمانی مدنظر مقاله، هر یک از این طرح ها از منطق ایدئولوژیک خاص و منحصربه فرد خود پیروی می کند؛ که به شکلی مشخص به چشم انداز های اولیه ی طرح ها گره می خورد.
مقایسه رویکرد دانشجویان کارشناسی رشته های مهندسی معماری و شهرسازی به «محله پایدار» (مطالعه موردی دانشجویان دانشگاه شیراز)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معماری و شهرسازی ایران دوره ۱۲ بهار و تابستان ۱۴۰۰ شماره ۲۱
175 - 189
حوزههای تخصصی:
وسیع بودن حوزه مفهومی «پایداری» و ابعاد زیست محیطی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی آن، رویکردهای مختلفی به این مفهوم ایجاد نموده که بر اولویت بندی راهبردها در طرح ها و برنامه های معماری و شهرسازی از جمله در مقیاس محله تأثیرگذار بوده است. این پژوهش به دنبال بررسی رویکردهای دانشجویان رشته های معماری و شهرسازی به مفهوم «محله پایدار» در فرآیند تصمیم گیری به منظور طراحی و برنامه ریزی است. رویکرد این پژوهش، توصیفی- تحلیلی است و از راهبردهای آمیخته کمّی و کیفی به منظور پیش برد اهداف پژوهش بهره برده است. به منظور انجام پژوهش،تعدادی از دانشجویان کارشناسی در رشته های مهندسی شهرسازی و مهندسی معماری دانشگاه شیراز پس از فرآیند انجام طرح 5 در رشته های خود، انتخاب شده و اولویت های آن ها در طراحی محله پایدار، به کمک پرسشنامه با سؤالات باز و بسته مورد بررسی قرار گرفت. داده های کمّی حاصل از این مرحله به کمک نرم افزار SPSS و آزمون های فریدمن و من- ویتنی مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها نشان می دهد دانشجویان شهرسازی در فرآیند برنامه ریزی محله پایدار، به شاخص های بعد عملکردی(اختلاط کاربری و تراکم) و بعد اقتصادی (تأمین اشتغال محلی) اهمیت و توجه بیشتری نشان داده و در مقابل، برای دانشجویان معماری شاخص های بعد فرهنگی محله پایدار (محرمیت و حس تعلق) اولویت بیشتری داشته است. رویکرد «کلی» و «عملکردگرا»ی دانشجویان شهرسازی و در مقابل نگاه «جزیی» و زیباشناسانه و نیز رویکرد «فرهنگی» دانشجویان معماری به موضوع «محله پایدار» از نتایج این پژوهش است که می تواند به مدرسین کمک کند تا ضمن تقویت نقاط قوت، به جبران خلأها در ادراک «محله پایدار» در چهارچوب مقیاس و ماهیت هر یک از این دو رشته بپردازند.
واکاوی تطبیقی معیارهای اقتصادی- اجتماعی در محله خواجه ربیع و نه دره کلانشهر مشهد
حوزههای تخصصی:
رشد سریع شهر و شهرنشینی و افزایش جمعیت شهری در کشور از مشکلات کلان شهرها می باشد. یکی از معضلاتی که این نوع توسعه در پی داشته، پیدایش و توسعه سکونتگاه های غیررسمی و حاشیه ای بوده و به دنبال آن فقری است که در وجوه مختلف این سکونتگاه ها معنی پیدا می کند. محله های غیرمجاز شهری باعث مشکلات بحرانی چند وجهی می شوند. هم چنین در دهه های اخیر، رشد و گسترش سکونتگاه های غیررسمی در اطراف شهرهای بزرگ به ویژه در کشورهای در حال توسعه با ماهیتی خودرو و خودجوش، مشکلات اقتصادی، اجتماعی عدیده ای را به همراه داشته که در نهایت باعث بروز ناپایداری الگوی توسعه شهری در کشورهای مذکور شده است. روش تحقیق دراین مقاله توصیفی – تحلیلی و از نوع کاربردی می باشد و هدف آن، بررسی و ارزیابی تطبیقی شاخص های اقتصادی، اجتماعی در محله های خواجه ربیع و نه دره (به عنوان سکونتگاه های غیررسمی شهر مشهد) با کمک روش آماری تحلیل واریانس می باشد. هم چنین جهت تکمیل پرسشنامه با توجه به حجم جامعه آماری 29920 نفر و استفاده از جدول تعیین حجم نمونه مورگان تعداد 375 پرسشنامه مورد پرسشگری قرار گرفته است. نتایج تحقیق نشان می دهد که محله نه دره از لحاظ شاخص های های اقتصادی، اجتماعی در سطح بالاتری نسبت به محله خواجه ربیع قرار دارد. همچنین نتیجه بررسی تحولات اقتصادی با استفاده از آزمون Chi-squared نشان می دهد که سکونتگاه های مذکور در حال گذار از فرهنگ سنتی خود می باشند.
تحلیل عوامل و مؤلفه های حس تعلق به مکان در محلات قدیمی شهر تبریز (نمونه موردی محله اهراب تبریز)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش شهرسازی دوره ۵ پاییز ۱۴۰۰ شماره ۳
107 - 125
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: محله تنها یک مکان و محیط برای فعالیت های انسانی و سرپناه نیست بلکه پدیده ای است که انسان در تعامل خود با آن، بدان معنا بخشیده و به آن دلبسته می شود. اما امروزه حس تعلق به مکان در محلات قدیمی و تاریخی به دلیل بی توجهی مدیران شهری در سطح پایینی قرار دارد. هدف: این پژوهش به تحلیل عوامل و مؤلفه های حس تعلق به مکان در محله اهراب شهر تبریز می پردازد. روش: تحقیق حاضر به لحاظ ماهیت و محتوای کاری، توصیفی- تحلیلی و از نوع پیمایشی است. به منظور گرداوری داده ها از مصاحبه عمیق و پرسشنامه استفاده شد. جامعه آماری،جمعیت محله اهراب تبریز که برابر 17952 نفر است. حجم نمونه هم ازآن نبا استفادهبببببب فرمول کوکران، برابر 376 نفر به دست آمد. روش نمونه گیری به صورت تصادفی ساده است. جهت بررسی پایایی پرسشنامه،از آلفای کرونباخ استفاده شد. برای آزمون سؤالات تحقیق، ابتدا نرمال بودن داده ها با استفاده از آزمون کولموگروف-اسمیرنوف موردبررسی قرار گرفت و پس از تأیید نرمال بودن داده ها، از همبستگی پیرسون و تحلیل عاملی تأییدی مرتبه دوم استفاده شد. محاسبات در نرم افزار SPSS و Amos انجام گرفت. یافته ها: شاخص نیکویی برازش (GFI) 915/0 است که نشان دهنده قابل قبول بودن این میزان برای برازش مطلوب مدل است. مقدار ریشه میانگین مربعات خطای برآورد (RMSEA) نیز 065/0 است که با توجه به کوچک تر بودن از 08/0، قابل قبول بوده و نشان دهنده تأیید مدل پژوهش است. همچنین شاخص توکر- لویس (TLI) 906/0؛ شاخص برازش تطبیقی (CFI) 903/0 و شاخص برازش مقتصد هنجار شده (PNFI) 71/0 است که همگی نشان دهنده برازش مطلوب و تأیید مدل پژوهش است. نتیجه گیری: گذر زمان با بار عاملی 96/0 بیشترین تأثیر را در حس تعلق به مکان دارد. پس ازآن به ترتیب خوانایی و دسترسی، غنای بصری، مبلمان و تجهیزات، مولفه های احساسی، کیفیت فضایی، تعاملات اجتماعی، زیبایی و نمادها و هویت قرار دارند.
ارائه مدل کاربردی طراحی فضاهای شهری زیست پذیر شاد با رویکرد ارتقای کیفیت زندگی در محله تجریش
منبع:
پژوهش های معماری نوین دوره اول زمستان ۱۴۰۰ شماره ۲
63 - 83
حوزههای تخصصی:
امروزه در اکثر کشورهای توسعه یافته زیست پذیری به عنوان یک اصل در چهارچوب پایداری موردبحث قرار می گیرد. همچنین استدلال می شود که ارزیابی زیست پذیری، می تواند با ارائه یک روش قابل توصیف، برای ارزیابی محیط های شهری و کیفیت آن ها، با رویکردهای گوناگون به اجرای برخی از برنامه های جدید شهری کمک کرد. ﮐﯿﻔﯿﺖ ﯾﮑﯽ از ﻣﻔﺎﻫﯿﻢ ﻣﺤﻮری ﻃﺮاﺣﯽ ﺷﻬﺮی ﺑﻮده که از اﻫﻤﯿﺖ ﻧﻈﺮی و عملی ﻓﺮاواﻧﯽ ﺑﺮﺧﻮردار است در ﭘﮋوﻫﺶ ﺣﺎﺿﺮ باهدف ﺗﺤﻠﯿﻞ ﻋﻮاﻣﻞ ﻣﺆﺛﺮ ﺑﺮ تحقق پذیری ﺷﻬﺮ ﺷﺎد و ﺗﺒﯿﯿﻦ اﻟﮕﻮی دﺳﺘﯿﺎﺑﯽ ﺑﻪ آن که دارای ماهیت توسعه ای-کاربردی است، تلاش بر این بود با تجزیه وتحلیل فضای مکانی یعنی محدوده تجریش و قرار دادن خط مشی برای ایجاد محیط های شاد به تدوین یک چهارچوب نظری جهت تبیین مفهوم شادی در محیط پرداخته و با معرفی و بازشناسی مؤلفه های سازنده آن مدلی ارائه گردد تا به واسطه از آن راهکارهایی با عنوان سیاست های طراحی استخراج شود. لذا پس از مرور شاخص های کیفیت و از طریق معیارهای برگزیده مرتبط با شادی، به بررسی شاخصه ها در چهار بعد تأثیرگذار پرداخته شده است که با تکیه بر فن تهران (فنون چشم انداز سازی) به صورت قرار دادن چکیده ای از مطالعات، در چهارچوب مفهومی پیشنهادی فن مذکور، ساماندهی شده و پس از سنجش وضعیت استخراج شده نتایج حاکی از آن بود که علاوه بر سه مرحله اصلی شناخت وضعیت موجود، شناخت آینده پیش رو، اتصال میان گذشته و آینده که در فرهنگ شهرسازی با عنوان زیست پذیری یاد می شود، فاز پنجم تحلیل با سه مؤلفه اصلی، هویت، ساختار و معنا به میان آمده که پاسخگو به سیاست های چهار بعد اصلی خواهد بود.
بررسی پیکربندى ساختار فضایی کاروانسرای شاه عباسی در کرج به روش نحو فضا
منبع:
پژوهش های معماری نوین دوره اول زمستان ۱۴۰۰ شماره ۲
85 - 96
حوزههای تخصصی:
چیدمان فضا مجموعه ای از روش ها و تئوری هایی است که به مطالعه چگونگی اثر متقابل ساختار پیکربندی فضا و سازمان و رفتارهای اجتماعی می پردازد. بررسی چیدمان فضایی یکی از راهکارهای اساسی ارزیابی کاربری های هر بنایی است. این موضوع به ویژه در بناهای تاریخی نمود خاصی می یابد زیرا تکنیک چیدمان فضا و ترسیم نمودار های توجیهی، امکان تحلیل روابط فضایی بناهای معماری را میسر می سازد. کاروانسرای شاه عباسی از تاریخچه چند قرنی برخوردار است که در مقاطع مختلف از کاربری های مختلف برخوردار بوده است. این مقاله به بررسی چیدمان فضایی کاروانسرای شاه عباسی کرج در دوره های زمانی صفویه و قاجاریه با استفاده از تکنیک اسپیس سینتکس یا همان چیدمان فضا می پردازد و باتوجه به تغییر کاربری کاروانسرای شاه عباسی به مدرسه در دوره قاجار به دنبال پاسخ دادن به این سؤال اصلی است که کاربری جدید به چه اندازه با روابط فضایی کاروانسرای شاه عباسی انطباق داشته است؟ و مزایا و معایب تغییر این کاربری چیست؟ برای پاسخ گویی به این سؤال ابتدا با استفاده از روش توصیفی تحلیلی و مطالعات کتابخانه ای و برداشت های میدانی به بررسی چیدمان فضایی کاروانسرای شاه عباسی در دو دوره صفویه و قاجار پرداخته شده است. در ادامه ترسیم نمودار های توجیهی با استفاده از تکنیک نحو فضا و تحلیل آن ها بر اساس عوامل گوناگون اثرگذار انجام گرفت. نتیجه تحقیق با تحلیل داده ها و مقایسه نمودار توجیهی با نمودارهای مدارس در دوره قاجار حاکی از آن است که چیدمان فضایی جدید کاروانسرای شاه عباسی در عصر قاجار که در نتیجه تغییر کاربری از کاروانسرا به مدرسه صورت پذیرفته بود علی رغم برخی معایب همچون کم توجهی به سلسله مراتب دسترسی مناسب و تهویه و تناسبات، به مقدار زیادی با روابط فضایی مدارس آن زمان انطباق دارد.
شاخص های شهر اسلامی از منظر آرمان های نظام جمهوری اسلامی ایران براساس مبانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
موضوع شهر اسلامی و نظریات پیرامون آن همواره در حوزه های گوناگون و از چارچوب های نگرشی مختلف مطالعه شده است. اما توجه به آرمان های موجود در هر بستر جغرافیایی حلقه مفقوده این پژوهش ها و مطالعات است. ازاین روی در پژوهش حاضر، با هدف استنتاج شاخص های شهر اسلامی از منظر آرمان های نظام جمهوری اسلامی ایران، در راستای اتصال مفاهیم این حوزه گام برداشته شده است. با توجه به مطالعات صورت گرفته آرمان های نظام جمهوری اسلامی در سه محور نمود پیدا می کند: منابع دینی و اعتقادی، اسناد فرادست و شخصیت های مهم و کلیدی. در این راستا آرمان های نمود یافته در سه حوزه از منظر ارتباط با شهر اسلامی مطالعه و بررسی شد. ازنظر هدف، پژوهش از نوع مطالعات کاربردی-توسعه ای و کیفی است. روش پژوهش، تحلیل محتوا و توصیفی-تحلیلی و رویکرد استدلال منطقی، با بهره گیری از مطالعات کتابخانه ای و اسنادی است و در تبیین پایایی پژوهش از روش پایایی باز آزمون استفاده شد. شاخص های شهر اسلامی در قالب سه بُعد تحت عنوان: اهداف کلان و عملیاتی، اصول شهر اسلامی و رهنمودهای اخلاقی و سبک زندگی تبیین می شوند و در ادامه، با توجه به ابعاد گفته شده بیست (20) شاخص شهر اسلامی شناسایی شد. توجه به آرمان های نمود یافته در شاخص های شهر اسلامی می تواند نگرشی نو در میان نظریه پردازان، مدیران، برنامه ریزان شهری و نظریه پردازان این حوزه فراهم کند تا با توجه عمیق بر بستر و تأثیرات آرمان ها بر شهر، به مداخله در شهر و ارائه تصمیمات صحیح و قابل اجرا بپردازند.
مقایسه الگوی توده و فضا در مساجد قدیمی و جدید اقلیم گرم و خشک ایران (نمونه مطالعاتی: مساجد شهر کاشان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مساجد به عنوان مهم ترین نهاد دینی و یکی از شاخص ترین بنای عمومی شهر، نقش های متفاوتی دارند که امروزه تعدادی از آن ها کمرنگ شده اند و بی تردید کالبد مساجد یکی از عوامل تأثیر گذار بر این موضوع بوده است. توده و فضا به عنوان بخشی از کالبد، تأثیر بسیاری بر کیفیت فضایی بنای مسجد دارد و کاربست درست آن موجب ارتقاء کیفیت مکان می شود. از این رو این پژوهش به منظور شناخت و تحلیل نظام توده و فضا در مساجد شهر کاشان و مقایسه این نظام، در مساجد قدیمی و جدید انجام شده است. روش تحقیق در این پژوهش پژوهش، توصیفی-تحلیلی بوده و از روش های کتابخانه ای برای جمع آوری اطلاعات استفاده شده است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که متوسط درصد توده در مساجد جدید شهر نسبت به مساجد قدیمی افزایش یافته است. در حالی که متوسط درصد فضای باز در مساجد جدید به کمتر از نصف مساجد قدیمی تقلیل پیدا می کند، بیشتر از نصف مساجد جدید شهر فاقد فضای باز هستند و به صورت کاملاً توده ساخته شده اند. همچنین الگوی حیاط مرکزی که مناسب ترین الگو برای بناها و مساجد اقلیم گرم و خشک است و مزایای اجتماعی، روانی و اقتصادی بسیاری دارد، در مساجد این شهر مورد بی توجهی واقع شده و جای خود را به الگوی کاملاً توده و حیاط جنوبی داده است. نتایج نشان می دهند، حیاط مساجد در این شهر مورد بی توجهی واقع شده و این موضوع نیازمند بازنگری و تدوین استاندارد ها و کیفیت هایی برای طراحی و ساخت مساجد در این شهر است.
الگوی منظر آوا در باغ های قاجار شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معماری و شهرسازی ایران دوره ۱۲ پاییز و زمستان ۱۴۰۰ شماره ۲۲
281 - 292
حوزههای تخصصی:
منظر صوتی محرک احساسی است که کیفیت فضاهای مختلف را تحت تاثیر قرار می دهند. در باغ ایرانی صوت جزیی جدایی ناپذیر از ادراک فضایی تلقی می شود که بر رفتار افراد در فضا و به طور کلی کیفیت فضایی تاثیر دارد. رشد شهرها و تراکم جمعیت سبب نادیده گرفتن این کیفیت منظر در فضا شده است. لذا این پرسش مطرح می شود که آیا باغ های ایرانی دارای الگوی صوتی مشخصی هستند و اگر چنین است آیا ارتباط معناداری بین ادرک فیزیکی و روانی صدا در این باغ ها وجود دارد؟ در این پژوهش چهارباغ دوره قاجار شیراز بررسی و الگوی منظر صوتی از آن استخراج گردید. در روش تحقیق با ترکیب راهبردهای کیفی و کمی از روش پیاده روی صوتی، تهیه پرسشنامه و آوابرداری استفاده شد. الگوی واحدی که همه باغ های مورد مطالعه از آن پیروی کرده اند تعادل بخشیدن به شدت صوت از طریق ایجاد کیفیت روان-تنی فضا بوده است. عناصر فیزیکی استفاده شده در هندسه فضایی باغ ها شاخص های کیفیت ساز منظر صوتی هستند که در این مقاله رابطه معنادار بین این ادراک فیزیکی و ادراک روانی کاربران در باغ ایرانی تایید شد. بنابراین با وجود تغییر عناصر کالبدی شهرسازی در ایران معاصر نظیر خیابان کشی های ایجاد شده و سر و صدای وسایل حمل و نقل، نقشه صوتی باغ ایرانی که از الگوی صوتی واحدی تبعیت می کند، نشان دهنده این مهم است که این کهن الگو می تواند همچنان به عنوان راهکاری حیاتی در طراحی پارک های شهری مورد استفاده قرار گیرد.
سیاستهای پدافند غیرعامل کشور و سرمایه اجتماعی با تأکید بر شاخص اعتماد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شهر ایمن سال ۴ ۱۴۰۰ شماره ۱۵
72 - 83
حوزههای تخصصی:
از دیدگاه پاتنام سرمایه اجتماعی عبارت است از ویژگی هایی از سازمان اجتماعی چون اعتماد، هنجارها و شبکه ها که میتوانند کارایی جامعه را از طریق تسهیل کنش های تعاونی بهبود دهند. سرمایه اجتماعی شامل حجم و کیفیت روابط میان انسان هاست و همکاری میان افراد را تسهیل میکند. هرچقدر سرمایه اجتماعی در یک جامعه یا سازمان بیشتر باشد، همکاری و هماهنگی میان افراد و گروه ها بیشتر است، گردش اطلاعات بهتر صورت میگیرد. همچنین کارآمدی عمومی در ایجاد توانایی برای همکاری، ارتباط، خالقیت، تحمل، حل مسائل و نظایر آن را افزایش میدهد. هدف از انجام این تحقیق دستیابی به میزان تأثیر سیاست های پدافند غیرعامل کشور در سرمایه اجتماعی (با تأکید بار اعتماد اجتماعی) میباشد. روش انجام تحقیق، تحقیق موردی_ زمینه ای و نوع آن، کاربردی – توسعه ای میباشد. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه صاحب نظران و اساتید حوزه پدافند غیرعامل و حوزه علوم اجتماعی و سیاستگذاری که تعداد آنها حدود 100 نفر برآورد شده است، حجام نمونه به علت محدودیت جامعه آماری تمام شمار لحاظ شده است. نتایج تحقیق بیانگر این است که اجرای موفق سیاست های پدافند غیرعمال بستگی به میزان اعتماد اجتماعی دارد که مقدار آن در این مطالعه در ناحیه کم میباشد. به منظور رفع این چالش و دستیابی به هدف تحقیق پیشنهادهایی به منظور افزایش اعتماد ارائه شده است.
پیوند دوباره با محله: معاصرسازی مکان مبنا و تغییرکاربری خانه های باارزش تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقش جهان سال یازدهم تابستان ۱۴۰۰ شماره ۲
1-26
حوزههای تخصصی:
اهداف: کاربری مسکونی، مانع از ارتباط موثر بنای تاریخی و مخاطبان بنا می گردد، نوع کاربری جدیدی که در جریان روند احیای بنای تاریخی، به آن ها تخصیص داده می شود، دارای اهمیت است. هدف اصلی مقاله تحلیل اقدامات سازمان زیباسازی شهر تهران و شهرداری تهران در تغییر کاربری خانه های ارزشمند تهران براساس مدل معاصرسازی مکان مبنا می باشد. ابزار و روش ها: روش پژوه ش کیف ی مبتنی بر تحلیل گفتمان همزمان می باشد. ب ا بررسی رویکرد معاصرسازی مکان مبنا، حفاظت از آین ده همت راز ب ا حفاظ ت گذش ته درک موضوع را پیچی ده ک رده و ب ا در نظ ر گرفت ن ه دف مکان سازی، مش ارکت دادن تم ام اف راد ذینفع و ذی نفوذ به ناچ ار با واگرایی گفتم ان، مواج ه م ی گردد . درنظر گرفتن گروه های مختلف در نه نمونه موردی تغییر کاربری خانه های تاریخی تهران به تحلیل کیفیت محله با رویکرد مقاله پرداخته می شود. فرآیند تغییر کاربری خانه های تاریخی نیز براساس این مدل تبیین شد.. یافته ها: در همه نمونه ها گفتمان توسعه ای شامل مرمت موضعی، افزایش کیفیت و محرک توسعه از همه گفتمان ها دارای نمره بالاتری است. گفتمان بازتولید ناخودآگاه شامل استفاده از مکان و تعاملات و تجارب بعد از گفتمان توسعه ای دارای اهمیت می باشد. نتیجه گیری: تغییر کاربری خانه های تاریخی با رویکرد مقاله می تواند این خانه ها را به مکانی بهتر تبدیل کند و به محله پیوند دهد، موضوعی که بر اساس نظریه معماری سرآمد، اساس تجلی پایداری در مقیاس معماری و شهرسازی است.
بایسته های ارزیابی حفاظت از محوطه های پویای میراث فرهنگی جهانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقش جهان سال یازدهم تابستان ۱۴۰۰ شماره ۲
101-119
حوزههای تخصصی:
اهداف: محوطه های پویای میراث فرهنگی جهانی، مجموعه ای از منابع میراثی غیرقابل جایگزین در ابعاد ملموس و ناملموس، در نتیجه فرآیندهای تولید فرهنگی- اجتماعی و تجربیات در بستر زمانی و مکانی شکل یافته اند و در حال گذراندن تحولات در گذر زمان می باشند. هدف اصلی این پژوهش ارزیابی وضعیت حفاظت محوطه های پویای میراث فرهنگی جهانی به عنوان یکی از اساسی ترین موضوعات در فرایند نظارت بر میراث می باشد، که این فرایند ارزیابی باید با مشارکت ذینفعان مختلف مرتبط با بستر فرهنگی مربوطه در طول زمان محقق شود. روش ها: پژوهش از نوع کاربردی- توسعه ای است و در دو بخش مطالعات نظری و عملی با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی انجام شده است. در بخش نظری از روش استدلال منطقی و تکنیک تحلیل محتوا و استنتاج منطقی و در بخش عملی از روش پیمایشی و تکنیک فرایند تحلیل سلسله مراتبی بهره گرفته شده است. یافته ها: دستیابی به ارزیابی کارامد وضعیت حفاظت محوطه های پویای میراث فرهنگی جهانی، مبتنی بر معیار "حفاظت، پایداری و انتقال برجستگی و منزلت فرهنگی سایت میراثی" تحت تاثیر زیر معیارهای "یکپارچگی" و "اصالت" و همچنین معیار "تجربه سایت میراثی" تحت تاثیر زیر معیارهای "ادراک برجستگی و منزلت فرهنگی" و "تجربه اصالت" محقق می گردد. نتیجه گیری: شاخص "حس دلبستگی مکانی" به عنوان مهم ترین عامل در مدل ارزیابی وضعیت حفاظت محوطه میراث فرهنگی جهانی محسوب می شود. بهره گیری به طور ادواری از این مدل پیشنهادی در فرایند نظارت، می تواند بستر مناسبی را برای سنجش میزان کارآمدی سیستم مدیریت محوطه پویای میراث جهانی مورد مطالعه فراهم سازد و می تواند با ابتکار اداره کل میراث فرهنگی و گردشگری، سازمان زیباسازی شهر تهران و شهرداری تهران به کار رود.
تبیین عملکرد در حمام های خصوصی دوره قاجار با مطالعه حمام خانه تاریخی صدقیانی
حوزههای تخصصی:
حمام یکی از فضاهای مهم در کالبد شهرهای ایرانی- اسلامی به شمار می رود و در دسته فضاهایی که مورد استفاده عموم قرار می گیرد، مطالعه می گردد ولی با این وجود بخاطر اهمیت نظافت در اندیشه اسلامی، برخی از عرصه های خصوصی مثل خانه، باغ، کاروانسرا و مدارس هم حمام داشته اند؛ این نوع حمام ها معمولا در مکانی از خانه یا سایر گونه ها ساخته می شدند و می توانستند کارکرد عمومی و خصوصی داشته باشند؛ البته ممکن است سطح خدماتی که به عموم داده می شد با یکدیگر متفاوت بوده باشند. هدف این تحقیق مطالعه بر روی حمام های خصوصی خانه های ایرانی با محوریت حمام خانه تاریخی صدقیانی تبریز می باشد. حمام این خانه شامل تمامی فضاهای کامل حمام های ایرانی ولی در ابعاد و تناسبات خرد پیمون نسبت به حمام های عمومی می باشد؛ پژوهش حاضر از نوع تحقیق های کیفی است که با روش توصیفی-تحلیلی پژوهش شده است و از طریق مطالعه کتابخانه ای برای یافتن مبانی نظری مدقن در زمینه دسته بندی حمام های تاریخی ایران و تحلیل اسناد مکتوب و تاریخی مانند کتب تاریخی، اسناد و بنچاق های ثبتی و نیز تصاویر تاریخی و اسناد بدست آمده از پیگردی حمام خانه تاریخی صدقیانی، اقدام به تحلیل یافته ها شده است، تحلیل اطلاعات بدست آمده بر اساس دو ساختار فرمی و مفهومی بودند تا در نهایت دسته جدیدی از گونه های حمام های تاریخی، یافته ها برای مطالعه جهت شناخت دقیق حمام تاریخی صدقیانی بکار برده شود.پژوهش با طرح دو پرسش اصلی: 1)سطح عملکرد در حمام های تاریخی ایران از منظر عمومی و خصوصی چطور و چگونه بوده است؟، 2) براساس ویژگی های حمام تاریخی خانه تاریخی صدقیانی تبریز، در زمره کدام یکی از گروه های سطح عملکردی دسته بندی می شود؟ به بررسی موضوع می پردازد. نتایج تحقیق نشان می دهد: حمام های ایرانی به دو دسته عمومی و خصوصی تقسیم می شوند و در میان این دو گونه، دسته ای جای می گیرد که در قالب دو دسته خصوصی- عمومی و عمومی- خصوصی عمل می کند. حمام خانه تاریخی صدقیانی از گونه های حمام های خصوصی- عمومی بود و حمامی کاملا خصوصی محسوب می گردید که براساس خواست صاحب خانه می توانست مورد استفاده عموم قرارگیرد.
مطالعه تطبیقی نقوش تزیینی در مساجد کبود مزارشریف افغانستان و سلطان احمد ترکیه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال هجدهم اسفند ۱۴۰۰ شماره ۱۰۵
5 - 18
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: تزیینات با ارزش ترین بخش هنر اسلامی است. به این سبب که می تواند عقاید مذهبی و جلوه های فرهنگ وهنر این دوران را بازتاباند و با تمام فرازونشیب هایی که در طول قرن ها داشته، توانسته به طور چشمگیری خود را گسترش دهد و با بیانی یگانه در اقلیم های مختلف آثاری جاودانه از خود بر جای گذارد. در میان انواع تزیینات معماری، کاشی کاری و نقاشی ضمن آنکه بیشترین توجه معماران مسلمان را به خود جلب کرد، از دلایل بسیار مهم و مؤثر در نمود زیبایی و عظمت بناهای اسلامی است. هدف پژوهش: هدف اصلی پژوهش مطالعه و بررسی نقوش تزیینی دو مسجد کبود مزارشریف و سلطان احمد است. تزیینات بی مانند این دو مسجد از آن جهت مقایسه می شوند که موارد مشابه و غیرمشابه در نقوش تزیینی به کار رفته روی کاشی کاری ها را که با الهام از طبیعت و تأثیرات قومی و منطقه ای و برگرفته از هنر ایران باستان و ایران اسلامی است، شفاف سازند. روش پژوهش: این تحقیق به روش مقایسه و تطبیق نقوش تزیینات دو مسجد با استفاده از جدول هایی به روش توصیفی-تحلیلی انجام شد و در این راه از اسناد مکتوب و تحلیل داده ها نیز کمک گرفته شد. نتیجه گیری: خاستگاه نقوش تزیینی در دو بنا ریشه ایرانی دارد اما هر منطقه سازوکار مخصوص و خلاقانه خود را برای بومی کردن طرح ونقش خود به کار بسته است. تزیینات کاشی های به کاررفته در دو مسجد سازگار با دستورات دین اسلام ساده و انتزاعی شده و به جای طبیعت گرایی از تزیینات گیاهی و هندسی و نمادگونه استفاده شده است. این سبک علاوه بر زیباساختن معنا و نشانه هایی از نظم، کثرت و وحدت را نیز نمایان می کند و بر انسجام فضای روحانی محیط می افزاید.