فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴٬۴۲۱ تا ۴٬۴۴۰ مورد از کل ۷٬۸۹۰ مورد.
حوزههای تخصصی:
اساس گرافیک برمبنای ارتباط آسان با مخاطب دریک فرآیند خلاقانه و تأثیرگذار است. شاخه های متنوعی چون صفحه آرایی، طراحی نشانه، تصویرسازی، بسته بندی کالاهای تجاری و فرهنگی، طراحی صفحات وب، بخشی از عملکرد طراحی گرافیک است که برای ایفای سه کارکرد عمدة آن یعنی، اطلاع رسانی و آموزش، معرفی و هویت نمایی، عرضه و تبلیغات به کار گرفته می شوند. هرکدام از این کارکردها به گونه ای خاص در ارتباط با مخاطب نقش آفرینی می کنند. گرافیک هم به مانند دیگر رسانه های بصری پیام های خود را به سه شیوة بیانی، چون بازنمایی یا شبیه سازی طبیعت، انتزاعی ونمادین، ارسال می کند. ازآنجاکه شیوة انتقال پیام ها بسته به نوع اثر گرافیک و محتوی آن متفاوت است، مقاة حاضر، پژوهشی است پیرامون کاربرد بیان بازنمایی و چرایی استفاده از آن در آثار گرافیک. موضوع این مقاله شناخت بیان بازنمایی، انواع و نقش آن در آثار گرافیک است. هدف این مقاله، شناخت چند و چون شیوه های ارتباط و نقش آنها در آثار ارتباط تصویری به منظور آشنایی بیشتر علاقه مندان و دانشجویان این رشته است. این پژوهش از جهتی که مفهوم بازنمایی و نسبت آن با خلاقیت، ارتباط و همچنین کپی یا نسخه برداری را که در تعریف بازنمایی آمده را معلوم می کند، مهم و ضروری است. سؤالات این مقاله بدین شرح است : بازنمایی در گرافیک از چه جنبه هایی مطرح است؟ هدف از آن چیست؟ نمایش و بروز آن در گرافیک چگونه است؟ تحقیق حاضر، کاربردی است که با رویکردی کیفی، به شیوه توصیفی تحلیلی به بیان نتیجه می پردازد. شواهد این مقاله برگرفته از منابع کتابخانه ای و آثار گرافیکی منتشر شده است. یافته های مقاله نشان دهندة آن است که باورپذیری، معرفی، ارتباط سر راست و مستقیم، جلب توجه و اعتماد، اقناع، هدایت و راهنمایی، مسیریابی، در غالب عملکردهای سه گانه گرافیک چون هویت نمایی اطلاع رسانی و تبلیغات از دلایل عمدة بازنمایی در طراحی گرافیک است.
شاخص های منطقه ای پایداری در تعمیم پذیری سامانه های بین المللی ارزیابی پایداری ساختمان ها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معماری و شهرسازی ایران دوره ۸ پاییز و زمستان ۱۳۹۶ شماره ۱۴
99 - 123
حوزههای تخصصی:
سامانه های ارزیابی بی شماری امروزه پایداری و میزان همسازی ساختمان ها با شرایط محیطی را مورد سنجش قرار می دهند. این سنجش تنها از طریق شناخت دقیق زمینه و خصوصیات منطقه ای ممکن است. عدم شناخت و درک صحیح شرایط منطقه ای، نه تنها فرآیند ارزیابی را با اختلال مواجه می کند، که حتی به دریافت پاسخ های غلط از آن نیز منجر خواهد گردید. هدف این پژوهش بررسی نقش شرایط منطقه ای و میزان تأثیرگذاری آن، در فرآیند تدوین، اولویت گذاریو وزن دهی معیارهای ارزیابی سامانه هاست و می کوشد تا ضمن برشمردن معایب استفاده از سامانه ملی LEEDدر دیگر نقاط جهان، راهکارهای تعمیم بخشی آن را در مقایسه با سامانه BREEAMکه نسبت به لحاظ نمودن اولویت های منطقه ای رویکرد منطقی تری پیش گرفته است و همچنین سامانه SBToolکه در واقع روش تدوین نسخه هایی متفاوت و متعلق به مناطق متعدد را باز می نمایاند، مقایسه و تحلیل نماید. این بررسی در دو بخش صورت می گیرد؛ بخش اول متکی بر مباحث فوق، ضرورت بهره گیری از سیستم وزن دهی، جهت اولویت گذاری معیارها را مورد تأکید قرار می دهد. و در بخش دوم ضمن انتخاب 6 سامانه برگرفته از BREEAMو LEEDکه دارای ساختار مشابه با آن می باشند، میزان رابطه و پیوند معیارها با شاخص های منطقه ای با استفاده از تحلیل همبستگی آماری و رگرسیون خطی مورد بررسی قرار می گیرد. وجود رابطه ای معنادار و پیوند مستحکم میان ضرایب تخصیصی سرفصل ها با متغیرهای زمینه، نقش و تأثیر عوامل منطقه ای را در فرآیند توزین معیارها نشان می دهد. در اکثر سامانه ها ضرایب سرفصل های مرتبط با منابع چون آب، انرژی و ساخت گاه (سایت) برمبنای شاخص های منطقه ای تخصیص یافته است. حتی در خصوص شاخص های دیگر اعم از سلامتی و رفاه، پسماند و نیز تأثیرات منطقه ای مشهود است، امّا به سبب وجود چندین شاخص هم ارز، در اولویت های بعدی وزن دهی قرار گرفته اند. متکی بر یافته های پژوهش، در سامانه های بررسی شده، سرفصل آب بر مبنای شاخص میزان بارش و تنش آبی کشور دارنده سامانه، انرژی مبتنی بر شاخص میزان مصرف انرژی و ساخت گاه متأثر از شاخص تراکم جمعیت منطقه ای، وزن دهی شده است.
تدوین مدلی نظری از فرایند نئولیبرالیزه شدن شهر معاصر جهان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقش جهان سال هفتم پاییز ۱۳۹۶ شماره ۳
35-47
حوزههای تخصصی:
سال ها است که شهرها به نقاط استراتژیک بروز سیاستهای نئولیبرال در بعد جغرافیایی و مکانی تبدیل گشته اند. علارغم ظاهر جهانی، سیاست های نئولیبرالیسم، به عنوان هژمونی غالب فضای اقتصاد سیاسی دهه های اخیر، هیچ گاه به یک شیوه واحد در اشکال شهری تبلور نیافته اند. زمینه ی اقتصادی-سیاسی موجود و شیوه های تولید، تعیین کننده ی نحوه ی بروز نئولیبرالیسم هستند(نئولیبرالیسم به واقع موجود). از طرف دیگر، نئولیبرالیسم به شدت "روش مند" است و با فرایندی کاملا برنامه ریزی شده شکل شهر را به منظور جانمایی، باز آرایی و جابجایی بنگاه های اقتصادی خویش متحول می گرداند. این دو ویژگی شکل دهنده ی "پروژه بازسازی نئولیبرال" هستند. درک شکل شهری از خلال فرایند بازسازی نئولیبرال، هدف این مقاله را تشکیل می دهد. در این راستا، پس از تعریف چارچوب نظری براساس دو رویکرد متمایز و درعین حال درهم تنیده ی مطرح در ادبیات موضوع(راجر کیل، و برنر و تئودر)، سه لایه ی کارکردی پروژه بازسازی نئولیبرال در شهر تشخیص داده شده است: لایه عملکردی، لایه ساختاری و لایه تحول حس مشترک؛ سپس شاخص های ساختاری نئولیبرالیسم در شهر، در دو مرحله مجزا از فرایند نئولیبرالیزه شدن، یعنی مکانیزم جهان-محلی شدن و مکانیزم شهرگرایی نئولیبرال، در سه گروه کالبدی-فضایی، اجتماعی-فرهنگی و سیاسی- اقتصادی در قالب ماتریس شاخص ها تبیین گشته اند. ماتریس حاصله، ابزاری اولیه برای تحلیل فرایند نئولیبرالیزه شدن مکان های جغرافیایی و شهری در سه مقیاس محلی، ملی و جهانی است، و نشان می دهد نئولیبرالیسم از طریق تحول اقتصاد سیاسی در مقیاس جهانی، دخالت در فناوری های قدرت در مقیاس ملی، و تغییر در کیفیت زندگی روزمره در مقیاس محلی بر شهر اثر می گذارد.
مکان یابی پارک های بزرگ مقیاس برای مراکز شهری با استفاده از فرایند سه مرحله ایِ تحلیل سلسله مراتبی- شبکه ای (مطالعه موردی: منطقه 8 (تاریخی – فرهنگی) شیراز)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هویت شهر سال یازدهم تابستان ۱۳۹۶ شماره ۳۰
5 - 16
حوزههای تخصصی:
فضاهای سبز به عنوان جزئی از نظام عملکردی، واجد ارزش های اجتماعی و اکولوژیکی برای بافت مرکزی شهرها می باشند و مکان یابی صحیح آنها برای برخورداری از یک مرکز شهری سرزنده اهمیت بسیاری دارد. امروزه قابلیت روش های مختلف تصمیم گیری چندمعیاره از جمله فرایندهای تحلیل شبکه ای و سلسله مراتبی در حوزه مکان یابی به اثبات رسیده است. پژوهش حاضر، توسعه فضای سبز شهری را در مرکز شهر شیراز با استفاده از سیستم پشتیبان تصمیم گیری متشکل از فرایند سه مرحله ای تحلیل سلسله مراتبی-شبکه ای و سیستم اطلاعات جغرافیایی بررسی می کند. نتایج تحقیق نشان می دهد که ترکیب دو فرایند تحلیل سلسله مراتبی-شبکه ای ضمن رفع مشکلات تحلیل سلسله مراتبی، مدل مناسبی را برای تعیین میزان اهمیت معیارها، بررسی قابلیت اراضی و انتخاب موقعیت مکانی بهینه فضای سبز برای مناطق شهری به ویژه بافت تاریخی که دچار کمبود اراضی وسیع و مناسب است، فراهم می آورد. این پژوهش می تواند در جهت تحقق توسعه پایدار شهری از طریق پایه گذاری شیوه های استاندارد تصمیم گیری در برنامه ریزی فضاهای سبز مورد استفاده قرارگیرد.
کیفیت انعطاف پذیری در سنت معماری ایرانی الگوی اتاق شکم دریده در خانه ایرانی (مطالعه موردی: خانه لاری های یزد)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مسکن و محیط روستا دوره ۳۶ پاییز ۱۳۹۶ شماره ۱۵۹
۱۳۲-۱۱۹
حوزههای تخصصی:
خانواده در فرهنگ انسانی اولین و اصیل ترین نهاد اجتماعی است که برای کارکرد بهینه نیازمند آرامش می باشد. همچنین وجوه فردی آرامش نیز به عنوان یک نیاز روانی برای ه ر انسان، روشن و مورد انتظار از فض ای خانه است. تنظیم رابطه انسان، طبیعت و معماری از اصلی ترین عوامل تعیین کننده در دستیابی به آرامش می باشد. قابلیت تنظیم رابطه مذکور در چارچوب یک محیط ساخته شده به انعطاف پذیری به عنوان یکی از کیفیات فضا بستگی دارد. این کیفیت (انعطاف پذیری) به عنوان یکی از سنن معماری ایرانی-اسلامی در غالب فضاهای موجود در معماری ایرانی دوره اسلامی قابل شناسایی است، وجهی که به نظر می رسد در معماری امروز کمتر به آن پرداخته می شود. مطالعه نگارندگان بر روی اتاق شکم دریده که در بسیاری از خانه های ایرانی متعلق به طبقه اعیان طراحی و ساخته شده، نشان می دهد که این فضا یکی از مصادیق انعطاف پذیری معماری به شمار می رود. درجه انعطاف پذیری این فضا به حدی است که شاید بتوان آن را یکی از ابداعات معماری ایرانی به شمار آورد. در این مقاله چگونگی کارکرد انعطاف پذیری فضا در اتاق شکم دریده تبیین گردیده و در نهایت در مورد نسبت بین کیفیت انعطاف پذیری و فضای مجرد معماری نتیجه گیری شده است. روش تحقیق در پژوهش حاضر، از نوع توصیفی- تحلیلی است. در این پژوهش بر اساس شناخت حاصل از مطالعه منابع مکتوب و مصور و انجام پیمایش محیطی(شناخت کالبد فضا و مصاحبه با استفاده کنندگان از این فضا در گذشته)، ابتدا عناصر و جزییات سازنده فضا شناسایی می شود و سپس به منظور تبیین کیفیت های موجود در این الگوی فضایی ( با به رسمیت شناختن تنوع آن )، برای تنظیم رابطه سه گانه انسان-طبیعت-کالبد، مورد تحلیل قرار می گیرد.
ارزیابی میزان رضایتمندی ساکنین روستای سرند از مساکن احداثی بعد از زلزله(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مسکن و محیط روستا دوره ۳۶ زمستان ۱۳۹۶ شماره ۱۶۰
۸۶-۷۱
حوزههای تخصصی:
روستای سرند از توابع شهرستان هریس در زلزله سال 1391 صد در صد تخریب و سپس بازسازی مساکن این روستا آغاز گردید. مقاله حاضر، درصدد ارزیابی میزان رضایت ساکنین این روستا از مساکن احداثی بعد از زلزله و ارائه راهبرد و راهکارهایی در راستای بهبود کیفی و ساختاری متناسب با آن می باشد. می توان گفت تأمین مسکن مناسب روستایی بعد از زلزله با هدف کیفیت مطلوب تر به مؤلفه هایی در سه بعد کلان (روستا و محیط آن)، میانه (واحدهای همسایگی) و خرد (واحد مسکونی) بستگی دارد، ولی در بازسازی روستای سرند هیچ اقدامی در مقیاس کلان و میانه انجام نگرفته و تنها بعد خرد، مسئله اساسی طراحی بوده است. این مقاله نیز با علم به این موضوع که تمامی سطوح فوق در بحث رضایت از مسکن روستایی تأثیرگذار است، تمرکز اصلی را بر مقیاس خرد دارد که شامل شاخصه های کالبدی- عملکردی، اجتماعی- فرهنگی، فنی- زیست محیطی، اقتصادی و بصری- ادراکی می باشد. این تحقیق به روش پیمایشی بوده و جمع آوری اطلاعات و داده ها از طریق مشاهده، پرسشنامه، مصاحبه و در قسمتی نیز بر اساس برداشت های محلی صورت گرفته و معیارهای مورد ارزیابی به وسیله طیف لیکرت ارزیابی شده است. نتایج حاصل نشان می دهد روستاییان در ساخت و سازهای جدید بعد از زلزله، به طور کلی از مؤلفه های کالبدی و عملکردی در مقیاس داخل بنا (عوامل محاطی) با امتیاز کل20 از 60، مؤلفه های کالبدی و عملکردی در مقیاس خارج بنا (عوامل محیطی) با امتیاز کل 23 از 55، مؤلفه اقتصادی با امتیاز کل 26 از 60 و مؤلفه ادارکی-بصری با امتیاز کل 25 از 65 رضایت ناچیزی دارند. همچنین از مؤلفه های اجتماعی-فرهنگی با امتیاز کل 31 از 55 و فنی و زیست محیطی با امتیاز کل 35 از 60 رضایت متوسطی دارند. بدین جهت راهکارهایی جهت بهبود مشکلات موجود از طریق مصاحبه عمیق با ساکنان روستا استخراج و سپس با تحلیل محتوا بر اساس شاخص های این تحقیق سازماندهی و ارائه گردیدند.
آسیب شناسی بافت فرسوده شهری (نمونه موردی: محله قدیمی فیض آباد کرمانشاه)
حوزههای تخصصی:
در سال های اخیر با توجه به تحولات سریع علمی و فنی و دگرگونی در ساختار کالبدی، اقتصادی و اجتماعی شهرها و همچنین مطرح شدن نظریه توسعه پایدارشهری، اهمیت نوسازی و احیاء بافت های فرسوده و ناکارآمد بیش از پیش مشخص می گردد. شکل گیری بافت های شهری و تغییرات فیزیکی صورت گرفته در گذر زمان نقش تکنولوژی، نیازها، ذوق و خواست عمومی در ارتباط با شکل و بافت اجتماعات انسانی و نقش عوامل اقتصادی – اجتماعی در تغییر چهره و زندگی شهری امروزی نشان می-دهد. در طول دهه های اخیر اثر بخشی و تقابل عوامل اقتصادی – اجتماعی و جمعیتی بر یکدیگر، موجب تغییر در فضای ساخته شده شهری و سیمای کاملاً جدید فضای کالبدی شهر شده است و بدین ترتیب تعادل و پیوستگی سنتی فضای کالبدی و نقش عناصر مهم آن در هم شکسته شده است. همچنین سیاست گذاری های دوگانه و مغایر در احداث واحدهای مسکونی ارزان قیمت و گسترش روز افزون محدوده خدماتی شهرها باعث گردیده عملاً محدوده بافت های فرسوده که عمدتاً در مناطق مرکزی شهرها واقع گردیده از دید دست اندکاران و سیاست گذاران امر توسعه مخفی مانده و عملاً به فراموشی سپرده شده اند. دشواری های ناشی از عملیات اجرائی، مسائل و نارسائی ها حقوقی و قانونی، محدویت های مربوط به میراث فرهنگی، هزینه های مربوطه به تملک زمین در مقایسه با زمین های در اختیار انبوه سازان که اغلب به صورت رایگان تحویل می گردد، مشکلات مربوط به انجام توافق به دلیل تعدد ورثه، وجود املاک مخروبه و بلاصاحب، انگیزه سرمایه گذاران، بخش های تعاونی و اشخاص را جهت سرمایه گذاری در این بافت ها کم نموده و همین موضوع باعث بی توجهی و رهاشدگی آن در نزد مدیران شهری گردیده است. در مقاله حاضر به بررسی آسیب های بافت قدیمی محله فیض آباد پرداخته شده است و سپس سعی شده راهکارهایی جهت احیا و باززنده سازی آن عنوان گردد.
توسعه درونزای شهری و باز زنده سازی هویت شهری معماری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقش جهان سال هفتم بهار ۱۳۹۶ شماره ۱
1-12
حوزههای تخصصی:
رشد جمعیت شهرهای بزرگ در کشور های در حال توسعه، دستگاه های مسئول در بخش تامین مسکن را بر آن داشته تا به دنبال راه حل های مطلوب در زمینه تامین مسکن شهری باشند. تجربیات کشورهایی مانند امریکا بعد از جنگ جهانی دوم از جمله اولین تجربیات از این دست هستند.در ایران طرح شهرک اکباتان و طرح مسکن مهر، هر یک در دوران خود در حومه شهرها جانمایی شده اند. مسئله اصلی پژوهش پیش رو بررسی پیامدهای نامناسب اجتماعی،فرهنگی و شهری ناشی از این حاشیه گستری شهری است. هدف اصلی این مقاله بررسی پتانسیل های موجود در بافت های فرسوده و حائز اهمیت کالبدی در قلب شکل گیری شهر ها به منظور تامین مسکن و ایجاد سرزندگی فضایی در قالب شریان زندگی اجتماعی ودر مقایسه با مناطق حومه شهری است پژوهش با تکیه بر روش استدلالی و توصیفی به مقایسه منطقی عوامل مورد نظر پژوهش با طرح های توسعه مسکن مبتنی بر باز آفرینی بافت های فرسوده و حائز اهمیت درون شهری پرداخته است. نتایج پژوهش نشان میدهد عوامل نامناسب توسعه مسکن حاشیه شهری عبارتند از:1-عدم مشارکت جمعی ساکنان2-تقابل فرهنگی خانوارها3-مشکلات دسترسی به شهرهای مبدا 4-هزینه بالای تامین زیرساخت ها 5-صعوبت مدیریت کلان6-تقابل الگوهای زندگی7-تاثیرات زیست محیطی نا مناسب 8-نا امنی اجتماعی. همچنین عوامل مناسب انتخاب بافت فرسوده و حائز اهمیت درون شهری به منظور تامین مسکن ارزان قیمت عبارتند از:1- احیای بافت های مولد هسته اولیه شهری2- ایجاد تنوع فعالیت ها در مراکز تک فعالیتی3-بالا بردن سطح امنیت4-تقلیل هزینه طرح و امکان ایجاد طرح مکمل موازی5- سهولت مدیریت کلان6-امکان توسعه طرح 7-رشد ارزش اقتصادی بافت فرسوده8- کنترل رشد نامناسب شهر. نتایج پژوهش نشان میدهد که توسعه درونزای شهری در مقابل روش های متداول توسعه شهری در شهر های تاریخی مناسب تر است.
Iranian Islamic culture, an opportunity to promote quality of urban design projects’ implementation(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقش جهان سال هفتم زمستان ۱۳۹۶ شماره ۴
61-72
حوزههای تخصصی:
Iranian Islamic culture can be appointed as an opportunity to promote urban design projects’ quality of implementation. Every community’s cultural brief can be traced in its economical, social structure. Theoretical and practical principals of Islam religion in compound with cultural conditions could lead to some executive policies in different important arena such as economical, political and social. These can promote each countries development in different aspects. Urban design projects needs efficient, smart and keen observing management system to be implemented well. Complicated process of an urban design project can be fulfilled and delivered only in this condition. “Urban Design is a political and not a technical issue. The technical aspects are very simple. The difficult decisions relate to who is going to benefit from the models adopted”. ENRIQUE PENALOSA says. In Iran urban management system as the only permissive system for defining and ratifying urban design projects, has the main role to have these projects implemented. Municipalities as the most important external parable of urban management system must define the projects on the base of real scope of the city, for instance considering the environmental, infrastructural, social and economical conditions and capacities of a city. So you can predict a project as a feasible plan. Scrutinizing the main challenges of implementation of urban Design plans and the feasibility of them in Iran, some points can be mentioned such as; weaknesses of the quality of implementation, over length of the implementing process or even not finishing or abandoning a project, and in many cases providing several parallel plans for some specified subjects of urban design project. This condition leads to consuming so much time and expenses and other sources in vein. So the subject of plans feasibility in urban design, as a main part of urban design process, is considered not only un-negligible but also vital. Research method On the base of the researches done by the author, the organizational system of urban developing management, due to its important role of coordinating other Interfering factors in development of the city, can be identified as the most important and influencing factor of urban design implementation process. In this article for increasing the validity of results, several methods have been used for collecting data. Studying related law materials and urban design projects, interviewing urban managers and professionals and experts. The qualitative and quantitative data and facts which have been collected and analyzed and presented via different tablets and models tells us that urban management system due to its important role of coordinating other interfering factors in the process of physical development of the city is that important if you ignore it, you might lose the best opportunities to promote the urban public spaces quality. Via the capabilities of the knowledge of urban design as an effective tool our cities can turn into better places to live. Of course it depends on how well you interface the cultural context of the area that is to be designed. Not studying well about social and cultural context of a society not only leads to spending time and money in vein but also by spoiling the knowledge of urban design and its policies for developing some area of a city can lead to a mall urban design project that ruins the townscape. Consequently people in this situation are unsatisfied with their cities decision makers and everyone who is concerned with the problem. In this condition the city managers would lose their social supports for the other coming projects. Defining the Problem Achieving good urban space is based on handling good urban design that is based on how deep we think about and how serious we take the procedural aspects of this interdisciplinary knowledge- profession. According to Lang (1994) a complete urban design process includes five steps; 1- intelligence
Evaluation of Quality of Public Open Spaces for the Elderly Case Study: (Sheet-e- Bazaar in Zanjan)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
In urban planning, access to public spaces provides social relations for citizens. The goal of this paper is to evaluate the elderly's requirements in public spaces (case study of Sheet Bazaar, Zanjan, Iran) in order to recognize and classify their strengths and weaknesses and present more appropriate and effective strategies for their improvement. In this research, the related literature on old age and requirements of the elderly in public open spaces was reviewed and the factors affecting their use of physical places were determined at the first stage of the study. After reviewing the literature, some observations on the elderly were made and questionnaires were given to 80 users with the age of over 65 years old to serve the purpose of this study. The results of the questionnaires indicate that the frequent problems of the elderly in public open spaces were identified as follows: pollution (24.8%), pavements and roads (24.6%), traffic (14.4%), safety (12.2%), insufficiency of maintenance and management (9.6%), and socio-cultural problems (5.3%). In addition, the result of the observations in the main research area shows that the design properties had the highest and maintenance-management services had the lowest success percentages. In the end, some solutions were presented for designing new public open spaces and developing the existing spaces.
تبیین و ارزیابی مؤلفه های هنر عمومی (نمونه موردی : پارک لامپینی بانکوک و ایل گلی تبریز)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با شروع قرن بیستم، تغییرات ف نآورانه شتابان، شهرنشینی روزافزون و ورودِ هنر به فضای شهری، گره خوردن حیاتِ روزمرة مردم به «فضاهای عمومی » را باعث شد. نیاز به تأسیس «نهادهای » جدید سر بر آورد و «شهر » به یکی از مسئله های اساسی هنرمندان، برنام هریزان شهری، معماران، سیاست مداران و تک تک شهروندان بدل شد. «هنر عمومی » به عنوان یکی از بی شمار را ههای پاس خگویی به مسالة شهر و شهرنشینی در دهة دوم قرن بیستم به عنوان سبکی مستقل مطرح و به کار گرفته شد. پژوهش حاضر به روش توصیفی- تحلیلی به تبیین و ارزیابی دو فضای شهریِ عمومی مهم در تایلند و ایران از منظر هنر عمومی م یپردازد : پارک لامپینی در شهر بانکوک و پارک ای لگلی در شهر تبریز. از منظر ساختاری این دو پارک مشابهت های عدیده ای با یکدیگر دارند که این مطالعه را از منظر رو ششناختی توجی هپذیر م یکند. بر اساس تحلیل مؤلفه های موجود از عناصر مشترک این دو پارک، دریاچه، مقیاس مشابه و هم زمانی تاریخ احداث فضا است. این پژوهش در مقام آزمون مدعا با واقعی تهایی که این تحقیق بر آنها دلالت دارند از روش تطبیقی کمی استفاده کرده و بر مبنای تحلیل ثانویه تمایزات مابین دو فضا را مطرح م یکند به طوری که هر دو مکان در برخی از جنبه ها دارای ضعف و در برخی دیگر دارای آثار منحصر به فرد هستند.
تحولات سازمان فضایی شهر تبریز از اوایل اسلام تا دوره قاجار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سازمان فضایی شهر نظم حاصل از تبلور ذهنیت شهروندان در فضای زندگی آنها یا نظم میان نقش عناصری است که شهر را به عنوان یک کل (سیستم) معرفی می کند. مهم ترین علت متمایز شدن شهرها از یکدیگر سازمان فضایی متفاوت آنهاست که این تمایز از اختلاف نظم هر یک از شهرها به عنوان یک سیستم ناشی می شود. برای پی بردن به کلیت شهر تبریز و سازمان فضایی آن، کشف نظم حاکم بر اجزای شهر که در نتیجه بررسی ارتباط میان شاخص های سازمان فضایی این شهر است، ضروری می نماید. هدف این پژوهش آن است که با استناد به نظریه سیستمی، به بررسی تحولات سازمان فضایی شهر تبریز از اوایل اسلام تا دوره قاجار پرداخته و قانون مندی های حاکم بر سازمان فضایی این شهر را تبیین کند. نتایج این پژوهش حاکی از آن است که ارتباط گسترده شرق و غرب و محدودیت های ساختار زمین در منطقه شمال غرب ایران به عنوان عوامل برپاسازنده شهر و همچنین زلزله و حمله های کشورهای همسایه به عنوان عوامل تهدیدکننده آن در طول تاریخ، نقش حائز اهمیتی در تحولات سازمان فضایی شهر تبریز ایفا کرده اند. با بررسی شاخص های سازمان فضایی شهر و سیر تحولات آنها در طول دوره های تاریخی، قواعد حاکم بر سازمان فضایی شهر تبریز به قرار زیر تعیین شد : مرکزیت شهر در روند تحولات شهر عنصری ثابت و هویت بخش به آن بوده، قلمرو شهر وضعی بی ثبات داشته و در هر دوره در حال تغییر بوده، کل های کوچک شهر تحت تاثیر مرکزیت ثابت و گذرهای اصلی شهر مکان یابی شده و ساختار شهر به عنوان عنصری شاخص، دارای شبکه ای نسبتاً شعاعی از مرکز به سوی لبه های شهر بوده است. روش تحقیق در این پژوهش از نوع توصیفی- تحلیلی و جمع آوری اطلاعات به شیوه کتابخانه ای بوده و با بهره گیری از مستندات تاریخی از جمله سفرنامه ها، اسناد تصویری و همچنین استنباط های عقلی به تجزیه و تحلیل داده ها پرداخته شده است.
گونه شناسی بافت نمای شهری(با رویکرد شکلی) (نمونه موردی میدان امام خمینی(ره) تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در بررسی سیر تحول معماری، لزوم توجه به گونه شناسی های انجام شده نظیر : اقلیمی، شکلی و تاریخی- تکاملی بیش از پیش احساس می شود. این گونه شناسی ها بیانگر زوایای دید پژوهشگرانی است که سعی در روشمندسازی طراحی ابعاد مختلف معماری نظیر پلان، حجم، فرم و فضای معماری را داشته اند، به طور مثال اُلگی1از زاویه اقلیم و جنبه تأثیرگذاری عوامل اقلیمی بر شکل گیری کالبد بنا به معماری نگریسته است و یا دوران2 و کرایر3سعی در هندسی نگری به پلان بنا را داشته اند. هدف این پژوهش گونه شناسی نما به عنوان یکی از وجوه مهم طراحی بنا از حیث معماری است. عدم وجود فرایند صحیح طراحی نما، سیمای شهرها را به فرجامی ناخوشایند کشانده و آنچه را که امروزه شاهد آن هستیم، وجود نماهایی منفرد و ناهماهنگ است. این مقاله به طرح این سؤال که نمای بناهای ارزشمند (بناهای سنتی) در دوره های مختلف واجد چه ویژگی هایی از نظر هندسی و گونه شناختی بوده اند، می پردازد و با فرض آنکه شناخت و گونه شناسی صحیح نمای این آثار و به کارگیری آن در آثار جدید، ضمن حفظ اصالت تاریخی- فرهنگی نما، سیمای شهر را از آشفتگی و بی قیدی می رهاند، تحقیق را پی گرفته و به رسم اشکال پایه (مربع، مثلث و دایره) مطابق با نظر دوران و کرایر که این اشکال را اشکال پایه در گونه شناسی خود معرفی کرده اند، پرداخته و در ادامه به اعمال تغییرات بر روی محورها، رئوس و اضلاع این اشکال بر اساس اصول تغییرات شکلی دوران و کرایر به منظور یافتن خط سیر تغییرات، می پردازد. نمای میدان امام خمینی تهران به عنوان یکی از مهم ترین گره های شهری، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و تاریخی این شهر به کمک روش کتابخانه ای (کتب و مقالات) و روش تحلیلی-تطبیقی در حوزه نما (عکس ها و نگاره ها) با جامعه آماری 9 بنا از دوره های قاجار، پهلوی اول، پهلوی دوم و معاصر (در هر دوره به طور میانگین دو اسلاید از هر چهار سوی میدان) مورد مطالعه قرار گرفت و در نهایت مشخص شد که غالب الگوهای هندسی به کار رفته در نمای بناهای میدان از حیث هندسه کلی نما و آرایه ها و بازشوها در دوره قاجار به صورت اشکال پایه خام دایره و مربع و یا ترکیب ساده آنها بر اساس مرکز دایره و یا به صورت فرایند تکرار بوده است و در دوره پهلوی اول با ورود اشکال مثلثی و مقاطع حاده در انواع قالب های ترکیب با دایره و مربع دیده می شود و همچنین در دوره پهلوی دوم با نفوذ هرچه بیشتر اصول معماری غرب و استفاده از ساده گرایی و پرهیز حداکثری در استفاده از تزیینات در کاربری های مختلف را نشان می دهد که در نتیجه الگوهای هندسی به کار رفته در این دوران بیشتر به سمت مربع و مشتقات حاصل از فرایند تغییر زاویه سوق یافته اند.
معماری ایلخانی در بَسترة دو شهر تاریخی اسلامی اوجان و سلطانیه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله مقایسه فضاهای شهری و یافته های باستان شناسی شهر اوجان و شهر تاریخی سلطانیه و جزییات داده های این دو شهر مورد مطالعه قرار گرفته است. ساختار اولیه شهر اوجان متعلق به سده های5 تا 6 هجری و مصادف با دوره حکومت سلجوقیان در ایران بوده است و انتخاب این شهر به عنوان شهری حکومتیِ ایلخانان در سده های 7 و 8 هجری موجب آبادانی و رونق آن را تا اواخر دوران صفوی فراهم آورد. شهر سلطانیه نیز که پایه های اولیه آن توسط ارغون (690-683 ه ق) نهاده شده بود به طور جد در زمان سلطان محمد خدابنده (716- 703 ه. ق) ساخته شده و به عنوان پایتخت ایلخانان انتخاب شده است. در این تحقیق مقایسه فضاهای شهری اوجان و سلطانیه بر اساس یافته های باستان شناسی این دو شهر مسئله اصلی این مقاله است و علت ساخت سلطانیه براساس نقشه از پیش طراحی شده مورد بررسی قرار گرفته است و هدف از آن مستند نگاری شهرسازی آن دو شهر ایلخانی است. روش تحقیق در این مقاله بر پایه مطالعات کتابخانه ای و نتایج پژوهش های میدانی این دو شهر ایلخانی انجام شده و آگاهی ما را نسبت به تاریخ سیاسی- اجتماعی بافت فضاهای شهری و معماری و المان های فرهنگی شهرهای اوجان و سلطانیه می افزاید.
ارایه الگوهای طراحی پژوهشکده نانو فناوری با رویکرد معماری اکوتک
حوزههای تخصصی:
در مقوله فناوری نانو آنچه که در وهله اول به نظر می رسد دوستدار بودن محیط زیست و صرفه جویی در انرژی است که آن را در زمره پیشرفت های بسیار عالی بشر قرار می دهد. استفاده از فناوری های نوین از جمله نانو تکنولوژی در ساخت و ساز می تواند از عوامل موثر در ویژگی های عملکردی معماری از جمله پایداری و مسائل ایمنی باشد. فناوری نانو به دلیل توانایی دگرگون کردن ویژگی های بنیادین مواد و حل مشکلات ساختاری، زمینه ساز ایجاد مصالحی جدید با ویژگی های نوین شده که افزون بر کارایی و بازدهی بیشتر عملکردی، از دوام بیشتری نیز برخوردارند. از همه مهم تر اغلب انگاره های مبتنی بر پایداری زیست محیطی، مصالح و سازه های هوشمند و مواد و مصالح چند عملکردی از رهگذر این فناوری نوین میسر می شود. نانو تکنولوژی در احداث و بهبود کیفیت ساختمان ها بسیار موثر بوده و از مزایای آن می توان به افزایش کیفیت مصالح، صرفه جویی در مصرف انرژی و به تبع آن معماری پایدار و پایداری زیست محیطی اشاره کرد. هدف از این پژوهش ارایه الگوهای طراحی پژوهشکده نانوفناوری با رویکرد معماری اکوتک با استفاده از رویکرد توصیفی- تحلیلی می باشد. از دست آوردهای این پژوهش می توان معرفی و اصول طراحی و راهکارهای حفاظت از انرژی در ساختمان و دستیابی به معماری پایدار با استفاده از مصالح و تکنولوژی نانو را نام برد.
بررسی تطبیقی رفتار حرارتی پوسته خارجی مساجد سنّتی و معاصر در شهر تبریز
حوزههای تخصصی:
پوشش یک بنا در مقام مرز بین داخل و خارج، در تقابل هم زمان با طبیعت و آسایش انسانی است. در این میان اقلیم شهر تبریز از بُعد طبیعی و اقلیمی برخورد پرتنش تری با جداره بنا دارد و نقش پوسته بنا را پررنگ تر می نماید. بنابراین مطالعه مرز تفکیکی طبیعت و انسان در این شهر، ضرورت این پژوهش را به اثبات می رساند. از بنایی چون مسجد انتظار می رود بتواند شرایط آسایش انسان را به نحو احسن تأمین کند و خود در مقابل شرایط اقلیمی رفتاری خودکفا داشته باشد. در این راستا جداره بیرونی بنا، نقش بسزایی در حفظ شرایط ایجادشده در داخل و ممانعت از نفوذ شرایط اقلیمی بیرون به داخل دارد. مطالعات پژوهش حاضر بر این اصل استوار است که مساجد سنّتی به دلیل ضخامت بدنه ها رفتار مناسب تری در قبال پارامترهای حرارتی از خود نشان می دهد و به دنبال تعیین میزان و حدِ رفتار مذکور است. به همین منظور دو مسجد از دو گروهِ نمونه های سنّتی و معاصر انتخاب شده و مورد سنجش قرار گرفته است. روش تحقیق این پژوهش در بخش مطالعات میدانی، محاسبات دقیق است. پس از انجام سنجش میدانی و اندازه گیری چند نقطه در جداره های بیرونی مساجد، محاسبات مربوط به میزان اتلاف حرارت انجام شده و نتایج آنها به منظور دستیابی به عدد اختلاف حرارتی، با هم قیاس شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد میزان اتلاف حرارتی جداره های پیرامونی مساجد نوساز، تا نزدیک دو برابر بیشتر از نمونه های سنّتی است و این امر عملکردِ حرارتیِ مطلوبِ دیوارهای مساجد سنّتی را از منظر عددی و کمّی نیز ثابت می کند.
ارائه راهبردهای نورپردازی فضاهای عمومی شهری با استفاده از مدل سوآت و ماتریس برنامه ریزی استراتژیک کمی (مورد پژوهی: خیابان کریم خان زند، شیراز)
منبع:
دانش شهرسازی دوره ۱ زمستان ۱۳۹۶ شماره ۱
85 - 100
حوزههای تخصصی:
نورپردازی مناسب فضاهای عمومی شهری با استفاده از راهبرد های متنوعی انجام می شود. از اینرو در این نوشتار، با استفاده از روش های تحقیق توصیفی- تحلیلی و موردی و شیوه های تحقیق مصاحبه، مشاهده، مرور متون و اسناد تصویری، راهبرد های نورپردازی خیابان های شهری اولویت بندی شدند تا از این طریق زمینه ارتقا کیفیت فضاهای عمومی در شب فراهم آید. به این منظور خیابان کریم خان زند شیراز به عنوان مورد پژوهی انتخاب شده است. این پژوهش از مدل سوآت جهت شناسایی راهبردهای ارتقا کیفیت نورپردازی خیابان کریم خان زند و از ماتریس برنامه ریزی استراتژیک کمی جهت اولویت بندی این راهبردها بهره گرفته است. گزاره ها در ماتریس سوآت با استفاده از مصاحبه با گروه نمونه 25 نفره از متخصصان وزن دهی و متخصصان با شیوه نمونه گیری گلوله برفی شناسایی شدند. براساس نتایج حاصل از مصاحبه با متخصصان، به طور کلی 12 عامل داخلی (شامل 7 قوت و 5 ضعف) و 12 عامل خارجی (شامل 7 فرصت و 5 تهدید) شناسایی شد. در میان نقاط قوت، وجود کاربری های فعال و قرارگاه های رفتاری در شب در قسمت اعظمی از خیابان که تأمین کننده روشنایی پیاده رو در فقدان نورپردازی مختص پیاده می باشند، دارای بیشترین امتیاز نهایی است. در میان عوامل خارجی نیز امکان تامین روشنایی لازم در مسیر حرکتی عابرین پیاده جهت افزایش امنیت موثرترین فرصت به شمار می آید. با توجه به مجموع امتیازهای نهایی عوامل داخلی (2.667) و خارجی (2.568)، استراتژی های منتخب، استراتژی های تهاجمی بوده اند. نتایج حاصل از این پژوهش حاکی از آن است که راهبردهای تأمین روشنایی مناسب در سرتاسر مسیر پیاده و تأکید بیشتر توسط نورپردازی بر تقاطع های مسیر سواره با پیاده؛ فراهم شدن شرایط مناسب برای استفاده از فضا در زمان های مختلف شبانه روز برای اقشار مختلف جامعه؛ و تأکید بر بدنه های شاخص جداره خیابان از طریق نورپردازی مناسب در مقایسه با سایر استراتژی ها در اولویت بالاتری قرار می گیرند.
Spatial Location of Urban Water and Wastewater installations, with the aim of increasing the resilience of crises
حوزههای تخصصی:
Crises have always caused many, and sometimes irreparable, damages and injuries to human nations having had adverse impacts on indices of society, economy and environment. Therefore analysis and optimum management of these crises are the priorities in the states around the world. Access to valid and up-to-date information plays the pivotal role in proper and timely programming and performance on managers’ and responsible organizations’ side in various phases of the crisis management cycle. While more than 80% of the required information in crises actually have a local and geographical nature, utilizing the modern technology of GIS with special capabilities in modeling, combining and analyzing the data can be effective and impasse-breaking while analyzing vast layers of information in both phases of prediction and strike of crises. A good knowledge of the crisis-causing factors before their strike or prediction of the essential arrangements to prevent or reduce their affects or aftermaths to the least is one of the base procedures in the management of unexpected events. In this direction, precision in properly locating the installations and passages of the pipes and canals would be immensely important; bearing in mind the key role of continuation of serving essential arteries; particularly water and sewage installations, in controlling and preventing the expansion of crises, and preserving public health and hygiene on the one hand, and the significant expenses of construction or reconstruction of these systems on the other. Thus, through this study, we have discussed how to exploit the creation and production procedures in purposefully locating water and sewage installations and also their other usages in designing, management, programming and development of these installations, in addition to introducing the geographical information systems and clarifications of the creation and production procedures. The location of urban water and sewage facilities is very effective in increasing the resilience of natural disasters through the use of the geographical information system.
تبیین رنگ های متناسب با ریزفضاهای مسکونی برپایه آموزه های اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقش جهان سال هفتم بهار ۱۳۹۶ شماره ۱
37-48
حوزههای تخصصی:
موضوعات مرتبط با روان شناسی رنگ ها در فضاهای معماری از مسائل مهم و تأثیرگذار در دانش معماری است. در میان فضاهای مختلف معماری، ابنیه مسکونی از مهمترین فضاهایی هستند که بخش غالب عمر انسان ها در آنها سپری می شود و لذا در این پژوهش سعی شده است تا بر اساس آموزه های اسلامی نتایجی کاربردی برای کاربست در این فضاها استنتاج شود. این پژوهش مبتنی بر این پیش فرض است که میان یافته های دانش روانشناسی معاصر در حوزه رنگ از سویی و آموزه های اسلامی (شامل آیات و روایات) از سوی دیگر، تطبیق وجود دارد. در این مقاله در ابتدا به خلاصه ای از پژوهش های انجام شده در حوزه روانشناسی رنگ اشاره شده و سپس به آن دسته از مؤلفه های مسکن مطلوب اسلامی (اعم از مؤلفه های کلان و خُرد) که با مقوله رنگ ارتباط می یابد اشاره شده است. سپس، ضمن جستجو در گزاره های اسلامی (شامل آیات و روایات) که حاوی کلید واژه های رنگ های مختلف بوده اند به تحلیل این گزاره ها پرداخته شده است تا نتایجی کاربردی برای استفاده در ریزفضاهای مختلف مسکونی استنباط شود. با توجه به اقتضائات این پژوهش و منابع اسنادیِ مورد استفاده، از گونه پژوهش کیفی برای انجام این تحقیق استفاده شده است که از میان روش های مختلفی که در این گونه دسته بندی می شوند در این مقاله از روش تحلیل محتوای کیفی استفاده شده است. بر اساس نتایج بدست آمده از این پژوهش و با استناد به آموزه های اسلامی، در ریزفضاهای مختلف مسکونی، رنگ آبی مناسب برای ریزفضاهایی نظیر اتاق خواب و کتابخانه، رنگ زرد متناسب با اتاق کار و نشیمن، رنگ سبز مناسب برای نشیمن و اتاق خواب مخصوصاً اتاق خواب کودکان و رنگ قرمز مناسب ناهارخوری است. رنگ سفید نیز مناسب برای اغلب ریزفضاها به ویژه ریزفضاهای بهداشتی است.
تحلیل محتواییِ فضای شهری بر اساس نظریه رمان بختین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحلیل محتواییِ فضاهای شهری و استخراج معانی مستتر در آنها یکی از حوزه های بحث برانگیز در مطالعات شهری است. به نظر می رسد یکی از شیوه های مواجهه با این موضوع، استفاده از تکنیک های زبان شناسانه در مقایسه فضاهای شهری با متون است. این مقاله به فضاهای شهری نه به عنوان هر متنی بلکه به عنوان نوعی خاص، یعنی گونه رمان پرداخته است. نوشتار پیش رو در پی آن است که با اتخاذ رویکردی کیفی و با شیوه تفسیری-تبیینی به تحلیل فضاهای شهری از دریچه نگاه زبانشناسانه میخاییل بختین به تحلیل رمان و معیارهای آن بپردازد. شیوه نگرش او به تحلیل گونه داستان، یکی از نظریات نسبتاً جدید در زبانشناسی است که تحلیل متن را نه در سطح تحلیل واژه یا جمله، بلکه در گرو تحلیل تاریخ و زمینه های اجتماعی بستر آن می بیند که امروزه به عنوان چارچوبی تحلیلی در بسیاری از زمینه های فلسفی، ادبی و هنری به کار برده می شود. به نظر می رسد این نگرش می تواند در تحلیل های محتواییِ فضاهای شهری کارآمد واقع گردد. دستاورد این پژوهش، تدوین ساختاری تحلیلی است که با رویکرد تحلیل رمان در زبانشناسی، به عنوان ابزاری در فهم معانیِ مستتر در چهارباغ اصفهان در عصر صفوی، مورد استفاده قرار گرفته است.