فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵٬۹۸۱ تا ۶٬۰۰۰ مورد از کل ۷٬۹۲۰ مورد.
منبع:
مطالعات معماری ایران بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۲۳
179 - 194
حوزههای تخصصی:
در حوزه محیط و رفتار،سازمان دهی فضایی خانه و شیوه زندگی همواره در یک ارتباط دوسویه بایکدیگر بوده اند. تغییرات سازمان دهی فضایی خانه به شکلی کاملاً ملموس بر شیوه زندگی ساکنانش تأثیرگذار بوده است. شیوه زندگی در هر خانه در ارتباط مستقیم با فرهنگ، فعالیت های روزمره و قوانین اهالی خانه است که تغییرات آن ها قابل مشاهده و کاوش می باشد. با بررسی شیوه زندگی نیز می توان به فهم و خوانشی درست از علل شکل گیری فضاهای داخلی خانه ها و درنتیجه تغییرات سازمان دهی آن ها رسید. در راستای رسیدن به این هدف، نمونه هایی از خانه های معاصر حیاط دار شهر ایلام از دهه پنجاه تا نود به طور جداگانه در هر دهه انتخاب شده است که همگی آن ها دو ویژگی مهم دارند: یکی اینکه در شهر شاخص نیستند و عمومیت بیشتری دارند؛دیگر اینکه برای مطالعه رفتاری داخل خانه ها قابل دسترس اند. نمونه ها به ترتیب براساس دهه و محل قرار گیری حیاط نسبت به ساختمان ازA1 تا اE4 کدگذاری شده اند. روش تحقیق در این پژوهش موردی، ترکیبی است شامل روش های تفسیری و تطبیقی با استفاده ازمطالعات کتابخانه ای، مشاهده و دسته بندی داده های رفتار و شیوه زندگی، به دست آمده از مصاحبه با ساکنان توسط نرم افزار مکس کیودا. نتایج نشان از تغییرات در سازمان دهی فضایی خانه های حیاط دار شهر ایلام دارد. این تغییرات فقط مرتبط به محل قرار گیری حیاط نسبت به ساختمان نیست، بلکه مربوط به دهه ساخت خانه نیز هست و با توجه به تغییرات در فرهنگ و شیوه زندگی اهالی شهر قابل پیگیری است. با توجه به این پژوهش، این تغییرات مربوط به تعداد فضاها، نام آن ها، محل قرار گیری در پلان، همچنین نوع و تعداد فعالیت های هرکدام در دهه های مختلف از پنجاه تا نود است؛ امابا توجه به فرهنگ غنی مردم کرد بومی، همچنان در شیوه زندگی ساکنان اهمیت به مهمان و جانمایی بهترین قسمت خانه به فضای پذیرایی مشاهده می شود. حیاط نیز ازجمله فضاهایی است که تقلیل کاربری و تغییر مبلمان داشته که در بحث ها بیان شده است.
بررسی اهمیت، فراوانی و پراکنش رنگ قرمز در ارسی های خانه های تاریخی ایران؛ مورد پژوهی: 22 تاج ارسی های خانه های قاجاری تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اُرُسی ها ازجمله عناصری هستند که از جنبه های تزئینی بالایی در خانه های سنتی ایران برخوردار می باشند. هدف تحقیق، رمز گشایی از دانش و مهارت رنگ شناسی استادکاران آرایه های معماری (اُرُسی) از طریق پایش فراوانی و پراکنش رنگ قرمز در 22 تاج اُرُسی خانه های قاجاری تبریز است. سؤال اصلی این است که فراوانی و پراکنش رنگ قرمز در اُرُسی خانه های قاجاری تبریز چگونه است؟ برای رسیدن به پاسخ این سؤال عکس هایی به صورت میدانی از 22 تاج اُرُسی خانه های قاجاری تبریز، تهیه گردید و سپس با استفاده از نرم افزارهای اتوکد و فتوشاپ، رنگ ها و تناسبات اُرُسی ها مورد بررسی قرار گرفت. شیوه ی تحقیق اتخاذشده، به صورت روش توصیفی- تحلیلی هست. یافته های تحقیق نشان می دهد که رنگ قرمز، در رقابت برای حضور در سطح نور گذر تاج، نسبت به سایر رنگ ها مانند آبی، سبز، نارنجی و زرد، در رتبه ی اول قرارگرفته است. همچنین در بررسی جایگاه و اهمیت رنگ قرمز، مشخص شد این رنگ با 86/2%، از بیشترین فراوانی حضور، در کانون تاج اُرُسی برخوردار است. نتایج به دست آمده حاکی از آن است که استقرار رنگ ها در سطوح نور گذر ارسی ها، تصادفی نیست و از نظمی پنهان و رازآلود برخوردار است؛ نظمی که باعث ایجاد نوعی از زیبایی جهان شمول و بی زمان بر نحوه ی چینش شیشه های رنگی در ارسی ها می شود.
تبیین شاخص های جانمایی پیاده راه های شهری بر اساس اهداف توسعه پایدار اجتماعی با استفاده از روش ANP (مطالعه موردی: بخش مرکزی شهر رشت)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هویت شهر سال نهم تابستان ۱۳۹۴ شماره ۲۲
19 - 30
حوزههای تخصصی:
توجه به پیاده و پیاده مداری از ضروریات برنامه ریزی شهری در راستای توسعه پایدار است. زمانی که صحبت از قدم زدن در فضاهای شهری به میان می آید، بیشترین ارتباط بین پیاده و مقوله توسعه پایدار، در بخش اجتماعی احساس می شود. این مقاله در پی آن است تا شاخص هایی را تبیین نماید که برای جانمایی پیاده راه در شهرهای ایران مناسب بوده و از طرفی اهداف توسعه پایدار اجتماعی را نیز دربر داشته باشد. استخراج شاخص های مورد نظر طی یک فرایند نظام مند انجام شده است. تلفیق شاخص های اجتماعی توسعه پایدار و شاخص های ایجاد پیاده راه توسط ماتریس گولر، انتخاب خیابان برتر از میان هشت نمونه مورد مطالعه به کمک فرایند تحلیل شبکه ای و ارائه پیشنهاداتی برای آن از جمله موارد طی شده در این فرایند است. در انتها نیز نکاتی برنامه ریزانه برای ایجاد یک پیاده راه پایدار بیان می شود.
بازاندیشی در آموزش درس «آشنایی با معماری معاصر»(در مقطع کارشناسی رشته معماری در دانشگاه های ایران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آموزش درس «آشنایی با معماری معاصر»، که در قالب دو واحد درسی الزامی برای دانشجویان کارشناسی رشته معماری ارائه می شود، بر متدهای متفاوتی در دانشگاه های ایران استوار است. از این متدها، مدرسین عمدتاً به دو گرایش بیشتر توجه می نمایند: گروهی آن را درسی «مفهومی» و «بینشی» و متفاوت از دروس تاریخ معماری تلقی کرده و گروهی دیگر نیز آن را درسی «دانشی» و مبتنی بر دروس تاریخ معماری می دانند. گروهی نیز معتقدند که اساساً مسئله به میزان کمّی واحدهای این درس مربوط است. اختلاف نظر بر سر «دوره زمانی» مورد مطالعه در این درس در متد دوم نیز موضوعی بسیار بحث برانگیز است. تعریف واژه «معاصر» از ترجمان لغوی تا معنای خاص آن، دوره بندی های متفاوتی را در تدوین شرح درس برای اساتید ایجاد می نماید. به علاوه نکته مغفول در تمام حالت های بالا، موضوع مهم و اغلب از قلم افتاده ی «معماری معاصر ایران» است. مقاله ی حاضر در نظر دارد تا با مورد مطالعه قراردادن دقیق متد های آموزشی این درس در دانشگاه های کشور و مقایسه ی آن با برخی از دانشگاه های مطرح جهان، به بررسی کمّی و کیفی جایگاه، تعداد واحدهای آموزشی و متدهای آموزشی این درس پرداخته تا از آن طریق بتواند در ارتقای آموزش مباحث نظری در رشته معماری مؤثر واقع شود.
راهبردهای تحقق اگروتوریسم با استفاده از مدل سوات در روستای گرمه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مسکن و محیط روستا دوره ۳۸ تابستان ۱۳۹۸ شماره ۱۶۶
۷۸-۶۳
حوزههای تخصصی:
اگروتوریسم یا گردشگری کشاورزی عبارت است از تعامل سازنده بین گردشگر و مردمان روستایی که در خلال آن زندگی مردم، هنر، میراث فرهنگی و از همه مهم تر کشاورزی آنان به گردشگر شناسانده شده و امکان درآمدزایی مستقیم و توسعه اقتصادی را فراهم آورد. اگروتوریسم به عنوان زیر مجموعه ای از گردشگری روستایی، یکی از زمینه های بسیار مناسب برای توسعه پایدار در روستاها است. جذابیت این نوع گردشگری بیشتر به خاطر ابعاد فرهنگی می باشد که روستاییان به آن می دهند. هم اکنون در کشور روستاهایی خاص تحت عنوان "روستاهای هدف گردشگری" مشخص شده و برای حضور گردشگر در روستا و امکان بهره وری اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی مردم ساکن در آن، برنامه ریزی های متنوعی انجام گرفته است. اما آنچه اگروتوریسم را شاخص می نماید این است که این مدل گردشگری روستایی اگر با مطالعه دقیق و برنامه ریزی صحیح و همه جانبه همراه باشد، می تواند زمینه ساز توسعه در هر روستایی باشد، حتی روستاهایی که ویژگی های خاص ندارند. چرا که مبنای اگروتوریسم، کشاورزی است که معشیت غالب روستاییان کشور است.این موضوعی است که برخلاف تجارب جهانی در این زمینه، در حال حاضر آن چنان که باید و شاید در کشور ما مورد توجه نمی باشد. در راستای بررسی میزان موفقیت این نوع گردشگری، برنامه"تور گردشگری کشاورزی"در زمان محدود به صورت آزمایشی در روستای گرمه از توابع فریمان در استان خراسان رضوی اجرا شد. مقاله حاضر در ابتدا به تبیین مفاهیم، فواید و آسیب های اگروتوریسم پرداخته و در ادامه با بیان جز ییات این طرح با روشی تحلیلی - توصیفی مبتنی بر مشاهدات میدانی و پرسشنامه ها و با استفاده از مدل سوات که ابزاری برای کنارهم قراردادن یافته های تحلیل، تهدیدهای خارجی و قابلیت های داخلی است، نحوه عملیاتی کردن اگروتوریسم در روستایی به غیر از روستاهای هدف گردشگری را مورد بررسی قرار دهد. در انتها راهبردهای رشد و گسترش این نوع گردشگری با توجه به نتایج ماتریس سوات بیان می شود.
جلوه های سنت و تجدد در فضاهای ورودی خانه های تهران دوره قاجار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دوره قاجار، دوره تضاد در ارزش ها و اندیشه های معمارانه، و تنوع در گرایش ها و شیوه های معماری شهری است. این تنوع و تضاد که متأثر از عوامل گوناگون و رویکردهای مختلف سنت و تجدد است، بیش از همه، در حوزه معماری مسکونی نمود پیدا می کند و ساختار یکنواخت خانه های شهر را به عرصه تفاوت می کشاند. تفاوتی که در تمامی اجزاء تشکیل دهنده یک خانه، از فضای ورودی تا فضاهای داخلی رخ می نماید؛ اما بدین خاطر که فضاهای ورودی، نمودی بیشتر در معماری دارد، تحولات رخ داده در این بخش، ملموس تر و بررسی ویژگی های ساختاری و تزیینی آنها از اهمیتی دو چندان برخوردار است. در این میان، موضوع قابل توجه این است که تحول مذکور، بر فضاهای ورودی خانه های گروهی از جامعه تأثیرگذار بوده و حتی نوع این تأثیرگذاری، از محله ای به محله دیگر متفاوت بوده است؛ گرچه از این طریق، شاید بتوان شاخصه های بارزی را برای انواع فضاهای ورودی تعیین نمود و سبک غالب ورودی ها را ارزیابی کرد. بدین ترتیب می توان گفت خانه های تهران دوره قاجار، سبک های گوناگونی در فضاسازی ورودی داشته که هر یک، جلوه هایی از سنت، تجدد یا تلفیقی از آنها را به نمایش گذاشته است.
گونه شناسی آسیاب های قناتی نایین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مسکن و محیط روستا دوره ۳۵ زمستان ۱۳۹۵ شماره ۱۵۶
۱۴۶-۱۲۷
حوزههای تخصصی:
آسیاب ها، این دستاوردهای معماری و مهندسی ایران، در گذشته نقش حیاتی در زندگی مردم داشته اند ولی در سال های اخیر در اثر برخی عوامل مانند خشک یا کم آب شدن قنات ها و در نتیجه عدم مقرون به صرفه بودن، رونق خود را از دست داده اند. این بناها به عنوان میراثی از دانش گذشتگان و نمودی از بهره برداری مناسب از محیط، تلفیق و تجمیعی از علوم و فنون مختلف (در زمینه های معماری، سازه، مهندسی آب و مهندسی مکانیک و معدن) هستند. کارکرد آسیاب ها به عنوان یکی از بناهای وابسته به قنات، باعث شده که در نقطه ای استقرار یابند که امکان دسترسی و استفاده از آب قنات برای آن ها فراهم باشد. در آسیاب آب دیده نمی شود امّا تجلّی نیروی آن را در حرکت سنگ آسیاب می توان دید و پیرو عملکردی بودن بنا، آب نیز تنها جنبه عملکردی خود را آشکار می کند. براساس پیمایش میدانی مشخّص شد در محدوده شهرستان نایین 12 آسیاب باقی مانده و تعدادی نیز بکلّی تخریب شده است لذا صرف بررسی و مستندنگاری آن ها ارزشمند است. لکن در آسیاب های نایین نوعی گونه گونی کالبدی ویژه مشاهده می شود یعنی هر آسیاب اجزاء، حجم و تناسبات خاص خود را دارد؛ حال آنکه محدوده استقرار این بناها کوچک، اقلیم این محدوده یکسان و منبع آب همه آن ها قنات است؛ حتّی نحوه کارکرد آن ها تقریباً یکسان بوده است. سه جزء متفاوت ولی در عین حال مکمل در یک آسیاب، فضاهای معماری، کانال های ورود و خروج آب و تنوره، اجزای سیستم مکانیکی مانند چرخاب (توربین ، پره ها و تبری) هستند که در آسیاب های نایین تنوعی جالب توجّه دارند. مقاله می کوشد عوامل مؤثر بر این گوناگونی را شناسایی کند و یک گونه شناسی از این آسیاب ها ارائه دهد. نتایج بررسی نشان داد که آسیاب های نایین بر اساس معیارهای معماری و موقعیت قرارگیری به 3 گونه رو زمینی، دستکند زیرزمینی و دستکند بر دیواره رسی قابل تقسیم بندی هستند. روش پژوهش توصیفی تحلیلی مبتنی بر مطالعات کتابخانه ای و برداشت میدانی است. نقشه های برداشت شده از آسیاب ها، برای اوّلین بار در این مقاله ارائه شده است.
Unsustainability of Urban Community, An Analysis to Urban Heterogeneous Area in Urban Fabric (Case Study: North Parts of Tehran)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
What is called the problems of Tehran metropolis now a days, is deep- rooted in the policies ofurban planning in our country. Since not far past up to now, immigration from all over the country to Tehran, irregular growth of urban population, inconsistency with urban infrastructure development, environmental pollution and low quality of living areas, erosion of self -growing fabric in most areas which get erosion very quickly due to not being benefited from minimum constructional standards, service and urban infected organ are all those problems that a city such as Tehran is confronted with. These cases caused that the greatest growth center of the country loses its capability of attracting the possibilities and parameters needed for efficient development and due to heavy pressure imposed by other towns and villages, this city is now suffering from serious problems which only by allocating extra budgets and additional funds, may be temporarily decreased. The topics which will be discussed in this article are those problems arisen from immediate neighborhood of two heterogeneous fabrics which have not been properly paid attentions to. So it has been tried in this article to address the heterogeneity in Tehran, caused by economic and social problems. In this article different aspects of the issue from urbanization viewpoint with analytical approaches and the existed challenges have been addressed.
تحلیل ضربآهنگ کنش های مغایر با گفتمان رسمی و خوانش فضای عمومی شهری؛ مدل زمینه ای در پل خواجوی اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش با هدف ژرف کاوی و تبیین پیچیدگی های فضای عمومی شهری چندلایه؛ که متاثر از شکل بندی های اجتماعی جامعه و نقطه آغازین معرفت شناسی فضا در همبستگی با واقعیت اجتماعی می باشد، انجام می پذیرد. پارادایم تحقیق، انتقادی و در چارچوب نظریه ی تولید اجتماعی فضای لوفور، زندگی روزمره را ازطریق تحلیل ضرباهنگ و در پیوند زمان-مکان واکاوی می کند. سؤالات تحقیق درراستای شناسایی مولفه های موثر بر ضرباهنگ رخداد کنش ها و نیز تدوین مدلی زمینه ای با هدف خوانش فضای پل خواجو می باشد. نوآوری پژوهش، توصیف و تبیین بخش پنهان فضای عمومی شهری انتخابی با استفاده از تحلیل ضرباهنگ رخداد کنش های مغایر با گفتمان رسمی جامعه است. با بهره گیری از تئوری زمینه ای، تحلیل سیستماتیک اطلاعات ناشی از برداشت میدانی(مصاحبه های عمیق و مشاهدات وجه عینی رخداد کنش ها صورت گرفته است. نتایج در یک مدل نظری-زمینه ای در 12 مقوله اصلی ارتباط کنش ها با شرایط زمینه ای، علل بروز،عوامل مداخله گر و پیامدها را نشان می دهد: زمینه ها (نظم ایدئولوژی-حکومتی، طبیعی و محیطی)؛ علل (نظم هنجارین و مدیریت پایشی)؛عوامل مداخله گر (تعاملات برنامه ریزی شده، تبادلات فرهنگی و همپیوندی مقوله ها)؛ و پیامدها (پیش بینی-بودن فضا، آگاهی بخشی از مطالبات، کاهش مشروعیت گفتمان رسمی و تصاحب فضا) می باشد. رخداد کنش ها، گزینش زمانی و مکانی داشته و با عضویت در گروه های اجتماعی همراه و هدف آن ها تثبیت فضایی، کسب خودمختاری و مشروعیت در فضا ودارای الگوهای قانون ستیزی-هنجارستیزی، تصاحب فضا، روان پالایی و مطالبات می باشد.
سنجش تاثیرات اجتماعی گردشگری بر کیفیت زندگی با شیوع Covid-19 در شهر تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گفتمان طراحی شهری دوره ۴ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱
۱۵۴-۱۳۵
حوزههای تخصصی:
بیان مساله: با شروع Covid-19 در دنیا یکی از بحرانها در زمینه صنعت گردشگری است که به نوبه خود بر روی کیفیت و رفاه زندگی ساکنان مناطق گردشگری تاثیر گذاشته، که در این میان توجه به اثرات اجتماعی گردشگری بسیار ضروری است. هدف: هدف تحقیق حاضر سنجش تاثیرات اجتماعی گردشگری بر کیفیت زندگی با شروع Covid-19 در شهر تبریز می باشد. روش ها: تحقیق حاضر با روش توصیفی-تحلیلی و پیمایشی می باشد. جامعه آماری تحقیق جمعیت بالای 18 سال شهر تبریز می باشد. تحلیل اطلاعات از معادلات ساختاری (EMS) با نرم افزار Amos و SPSS استفاده شد. یافته ها: یافته ها حاکی از این است که اعتماد بین فردی، دلبستگی به مکان، درک اثرات اجتماعی و Covid-19 ﺑﺎ ﺿﺮیﺐ ﺗﺄﺛیر 825/0 و 801/0 و 735/0 و 711/0 بیشترین اثرات را بر کیفیت زندگی داشته است. نتیجه گیری: در نتیجه هنگامی که افراد به مکان وارد می شوند، رفتارهای طرفدار اجتماعی و طرفدار محیط زیست را برای حفاظت از مکان خود برای کمک به هدف کاربردی آن ( مزایای گردشگری) اتخاذ می کنند و از این رو از توسعه گردشگری حمایت می کنند. این امر به نوبه خود می تواند در برآورده کردن دیگر اهداف کلیدی پایداری و رفاه و ارتقای کیفیت زندگی ساکنان شهر تبریز در زمان ، کووید 19و پیماریهای همه گیر و پس از آن نقش بیشتری داشته باشد.
بررسی شاخص های طراحی محیطی در پیشگیری از جرم (مطالعه موردی: مجتمع های تجاری شهر یزد)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هویت شهر سال هفتم زمستان ۱۳۹۲ شماره ۱۶
63 - 70
حوزههای تخصصی:
ارتقاء امنیت محیطی مجتمع های تجاری، به دلیل ایجاد آسایش، آرامش و اطمینان از حضور در یک محل امن، موجب جذابیت محل و استقبال مردم در استفاده از محیط تجاری می گردد. با طراحی محیطی مناسب می توان حداکثر بهره را با افزایش امنیت این گونه مجتمع ها برده و زمینه فعالیت بهینه افراد در این محیط ها را فراهم نمود. پژوهش حاضر درصدد بررسی این موضوع است که شاخص های طراحی محیطی در کاهش وقوع جرم در مجتمع های تجاری شهر یزد تا چه اندازه می تواند تأثیر داشته باشند. روش بررسی در این پژوهش توصیفی- تحلیلی بوده و روش جمع آوری داده ها به صورت پیمایشی است. تعداد 31 متغیر مورد تحلیل قرار گرفته که در 4 شاخص دسته بندی شده است. درنهایت نتیجه گیری پژوهش نشان دهنده این موضوع می باشد که مجتمع های تجاری شهر یزد از لحاظ شاخص های امنیتی و رفاهی در وضعیت نامطلوبی قرار گرفته اند که در نهایت با ارائه راه حل هایی جهت ارتقاء امنیت، رفاه و آسایش آنها پرداخته است.
لاله زار، خط مقدم مدرنیزاسیون در تهران (لاله زار، بازتاب نفوذ مدرنیته از شهر به جامعه ایرانی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال بیستم اسفند ۱۴۰۲ شماره ۱۲۹
91 - 100
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: نگاه نو به جامعه در عصر قاجار، با جریان های مدرنیزاسیون جهانی هم زمانی دارد و احداث خیابان لاله زار، از اولین اقدامات حاکمیتی در ایران برای ورود به این عرصه است. می توان مدعی شد، ماجرایی که بر خیابان لاله زار گذشته، بازتابی دقیق از تعریف «مدرن» است که آن را از یک خیابان باغی، به یک فضای جمعی شهری بدل کرده است. تغییرات نمای ساختمان ها، استقرار مبلمان شهری، سنگفرش معابر و تقویت کارکردهای خیابان همچون ساخت هتل، کافه و سالن تئاتر از مهم ترین جلوه های این فرایند است. خیابان لاله زار که در دوره قاجار با هدف ایجاد مکانی تفرجی در شهر برای درباریان و متمولین احداث شده بود، در دوره پهلوی، اول به فضای جمعی برای عموم جامعه تحول یافت و امکان گذران اوقات تفریح و حضور و مشارکت در جریان زندگی شهری را برای جامعه فراهم آورد. هدف پژوهش: خوانش نقش ادراکی فرآیند مدرنیزاسیون شهری در شکل گیری جامعه مدرن تهران دوره پهلوی اول با استناد به تحولات کالبدی خیابان لاله زار. روش پژوهش: با متمایز کردن چهار مداخله «تزئین گرایی»، «خطی سازی»، «نماگرایی» و «مونومان گرایی» که اقدامات اساسی در مدرنیزاسیون شهری محسوب می شود، خیابان لاله زار با روش تحلیل تصویری، ارزیابی و ردپای معیارهای فوق در آن تحلیل می شود. نتیجه گیری: پدیدارشدن یک «آمبیانس» شهری متفاوت از فرهنگ عمومی جامعه به عنوان ثمره مدرنیزاسیون خیابان لاله زار و این واقعیت که مدرنیزاسیون در ایران با خیابان لاله زار آغاز شد و سرعت گرفت، نتایج اصلی پژوهش را شکل می دهد.
مشارکت شهروندان؛ کلید توسعه پایدار اجتماعی در محلات شهری (مطالعه موردی: محله باغشاه شهر شیراز)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هویت شهر سال هفتم زمستان ۱۳۹۲ شماره ۱۶
81 - 96
حوزههای تخصصی:
احیای محلات شهر و تقویت هرسه بعد پایداری در آنها، یکی از راهکارهای اصلی رسیدن به پایداری شهری محسوب می شود. تاکنون بیشترین توجه طرح های ساماندهی، بهسازی و بازسازی در ایران، حول مسئله نوسازی کالبدی بوده و ساکنان به عنوان مخاطبان اصلی، نادیده گرفته شده اند. حال این سوال مطرح است که "چرا طراحی فضاهای مردمی با مشارکت مردم صورت نمی پذیرد که چنین بازخوردهایی، دربر نداشته باشد؟ مشکلات اجرایی این گونه طرح ها به ویژه در ایران چیست؟" دراین راستا محله باغشاه شیراز به عنوان نمونه موردی پژوهش مورد توجه قرار گرفت. روش پژوهش توصیفی – تحلیلی با استفاده از برداشت های میدانی و سوال از مردم در قالب پرسشنامه شامل بررسی های اجتماعی، جمعیتی، برداشت کالبدی و بررسی تصویر ذهنی ساکنان از محله با هدف تعیین میزان تمایل ساکنان درتهیه و اجرای طرح بهسازی و ارتقا کیفی زندگی بوده است تا راهکارهایی برای جلب مشارکت ساکنان به عنوان یکی ازمهمترین الزامات دستیابی به پایداری اجتماعی محلات در توسعه شهری، ارائه شود.
تأملی بر چالش ها و راهکارها در آموزش مکانیک سازه در معماری برای نوآموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات معماری ایران بهار و تابستان ۱۴۰۰ شماره ۱۹
۱۶۴-۱۳۷
حوزههای تخصصی:
یکی ازحوزه های تلاش برای جبران شکافِ بعد از رنسانس میان سازه و معماری مبحث آموزش بوده است. نوشتارحاضر حوزه آموزش مکانیک سازه ها را در سطح مقدماتی و با تکیه بر جنبه های شناختی مورد توجه قرار می دهد. گزارش پیش رو، بخشی از نتایج یک اقدام پژوهی چهار ساله را گزارش می نماید که به قصد فهم و بهبود مسائل این حوزه انجام پذیرفته است. پرسشهای اصلی این نوشتار معطوف به چالشهای آموزش سازه در معماری برای نوآموزان، خطاهای شناختی آنها و مسیرهای محتمل برای بهبود آن هستند. یافته ها مسائل پایه ای را نشان می دهندکه برای دستیابی به یادگیری مناسب و عمیق، باید به رفع آنها توجه داشت. راهکارهایی نیز، در این مقاله برای بهبود این حوزه ارائه می گردند.
Elimination of Waste and Inefficient Facilities in Existing Buildings for Sustainability in Developing Nations(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
A major reason why many developing nations have not made significant advancement in sustainable development (SD) agenda is the neglect of existing building stock which forms the bulk of built assets. Although sustainable development is a universal challenge, it cannot be approached in the same way for all nations, but rather practical response can be defined nationally or locally. This paper reviewed literature into the possibility of using an improvement strategy model to eliminate waste and inefficient facilities in existing buildings from occupants and property managers’ view points for sustainability in developing nations using Nigeria as an example while emphasis is placed on the multi-stakeholder/interdisciplinary approach in which each professional in the built environment add discipline-specific data to a single shared model. Many writers have criticized the ignorance of end-user requirements during the construction briefing, highlighting the communications gap between the end-users, designers and owners, and that little had since improved. This paper suggests a way forward in which “bottom-up” improvement policy formulation and subsequent implementation would stem from occupants and property managers rather than “top-down” governance approach in most developing countries. The concepts of lean thinking, zero emission and green building were incorporated into the Building Information Modeling to develop an improvement strategy model for existing buildings with the condition that the use is retained. It is envisaged that improvement would be cheaper financial-wise than to demolish and rebuild; environmental friendly; and bring about an appreciably reduced maintenance cost.
آمایش دفاعی روستاهای مرزی با نگرش پدافند غیرعامل؛ مطالعه موردی: روستاهای مرزی پیرانشهر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مسکن و محیط روستا دوره ۴۱ زمستان ۱۴۰۱ شماره ۱۸۰
۱۱۴-۹۹
حوزههای تخصصی:
یکی از پیامدهای نامطلوب سیاست های توسعه ای کشور در مناطق مرزی گسیختگی در ساختار فضایی است که بازتاب این سیاست ها به صورت برهم خوردن تعادل و توازن در رشد درون زای سکونتگاه ها در سطوح مختلف، نابسامانی در نظام فضایی - مکانی مجموعه های انسانی و گسستگی در روابط فضایی و نابسامانی در عملکردهای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، اداری و کالبدی و درنهایت انزوای جغرافیایی و توسعه نیافتگی مشهود است. با یک بررسی اجمالی می توان به جایگاه ﺿﻌیﻒ ﻣﻨﺎﻃﻖ ﻣﺮﺯی ﻭ حاشیه ای ﺩﺭ ﻣﻘﺎیﺴﻪ ﺑﺎ ﻣﻨﺎﻃﻖ ﻣﺮکﺰی کﺸﻮﺭ ﺩﺭ ﻓﺮایﻨﺪ توسعه فضایی، ﺍﻣﻨیﺖ ﻓﺮﺍﮔیﺮ ﻭ ﻋﺪﺍﻟﺖ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋی ﭘی ﺑﺮﺩ. پژوهش حاضر با جامعه آماری سکونتگاه های روستایی شهرستان پیرانشهر در استان آذربایجان غربی از نوع کاربردی عملی است که با روش توصیفی - تحلیلی، نگرش حل مسئله سیستمی و ابزارهای گردآوری اطلاعات کتابخانه ای - اسنادی و پیمایشی - میدانی بر مبنای طرح های توسعه روستایی و تأکید بر رویکرد پدافند غیرعامل به عنوان رویکردی امنیت ساز و دفاع محور انجام گرفته است. تحلیل یافته های فضایی - مکانی به وسیله GIS و با استفاده از ﻓﺮایﻨﺪ تحلیل سلسله مراتبی (AHP) و منطق فازی صورت پذیرفته است. نتایج به دست آمده حاکی از آن است که از 147 روستای شهرستان، بیش از 60 روستا که بیشتر از 40 درصد جمعیت مناطق روستایی را تشکیل می دهند در معرض آسیب پذیری خیلی زیاد و زیاد هستند. همچنین بیشترین میزان آسیب پذیری در سکونتگاه های روستایی سه دهستان لاهیجان غربی، پیران و منگور غربی مشاهده می شود که دهستان های مرزی به شمار می روند.
جایگاه نیازهای بنیادین انسان در سیر تحولات مسکن (مطالعه موردی: شهر اردبیل مبتنی بر پیشینه تاریخی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحت پوشش قرار دادن نیازهای بنیادین انسان در علم روانشناسی محیطی از ویژگی های مهم یک مسکن بشمار می آید. مسکن باید بتواند نیازهای فرد را متناسب با بوم منطقه پاسخ داده و مشکلات ناشی از آن را مرتفع نماید. خانه بعنوان سازگارترین مکان با زندگی انسان شناخته شده و امروزه به علت عدم توجه به نیازهای اصلی کاربران، دچار تغییرات زیادی شده است به گونه ای که روندی به سوی بی هویتی و کاهش حس تعلق ساکنان را در پی دارد. در پژوهش حاضر هدف اصلی بررسی میزان توجه به نیازهای بنیادین انسان در دوره های متفاوت معماری می باشد؛ لذا در این راستا از ترجمان معماری، اصول مطرح شده توسط آبراهام مازلو به عنوان محور سنجش کیفیت پاسخگویی به نیازهای بنیادین بهره گرفته شده است. پژوهش بصورت توصیفی- تحلیلی بوده و روش تحقیق پیمایشی- دلفی است. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار Spss21 انجام گردیده و در نهایت نتایج طبق جداول آماری استخراج گردیده اند. در این مسیر جهت استخراج روند تغییرات الگوی مسکن شهر، خانه های شهر اردبیل به سه دوره سنتی، سنتی- معاصر و معاصر، تقسیم شده است. نتایج بدست آمده حاکی از وجود اختلاف معنادار در میزان پاسخگویی الگوهای مسکن به نیازهای اساسی افراد و کاهس حس تعلق و کیفیت زندگی در طی دورهای زمانی بوده است.
ارزیابی آسیب پذیری کالبدی مساکن خانوارهای روستایی در برابر سیل؛ مطالعه موردی: شهرستان درگز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مسکن و محیط روستا دوره ۴۱ زمستان ۱۴۰۱ شماره ۱۸۰
۱۴۲-۱۲۷
حوزههای تخصصی:
ایران چهارمین کشور سیل خیز جهان ازنظر آسیب پذیری در مواجهه با سیل است و استان خراسان رضوی هم که در شمال شرق ایران واقع شده است در خطر نسبی بالای سیل قرار دارد و سالانه شاهد وارد آمدن خسارات ناشی از سیل در این استان هستیم. به طوری که این استان در تعداد حوادث سیل، رتبه اول و در خسارت ها رتبه سوم و در تلفات جانی رتبه ششم را در کشور دارا است، لذا سیل سالانه موجبات وارد آمدن خسارات فراوانی به روستائیان به ویژه در بخش مسکونی می گردد. پژوهش حاضر آسیب پذیری کالبدی مساکن خانوارهای روستایی شهرستان درگز در مواجهه با سیل را موردبررسی قرار می دهد. روش تحقیق، در این پژوهش توصیفی تحلیلی و مبتنی بر پیمایش میدانی است. سازه آسیب پذیری مسکن در 6 مؤلفه جسم، محتوا، روبنا، زیربنا، فضای معیشتی، تأسیسات و تجهیزات به کمک 18 شاخص در طیف لیکرت کمی شده است. پایایی پرسش نامه محقق ساخته نیز با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ 96/0 و مطلوب ارزیابی گردید. در این مطالعه، از میان تمام روستاهای درگیر سیل، در سطح شهرستان، تعداد 9 روستا که از بیشترین آسیب پذیری در مواجهه با سیل در سطح شهرستان درگز برخوردار بودند به عنوان نمونه انتخاب شدند. به طور مجموع این روستاها دارای 1514 واحد مسکونی هستند که به کمک فرمول کوکران 225 واحد از میانشان به عنوان نمونه تعیین گردید. در انتها بعد از بررسی ها، نتایج نشان داد از میان مؤلفه های موردبررسی، میانگین آسیب پذیری زیربنا یا فونداسیون با عدد 55/2، بیشتر از سایر مؤلفه ها است. اگرچه میزان آسیب پذیری کالبدی مساکن خانوارهای روستایی شهرستان درگز در مواجهه با سیل با میانگین 16/2 کمتر از میانه نظری و در حد کم تا متوسط ارزیابی شده است، اما میزان خسارت واردشده به 38 خانوار موردبررسی، بالای 50 درصد است که رقم پایینی نیست. ﺑ ﺎﺗﻮﺟ ﻪ ﺑ ﻪ ایﻨکﻪ ﺣﻔﺎﻇﺖ کﺎﻣﻞ از ﺧﻄﺮ ﺳیﻼب امکان پذیر نیست، زی ﺴﺘﻦ در کﻨ ﺎر ﺳ یﻼب و اﻋﻤ ﺎل سیاست های مناسب برای کاهش آسیب پذیری مسکن اﻣﺮی ﺿﺮوری اﺳﺖ.
تبیین عوامل مؤثر بر شکل گیری دلبستگی به خانه با بهره گیری از روش نظریه زمینه ای (مطالعه موردی: واحدهای مسکونی شهر اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مسکن و محیط روستا دوره ۳۷ زمستان ۱۳۹۷ شماره ۱۶۴
۱۰۰-۸۵
حوزههای تخصصی:
دلبستگی به خانه، پیوند عاطفی مثبت میان انسان و خانه است که می تواند منجر به ایجاد احساس امنیت، آرامش و راحتی خاطر برای ساکنان و افزایش کیفیت زندگی آنان شود. همچنین ساکنان را به مراقبت و محافظت از مکان وا داشته و در حفظ و نگهداری محیط های مسکونی مؤثر خواهد بود. برای ایجاد چنین پیوندی حضور برخی مقدمات کالبدی و اجتماعی در خانه ضروری است. این مقاله با هدف دستیابی به عوامل مؤثر بر شکل گیری این پیوند، در پی شناخت ویژگی هایی از خانه است که نقش مؤثری در دلبستگی انسان به آن ایفا می نمایند. برای دستیابی به این هدف، این پژوهش رویکردی کیفی اتخاذ نموده است و از روش «نظریه زمینه ای» بهره می برد. داده های پژوهش با انجام مصاحبه عمیق با 30 نفر از ساکنان مجتمع های مسکونی واقع در محلات منتخب اصفهان در بازه سنی 25-65 سال گردآوری شده اند. یافته های این مطالعه نشان می دهد که هر دو دسته «ویژگی های مربوط به درون خانه» و«ویژگی های مربوط به بیرون خانه» نقش مهمی در شکل گیری دلبستگی ساکنان به خانه ایفا می نمایند. این پژوهش «مالکیت»، «کیفیات آسایشی و دوام کالبدی خانه»، «مبلمان و تجهیزات داخلی خانه» و «روابط عاطفی مثبت در خانه» را از جمله عوامل درونی و «جلوه بیرونی خانه»، «رضایت از همسایگی» و «کیفیت و خوشنامی محله» را از جمله عوامل بیرونی مؤثر بر شکل گیری دلبستگی ساکنان به خانه معرفی می نماید. همچنین «جلوه محیط مسکونی» را به عنوان مقوله هسته ای در برگیرنده مقولات مطرح شده معرفی می کند . لذا ارایه راهکارهایی برای اغنای این کیفیات در دو حوزه «درون» و «برون» خانه، می تواند منجر به ایجاد و یا ارتقای دلبستگی ساکنان شود. از آن جا که این عوامل و کیفیات رابطه تنگاتنگی با فاکتورهای فیزیکی فضا دارند، این پژوهش می تواند به عنوان یک پژوهش پایه، مبنایی برای ارایه راهکارهایی برای ارتقای دلبستگی انسان به خانه در حوزه های مختلف و از جمله معماری و شهرسازی باشد.
ضرورت مدیریت بحران های هویتی در فضاهای شهری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هویت شهر سال پنجم پاییز و زمستان ۱۳۹۰ شماره ۹
73 - 82
حوزههای تخصصی: