فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۳۸۱ تا ۲٬۴۰۰ مورد از کل ۸٬۱۵۲ مورد.
حوزههای تخصصی:
انسان همواره از فرم های طبیعی برای طراحی فضاهای خود الهام گرفته است و امروزه با بهره مندی از فناوری های نوین توانسته است به فرم های پیچیده تر طبیعت دست پیدا کند. پژوهش حاضر بر روی پوسته های سین کلاستیک (پوسته های همگون انحنایی) در طبیعت متمرکز شده است و به بررسی برتری پتانسیل های الگوهای فرمی و ساختاری این پوسته ها در معماری در مقایسه با سایر پوسته ها پرداخته است. روش تحقیق این پژوهش توصیفی-تحلیلی و تطبیقی است و از منابع اولیه این حوزه و نمونه های موردی استفاده نموده تا از طریق بررسی فرم و ساختار پوسته های سین کلاستیک طبیعی، به چگونگی استفاده حداکثری از ظرفیت های شاخص آنها در معماری معاصر بپردازد. در این راستا، مقاله ابتدا به گونه شناسی پوسته های سین کلاستیک و بررسی اصول فرمی آنها در طبیعت پرداخته، سپس گونه شناسی این پوسته ها در قالب پوشش های فضایی تاقی و گنبدی در معماری گذشته و معاصر مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج باز خوانی فرمی پوسته های سین کلاستیک حاکی از آن است که این پوسته ها به دلیل داشتن تعادل فرمی و پایداری حداکثری و نیز دارا بودن سطح حداقلی و پوشش حداکثری، الگوهای کاربردی تر و بهینه ای برای معماران نسبت به سایر پوسته ها، می باشند.
تبیین نقش معماری نازی بر معماری بناهای دولتی ایران (دوره پهلوی اول، بین سال های 1312 تا 1320)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال هجدهم اردیبهشت ۱۴۰۰ شماره ۹۵
61 - 74
حوزههای تخصصی:
با به قدرت رسیدن حزب نازی در مرداد چکیدهبیان مسئله: پس از به قدرت رسیدن حزب نازی در آلمان، روابط ایران و آلمان وارد دوران جدیدی شد. افزایش نفوذ آلمان در ایران و تبلیغات این کشور درباره برتری نژاد آریایی و مبارزه با قدرت های استعماری، نظیر انگلیس و روسیه، باعث شد ایرانیان آلمان را پشتیبان و منجی بالقوه خود تلقی کنند. به واسطه این تلقی، انبوهی از متخصصان و کارشناسان در زمینه های مختلف برای همکاری با حکومت پهلوی وارد خاک ایران شدند؛ در این بین حضور معماران و مهندسان و شرکت های ساختمانی آلمانی بیش از هر گروه دیگری به چشم می خورد و نقش آن ها در ساخت بسیاری از ساختمان های دولتی و حکومتی مشهود است. ساختمان هایی که در راستای نمایش قدرت و شکوه حکومت، متأثر از بناهای عصر نازی و با گرایش نئوکلاسیک، پدید آمدند.هدف پژوهش: مقاله پیش رو به دنبال بررسی معماری نئوکلاسیک و استخراج شاخصه های آن و تحلیل این شاخصه ها در آثار ساخته شده توسط معماران آلمانی در ایران است. پرسش اصلی مقاله بر این نکته استوار است که گرایش به معماری نازی (نئوکلاسیک) تا چه حد بر معماری معاصر ایران تأثیر گذاشته است؟ و چارچوب نظری مقاله نیز بر این نکته تأکید دارد که با گسترش روابط ایران و آلمان، در بین سال های حکومت حزب نازی در آلمان و پهلوی اول در ایران، بخشی از زمینه های شکل گیری معماری معاصر ایران تحت تأثیر کشور آلمان پدید آمد. روش پژوهش: مقاله پیش رو از نوع کیفی است و در آن از روش تحقیق تاریخی-تفسیری و همچنین روش توصیفی-تحلیلی به صورت آمیخته استفاده شده است.نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان می دهد که حضور افراد و گروه های متخصص آلمانی در ایران نقش بسیار مهمی در ورود عناصر معماری غربی به ایران داشته است. الگوها و شاخصه ها در هر سه حوزه عملکردی (پلان)، کالبدی (فرم) و نمادین در معماری ایران تأثیرگذار بوده اند و در این بین، نفوذ مؤلفه های عملکردی، نسبت به دو مؤلفه دیگر، شاخص تر بوده است. همچنین ارتقای شیوه های ساخت وساز و استفاده از مصالح نوین یکی دیگر از زمینه های اثرگذاری آلمان ها در ایران بوده است.
نقش مصالح نوین ساختمانی بر پویایی نما در چهار دهه اخیر معماری ایران 1399-1359(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقش جهان سال یازدهم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۳
49-66
حوزههای تخصصی:
اهداف: فناوری های نوین، همواره یک چالش در معماری معاصر بوده اند. از اصلی ترین چالش های معماری ایران در چهار دهه اخیر، آشفتگی بصری و خلا پویایی در نماهای ساختمان ها می باشد. هدف اصلی پژوهش پیش رو تبیین جایگاه مصالح نوین در نماهای شهری معماری ایران و اولویت بندی راهکارهایی به جهت به کارگیری مصالح نوین به منظور ارتقا پویایی در نما در ساختمان های معاصر می باشد. روش ها: پژوهش پیش رو از نوع تحقیقات ترکیبی و از منظر روش شناسی توصیفی- تحلیلی و پیمایشی می باشد. بدین منظور در این پژوهش سیر روند بکارگیری مصالح در معماری و تحولات فرمی در معماری معاصر ایران مورد بررسی قرار گرفته است و سپس با استفاده از آنالیز "سوات" عوامل داخلی و خارجی تاثیر گذار بر به کارگیری مصالح نوین تحلیل گردیده اند و در نهایت داده های حاصل در غالب سوالات پرسشنامه در اختیار جامعه آماری مورد نظر قرار گرفته است. یافته ها: به کارگیری مصالح نوین در کنار بهره گیری از ارزش های فرهنگی و هویت غنی معماری ایران می تواند در پویایی نماهای شهری تاثیر بسزایی بگذارد یافته ها حاکی از آن است که توجه اکثریت متخصصین به جنبه های زیبایی شناختی و ایستایی مصالح در پویایی نماها می باشد و به مؤلفه کارایی کمتر توجه شده است. نتیجه گیری: این مهم بیانگر آن است که می توان با بهره گیری از شاخصه های موجود در مؤلفه کارایی و همچنین ارتقا کیفی جنبه های زیبایی شناختی و ایستایی مصالح به عنوان یک فرصت، باعث ارتقا پویایی نماهای ساختمان ها گردید که در بخش نتیجه گیری به تفصیل بیان شده است.
بررسی جلوه های تزئینی بقعه متبرکه امامزاده چهل تن در روستای کوکنده شهر جویبار
حوزههای تخصصی:
تزئین به عنوان یکی از مهم ترین مراحل تکامل هنر و معماری اسلامی، بر دیوارها و سطوح داخلی و خارجی بنا، نسبت به دیگر عناصر معماری اولویت خاصی دارد. تزئین ها گنجینه ای از نقوش هستند که علاوه بر ارزش ها و زیبایی ها، بیانگر معانی و هدف خاص در معماری اسلامی محسوب می شود. بررسی معماری مذهبی در ایران، بخصوص معماری بقاع متبرکه و تزئینات این اماکن در شناخت هنرهای بومی-مذهبی بسیارمهم و ضروری است. استان مازندران یکی از غنی ترین منطقه های فرهنگی ایران است که در طول حیات آدمی همواره محیطی مستعد برای بروز و ظهور تمدن ها و فرهنگ های اصیل بوده است. مقبره های سادات در سراسر مازندران زیارتگاه مردم است و بیشتر درجهت تبلیغ دین و راهنمایی مردم در زمان خود به مردم کمک می کردند و امروزه بقاع متبرکه آنان در سراسر این منطقه برجا مانده است. بقعه امامزاده چهل تن کوکنده در روستای کوکنده مزار سه تن از سادات به نام های قاسم، یحیی، حبیب الله که از نوادگان امام موسی کاظم(ع) هستند، در دو بقعه جداگانه قرار دارد که از جمله بقاع مورد توجه و احترام مردم این روستا و شهرستان جویبار است. این بنا متعلق به دوره قاجار می باشد و با توجه به نوشته های بر روی حاشیه در ورودی بقعه در سال1317 یعنی در دوره مظفرالدین شاه قاجار رنگ آمیزی و نقاشی شده است. هدف از این پژوهش ابتدا شناخت ویژگی های معماری این بنا و سپس بررسی نوع و مفهوم جلوه های تزئینی استفاده شده در این بقعه است. بنابراین پرسش این تحقیق به این صورت است که، هنرهای تزئینی به کار رفته در بقعه متبرکه امامزاده چهل تن دارای چه ویژگی هایی است؟ و مفهوم نقوش و رنگ در نقاشی های به چه صورت است؟در این پژوهش از روش تحقیق توصیفی- تحلیلی استفاده شده است. با توجه به پژوهش حاضر، نقاشی های دیواری عامیانه با مضمون مذهبی همانند درخت سرو، پرندگان و نمادهایی همچون شیر، استفاده از در و پنجره چوبی و سرشیرهای زیبا و ... در این بقعه از جلوه های هنری و تزئینی مذهبی مهمی است که در این مکان دیده می شود که به آنها در این مقاله پرداخته می شود.
بررسی انشاء مزرعه دولت آباد قم، از آغاز تا اضمحلال(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
انشاء مزرعه دولت آباد قم، از آغاز تا اضمحلال چکیده مزرعه دولت باد در اوایل دوره قاجار توسط شخصی به نام میرزا ابوالحسن خان معروف به سیدکَهَکی در پیرامون قم انشاء شده است. این مزرعه به عنوان یکی از مهم ترین مزارع مسکون تاریخی در فلات مرکزی ایران با الگوی قلاع کشتخوانی شکل گرفت و با استقرار افرادی از قوم لُر بختیاری تا دوره پهلوی دوم و همزمان با اصلاحات ارضی در ایران به فعالیت خود ادامه داد. پس از آن تبدیل به روستا شد و با آغاز مهاجرت مزرعه نشینان به شهرهای اطراف در حال متروکه شدن است. هم اکنون بخش هایی از کشت خوان مزرعه فعال است و بقایای عناصر کالبدی وابسته به آن از قبیل؛ آسیاب، آب انبار، کاروانسرا، قنوات و قلعه کشتخوانی در این مکان دیده می شوند. مسئله اصلی تحقیق روند روبه تزاید فرسایش و نابودی کالبد مزرعه دولت آباد و تغییر هویت آن در سایه فراموشی و عدم آگاهی مزرعه نشینان، مسئولان و جوامع علمی در این باره است. در این تحقیق دو پرسش مطرح می شود؛ مزرعه دولت آباد چگونه انشاء شد ؟ و چه عواملی در انشاء و اضمحلال مزرعه دولت آباد تأثیر داشتند؟ هدف از این پژوهش معرفی مزرعه دولت آباد با واکاوی در گذشته و حال آن است. به این دلیل سعی می شود از رویکرد تفسیرگرایی و رهیافت تفسیری تاریخی برای خوانش اسناد مکتوب و پیمایش آثار مادی استفاده می شود. استفاده از اسناد شفاهی و مصاحبه با مزرعه نشینان کنونی و بازمانده های پیشین در کنار بررسی های علمی و فنی در آثار باقیمانده، ابزارهای اصلی روش تحقیق را تشکیل می دهد. پژوهش و غور در این باره نشان داده است که نظام های کالبدی و کارکردی و زیرنظام های اقتصادی، بهره برداری، معماری، اجتماعی و فرهنگی در انشاء مزرعه دولت آباد نقش داشتند و عواملی چون؛ تغییر مالکیت ها، الغای تیولداری، اصلاحات ارضی دهه 40 شمسی، ایجاد امنیت نسبی در کشور و عوامل زیست محیطی و اقلیمی موجب اضمحلال آن شدند. ثبت این مزرعه در فهرست آثار ملی کشور، اعطای کاربری گذشته در کنار صنایع تبدیلی همگون و استفاده از زمینه های مختلف گردشگری به ویژه فارم توریسم و اگری توریسم می تواند مسیرهایی برای حفاظت از نظام های کالبدی و کارکردی مزرعه دولت آباد در پیرامون قم قلمداد گردد.
بررسی معماری منظر محوطه های باستانی با تأکید بر منظر طبیعی؛ نمونه موردی: دژ پشت قلعه آبدانان
حوزههای تخصصی:
امروزه توجه به آثار و ابنیه باستانی به عنوان جزیی از قالب کلی منظر و در کنار سایر پدیده های محیطی (طبیعی و مصنوعی) مورد توجه و ارزش گذاری قرار گرفته است. منظر باستانی-طبیعی معرف آثار باستانی در بستر طبیعی است که امروزه به عنوان یکی از انگیزه های لازم به منظور جذب گردشگر محسوب می شوند. این مقاله با روش توصیفی-تحلیلی و با هدف تاثیر عوامل طبیعی در شکل گیری مناظر باستانی-طبیعی دژ پشت قلعه آبدانان در راستای شاخص سازی منطقه و تبدیل آن به قطب گردشگری انجام گرفته است. منطقه فرهنگی پشت کوهدارای ویژگی های طبیعی و جغرافیایی خاصی است و از مناطق مهم بین فرهنگی و محل برهم کنش فرهنگ ها در تاریخ به شمار می رود. نتایج نشان داد دلایل مختلف از قبیل منفک بودن تپه ای که دژ پشت قلعه روی آن قرار دارد از سایر تپه ها، ارتفاع مناسب و اشراف داشتن به کل منطقه، مناظر طبیعی و زمین های کشاورزی پیرامون دژ، عبور رودخانه دویرج، سبب شاخص شدن این منطقه تاریخی-طبیعی شده است که باید بیشتر مورد توجه مسئولان میراث فرهنگی و گردشگری برای تبدیل شدن به جاذبه تفریحی توریستی باستان شناختی قرار گیرد.
بررسی میزان سازگاری شهرهای هوشمند با زمینه و بستر آن ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رشد سریع جمعیت شهرنشین باعث بروز مشکلات شده است. یکی از این رویکردهای نوین برای حل مشکلات، شهرهای هوشمند هستند. هدف این پژوهش بررسی میزان سازگاری شهرهای هوشمند با زمینه و بستر آن ها است. پژوهش بنیادی -کاربردی است. از فراترکیب که یکی از روش های فرا مطالعه است و تحلیل محتوا استفاده شده است. رویکرد روش شناسی آمیخته (کمی- کیفی) بوده و داده های حاصل از این پژوهش که شامل 70 منبع (عمدتاً 2011 تا 2021) است، کتابخانه ای است. یافته های پژوهش نشان می دهد که اغلب منابع بررسی شده به لحاظ عناوین، فاقد عنوان مشابه با موضوع پژوهش بوده و به لحاظ زمینه محوری، تعداد زیادی از منابع دارای نمونه مطالعاتی هستند اما تنها به پیاده سازی اصول عام هوشمندسازی در نمونه مطالعاتی اکتفا کرده اند. همچنین به لحاظ محتوایی تعداد اندکی از منابع به موضوع بستر در شهرهای هوشمند توجه کرده اند و به ضرورت پرداختن به این موضوع تاکید کرده اند. در پژوهش های پیشین فقط به ضرورت موضوع سنجش میزان سازگاری شهرهای هوشمند با بسترهای شکل گیری آن تاکید شده است و همین نکته نشان دهنده این است که چالش معطوف به زمینه گرایی در شهرهای هوشمند به صورت مستدل و مستند نیازمند پرداختن بیشتر است و نتایج پژوهش، تائیدی بر این مدعا است که موضوع مورد بحث محمل مهمی در ادبیات برنامه ریزی شهری خواهد داشت.
ردگیری بلادرنگ ویدئویی اشیا با استفاده از الگوریتم Kernel Base Object Tracking اصلاح شده با قابلیت شناسایی دقیق تر در محصولات امنیتی و نظارتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شهر ایمن سال ۴ بهار ۱۴۰۰ شماره ۱۳
1 - 18
حوزههای تخصصی:
یکی از زمینه های کاربرد بینایی ماشین، ردیابی شیء متحرک می باشد. ردیابی شیء متحرک به صورت بلادرنگ فرآیندی است که طی آن موقعیت یک شیء متحرک در هر لحظه از زمان تعیین می شود. بدین منظور در این مقاله با یک رویکرد عملی که منجر به تولید محصول و با استفاده از کتابخانه OpenCV در محیط برنامه نویسی Visual C++ می شود، تلاش شده است تا یک شیء را در فریم های متوالی و با استفاده از یک دوربین Pan Tilt Zoom که دوربینی با یک پلتفرم دو درجه آزادی است، به صورت بلادرنگ ردگیری شود. لذا با توجه به این که هدف از این تحقیق پیاده سازی فرمول های ریاضی و مطالب ارائه شده به کدهایی است که به راحتی قابل استفاده در محصولات نظارتی و امنیتی باشند به بررسی یک الگوریتم مبتنی بر هیستوگرام به نام Kernel Base Object Tracking پرداخته و عملکرد آن با الگوریتم پرکاربرد Normalized Cross Correlation که مبتنی بر ضریب همبستگی آماری می باشد، مقایسه شده است. و مشخص گردید که عملکرد الگوریتم Kernel Baseبرای نشان دادن شیء مورد تعقیب با محیط پس زمینه کاملاً متمایز بسیار بهتر از الگوریتم Normalized شده می باشد.
بررسی تأثیر عناصر طبیعی گیاهی در کلاس درس بر میزان اضطراب دانشجویان
حوزههای تخصصی:
این نوشتار به طور خاص، با توجه به وضعیت کالبدی نمونه مورد مطالعه (دانشگاه جاوید جیرفت)، به برّرسی فرضیه ای مبنی بر تأثیر عناصر طبیعی گیاهی در کلاس های درس بر میزان اضطراب حالتی دانشجویان و یافتن نحوه همبستگی این عامل محیطی کلاس ها با اضطراب دانشجویان حاضر در آن ها پرداخته است. روش تحقیق، توصیفی تحلیلی، از نوع کمّی، و بر پایه پژوهش موردی بود؛ که طی آن، توسط پرسش نامه اضطراب اسپیلبرگر، از 196 دانشجو که از دو تیپ کلاس، یکی فاقد عناصر طبیعی گیاهی و دیگری دارای میزان مطلوبی گیاه، استفاده می کردند، در خصوص میزان اضطراب حالتی آن ها در کلاس، نظرسنجی شده است. پایایی پرسش نامه اضطراب با استفاده از روش آلفای کرونباخ، 865/0 به دست آمد که نشان از همسانی درونی و پایایی مناسب داشت. داده ها پس از جمع آوری، با استفاده از نرم افزار آماری SPSS -22 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. در ارتباط با رابطه بین میزان اضطراب صفتی و حالتی دانشجویان با میزان عناصر طبیعی گیاهی در کلاس، به ترتیب، ضرایب همبستگی 180/0- و 639/0- به دست آمد که به ترتیب در سطح 5% و 1% معنی دار بوده است. لذا نتایج حاکی از آن است که با اطمینان 95%، میزان عناصر طبیعی گیاهی کلاس، قادر به پیش بینی اضطراب صفتی و حالتی دانشجویان می باشد. برای اضطراب صفتی، معادله رگرسیونی به شکل "Y=995/49 - 567/0X" مشخص شد. X: متغیر میزان عناصر طبیعی گیاهی کلاس، و Y: اضطراب صفتی. برای اضطراب حالتی نیز معادله رگرسیونی به شکل "Y=122/71 - 270/2X" مشخص گردید. ضریب متغیر مستقل میزان عناصر طبیعی گیاهی کلاس در معادله های رگرسیونی منفی بود؛ بنابراین با افزایش میزان عناصر طبیعی گیاهی کلاس، میزان اضطراب صفتی و حالتی دانشجویان کاهش می یابد.
تحلیل گفتمان ابعاد فضاسازانه و ایدئولوژیک طرح های شهری اراضی عباس آباد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گفتمان طراحی شهری دوره دوم بهار ۱۴۰۰ شماره ۱
77-103
حوزههای تخصصی:
اهداف: اراضی عباس آباد از مکان و موقعیت ویژه ای در شهر تهران برخوردار است و به همین دلیل در طول نیم قرن گذشته همواره مورد توجه تصمیم سازان، تصمیم گیران، برنامه ریزان و طراحانِ شهری قرار گرفته است. طرح های شهری ارائه شده برای این اراضی، علاوه بر جنبه های طراحانه-فضاسازانه ، حاوی ابعاد ایدئولوژیک ویژه ای است که شاید در نگاه اول آشکار نشود. فهم و تبیین این ابعاد هدف عمده ی مقاله ی پیش روست. روش ها: در جهت فهم بهتر این دو جنبه، از روش تحلیل گفتمان استفاده می شود. بهره گیری از این شیوه در کنار تعریف مفهوم ایدئولوژی و رابطه ی درهم تنیده ی آن با گفتمان و نیز کاربست آن در نظام دانشی شهرسازی، راه را برای رسیدن به مطلوب هموارتر می کند. بر این اساس با تکیه بر رویکردی ساختارگرایانه مبتنی بر آموزه های زبان شناسانه در مواجهه با اسناد موجود، دو بخش عوامل درون زبانی و برون زبانی در مقابل یکدیگر قرار می گیرد. یافته ها: بر مبنای رویکرد روش شناسانه ی مقاله، از یک سو عوامل درون زبانی دربردارنده ی جنبه های طراحانه-فضاسازانه طرح هاست و از سوی دیگر عوامل برون زبانی ناظر بر جنبه های ایدئولوژیک آن ها. بر همین اساس نشان داده می شود ایده های موجود در ابعاد طراحانه-فضاسازانه ی هر یک از طرح های پیشنهادی، تلاشی در جهت تحقق بخشی بر بعد ایدئولوژیک این طرح هاست؛ که از قضا در چشم انداز های نخستین آن ها قابل مشاهده است. نتیجه گیری : علیرغم وجود تفاوت های صوری-ظاهری موجود در ابعاد فضاسازانه ی طرح های شهری اراضی عباس آباد در دو بازه ی زمانی مدنظر مقاله، هر یک از این طرح ها از منطق ایدئولوژیک خاص و منحصربه فرد خود پیروی می کند؛ که به شکلی مشخص به چشم انداز های اولیه ی طرح ها گره می خورد.
تحلیل عوامل و مؤلفه های حس تعلق به مکان در محلات قدیمی شهر تبریز (نمونه موردی محله اهراب تبریز)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش شهرسازی دوره ۵ پاییز ۱۴۰۰ شماره ۳
107 - 125
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: محله تنها یک مکان و محیط برای فعالیت های انسانی و سرپناه نیست بلکه پدیده ای است که انسان در تعامل خود با آن، بدان معنا بخشیده و به آن دلبسته می شود. اما امروزه حس تعلق به مکان در محلات قدیمی و تاریخی به دلیل بی توجهی مدیران شهری در سطح پایینی قرار دارد. هدف: این پژوهش به تحلیل عوامل و مؤلفه های حس تعلق به مکان در محله اهراب شهر تبریز می پردازد. روش: تحقیق حاضر به لحاظ ماهیت و محتوای کاری، توصیفی- تحلیلی و از نوع پیمایشی است. به منظور گرداوری داده ها از مصاحبه عمیق و پرسشنامه استفاده شد. جامعه آماری،جمعیت محله اهراب تبریز که برابر 17952 نفر است. حجم نمونه هم ازآن نبا استفادهبببببب فرمول کوکران، برابر 376 نفر به دست آمد. روش نمونه گیری به صورت تصادفی ساده است. جهت بررسی پایایی پرسشنامه،از آلفای کرونباخ استفاده شد. برای آزمون سؤالات تحقیق، ابتدا نرمال بودن داده ها با استفاده از آزمون کولموگروف-اسمیرنوف موردبررسی قرار گرفت و پس از تأیید نرمال بودن داده ها، از همبستگی پیرسون و تحلیل عاملی تأییدی مرتبه دوم استفاده شد. محاسبات در نرم افزار SPSS و Amos انجام گرفت. یافته ها: شاخص نیکویی برازش (GFI) 915/0 است که نشان دهنده قابل قبول بودن این میزان برای برازش مطلوب مدل است. مقدار ریشه میانگین مربعات خطای برآورد (RMSEA) نیز 065/0 است که با توجه به کوچک تر بودن از 08/0، قابل قبول بوده و نشان دهنده تأیید مدل پژوهش است. همچنین شاخص توکر- لویس (TLI) 906/0؛ شاخص برازش تطبیقی (CFI) 903/0 و شاخص برازش مقتصد هنجار شده (PNFI) 71/0 است که همگی نشان دهنده برازش مطلوب و تأیید مدل پژوهش است. نتیجه گیری: گذر زمان با بار عاملی 96/0 بیشترین تأثیر را در حس تعلق به مکان دارد. پس ازآن به ترتیب خوانایی و دسترسی، غنای بصری، مبلمان و تجهیزات، مولفه های احساسی، کیفیت فضایی، تعاملات اجتماعی، زیبایی و نمادها و هویت قرار دارند.
ارائه مدل کاربردی طراحی فضاهای شهری زیست پذیر شاد با رویکرد ارتقای کیفیت زندگی در محله تجریش
منبع:
پژوهش های معماری نوین دوره اول زمستان ۱۴۰۰ شماره ۲
63 - 83
حوزههای تخصصی:
امروزه در اکثر کشورهای توسعه یافته زیست پذیری به عنوان یک اصل در چهارچوب پایداری موردبحث قرار می گیرد. همچنین استدلال می شود که ارزیابی زیست پذیری، می تواند با ارائه یک روش قابل توصیف، برای ارزیابی محیط های شهری و کیفیت آن ها، با رویکردهای گوناگون به اجرای برخی از برنامه های جدید شهری کمک کرد. ﮐﯿﻔﯿﺖ ﯾﮑﯽ از ﻣﻔﺎﻫﯿﻢ ﻣﺤﻮری ﻃﺮاﺣﯽ ﺷﻬﺮی ﺑﻮده که از اﻫﻤﯿﺖ ﻧﻈﺮی و عملی ﻓﺮاواﻧﯽ ﺑﺮﺧﻮردار است در ﭘﮋوﻫﺶ ﺣﺎﺿﺮ باهدف ﺗﺤﻠﯿﻞ ﻋﻮاﻣﻞ ﻣﺆﺛﺮ ﺑﺮ تحقق پذیری ﺷﻬﺮ ﺷﺎد و ﺗﺒﯿﯿﻦ اﻟﮕﻮی دﺳﺘﯿﺎﺑﯽ ﺑﻪ آن که دارای ماهیت توسعه ای-کاربردی است، تلاش بر این بود با تجزیه وتحلیل فضای مکانی یعنی محدوده تجریش و قرار دادن خط مشی برای ایجاد محیط های شاد به تدوین یک چهارچوب نظری جهت تبیین مفهوم شادی در محیط پرداخته و با معرفی و بازشناسی مؤلفه های سازنده آن مدلی ارائه گردد تا به واسطه از آن راهکارهایی با عنوان سیاست های طراحی استخراج شود. لذا پس از مرور شاخص های کیفیت و از طریق معیارهای برگزیده مرتبط با شادی، به بررسی شاخصه ها در چهار بعد تأثیرگذار پرداخته شده است که با تکیه بر فن تهران (فنون چشم انداز سازی) به صورت قرار دادن چکیده ای از مطالعات، در چهارچوب مفهومی پیشنهادی فن مذکور، ساماندهی شده و پس از سنجش وضعیت استخراج شده نتایج حاکی از آن بود که علاوه بر سه مرحله اصلی شناخت وضعیت موجود، شناخت آینده پیش رو، اتصال میان گذشته و آینده که در فرهنگ شهرسازی با عنوان زیست پذیری یاد می شود، فاز پنجم تحلیل با سه مؤلفه اصلی، هویت، ساختار و معنا به میان آمده که پاسخگو به سیاست های چهار بعد اصلی خواهد بود.
بررسی پیکربندى ساختار فضایی کاروانسرای شاه عباسی در کرج به روش نحو فضا
منبع:
پژوهش های معماری نوین دوره اول زمستان ۱۴۰۰ شماره ۲
85 - 96
حوزههای تخصصی:
چیدمان فضا مجموعه ای از روش ها و تئوری هایی است که به مطالعه چگونگی اثر متقابل ساختار پیکربندی فضا و سازمان و رفتارهای اجتماعی می پردازد. بررسی چیدمان فضایی یکی از راهکارهای اساسی ارزیابی کاربری های هر بنایی است. این موضوع به ویژه در بناهای تاریخی نمود خاصی می یابد زیرا تکنیک چیدمان فضا و ترسیم نمودار های توجیهی، امکان تحلیل روابط فضایی بناهای معماری را میسر می سازد. کاروانسرای شاه عباسی از تاریخچه چند قرنی برخوردار است که در مقاطع مختلف از کاربری های مختلف برخوردار بوده است. این مقاله به بررسی چیدمان فضایی کاروانسرای شاه عباسی کرج در دوره های زمانی صفویه و قاجاریه با استفاده از تکنیک اسپیس سینتکس یا همان چیدمان فضا می پردازد و باتوجه به تغییر کاربری کاروانسرای شاه عباسی به مدرسه در دوره قاجار به دنبال پاسخ دادن به این سؤال اصلی است که کاربری جدید به چه اندازه با روابط فضایی کاروانسرای شاه عباسی انطباق داشته است؟ و مزایا و معایب تغییر این کاربری چیست؟ برای پاسخ گویی به این سؤال ابتدا با استفاده از روش توصیفی تحلیلی و مطالعات کتابخانه ای و برداشت های میدانی به بررسی چیدمان فضایی کاروانسرای شاه عباسی در دو دوره صفویه و قاجار پرداخته شده است. در ادامه ترسیم نمودار های توجیهی با استفاده از تکنیک نحو فضا و تحلیل آن ها بر اساس عوامل گوناگون اثرگذار انجام گرفت. نتیجه تحقیق با تحلیل داده ها و مقایسه نمودار توجیهی با نمودارهای مدارس در دوره قاجار حاکی از آن است که چیدمان فضایی جدید کاروانسرای شاه عباسی در عصر قاجار که در نتیجه تغییر کاربری از کاروانسرا به مدرسه صورت پذیرفته بود علی رغم برخی معایب همچون کم توجهی به سلسله مراتب دسترسی مناسب و تهویه و تناسبات، به مقدار زیادی با روابط فضایی مدارس آن زمان انطباق دارد.
شاخص های شهر اسلامی از منظر آرمان های نظام جمهوری اسلامی ایران براساس مبانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
موضوع شهر اسلامی و نظریات پیرامون آن همواره در حوزه های گوناگون و از چارچوب های نگرشی مختلف مطالعه شده است. اما توجه به آرمان های موجود در هر بستر جغرافیایی حلقه مفقوده این پژوهش ها و مطالعات است. ازاین روی در پژوهش حاضر، با هدف استنتاج شاخص های شهر اسلامی از منظر آرمان های نظام جمهوری اسلامی ایران، در راستای اتصال مفاهیم این حوزه گام برداشته شده است. با توجه به مطالعات صورت گرفته آرمان های نظام جمهوری اسلامی در سه محور نمود پیدا می کند: منابع دینی و اعتقادی، اسناد فرادست و شخصیت های مهم و کلیدی. در این راستا آرمان های نمود یافته در سه حوزه از منظر ارتباط با شهر اسلامی مطالعه و بررسی شد. ازنظر هدف، پژوهش از نوع مطالعات کاربردی-توسعه ای و کیفی است. روش پژوهش، تحلیل محتوا و توصیفی-تحلیلی و رویکرد استدلال منطقی، با بهره گیری از مطالعات کتابخانه ای و اسنادی است و در تبیین پایایی پژوهش از روش پایایی باز آزمون استفاده شد. شاخص های شهر اسلامی در قالب سه بُعد تحت عنوان: اهداف کلان و عملیاتی، اصول شهر اسلامی و رهنمودهای اخلاقی و سبک زندگی تبیین می شوند و در ادامه، با توجه به ابعاد گفته شده بیست (20) شاخص شهر اسلامی شناسایی شد. توجه به آرمان های نمود یافته در شاخص های شهر اسلامی می تواند نگرشی نو در میان نظریه پردازان، مدیران، برنامه ریزان شهری و نظریه پردازان این حوزه فراهم کند تا با توجه عمیق بر بستر و تأثیرات آرمان ها بر شهر، به مداخله در شهر و ارائه تصمیمات صحیح و قابل اجرا بپردازند.
الگوی منظر آوا در باغ های قاجار شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معماری و شهرسازی ایران دوره ۱۲ پاییز و زمستان ۱۴۰۰ شماره ۲۲
281 - 292
حوزههای تخصصی:
منظر صوتی محرک احساسی است که کیفیت فضاهای مختلف را تحت تاثیر قرار می دهند. در باغ ایرانی صوت جزیی جدایی ناپذیر از ادراک فضایی تلقی می شود که بر رفتار افراد در فضا و به طور کلی کیفیت فضایی تاثیر دارد. رشد شهرها و تراکم جمعیت سبب نادیده گرفتن این کیفیت منظر در فضا شده است. لذا این پرسش مطرح می شود که آیا باغ های ایرانی دارای الگوی صوتی مشخصی هستند و اگر چنین است آیا ارتباط معناداری بین ادرک فیزیکی و روانی صدا در این باغ ها وجود دارد؟ در این پژوهش چهارباغ دوره قاجار شیراز بررسی و الگوی منظر صوتی از آن استخراج گردید. در روش تحقیق با ترکیب راهبردهای کیفی و کمی از روش پیاده روی صوتی، تهیه پرسشنامه و آوابرداری استفاده شد. الگوی واحدی که همه باغ های مورد مطالعه از آن پیروی کرده اند تعادل بخشیدن به شدت صوت از طریق ایجاد کیفیت روان-تنی فضا بوده است. عناصر فیزیکی استفاده شده در هندسه فضایی باغ ها شاخص های کیفیت ساز منظر صوتی هستند که در این مقاله رابطه معنادار بین این ادراک فیزیکی و ادراک روانی کاربران در باغ ایرانی تایید شد. بنابراین با وجود تغییر عناصر کالبدی شهرسازی در ایران معاصر نظیر خیابان کشی های ایجاد شده و سر و صدای وسایل حمل و نقل، نقشه صوتی باغ ایرانی که از الگوی صوتی واحدی تبعیت می کند، نشان دهنده این مهم است که این کهن الگو می تواند همچنان به عنوان راهکاری حیاتی در طراحی پارک های شهری مورد استفاده قرار گیرد.
بایسته های ارزیابی حفاظت از محوطه های پویای میراث فرهنگی جهانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقش جهان سال یازدهم تابستان ۱۴۰۰ شماره ۲
101-119
حوزههای تخصصی:
اهداف: محوطه های پویای میراث فرهنگی جهانی، مجموعه ای از منابع میراثی غیرقابل جایگزین در ابعاد ملموس و ناملموس، در نتیجه فرآیندهای تولید فرهنگی- اجتماعی و تجربیات در بستر زمانی و مکانی شکل یافته اند و در حال گذراندن تحولات در گذر زمان می باشند. هدف اصلی این پژوهش ارزیابی وضعیت حفاظت محوطه های پویای میراث فرهنگی جهانی به عنوان یکی از اساسی ترین موضوعات در فرایند نظارت بر میراث می باشد، که این فرایند ارزیابی باید با مشارکت ذینفعان مختلف مرتبط با بستر فرهنگی مربوطه در طول زمان محقق شود. روش ها: پژوهش از نوع کاربردی- توسعه ای است و در دو بخش مطالعات نظری و عملی با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی انجام شده است. در بخش نظری از روش استدلال منطقی و تکنیک تحلیل محتوا و استنتاج منطقی و در بخش عملی از روش پیمایشی و تکنیک فرایند تحلیل سلسله مراتبی بهره گرفته شده است. یافته ها: دستیابی به ارزیابی کارامد وضعیت حفاظت محوطه های پویای میراث فرهنگی جهانی، مبتنی بر معیار "حفاظت، پایداری و انتقال برجستگی و منزلت فرهنگی سایت میراثی" تحت تاثیر زیر معیارهای "یکپارچگی" و "اصالت" و همچنین معیار "تجربه سایت میراثی" تحت تاثیر زیر معیارهای "ادراک برجستگی و منزلت فرهنگی" و "تجربه اصالت" محقق می گردد. نتیجه گیری: شاخص "حس دلبستگی مکانی" به عنوان مهم ترین عامل در مدل ارزیابی وضعیت حفاظت محوطه میراث فرهنگی جهانی محسوب می شود. بهره گیری به طور ادواری از این مدل پیشنهادی در فرایند نظارت، می تواند بستر مناسبی را برای سنجش میزان کارآمدی سیستم مدیریت محوطه پویای میراث جهانی مورد مطالعه فراهم سازد و می تواند با ابتکار اداره کل میراث فرهنگی و گردشگری، سازمان زیباسازی شهر تهران و شهرداری تهران به کار رود.
ارائه اصولِ "سبک طراحی فرایندیِ، مبتنی بر واقعیت" در معماری
حوزههای تخصصی:
عناصر متفاوتی در شکل گیری محصول معماری، در مراحل و فرایند آفرینش آن نقش دارند که ایجاد هماهنگی بین آن ها، موضوع بسیاری از مطالعات طراحی پژوهی معاصر است. به گونه ای که تفاوت درنحوه سازمان دهی این عوامل، دلیل ایجاد سبک های متنوع طراحی همچون تحلیل-ترکیب، مشارکتی و حدس-تحلیل گردیده است. از سویی دیگر، سبک های طراحی موجود، هنوز ارتباط اندکی با مفاهیم مطرح در مبانی نظری برقرار می کنند، زیرا زبان بیانی متفاوتی دارند. پژوهش حاضر با درک این ضرورت، با توجه به نقش ساختاری عوامل مختلف شکل دهنده به "واقعیت" ها در نظام طراحی معماری، تلاش دارد واقعیت ها را به گونه ای سازمان دهی کند که علاوه بر نقش مستقل و ساختاری خود، در کنار یکدیگر، قابی محدود، معنی دار و هدفمند، برای پاسخ به نیازهای طراحی ایجاد کند. استفاده از روش فرایند نگاری در مدل سازی این روند تحلیلی و تفسیری، روش پژوهش کیفی حاضر است. زیرا فرصتی برای ادراک بهتر جایگاه هر یک از عوامل، و همچنین چگونگی تأثیرگذاری آن ها بر یکدیگر را فراهم می کند. هدف مهم این پژوهش، استفاده عملیاتی از نمودهای واقعیت در معماری، از طریق ارائه الگوئی است که، افزایش جامعیت در عین انعطاف و کارایی را ممکن کند. بدین منظور، با استفاده تحلیلی از منابع کتابخانه ای، استحصال پیشینه و نظریات ارائه شده، نهایتاً عوامل مختلف در شکل گیری واقعیت ها، ریشه شناسی شدند، سپس انواع الگوهای هم نشینی این یافته ها ایجاد، و کاراترین الگوی فرایندی بر اساس شاخص دستیابی موثرتر به اهداف پژوهش، انتخاب و در انتهای این پژوهش ارائه گردید. می توان کاربرد نتایج چنین بستر فرایندنگاری شده ای را، در بستر سازی ایجاد یک سبک طراحی، خصوصا برای استفاده تسهیل شده تری از فناوری های واقعیت مدار همچون BIM عنوان کرد، به گونه ای که مراحل مختلف بهرهگیری از مبانی نظری، برای دست یابی به نمودهای واقعی، در این پژوهش پایه ریزی شده است. ضرورت پژوهش حاضر در ایجاد نظریه ای به عنوان پشتیبان، توسعه دهنده و هماهنگ کننده مبانی نظری با فناوری های واقعیت مدار، قابل بیان است.
تبیین محدوده مطلوب شدت روشنایی در فضاهای اداری شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آسایش بصری به ویژه در فضاهایی که فعالیت بصری در آن زیاد است، همواره برای معماران و طراحان روشنایی چالش برانگیز بوده است. این امر به خصوص در کلان شهرها و شهرهای با تراکم بالا، به دلیل سایه اندازی ساختمان های مجاور و محدودیت دسترسی به روشنایی روز، اهمیت بیشتری پیدا می کند. برای دسترسی به طراحی مطلوب روشنایی آگاهی از سطح روشنایی مطلوب ضروری است. در حال حاضر در ایران، این محدوده برای فضاهای اداری تعریف نشده است و متخصصین برای جبران این نقیصه به یافته های دیگر کشورها رجوع می کنند. به دلیل تفاوت های اقلیمی و تفاوت فرهنگ استفاده از روشنایی، ممکن است یافته های دیگر کشورها برای ایران مناسب نباشد. از این رو پژوهش پیش رو به دنبال تعریف محدوده رضایت مندی از شدت روشنایی در ساختمان های اداری شهر تهران است. روش استفاده شده پیمایش و مطالعات میدانی است. به همین منظور تعداد 509 پرسشنامه در دو فصل تابستان و زمستان، در 146 اتاق در تابستان و 109 اتاق در زمستان توسط کاربران در شش ساختمان اداری با ویژگی های مختلف از جمله یک طبقه تا سیزده طبقه، پلان باز و با اتاق های خصوصی، نوساز و قدیمی، به منظور ارزیابی شرایط روشنایی محیط تکمیل شدند. هم زمان با تکمیل پرسشنامه توسط کاربران، پارامتر فیزیکی شدت روشنایی در سطح میز کار کاربران، اندازه گیری شدند. از روش های آماری مرتبط در نرم افزار SPSS برای تحلیل داده ها و یافتن ارتباط بین متغیرهای تحقیق، استفاده شد. نتایج نشان می دهد که شدت روشنایی مطلوب در این فضاها 600 تا 650 لوکس است و شدت روشنایی بین 550 تا 600 لوکس نیز شرایط آسایش را فراهم می کند. شدت روشنایی کمتر از 550 لوکس برای کاربران مطلوب نیست.
تبیین جایگاه حقوق شهروندی در مدل های طراحی معماری مبتنی بر منابع اسلامی
منبع:
معماری شناسی سال چهارم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۲۰
91-102
حوزههای تخصصی:
حقوق شهروندی از جمله مباحث نوظهور در ادبیات علمی کشور است که می تواند به عنوان محتوایی مهم در معماری تجلی یافته و موجب ارتقا آن شود. بنابراین هدف این پژوهش مشخص کردن جایگاه حقوق شهروندیِ مبتنی بر منابع و مبانی اسلامی در معماری و ارائه مدلی کاربردی و قابل تلفیق با دیگر مدل های طراحی معماری و در راستای ارتقای آن هاست. بدین منظور در مرحله اول، با استفاده از روش تحلیل محتوا، مدل های مختلف بررسی و معرفی می شوند و در مرحله دوم، با بهره گیری از روش های تحلیلی و نقد تفسیری مبانی حقوق شهروندی مشخص شده و با بکارگیری روش تحلیلی-تفسیری، راهکارهای ارتقاء حقوق شهروندی ارائه می گردد. در مرحله سوم پژوهش با استفاده از روش استدلال منطقی مدل «حقوق شهروندی» ارائه و نحوه پیوند آن با مدل های دیگر بیان می شود. براساس یافته ها در فاز اول تحقیق، مشخص شد که مدل های «لاوسون»، «گیفورد»، «لنگ» و «مدل تبیین گر محتوای طراحی و معماری» کاربردی ترین مدل ها در ادبیات علمی معماری کشور هستند و یافته های مرحله دوم نشان داد که حقوق شهروندی برحسب شرایط زمانی-مکانی با مفاهیمی مانند آزادی خواهی (Liberalism)، جامعه گرائی (Socialism) و جمهوریت گرائی (Republicanism) آمیخته شده است، در این بین منشور حقوق شهروندی ایران (مصوب1395) با مفاهیم لیبرالیسم هسوئی و قرابت دارد، همچنین مشخص شد که برای ارتقا حقوق شهروندی می توان از مبانی حقوق اسلامی (که برآمده از منابع دینی هستند) بهره گرفت و حقوق مختلفه را براساس دوگانه «حق/تکلیف» بازنویسی کرد، بدین صورت که در حقوق اسلامی، «حق الناس» وجهه کامل تری از حقوق شهروندی را ارائه داده و مقدم بر «حق الله» است، یعنی شرط ایفای حق الله، ایفای حق الناس است، بنابراین در مرحله سوم پژوهش، مدل مذکور براساس دوگانه حق/تکلیف و با تقدم حق الناس بر حق الله در 17 بند ارائه گردیده، به ترتیبی که مبانی حقوقی ارائه شده قابلیت دربرگیری مدل های طراحی را داشته و امکان سنجش مبانی نظری و نتیجه طراحی را براساس اصول حقوق شهروندی اسلامی را فراهم می آورد.
ملاحظات برنامه ریزی، ویژگی های فضایی و اصول طراحی منظر کشاورزی شهری مطابق با الگوی باغ ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هویت شهر سال ۱۵ تابستان ۱۴۰۰ شماره ۴۶
19 - 32
حوزههای تخصصی:
این مطالعه در پاسخ به این پرسش است که چه ویژگی های فضایی در باغ ایرانی می تواند اصول طراحی منظر کشاورزی را معرفی نماید . هدف، بررسی اصول ادغام منظر کشاورزی و منظر زینتی در باغ ایرانی و معرفی اصول تلفیق عناصر گیاهی مثمر و زینتی در ساختار فضاهای سبز تاریخی است. این مطالعه با روش پژوهش در طراحی و مورد پژوهی با انجام مطالعات میدانی در هفت باغ تاریخی واقع در سه استان مختلف به انجام رسیده است. جنبه های سخت افزاری سازمان دهی فضایی و چیدمان فیزیکی- بصری عناصر مولد و زینتی در باغ ایرانی به گونه ای است که بر اساس آن می توان چهاراصل مهم را به عنوان قواعد معماری منظر مثمر معرفی نمود. اصل تفکیک فیزیکی بر جدایی فضای تولیدی از محورهای تفرجی تأکید دارد. اصل دوم، ترکیب بصری دو نوع نظام گیاهی در نگاه ناظر را مهم می شمارد. اصل سوم بر تداوم کاربرد دو اصل قبلی در کل فضای منظر و اصل مدیریت دسترسی گویای استراتژی محدودیت دسترسی به محصولات خوراکی منظر است.