ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۴٬۸۲۱ تا ۱۴٬۸۴۰ مورد از کل ۵۳۲٬۱۹۸ مورد.
۱۴۸۲۱.

تبیین و ارزیابی مبنای کارن بائر در مورد «تأثیر بافت فکری و شرایط اجتماعی بر تفسیر»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۳ تعداد دانلود : ۱۲۱
مطالعات «زن و جنسیت» در دهه های اخیر توجه پژوهشگران معاصر را به خود جلب کرده است. در این میان برخی از اندیشمندان حوزه مطالعات اسلامی میان مطالعات جنسیت و جایگاه زن در قرآن، پیوند ایجاد کرده و در تحلیل های خود به تفاسیر مفسران بر آیات مربوط به زنان رجوع کرده اند. کارن بائر در کتاب سلسله مراتب جنسیتی در قرآن: تفاسیر کهن، پاسخ های نو به بررسی آرای عالمان مسلمان بر تفسیر آیات ناظر به «سلسله مراتب جنسیتی» پرداخته است. از میان مبانی مختلفی که بائر در پژوهش خود اتخاذ کرده، «تأثیر بافت فکری و شرایط اجتماعی بر تفسیر» مهم ترین دیدگاه او محسوب می شود که مبنای نظری او را شکل داده است. بائر پرداختن به دغدغه های اجتماعی را در نتیجه تغییر بافت فکری عالمان مدرن و مبنای مشترک آنان می داند که به مرورزمان باعث تغییر روش نگارش تفاسیر شده است. از میان عالمان مدرن، محافظه کاران با پای بندی به تفاسیر پیشین، توجیهات علمی و عقلی را در دفاع از آن ها می آورند، در مقابل، تجدیدنظرطلبان در پی آن هستند که تفاسیری متناسب با نیازهای عصری ارائه دهند، از همین رو، ضمن دخالت دادن معرفت های پیشینی خود و به کارگیری «هرمنوتیک تفسیری»، به بازتفسیر آیات می پردازند. این در حالی است که باید به مجرای موجه و مجازِ پیش دانسته ها در تفسیر توجه داشت و از تحمیل پیش دانسته ها بر متن و تفسیر به رأی اجتناب کرد. علاوه براین، باید توجه داشت ارائه «تفسیر عصری» باید ضابطه مند و با هدف پاسخ به پرسش های عصر و زمانه باشد، در غیر این صورت به «عصری انگاری معرفت دینی» و «تکثرگرایی فهم ها» می انجامد که با هدف هدایتگری قرآن در تعارض است. در پژوهش حاضر، تأثیر بافت فکری و شرایط اجتماعی بر تفسیر در آیات ناظر به سلسله مراتب جنسیتی تبیین و نتایج مبتنی بر آن به روش توصیفی-تحلیلی ارزیابی می شود.
۱۴۸۲۲.

بررسی راهبردهای تدریس مکالمه زبان عربی در عصر دیجیتال: چالش ها و فرصت ها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶ تعداد دانلود : ۹۰
آموزش مکالمه زبان عربی به عنوان یکی از زبان های رسمی در جهان، نیازمند استفاده از راهبردهای تدریس مؤثر و متنوع است. این پژوهش با روش کیفی _ توصیفی به بررسی راهبردهای تدریس مکالمه زبان عربی در عصر دیجیتال و تأثیر آن ها بر فرآیند یادگیری زبان آموزان می پردازد. هدف اصلی تحقیق شناسایی و تحلیل چالش ها و فرصت های ناشی از استفاده از فناوری های نوین در تدریس مکالمه زبان عربی است. در این راستا، روش های تدریس مبتنی بر فناوری و تدریس مبتنی بر پروژه به عنوان راهبردهای کلیدی معرفی می شوند. همچنین، تأثیر روش های یادگیری تعاملی و استفاده از ابزارهای دیجیتال در فرآیند یادگیری بررسی می گردد. بررسی ها نشان می دهد که ادغام فناوری در یادگیری زبان منجر به پیشرفت های قابل توجهی در مهارت زبان شده است. دانش آموزان به جای حفظ کردن و به خاطر سپردن مطالب، با استفاده از فناوری و از طریق تفکر، مطالب درسی را فرا می گیرند. در یادگیری بر مبنای پروژه نیز به زبان آموزان اجازه می دهد تا با انجام پروژه های واقعی، زبان را در زمینه های عملی یاد بگیرند. یادگیری مبتنی بر پروژه می تواند انگیزه و علاقه زبان آموزان را افزایش دهد و به آن ها کمک کند تا مهارت های ارتباطی خود را تقویت کنند. از چالش های پیش رو اینکه برخی از معلمان ممکن است با ابزارها و فناوری های نوین آشنا نباشند و بسیاری از معلمان هنوز به روش های سنتی تدریس وابسته هستند و از روش های نوین استفاده نمی کنند. علاوه بر این، ملاحظات آموزشی، مانند همسویی با اهداف یادگیری، برای ادغام موفق فناوری بسیار مهم است.
۱۴۸۲۳.

بررسی رویکرد نقل گرایی به مؤلفه های تربیت اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۱۰۸
در جهان اسلام در مورد نوع نگاه به تربیت، رویکردهای مختلفی قابل ترسیم است، که هدف غایی تربیت نزد آن ها رضایت و قرب خداوند می باشد. اما هر یک از این رویکردها براساس مولفه های متفاوتی، این هدف را دنبال می کنند. در این راستا، هدف پژوهش حاضر بررسی رویکرد نقل گرایی به این مولفه ها می باشد. تحقیق حاضر با استفاده از رویکرد کیفی و روش اسنادی انجام شده است. نتایج پژوهش نشان داد، نقل گرایان همچون سایر رویکردهای اسلامی، رضایت و قرب الهی را به عنوان هدف غایی تربیت اسلامی می دانند، و تفاوت آن ها با سایر رویکردها در نوع نگاه به اهداف میانی و جزئی می باشد. اصول تربیتی مطرح نزد آن ها شامل ایستاتی، ظاهرگرایی و ایمان گرایی می باشد. در بحث روش های تربیتی به روش تکرار و تمرین، سماع، قرائت و تلقین و عادت آموزی توجه دارند. علاوه بر این، در فرایند یاددهی و یادگیری نیز تاکید فراوانی به نقش الگویی معلم و محتوای درسی مبتنی بر قرآن کریم و روایات ائمه اطهار(ع) دارند.
۱۴۸۲۴.

دراسه مقارنه لنظام الضرائب فی عهد الإمام علی (ع) مع مبادئ العداله الاقتصادیه الحدیثه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۲ تعداد دانلود : ۸۳
إن العداله الاقتصادیه باعتبارها أحد رکائز الحکم الإسلامی کانت لها أهمیهٌ خاصهٌ فی السیاسه الاقتصادیه للإمام علی (ع). وعلی هذا الأساس فإن هدف هذه المقاله هو إجراء دراسه مقارنه لنظام الضرائب فی عهد الإمام علی (ع) ومبادئ العداله الاقتصادیه الحدیثه، ومحاوله مقارنه خصائص وأهداف نظام الضرائب فی تلک الحقبه مع المبادئ الاقتصادیه الحدیثه. تمّ إجراء هذا البحث باستخدام المنهج الوصفی التحلیلی، ولتحقیق هذه الغایه، یتمّ أولاً تقدیم مبادئ العداله الاقتصادیه الحدیثه، ثم یتم تحلیل بنیه وخصائص نظام الضرائب عند الإمام علی (ع)، مثل أنواع الضرائب (الخراج، والجزیه، والزکاه) وأهدافها (التوزیع العادل لبیت المال، وتقلیل الفوارق الطبقیه). وبعد ذلک سیتم مناقشه مقارنه بین نظام الضرائب عند الإمام علی (ع) ومبادئ العداله الاقتصادیه الحدیثه. تتضمن هذه المقارنه دراسه وجهات التشابه والاختلاف فی المبادئ الاقتصادیه، وأنواع الضرائب، وکیفیه جمع الموارد وتوزیعها، فضلاً عن الاهتمام بالفئات الأضعف فی المجتمع. وتظهر النتائج أنه على الرغم من وجود اختلافات فی البنیه وتعقیدات التنفیذ، فإن مبادئ العداله ودعم الضعفاء والتوزیع العادل للموارد مشترکه بین النظامین. وأخیراً، یناقش هذا المقال الاستنتاجات والمقترحات لتحسین النظام الضریبی الحدیث استناداً إلى تعالیم الإمام علی (ع). وتتضمن المقترحات استخدام مبادئ العداله والإشراف الدقیق على مسؤولی الضرائب، وهو ما یمکن أن یساعد فی تحقیق العداله الاقتصادیه وتقلیص الفجوات الطبقیه والحد من التفاوت فی المجتمعات الحدیثه. ویؤکد هذا البحث على أهمیه الاهتمام بالتجارب التاریخیه للنظام الضریبی الإسلامی من أجل الارتقاء بالأنظمه الاقتصادیه المعاصره.
۱۴۸۲۵.

The Role of Moral Intelligence and Spiritual Intelligence in Predicting Organizational Flourishing and Job Performance

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۱ تعداد دانلود : ۱۱۰
The purpose of this study was to examine the role of moral intelligence and spiritual intelligence in predicting organizational flourishing and job performance. This research was applied in terms of purpose, and descriptive-correlational with regression analysis in terms of methodology. The statistical population consisted of 200 administrative employees of the Education Department of Zahedan, from which 127 individuals were selected through simple random sampling based on Morgan's table. Data were collected using the Moral Intelligence Questionnaire by Lennick, Kiel, and Jordan (2005), the Spiritual Intelligence Questionnaire by Badi et al (2010), the Organizational Flourishing Questionnaire by Spreitzer (2007), and the Job Performance Questionnaire by Patterson (1922). For data analysis, descriptive statistical methods and inferential statistics (Pearson correlation and multiple regression) were employed using SPSS 22 software. The findings revealed that there are positive and significant relationships between moral intelligence and spiritual intelligence with organizational flourishing and job performance. The results of regression analysis showed that moral intelligence and spiritual intelligence jointly explained 53% of the variance in job performance and 50% of the variance in organizational flourishing. Moral intelligence was found to be a stronger predictor of job performance, while spiritual intelligence was a more effective predictor of organizational flourishing. These findings indicate that moral intelligence and spiritual intelligence play distinct yet complementary roles in improving individual and organizational performance. The development of both types of intelligence is essential for achieving optimal performance and sustainable flourishing in educational organizations.
۱۴۸۲۶.

تحلیلی بر چالش ها و راهکارهای حقوقی پیاده سازی هوش مصنوعی در نظام اداری ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۰ تعداد دانلود : ۸۱
پیاده سازی هوش مصنوعی در سیستم های حقوقی و اداری ایران، از چالش های اساسی امروزین نظام اداری کشور است که نیازمند تدوین چارچوب های حقوقی خاص و تطبیق یافته با شرایط بومی و اجتماعی ایران هست. در این راستا، پرسش اساسی این پژوهش آن است که: نظام حقوق اداری ایران چگونه می تواند به نحو مؤثر و ایمن، فناوری هوش مصنوعی را پیاده سازی کند و چه چالش ها، فرصت ها و راهکارهای حقوقی در این مسیر وجود دارد؟ یافته های پژوهش نشان می دهد چالش هایی نظیر: نبود قوانین اختصاصی، ابهام در تعیین مسئولیت تصمیمات اتخاذشده توسط سیستم های هوشمند، تهدیدات مربوط به حریم خصوصی و داده های شخصی، و احتمال بروز تبعیض و نقض حقوق بشر، از موانع مهم پیاده سازی این فناوری در نظام اداری کشور هستند. در مقابل، هوش مصنوعی می تواند فرصت هایی همچون ارتقای بهره وری، افزایش شفافیت، کاهش فساد اداری و بهبود خدمات عمومی را به همراه داشته باشد. برای تحقق این مزایا و کاهش پیامدهای منفی؛ پژوهش حاضر، راهکارهایی مانند: تدوین قوانین جامع و تطبیقی در حوزه مسئولیت پذیری، حفاظت از داده ها و حقوق شهروندی، ایجاد نهادهای مستقل نظارتی، نظارت دائمی بر عملکرد الگوریتم ها، ارزیابی تأثیرات اجتماعی و حقوقی آن ها، فرهنگ سازی عمومی و آموزش تخصصی مدیران و قضات، همچنین بهره گیری از تجربیات حقوقی کشورهای پیشرو را پیشنهاد می کند. درنهایت، نتیجه گیری این است که پیاده سازی موفق و مسئولانه هوش مصنوعی در ساختار اداری ایران، مستلزم بازنگری بنیادین در سیاست گذاری حقوقی، تقنین هدفمند و ایجاد زیرساخت های حقوقی و نهادی هماهنگ با تحولات فناوری است
۱۴۸۲۷.

Investigating the Differential Effects of Task Repetition and Task Rehearsal on Immediate and Delayed Oral Performance of EFL Learners with Low Working Memory Capacity(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۸۱
Task-based instruction has gained significant attention in second language research, particularly in how task conditions impact learner performance. This study examined the differential effects of repetition and rehearsal, two distinct task-readiness conditions, on the immediate and delayed L2 performance of EFL learners with low Working Memory Capacity (WMC). A quasi-experimental design was employed to address the research questions. Four instruments were utilized: the Oxford Placement Test (OPT), a WMC test, a practice task, and a main task. Thirty-eight EFL learners were randomly allocated to two groups, each exposed to a distinct readiness condition—rehearsal or repetition. Participants were selected from an intermediate-level English course at a private language institute using convenience sampling and then randomly assigned to the two conditions. Both groups accomplished an oral task twice, with the rehearsal group being aware of the second performance in advance, while the repetition group had no such awareness. Task performances were evaluated based on Complexity, Accuracy, and Fluency (CAF). The results indicated that although both conditions positively influenced task outcomes, only the rehearsal group showed statistically significant improvements across all CAF dimensions in both immediate and delayed performances. These results contribute to the growing body of research on individual differences in task-based learning by demonstrating that rehearsal is a more effective readiness strategy than repetition for EFL learners with low WMC. This finding can inform instructional design and classroom practice in contexts where cognitive load is a concern.
۱۴۸۲۸.

مطالعه انتقادی مبانی تاریخ مندی قرآن کریم در دیدگاه محمد آرکون بر اساس آرای مرزوق العمری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۵۹
«مشروع نقد العقل الاسلامی» عنوانی است که محمد آرکون (2010-1928م) برای پروژه فکری و پژوهشی خود انتخاب می کند. آرکون، شرط «نقد عقل اسلامی» را متأثر از «مکتب آنال»، نگرش تاریخی به تمام سنت اسلامی می داند و معتقد است که شناخت قرآن و دیگر نصوص دینی، جز با شناخت زمینه تاریخی آن ها ممکن نیست. پیامد این نگاه به قرآن، مرتبط دانستن آن با لحظه معینی از زمان و مکان است که تعلیق و ازدست رفتن کارآمدی آن در دیگر زمان ها را در پی دارد. همین باعث شده که نقدهای فراوانی از جانب اندیشمندان مسلمان بر پروژه او وارد شود که از جمله این نقدها، توسط مرزوق العمری (متولد 1968م) صورت گرفته است. مسئله این مقاله مطالعه روایت نقادانه مرزوق العمری از دیدگاه آرکون در اثبات تاریخ مندی، با روش «توصیف و تحلیل» است. یافته های تحقیق نشان می دهد که آرکون بر مبنای تمایز میان قرآن شفاهی و قرآن مکتوب تاریخ مندی قرآن را نتیجه گرفته است و انکار قداست قرآن و اتخاذ رویکرد پوزیتیویستی در فهم قرآن از پیامدهای اعتقاد او به تاریخ مندی قرآن است. و معلوم می گردد که خوانش آرکون گزینشی بوده و صرفاً هرآنچه را مؤید نظر خویش یافته، برگزیده است همچنین دیدگاه وی در مورد عدم کتابت قرآن در عهد پیامبر، مردود و ناشی ازجزء بینی افراطی وی است.
۱۴۸۲۹.

بازآفرینی شهری ادراک مبنا؛ تبیین مدل بازآفرینی شهری مبتنی بر ادراک محیطی در بافت های تاریخی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۶۶
بازآفرینی شهری به مثابه رویکردی کلیدی برای احیای بافت تاریخی شناخته می شود که با تأکید بر بعد ادراکی روان شناختی می تواند به حفظ هویت تاریخی فرهنگی هسته های تاریخی شهرها کمک کند. ادراک محیطی نیز فرایندی مؤثر بر نحوه رخداد تعامل انسان و محیط در روند بازآفرینی بافت های تاریخی است. به نظر می رسد ادبیات طراحی شهری درزمینه بازآفرینی شهری مرتبط با مفهوم ادراک محیطی، نوعی شکاف تحقیقاتی دارد. پژوهش پیش رو با هدف تبیین مدل بازآفرینی شهری مبتنی بر ادراک محیطی در بافت های تاریخی انجام شده است. به منظور دستیابی به مدل اولیه، ابتدا طی فرایندی مشخص با جست وجو در پایگاه های معتبر علمی داده، ۳۸ مطالعه انتخاب و محتوای آن ها درزمینه تم های مرتبط موضوعی بررسی شده است. پس از آن، با هدف تدقیق مدل اولیه مبتنی بر تکنیک دلفی در زمینه های طراحی شهری، مرمت شهری و روان شناسی محیطی، ابعاد، شاخص ها و چالش ها ارزیابی و چک لیستی برای تبیین مدل نهایی تدوین شده است. سپس با استفاده از روش آنتروپی شانون، شاخص های منتخب حلقه های دلفی وزن دهی شده اند. نتایج نشان می دهند مدل بازآفرینی شهری ادراک مبنا در بافت تاریخی در سه زمینه محیط، انسان و زمان با ده بعد محیطی، یک بعد انسانی و یک بعد زمانی پایه ریزی می شود. محیط به شکل عینی با ابعاد فرمی کالبدی، عملکردی، اجتماعی فرهنگی، زیست محیطی، اقتصادی و زیرساختی و به شکل ذهنی در سه بعد ادراک شناختی، احساسی و رفتاری تعریف می شود. انسان صرفاً با ویژگی های فردی تحت تأثیر دانش، انگیزه، حضور و تجربه و عامل زمان با لایه های گذر از تغییرات نقش اثربخشی دارد. تعیین اهمیت نسبی شاخص های منتخب نیز بیانگر این است که حس مکان، حس تعلق و دل بستگی مکانی در محیط ذهنی در درجه اول؛ مشارکت اجتماعی در محیط عینی، خوانایی و تصویرپذیری در محیط ذهنی و درنهایت محصوریت و مقیاس انسانی، تنوع فعالیتی و آسایش اقلیمی در محیط عینی در سطوح بعد به نسبت سایر شاخص ها درجه اهمیت بیشتری دارند.
۱۴۸۳۰.

آینده پژوهی وضعیت محیطی (امنیتی- دفاعی) دو کشور ایران و عراق در نظام امنیت منطقه ای غرب آسیا (2035-2025م)(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۵۸
هدف از طرح پژوهش حاضر شناسایی وضعیت و جایگاه محیطی دو کشور ایران و عراق در محیط نظام امنیت منطقه ای غرب آسیا در دهه آینده است. اهمیت و ضرورت پژوهش حاضر نیز در آن است که نظریه پردازان و تحلیل گران در حوزه آینده پژوهی و سیاست خارجی، آینده محیط امنیتی نظام منطقه ای غرب آسیا و جایگاه محیطی دو کشور ایران و عراق را بیشتر و بهتر شناخته و با عمل به پژوهش های صورت گرفته، برنامه ای جامع و مدون ترسیم کنند. پژوهش حاضر با نگاهی آینده پژوهانه، از نوع آینده پژوهی کاربردی، با روش سناریونویسی، به شیوه کیفی و با رویکرد توصیفی- تحلیلی تدوین و طراحی شده است. سؤال پژوهش حاضر این است که جایگاه وضعیت محیط دفاعی- امنیتی دو کشور ایران و عراق در محیط منطقه ای غرب آسیا در دهه پیش رو به کدام سمت وسویی خواهد کشید؟ به نظر می رسد جایگاه محیطی دو کشور ایران و عراق در نظام منطقه ای غرب آسیا در دهه پیش رو متفاوت از هم خواهد بود؛ زیرا راهبرد و اهداف طراحی شده دو کشور در محیط منطقه ای متفاوت و متضاد است. در این پژوهش به شیوه سناریونویسی(سناریوسازی) شوارتز و با اعمال تغییراتی، وضعیت محیطی (دفاعی- امنیتی) دو کشور ایران و عراق را در دهه پیش روی مورد تحلیل قراردادیم و به نتایج زیردست یافتیم. با توجه به منافع، پیشران ها و مؤلفه های تأثیرگذار جمهوری اسلامی ایران در محیط امنیت منطقه ای غرب آسیا در دهه پیش روی، به دو عدم قطعیت می رسیم : 1. دوگانگی و ضعف دولت مرکزی (تجزیه، فشار و تحریم)؛ 2. یکپارچگی دولت مرکزی (همسویی دیپلماسی و میدان). سناریوهای طراحی شده نیز با استفاده از دو عدم قطعیت، اول سناریوی تجزیه و سرنگونی بود؛ سناریوی دوم رسیدن به قدرت و هژمون منطقه ای. در مورد عراق نیز با توجه به مؤلفه ها و پیشران های مؤثر دو عدم قطعیت طراحی شد. 1. اقتدار دولت مرکزی (یکپارچگی)؛ 2. ضعف و ازهم گسیختگی دولت مرکزی (منازعات قومی و...). سناریوهای طراحی شده نیز با استفاده از عدم قطعیت های موجود، سناریو تجزیه، سناریو فدرالیسم و سناریو عراق منسجم بودند. نتایج و یافته های پژوهش حاضر نشان می دهند که ترتیبات محیط دفاعی- امنیتی در دهه پیش روی در منطقه غرب آسیا از چهار الگوی «ثبات هژمونیک»، «مشارکتی» و «موازنه قدرت»، هژمون منطقه ای پیروی می کند. ایران با توجه به منافع، مؤلفه ها و جایگاهی که در منطقه دارد، هدف غایی خود را با طراحی راهبردهای متفاوت، حذف رقیبان منطقه ای و بین المللی، رسیدن به هژمون منطقه ای (سناریوی دوم) را طراحی کرده است. عراق هم با توجه منافع، مؤلفه های موجود و جایگاه خود، درپی الگوی مشارکتی و تا حدودی توازن قدرت از طریق سناریوی عراق منسجم و فدرالیسم است.
۱۴۸۳۱.

بازشناسی تأثیر سلاح های هسته ای بر بازدارندگی با تأکید بر آیه 60 سوره انفال(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۵۲
در قرن حاضر، سلاح های هسته ای به یکی از محوری ترین عوامل اثرگذار بر معادلات امنیتی، راهبردی و سیاسی جهان تبدیل شده اند. این سلاح ها از همان آغاز تولید، تنها یک ابزار نظامی محسوب نمی شدند، بلکه به دلیل قدرت تخریبی بی سابقه و پیامدهای ژئوپلیتیک گسترده، توانستند بر ساختار بسیاری از نظریه ها و الگوهای روابط بین الملل تأثیر بگذارند. استفاده ایالات متحده از دو بمب هسته ای در جریان جنگ جهانی دوم علیه ژاپن، لحظه ای سرنوشت ساز در تاریخ نظامی جهان بود که نه تنها پایان جنگ را تسریع کرد، بلکه برای نخستین بار نشان داد که سلاح هسته ای می تواند به ابزار تعیین کننده ای در سیاست بین الملل تبدیل شود. پس از آن، گفتمان مربوط به تولید، انباشت، انتقال و حتی تهدید به استفاده از این سلاح ها گسترش یافت و در دوران جنگ سرد، رقابتی فراگیر میان دو بلوک قدرت شکل گرفت. در این دوران، سلاح هسته ای نه فقط وسیله ای نظامی، بلکه نماد برتری، بازدارندگی، قدرت ملی و حتی هویت سیاسی کشورها شد. همزمان با گسترش این رقابت، در برخی جوامع اسلامی بحث هایی مطرح شد درباره اینکه آیا مفاهیم دینی می توانند پشتوانه ای برای کسب انواع قدرت دفاعی باشند یا نه. یکی از مهم ترین آیات مورد استناد، آیه ۶۰ سوره انفال است که مسلمانان را به فراهم سازی قدرت برای ایجاد رعب در دل دشمنان دعوت می کند. برخی صاحب نظران این مفهوم عام از قدرت را شامل هر نوع توان بازدارنده دانسته اند و کوشیده اند نسبت میان آن و سلاح های مدرن، از جمله سلاح هسته ای را بررسی کنند. این پژوهش نیز دقیقاً با همین هدف شکل گرفته است که روشن سازد آیا طبق مفاد این آیه شریفه و با توجه به اهداف دفاعی آن، می توان گفت تولید سلاح هسته ای واجب شرعی محسوب می شود یا خیر و آیا دایره شمول آیه، چنین ابزارهایی را در بر می گیرد یا نه؟ روش پژوهش، توصیفی- تحلیلی است و داده های آن از منابع معتبر کتابخانه ای، از جمله تفاسیر قرآن کریم، آثار فقهی، تحلیل های امنیتی، مطالعات راهبردی و پژوهش های مربوط به نظریه بازدارندگی استخراج شده است. در گام نخست، تاریخچه ظهور سلاح های هسته ای، روند توسعه آنها و نقششان در شکل گیری دکترین های دفاعی بررسی شد تا روشن شود ویژگی های خاص این سلاح ها چه تأثیری بر محاسبات امنیتی داشته است. سپس مفهوم بازدارندگی در اندیشه نظامی، از منظر کلاسیک تا نظریه های جدید، تحلیل شد و رابطه آن با رقابت تسلیحاتی و واکنش های متقابل قدرت ها بررسی گردید. در مرحله بعد، به صورت منظم و روش مند آیه ۶۰ سوره انفال از منظر لغوی، تفسیری و فقهی بررسی شد و آرای فقیهان معاصر درباره دامنه وجوب آمادگی دفاعی تحلیل گردید. این بررسی شامل مطالعه میزان شمول مفهوم «قوّه» بر انواع ابزارهای دفاعی، معیارهای وجوب، نقش قطعیت یا عدم قطعیت در تحقق حکم و نحوه سنجش مصلحت در موضوعات نوپدید است. روش پژوهش بر پایه تحلیل مفهومی، استنباط اصولی، ارزیابی ادله نقلی و عقلی و سنجش نسبت میان احکام شرعی و مقتضیات امنیتی بوده است؛ بدین ترتیب تلاش شده است برداشت ها بر اساس مبانی اصول فقه و نه صرف برداشت حدسی یا سیاسی انجام شود. نتایج پژوهش نشان می دهد که گرچه آیه ۶۰ سوره انفال مسلمانان را به کسب قدرت و آمادگی دفاعی توصیه می کند، اما این توصیه مطلق و بدون قید نیست. هدف اصلی آیه، ایجاد بازدارندگی واقعی در برابر دشمن است؛ بازدارندگی ای که بر اساس قطعیت یا دست کم اطمینان عقلایی باشد. در مطالعات صورت گرفته بر نظریه های بازدارندگی در روابط بین الملل، مشخص شد که بر خلاف تصور رایج، وجود سلاح هسته ای همیشه باعث کاهش احتمال جنگ یا تقویت بازدارندگی نشده است؛ زیرا افزایش قدرت یک طرف، معمولاً موجب افزایش قدرت طرف مقابل نیز شده و نتیجه آن، شکل گیری رقابت تسلیحاتی، تنش و بی ثباتی بوده است؛ بنابراین بازدارندگی ناشی از سلاح هسته ای نه تنها قطعی نیست؛ بلکه در بسیاری موارد نسبی، شکننده و وابسته به واکنش های متقابل است. همین عدم قطعیت، مانع از تعمیم حکم «وجوب» به چنین موضوعی می شود. از منظر اصول فقه نیز روشن شد که «وجوب» نیازمند دلیل قطعی است و ظنّ، گمان و احتمال برای اثبات آن کافی نیست. اگر احتمال بازدارندگی وجود داشته باشد، اما قطعیت حاصل نشود، نمی توان بر اساس آیه، حکمی الزام آور صادر کرد. پژوهش نشان می دهد که تنها در صورتی می توان ادعا کرد تولید سلاح هسته ای واجب است که به طور قطعی ثابت شود این تولید به طور مستقیم و بدون جایگزین، مانع تهاجم دشمن می شود. اما از آنجا که سلاح هسته ای همواره واکنش متقابل و رقابت ایجاد می کند، چنین قطعیتی در عمل دشوار و گاه ناممکن است؛ بنابراین بر اساس تحلیل های فقهی و امنیتی، احتمال بازدارندگی نمی تواند مبنای استنباط حکم وجوب باشد. پژوهش حاضر نشان داد که جایگاه س
۱۴۸۳۲.

امکان سنجی شهر هوشمند پیاده مدار در شهر ارومیه مبتنی بر رویکر پیوند مردم-فضا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۴۴
بیان مسئله: رشد فزاینده جمعیت شهری و سلطه خودروهای موتوری، کیفیت فضاهای پیاده و تعاملات اجتماعی را به شدت کاهش داده است. بازگشت به رویکرد پیاده مدار، راهکاری برای مقابله با مشکلاتی چون ازدحام، آلودگی و گسست اجتماعی تلقی می شود. پیاده مداری به عنوان شکلی پایدار، کم هزینه و انسانی از جابه جایی، نقشی کلیدی در ارتقای سرزندگی شهری دارد. این رویکرد با تأکید بر طراحی انسان محور و عدالت فضایی، محور بسیاری از سیاست های توسعه پایدار شهری در دهه های اخیر شده است. هدف: این تحقیق در راستای ارتقاء کیفیت زندگی به بررسی امکان سنجی پیاده مداری در ارومیه می پردازد و هدف آن شناسایی شاخص های کلیدی برای ارتقاء تعاملات اجتماعی و ارتباطات میان شهروندان و فضاهای عمومی است. روش: این پژوهش با رویکردی ترکیبی و توصیفی–تحلیلی، انجام شده است. داده ها از سه منبع مکانی، میدانی و ادراکی گردآوری و با استفاده از GIS و مدل چیدمان فضا تحلیل شدند. نمونه گیری خوشه ای در دو منطقه بافت سنتی و مدرن انجام و شاخص های چهارگانه شهر هوشمند پیاده مدار ارزیابی شد. درنهایت، تلفیق تحلیل های فضایی و ادراکی، امکان ارزیابی هم زمان ابعاد کالبدی و انسانی فضاهای شهری را فراهم ساخت. یافته ها: نتایج نشان می دهد که حکمروایی هوشمند و توزیع عادلانه خدمات شهری مهم ترین پیش شرط های شکل گیری فضاهای پیاده مدار پایدار هستند؛ چراکه هوشمندسازی صرف، بدون پشتوانه زیرساختی و عدالت فضایی، قادر به ایجاد فضاهای سرزنده نیست. بافت سنتی با امتیاز 6/55، به دلیل انسجام فضایی و پیوندهای ارگانیک، پتانسیل بیشتری از بافت مدرن (5/82) برای بازآفرینی پیاده مدار دارد، هرچند فاصله ۱۵٪ با وضعیت مطلوب و نابرابری های چشمگیر در دسترسی به فضای سبز بیانگر چالش های جدی است. نتیجه گیری: نتیجه نهایی حاکی از آن است که تحقق الگوی شهر هوشمند پیاده مدار در نهایت بیش از فناوری های پیچیده و پرخرج، نیازمند عزمی راسخ برای بازتوزیع عادلانه فضا و خدمات شهری و همچنین تلفیق هوشمندانه «داده های کلان» با «تجربه های خرد و روزمره شهروندان» است.
۱۴۸۳۳.

از چوپانان کویر تا آتابای: ملودی پردازی حسین علیزاده در موسیقی فیلم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۳۹
این مقاله بر پایه مطالعه دقیق فواصل ملودیک و هم چنین کارکرد موسیقی در ارتباط با تصویر، با روش توصیفی تحلیلی، گرایش ها و ویژگی های ملودی پردازی حسین علیزاده در آثار بلند سینمایی را تبیین می کند. خطوط ملودیک در آثار بلند سینمایی او، عموماً مجموعه ای از خصوصیات به کارگیری فواصل، آلتراسیون غیر مدولاسیونی درجات مد و تأکیدات تتراکوردی یا ترایکوردی در جملات را در برمی گیرد که منجر به ایجاد تشابهات ساختاری متمایز در ملودی پردازی او می شود. فواصل پرتکرار نیم پرده و تریتون در نگاه افقی و عمودی و همچنین آلتراسیون درجات مد در جهت برجسته سازی فاصله دوم کوچک، جزو گرایش ها شاخص علیزاده در ساخت خطوط ملودیک است. ایجاد حل یا گرایش نیم پرده ای درجه دوم به تنیک برگرفته از مد فریژین و به کارگیری فاصله نیم پرده ای، به ویژه در پایان بندی عبارات و جملات ملودیک، منجر به ایجاد اشتراکات نمایشی در سکانس های با مضمون مشابه می شود. فواصل دوم کوچک و تریتون نه تنها بین نت های متوالی ملودیک، بلکه گاهی به شکل متقاطع، غیر مجاور و بین خطوط مختلف به شکل عمودی نیز خودنمایی می کنند. این مقاله با تمرکز بر آثار سینمایی علیزاده، از فیلم چوپانان کویر تا آتابای در دو بخش به تحلیل ملودی پردازی و کارکرد آن می پردازد. در بخش نخست، با تمرکز بر عناصر ملودیک، تعلیقات آلتراسیونی و اهمیت فواصل مذکور در خطوط ملودیک بررسی می شود و در بخش دوم، به طور مختصر به مضامین مشابه و کارکرد نمایشی آن اشاره خواهد کرد.
۱۴۸۳۴.

مستندسازی دانش بومی گیاهان خودرو در میان عشایر منطقه گرین سلسله(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۵۱
بشر از گذشته تا به امروز برای بقا و بهبود زندگی به گیاهان وابسته بوده است. این پژوهش با هدف بررسی همه جانبه گیاه مردم نگاری گیاهان خودروی منطقه گرین از شهرستان سلسله در ناحیه رویشی زاگرس انجام شد. جامعه مورد مطالعه عشایر لک زبان چهار روستای کهمان بالا، کهمان پایین، دکاموند و گرکان بودند. روش پژوهش کیفی با رویکرد قوم نگارانه بود و داده ها طی پیمایش شش ماهه (فروردین تا مهر ۱۴۰۲) از طریق مصاحبه عمیق با ۱۲ نفر (۶ مرد و ۶ زن، میانگین سنی ۵۹٫۵ سال) و پرسشنامه جمع آوری و با تحلیل محتوای استقرایی بررسی شدند. نتایج نشان داد ۷۵ گونه گیاهی از ۲۸ تیره شناسایی شدند که شامل ۵۲ گونه (۶۹٫۳ درصد) با کاربرد دارویی، ۳۸ گونه (۵۰٫۷ درصد) خوراکی، ۴ گونه (۵٫۳ درصد) علوفه ای، ۸ گونه (۱۰٫۷ درصد) تزئینی و ۲ گونه (۲٫۷ درصد) اعتقادی بودند. بیشترین استفاده دارویی برای مشکلات گوارشی، تنفسی و کلیوی بود و گیاهان خوراکی به اقتصاد فصلی کمک کردند. این مطالعه با تمرکز بر پیوند گیاهان با فرهنگ و معیشت عشایر لک زبان، داده های جدیدی ارائه داد. دانش بومی عشایر گرین بخشی از هویت فرهنگی آن هاست و نیازمند حفاظت است. پیشنهاد می شود برنامه های آموزشی برای برداشت پایدار و توسعه بازارهای محلی اجرا شود.
۱۴۸۳۵.

کووید-19 و بازآفرینی تعاملات قومی: پدیدارشناسی زیست جهان پساکووید قوم لک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۵۳
زمینه و هدف: قوم لک یکی از اقوام ایرانی است که اعضای آن تا پیش از مواجهه با همه گیری کووید-19، فرم و محتوای قومی تعاملات خود را تا حد چشم گیری حفظ کرده بودند، اما فاصله گیری اجتماعی ناشی از شیوع بیماری کووید-19، تغییراتی در کمّیت و کیفیت تعاملات مذکور به بار آورد. هدف تحقیق حاضر، درک پدیدارشناسانه زیست جهان پساکووید بخشی از قوم لک (ساکن در شهرستان بروجرد) بوده است. روش و داده ها : روش تحقیق، پدیدارشناسی توصیفی موستاکاس بوده و تعداد 16 نمونه به صورت هدفمند، و تا اشباع نظری انتخاب شده که با آنان مصاحبه عمیق صورت گرفته است. همچنین از 10 مشاهده مشارکتی استفاده شده است. یافته ها: در نتیجه کدگذاری سازه مفهومی «بازآفرینی تعامل قومی» شامل 8 خوشه اصلی است که عبارتند از: 1) فهم نیاز به تعامل/اجتماع، 2) فهم عاملیت انسانی، 3) فهم معنای جدید تعامل، 4) فهم معنای جدید اجتماع، 5) فهم معرفت علمی-عقلانی، 6) فهم آزادی در پیوستگی، 7) فهم عاملیت ناانسانی، و 8) فهم معنای جدید هویت. بحث و نتیجه گیری: یافته ها نشان داد که دگرگونی سازنده ای در تعاملات قومی جامعه هدف روی داده و نقش عاملیت انسانی و ناانسانی در این دگرگونی برجسته شده است؛ بدین معنا که فرد پیش از مواجهه با کووید-19، برای حضور در «اجتماعی از پیش موجود» «توسط اعضای پیشین اجتماع» «به صورت اجباری» و «لزوماً با قرار گرفتن در میان جمع» و «با ارجاع به ذخیره دانشی از پیش موجود و وحدت گرای سنتی» «اجتماعی شده است»، حال آن که، مواجهه با کووید-19 به عنوان یک عامل ناانسانی سبب شده که او برای حضور در «اجتماعی خودساخته»، «توسط خودش» «به صورت خودخواسته» و «در انزوا و به دور از جمع و با تکیه بر فردیت خود» و «با ارجاع به ذخیره دانشیِ علمی-شخصیِ بازاندیشانه و کثرت گرا»، «خود را بازاجتماعی سازد.» پیام اصلی: دگرگونی تعاملات قومی ناشی از مواجهه با مخاطره کووید-19، در آگاهی فرد به معنای درک نیازش به ارتباط با دیگران است. به عبارت دیگر، مواجهه با مخاطره و انزوای اجباری فیزیکی- اجتماعی ناشی از آن، نیاز فرد به «با دیگران بودن» را برای او آشکار ساخته است. 
۱۴۸۳۶.

واکاوی جنگ روسیه و اوکراین بر پایه الگوی تعینات ساختاری نظام بین الملل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۴۵
علل و آثار اقدام نظامی روسیه علیه اوکراین از دغدغه های مهم محافل علمی در سالهای اخیر بوده است. تاثیرات جنگ اوکراین بر آینده نظام بین الملل موضوع آثار متعددی بوده است اما نقش این نظام بر وقوع این جنگ کمتر مورد بررسی قرار گرفته است. پرسش اصلی مقاله این است که الگوی تعینات نظام بین الملل چگونه در وقوع جنگ روسیه-اوکراین موثر بوده است. با تکیه بر چارچوب نظری رئالیسم تهاجمی-ساختاری و سطح تحلیل کلان، این فرضیه طرح شده که جنگ علیه اوکراین ناشی از الگوی تعینات ساختاری نظام بین الملل بر تعاملات اوکراین و روسیه بوده است. واکاوی تاریخی تحولات مربوط به رابطه مسکو-کی یف از زمان استقلال اوکراین تا آغاز جنگ، با استفاده از روش تاریخی-تحلیلی، نشان می دهد که نظام بین الملل از طریق تعینات ساختاری، منجر به بحران فزاینده در روابط دو کشور شده است. الگوی تعینات ساختاری نظام بین الملل با فشارهایی چون خلع سلاح هسته ای اوکراین(معاهده بوداپست)، انقلاب نارنجی، انقلاب یورومیدان، تقابل اتحادیه اروپا و اتحادیه کشورهای مشترک المنافع و همچنین طرح عضویت اوکراین در ناتو، منجر به شکاف فزاینده بین غرب گرایان و روس گرایان در اوکراین، تهییج مسکو در اقدام به رفتار تهاجمی، قراردادن دو کشور در برابر هم و نهایتاً سوق دادن مسکو به جنگ تمام عیار علیه اوکراین شده است.
۱۴۸۳۷.

تلفیق هنر و سیاست در چهره نگاری شاه اسماعیل اول از دوره صفویه تا قاجار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۷۰
مقدمه: روی کار آمدن شاه اسماعیل اول، بنیان گذار سلسله صفوی، در سده دهم ه.ق موجب تحولات گسترده ای در عرصه های سیاسی و اجتماعی شد که بازتاب آن را به وضوح می توان در هنر نقاشی این دوره مشاهده کرد. درنتیجه، توجه به جزئیات، واقع گرایی و انعکاس احساسات شخصیت ها باهدف انتقال ارزش ها و نمایش قدرت، بیش ازپیش در نقاشی ایرانی موردتوجه قرار گرفت. اهداف و سؤال ها: هدف این پژوهش، شناسایی و بررسی آثار چهره نگاری شده از شاه اسماعیل اول در دوره صفوی و همچنین بررسی علل تداوم خلق این چهره نگاری ها در دوره های پس ازآن است. سؤال پژوهش شامل چهره نگاری های شناسایی شده از شاه اسماعیل اول است و این که چه ویژگی هایی دارد و دلیل تداوم آن در دوره های پس از صفوی چیست؟ روش ها: روش تحقیق به صورت توصیفی- تحلیلی و تاریخی است و داده های موردنیاز با استفاده از روش کتابخانه ای و مطالعات میدانی گردآوری شده اند. جامعه آماری پژوهش شامل 51 اثر چهره نگاری شده از شاه اسماعیل اول است که حتی در حکومت های بعدی نیز ترسیم شده اند. یافته ها و نتایج: نتایج این پژوهش نشان می دهد که چهره نگاری شاه اسماعیل اول، علاوه بر نمایش ویژگی های فیزیکی چهره، برای ترویج و تثبیت قدرت سلطنتی شاه و تبلیغ حکومت صفوی نیز مورداستفاده قرار می گرفت. در برخی موارد، ترسیم چهره نگاری شاه توسط دولت های خارجی، نشان از قدرت و شکوه شاه داشت و به عنوان نمادی از روابط سیاسی بین دولت ها عمل می کرد. بر اساس منابع تاریخی، شاه اسماعیل اول مردی خوش سیما، خوش اندام با سبیل، موهای قرمز و پوست سفید بود و چهره ای جدی و مصمم داشت. آثار به جامانده از چهره نگاری های شاه اسماعیل، این ویژگی ها را به خوبی نمایش داده و معمولاً او را در لباس های فاخر سلطنتی و با نمادهای قدرت همچون تاج وتخت به تصویر کشیده اند که نشان دهنده اقتدار و تمجید بود. تداوم خلق این آثار هنری در دوره های بعد از صفویه، به ویژه در عهد زند و قاجار، عمدتاً دلایل سیاسی و هویتی داشته و به منظور مشروعیت بخشی به حکومت های شیعی پس از آن ها صورت گرفته است.
۱۴۸۳۸.

گریز از پاسخ گویی؛ دام برادران دروغین و انگاره های منفی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۵۴
پاسخ گویی یکی از فضایل بنیادین اخلاقی است؛ بااین حال، گسترش و نهادینه سازی آن همانند سایر فضایل با موانعی روبه روست و گاه عواملی سبب گریز از آن می شود. مسأله اصلی این پژوهش بررسی یکی از مهم ترین عوامل این گریز است. فرضیه مقاله بر شکل گیری مثلثی مفهومی استوار است که سه ضلع آن عبارت اند از: «برادران دروغین»، «انگاره های منفی» و «گریز از پاسخ گویی». هدف این مطالعه، تبیین این سازوکار پیچیده ذهنی است؛ بدین معنا که چگونه انگاره های منفی پدید می آیند، چه تأثیری بر ادراک و رفتار می گذارند و چگونه زمینه فرار از پاسخ گویی را فراهم می سازند. این بررسی با بهره گیری از تحلیل مفهومی، تبیین چیستی پاسخ گویی و تبیین نسبت آن با مسئولیت پذیری، همچنین معرفی و واکاوی دو مفهوم «برادران دروغین» و «انگاره ها» صورت گرفته است. داده ها بر اساس مطالعات کتابخانه ای و تجارب زیسته گردآوری و با روش تحلیلی- منطقی تحلیل شده اند. یافته ها نشان می دهد ذهن انسان تحت تأثیر عوامل متنوع، به فضیلت انگاری رذایل و خودفریبی یا دیگر فریبی گرایش پیدا می کند و در دام برادران دروغین می افتد. این روند با ایجاد انگاره های وارونه از خود و دیگران، و تقویت مواضع نقابدارِ گریز، فرآیند پاسخ گویی را مختل می سازد.
۱۴۸۳۹.

اخلاق فضیلت در آثار استاد مصباح یزدی و چالش های بهسازی ژنی شخصیت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۳۳
بهسازی ژنی شخصیت، یکی از شاخه های فناوری زیستی است که بهبود صفات شخصیتی به منظور اصلاح رفتار را هدف قرار داده است. از آنجا که هرگونه دخالت در ساختار روانی انسان با ماهیت و تکامل وجودی وی مرتبط بوده و امکان تضییع حقوق انسانی نسل های بعد را محتمل می سازد، پیامدهای به کارگیری این فناوری می تواند محور تأملات اخلاقی قرار گیرد. در این مقاله، با مبنا قرار دادن نظرات استاد مصباح یزدی درباره ماهیت ارزش اخلاقی به عنوان تقریری از اخلاق فضیلت، چالش های این حوزه بررسی شده است. بر اساس یافته های این تحقیق، اگر بهسازی ژنی شخصیت با ضرورت بخشی به صدور افعال اخلاقی موجب تضعیف نقش اراده فاعل شود و یا با حذف کامل میل به بزه و رذیلت، بستر لازم برای گزینش گری و انتخاب فضیلت را مختل سازد، آنگاه در مسیر فضیلت مندی ایجاد اختلال کرده و انسان را از تحقق بخشیدن به استعداد درونی خود محروم می سازد؛ همچنین، عدم شناخت وضعیت بهینه در اخلاق، چالشی دیگر است که فناوری بهسازی ژنی با آن مواجه است.
۱۴۸۴۰.

اخلاق هوش مصنوعی چه نیست و چه هست؟

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۳ تعداد دانلود : ۶۵
در جهان امروز حوزه ای نو و میان رشته ای با عنوان «اخلاق هوش مصنوعی» شکل گرفته است که نشانه های ورود آن به فضای فکری ایران نیز به تدریج آشکار می شود؛ با این حال، سابقه مواجهه ما با مباحث نو و همچنین پیچیدگی های این قلمرو تازه، موجب می شود که بروز برخی سوء تفاهم ها درباره چیستی اخلاق هوش مصنوعی قابل پیش بینی باشد. برخی آثار اندک و پراکنده ای که تاکنون در این زمینه منتشر شده اند نیز تا حدی بر این ادعا گواهی می دهند. این مقاله می کوشد عمدتاً به شیوه ای سلبی، چیستی، قلمرو، مسائل و اهمیت اخلاق هوش مصنوعی را روشن سازد. در این مقاله نخست نشان داده ایم که سوء تفاهم های متعددی در خصوص ماهیت این حوزه وجود دارد؛ برای نمونه، سوء فهم در معنای «اخلاق» در ترکیب «اخلاق هوش مصنوعی»، نسبت دادن مفاهیم شهودی و غیرعلمی به هوش مصنوعی و به تبع آن به اخلاق هوش مصنوعی، بی توجهی به جنبه های فنی و تکنیکی، و تلاش برای جست وجوی آن در سنت های علوم انسانیِ خود است. با وجود تأکید بر جنبه سلبی، از توصیف ایجابی این حوزه نیز به طور کامل چشم پوشی نشده است؛ بدین منظور، ضمن ارائه تعریفی از اخلاق هوش مصنوعی و دسته بندی مسائل و پرسش های اصلی آن، کوشیده ایم ماهیت این قلمرو را شفاف تر سازیم. هدف اصلی مقاله، ارائه تصویری واقع بینانه از اخلاق هوش مصنوعی و کمک به اصلاح برخی سوء تفاهم های رایج در این زمینه است. با توجه به نو بودن این موضوع در فضای فکری ایران و همراه شدن طرح آن با ابهام ها و سوء برداشت ها، مقاله حاضر بیش از آنکه در پی حل مسئله ای خاص باشد، درصدد ایضاح و تبیین ماهیت اخلاق هوش مصنوعی است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان