فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۹۳٬۷۰۱ تا ۱۹۳٬۷۲۰ مورد از کل ۵۲۷٬۱۴۷ مورد.
منبع:
پژوهش های سیاسی و بین المللی سال ۹ زمستان ۱۳۹۷ شماره ۳۷
289 - 317
حوزههای تخصصی:
جرائم یقه سفیدی جرائمی هستند که شخص قابل احترام و برخوردار از یک موقعیت عالی اجتماعی به اعتبار حوزه نفوذ و تصرف خود مرتکب آنها می شود. از حیث پی آمدهای اقتصادی و سیاسی، بسیار مخرب تر از جرائم سنتی هستند، به همین دلیل توجه به پیشگیری از این جرائم بسیار مهمتر از سایر جرائم است. بهره گیری از آموزه های دینی در راه پیشگیری از جرائم یقه سفیدها مخصوصاً در جوامع دینی می تواند در گستره انواع پیشگیری از جرم بسیار ارزنده باشد. مطالعه و تحقیق در آموزه های دینی، بیانگر آن است که تمام انواع پیشگیری از جرم (موجود در نظام های حقوقی کنونی)، مورد توجه آموزه های دین اسلام بوده است. آموزه های دینی و مخصوصا اندیشه های امام علی (ع) به پیشگیری اجتماعی به عنوان یکی از پیشگیری های غیر کیفری بسیار اهتمام داشته است. سیاست های پیشگیرانه اسلام از جرائم یقه سفید می تواند الگوی جامع و تمام عیاری برای نظام های حقوقی کنونی در زمینه پیشگیری از جرائم یقه سفید باشد.
اقتصاد سیاسی ایران از منظر نونهادگرایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
به رغم اجرای چند دهه برنامه های توسعه در ایران، شاهد افول در شاخص های اقتصادی مثبت، تنزل شدید در شاخص های انسانی، اجتماعی و پایان الگوی تک خطی توسعه هستیم. مکتب نهادی توسعه با تمرکز بر نیازهای بومی و ویژگی های مردم شناختی، ضمن تأکید بر واقع بینی و چندوجهی بودن تحلیل، درون زا بودن تغییرات نهادی و روش تحلیل تاریخی، بیش از سایر مکاتب و مدل های متعارف علم اقتصاد در دانش توسعه مورد توجه قرار گرفته است. هدف این مقاله ارائه تصویری از مدل نونهاد گرایی و امکان استخدام و کاربست پذیری آن برای ایران است تا بتواند کارایی و ابعاد گوناگون دستگاه نظری آن را در پاسخ به تنگنای توسعه ایران نشان دهد. پرسش اصلی مقاله این است که ادبیات نونهادگرایی تا چه اندازه قادر به ارائه راهکاری برای خروج از تنگناهای حاکم بر اقتصاد سیاسی است؟ فرضیه تحقیق این است که نظر به ضدیت منطق نهادگرایی با نظریه های محض کمّی و اقتصاد محوریِ صرف، ضمن تعقیب هدف حل مشکلات مربوط به رفاه اجتماعی و با گذار از دغدغه های اقتصاد نئوکلاسیک، دغدغه مند سازمان و کنترل نظام اقتصادی، به دنبال طراحی نظریِ الگویی برای رشد و توسعه کیفی با تکیه بر نهادهای رسمی و غیررسمی بر مبنای مؤلفه های شفاف سازی، حکمرانی خوب، نظارت دولت و اجتناب از رانتیریسم است.
بومی سازی و اجرای مقدماتی آزمون نظارت بر درک متن نوشتاری بیکر و اندرسون (1982): شواهدی از دانشجویان کارشناسی ارشد دانشگاه گیلان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نظارت بر درک، یکی از راهبردهای فراشناختی درک متن نوشتاری است که برای بررسی وضعیت فهمِ اطلاعات متن به کار می رود، امّا هنوز ابزاری برای سنجش آن در داخل کشور وجود ندارد. هدف این پژوهش پاسخگویی به سه سؤال درباره ویژگی های ابزارهای سنجش نظارت بر درک، کاربست آنها در انتخاب ابزار مناسب سنجش نظارت بر درک و بررسیِ روایی و پایایی ابزار انجام شد. نتایج مطالعه نشان داد که ابزار سنجش نظارت بر درک بیکر و اندرسون (1982) ابزاری جامع در این زمینه است و بومی سازی آن به صورت نرم افزاری انجام شد. بعد از تأیید روایی محتوایی، جهت اطمینان از پایایی، این ابزار روی نمونه ای 30 نفره از دانشجویان کارشناسی ارشد اجرا شد. محاسبه آلفای کرونباخ نشان داد پایایی ابزار در تکالیف پاسخ به سؤالات (72/0)، تشخیص اشتباه (7/0) و درجه بندی اطمینان از پاسخ ها (68/0) در حدّ مناسبی است. این ابزار در گام بعدی باید روی نمونه گسترده تری اجرا شود تا مراحل روایی سازه و هنجاریابی آن انجام شود و بتوان از آن به عنوان ابزار سنجش نظارت بر درک بزرگسالان در سطوح مختلف استفاده کرد.
واکاوی نسبت مشروعیت و بیعت در حکومت علوی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
یکی از سؤالات اساسی که هر نظریه سیاسی ملزم به پاسخگویی آن است، مشروعیت یا حقانیت حکومت است؛ بدین معنا که مشروعیت حکومت از چه منبعی نشأت می گیرد؟ زیرا هر حکومتی برای شکل گیری و بقا، نیازمند مشروعیت است. مشروعیت هر نظامی در صورتی که معقول و مستحکم باشد، بر کارآمدی آن تأثیر بسزایی دارد. اکنون با توجه به اهمیت و نقش مشروعیت و تلاقی آن با امر بیعت یا مقبولیت در رفتار سیاسی مردمان عصر امیر مؤمنان علی، ضروری است تا این موضوع واکاوی و نسبت این دو با هم بررسی گردد. این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی و مبتنی بر ساختار مطالعات سیاسی در حوزه مشروعیت به این نتیجه دست یافت که از دیدگاه امیر مؤمنان علی، مشروعیت حکومت مستند به اراده خداوند متعال است و انتخاب یا اقبال مردم به عنوان بیعت، در مقام فعلیت بخشیدن به حکومت مؤثر است. لذا بیعت در مشروعیت بخشی دخالتی نداشته و در آن دوره از تاریخ، مبتنی بر ساختار سیاسی جامعه عربی است. در حکومت علوی، هر چند بیعت امری لازم و ضروری است، اما در واقع مؤید قابلیت مردم برای تأیید و پشتیبانی حکومت دینی است و موجد حقانیت آن نیست.
ناسازگاری قطعات، راهی برای انحصارگری در خدمات(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله دستیابی به تعادل سازگاری قطعات است. بدین منظور، سازگاری قطعات در بنگاه های تولیدکننده تجهیزات تولیدی بررسی شد. در این پژوهش با درنظر گرفتن گزینه های پیش ِروی تولیدکنندگان تجهیزات و ارائه دهندگان خدمات، یک بازی سه مرحله ای طراحی شده است که بنگاه ها تصمیمات در مورد سازگاری را قبل از رقابت قیمتی در مراحل فروش و ارائه خدمات اتخاذ می کنند. سپس با استفاده از راه حل بازی ایستا با اطلاعات ناقص، تعادل بازی استخراج شده است. نتایج مدل سازی نشان داد در تجهیزات بیان شده، ناسازگاری قطعات، تعادل بازی است و بنگاه ها با انگیزه انحصارگری در ارائه خدمات پس از فروش، تولیدات ارائه شده خود را ناسازگار تولید می نمایند. بر اساس نتایج، پیشنهاد می شود خریداران تجهیزات تولیدی در صورت امکان قبل از خرید، میزان خرابی تجهیزات تولیدی را برآورد نمایند و همزمان با خرید سیستم، قطعات یدکی را نیز خریداری نمایند.
انقیاد و قدرت بدن زنانه در رمان سرگذشت ندیمه نوشته مارگارت اَتوود(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رمان سرگذشت ندیمه به قلم مارگارت اَتوود مفهوم متفاوتی از زنانگی را در ساختار جامعه ای ضد اتوپیایی و بی رحم به نام جلید ارائه می دهد. در این حکومت استبدادی زنان براساس قدرت جفت گیری و توانایی تولیدمثل ارزش گذاری می شوند و هر نوع کنترل و سرکوب به بهانةة اصلاحات مذهبی و اجتماعی مشروع به شمار می آید. استثمار، شی ءشدگی، بیگانگی و استفادة ابزاری از بدن ندیمه را در سراسر این روایت می توان دید. در این راستا نگاه منفی و ابزاری نسبت به بدن زنانه در بافت اجتماعی توجیه می شود. اَتوود در این رمان نشان می دهد چگونه بدن زنان می تواند توسط ایدئولوژی مردسالارانه و با هدف اصلاحات مذهبی و اجتماعی مورد استثمار قرار گیرد. پژوهش حاضر با مطرح کردن دیدگاه های اجتماعی، مذهبی و سیاسی به تعریف هویت زنانه و ارزیابی زنان براساس ایدئولوژی حاکم می پردازد. بخش پایانی به موضوع نمود قدرتمند بدن زنانه به مثابة ابزاری ایدئولوژیک در رویارویی با قدرت حاکم بر سرنوشت جامعه اختصاص داده شده و تقابل آن را با نظام سرکوب گر نشان می دهد.
رابطه خدا پنداره (تصویرپردازی ساختگی از خدا) و تحول روانی معنوی با افسردگی، اضطراب و استرس در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی رابطه خدا پنداره و سطح تحول روانی معنوی با میزان افسردگی، اضطراب و استرس در دانشجویان بود. روش تحقیق توصیفی از نوع همبستگی است. تعداد ۳۷۷ نفر از دانشجویان دختر و پسر مقطع کارشناسی دانشگاه آزاد واحد تهران جنوب گروه نمونه پژوهش حاضر را تشکیل دادند که به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. شرکت کنندگان با چهار آزمون، مقیاس عوامل تنیدگی ((DASS21، تحول روانی معنوی، تصویر خدا و آزمون محقق ساخته خود پنداره - خدا پنداره مورد بررسی قرار گرفتند. یافته ها نشان داد که بین متغیر سطح تحول روانی معنوی با افسردگی، اضطراب، استرس و خدا پنداره رابطه منفی، معکوس و همچنین بین متغیر خدا پنداره(تصور خودساخته از خدا) با افسردگی، اضطراب و استرس رابطه مثبت و مستقیم معناداری وجود داشت. سطح تحول روانی معنوی سهم مهمی در پیش بینی افسردگی دارد. خدا پنداره سهم مهمی در پیش بینی افسردگی، اضطراب و استرس دارد. با احتمال بالا می توان نتیجه گرفت که در سطح تحول روانی معنوی پائین خداپنداره های منفی و ناکارآمد شکل می گیرند و جای امید و فعالیت، ترس و نومیدی در فرد ایجاد کرده ، زمینه افسردگی، اضطراب و تنیدگی را فراهم می کند.
ارتباط بافت موقعیتی و لایه های معنایی زبان در رساله «در بیان سلوک» کتاب الانسان الکامل؛ با تکیه بر رویکرد نقشگرایی هلیدی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رساله «در بیان سلوک» یکی از رسایل بیست و دو گانه کتاب الانسان الکامل اثر عزیزالدین نسفی، نویسنده قرن هفتم هجری، است. او در این رساله با معرفی و تبیین مراحل سلوک و ملزومات آن، به تعلیم و ترغیب مخاطب پرداخته است. در این پژوهش سعی شده است با بهره گیری از نظریه «ارتباط متن و معنا با بافت موقعیتی» در دستور نقش گرای نظام مند هلیدی و بررسی بندهایی که بار ایدئولوژیکی و معنایی دارد، این موضوعات بررسی شود: 1) شناخت گفتمان غالب نسفی در بیان مفهوم سلوک و ابزارها و سازوکارهای بیانی او در این اثر؛ 2) بیان ارتباط لایه های سه گانه بافت موقعیتی (گستره و منش و شیوه سخن) با لایه های معنایی زبان (فرانقش اندیشگانی و بینافردی و متنی). مؤلف در این رساله گفتمان خطابی تعلیمی را در پیش گرفته است. مخاطب او چنانکه از گستره و منش سخن برمی آید، درویش مبتدی است و تأکید بر مفاهیم ایدئولوژیکی، برجستهترین سازوکار بیانی نسفی است. روش های تأکیدی، نفی و استثنا، تقدیم ادات نفی، کاربرد کلمات تأکیدی در ساختار جملات منفی، نوع چینشیِ ساختار نحوی، قراردادن افعال امر و نهی (اغلب از مصدرهای دانستن و فهمیدن) در آغاز جمله و استفاده بسیار از این مصدرها، بهره گیری از تمثیل و تشبیهات ساده و ملموس با زبان و بیانی عامیانه و نیز به طور ویژه انواع تکرار، از ابزارهای بیانی نسفی برای القای اندیشه خود به مخاطب با بیان مؤکد است. گستره سخن در فصل های مختلف این رساله آموزش مباحث اصلی در حوزه سیر و سلوک است. مشارکین مرکزی گفتمان سلوک، «رونده/ سالک» و «پیر/ هادی» اند که به ترتیب در محوریت فرآیندهای ذهنی و مادی قرار دارند.
تابش اندیشه های خیامی در اشعار احمد صافی نجفی(دَم غنیمت شماری، طمع و دلبستگی به دنیا، جوانی، باده ستایی، شکایت از روزگار)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
احمد صافی نجفی - شاعر معاصر عراقی- با ادب فارسی و شعرای ایران آشنا بود و بیش از همه به خیام علاقه مند بود؛ بنابراین، در طی اقامت هشت ساله خود در ایران، سه سال را صرف ترجمه رباعیات خیام نمود. این نکته و مطالعه اشعار وی، نشان می دهد که صافی از اندیشه های خیام تأثیر مستقیم پذیرفته است؛ بدین جهت می توان به سهولت تابش جهان بینی خیام را در سروده های وی یافت. مقاله حاضر بر آن است تا با روش مکتب فرانسوی در ادبیات تطبیقی، به بررسی و تحلیل تجلی برخی افکار خیّامی بر یکی از شاعران برجسته و معاصر عرب؛ احمد صافی نجفی بپردازد. همچنین علاوه بر اشاره به نشانه های تأثیرپذیری صافی از رباعیات خیام، نگارندگان با چشم اندازی تطبیقی و تحلیل و بررسی شواهد شعری روشن می سازند که این شاعر عراقی، در مواردی همچون دم غنیمت شماری، طمع نورزیدن و دوری از دلبستگی به دنیا، حسرت بر ایام جوانی، باده ستایی و شکایت از روزگار، تحت تأثیر اندیشه های تابناک خیام نیشابوری در سروده هایش بوده است.
تأثیر آستانه ای بدهی های دولتی بر مصرف بخش خصوصی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بدهی های دولتی با اثرگذاری بر درآمد قابل تصرف خانوارها، مصرف آنها را تحت تأثیر قرار میدهد. این تاثیر گذاری در مواردی به صورت آثار انبساطی و در مواردی باعث کاهش مصرف، سرمایه گذاری و رشد اقتصادی شده است. هدف اصلی این تحقیق بررسی رابطه خطی و غیرخطی مصرف بخش خصوصی و بدهی های دولت در ایران است. برای این منظور دوره 1395- 1358 در نظر گرفته شد و بعد از تایید رابطه غیرخطی با استفاده از روش رگرسیون انتقال ملایم حد آستانه بدهی دولت به دست آمد. نتایج نشان می دهد که رابطه بین بدهی های دولت و مصرف بخش خصوصی از دو رژیم مختلف تبعیت می کند که در پایین تر از حد آستانه رابطه مثبت و در بیش ا ز حد آستانه رابطه منفی میشود. به طور میانگین درصد بدهی دولت به تولید ناحالص داخلی حدود 60 درصد است، اما حد آستانه 46درصد برآورد می شود. لذا سیاستگذاران در ایران نمی توانند از اهرم بدهی های دولتی به عنوان اثر مثبت انبساطی در اقتصاد ایران استفاده کنند.
تحلیل توازن آوایی در غزلیات «سلطان ولد»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
موسیقی شعر عامل جذابیت متون نظم است. این عامل در غزل های «سلطان ولد» جلو ه ای دیگر دارد که با عنوان توازن آوایی در قالب یادشده، نمود چشمگیری یافته است. شاعر با استفاده از توازن کمی در مبحث وزنی و استفاده از وزن های مختلف، چاشنی ضرب و آهنگ غزل های خود را افزایش داده است. سلطان ولد به کمک وزن دوری، جذبه و شور خاصی به غزل می بخشد، تا جایی که بیشترین بسامد وزن دوری را در استفاده از وزن تند و ضربی این قالب شعری مشاهده می کنیم. وی در کاربرد توازن آوایی کیفی، به انواع تکرار دست می زند و با تکرار انواع صامت و مصوت های زبان فارسی، سعی در زیباسازی غزل هایش نموده است که استفاده وی از مصوت بلند «آ» از بسامد بالایی برخوردار است و از مصوت کوتاه «-ُ» در زمینه تکرار، کمترین بهره را برده است. سلطان ولد با استفاده از تکرار واکه و همخوان ها در آغاز و پایان واژگان، جلو های آهنگین به اشعارش می بخشد که این بهره گیری شاعر از انواع تکرار در جایگاه قافیه از نمود بیشتری برخوردار است. بنابراین می توان گفت که سلطان ولد با بهره گیری از انواع توازن در بخش هم صدایی و هم حروفی با رعایت انواع همخوان ها، موسیقی خاصی به غزل هایش بخشیده است که در زمینه های مختلف قابل بررسی است. این پژوهش با روش تحلیلی- توصیفی صورت گرفته، که ابتدا مباحث توازن آوایی را در غزل های سلطان ولد شناسایی کرده، سپس ضمن تحلیل هر یک از آنها، بسامد هر کدام را در قالب نمودارها و جداول مشخص نموده ایم.
تبیین میزان اثرگذاری مولفه های نهادی در الگوی مدیریت زمین شهری در ایران موردپژوهی: منطقه 12 کلانشهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با توجه به اهمیت نقش مولفه های نهادی در مدیریت زمین شهری و چالش های فراروی آن در کشور، پژوهش حاضر با هدف تبیین میزان اثرگذاری مولفه های نهادی در الگوی فعلی مدیریت زمین شهری در منطقه 12 کلانشهر تهران و معرفی راهکارهای مدیریت بهینه زمین شهری در این منطقه صورت گرفته است. این پژوهش از نظر هدف نظری بوده و از نظر ماهیت و روش توصیفی- تحلیلی می باشد. جهت گردآوری داده ها از روش های اسنادی و میدانی و برای تحلیل داده ها ازآزمون t تک نمونه ای، همبستگی اسپیرمن و رگرسیون چندمتغیره استفاده گردید. جامعه آماری پژوهش نیز نهادهای متولی مدیریت زمین شهری و مراجعه کنندگان به این نهادها بوده که به ترتیب 206 و 130 نمونه تعیین و مورد مصاحبه و پرسشگری قرار گرفته است. نتایج حاصله از بررسی یافته ها نشان می دهد از میان مولفه های نهادی، تصمیم گیری غیرمشارکتی و ساختار تمرکزگرا بیشترین تأثیر را در ناکارآمدی الگوی فعلی مدیریت زمین شهری در منطقه 12 کلانشهر تهران داشته است.
تأثیر تعارض کار-خانواده بر فرسودگی شغلی: یک مطالعه فراتحلیل
حوزههای تخصصی:
کار و خانواده اجزای اساسی زندگی هر فرد هستند و هر کدام بخشی از هویت و رفتار فرد را شکل می دهند. فرد در اجرای الزامات نقش این دو بخش ممکن است دچار تعارض شود. پژوهش های مختلفی در مورد تأثیر تعارض کار-خانواده بر فرسودگی شغلی، استرس شغلی و ترک شغل کارکنان انجام شده اند و ضرایب همبستگی متفاوتی به دست داده اند. از این رو، هدف پژوهش حاضر ترکیب نتایج این پژوهش ها با استفاده از تکنیک فراتحلیل بود. در این فراتحلیل، ۱۵ پژوهش واجد شرایط که طی سال های ۱۳۹۰ تا 1395 انجام شدند، با استفاده از نرم افزار CMA2 مورد بررسی قرار گرفتند. در پژوهش های منتخب ابزار پژوهش پرسشنامه های استاندارد فرسودگی شغلی مسلچ و تعارض کار-خانواده گرین هاوس و بیوتل بودند. نتایج ارزیابی آماری حاکی از ناهمگنی اندازه اثر و عدم سوگیری انتشار مطالعات مورد بررسی برد. اندازه اثر ترکیبی ثابت و تصادفی متغیر تعارض کار-خانواده بر متغیر فرسودگی شغلی در حد نسبتاً قوی و به ترتیب به میزان 0.694 و 0.704 به دست آمد.
نقش ادراک آسایش بویژه آسایش حرارتی در الگوی رفتار شهروندان در فضاهای شهری؛ نمونه موردی: میدان امام خمینی و امام حسین شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت شهری دوره ۱۷ بهار ۱۳۹۷ شماره ۵۰
۲۰-۵
حوزههای تخصصی:
آسایش در یک فضای شهری شامل انواعی می شود که مهمترین بخش آن، آسایش حرارتی به جهت قابلیت سنجش بهتر به عنوان تاکید این پژوهش قرار گرفته است. اما عامل مهمی به نام سازگاری روانی باعث می شود افراد خود را با محیط تطبیق دهند. هدف این مقاله بسط تفاوت احساس (بویژه حرارتی) با ادراک و نوع رفتارهای مردم در یک فضای شهری در مواجهه با تغییرات آب و هوایی است. روش پژوهش در ابتدا اسنادی و شامل بسط مفاهیم ادراک، آسایش و الگوی رفتاری متاثر از آب و هواست و سپس با مطالعات پیمایشی و با روش تطبیقی دو فضای شهری تهران (میدان امام خمینی و امام حسین) در دو فصل تابستان و زمستان مورد مطالعه قرار گرفته اند. بخش آسایش عینی با کمک برداشت داده های تابش، باد، رطوبت و دما و شبیه سازی از طریق نرم افزار Envimet و مطالعات ادراکی نیز از طریق پرسشنامه در طیف لیکرت و با حجم جامعه 400 نفر، سنجیده شده است. همچنین داده های مربوط به میزان حضور مردم از طریق آمار تماس های برقرار شده در شبکه های مخابراتی، تخمین زده شده است. سپس داده های آماری به کمک نرم افزار SPSS تحلیل شده و الگوی مراجعه به فضاهای مذکور در شرایط گرما و سرما و ساعات روز و همچنین نوع سازگاری فیزیکی آنان و تفاوت معنی دار بین دمای احساس و ادراک شده، محاسبه شده است. در نهایت نیز جمع بندی و پیشنهادها ارائه شده اند.
بررسی و بازخوانش تداوم زندگی شهری در شب مبتنی بر شادابی و سرزندگی فضاهای شهری 24 ساعته؛ موردپژوهی: محله دربند(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت شهری دوره ۱۷ بهار ۱۳۹۷ شماره ۵۰
۱۲۴-۹۹
حوزههای تخصصی:
موضوع تولید، تقویت و توسعه فضای شهری مناسب، فعال، پویا و زنده به عنوان یکی از اهداف راهبردی ارتقای کیفیت محیط در محیط های مصنوع شهری، همواره درصدر کار برنامه ریزان و طراحان شهری قرار دارد. سرزندگی محیط های شهری و حفظ پویایی و طراوت در شهرها نیازمند حضور هرچه بیشتر شهروندان در فضاهای شهری و تعاملات اجتماعی با یکدیگر است. از سویی دیگر، منظر شهرهای بزرگ در طول شبانه روز، چهره متفاوتی از شهر را در معرض دید کاربران فضاهای شهری قرار می دهد: بخشی از این منظر را فعالیتهای جمعی شهری در طول شب شکل می دهد و بخش دیگر را جنبه های بصری فضاهای شهری، که در هنگام شب از نظرها پنهان شده و تنها با بررسی و بازخوانش تداوم زندگی شهری در شب قابل رویت است، به نمایش گذارده می شود. لذا فضاهای شهری به عنوان بستر فعالیت های جمعی شهروندان و مناظر شهرهای شبانه به کمک هم، تصور مخاطب از شهر را می سازد که از آن به سیمای شهرهای شبانه روزی تعبیر می شود. لذا موارد فوق الذکر، برجسته شدن رویکردی به نام «زندگی شبانه» یا خیابانهای 24 ساعته گردیده است که در واقع به تشویق فعالیت های گوناگون اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی در ساعات بیشتری از شبانه روز توجه دارد؛ لذا هدف از پژوهش حاضر شناسایی و تحلیل عوامل موثر بر پویایی فضاهای شهری 24 ساعته در محله فرهنگی- تفریحی دربند تهران به عنوان یک فضای شهری می باشد. روش تحقیق در این پژوهش علاوه بررویکرد توصیفی تحلیلی، روش تحقیق پیمایشی، در بستری از مطالعات کتابخانه ای و میدانی می باشد. جامعه آماری شامل کلیه ساکنین و عبورکنندگان از این محدوده است. روش نمونه گیری بصورت تصادفی ساده و همچنین نمونه آماری در این تحقیق 380 نفر بر اساس فرمول کوکران می باشد. برای جمع آوری اطلاعات تحقیق از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شده است. اطلاعات حاصله پس از طبقه بندی، با استفاده از نرم افزار آماری spss، به مقتضای نوع متغیرها و ارتباط آنها با یکدیگر مورد بررسی قرار گرفته است. در نهایت نتایج نشان داد که بین شاخص های تعریف شده برای زندگی شبانه از جمله احساس امنیت، دسترسی به وسایل حمل و نقل عمومی، نظافت و پاکیزگی، تنوع فعالیت ها و جذاب و هیجان انگیز بودن آنها، کاربری های وضع موجود، زیبایی و جذابیت یک فضای شهری، داشتن حق انتخاب، افزایش ساعت عملکرد فعالیت ها، امکان تجمع گروهی، باورهاو اعتقادات فرهنگی و مذهبی جامعه، سطح آگاهی و سواد مردم ،امکان قابلیت پیاده روی در یک فضای شهری و میزان تمایل مردم برای استفاده از فعالیت های شبانه، رابطه ای مثبت و خطی وجود دارد؛ همچنین جذابیت دربند برای تبدیل شدن به خیابانی 24 ساعته بالا بوده؛ خوانایی و تنوع خیابان از پتانسیل مناسبی برخوردار بوده و امکان فعالیت پتانسیل کم و نسبتاً نامناسبی دارد، حال آنکه امنیت پتانسیل بسیار نامناسبی داشته است.
تحلیلی بر همبستگی و ارتباط میزان مشارکت شهروندی در مدیریت شهرهای جدید و عوامل زمینه ای اثرگذار؛ نمونه موردی: شهر جدید پرند(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت شهری دوره ۱۷ تابستان ۱۳۹۷ شماره ۵۱
۲۱۲-۱۹۹
حوزههای تخصصی:
مشارکت شهروندان در مدیریت شهری ، نوین ترین رویکردی است که با هم افزایی اندیشه ها و قابلیت های شهروندان، حرکت از اداره شهری به حکمروائی را محقق می سازد. هدف غایی این رویکرد تمرکززدایی، شفافیت، ایجاد وفاق و عدالت در عرصه مدیریت شهری است. پژوهش پیش رو، با باورمندی لزوم حرکت به سمت بهره گیری از اندیشه های شهروندی در مدیریت شهرهای جدید، برآن است تا با بررسی موشکافانه مفاهیم مشارکت شهروندی ، میزان همبستگی بین مشارکت و عوامل مؤثر را ارزیابی نماید. شهر جدید پرند به عنوان محدوده مکانی این پژوهش انتخاب شده است. نوع پژوهش تحلیلی- توصیفی بوده، جمع آوری اطلاعات با استفاده از پرسشنامه (380 عدد بر مبنای فرمول کوکران) و مصاحبه با شرکت عمران (مدیریت شهر پرند) انجام شده و ارزیابی میزان همبستگی عوامل اثرگذار با میزان مشارکت، با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون، آنالیز واریانس و رگرسیون چندمتغیره صورت گرفته است. نتایج بیانگر آن است که تمامی زیر متغیرهای مستقل شخصیتی، اقتصادی، اجتماعی شهروندان (فرضیه اول) و میزان اطلاع رسانی (فرضیه دوم) ، با میزان مشارکت شهروندان ارتباط معناداری دارند. نوع مالکیت مسکن (زیر متغیر اقتصادی) بیشترین همبستگی مستقیم- شدید (0.56) را با میزان مشارکت دارا بوده و بین متغیر اطلاع رسانی به شهروندان و میزان مشارکت، نیز همبستگی مستقیم- نسبتاً قوی (0.27) وجود دارد. در نهایت با توجه به اولویت اهمیت تأثیر متغیرها، پیشنهادهایی با هدف بسترسازی جهت ارتقا مشارکت ارائه شده است.
طراحی ساختار مطلوب جایگاه مدیریت شهری در ساختار سیاسی مدیریتی کشور؛ نمونه موردی کلانشهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت شهری دوره ۱۷ تابستان ۱۳۹۷ شماره ۵۱
۳۲۵-۳۰۹
حوزههای تخصصی:
سرعت و اندازه رشد جمعیت شهری و افزایش تعداد شهرها در کشورهای درحال توسعه به صورتی بوده که عموم شهرها به ویژه کلانشهرهای را گرفتار مسائل و مشکلاتی متعددی نموده است. این مشکلات به طور عمده، به سبب تطابق نداشتن نیازهای گسترده و روزافزون شهری با توانایی مدیریت شهری در پاسخگویی و رفع آنها پدید آمده اند. در این میان، نقش مدیریت شهری بعنوان سکاندار اداره شهرها بیش از پیش رخنمون می گردد. نقطه بحرانی مساله آنجاست که خلاء های ناشی از عدم تدقیق نقش و جایگاه مدیریت شهری در دل مجموعه حاکمیتی کشور و نیز فقدان یکپارچگی مدیریت شهری، بر ناکارامدی های متعدد دامن می زند. کلانشهر تهران بعنوان پیشرو در شهرنشینی ایران، در کشاکش حساس تغییرات اجتماعی، اقتصادی و سیاسی حول ارزشهای دموکراسی در عصر مدرن و پسامدرن، نیاز به تغییرات و تحولاتی را به مجموعه حاکمیتی گوشزد می کند. از همین رو این تغییرات حول محور تعیین کننده جایگاه مطلوب مدیریت کلانشهر تهران در ساختار سیاسی مدیریتی کشور می چرخد. پژوهش حاضر به همین منظور و با استفاده از شیوه پژوهش اسنادی و میدانی تلاش نموده است تا الگوی مناسبی را برای چنین نقش و جایگاهی ارایه نماید. نتایج پژوهش نشانگر آن است که در ترسیم مدل بهینه مدیریت شهری کلانشهر تهران و جایگاه شایسته آن در ساختار سیاسی و مدیریتی کشور، ضمن ترسیم وضعیت عمومی سیاسی و مدیریتی در کشور و انجام مطالعات تطبیقی مدیریت کلانشهرهای دنیا که در دل نظام های مختلف (متمرکز و غیرمتمرکز) قرار دارند، لازم است در یک نگاه سیستمی، فرایندهای بالا به پایین و پایین به بالا و روابط مدیریت شهری با شهروندان، حکومت مرکزی و نهادهای غیردولتی و دولتی محلی و بازار به عنوان بازیگر اصلی مدیریت شهری به درستی تنظیم گردد. این اتفاق و نقطه مطلوب، اگر بخاطر محدودیت های ناشی از ساختار سیاسی و قانون اساسی، در شمایل دولت محلی قابل تحقق نباشد، دست کم اجازه پوشیدن ردای مدیریت محلی را جهت سوق به سمت مدیریت واحد و یکپارچه شهر دارد.
اثربخشی شناخت درمانی گروهی به روش مایکل فری بر تعدیل طرحواره های ناسازگار اولیه و راهبردهای مقابله ای دختران در شرف ازدواج(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات روانشناختی دوره چهاردهم زمستان ۱۳۹۷ شماره ۴
8 - 36
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی شناخت درمانی گروهی به روش مایکل فری بر تعدیل طرحواره های ناسازگار اولیه و راهبردهای مقابله ای دختران در شرف ازدواج انجام شد. روش مطالعه نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون همراه با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانشجویان دختر دانشکده نقشه برداری وجغرافیای دانشگاه تهران بود که از بین آنها 30 نفر به روش نمونه گیری هدفمند (ملاک های ورود و خروج) و از طریق مصاحبه، انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل به نسبت یکسان گمارده و به پرسشنامه های "طرحواره یانگ (فرم کوتاه) و سبک های مقابله ای" در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون پاسخ دادند. مداخله گروهی به روش شناخت درمانی مایکل فری در 12 جلسه 1 ساعته (هر هفته 2 جلسه) بر روی گروه آزمایش اجرا شد؛ درحالی که اعضای گروه کنترل هیچگونه مداخله درمانی را دریافت نکردند. یافته های حاصل از تحلیل کوواریانس چندمتغیره نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون بین نمرات پس آزمون دو گروه آزمایش و کنترل در متغیرهای طرحواره های ناسازگار اولیه و راهبردهای مقابله ای تفاوت معنی داری وجود دارد. با استناد به یافته های حاصل از پژوهش پیشنهاد می شود، جهت تعدیل میزان طرحواره های ناسازگار اولیه (بریدگی و طرد، خودگردانی و عملکرد مختل، محدودیت های مختل، دیگرجهت-مندی و گوش به زنگی و بازداری) و راهبرد مقابله ای هیجان مدار و افزایش راهبرد مقابله ای مسئله مدار دختران در شرف ازدواج از شناخت درمانی گروهی به روش مایکل فری بهره برد.
مقایسه شدت علائم افسردگی و سرعت پردازش اطلاعات در میان مبتلایان به اختلال استرس پس از سانحه و افراد بهنجار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات روان شناسی بالینی سال هشتم پاییز ۱۳۹۷ شماره ۳۲
127 - 143
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، مقایسه شدت علائم افسردگی و سرعت پردازش اطلاعات در میان مبتلایان به اختلال استرس پس از سانحه و نوجوانان بهنجار بود. طرح پژوهش حاضر، علی – مقایسه ای بود. جامعه پژوهش شامل نوجوانان بهنجار و مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه شهر کرج در زمستان 1396 بود. نمونه ی پژوهش شامل 52 شرکت کننده (26 فرد مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه و 26 فرد بهنجار) بود که به روش دردسترس انتخاب شدند و بر اساس سن و جنس همتاسازی شدند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه افسردگی کودک و خرده آزمون رمزگردانی آزمون هوشی وکسلر چهار استفاده شد. داده ها با استفاده از روش تحلیل واریانس چندمتغیری تجزیه و تحلیل شد. یافته ها نشان داد که در مقایسه با افراد بهنجار، مبتلایان به اختلال استرس پس از سانحه میزان خلق منفی، عزت نفس منفی و ناکارآمدی بالاتر، و سرعت پردازش اطلاعات پایین تری را نشان می دهند. اما، از نظر علائم فقدان لذت و مشکلات ارتباطی تفاوتی بین دو گروه مشاهده نشد. بنابراین، می توان نتیجه گرفت که نسبت به نوجوانان بهنجار، نوجوانان مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه بیشتر مستعد تجربه علایم خلقی و مشکلات شناختی مانند ضعف در پردازش اطلاعات هستند. در نتیجه، توجه به این موارد نیز در مداخلات درمانی افراد مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه ضروری است.
مدل یابی روابط ساختاری اضطراب امتحان و منبع کنترل با پیشرفت تحصیلی: نقش واسطه گری انگیزش پیشرفت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره هفدهم پاییز (آذر) ۱۳۹۷ شماره ۶۹
619-627
حوزههای تخصصی:
زمینه: پیشرفت تحصیلی از اولویت های اصلی مدارس است که مهمترین هدف آموزش و پرورش محسوب می شود . هدف: این پژوهش با هدف مد یابی روابط ساختاری ساختاری اضطراب امتحان و منبع کنترل با پیشرفت با واسطه گری نقش انگیزش پیشرفت انجام شد. روش: روش پژوهش توصیفی- همبستگی، به طور خاص مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه ی آماری 32500 نفر از دانشجویان دانشگاه های شهر بابل بودند که تعداد 508 نفر، 253 دختر و 255 پسر، به عنوان نمونه ی آماری و به روش تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار پژوهش عبارت بودند از پرسشنامه های انگیزش پیشرفت هرمنس (2004)، اضطراب امتحان ساراسون (1957) و منبع کنترل راتر (1966) و معدل کل نمرات آنها به عنوان ملاک پیشرفت تحصیلی در نظر گرفته شد . یافته ها: یافته ها نشان داد، بین انگیزش پیشرفت و منبع کنترل با پیشرفت تحصیلی رابطه ی مستقیم معنادار و بین اضطراب امتحان با پیشرفت تحصیلی رابطه ی معکوس معناداری وجود دارد. مدل پژوهش دارای برازش بوده و تأیید شد و 0/27 از واریانس پیشرفت تحصیلی توسط انگیزش پیشرفت، اضطراب امتحان و منبع کنترل مورد تبیین قرار گرفت. نتیجه گیری: لذا می توان نتیجه گیری کرد، با کاهش اضطراب امتحان و افزایش منبع کنترل می توان انگیزش پیشرفت را در دانشجویان بالا برد و پیشرفت تحصیلی آنها را ارتقا بخشید.