فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۸۵٬۲۴۱ تا ۱۸۵٬۲۶۰ مورد از کل ۵۲۶٬۸۹۴ مورد.
منبع:
اندیشه سیاسی در اسلام تابستان ۱۳۹۷ شماره ۱۶
7 - 28
حوزههای تخصصی:
بی شک در عصر حاضر غلبه گفتمان فقه حاکمیتی مدیون و متأثر از اندیشه های امام خمینی(ره) می باشد. پیگیری این گفتمان ما را به رویکرد کارکردگرایی فقه و پی ریزی مسیر تداوم انقلاب اسلامی بر آن مبنا رهنمون ساخته است. قوانین جهان تشریع (فقه) با رویکرد و پای های اخلاقی می توانند توفیق بیشتری را برای استحکام پایه های خود در متن جامعه فراهم آورند. افزایش و تداوم این توفیق بیش از هر چیز مرهون استخدام سیاست در گفتمان فقه اخلاق نگر و غلبه آن بر سایر گفتمان های حاکمیتی بوده است. اتّصاف فقه سیاسی به گوهر اخلاق برای ایجاد هم راستایی بیشتر با قواعد عام انسانی و عقلائی و مورد تائید شارع، از جمله ابتکارات امام خمینی(ره) در عصر اخیر است که میدان عمل فقه را از ایستایی و سکون به تحرّک و پویایی واداشته است. بررسی رویکرد فقاهت سیاسی اخلاق مدار و تلاش در جهت تداوم مسیر انقلاب اسلامی ما را بر این اندیشه استوار می نماید که حرکت در مسیر اخلاق مبتنی بر خرد جمعی با محوریت آزادی و مدارا به عنوان ارکان اخلاق فقه سیاسی می تواند مسیر تداوم انقلاب اسلامی را تثبیت نماید. آزادی به عنوان زیربنای حقوق و مدارا به عنوان شرط لازم برای حیات جامعه از ضروریات فقه سیاسی اخلاق نگر تلقّی می گردند.
Interactional Metadiscourse in the Writings of Novice vs. Established Members of Academic Communities(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Novice academic writers, particularly Iranian graduate students (IGSs), upon entering an academic community, are hypothesized to face probable difficulties in practicing rhetorical expectations set by the experienced (EXP) members, hence, not being able to write in a way acceptable to these professionals. To explore the probable rhetorical distance between them, this study investigated the employment of interactional metadiscourse markers (IMMs) in the writings of IGSs (MA and Ph.D.) and EXP figures in Applied Linguistics. 120 recent research articles (RAs) served as the corpus of the study. Drawing on Hyland’s (2005) model of metadiscourse, all occurrences of the five types of IMMs were functionally identified, and compared. To detect any possible significant differences between the corpora, Chi-square tests were run. The results indicated that the IGSs used far less IMMs than the EXP ones in their RAs. However, the general pattern of their metadiscourse use was similar to the EXP writers’. It can be concluded that although the IGSs are relatively aware of general rhetorical framework of the genre based on IMMs, they seem to be far away from the rhetorical standards set by the established members of the discipline. Finally, the possible justifications and implications of the study were presented.
متحرک سازی کاراکتر در رسانه های سینما، انیمیشن و بازی رایانه ای با رویکرد به فناوری رایانه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
متحرکسازی کاراکتر بشکل رایانه ای یکی از گونه های متحرکسازی است که امروزه اصلی ترین نقش را در فیلمهای متحرکسازی،زنده و بازی رایانه ای ایفا می کند. این گونه هنری حلقه واصل بین مخاطب و اثر، همچنین کلید همذات پنداری کاربر با کاراکتر های موجود است.از آنجائیکه بسیاری از شرکتهای تولید کننده داخلی در زمینه محصولات رسانه ای فوق دارای بخش تحقیقات و توسعه نمی باشند لازم است متناسب با فرهنگ ملی وبومی شناخت جامع از مقوله متحرکسازی کاراکتر رایانه ای صورت پذیرد. لذا در راستای آن ، نقش کاراکتر وتاریخچه اش در متحرکسازی،ساختار روانشناسانه آن در تعامل با مخاطب ،سیستم حرکتی وهمچنین نقش رایانه در اعتلای آن بررسی گردید. تلاش بر اینست با پژوهش در یافته های موجود، شناخت کلی و اصولی برای هنرمندان،متحرکسازان و تولیدکنندگان حاصل شود تا گامی باشد در جهت پژوهشها ی آتی، که این مقاله تلاش دارد با ارائه مطالبی در رابطه با موضوع فوق به یک تحلیل کلی برسد.
بررسی ویژگی های شخصیتی و جمعیت شناختی متخصصان علم اطلاعات و دانش شناسی بر اساس مدل پنج عاملی شخصیت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف تعیین ویژگی های شخصیتی و جمعیت شناختی متخصصان علم اطلاعات و دانش شناسی ایران بر اساس مدل پنج عاملی شخصیت انجام شد. روش شناسی: روش تحقیق از نوع توصیفی-همبستگی و از فرم کوتاه پرسشنامه پنج عامل بزرگ شخصیت استفاده شد. جامعه آماری، شامل 287 متخصص علم اطلاعات و دانش شناسی بوده که 113 نفر به صورت نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که میانگین روان رنجورخویی در بین متخصصان علم اطلاعات و دانش شناسی کمتر از حد متوسط آن، میانگین چهار مؤلفه برون گرایی، تجربه پذیری، وظیفه شناسی، و توافق جویی بالاتر از حد متوسط است. نتیجه گیری: درمجموع می توان گفت متخصصان علم اطلاعات و دانش شناسی ایران از نظر ویژگی های شخصیتی (5 عامل بزرگ شخصیت) در وضعیت مطلوبی قرار دارند. دیگر نتایج نیز نشان داد که میزان توافق جویی متخصصان مرد بیشتر از متخصصان زن، میزان رنجورخویی متخصصان مجرد بیشتر از متخصصان متأهل، میزان روان رنجورخویی متخصصان با مدرک تحصیلی کارشناسی ارشد بیشتر از متخصصان با مدرک تحصیلی دکترا و میزان تجربه پذیری متخصصان با مدرک تحصیلی دکترا بیشتر از متخصصان با مدرک تحصیلی کارشناسی ارشد و رابطه بین ویژگی روان رنجورخویی و تعداد فعالیت علمی معکوس و ضعیف و رابطه بین ویژگی برون گرایی و تعداد فعالیت علمی مستقیم و ضعیف است. سابقه کار، رتبه علمی، شغل، و محل خدمت تأثیری در ویژگی های شخصیتی متخصصان علم اطلاعات و دانش شناسی ندارد.
Exploring the Potential of a Mobile Messaging Application for Self-Initiated Language Learning(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
The Journal of English Language Pedagogy and Practice, Vol.۱۱, No.۲۲, Spring & Summer ۲۰۱۸
91 - 110
حوزههای تخصصی:
With the rapid expansion of deploying mobile instant messaging applications such as Telegram for the purpose of language learning, it is quite apparent that language research in this regard is lagging behind the trend. This study addressed the matter by exploring how language learners utilize a Telegram group for the purpose of language learning. In this regard, the activities of a Telegram language learning group with 74 active members was observed and recorded for a week. To capture the patterns of utilization of the group, a thematic analysis was conducted on the compiled corpus of approximately 45000 words gathered by recording the messages posted by the group’s members. The analysis indicated that the themes of utilization of the Telegram language learning group were discussing content-based topics, seeking and sharing resources, recommending conversation opportunities, sharing learning strategies, and giving corrective feedback on each other’s language. The findings of this research illustrated the potential of mobile messaging applications for creating opportunities for self-initiated and collaborative language learning.
بررسی روش های مختلف تعیین حد تداخل آب شور و شیرین در سواحل نور، مازندران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا و برنامه ریزی سال ۲۲ پاییز ۱۳۹۷ شماره ۶۵
1 - 18
حوزههای تخصصی:
مناطق ساحلی از لحاظ ذخائر آب زیرزمینی حائز اهمیت زیادی می باشند که برای مدیریت و برنامه ریزی صحیح در این مناطق لازم است تا وضعیت سفره های آب زیرزمینی مطالعه شود. در این تحقیق حد تداخل آب شور و شیرین در آبخوان ساحلی نور بررسی شد، برای این منظور خط ساحلی به طول 3000 متر انتخاب و در امتداد آن 3 مقطع مطالعاتی عمود بر خط ساحلی به فاصله 1500 متر تعیین شدند. در هر 3 مقطع در فاصله 500 متری ساحل دریا 10 نقطه مطالعاتی به فاصله 50 متر انتخاب شد سپس در فاصله های 600، 800، 1100و 1500 متری نقاط مطالعاتی انتخاب شدند. در هر یک از نقاط مطالعاتی برای تعیین حد تداخل آب شور و شیرین از روابط وروریچ، ژئوالکتریک، ژئوالکترومغناطیسی و اطلاعات مشاهداتی استفاده شد. برای اجرای رابطه وروریچ پارامترهای لازم برای مقاطع مطالعاتی تهیه شدند و عمق آب شیرین و آب شور در ماه های اردیبهشت و مرداد سال 1394 با استفاده از این رابطه تعیین شد. مطالعات ژئوالکتریک نیز با استفاده از اطلاعات شرکت آب منطقه ای مازندران و چاه های اکتشافی موجود بررسی شد. برای تهیه اطلاعات حدتداخل آب شور و شیرین با استفاده از دستگاه ژئوالکترومغناطیسی اقدام به نمونه برداری میدانی حدتداخل در نقاط مطالعاتی شد و مقادیر اندازه گیری شده ثبت شد. برای بررسی میزان صحت نتایج حاصل از روش های فوق، از اطلاعات مشاهداتی موجود در برخی نقاط استفاده شد. عمق تداخل در مقاطع مطالعاتی با استفاده از روش های وروریچ، ژئوالکترومغناطیس و ژئوالکتریک به ترتیب بین 8/40 تا 26/209، 45 تا 163 و 80 تا 130 متر می باشد. با توجه به داده های مشاهداتی روش ژئوالکترومغناطیسی نسبت به سایر روش های مطالعاتی از دقت بالاتری برخوردار است.
بررسی اثرات سرمایه اجتماعی بر رفاه خانوارهای روستایی (مطالعه موردی: دهستان میانکوه شرقی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا و برنامه ریزی سال ۲۲ زمستان ۱۳۹۷ شماره ۶۶
163 - 185
حوزههای تخصصی:
سرمایه اجتماعی یکی از عوامل مهم در توسعه پایدار روستایی می باشد. لازمه رسیدن به توسعه پایدار روستایی توجه به سرمایه اجتماعی، رفاه اقتصادی و اجتماعی می باشد. در این مطالعه نیز با استفاده از روش توصیفی و تحلیلی، به بررسی اثرات سرمایه های اجتماعی بر رفاه اقتصادی و اجتماعی خانوارهای روستایی در دهستان میانکوه شرقی پرداخته شد. جامعه آماری شامل خانوارهای روستایی دهستان میانکوه شرقی در شهرستان پلدختر می باشد (1700N=). 103 سرپرست خانوار به روش نمونه گیری تصادفی ساده به عنوان نمونه انتخاب گردید. برای تجزیه و تحلیل داده ها، از دو روش آمار توصیفی و آمار استنباطی (ضریب موریس، همبستگی پیرسون، رگرسیون چند متغیره و تحلیل مسیر) استفاده شد. نتایج حاصله از تجزیه و تحلیل اطلاعات بدست آمده نشان داد که میزان سرمایه اجتماعی خانوراهای روستایی در منطقه مورد مطالعه در سطح مطلوبی قرار دارد. همچنین بین سرمایه اجتماعی و رفاه خانوارها در منطقه مورد مطالعه رابطه ی معناداری وجود داشته و از میان مولفه های سرمایه اجتماعی، مشارکت اجتماعی بیشترین تاثیر و انسجام اجتماعی کمترین تاثیر را بر رفاه خانوارهای روستایی داشته است.
Investigating the Adaptability of Rural Physical Features to the Feeling of Security among the Residents of Toos Rural Area in Mashhad County(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Purpose- The present study aims at examining the adaptability of physical features to feeling of security among the residents of the rural area of Toos. The achievements are supposed to be used in quality improvement of rural guidance plans in line with increasing security potentials of rural areas. Design/methodology/approach- The methodology of this study is correlative, and data collection was performed through library and field studies. The extracted physical indices were obtained from the studies and rural guidance maps, while feeling of security index was obtained through 386 researcher-made questionnaires filled by the residents of 13 villages in the countryside of Mashhad in Toos rural area. The validity of the questionnaires was confirmed through an expert board and their reliability in the security feeling variable was confirmed by Cronbach alpha 0.8. SPSS software was used for data analysis. Finding- The findings of the study indicated a significant negative correlation between many of the form and morphology indices of feeling of security. The correlation between the size of the village and feeling of security is significant and equals to -0.804. Moreover, a significant inverse correlation was found between population density and feeling of security which was equal to 0.592. Among the functional status indices, we can refer to an inverse moderate correlation between the distribution of services and the scale of land uses. Accessibility index indicates a strong inverse relationship of impenetrability (with correlation coefficient of 0.670) and the design of dead-end and narrow streets with feeling of security. Research limitations/implications- The limitation of this study includes the bureaucracy of the administrative network, lack of official data and the time-consuming data collection. Practical implications- Generally, the confirmation of the strong relationship among most of the variables indicates that it is required to develop principles of secured places and to give more consideration to the physical security in rural guidance plans, which are the most important related documents in the country. Originality/value- The relationship between them has been ignored in rural areas in spite of the extended volume of rural guidance plans based on their physical context, as well as insecurity of the rural areas at the urban fringe.
A Survey of the Sense of Spatial Belonging to a Destination Country among Afghan Transnational Immigrants (Case Study: Border Villages in Sistan)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Purpose- One of the key challenges in the border areas of Sistan is the existence of different ethnic groups and nationalities with different sense of place and identity belonging. The ethnic and national differences has created a turbulent and chaotic landscape in border villages of Sistan and caused a lot of damages to the sense of place and identity in affected areas. Accordingly, the aim of this study was to determine the relationship between the Afghans and the sense of place in the border villages of Sistan. Design/methodology/approach- The research method is descriptive -analytical and is based on library research and survey. The sample consisted of 31 villages inhabited by Afghans with 3669 households. A sample of 347 households were selected using Cochran's formula and were interviewed based on random sampling. The data were analyzed using the Spearman correlation coefficient in SPSS Software. Findings- The results of the test show that there is a significant relationship between the number of Afghan residents and sense of place in the studied area with a confidence level of 99 percent, so that by increasing Afghan households, sense of place decreases in the rural area and by reducing households in the rural area, the sense of place will increase. According to the results, it can be expressed that informal settlement of Afghans caused a reduction of sense of place in border villages of Sistan. Research limitations/implications- One of the restrictions on the way of the research can be lack of accurate statistics on the informal settlers living in the border villages of Sistan. Among the strategies that can be offered to improve regional identity, is a complete identification of the illegal migrants, the setting of firm rules for their control, and the monitoring of the security agencies on immigration. Practical implications- In order to solve this problem, the exact number of immigrants (illegal) settled in the area should be counted and according to law, they should be either granted citizenship or returned to Afghanistan. In the meantime, the best way is to grant citizenship to immigrants because evidence suggests that the majority of refugees return to their country after being fired from Iran. Accordingly, it is possible to confirm Afghan refugees by granting Iranian citizenship, national identity, and immigration in the destination country (Iran). Originality/value- So far, no attention to the sense of place of cross-border migrants (Afghans) to Iran, especially in border villages. Nevertheless, the present study has authenticity and practical value. Users of the results of this research are rural and regional planners, provincial government of Sistan and Baluchistan and its departments and agencies under the Department of Afghan citizens in the country.
An Analysis of the Economic and Physical Effects of Border Markets on the Development of Rural Areas (Case Study: Incheh Borun Border Market)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Purpose- The present study aims at establishing border markets with the purpose of legalizing the deals and economic boom, employment, and promoting life standards in border areas. The main purpose of the present study is to analyze the physical and economic effects of border markets on the development of rural areas. Design/methodology/approach- The present study is an applied study with regard to nature, and descriptive-analytic with regard to methodology. The population of this study includes the villages in the city of Agh-Ghala; 7 villages were selected as the sample, and the data was collected through researcher made questionnaires (383 questionnaires according to Cochran formula). Data analysis was done using Friedman, Chi square, Wilcoxon, and one sample t-tests in SPSS. Findings: Developing border markets leads to improvement in economic and physical indices in rural areas. The most effects were found on the quality of new-built houses, and the fewest effects were found on rural facilities and infrastructures. Border markets had important effects both on economy and culture of rural residents. The only component indicating insignificance was the effect of border markets on the reduction of unemployed people in the society, which is because of lower market boom during recent years and lack of free zones. Research limitations/implications- Spatial dispersion of the villages, limitations in obtaining information, and concerning about questionnaires being completed are some of the issues. Practical implications- Through planning and shift in attitudes in economic issues, sufficient attention will be paid to less considered needs of the residents of border areas; and the rural physical and economic indices will be improved through creating border markets. Originality/value- Border markets and their development can lead to the improvement and promotion of life quality of the residents of border areas and the population willingness to stay.
تأثیر آرایش تمرین آشکار و ضمنی (پنهان) بر یادگیری مهارت حرکتی در کودکان مبتلا به فلج مغزی همی پلاژی اسپاستیک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه : هدف مطالعه ی حاضر با هدف تعیین تأثیر آرایش های تمرین آشکار و ضمنی بر اکتساب و یادگیری مهارت حرکتی در کودکان دارای فلج مغزی همی پلاژی اسپاستیک انجام شد. روش: جامعه ی آماری این پژوهش را دانش آموزان مدارس استثنایی شهر تهران تشکیل می دادند. از این جامعه 40 کودک هفت تا 13ساله ی راست دست مبتلا به عارضه ی فلج مغزی همی پلاژی به صورت دردسترس انتخاب شده و به طور تصادفی در چهار گروه تمرینی مسدود، تصادفی، تعدیل سازی مقیاس و کم خطا تقسیم شدند. مراحل تحقیق شامل اکتساب، یادداری، آزمون تکلیف ثانویه و انتقال بود، و تحت نظر متخصص کاردرمانگر انجام شد. یافته ها: نتایج آزمون تحلیل واریانس یک راهه با اندازه گیری های مکرر نشان داد که اثر اصلی گروه در تمام مراحل معنا دار است (05/0 P < ). در واقع، آرایش های تمرین ضمنی (کم خطا، تعدیل سازی مقیاس) در مراحل اکتساب، یادداری، تکلیف ثانویه و انتقال به طور معناداری عملکرد بهتری نسبت به آرایش تمرین آشکار (مسدود و تصادفی) داشتند. نتیجه گیری: نتیجه گیری کلی پژوهش حاضر این است که استفاده از آرایش تمرین ضمنی، نقش حافظه ی کاری را در مراحل اولیه یادگیری حرکتی در کودکان مبتلا به فلج مغزی همی پلاژی کاهش می دهد. به طور کلی، پژوهش حاضر درک تأثیر شیوه های ضمنی بر اکتساب و یادگیری مهارت های حرکتی را افزایش داده و نظریه ی بازپردازش آگاهانه را تأیید می کند.
مقایسه اثربخشی مداخله شناختی مبتنی بر مدل فرانظری و فراشناخت درمانی بر میزان درد و درآمیختگی افکار در بیماران مبتلا به درد مزمن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روان شناسی سلامت سال هفتم بهار ۱۳۹۷ شماره ۱ (پیاپی ۲۵)
35 - 55
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی مداخله شناختی مبتنی بر مدل فرانظری و فراشناخت درمانی بر میزان درد و درآمیختگی افکار در بیماران مبتلا به درد مزمن بود که به مراکز درمانی شهر بوکان مراجعه کردند و تشخیص درد مزمن در مورد آنان داده شد. روش: در این پژوهش روش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل به کار گرفته شد. 105 بیمار واجد ملاک های ورود با روش نمونه گیری در دسترس از بین بیماران زن مبتلا انتخاب و به طور تصادفی در گروه های آزمایش (مداخله فرانظری و فراشناخت درمانی) و گروه کنترل جایگزین شدند. در این پژوهش برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون آماری مانکوا استفاده شد. یافته ها: نتایج به روشنی بیانگر اثربخشی هر دو مدل درمانی بر کاهش درد و درآمیختگی افکار مبتلایان به درد مزمن است. نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاکی از آن است که فراشناخت درمانی با تمرکز و چالش بر باورهای فراشناختی و مدل فرانظری با تمرکز بر چگونگی درمان منطبق با مراحل تغییر می تواند برای ایجاد تغییر مثبت و مناسب در مبتلایان به درد مزمن، مورد استفاده قرار گیرد.
رابطه رشد خودکنترلی و قضاوت اخلاقی بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان پایه پنجم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های تربیتی بهار و تابستان ۱۳۹۷ شماره ۳۶
74-91
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی رابطه رشد خودکنترلی بر رشد قضاوت اخلاقی و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان پایه پنجم آموزشگاه های ابتدایی شهرستان سبزوار بود، تعداد نمونه، 250 نفر دانش آموز (124 پسر و 126 دختر) ابتدایی بودند که به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. در این پژوهش برای جمع آوری اطلاعات از دو پرسشنامه: 1) قضاوت اخلاقی( MJT )، 2) تمایل کودکان به خودکنترلی و همچنین معدل نیمسال اول دانش آموزان استفاده شد. داده های به دست آمده با استفاده از نرم افزار آماری spss تجزیه وتحلیل شد. تحلیل رگرسیون چندگانه به روش همزمان نشان داد که : بین رشد قضاوت اخلاقی و پیشرفت تحصیلی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. همچنین رابطه ای مثبت و معنادار بین خودکنترلی و پیشرفت تحصیلی وجود دارد. آزمون t مستقل نشان داد که میان دانش آموزان دختر و پسر در خودکنترلی تفاوتی معنادار وجود ندارد، ولی به لحاظ قضاوت اخلاقی میان دانش آموزان دختر و پسر این تفاوت معنادار است.
مطالعه پدیدار شناسانه تجارب هیجانی و ذهنی فرزندان طلاق(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
طلاق، یک واقعیت در زندگی بسیاری از افراد در سرتاسر دنیاست. این پدیده به طرق گوناگون، زندگی افراد را تحت تأثیر خود قرار می دهد و سرمنشأ تحولات پیچیده ی عاطفی، شناختی و فیزیکی در نظام خانواده و به ویژه نزد فرزندان است. در این راستا این تحقیق با هدف بررسی تجربه ی زیسته ی فرزندان طلاق در زمینه ی تجارب هیجانی آنان انجام گرفته است. پژوهش حاضر کیفی بوده و طرح آن از نوع پدیدارشناسی است. به همین منظور 17 نفر از نوجوانان پسر و دختر 12-18ساله ای که جدایی والدینشان را تجربه کرده بودند، به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شده و با استفاده از مصاحبه های نیمه ساختاریافته و اکتشافی مورد مطالعه قرار گرفتند. لازم به ذکر است که نمونه گیری تا زمان اشباع داده ها ادامه یافته است. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها، ابتدا داده ها ثبت و کدگذاری شده و سپس با استفاده از روش کلایزی مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. نتایج این مطالعه به وسیله ی سه زیرمضمون که نشان دهنده ی تجارب زیسته ی مشارکت کنندگان بود، به نمایش گذاشته شد. این زیرمضمون ها به ترتیب شامل خشم و تنفر، ترس و احساس بی پناهی بوده و هریک به صورت مجزا، مؤلفه ها و واحدهای معنایی حمایت کننده دارند. آنچه از نتایج این تحقیق برمی آید این است که فرزندان طلاق هیجاناتی را تجربه می کنند که در مواردی می تواند بهزیستی و سلامت روانشان را تحت الشعاع قرار دهد. نتایج به دست آمده بر لزوم تبیین عمیق تر تجارب زیسته ی این افراد توسط روان شناسان و مددکاران و ارائه ی مداخلات درمانی مبتنی بر مضامینِ برآمده از مطالعه ی حاضر، با تمرکز بر بهبود وضعیت هیجانی آنان تأکید دارد.
مقایسه ی اضطراب، نگرانی و عدم تحمل بلاتکلیفی در افراد با اختلال وسواسی جبری و اختلال مصرف مواد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اخیراً، مطالعات بالینی تصویری متفاوت از اختلال وسواسی جبری ترسیم کرده اند؛ تصویری که شباهت زیادی به رفتارهای اعتیادگونه در افراد مبتلا به مصرف مواد دارد و این فرض را که احتمالاً این دو اختلال دو وجه از یک وضعیت مشابه هستند، به وجود آورده است. پژوهش حاضر با هدف مقایسه ی اضطراب، نگرانی و عدم تحمل بلاتکلیفی در افراد مبتلا به اختلال وسواسی جبری، اختلال مصرف مواد و افراد بهنجار انجام شد. پژوهش کنونی از نوع بنیادی و به شیوه ی علّی مقایسه ای طراحی شد. بدین منظور 120 فرد مبتلا به اختلال وسواسی جبری و 120 نفر با اختلال مصرف مواد، به شیوه ی نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند؛ همچنین به منظور مقایسه با دو گروه بالینی، 120 نفر نیز از جمعیت بهنجار، به شیوه ی نمونه گیری در دسترس گزینش شدند؛ سپس پرسشنامه های اضطراب بک، نگرانی پنسیلوانیا و عدم تحمل بلاتکلیفی در اختیار سه گروه قرار گرفت. نتایج نشان داد بین نمرات گروه های بالینی با افراد بهنجار در متغیرهای اضطراب، نگرانی و عدم تحمل بلاتکلیفی، تفاوت معناداری وجود دارد؛ بااین حال، بین افراد با اختلال وسواسی جبری و افراد با اختلال مصرف مواد، تفاوت معنی داری مشاهده نشد. در مجموع با توجه به یافته های پژوهش حاضر و شباهت افراد مبتلا به اختلال وسواسی جبری و اختلال مصرف مواد، لزوم بررسی مؤلفه های فراتشخیصی در هر دوی این اختلالات جهت پیش گیری ضروری می نماید.
تأثیر آموزش راهبردهای خود تنظیمی بر رویکردهای یادگیری دانش آموزان اول دبیرستان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال هفتم دی ۱۳۹۷ شماره ۱۰ (پیاپی ۳۱)
255-280
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به منظور تعیین تأثیر آموزش راهبردهای خودتنظیمی بر رویکردهای یادگیری سطحی، عمیق و راهبردی دانش آموزان دختر پایه اول متوسطه شهر یزد انجام شد. روش پژوهش شبه آزمایشی با طرح پیش-آزمون و پس-آزمون بود. به همین منظور نمونه ای به حجم 57 نفر با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای از بین دانش آموزان دختر سال اول دبیرستان شهر یزد انتخاب شدند و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. پس از 12 جلسه آموزش راهبردهای خودتنظیمی، اطلاعات مربوط به رویکردهای یادگیری با استفاده از پرسشنامه رویکردهای یادگیری انتویسل و رامسدن (2000) جمع آوری شد. نتایج پژوهش نشان داد1)بین میانگین نمرات رویکرد یادگیری سطحی دو گروه در مرحله پس آزمون، تفاوت معناداری مشاهده می شود، بنابراین میانگین تعدیل شده نمرات پس آزمون رویکرد یادگیری سطحی در گروه آزمایش (با اندازه اثر 28/.)، پایین تر از میانگین تعدیل شده نمرات پس آزمون رویکرد یادگیری سطحی در گروه گواه است. 2)بین میانگین نمرات رویکرد یادگیری عمیق دو گروه در مرحله پس آزمون، تفاوت معناداری مشاهده می شود. بنابراین، میانگین تعدیل شده نمرات پس آزمون رویکرد یادگیری عمیق در گروه آزمایش (با اندازه اثر 50/.)، بالاتر از میانگین تعدیل شده نمرات پس آزمون رویکرد یادگیری عمیق در گروه گواه است. 3)بین میانگین نمرات رویکرد یادگیری راهبردی دو گروه در مرحله پس آزمون، تفاوت معناداری مشاهده می شود. بنابراین، میانگین تعدیل شده نمرات پس آزمون رویکرد یادگیری راهبردی در گروه آزمایش (با اندازه اثر 47/.)، بالاتر از میانگین تعدیل شده نمرات پس آزمون رویکرد راهبردی در گروه گواه است. بنا بر نتایج پژوهش می توان نتیجه گرفت که آموزش راهبردهای خودتنظیمی می تواند باعث ارتقای رویکردهای یادگیری سطحی، عمیق و راهبردی دانش آموزان اول دبیرستان شود.
مفهوم سازی مشاوره برنامه درسی به عنوان یکی از قلمروهای نوین حوزه مطالعات برنامه درسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رشته های علمی با توجه به نیازهای نوین جوامع تغییر و تحول می یابند. رشته مطالعات برنامه درسی نیز از این اصل مستثنی نیست. یکی از مفاهیم نوینی که در حوزه مطالعات برنامه درسی مطرح شده است، مشاوره برنامه درسی می باشد. تبیین و بازنمایی این مفهوم می تواند در بهبود سطح یادگیری و تحقق اهداف برنامه درسی مؤثر باشد. در پژوهش حاضر مشاوره برنامه درسی به عنوان مفهومی تازه در حوزه مطالعات برنامه درسی موردبحث قرار می گیرد. رویکرد این پژوهش کیفی و از نوع مرور نظام مند می باشد. برای جمع آوری اطلاعات از مطالعات کتابخانه ای، بررسی اسناد و جستجوها در منابع داده و اطلاعات اینترنتی استفاده شده است. یافته های این پژوهش نشان می دهد که مفهوم مشاوره برنامه درسی جایگاه و مبنای نظری خود را در نظریه های نوِ مفهوم پردازان ازجمله نظریه پدیدارشناسی و اتوبیوگرافی برنامه درسی دارد. همچنین مشاوره برنامه درسی می تواند در ارتقاء سطح یادگیری و روش های یاددهی- یادگیری و به ویژه توسعه و اعتلای شخصی فراگیران در چارچوب برنامه های درسی نقش مهمی ایفا نماید. رشته های مشاوره و روانشناسی می توانند در کنار حوزه مطالعات برنامه درسی در تحقق اهداف مشاوره برنامه درسی مؤثر باشند .
ارائه مدل روابط علّی جذب شناختی و یادگیری ادارک شده: نقش واسطه ای درگیری شناختی، سهولت و سودمندی ادراک شده(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شناخت اجتماعی سال هفتم پاییز و زمستان ۱۳۹۷ شماره ۲ (پیاپی ۱۴)
107 - 122
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هدف از پژوهش حاضر ارائه الگوی روابط علی جذب شناختی و یادگیری ادارک شده بر اساس نقش واسطه گری درگیری شناختی، سهولت و سودمندی ادراک شده به روش تحلیل مسیر است. روش: نمونه آماری این پژوهش شامل 273 نفر از دانشجویان دوره های مجازی دانشگاه پیام نور شیراز که به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شده و به پرسشنامه هایی متشکل از درگیری شناختی وانگ و اسکالیس (2013)، جذب شناختی آگاروال و کاراهانا(2000)، یادگیری ادراک شده رووی و همکاران (2009 )،سهولت ادراک شده هسوولو (2004) و سودمندی ادراک شده کیم و دیگران (2007) پاسخ دادند. یافته ها: به طور کلی نتایج حاکی از اثرات غیر مستقیم مؤلفه های جذب شناختی بر یادگیری ادراک شده دانشجویان دارد. نتیجه گیری: با توجه به نتایج بدست آمده جذب شناختی و مؤلفه های آن از طریق واسطه گری درگیری شناختی، سودمندی و سهولت ادراک شده بر یادگیری ادراک شده تأثیر گذار بوده به طوری که کنترل و کنجکاوی از طریق درگیری شناختی، سودمندی و سهولت ادراک شده اثر مستقیم و غیر مستقیم و تفکیک زمانی، غوطه وری متمرکز و لذت بی نهایت از طریق درگیری شناختی و سودمندی ادراک شده بر یادگیری ادراک شده اثر غیر مستقیم است. کلیه متغیر های مطرح در این پژوهش چهل و دو درصد از تغییرات موجود در متغیر یادگیری ادراک شده را تبیین می کنند.
نقش هویت اخلاقی و شناخت اخلاقی در قضاوت های اخلاقی شخصی و غیرشخصی سودگرایانه نوجوانان با تأکید بر جنسیت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هدف پژوهش حاضر بررسی سودگرایی در قضاوت های اخلاقی شخصی و غیرشخصی بر اساس ابعاد هویت اخلاقی و شناخت اخلاقی و نیز تفاوت های جنسیتی بود. روش: به همین منظور، 303 دانش آموز نوجوان بر اساس نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. سپس به منظور بررسی اهداف و فرضیه های پژوهش مقیاس های هویت اخلاقی، شناخت اخلاقی و در نهایت داستان های اخلاقی شخصیتی و غیرشخصی در قالب گروه های کوچک بین شرکت کنندگان پژوهش توزیع شد تا پاسخ دهند. داده های گرد آوری شده به منظور بررسی اهداف پژوهش، با استفاده از شاخص های توصیفی، همبستگی، تحلیل رگرسیون چندگانه هم زمان و آزمون تی مستقل مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: نتایج بیانگر این بود که نمرات بالاتر در هویت اخلاقی با سودگرایی پایین تر در قضاوت اخلاقی شخصی مرتبط است؛ اما رابطه هویت اخلاقی با قضاوت اخلاقی غیرشخصی معنادار نبود. شناخت اخلاقی بالا منجر به سودگرایی پایین تر در قضاوت های اخلاقی شخصی و غیرشخصی می شود. همچنین بین هویت اخلاقی و شناخت اخلاقی همبستگی مثبت معناداری یافت شد. نتیجه گیری: به نظر می رسد درگیری فرایندهای شناختی در قضاوت های اخلاقی شخصی منجر به قضاوت های سودگرایانه می شود.
اثربخشی لمس بر کاهش افسردگی کودکان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روش ها و مدل های روان شناختی سال نهم پاییز ۱۳۹۷ شماره ۳۳
125 - 138
حوزههای تخصصی:
چکیده<br /> هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر لمس بر افسردگی کودکان است. بدین منظور، تعداد 20 دختر و 20 پسر 12-7 ساله با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای از 20 مرکز تحت پوشش سازمان بهزیستی شهرستان کرمان انتخاب شدند.روش پژوهش از نوع شبه تجربی(پیش آزمون-پس آزمون) می باشد که پس از انتخاب آزمودنیها، مقیاس افسردگی کودکان فرم والدین ( CDS-P) ساخته شده توسط لانگ و تیشه (1987) اجرا شد و کودکانی که نمره آنان در آزمون بالاتر از 175بود، انتخاب شدند. سپس ،مداخله لمس (نوازش کردن، دست کشیدن، غلغلک دادن ، در آغوش گرفتن، بوسیدن و آراستن) توسط مربیان هر روز به مدت 60 دقیقه بر روی کودکان انجام شد. پس از 10 هفته، مجداً آزمون افسردگی کودکان( CDS-P) اجرا شد. نتایج آزمون t نشان داده که لمس بر کاهش افسردگی کودکان و در خرده مقیاسهای آزمون به غیر از خرده مقیاس لذت و خوشی متفرقه ،اثر معنی دار دارد. علاوه بر این، نتایج تحلیل واریانس با اندازه گیری های مکرر نشان داد که اثر متقابل لمس و مدت نگهداری بر کاهش افسردگی، معنی دار است .با توجه به نتایج بدست آمده پیشنهاد می شود، در درمان و کاهش افسردگی کودکان از روش لمس استفاده شود.