فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴٬۴۶۱ تا ۴٬۴۸۰ مورد از کل ۷٬۸۹۰ مورد.
منبع:
مطالعات معماری ایران پاییز و زمستان ۱۴۰۰ شماره ۲۰
67 - 88
حوزههای تخصصی:
آسایش حرارتی یکی از مسائل مهم و مورد توجه در معماری است. مطالعه در این زمینه از اوایل قرن بیستم شروع شده و دستاوردهای قابل توجهی داشته است. با وجود این یکی از چالش های معماری امروز، تأمین آسایش حرارتی ساکنانِ بناها با کمترین وابستگی به انرژی های فسیلی است. در عین حال به نظر می رسد معماری بومی که حاصل قرن ها تجربه و برآمده از آزمون های واقعی است موفقیت های قابل توجهی در این زمینه داشته و به شگردهای پاسخ ده اقلیمی خاصی دست یافته است که می تواند به طراحی غیرفعال و ایجاد معماری پایدار در اقلیم های مختلف کمک کند. معماری بومی منطقه سیستان نمونه ای از این نوع معماری است که توانسته است شرایط اقلیمی محیط داخل را در اغلب اوقات برای ساکنان قابل پذیرش کند. ازاین رو پژوهش حاضر در یک نمونه پژوهی به بررسی عملکرد شگردهای اقلیمی و نقش آن ها در تأمین آسایش حرارتی در معماری بومی منطقه سیستان می پردازد. برای این منظور، یک بنای بومی انتخاب شده و از طریق تحلیل کیفی و کمّی، عملکرد شگردهای درچه، کلک و خارخنه که به تأمین آسایش حرارتی در دوره گرم سال کمک می کنند مورد بررسی قرار گرفته و میزان تأثیر آن ها بر سه پارامتر دمای هوا، رطوبت نسبی و سرعت باد در فضای داخلی و آسایش حرارتی مورد تحلیل قرار گرفته است. نتایج نشان می دهد اگرچه در دوره گرم سال، شرایط محیطی فضای داخلی معماری بومی منطقه سیستان در محدوده آسایش حرارتی کلاسیک (23 تا 27 درجه سانتی گراد) قرار ندارد ولی بهره گیری از شگردهای اقلیمی مورد اشاره تأثیر قابل ملاحظه ای بر بهبود پارامترهای محیطی فضای داخل در اوقات مختلف شبانه روز داشته است. علاوه بر آن، این پژوهش ثابت می کند پارامتر های محیط داخل حاصل از عملکرد شگرد خارخنه نتایج خوبی را برای اوقات گرم روز نشان داده و شگردهای درچه و کلک می توانند فضاهای داخلی را در مواقعی که محیط خارج خنک تر است قابل تحمل نمایند.
تحلیلی مفهومی از قلمرو محله بر پایه ادراک ساکنین با بهره گیری از سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) (نمونه مطالعاتی: محلات شهر مشهد)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معماری و شهرسازی ایران دوره ۱۰ پاییز و زمستان ۱۳۹۸ شماره ۱۸
193 - 209
حوزههای تخصصی:
محله دارای پیشینه ای طولانی در شهرنشینی ایران است. در حال حاضر محلات نقش مهمی را در برنامه ها و طرحهای محلی در شهرها و جایگاه مهمی را در توسعه شهری بر عهده دارند. یکی از موضوعات مهم در ارتباط با مفهوم محله ای، تعیین مناسب و صحیح از قلمرو محلات و نقش ساکنین محله در این میان است. در این زمینه با وجود مطالعات انجام شده در کشورهای غربی، مطالعات بسیار کمی در داخل کشور انجام شده است. هدف تحقیق این است که اولاً میزان جمعی بودن ادراک ساکنین از قلمرو محلات را مشخص نماید و ثانیاً چگونگی تاثیر متغیرهای جنسیت، سن،تحصیلات، اشتغال، مدت زمان سکونت، نوع مالکیت ،نحوه اقامت و داشتن روابط همسایگی را در ادراک ساکنین از قلمرو محلات بررسی و تحلیل نماید. روش تحقیق کمّی و پیمایشی به همراه تحلیل های آماری و تحلیل اطلاعات مکانی است. به این منظور تعداد 600 پرسشنامه ترکیبی به همراه نقشه ضمیمه در 6 محله از محله بندی طرح تفصیلی شهر مشهد توزیع گردید. روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای بود. نقشه های ادراکی به دست آمده از قلمرو محله با استفاده از GIS مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج آزمون های آماری نشان می دهد ادراک ساکنین از قلمرو محلات با محله های قراردادی که طرحهای توسعه شهری آن را تعریف می کنند، تفاوت دارد. میانگین مساحت قلمرو ادراکی محله در بافتهای مختلف شهری با یکدیگر دارای تفاوت معنی دار است. همچنین گروه مردان و مالکین واحد های مسکونی به صورت معناداری نسبت به گروه های دیگر ، قلمرو محله را بزرگتر ادراک می نمایند و ساکنینی که خانه دار هستند و محصّلین نسبت به گروه های دیگر شاغلین، به طور معنا داری قلمرو محله را کوچکتر ادراک می نمایند. همچنین مقاله توصیه هایی در مورد به کار گیری ادراک ساکنین در فرآیند تعیین قلمرو محلات را ارائه می نماید.
تحلیل سازمان فضایی شهر قزوین در دوره صفوی مبتنی بر رویکرد مطالعات فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گفتمان طراحی شهری دوره سوم تابستان ۱۴۰۱ شماره ۲
130-115
حوزههای تخصصی:
اهداف: هدف این نوشتار، پرداختن به مقوله سازمان فضایی شهر قزوین در دوره صفوی با رویکرد مطالعات فرهنگی است. روش ها: پژوهش حاضر با رویکرد مطالعات فرهنگی و روش اکتشافی- اسنادی ، با هدف توصیف و تفسیر داده های تاریخی شهر قزوین در دوره صفوی را مورد تحلیل قرار می دهد. در این راستا، منابع ، اسناد و مدارک تاریخی، جمع آوری و تحلیل شدند. در کنار مطالعات کتابخانه ای، بررسی های میدانی صورت گرفته و نشانه ها پیمایش و مطالعه شدند . یافته ها: نتایج تحلیل ها نشان داد: نظم دهی به شهر، همگنی و ناهمگنی محلات و کاربری فضاهای شهری و مفاهیم مستدل از آنها در تحلیل سازمان فضایی شهر قزوین در دوران پایتختی صفویان مورد استفاده قرار گرفته است و تغییرات ساختاری شهر قزوین در دوره صفویه متناسب با فرهنگ جدید ایجاد شده به هدفی تبدیل می شود که خواسته های بیرونی را نیز پاسخگو باشد و پیوند تنگاتنگی با مجموع چند عامل دارد که از آن میان بعد "فضا" که زیر مجموعه نظم دهی به شهر است نقش پررنگ تری ایفا می کند و چون از طریق کالبد و توسط طراحان نمود پیدا می کند ملموس تر است و بقیه ابعاد در ارتباط با آن قرار دارند. نتیجه گیری: بعد "فضا" نشئت گرفته از قدرت حکومتی در آن برهه از زمان در شهر قزوین بوده است و مجموعه شاهی صرفا یک طراحی شهری نبوده بلکه ابزاری برای رسیدن به اهداف سیاسی، اقتصادی و مذهبی محسوب می شده و فرهنگ شهر نیز بر اساس همان ساختار نمود پیدا کرده است.
رویکردی نو به معماری بومی در رابطه ی ساختاری آن با معماری پایدار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنرهای زیبا - معماری و شهرسازی دوره ۲۲ بهار ۱۳۹۶ شماره ۱
29 - 40
حوزههای تخصصی:
در این مقاله سعی شده ابتدا عوامل تعیین کننده ی معماری پایدار در چهار حوزه (مردم، طبیعت، ساخت و الگو) مشخص شود. سپس جایگاه این عوامل در رویکردهای نظری مختلف به معماری بومی تبیین و ساختار آن بررسی شود. برای تبیین موضوع، ابتدا ساختار مولّد معماری که اساس تعاریف و رویکردها را شکل می دهد، به طور کلّی از زبان نظریه پردازان معماری، ارائه شده و در ادامه مولدهای معماری بومی که از بطن تعاریف بیرون می آید، مشخص شده است تا پایه ی مدل های پنجگانه ای از رویکردهای معماری بومی را تشکیل دهد که عبارتند از: 1-رویکرد مبتنی بر مشارکت مردم 2-رویکرد مبتنی بر ساخت گرایی طبیعی 3-رویکرد مبتنی بر الگوگرایی طبیعی 4-رویکرد مبتنی بر مطلق گرایی طبیعی 5-رویکرد مبتنی بر کل نگری. در این دسته بندی ها، رابطه و نسبتی که مولّدهای معماری بومی در هر تعریف با هم برقرار می کنند، تمایز تعاریف را از یکدیگر مشخص می کند. برای هر دسته از تعاریف، مصادیقی از معماری های به وجود آمده بر اساس آن رویکردها، مطرح شده و جایگاه نظری آن معماری(بومی) در توسعه ی پایدار معماری امروز به صورت ساختار یافته، ارائه و نتیجه گیری شده است. در پایان نمونه ای از طرح های اجرا شده (پروژه بهسازی روستای خور) که رویکردی کل نگر را در بهسازی محیط بومی دنبال کرده، به عنوان معماری پایدار معرفی شده است.
Developmental and Structural Analysis of the Social and Cultural Changes and Its Effects on Local House in Turkmen, Gomishan and Gorgan(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The Clarification of the field-oriented thought in Iranian contemporary architecture through the sociological knowledge model can be studied and analyzed as a comparative model as well as the location of the phenomena of Iranian contemporary society, especially architecture. Although sociology of knowledge must be able to control the cause of social and historical deviation in the context of Iranian architecture and identify ways by correct standards of human thought to guide the social phenomenon, such as Architectural. In this article, structural and evolutionary analysis methods and data collection tools such as in-depth interviews, observation and local navigation, documents analysis, photographs and fieldwork to observe and analyze the social behavior and cultural changes in the design of the house were used. At the end of this study, the concept of approach, methodology and understanding the operational range were mentioned, and then the impact and influence of culture on the architecture in native housing areas and vice versa in the cases of surveys area were analyzed.
یادداشت فنی: سرمایه های اجتماعی در حفاظت شهری شهر تاریخی نراق
حوزههای تخصصی:
آرامش در خانه جستاری به آرامش در خانه از منظر اسلام در دو الگوی مسکن آپارتمانی و مستقل حیاط دار در شهر کرمان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال هجدهم شهریور ۱۴۰۰ شماره ۹۹
5 - 24
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: یکی از مهم ترین کارکردهای خانه ایجاد آرامش برای ساکنان آن است. اهمیت این موضوع به حدی است که آیه 80 سوره نحل، به صراحت بر لزوم سکینه بودن خانه برای ساکنان آن تأکید کرده است. اما این در حالی است که چگونگی حصول این معنا در خانه، کمتر در متون تخصصی به ویژه در حوزه معماری بررسی شده است. این موضوع در ارتباط با خانه های معاصر، که ساکنان آن به خاطر مشکلات متعدد زندگی شهرنشینی، خانه را بیش از همیشه مکانی برای استراحت و آرامش قلمداد می کنند، از اهمیت ویژه تری برخوردار است.هدف پژوهش: پژوهش حاضر، علاوه بر بررسی نظریات محققان و نظریه پردازان معماری وروانشناسی محیطی، سعی در استخراج عوامل ایجاد آرامش از دیدگاه اسلام وتطبیق آن با الگوهای فضایی-رفتاری جاری ساکنان خانه دارد. بر همین اساس در این پژوهش چگونگی نمودپذیری آرامش در دو الگوی رایج خانه های معاصر شامل خانه های آپارتمانی و خانه های مستقل حیاط دار بررسی خواهد شد.روش پژوهش: پژوهش حاضر به روش توصیفی-تحلیلی انجام شده است. فرایند تحقیق به این شکل است که در مرحله نخست، از طریق مصاحبه با ساکنان خانه ها، به استخراج ویژگی های فضایی، قابلیت های محیطی و نیز الگوهای رفتاری جاری در آنها پرداخته شد. در مرحله بعد با روش استدلال منطقی، منظومه های معنایی برگرفته از ویژگی های فضایی هر کدام از الگوها استخراج و نحوه نمودپذیری سه سطح آرامش شامل آسایش جسمی، آرامش روانی و آرامش معنوی در الگوهای مورد نظر تبیین شد.نتیجه گیری: این نوشتار در نهایت به این موضوع دست یافت که ابرمعنای آرامش و سطوح مختلف آن (آسایش جسمی، آرامش روانی و آرامش معنوی) در الگوی خانه های مستقل حیاط دار بیش از الگوی آپارتمانی نمود می یابد که این امر نیز متأثر از تنوع ویژگی های فضایی و قابلیت های محیطی است که در این الگوی خانه نسبت به گونه آپارتمانی وجود دارد.
متدولوژی متکی بر طراحی در محیط مجازی خاص، جهت تدوین ارتباط کیفیت فضایی و ساختار فضایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال نوزدهم مرداد ۱۴۰۱ شماره ۱۱۰
21 - 34
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله : ارتباط بین کیفیت فضایی (ترجیحات مکانی) و ساختار فضایی موضوعی پذیرفته شده است و تحقیقات متعددی برای تعیین رابطه دقیق میان دو متغیر مهم علم معماری انجام گرفته است. بااین وجود، به دلیل پیچیدگی درونی هر دو متغیر و همچنین پیچیدگی ارتباط آن ها، نتایج تحقیقات اغلب غیرقطعی است و نظریه ای کمّی و مورد اجماع در مورد رابطه این دو متغیردر دسترس نیست.
هدف پژوهش : مطالعه حاضر شیوه ای جدید برای کشف و تدوین ارتباط بین ترجیحات مکانی و پیکربندی فضایی پیشنهاد کرده و صحت و کارایی این شیوه پیشنهادی را می آزماید.
روش پژوهش: دراین شیوه محیط مجازی مخصوصی ایجاد می شود که در کنار کنترل متغیرهای مداخله گر، امکان تغییرات به صورت مستمر و طراحی در محیط را فراهم می آورد. از متخصصین خواسته می شود در این محیط به طراحی پرداخته و کیفیت فضایی را افزایش دهند؛ سپس روند تغییر متغیرهای ترجمه کننده ساختار محیطی در طول روند طراحی و افزایش کیفیت فضایی بررسی شده و ارتباط این دو شاخص تبیین می گردد.
نتیجه گیری : نتایج نشان می دهد متدولوژی پیشنهادی در یافتن ارتباط بین کیفیت فضایی و ساختار فضایی موفق عمل می کند. همچنین نشانگر وجود همبستگی بالای آماری بین برخی تجزیه وتحلیل های ایزوویستی و روند افزایش کیفیت فضایی است. از سوی دیگر براساس نتایج حاصل در برخی چیدمان های فضایی، مکان هایی با دید بیشتر و اتصالات بصری، و دسترسی و پیچیدگی کمتر از کیفیت بالاتری برخوردار هستند.
تحلیل رفتار گونه های شناشیر بیرونی و تاثیر آنها بر جریان باد در بافت تاریخی بوشهر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقش جهان سال هشتم پاییز ۱۳۹۷ شماره ۳
179-186
حوزههای تخصصی:
تحلیل آثار منتخب رضا مفاخر با رویکرد به فرآیند طراحی وی ( مطالعه موردی: پروژه 25 میلی متری، پروژه 77 مترمربعی و مجتمع چندمنظوره عمار)
حوزههای تخصصی:
معماری، دارای ذاتی هنری بوده که بر توانایی های آفرینشی و تصورات معمار، متکی است. توجه به طرز فکر معمار در طراحی و آفرینش فضا، یکی از اصول مهم در فرآیند طراحی و نقد آثار است. به منظور درک بهتر ایده پردازی و روند شکل گیری طرح در ذهن معمار، در پژوهش حاضر، به بررسی انگاره های طراحی در سه پروژه از رضا مفاخر شامل: کلینیک پزشکی 25 میلی متری، کلینیک دندان پزشکی 77 مترمربعی و مجتمع چندمنظوره ی عمار، به روش توصیفی- تحلیلی، پرداخته شده است. روش جمع آوری اطلاعات، مطالعات کتابخانه ای با استفاده از مصاحبه و بررسی اسناد و مدارک موجود و هدف پژوهش، شناسایی روش های به کار رفته در آثار مفاخر و تطبیق آن ها با نظریات نظریه پردازان جهانی بوده است؛ بدین منظور، ابتدا مطالعاتی در ارتباط با معمار و خط فکری وی در طراحی هایش، صورت گرفته و پس از آن، تطبیق روش تفکر وی و نظریات مطرح شده ی جهانی در قالب جدول و نمودار، ارائه شده است. نتایج حاکی از آن است که مفاخر از روش های قیاسی و استعاره ای، برنامه محور و رهیافت خردگرایانه، بیش از سایر روش ها در طراحی آثار خود استفاده کرده است.
طراحی شهری نوین: از رویکرد نشانه تا خطاهای کاربردی اپتیکی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقش جهان سال پنجم پاییز ۱۳۹۴ شماره ۳
68-79
حوزههای تخصصی:
پرداختن به مقوله ادراک عمق و فاصله و تحری فهای عامدانه در حوزه طراحی شهری، طراحان را قادر می سازد تا از طریق نظ مدهی و چیدمان آ گاهانه کیفیات فضایی ب هگون های مناسب و همسو با مقاصد کلی طراحی، این تجربه ادرا کی را دستخوش تغییر سازند و بدین طریق آ گاهانه مسیری را کوتا هتر یا بلندتر از شرایط حقیقی آن در ذهن ناظران و استفاد هکنندگان از فضا متبادر نمایند. در این مقاله، از میان رویکردهای نظری متعدد موجود درخصوص نحوه عملکرد دستگاه بصری انسان برای ادراک عمق و فاصله، به سبب تأ کید بیشتر متون علمی انتشاریافته در سال های اخیر و نیز از منظر جامعیت نظری، ب ه رویکرد نشانه خواهیم پرداخت. بر اساس این رویکرد، در بخش نخست از این مقاله، تاش شده است با نگرشی علمی و از دریچه طراحی شهری، شاخ صترین مؤلفه های تأثیرگذار بر مقوله ادراک عمق و فاصله بررسی و تحلیل شوند ؛ مؤلف ههایی که م یتوان با تجمیع یا کاستن از میزان آن ها به طور مستقیم به کنترل نسبی میزان عمق و فاصله ادرا کی در فضای کالبدی پرداخت. در ادامه و در بخش دوم به بحث تحریف های عامدانه با رویکردی کاربردی و با مدنظر قرار دادن قابلیت ب هکارگیری آ نها در طراحی ساختارهای کالبدی - فضایی شهری، پرداخت هشده است.
Improvement of Seismic Resilience in Urban Texture and Spaces, Using GIS Capabilities
حوزههای تخصصی:
Many parts of the world are affected by unusual events, natural disasters and incidents that aim for people’s life, property, and comfort and threaten their life and survival. Crises cause abundant and sometimes irreparable damages to countries and people along with adverse effects on social indexes. Therefore, identifying, appropriate planning, and optimal Resilient crisis management are of the highest priorities in various countries. Due to its great destruction power, expansion of the destruction area, lack of the possibility of predicting the occurrence time, continued losses and threats in the form of aftershocks, extensive injuries, and numerous problems in disaster relief, considering the destruction of the infrastructural installations and essential arteries, earthquake is a very important factor in crisis management. Meanwhile, based on the existing information 69% of Iran’s surface is affected by active faults and is considered to be one of the countries prone to having earthquakes. Besides, the general weakness of structures has caused extensive casualties in disasters. In these situations control and managing crisis especially earthquakes are of extreme importance in the field of recognition, prediction and preparation before the occurrence, planning, control and guidance after the occurrence. Obviously, achieving this aim requires rapid and simple access to correct and updated information and complicated analysis carried out by specialists and managers. On the other hand, more than 80% of the required information in crises is spatial-natured and earth-referenced. Applying GIS and related technologies can be of considerable help in collection, storage, classification and analysis of related spatial and descriptive data; and play a determining role in identifying and direct application in both prediction and prevention, and direct dealing with events. In this article, we will study the role of GIS In planning urban Resilient and promotion helping dominate crises and their proper management, in order to reduce financial losses and injuries. Besides we try to examine the methods to identify and classify historical and worn structures with the aim of planning and priority setting of seismic improvements and retrofitting buildings against earthquakes. Given the fact that the greatest concentration of resilience in crises is on improving the city's cultural, social, economic, physical and organizational dimensions, the use of the capabilities of the GIS system is very useful given the rich information layers.
شناخت و تحلیل موانع نهادی مشارکت شهروندان در فرایند برنامه ریزی توسعه شهری تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه معماری و شهرسازی سال پانزدهم تابستان ۱۴۰۲ شماره ۳۹
55 - 75
حوزههای تخصصی:
تغییر الگوی واقعی به سمت فرایندهای مشارکت مؤثر و تثبیت شده شهروندان در کلانشهر تهران، به منزله پایتخت و نخست شهر جمعیتی کشور و بستر مهم ترین تصمیم های اداری، اجرایی و سیاسی در نظام برنامه ریزی ایران، مستلزم توجه به عوامل بازدارنده (موانع) مشارکت مؤثر شهروندان در فرایندهای برنامه ریزی توسعه شهری از منظر نهادهای رسمی و غیر رسمی مؤثر بر آن است. شناسایی موانع نهادی مشارکت شهروندان در برنامه ریزی توسعه شهری که در عمل به معنای طبقه بندی طیف وسیع موانع ناشی از ناکارآمدی نهادهای رسمی و غیر رسمی دخیل در فرایند برنامه ریزی توسعه شهری و تعیین چگونگی تأثیرپذیری این فرایند از هر دسته از این موانع است. پژوهش در قالب طرح ترکیبی کمّی-کیفی موازی و هم زمان، به آزمون مدل ساختاری روابط متغیرهای اصلی در چارچوب نظری پژوهش در سطح کلان با روش کمّی مدل سازی معادلات ساختاری، و به موازات آن، به تدوین مدل نظری مستقلی مبتنی بر یافته های پژوهش کیفی در مقیاس مورد مطالعاتی پژوهش (شهر تهران) پرداخته است. در قالب «مدل ساختاری تحلیل روابط نهادها، توسعه شهری و مشارکت در سطح کلان»، مسیرهای بحرانی و روابط حاکم بر چگونگی اثرگذاری نهادها، رسمی و غیر رسمی، بر فرایند مشارکت پذیری شهروندان تهرانی در طرح های توسعه شهری شناسایی شده است و با تلفیق یافته های کمّی و کیفی پژوهش، در قالب رویکرد توصیفی-تبیینی، «مدل مفهومی یکپارچه ساختار و موانع نهادی برنامه ریزی توسعه شهری مشارکتی شهر تهران» و در قالب رویکرد تجویزی، «راهکارهای حذف موانع نهادی مشارکت مردمی در برنامه ریزی توسعه شهری تهران» ارائه شده است.
تأثیر آهک بر بهینه سازی خشت خام در مقابل رطوبت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مسکن و محیط روستا دوره ۳۷ زمستان ۱۳۹۷ شماره ۱۶۴
۱۲۴-۱۱۵
حوزههای تخصصی:
بناها، محوطه ها و آثار معماری خشتی تاریخی و باستانی متعدد و زیادی در ایران وجود دارد که پراکندگی آن ها بیشتر در مناطق گرم و کویری ایران به چشم می خورد اما در مناطق کوهستانی و بارانی نیز آثار گلی و خشتی فاخری وجود دارد که نیاز به حفاظت و مرمت دارند تا بتوان آن آثار را به همراه پیام های خفته در آن ها به نسل های آینده منتقل کرد. در مناطق کوهستانی و مناطق بارانی، رطوبت بالا و جمع شدن آب در پای دیوارها و در مناطق کویری و گرم نظیر سیستان بالا بودن سطح آب های سطحی عامل اصلی آسیب رسیدن به ساختارهای خشتی و دلیل اصلی تخریب بسیاری از آثار معماری خشتی هستند که لازم است برای جلوگیری از تخریب و فرسایش راهکاری مناسب و کاربردی پیدا کرد. بهینه سازی مصالح در حفاظت، مرمت و بازسازی بناهای خشتی در سرتاسر جهان یکی از روش های مناسب مرمتی برای این گونه بناها به شمار می رود. نظر به ویژگی های کالبدی و شرایط مکانی و محیطی هر بنا، مواد افزودنی مختلفی تا به امروز مورد آزمایش قرار گرفته و به کار برده شده اند. در این پژوهش آهک به عنوان ماده ای سنتی و بومی که در مناطق دارای رطوبت بالا و بارندگی های فصلی شدید و تعدادی از بناهای شمال و شمال غرب ایران نیز دارای اصالت کاربردی است به عنوان ماده بهینه ساز خشت مورد استفاده قرار گرفت. هدف پژوهش حاضر دستیابی به خشتی سازگار با محیطی با شرایط رطوبت بالا (اشباع خشت) و توأم با کیفیات فیزیکی مناسب و مقاومت نسبی در مقابل سایر نیروهای آسیب رسان است. به این منظور پنج نوع خشت با ترکیب ها 0، 2، 5، 7، و 10 درصد از آهک ساخته شد و مورد آزمایش های مقاومت فشاری در شرایط خشک و اشباع، مقاومت سایشی، جذب مویینگی و مقاومت در برابر غوطه وری قرار گرفتند که نتیجه مطلوب و متناسب باهدف این پژوهش مربوط به خشت ساخته شده با 2 درصد آهک بود.
شخصیت فضایی- کالبدی هسته تاریخی شهر سنندج(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حفاظت از سازه های خشت و گلی سنتی در شهرهای کویری با استفاده از رویه های جاذب رطوبت و صدا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معماری اقلیم گرم و خشک سال نهم پاییز و زمستان ۱۴۰۰ شماره ۱۴
117 - 137
حوزههای تخصصی:
حفظ آثار و بناهای معماری، امروزه بسیار موردتوجه جهانیان واقع شده است چراکه این بناها ثروت فرهنگی و نمایانگر قدمت، هویت، تاریخچه و تمدن هر سرزمین و از سوی دیگر رونق دهنده صنعت گردشگری در هر کشوری هستند. یکی از این بناهای معماری که به عنوان معماری خاکی نیز شناخته می شود، سازه های خشت و گلی است که در ایران نیز، مخصوصاً در شهرهای کویری با اقلیم گرم و خشک، بسیار به چشم می خورد. عوامل متعددی باعث خرابی این سازه های خشت و گلی می-شود که یکی از عوامل اصلی تخریب این نوع سازه ها، رطوبت است که منشأ اصلی آن، عمدتاً تجمع رواناب حاصل از باران در کنار دیوارهای خشت و گلی است. یک راه حل برای حفاظت از این بناها در برابر رواناب باران استفاده از رویه های جاذب رطوبت است که علاوه بر خاصیت نفوذپذیری، قابلیت جذب صدا، کاهش آلودگی صوتی و ایجاد تبخیر برای خنک شدن هوا را نیز دارد. این پژوهش به منظور بررسی عملکرد آسفالت متخلخل در معابر بافت سنتی به منظور نفوذ رواناب برای جلوگیری از رسیدن رطوبت به بناهای معماری خشت و گلی و درنتیجه حفاظت آن ها و همچنین بررسی خاصیت کاهش آلودگی صوتی برای تأمین آرامش روانی بافت سنتی، ایجاد فرایند تبخیر برای تأمین آسایش حرارتی بافت سنتی و میزان مقاومت آسفالت متخلخل و مقایسه آن با آسفالت معمولی (نفوذناپذیر) با ساخت نمونه های آزمایشگاهی انجام شده است. علاوه بر این ازآنجاکه در معابر بافت سنتی-گردشگری، زیبایی بصری نیز اهمیت ویژه ای دارد، با اجرای یک قطعه آسفالت متخلخل دریکی از معابر محلی، سرعت تغییر رنگ آسفالت متخلخل در طول زمان از رنگ سیاه به رنگ خاکستری به کمک پردازش تصویر با کد نویسی در متلب بررسی و با آسفالت معمولی مقایسه شد. نتایج نشان می دهد نفوذپذیری و تبخیر آسفالت متخلخل به ترتیب ۰۰۱۷۸/۰ متر بر ثانیه و ۶/۱۳ گرم در روز است درحالی که این مقادیر برای آسفالت معمولی صفر است. همچنین نتایج گویای آن است که میزان آلودگی صوتی تولیدشده حاصل از ترافیک آسفالت متخلخل و میزان مقاومت فشاری مارشال آن به ترتیب٪۸ و٪۲۳ کمتر از آسفالت معمولی است و سرعت تغییر رنگ در آسفالت متخلخل در جهت کاهش تیرگی رنگ، به مراتب بیشتر از آسفالت معمولی است.
Thermal Performance Evaluation of Low-E Coated Building Glazing Systems(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقش جهان سال ششم زمستان ۱۳۹۵ شماره ۴
1-14
حوزههای تخصصی:
Considering the determinant role of energy efficiency opportunities in the building sector, proposing guidelines and technical solutions in order to improve the thermal performance of glazing systems is in priority in Iran and other countries. In glazing systems, a substantial amount of radiative heat transfer results from absorption and emission. Applying low-E (low emissivity) coatings on the glazing system is a solution for reducing the radiative heat transfer by radiation in glazing systems, without a noticeable decrease of visible light transmittance. By selecting the proper glazing type, in a hot climate, the amount of solar heat gain can be reduced significantly. Vice versa, in cold climate, the heat loss by long wave radiation of inner surfaces can be reduced. In this paper, first, the thermal and optical characteristics of local clear and Low-E glasses have been measured in BHRC (Road, Housing & Urban Development (National) Research Center) laboratory, by the spectrophotometer and then the thermal performance of single and double glazing units, with and without low-E coating, in different orientations (North, South, East and West) are computed, compared and analyzed for cold (Ardebil) and hot (Bandar-Abbas) climates in Iran. The selection of these two cities is based on maximum heating and cooling degree day values obtained respectively for Ardebil and Bandar-Abbas. The simulation results indicate that using double clear glazing unit with low-E coating reduces the energy consumption significantly in very hot climates, using mostly electrical energy for cooling. In cold climates like Ardebil, double glazing with low-E coating has a minor impact on annual heating load, because of the great amount of thermal radiation, even in the cold season, the high cost of low-e coating and the considerable payback time, compared to the building life cycle.
منظر شهری از جنبه های نوا و آوا به صورت شبکه ای
حوزههای تخصصی:
صدا بخش لاینفک اجتماع شهری می باشد و منظر صوتی یکی از مهمترین عوامل موثر در تجربه مردم از تجربه مکان ها می باشد. منظر صوتی درباره ی روابط بین حس شنوایی، انسان، صدای محیط و جامعه می باشد. در این مقاله سعی بر آن است تا آرا و نظریات اندیشمندان در مورد منظر صوتی با تاکید بر جنبه های مختلف آن ارایه شود و از سویی دیگر با ارایه این چارچوب نظری، تعریف منظر صوتی به عنوان یک رهیافت در جهت ارتقای کیفیت فضای شهری توسعه یافته و ارزش های منظر شهری از دیدگاه های صرف زیباشناختی مبتنی بر کالبد خارج شده، نیروهای محتوایی را که تداوم بخش زندگی و پویایی فضای شهری هستند در بر گیرد. این مقاله ضمن پرداختن به مفهوم منظر صوتی، به تبیین نقش آن در کیفیت محیط های شهری پرداخته است و در جهت ارزیابی منظر صوتی دو رویکرد کلامی و احساسی را معرفی می کند.همچنین عوامل موثر در ارزشیابی کیفیت منظر صوتی را بررسی می نماید.
تحلیلی بر عوامل تاثر گذار بر برنامه ریزی جامع شهری و انعطاف پذیری فضاهای درمانی در شهر
حوزههای تخصصی:
امروزه با توجه به گسترش امر شهر نشینی و سرعت بالای گسترش شهر ها، توجه به موضوع توسعه برنامه ریزی شده شهری به عنوان یکی از اولویت های اصلی در این موضوع مطرح می گردد. از بعد دیگر جنبه های متعدد این برنامه ریزی سبب پیچیده شدن بیشتر این مسئله می گردد. یکی از ابعاد تاثیر گذار ، عملکرد ها و کاربری های بسیار متنوع شهری می باشد که با توجه به آن، امر برنامه ریزی می بایستی به صورت گروهی متشکل از متخصصان زمینه های مختلف صورت پذیرد. عملکرد فضاهای درمانی و بیمارستان ها به عنوان یکی از کلیدی ترین کاربری در فضای شهری مطرح است و در مقاله حاضر هدف آن است که جایگاه موضوع توسعه فضای درمانی را در سطح شهر بررسی نموده و ترجیحات لازم این عملکرد در سطح برنامه ریزی جامع شهری مطرح گردد. در جهت دستیابی به هدف مذکور استفاده از دو روش تحقیق استدلال منطقی جهت بررسی پژوهش های گذشته و نیز توصیفی – تحلیلی در راستای بررسی نمونه های موردی مورد نظر خواهد بود. نتیجه اصلی این تحقیق، تبیین روشی برنامه ریزی شده و سیستماتیک در جهت توسعه بیمارستان ها در سطح شهر خواهد بود.
کاربست روش شناسی آینده نگاری راهبردی در برنامه ریزی توسعه فضایی؛ موردپژوهی سناریونگاری منطقه کلانشهری کرج(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
برنامه ریزی توسعه فضایی با دستور کار بهبود وضعیت آتی، از لحاظ نظری با ابعاد مربوط به آینده سروکار دارد. لیکن در عرصه های نظری و عملی، عمدتاً آینده به دلایلی همچون تأثیرپذیری از روش های اثبات گرا، کمبود داده و ناشناخته بودن رویدادهای مربوط به آینده و بودجه های ناکافی نادیده گرفته می شود. در شیوه های راهبردی نیز به آینده تنها به عنوان مقصدی هنجارین نگریسته می شود. با هدف تجهیز برنامه ریزی برای عمل در محیط های پیچیده و شرایط عدم قطعیت، انگاشت «آینده نگاری راهبردی» پیش بینی آینده های بدیل و تصویرسازی برآیندهای چندگانه ممکن را با نیت گسترش ادراک تصمیم گیرندگان از چالش های آتی در دستور کار خود قرار داده است. بر این اساس در مقاله پیش رو، نخست به شیوه مطالعات اسنادی نسبت به تشخیص عرصه های متعدد از مفاهیم همپوشِ مرتبط اقدام و سپس با مرور رهیافت های متعدد آینده نگاری به پیشنهاد نحوه تلفیق آن در برنامه ریزی راهبردی، با استفاده از روش تحلیل اثرات تقاطع و نرم افزار سناریوویزارد در منطقه شهری کرج پرداخته شده است. وجود عدم قطعیت های فراوان خارج از سیستم برنامه ریزی توسعه فضایی، ناشی از وابستگی نهادی، عملکردی-کالبدی منطقه به تهران خردمایه انتخاب موردپژوهی را تشکیل می دهد. بر اساس نتایج و در راستای خلق گزینه های مختلف تصمیم گیری، سازگارترین سناریو تداوم روندهای فعلی (سناریوی روند) به دست آمد. الگوی نظام مراکز تک مرکزی، متشکل از نواحی یکپارچه بالقوه ( PIA )، ساختار فضایی کریدوری به محوریت بزرگراه تهران- قزوین، ایفاگر نقش مکمل قطب کشاورزی منطقه با نظام مدیریتی به رهبری استاندار تهران از ویژگی های اصلی این سناریو به شمار می روند.