فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵٬۷۶۱ تا ۵٬۷۸۰ مورد از کل ۷٬۹۲۰ مورد.
منبع:
نقش جهان سال دوازدهم تابستان ۱۴۰۱ شماره ۲
94-74
حوزههای تخصصی:
اهداف: هدف پژوهش حاضر تدوین راهبردهای توسعه پایدار گردشگری در مناطق کویری شمال شرق استان کرمان است. هدف کاربردی پژوهش، نشان دادن اهمیت و جایگاه توسعه گردشگری پایدار، به عنوان عاملی در جهت تحقق اهداف توسعه پایدار است. روش ها: برای گردآوری داده ها از روش کتابخانه ای و میدانی ) استفاده شد. فرآیند پژوهش با تکمیل پرسشنامه توسط 30 نفر از کارمندان اداره کل میراث فرهنگی و صنایع دستی و گردشگری استان کرمان ادامه یافته، داده ها به روش گلوله برفی گردآوری شدند. تحلیل داده ها توسط ماتریس سوات ( SWOT ) و ماتریس برنامه ریزی راهبردی کمی ( QSPM ) تحلیل شدند. یافته ها: بر اساس نتایج به دست آمده از میان اهمیت عوامل داخلی نتیجه گرفته شد که در میان نقاط قوت بیشترین اولویت مربوط به شاخص های «ایمنی جاده های منطقه» با نمره 19.33 است؛ و شاخص «برخورداری از چشم اندازهای طبیعی منحصربه فرد» با نمره 10.93 از دید خبرگان در میان نقاط قوت از اهمیت کمتری برخوردار هست. در میان نقاط ضعف شاخص «کیفیت پایین امکانات خدماتی» با نمره 18 مهم ترین نقاط ضعف داخلی محسوب می شود. در ادامه تحلیل نمرات عوامل خارجی نشان داد که در میان فرصت ها بیشترین اولویت مربوط به شاخص «روند رو به رشد فعالیت های گردشگری کویری» با نمره 18.40 است. شاخص «عدم توجه به توسعه گردشگری در مناطق کویری در سیاست گذاری» با نمره 19.20 مهم ترین تهدید محیطی محسوب می شود. نتیجه گیری: وضعیت توسعه پایداری گردشگری کویری شمال شرق استان کرمان در حالت تهاجمی قرار دارد و این وضعیت ناشی از غلبه نقاط قوت داخلی بر نقاط ضعف داخلی و فرصت های محیطی بر تهدیدات محیطی است.
طراحی معماری در محوطه میراث روستایی بررسی موردی: طراحی های انجام شده در روستای تاریخی میمند(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
چالش میان قدیم و جدید همواره مطرح بوده است. از یک طرف ضوابط و مقررات حفاظتی و از طرفی بی توجهی و ناهماهنگی طرح های جدید به زمینه میراثی، موضوع مجادلات جدی بوده است. در این میان طراحی جدید در میراث روستایی به دلیل ویژگی های خاص و در عین حال روابط پیچیده اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و طبیعی، علی رغم ظاهر ساده آن، کاری دشوار است. هدف از این مقاله بررسی اصول و معیارهای کلیدی در طراحی بناها و عناصر معماری جدید در بافت های میراث روستایی است. روش تحقیق این پژوهش از نوع کیفی است. در این میان بررسی و تحلیل محتوای اسناد بین المللی کمک خواهد کرد تا دستاوردهایی در جهت نیل به این معیارها حاصل گردد. این تحقیق ضمن جمع آوری داده ها از طریق مشاهده مستقیم و تحلیل جزئیات کالبدی، سازگاری معیارهای مستخرج از مبانی نظری را در روستای تاریخی میمند بررسی می نماید. همچنین با روش زمینه یابی و انجام مصاحبه با ساکنین در مورد انطباق پذیری طراحی های انجام شده و تدقیق معیارها تأکید دارد. یافته های تحقیق نشان می دهد که فراتر از معیارهای کالبدی، این معیارهای پایه هستند که نقش تعیین کننده ای در موفقیت طراحی در میراث روستایی دارند.
بررسی تأثیر نمای دو پوسته و هندسه آن بر کنترل نور روز در فضاهای اداری (مدل سازی و تحلیل نور روز به وسیله نرم افزار دیوا)
حوزههای تخصصی:
نور روز علاوه بر بهینه کردن مصرف انرژی بر کیفیت سلامت فضاهای داخلی، تقابل معماری با رفتارهای اجتماعی و سلامت افراد در فضا مؤثر است. استفاده از یک سامانه کنترل نور روز، علاوه بر افزایش کیفیت روشنایی طبیعی فضا، مصرف انرژی الکتریکی ساختمان را به طور قابل ملاحظه ای کاهش می دهد. مسئله این پژوهش تلاش برای پاسخ به میزان و نحوه تأثیر کیفیت بازشوهای جداره های ساختمان بر کیفیت نور روز دریافتی است. به همین جهت به بررسی تأثیر میزان بازشو گره ایرانی طراحی شده بر کارایی روشنایی طبیعی در فضای اداری بر اساس استاندارد های بین المللی، با استفاده از نرم افزارهای شبیه سازی نور روز و آنالیزهای سالانه منطبق بر اطلاعات آب و هوایی شهر مشهد، در ساعات اشغال فضا می پردازد. در گام نخست تلاش شده است تا مفاهیم اساسی پژوهش مورد مطالعه قرار گیرد. در گام دوم با ابزار تحلیلی دست به مورد پژوهی زده شده است و نحوه تأثیر کیفیت بازشو ها بر کیفیت دریافت نور مورد واکاوی قرار گرفته است و در گام آخر با استدلال منطقی و مبتنی بر ابزار تحلیلی نتیجه نهایی صورت بندی شده است. نتایج به دست آمده حاکی از آن است که ضریب بازشو در توزیع روشنایی طبیعی و آسایش بصری در جهت گیری های مختلف به خصوص در جبهه جنوبی تأثیر بسیاری دارد. اهمیت نور روز در بهینه کردن مقدار مصرف انرژی، کیفیت سلامت فضاهای داخلی و همین طور تقابل معماری با رفتارهای اجتماعی و سلامت افراد در فضا از طریق طراحی نظام مند که قابلیت کنترل نور روز را با توجه به نیازها و ضروریات فضای زیست داشته باشد مؤثر می گردد.
سیر تحول فضاهای میانی در خانه های عصر قاجار و پهلوی اول بر مبنای تغییرات ارزشی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هر فرهنگی، در هر دوره ی زمانی الگوهایی از انسان ارائه می دهد که فعالیت ها، موفقیت ها و وظایف اجتماعی افراد را مشخص می کند. افراد جامعه در قالب این الگوها و ارزش ها، طرح زندگی خود را می ریزند و آن را زیست می نمایند. بنابراین الگوها و ارزش های شکل گرفته در جوامع سنتی با توجه به تغییرات اجتماعی و انقلاب های رخ داده در جهان، تحت تاثیر قرار گرفته و دچار بازتعریف جدید می گردد. در این اتفاق ارزش های جدید، جایگزین ارزش ها و باورهایی می شوند که سالیان سال، افراد یک جامعه آن را زیسته و طبق آن محیط فیزیکی خود را شکل داده اند. بنابراین طبق نظر جامعه شناسان و روانشناسان اجتماعی، تغییرات اجتماعی می تواند اثرات مادی و غیر مادی بر جوامع داشته باشد، بدین منظور این مقاله قصد دارد با پرداختن به تغییرات ارزشی که بعد غیرمادی تغییرات خوانده می شود، به اثرات مادی (کالبدی) که بر فضا (در این مقاله فضای میانی) می گذارد، پی ببرد. روش تحقیق در این پژوهش از نوع کیفی، و به لحاظ هدف، تاریخی- تفسیری و منطق تحقیق از نوع پس کاوی می باشد. نتایج تحقیق حاکی از آن است که با تغییر در ارزش های جامعه در عصر قاجار و پهلوی اول، ارزش های جدیدی جایگزین آن گشته اند که سبب تغییر در مفاهیم شکل دهنده فضای میانی همچون، محرمیت و حریم، خلوت و قلمرو شده و به واسطه این اتفاق تغییرات وسیعی در شکل (کالبد)، کارکرد و معنای این فضاها به وجود آمده است.
مسیر جاده ابریشم نمودی از معماری سبز "پایداری و مقابله با تغییرات اقلیمی در معماری و شهرسازی مناطق گردشگری "(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقش جهان سال هشتم بهار ۱۳۹۷ شماره ۱
57-69
حوزههای تخصصی:
در گسترش شهرهای امروزی عدم برنامه ریزی و تدابیر لازم نسبت به محورهای گردشگری و شهرها مشهود است و عدم توجه در این زمینه منجر به ایجاد فضاهای شلوغ و پر غوغای شهری گردیده است . سوال این است که آیا فضاهای باز عمومی شهر در عین حالی که از مهمترین عناصر شهری است می تواند با هدف احیاء هویت شهرها، موجب جذب گردشگر شود؟ برای دستیابی به حوزه معماری پایدار با انتخاب روش های نوین و با استفاده از فن آوری های جدید در پایداری شهرکهای هوشمند،اولین گام علمی موثر است. برای دستیابی به هدف اصلی تحقیق توسعه شهرسازی نمونه با توجه به فرهنگ اسلامی ایرانی و بهره مندی صحیح از شرایط آب و هوای منطقه ای بر اساس نیازهای تغییرات اقلیمی اخیر در مقابله با چالشهای ناشی از آن در معماری و شهرسازی مناطق گردشگری مد نظر قرار گیرد. براساس فرضیات تحقیق، توسعه معماری سبز و پایدار امروز ماحصل دستاوردهای جدید توسعه شهری است که متدولوژی های ویژه در بهینه سازی و استفاده از امکانات موجود جامعه در معماری ایرانی سر لوحه کار قرار گرفته است. در این پژوهش با مبنا قرار دادن انرژیهای تجدید پذیر، استفاده از فن آوری پیشرفته و مواد و مصالح نوین برای ساخت سریعتر با کیفیت بالاتر و با نوآوری های خاص در مقایسه با روشهای موجود ساخت و ساز مد نظر قرار گرفته است؛ همچنین روشهای بومی، سیستم گرمایش و تهویه طبیعی، باز یافت و استفاده مجدد از مصالح، بهره برداری از انرژی های تجدید پذیر و زباله های انسانی و با کاهش مستمر مصرف انرژی های فسیلی و تجدید ناپذیر، صدمات محیط زیست را کاهش می دهد؛ بر اساس نتایج و یافته های پژوهشی در نوآوریها وجود منابع مناسب انرژی های پایدار و هوشمند سازی شهرکها در مسیر جاده ابریشم نیازهای آینده مکان توسعه گردشگری را برطرف کرده است.
معاصرسازی الگوی مسکن بومی تهران با کاربرد روش های مقداری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هویت شهر سال هشتم زمستان ۱۳۹۳ شماره ۲۰
35 - 48
حوزههای تخصصی:
بهره گیری هوشمندانه از الگوهای معماری سنتی ایرانی و منقطع شدن روند طراحی بر اساس تجربیات گذشته، در کنار بهره گیری از فناوری های نوین و روزآمد معماری، از مباحث کلیدی معماری معاصر ایران و جهان به شمار می رود. روش مقداری یا پارامتریک، به عنوان یکی از روش های نوآورانه، امروز بیش از هر زمان دیگر به عنوان راه حلی برای دستیابی به معماری آینده، همراه با توجه به معماری گذشته، مطرح شده اند. این پژوهش بر آن است تا با تلفیق روش های مقداری، پارامتریک، الگوریتمیک و عددی سازی، الگویی روزآمد از مسکن بومی تهرانِ دوره ی قاجار استخراج نماید. روش تحقیق در این پژوهش توصیفی تحلیلی در راهبرد استدلال منطقی است که با تکنیک مدل سازی و شبیه سازی تکمیل شده است. ابزار جمع آوری اطلاعات تلفیق از تدبّر موضوعی و مطالعات کتابخانه ای و مشاهدات میدانی است. نتایج حاکی از آن است که نمونه های مساکن بومی تهران قابلیت عددی سازی شدن و بیان با منطق ریاضی را دارند.
تحلیل پست مدرنیستی نقاشی های «وانگچی موتو» هنرمند معاصر آفریقایی-آمریکایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال نوزدهم آبان ۱۴۰۱ شماره ۱۱۳
5 - 18
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: تعریف پست مدرنیسم هنری همواره با چالش هایی روبه رو بوده است؛ اما می توان با درنظرگرفتن برخی مؤلفه های شکل دهنده از جمله التقاط گرایی، تکثرگرایی، شالوده شکنی، اهمیت خرده روایت ها و خرده فرهنگ ها و بحران هویت به ابزاری برای تحلیل آثار هنری در این دوران دست یافت. در این راستا این پژوهش به دنبال پاسخگویی به این سؤالات است که ویژگی آثار وانگچی موتو کدام است؟ در آثار این هنرمند چه تشابهات و تمایزاتی می توان دریافت کرد؟ و رویکرد آثار چه رابطه ای با کلیدواژگان پست مدرن برقرار می کند؟
هدف پژوهش: هدف از این پژوهش جستجو و تحلیل خصلت های هنر پست مدرن در آثار «وانگچی موتو» هنرمند زن کنیایی تبار ساکن آمریکا است که نمونه ای از هنرمندان این دوره به شمار می رود و با درنظرگرفتن ویژگی آثارش می توان برای خوانش آن ها از این ابزار بهره برد.
روش پژوهش: این پژوهش از طریق مطالعه کیفی به توصیف و تحلیل بخشی از آثار نقاشی های وانگچی موتو براساس مبانی نظری هنر پست مدرن می پردازد.
نتیجه گیری: نتایج نشان می دهد مؤلف با استفاده از کلاژ تصویری و مفهومی و به صورت کلی جهان بینی کلاژی هم در ساختار و هم در محتوای آثار خود به بیانی التقاطی و متکثر دست یافته است و از این طریق به شالوده شکنی روایت های کلان، به خرده فرهنگ زنان و سیاهان و مهاجران دست زده و از این طریق با مسئله بحران هویت ارتباط برقرار کرده است. موتو آثارش را به عنوان بیانیه های سیاسی-اجتماعی مطرح کرده و در آن به بیان و نقد مسائل تبعیض نژادی و طبقاتی موجود در جهان معاصر می پردازد.
تبیین وتدوین گرایشهای معماری معاصر ایران پس از انقلاب اسلامی (مطالعه موردی سال های 1385- 1360 شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هویت شهر سال پنجم بهار و تابستان ۱۳۹۰ شماره ۸
17 - 26
حوزههای تخصصی:
رویکردی تحلیلی به طراحی و مدیریت پارک های شهری و رابطه آن با سلامت شهروندان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هویت شهر سال چهارم پاییز و زمستان ۱۳۸۹ شماره ۷
95 - 104
حوزههای تخصصی:
بررسی و تحلیل اثرات طرح بهسازی مسکن بر الگوی بومی مساکن روستایی (مطالعه موردی: دهستان سلطانعلی شهرستان گنبدکاووس)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مسکن و محیط روستا دوره ۳۶ بهار ۱۳۹۶ شماره ۱۵۷
۱۱۶-۱۰۱
حوزههای تخصصی:
توسعه روستاها و مقاوم سازی مسکن روستایی همواره یکی از مهمترین دغدغه های برنامه ریزان روستایی بوده است. در این راستا طرح های مختلفی در قالب برنامه های توسعه به اجرا گذاشته شده که طرح ویژه بهسازی و نوسازی مسکن روستایی متأخرترین و یکی از مهمترین این طرح ها در کشور می باشد، طرحی که با هدف تأمین مسکن متناسب، مقاوم و بادوام روستایی شکل گرفت. در واقع، طرح بهسازی مسکن روستایی، یکی از مهمترین طرح های کالبدی است که طی دهه اخیر به سبب اختصاص تسهیلات بانکی کم بهره از سوی دولت در سراسر کشور با استقبال فراوانی از طرف روستاییان روبرو بوده است. اگرچه این طرح به لحاظ رفع محرومیت و مقاوم سازی موفقیت قابل ملاحظه ای داشته است، اما به نظر می رسد معیارهای مربوط به الگوی بومی مساکن روستایی را کمتر مورد توجه قرار داده است. این مقاله به ارزیابی اثرات طرح بهسازی مسکن در الگوی بومی مساکن روستاهای ترکمن نشین دهستان سلطانعلی از بخش مرکزی شهرستان گنبد کاووس پرداخته است. پژوهش حاضر به لحاظ هدف از نوع کاربردی و به لحاظ روش شناسی به صورت توصیفی- تحلیلی است که با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته، از 300 سرپرست خانوار روستایی به صورت تصادفی ساده به دست آمده، به طوری که میزان پایایی این ابزار تحقیق با استفاده از روش ضریب آلفای کرونباخ حدود 8/0=α بوده است. جامعه آماری نیز به دو گروه استفاده کنندگان از وام مسکن و فاقد وام مسکن گروه بندی شدند. نتایج کلی تحقیق نشان می دهد که اکثر سرپرستان خانوارهایی که از طرح بهسازی مسکن روستایی استقبال نموده اند، کارگران روستایی بودند که دارای سنین پایین تر و البته از سطح سواد نسبتاً بالاتری برخوردار بوده اند. همچنین اگر چه این طرح در زمینه ارتقای فرهنگ روستاییان در زمینه تهیه طرح و نقشه، رعایت حریم امنیت و الگوی مصرف انرژی واحدهای مسکونی نتایج مثبتی داشته، لیکن در زمینه بسیاری از معیارهای الگوی بومی مسکن ترکمن از جمله جانمایی خانه در حیاط، جهت یابی خانه، تغییر کارکردهای اقتصادی و ارتفاع بنا، نتایج چندان مناسبی نداشته است.
خانه بودن؛ پژوهشی اکتشافی در روایت ساکنان از معنای خانه در بافت میانی شهر کرمانشاه (الگوهایی برای بهبود خانه های آپارتمانی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال بیستم اسفند ۱۴۰۲ شماره ۱۲۹
57 - 74
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: پرسش از چیستی و چگونگی خانه بودن پرسشی عمیق و به قدمت زندگی آدمی است. اما شکاف عمیق میان پژوهش های حوزه معماری خانه با کالبدی که به عنوان خانه در زندگی امروز مشاهده می شود؛ نیاز به ارتباط بیشتر این دو حوزه را الزامی می نماید. ارتباطی با حلقه مفقوده جایگاه ساکنان و فهم آن ها از چیزی که بیشترین تجربه ماندن در آن را دارند. این پژوهش به دنبال پاسخگویی به این سؤال است که الگوهای موجود از معماری خانه های آپارتمانی و فضاهای اصلی تشکیل دهنده آن ها چگونه می تواند در راستای خواسته و نیاز ساکنان براساس معنای خانه برای آن ها بهبود یابد و به الگوهایی قابل تعمیم در صورت های مختلف تبدیل شود؟هدف پژوهش: فهم اصلی ترین معیارهای سازنده معنای خانه از نگاه ساکنان، نمود این معنا در کالبد معماری خانه و سپس رسیدن به الگوهایی برای بهبود وضعیت موجود خانه های آپارتمانی براساس پارامترهای ساکنان برای تقرب به محیط های زندگی محور.روش پژوهش: این پژوهش با رویکردی کیفی، از نظر هدف کاربردی به صورت توصیفی-تحلیلی و شیوه جمع آوری داده ها، از طریق مطالعه کتابخانه ای همراه با پژوهش میدانی است. همچنین شیوه تحلیل داده ها براساس نظریه داده بنیاد است. در این مسیر برای گردآوری داده ها از مصاحبه عمیق با 42 نفر از ساکنان خانه های آپارتمانی در بافت میانی شهر کرمانشاه در قالب سؤالات نیمه ساختار یافته تا رسیدن به اشباع نظری، مشاهده و برداشت میدانی از فضاهای موجود استفاده شده است. نتیجه گیری: تکرار و یکسان بودن صورت معماری در مقیاس های مختلف نمی تواند مکان زندگی را به سمت خانه بودن هدایت کند، بلکه این الگوها هستند که راهنمای چنین طریقی محسوب می شوند. در این راستا سه الگو برای سه مقیاس مختلف در شش فضای اصلی خانه های آپارتمانی کشف شد: اتاق های شخصی، اتاق های خصوصی، فضاهای جمعی، فضاهای نیمه باز، ورودی ها و آشپزخانه. لایه بندی در ارتباط با فضای قبل و بعد فراتر از فضای درونی، الگوهای شکسته در فضاهایی با دسترسی عمومی-خصوصی و وجود فضاهای میانی از اصلی ترین الگوهای بهینه در تمامی فضاها بود.
تحلیل فضایی پراکنش فقر اجتماعی در مناطق حاشیه نشین، نمونه موردی: مناطق حاشیه نشین شمال شهر تبریز
حوزههای تخصصی:
سکونتگاه های غیررسمی در ایران همانند بسیاری از کشورهای در حال توسعه، نمودی از روند رو به رشد نابرالبری های فضایی و افزایش فقر در شهرهاست. از این شیوه سکونت، در شهر تبریز می توان به بخش هایی از شمال شهر اشاره نمود که با مکانیسم خاص خود، به سرعت در حال گسترش اند. از این رو هدف این مقاله سنجش فقر اجتماعی در مناطق حاشیه نشین شمال شهر تبریز و مقایسه آن با شهر تبریز می باشد. تحلیل حاضر از نظر نوع توصیفی - تحلیلی و از نظر ماهیت کاربردی می باشد که با توجه به مؤلفه های مورد بررسی، رویکرد غالب بر تحقیق از نوع کمی است. جامعه آماری حاشیه نشینان شمال شهر تبریز در سال 1390 می باشد و داده های این پژوهش از سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال 1390 مرکز آمار ایران (بلوک های آماری) استخراج شده است. برای تجزیه وتحلیل این داده ها و نشان دادن پراکنش فقر اجتماعی در محدوده مورد مطالعه از نرم افزار Arc/GIS استفاده گردیده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که محدوده مورد مطالعه در سال 1390 دارای 2116 بلوک می باشد که از این تعداد 181 بلوک معادل 56/8 درصد در وضعیت مطلوب، 465 بلوک معادل 98/21 درصد در وضعیت نسبتاً مطلوب، 504 بلوک معادل 81/23 درصد در وضعیت متوسط، 563 بلوک معادل 61/26 درصد در وضعیت نسبتاً نامطلوب و 403 بلوک معادل 04/19 درصد نیز در وضعیت نامطلوب قرار دارند. همچنین کیفیت این شاخص های اجتماعی در بلوک های نزدیک به متن شهر مطلوب تر از بلوک های حاشیه ای می باشد یعنی پراکنش فقر اجتماعی به حاشیه شهر گرایش دارد.
طراحی خانه موسیقی سنندج با تاکید بر نقش موسیقی فولکلور در معماری
منبع:
معماری سبز سال هفتم تیر ۱۴۰۰ شماره ۲ (پیاپی ۲۴)
21-38
حوزههای تخصصی:
بشر همواره در طول تاریخ به تلاش های گوناگون دست زده تا باورها و آرمان های انسانی خویش را در قالب اشکال مختلف بیان و به دیگران منتقل کند. بی تردید تاکنون اهمیت هیچ یک از تلاش ها به اندازه هنر، در نمایان ساختن جوهر پندار و اندیشه انسان و فرهنگ او امکان پذیر نگشته است و هنرهای گوناگون همچون موسیقی، نقاشی، معماری، مجسمه سازی، رقص، تئاتر و غیره به مثابه یکی از راه های بیان دانش و اشتیاق بشری نقش ارزنده ای در بافت کلی فرهنگ و جامعه بزرگ بشری ایفا کرده است. در طول تاریخ موسیقی از جمله هنرهای جدانشدنی انسان بوده و حضور در فضاهای آکنده با موسیقی بخشی از فعالیت های آگاهانه انسان در جوامع بشری بوده است. بطوریکه اولین جرقه های نزدیکی دو هنر معماری و موسیقی و تأثیرپذیری و تأثیرگذاری آن ها بر یکدیگر را گوته در اذهان مردم روشن ساخت. به گفته گوته یک فیلسوف برجسته معماری را به موسیقی منجمد تشبیه کرد. در راستای مطالب فوق پژوهش هدف از پژوهش حاضر طراحی خانه موسیقی سنندج با تأکید بر نقش موسیقی فولکلور در معماری می باشد که با استفاده از روش توصیفی- پیمایشی به انجام و طراحی پژوهش پرداخته شد.
فضای باز مجموعه های مسکونی و پاسخ دهی محیطی: مطالعه تطبیقی سه مجموعه مسکونی در شهر همدان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تحلیل تأثیر ویژگی های طراحی کالبدی فضاهای باز مجموعه های مسکونی، بر میزان پاسخ دهی محیطی آنها انجام شده است. پیشینه پژوهش در طراحی محیط نشان می دهد که ویژگی های کالبدی فضاهای باز مسکونی می تواند بر میزان مطلوبیت آنها تأثیرگذار باشد و کیفیت زندگی اجتماعی ساکنین را تحت تأثیر قرار دهد. در این پژوهش، با استفاده از روش تحقیق پیمایشی، ارزیابی ساکنین مجموعه های مسکونی از میزان پاسخ دهی سه طرح مختلف «خطی»، «منفرد» و «فضای باز میانی» در شهر همدان مورد بررسی قرار گرفته است. یافته ها نشان می دهد که تفاوت معنی داری میان معیارهای قابلیت انعطاف پذیری و خوانایی طرح در سه گونه مورد مطالعه وجود ندارد؛ ولی در معیار کیفیت جلوه بصری طرح، تفاوت معنی داری در بین سه طرح مشاهده می شود. در مجموع می توان گفت، ساکنین مجموعه های مسکونی مورد مطالعه، فضای باز محل زندگی خود را پاسخگوی نیازها و ارزش های مورد نظر خود نمی دانند. شاید مهم ترین دلیل این باشد که اغلب در برنامه ریزی و ساخت مسکن انبوه، برای کم کردن هزینه ها، به کیفیت طراحی و ساخت فضاهای مابین ساختمان ها کمتر توجه می شود. طراحی فضاهای باز مجموعه های مسکونی با فراهم آوردن بستر شکل گیری زندگی اجتماعی، به شکل معناداری کیفیت و مطلوبیت محیط زندگی را تحت تأثیر قرار می دهد.
بهینه سازی نورگیر سقفی با هدف تأمین روشنایی و کاهش مصرف انرژی در فضاهای یکپارچه فروشگاهی شهر تهران؛ بررسی موردی: فروشگاه زنجیره ای شهروند(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه معماری و شهرسازی سال پانزدهم زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴۱
73 - 97
حوزههای تخصصی:
به کارگیری نورگیرهای سقفی در فروشگاه های بزرگ، با توجه به تقاضای بالای انرژی این کاربری و پتانسیل بهره مندی آن از نور طبیعی، می تواند باعث کاهش مصرف انرژی و انتقال نور روز به فضاهای عمیق تر شود. این پژوهش به بهینه سازی مشخصات نورگیر سقفی و جانبی با هدف تأمین روشنایی مناسب و کاهش مصرف انرژی در کاربری فروشگاهی و به طور خاص شعبه آل احمد فروشگاه شهروند در شهر تهران می پردازد. به منظور دستیابی به این هدف، پس از تعریف پارامترهای تأثیرگذار بر عملکرد انرژی و روشنایی در دو مدل دارای نورگیر سقفی و نورگیر جانبی به کمک فرایند بهینه سازی دو هدفه، مشخصات بهینه نورگیرها مشخص شد. در نهایت جهت بررسی میزان تأثیرگذاری متغیرهای بررسی شده بر خروجی، تحلیل حساسیت انجام شد. مطابق نتایج به دست آمده، نورگیر سقفی در نسبت مساحت سطح نورگذر خود به مساحت ساختمان در بازه 4.97% تا 6.09% با کمترین ارتفاع دیواره ها و شیشه دوجداره با ضریب گسیلندگی 0.10، و نورگیر جانبی با ارتفاع زیاد در جبهه شمالی و جنوبی و ارتفاع کم در جبهه شرقی و غربی با شیشه دوجداره با ضریب گسیلندگی 0.10 بهترین عملکرد را از نظر نور و انرژی داراست. همچنین نورگیر سقفی در مقایسه با نورگیر جانبی در شرایط یکسان، با 35% سطح شیشه کمتر اما با 12 کیلووات ساعت بر مترمربع شدت مصرف انرژی بیشتر، سطح مشابهی از نور روز با یکنواختی بیشتر فراهم می کند.
بررسی جایگاه الگوی چهارصفه در سازمان فضایی معماری مسکونی ناحیه گرم و خشک ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مسکن و محیط روستا دوره ۳۶ بهار ۱۳۹۶ شماره ۱۵۷
۱۶۱-۱۴۹
حوزههای تخصصی:
از چهارصفه به عنوان کهن ترین الگوی معماری مسکونی در ایران، زیاد نام برده شده است. این الگوی ساختمانی صرف نظر از مباحث اقلیمی و سازه ای، از دیدگاه معناگرایی نیز از دوره باستان حایز اهمیت بوده و در نقوش و طرح های مختلف تکرار شده است. در معماری ایران، این الگو از بیانی خالص در آرایش فضایی نمونه های اولیه به فضایی جزء در نمونه های تکامل یافته تر تبدیل می گردد و به این ترتیب الگوهای متنوع فضایی در خانه ها و کوشک ها را شامل می شود. این مقاله با هدف تبیین اهمیت و گستردگی کاربرد الگوی چهارصفه در معماری مسکونی ایران تدوین شده است و بر این اساس پس از کنکاشی پیرامون بروز این الگو در تهرنگ های معماری مسکونی، به مزیت هایی رجوع می کند که برخی از آن ها نقش اساسی در تداوم الگوی چهارصفه و توسعه آن به عنوان یک جزء فضا داشته اند. این مزایا عبارتند از خلق یک ریز اقلیم مطبوع در منطقه خشک صحرایی، فضایی گشاده در مساحت کوچک میانسرا، الگویی هندسی که پیاده سازی اهداف سازه ای را بسیار ساده می کند و همچنین کارکردهای متنوعی که می توان در فضای مرکزی چهارصفه به آن پرداخت. این تحقیق به روشی توصیفی و تحلیلی بر اساس مطالعات میدانی و کتابخانه ای، پس از مرور و نمایش تهرنگ های چهارصفه در معماری مسکونی، رد پای آن را در فضاهای متنوعی مانند حوضخانه، تالار و برخی دیگر از فضاها پیدا کرده و الگوهای متنوع چهارصفه را در تهرنگ های فرضی و با مقیاس های مختلف ارایه می کند. شهرهای بشرویه و طبس در خراسان، نمونه های خالص تر و جامع تری از کهن الگوی چهارصفه را در خود دارد که عبارت است از خانه هایی درونگرا همراه با یک حیاط مرکزی کوچک و چهار ایوان در پیرامون آن؛ در حالی که خانه های زواره، دارای الگویی پایه با فضای مرکزی سرپوشیده است که برای توسعه و تکامل در خانه های بزرگ و ظهور در حوضخانه آماده شده است. در خانه های حیاط دار فلات مرکزی ایران، الگوی چهارصفه در حیاط ناپدید می شود و در فضاهای جزء پدیدار می شود، حوضخانه شکل اصلی بیان الگوی چهارصفه در این خانه هاست.
تبیین نقش رویکردهای نوگرایانه بر سیر تحول میادین شهری از منظر مولفه های عینی، کالبدی و عملکردی در ایران و ازبکستان در دوره قاجار و پهلوی اول(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش شهرسازی دوره ۶ زمستان ۱۴۰۱ شماره ۴
45 - 67
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: شهرسازی دوران قاجار، نقطه گسست گذشته سنتی با آینده مدرن ایران است و زمینه پیدایش تفکر دو دهه پهلوی اول را فراهم می سازد. همچنین در این دوران، در ازبکستان نیز تحولات متعددی تحت فرآیندهای مدرنیزاسیون شوروی سابق صورت می گیرند. از این رو، به نظر می رسد تحولات شکل گرفته در میادین ایران و ازبکستان در این ادوار، دارای شباهت ها و تفاوت هایی باشند.هدف: هدف از پژوهش حاضر تبیین نقش جریان های فرهنگی، سیاسی و اجتماعی نوگرای حاکم بر این جوامع و نحوه تاثیرگذاری آن ها بر تحولات میادین شهری ایران و ازبکستان در دوره قاجار و پهلوی اول می باشد تا به این سوالات پاسخ داده شود: آیا جریان های فرهنگی، سیاسی و اجتماعی نو گرا در کشور های ایران و ازبکستان بر سیر تحول میادین شهری در این دو کشور تاثیر گذار بوده اند؟ تحولات شهرسازی ایران و ازبکستان در دوره قاجار و پهلوی اول دارای چه ساختار، ماهیت و وجه های تفاوت و شباهتی بوده اند؟روش: این پژوهش به صورت تاریخی-تطبیقی و با رویکردی کیفی به کمک مطالعات اسنادی صورت گرفته است که از روش تحقیق تاریخی-تفسیری در بخش گردآوری مبانی نظری تاریخی و روش تحقیق توصیفی-تحلیلی در زمینه تحلیل و مقایسه تحولات شهرسازی طراحی میادین شهری ایران و ازبکستان استفاده شده است. جامعه آماری شامل تمام میدان هایی می باشد که در دوره قاجار و پهلوی اول تحت تاثیر اندیشه های نوگرایانه دستخوش تغییرات کالبدی و عملکردی شدند و جامعه نمونه شامل آن تعداد از میدان هایی می باشد که در بازه زمانی مشابه قرار داشته اند و از نظر سیر تحولات کالبدی، عملکردی و عینی دارای شباهت هایی می باشند.یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهند که مولفه های نوگرایانه در هر سه بعد عینی، کالبدی و عملکردی در دو کشور به صورت هم سان تجلی یافته اند و ظهور مولفه های عملکردی، نسبت به دو مولفه دیگر شاخص تر بوده است.نتیجه گیری: نتایج حاصل از پژوهش نشان می دهند که در هر دو کشور طراحی میدان به شیوه های نوین با مولفه هایی نظیر اختلاط عملکردی کاربری های اطراف میدان، برون گرایی کالبدی، شفافیت بصری و ساختن ساختمان ها به سبک نئوکلاسیک به طور مشابه ظهور پیدا کرده است.
واکاوی اصلی ترین چالش های مفهوم منظر فرهنگی با تکیه بر بازشناخت و تحلیل کارنامه هجده ساله این مفهوم در مرکز میراث جهانی یونسکو(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه معماری و شهرسازی سال چهارم پاییز و زمستان ۱۳۹۰ شماره ۷
147 - 163
حوزههای تخصصی:
هر چند نزدیک به یک سده از نخستین کاربرد عبارت «منظر فرهنگی» می گذرد، که بر تعامل انسان و طبیعت در طول زمان تأکید می کند، اما تنها هجده سال است که عبارت مذکور کاربردی حرفه ای در قلمرو حفاظت پیدا کرده است. با گنجانده شدن منظرهای فرهنگی در راهنمای اجرایی کنوانسیون حفاظت از میراث فرهنگی و طبیعی جهان در سال 1992، با هدف بازشناخت ارزش برجسته جهانی ناشی از تأثیرگذاری متقابل انسان و محیط طبیعی ، مرکز میراث جهانی یونسکو به عنوان نخستین و مهم ترین مرجع بین المللی حفاظت منظرهای فرهنگی شناخته شد. ثبت منظرهای فرهنگی گامی مهم به سوی بازشناخت آنها به منظور آشکارسازی و تقویت و محافظت از تنوع تأثیرات متقابل انسان و محیط و فرهنگ ها و سنت های زنده یا ناپدید شده است. در این مقاله کارنامه منظر فرهنگی در مرکز میراث جهانی یونسکو در فاصله سال های 2010-1992 بررسی می شود و ضمن آشکارسازی پس زمینه تاریخی شکل گیری ایده منظر فرهنگی در این مرکز، تعریف، سیر تحول و تجربیات آن مورد مداقه قرار می گیرد. از این رهگذر مهم ترین انتقادها که شامل عدم توازن منظرهای فرهنگی ثبت شده در فهرست میراث جهانی در مناطق مختلف جهان و همچنین ناکارآمدی مرزبندی میان منظرهای فرهنگی و طبیعی و دیدگاه نخبه سالار این مرکز است، به چالش کشیده می شود.
بازشناسی ارزش و عوامل تاثیرگذار در دگرگونی دیدگاه های ارزشی در حفاظت از میراث فرهنگی در قرن حاضر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ارزش به عنوان مفهومی مهم در حفاظت از میراث فرهنگی مورد توجه است اما با این حال تعریفی جامع از آن بیان نگردیده است و می توان تنها در نظریات و قوانین گوناگون ویژگی هایی را به طور پراکنده برای آن برشمرد. در این پژوهش، روش تحقیق از نظر هدف بنیادی-نظری و بر اساس ماهیت و روش توصیفی است، هدف دستیابی به مفهوم ارزش بر اساس خوانش مولفه ها و زیربخشهای معنایی آن در حوزه حفاظت و شناخت عوامل موثر در تغییر دیدگاه های ارزشی در جوامع است. رهاورد تحقیقات مولفه های موثر در تبیین ارزش را همچون اصالت، هویت، یکپارچگی، بستر فرهنگی و محیطی، زمان و نوع مداخلات حفاظتی سنجیده و بر این مبنا در بیان ارزش می توان گفت زمانی که مداخلات حفاظتی در راستای سلامت فیزیکی در گذر زمان با توجه به یکپارچگی و حفظ هویت ذاتی و درونی بر اساس اصالت، در تعامل با بستر محیطی صورت پذیرد ارزش بیان می گردد و این مفهوم در تغییر دیدگاه های ارزشی در قالب معیارهای درونی اصالت، هویت و تمامیت در تعامل با معیارهای بیرونی تغییرات بستر، زمان و مداخلات حفاظتی بر اساس ویژگی های محیطی، مخاطب، نگرش ها و تعابیر، تفاوت اندیشه و مفاهیم و همبستگی عناصر در تغییر دیدگاه های ارزشی در حوزه حفاظت تاثیر دارند.
تحلیلی بر مهم ترین مهارت های شهرسازان در ایران و موفقیت دوره کارشناسی در انتقال این مهارت ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آموزش شهرسازی شامل سه مولفه اصلی است: دانش، مهارت ها و ارزش ها. مطالعات گسترده ای به معرفی مهارت های اصلی موردنیاز شهرسازان پرداخته است ولی تفاوت های بنیادی در آموزش شهرسازی در کشورهای در حال توسعه و کشورهای پیشرفته لزوم شناسایی مهارت های مورد نیاز شهرسازان در این کشورها را افزایش می دهد. برای شناخت مهم ترین مهارت های شهرسازان در ایران مجموعاً 341 پرسشنامه توسط دانشجویان، دانش آموختگان، استادان و کارفرمایان شهرسازی تکمیل شده است. در حالیکه مهم ترین مهارت شهرسازان در کشورهای پیشرفته مهارت های ارتباطی است، نتایج این بررسی نشان می دهد که در ایران مهم ترین مهارت برای شهرسازان با مدرک کارشناسی مهارت های کار تیمی، مهارت های تکنیکی و مهارت جمع آوری اطلاعات می باشد، و برای شهرسازان با مدرک کارشناسی ارشد مهم ترین مهارت ها شامل مهارت های تحلیلی، ارائه شفاهی و تعریف مسئله است . این درحالی است که دو مهارت بودجه بندی و مدیریت پروژه هم برای شهرسازان با مدرک کارشناسی و هم برای شهرسازان با مدرک کارشناسی ارشد دارای کم ترین اهمیت می باشد. ارزیابی موفقیت آموزش شهرسازی در انتقال مهارت ها در ایران نشان می دهد که سطح موفقیت در حد متوسط بوده است. بیشترین موفقیت آموزش در انتقال مهارت هایی چون مهارت های تحلیلی، تکنیکی و سپس ارائه شفاهی دیده می شود. در حالیکه مهارت های مدیریتی (هر سه مهارت)، مهارت ارتباط با برنامه ریزان و مسئولین طرح نیز در پایین ترین حد است.