فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶٬۱۴۱ تا ۶٬۱۶۰ مورد از کل ۷٬۹۲۰ مورد.
حوزههای تخصصی:
تحلیل و سنجش کیفیت محیطی محله های شهری، به طیف گسترده ای از معیارها و شاخص ها نیاز دارد. این پژوهش، میزان دخالت عوامل کیفیت محیطی در تعیین تراکم ساختمانی، سطح کیفیت محیطی و آسایش محسوس ساکنین سکونتگاه ها را در مطالعه موردی شهرک گلسار رشت، مورد سنجش قرار می دهد. با بکارگیری روش تحلیل عاملی، عوامل نهایی که متغیرهای تراکمی و کیفیات مکانی را در درون خود دارند، مشخص می شوند. بررسی مکانی عوامل مذکور و تحلیل مکانی حاصل از بر هم نهی آنها، تایید کننده این است که آن قسمت از محله که نیمه شرقی آن را شامل می شود و عمده توسعه های جدید در این قسمت اتفاق افتاده و از تراکم ساختمانی و تعداد طبقه کمتری نسبت به نیمه غربی برخورد است، از پایین ترین امتیاز در منطقه برخوردار است. اما در همین منطقه، مجتمع گلها که به صورت مجموعه ای متشکل از چندین بلوک است، با وجود تراکم ساختمانی بالا، اما به دلیل سطح اشغال پایین، دارای رتبه بهتری از نظر این شاخص ها است. نتایج این تحلیل حد بهینه مورد نظر را برای تراکم ساختمانی محله های شهری نظیر شهر رشت و در جهت رفع کمبودهای پی گیری شده در ادبیات تحقیق به دست می دهد.
نمادگرایی در تاج محل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هویت شهر سال پنجم پاییز و زمستان ۱۳۹۰ شماره ۹
37 - 48
حوزههای تخصصی:
مفهوم قلمرو در مجموعه های مسکونی: مطالعه مقایسه ای دو مجموعه مسکونی در سطح و در ارتفاع در تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ساماندهی محیط زندگی با تعریف روشن عرصه های خصوصی و عمومی و ایجاد سلسله مراتب فضایی میسر می شود و عرصه های تعریف شده زندگی نیز، احساس تعلق به محیط را افزایش می دهد و به محیط های مسکونی هویت می بخشد. این مقاله مفهوم قلمرو را به منزل? یکی از عوامل تأثیرگذار بر کیفیت ارتباط انسان با محیط مسکونی، موردتوجه قرار داده است. برای این منظور، عوامل موثر بر مفهوم قلمرو در مجموعه های متداول مسکونی گسترده در سطح و ارتفاع تحلیل شده است. دو نمونه از این الگوهای سکونت در شهر تهران، شامل بخشی از شهرک اکباتان و شهرک غرب، برای آزمون نتایج انتخاب شده است. روش تحقیق کیفی و روی? عملی آن استفاده از پرسش نامه و تحلیل نقشه نگاری ذهنی است. نتایج حاصل از پیمایش نشان می دهد که درصورت تأمین خدمات و فضاهای سبز و فضاهای جمعی لازم، گسترش در سطح و ارتفاع، تاثیر چندانی در رضایت از قلمرو های اولیه، ثانویه و عمومی ندارد. در عین حال گسترش در ارتفاع و هماهنگی کالبدی بناها ، ضمن ایجاد قلمرو عمومی و تقویت هویت محلی، قدرت قلمروهای ثانویه را کاهش می دهد. همچنین بررسی ها نشان می دهد، محدوده قلمرو های طراحی شده بر قلمرو ذهنی ساکنان منطبق نیست و علاوه بر آن از نظر ساکنان نقش عوامل ادراکی-روانی، اجتماعی، جغرافیایی- فرهنگی بیش از دیگر عوامل ازجمله عامل کالبدی، در رضایت از قلمرو های مختلف مؤثر است.
تدوین چارچوب مفهومی حفاظت و بازآفرینی یکپارچه در بافت های فرهنگی – تاریخی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله ضمن شناخت و بررسی سیاست ها و برنامه های «حفاظت و بازآفرینی یکپارچه» در دو دهه اخیر، به معرفی این رویکرد در آئینه اسناد و مدارک منتشره از سوی مجامع و مراجع بین المللی، می پردازد؛ به عبارتی می توان بازتاب بسیاری از مفاهیم، سیاست ها و برنامه های تدوین شده در حوزه حفاظت و بازآفرینی را در محتوا و نحوه تنظیم اسناد رسمی و بین المللی جستجو نمود، به گونه ای که نتیجه آن به دنبال واکاوی و تدوین چارچوب مفهومی «حفاظت و بازآفرینی یکپارچه» به عنوان رویکرد غالب در مواجهه با بافت های فرهنگی - تاریخی در دو دهه اخیر بوده است. بر مبنای چارچوب مفهومی «حفاظت و بازآفرینی یکپارچه» معیار «برجستگی» مکان تحت تاثیر زیرمعیارهای «اصالت»، «یکپارچگی» و «ارزش نسبی»، در وجه حفاظتی آن و از طرفی دیگر، معیار «سرزندگی اقتصادی» تحت تاثیر زیرمعیارهای بازآفرینی فیزیکی، کارکردی و فرهنگی – اجتماعی، در وجه توسعه ای چارچوب «حفاظت و بازآفرینی یکپارچه» مورد توجه قرار می گیرند. به علاوه، سیاست «بازآفرینی حفاظت مبنا» به عنوان سیاست غالب در ایجاد همگرایی و تعادل میان اهداف و برنامه های «حفاظت و بازآفرینی یکپارچه» در بافت های فرهنگی- تاریخی در دو دهه اخیر به رسمیت شناخته شده است.
A Study of the Perspectives of Architecturale and Environmental Psychology (Theoreticians and Psychologists)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The concept of place and the necessity of understanding the plan and thus the reality of architecture has always been an important issue for architects. The mental and psychological effects of architectural frames on human beings have been considered from the early shelters to today΄s modern structure. Since the human behavior is performed in defined spaces, it is necessary to design the physical space based on people’s behavioral characteristics. In this papar, different perspectives on the relation between psychology and architecture as an interdisciplinary plan in two areas of perception and planning are studied. First, some general concepts and principles are presented and then an attempt is made to integrate the two. The main purpuse is to study how the designed environment by man affects his mind and soul in terms of function, form and other factors and also how the architecture is affected by controlling the behavior and individual as well as social motivation based on the principles of environmental psychology. Establishing optimum relations between man and his designed environment is the main objective of this study.
مفهوم حس تعلق به مکان و عوامل تشکیل دهنده آن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هویت شهر سال پنجم بهار و تابستان ۱۳۹۰ شماره ۸
27 - 37
حوزههای تخصصی:
تحلیل علت های وجودی ساخت باغ ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
باغ ایرانی از منظرهای گوناگون مورد بررسی قرار گرفته و عناصر و اجزای آن به تفصیل، بررسی و تحلیل گردیده است. این تحلیل ها اگرچه مبنای وجودی ساخت باغ را بر ما روشن ساخته است، اما به دلیل ابهام در شناخت نوع ارتباط بین متغیرها و همچنین برخی تفسیرهای معنایی و هستی شناسانه، ابهاماتی در خوانش آن ایجاد گردیده است. یکی از روش های تحلیل زیبایی شناختی هنر استفاده از علت های وجودی است. تحلیل بر اساس علت های وجودی صرفاً یک شیوه جهت خوانش اثر بوده و به شناسایی برخی متغیرها و رابطه بین آنها و همچنین کشف مبنای وجودی ساخت کمک خواهد نمود تا بدین ترتیب به شیوه دیگری از شناخت دست یابیم. در این تحقیق که بر اساس اسناد و مطالعات کتابخانه ای انجام شده، بر اساس علت های وجودی ارسطو، به تحلیل باغ ایرانی پرداخته شده است. نتیجه آنکه با توجه به ارتباط بین علت های مادی و فاعلی که همگی در راستای تأمین آسایش و لذت جویی انسان بوده و در این راه از علت صوری هندسی و منظم بهره گیری شده است، بنابراین می توان گفت که غایت اولیه ساخت باغ ایرانی لذت جویی بوده است اما این غایت با گذشت زمان با غایت معنایی ترکیب شده و غایت نهایی به صورت یک بهشت مقدس نمود یافته است.
بررسی تجلی حکمت صدرایی در معماری اصفهان عصر صفوی (پل خواجو ترجمان اسفار اربعه ملاصدرا)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پل های تاریخی ایران، همچون دیگر مصنوعات جوامع سنتی، علاوه بر کارکردی که دارند، مکانی برای تبلور و انتقال مفاهیم نهفته در جهان بینی پدیدآورندگان آن به شمار می آیند. هنر ایران ساحت ظاهر عناصر متعالی نهفته در باور اسلامی- ایرانی را شکل داده و صورتی زمینی برای درک آن آفریده است. همچنین به واسطه آن که همه عالم را محضر الهی می شمارد، این تجلی عالم کون و مثال به بناهای مذهبی محدود نشده و از منظر هنرمند ایرانی، تمام جهان، تجلی گاه جلوه حق است. مقاله حاضر با اتکا به نظر اندیشمندان درباره کیفیات معماری ایران در عصر صفوی که شهر اصفهان را به عنوان مدینه ای تمثیلی از فلسفه اسلامی- ایرانی قلمداد نموده اند، سعی بر آن دارد تا از پل خواجوی اصفهان، تأویلی برگرفته از اندیشه صدرایی ارایه دهد تا بدینوسیله بازتابِ اندیشه «جهانِ هستی به مثابه پل» را در نمادپردازی معمارانه این پل آشکار نماید. این پژوهش نشانگر آن است که در پل خواجو، به عنوان نقطه اوج پیوند این عنصر کارکردی و اندیشه ایرانی- اسلامی، مفاهیم پل درجایگاه نمادی از جهان گذرا، صراط مستقیم، راهی به بهشت و محل آزمون، با اندیشه صدرایی پیرامون طی طریق به سوی حق در قالب اسفار اربعه پیوند خورده است. چنین چیزی را می توان در همنشینی میان مراتب اسفار و سازمان معمارانه پل برسنجید.
بررسی الگو های اولیه تاثیرگذار در طراحی محله های معاصر با رویکردی بر مفاهیم پایداری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هویت شهر سال پنجم بهار و تابستان ۱۳۹۰ شماره ۸
73 - 81
حوزههای تخصصی:
بروز مدرنیسم در معماری ترکیه و تقابل با جنبشهای ملی معماری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هویت شهر سال پنجم پاییز و زمستان ۱۳۹۰ شماره ۹
49 - 58
حوزههای تخصصی:
برنامه ریزی فضایی راهبردی (رویکردی کارا در نظام برنامه ریزی شهری)
حوزههای تخصصی:
از دهه 1990 رویکرد راهبردی به سازماندهی فضا بسیار متداول گردیده است. اکنون بیش از پیش تصور می رود که راه حل مشکلات پیچیده، بستگی به توانایی ترکیب چشم اندازهای راهبردی با اقدامات کوتاه مدت دارد. اجرای این گونه برنامه ریزی مستلزم پاسخگویی در قالب چارچوب های زمانی و بودجه ای و ایجاد آگاهی برای سیستم های قدرت می باشد. در این میان نیاز به ایجاد یک ظرفیت برنامه ریزی راهبردی مناسب و تغییر در سبک برنامه ریزی موجود وجود دارد؛ به گونه ای که طرف های ذی نفع به طور فعال در فرآیند برنامه ریزی بر اساس یک تعریف مشترک از وضعیت اقدامات، به اشتراک گذاری منافع، اهداف، و دانش مربوطه، مشارکت داشته باشند.
در این مقاله نخست به مقوله برنامه ریزی راهبردی و تاریخچه پیدایش و گسترش آن پرداخته شده است. در ادامه سیر تحول برنامه ریزی فضایی؛ از برنامه ریزی سنتی تا برنامه ریزی راهبردی، با نگرشی نقادانه بررسی گردیده است. برای ورود به بستر کاربردی این رویکرد برنامه ریزی، پس از جمع بندی مفاهیم و ویژگی های ساختاری برنامه ریزی فضایی راهبردی، به دو فرآیند مطرح در منابع متون تخصصی برنامه ریزی فضایی راهبردی (فرآیند برایسون، و مدل نگرش چهارسویه آلبرشت) پرداخته شده است. در پایان نیز نکات و اصولی که باید در ارائه الگویی موفق برای برنامه ریزی راهبردی لحاظ گردند، مطرح گردیده است. نگارندگان مقاله حاضر سعی نموده اند تا با نگاهی تحلیلی به سیر تحول برنامه ریزی فضایی، بسیاری از نقاط ضعف و ابهامات این گونه برنامه ریزی را در جهت قابل استفاده تر شدن آن، برطرف نموده و از این طریق نگاهی شفاف تر و جامع تر از گذشته به این عرصه را موجب گردند.
تحلیل ساختارگرا در نشانه شناسی کالبد شهر
حوزههای تخصصی:
در شهرهای عصر حاضر که اجزای آن به طور مداوم افزوده شده و دستخوش تحولات متععدی قرار می گیرند، سازوکار انسجام شهر در تمامی وجوه اعم از اجتماعی-فرهنگی، کالبدی و زیبایی شناختی با مشکلات عدیده ای رو به رو است. برای ممانعت از حضور و تشدید چندگانگی در ساختارهای همنشین شهری که در طی قرون متمادی شکل گرفته اند، بالا بردن توانایی ها و مهارت ها برای دربرگیری و تلفیق این اجزای نوظهور و گاه پراکنده در یک کل منسجم و معنادار ضروری است.
پرسش های آغازین که اندیشه شکل گیری نوشتار را سبب گردید و این مقاله در صدد پاسخگویی به آن ها است، عبارتند از:
آیا نظام های نشانه ای در شهر به مثابه ابزاری برای ایجاد ساختاری متفاوت در کالبد شهرها هستند؟
آیا این ابزار دارای الگوهای خاصی است که انسجام در ساختار کالبدی منوط به شناسایی آن ها است و چگونه می توان به الگوهای جانشین مناسب در نظام نشانه ای شهر دست یافت؟
این نوشتار بر آن است که به شناخت فرآیندهای انسجام ساختارهای جدید در شهر و رفع تقابل ویژگی های شهرها در گذشته با توسعه های جدید بپردازد. تبدیل ساختارهای چندگانه به ساختاری منسجم نیازمند آگاهی از نشان داری در شهر ها است. لذا در این پژوهش بهره گیری از روش تحلیل ساختارگرا با تأکید بر شناسایی سازه های همنشین (تشخیص اجزاء سازنده و چگونگی قرار گرفتن عناصر کنار هم در شهر) و الگوهای جانشین (چگونگی جایگزینی عناصر به جای هم) به مثابه رهیافت اصلی مورد نظر است.
ارزیابی منظر و آثار بصری تفرجگاه رود کناری سراب گیان
حوزههای تخصصی:
تحلیل اجتماع پذیری محیط کالبدی متأثر از ادراک طبیعت در محیط انسان ساخت؛ مطالعه موردی: نمونه های مسکونی شهر همدان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنرهای زیبا - معماری و شهرسازی دوره ۳ بهار ۱۳۹۰ شماره ۴۵
27 - 38
حوزههای تخصصی:
این تحقیق بر آن است تا نقش ادراک طبیعت و عناصر طبیعی در محیط انسان ساخت را بر اجتماع پذیری محیط های کالبدی زندگی روزمره و اشتیاق به فعالیت در فضاها مورد تحلیل و ارزیابی قرار دهد. در این تحقیق امکان ادراک طبیعت در فضاهای کالبدی به مثابه متغیر مستقلی است که برکیفیت اجتماع پذیری فضاهای کالبدی به عنوان متغیری وابسته مؤثر واقع می شود. به منظور تحلیل، محیط کالبدی به عنوان واحد مطالعه به عنوان مکانی جمعی – رفتاری مورد توجه قرار می گیرد که سامانه ای جمعی– فضایی را تشکیل می دهد. در این راستا مبتنی بر ادبیات روانشناسی محیط و علوم رفتاری، چارچوب اصلی در بستر مطالعات انسان– محیط تدقیق شده و مؤلفه های مؤثر بر تعامل انسان و محیط طبیعی در محیط کالبدی مورد بررسی قرار می گیرد. در ادامه چگونگی اجتماع پذیری محیط کالبدی در تعامل با محیط طبیعی مورد تحلیل و ارزیابی واقع می شود. این تحقیق بر اساس تاکید نظریه پردازان علوم رفتاری بر مطالع? فضاهای روزمر? زندگی، نمونه های مسکونی را به منظور تبیین دقیق نتایج مورد مطالعه قرار داده است. بخش نهایی این مقاله نشان می دهد که چگونه ادراک طبیعت در محیط انسان ساخت اثر معناداری بر اجتماع پذیری فضاهای کالبدی دارد.
ادراک محرک ها در محیط کنترل شده و تاثیر جنسیت بر آن (نمونه مورد مطالعه: دانشجویان دانشکده معماری و شهرسازی دانشگاه بین المللی امام خمینی (ره))(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نحوه ادراک محیط یکی از مباحث و مفاهیم کلیدی در حوزه مطالعات متقابل انسان - محیط در مقیاس های کلان و خرد است. از آنجا که نظام عصبی و ادراکی انسان مسوول برقراری ارتباط بین انسان و محیط زیست اوست و امکانات و محدودیت های خاصی دارد لذا نمی توان بدون توجه و اشراف کافی به فرایندهای درک و فهم محیط از سوی مردم و سازو کارهای مرتبط با آنها، مبادرت به مداخله در محیط کرد. زیرا همین درک و فهم است که در نهایت تعبیر و تفسیر آنان را از محیط و جهان پیرامونشان شکل می دهد و اغلب به شکل رفتار در محیط بروز و ظهور پیدا می کند.از سوی دیگر، تجربیات جهانی نشان می دهد، در فرایند ادراک محیط و نتایج آن، بین زنان و مردان تفاوت هایی نیز وجود دارد. اگرچه این موضوع در کشور ما به طور مستقل کمتر مورد بررسی دقیق قرار گرفته است، اما نتایج چنین آزمایش هایی، هرچند کنترل شده و محدود، می تواند تاثیر قابل توجهی در برنامه ها و طرح های ارتقای کیفیت محیط زیست انسانی داشته باشد. از جمله روش های مرسوم برای کنکاش در چنین حوزه هایی روش های آزمایشی است. در همین راستا و در قالب یک فعالیت تجربی، از تعدادی دانشجوی دختر و پسر خواسته شد که از یک نمایشگاه عکس، که شامل بیست و دو تصویر از مناظر مختلف طبیعی و انسان ساخت بود، دیدن کرده و سپس به سوالاتی در مورد عکس ها پاسخ دهند. هدف از این آزمون، تشخیص چگونگی نحوه برداشت و ادراک محیط این تعداد از دانشجویان بوده است. و همچنین در وهله دوم سوال تحقیق این است که آیا بین دو جنس مرد و زن در این مورد اختلاف قابل توجهی وجود دارد یا خیر؟ این مقاله حاصل این فعالیت پژوهشی است که در آن، ضمن مرور ادبیات موضوع به تحلیل نتایج بدست آمده از این آزمون پرداخته شده است.
هنر و ادب غرب: پیش گفتاری بر «نشانه شناسی و فضای شهری»
حوزههای تخصصی:
هنر و ادب اسلام: جسم اسلامی شهر؛ شهر و شهرسازی اسلامی
حوزههای تخصصی:
بررسی رابطه بین، میزان رضایت از مجتمع های مسکونی و تأثیر مجتمع های مسکونی بر روابط انسان (مطالعه موردی: مجتمع مسکونی در تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هویت شهر سال پنجم بهار و تابستان ۱۳۹۰ شماره ۸
103 - 118
حوزههای تخصصی:
Architecture in Transition Era toward Network Society(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Technology affected human life in many ways in different eras of mankind history. Today, the information and telecommunication technology has revolutionized basic structures of human life. Changes are from the whole to the parts and vice versa, which include family and society too. Family lost its former structure in the information age and differentiated from patriarchy family. Societies have been formed based on logic of networking and new network societies are predominant form of our societies with their advantages and flaws comparing with the traditional societies. Basic concepts of the life i.e. space and time also have been transformed and living in space of flows and concurrency of functions require a special structure or body. Architecture constitutes the body of our societies which must meet physical and mental needs of humankind. In a transforming world, architecture is connecting ring between society and surrounding environment, previous traditions and future world, which its borders between reality and virtuality are very close. Architecture with a global-local approach can assist human who is wondering in the virtual world to redefine its own identity and finds its position in labyrinth of global networks and also safeguards his survival via respecting nature and paying attention to sense of place as one of the principles of vernacular and traditional architecture. Technology has affected on the architectural design, leading to creation of new shapes and distinct erections. Architectural design by employing networks and collective intelligence, overcome temporal and spatial limits and became a collective activity. Architecture by creating spaces according to global, regional and local considerations and emphasis on principles of design supported by collective intelligence and strengthening bonds among the human, nature and technology, will act as a panacea which will heal crisis of identity and cultural multitude; the crisis that storm out human body and soul in our present stressful world.
ارزیابی مفهوم منظر در طرح های شهری مقایسه تطبیقی سیر تکوین طرح های جامع تهران با تجارب جهانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رویکردهای مختلفی در خصوص مفاهیم سیما و منظر شهری وجود دارد. این رویکردها ماهیت مفهوم منظر را گاه تا حد زیباسازی تنزیل داده و گاه آن را معادل هرگونه ارتباط و تعامل انسان و محیط و عامل هویت بخشی به آنها دانسته اند. تبعات مختلفی در نتیجه هر تعریف از منظر شهری برای برنامه ریزی و مدیریت آن به وجود می آید. نکته حایز اهمیت آن است که در یک گونه بندی عمومی، چگونه می توان طرح های توسعه شهری را بر مبنای رویکرد آنها نسبت به موضوع برنامه ریزی و مدیریت منظر شهری دسته بندی نمود.بدین منظور، این مقاله تجارب جهانی و اسناد توسعه شهری تهران را مورد بررسی قرار می دهد. در چارچوب تجارب جهانی و به عنوان نمونه های مطالعاتی، طرح راهبردی جده (به عنوان نمونه ای از کشورهای در حال توسعه با شرایط فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی مشابه ایران) و طرح لندن (به عنوان نمونه ای از کشورهای توسعه یافته و پیشرو در حوزه برنامه ریزی و مدیریت شهری در جهان) بررسی می شود، سپس به روند طرح های جامع تهران (در سه طرح جامع تهیه شده توسط فرمانفرماییان، آتک و بوم سازگان) می پردازد. روش بررسی، روش تحلیل محتواست که بیشتر برای بازخوانی متون مورد استفاده قرار می گیرد.بر این اساس، یافته های این پژوهش نشان می دهد که روند تکمیل اسناد توسعه شهری تهران در گذر زمان در جهت ارتقای جایگاه مفهوم منظر شهری بوده است، این موضوع همچنین در تجارب کشورهای توسعه یافته به چشم می خورد. در کشورهای در حال توسعه نیز، تغییرات اسناد توسعه شهری به سمت ایجاد نگاه هویت گرایانه به مفهوم منظر بوده است. با این وجود در تجارب موجود در طرح های توسعه شهری تهران، تاکنون راه حل های عملیاتی موثری در جهت پیاده سازی آرمان های تصویر شده در این اسناد طراحی و تدوین نشده است. اگرچه تجاربی مانند سند مکمل طرح لندن با نام «چارچوب مدیریت دید لندن» می تواند راه کارهای عملیاتی مناسبی را برای تحقق اهداف و راهبردهای طرح های جدید توسعه شهری تهران در حوزه منظر شهری پیش روی کارشناسان و مدیران شهری تهران قرار دهد.