مشهور این است که فارابی همچون ابن سینا موجودات را به دو دسته تقسیم می کند. در این تقسیم که با محوریت اصل علیت طرح شده است، به جز خدا که تنها واجب الوجود بالذات است همه موجودات دیگر، ممکن و در عین حال واجب الوجود بالغیرند. اما در بسیاری از آثار فارابی، باوجود ذکر تقسیم موجودات به واجب و ممکن، ملاک تمایز و درنتیجه مصادیق اقسام، با تقسیم سینوی تفاوت دارد. از تفسیر فارابی بر کتاب العباره ارسطو و با نظر به بحث واجب و ممکن به دلیل ابهاماتی که در متن این اثر وجود دارد دو گونه تقسیم برای موجودات قابل تشخیص است. وجه تمایز اقسام در یکی از این دو تقسیم، فعلیت محض (مقابلِ دارای قوه بودن) و در دیگری، ازلیت است. در هردو تقسیم، همه موجوداتِ مجرد، «واجب» و موجودات مادی، «ممکن» به شمار می آیند. رأی فارابی در دیگر آثاری که به نام او شناخته می شود، متفاوت است. در برخی از آ ن ها. مدخلیت عدم، ویژگی موجود ممکن و وجه تمایز آن از موجود واجب است. در این آثار، خدا خارج از تقسیم موجود به واجب و ممکن و امکان همچون تقسیم ارسطویی مختص موجودات مادی است. در دیگر آثار منسوب به فارابی، تقسیم موجودات به واجب و ممکن کاملاً منطبق با نظام و تقسیم سینوی است.
در این مقاله، نتایج تحقیقی که نویسندگان به دنبال معرفی الگوی مناسب برای ارزیابی عملکرد پژوهشگران سازمان های تحقیقات صنعتی بوده اند ارایه می گردد. برای دست یابی به الگو، بعد از انجام مطالعات کتابخانه ای و میدانی الگوی مفهومی پیشنهادی که شامل 108 معیار و زیرمعیار می باشد تدوین شده وبا استفاده از ابزار پرسش نامه، نظر خبرگان در مورد معیارهای پیشنهادی مورد نظرسنجی قرار گرفت و بعد از گردآوری نظرات خبرگان و ورود داده ها گردآوری شده به نرم افزار spss، نسبت به تجزیه و تحلیل نظرات اقدام شد و از میان معیارهای پیشنهادی معیارهای برگزیده از طریق آزمون انتخاب شده و الگو با 38 معیار و زیرمعیار با نظر خبرگان نهایی شد. بعد از نهایی شدن الگوی مفهومی اولیه میزان اهمیت هرمعیار و زیرمعیار ، با استفاده از نظر خبرگان مشخص شد و سپس در یکی از سازمان های تحقیقات صنعتی، مورد اعتبارسنجی قرار گرفت.
زمینه و هدف: نارسایی مزمن کلیه یکی از بیماری های مزمن و تهدید کننده زندگی است. از آن جا که بیماران دچار بیماری های مزمن بایستی با چالش های موجود مقابله نمایند تا به سطح قابل قبولی از سلامت و کارکرد جسمی، روانی و اجتماعی دست یابند. این پژوهش به منظور بررسی ارتباط سلامت معنوی با سبک های مقابله ای در بیماران تحت درمان با همودیالیز انجام گردید.
مواد و روش ها: این مطالعه از نوع تحقیقات همبستگی است. که در میان 96 نفر از بیماران دچار نارسایی مزمن کلیه که برای درمان با همودیالیز به مراکز همودیالیز تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی اصفهان مراجعه می کردند، در سال 1390 انجام شد. جهت جمع آوری اطلاعات، از پرسش نامه ای مشتمل بر سه قسمت: بخش اول مربوط به خصوصیات دموگرافیک، بخش دوم سبک های مقابله ای با بیماری و بخش سوم سلامت معنوی استفاده شد. آنالیز داده ها با آزمون های آماری توصیفی و تحلیلی انجام شد.
یافته ها: 25 درصد افراد دارای سطح سلامت معنوی بالا، 74 درصد افراد دارای سطح سلامت معنوی متوسط و 1درصد افراد دارای سطح سلامت معنوی پایین بودند. بین نمره سلامت معنوی و نمره سازگاری و ابعاد آن رابطه مستقیم وجود داشت (000/0 > p). به طوری که با افزایش نمره سلامت معنوی، نمره سبک های مقابله ای نیز افزایش می یافت (445/0=r).
نتیجه گیری: سطح سلامت معنوی در بیماران تحت درمان با همودیالیز در حد متوسط بود و میان سلامت معنوی و سبک های مقابله ای ارتباط مستقیم وجود داشت، لذا به منظور افزایش مقابله با بیماری برنامه مراقبتی بایستی با تأکید بر نیازهای معنوی بیماران انجام شود.
مولدهای هواشناسی (Weather Generators) با هدف تطویل سری اطلاعات انواع متغیرهای وضع هوا اعم از بارش، دما و رطوبت نسبی، برای ارتقاءِ فهم و درک از عملکرد هر سیستمی که اقلیم عامل تاثیرگذار بر آن باشد، توسعه یافته اند. الگوریتم های متفاوتی از این مولدها در دو نوع کلی پارامتری و ناپارامتری تا به امروز ارائه شده اند. در این مطالعه کارایی مولد ناپارامتری k نزدیکترین همسایه با قابلیت برونیابی داده ها در سری مصنوعی، برای چندین ایستگاه شامل ایستگاه های تهران، مشهد، قزوین، بوشهر، تبریز و رشت با آمار قابل قبول 45 سال(2005-1961) ارزیابی و برای بیان برتری نسبی این روش ها نسبت به روش های پارامتری، نتایج آن با خروجی مولد پارامتری LARS-WG مقایسه شده است. نتایج حاصله نشان داد که روش ناپارامتری به کارگرفته شده در این مطالعه در شبیه سازی اکثر پارامترهای سری مشاهده شده، نسبت به روش پارامتری مطمئن تر عمل مینماید. با این وجود در شبیه سازی طول دوره های درازمدت تر و خشک، مولد LARS-WG بهتر عمل می کند که البته اختلاف این دو مولد ناچیز می باشد.
هدف پژوهش، جستجو درباره یک اصل تربیتی قرآنی تحت عنوان ""گذر از ظاهر به باطن"" است، که در سه محور چیستی این اصل، نقش و جایگاه آن در سبک زندگی اسلامی و تأثیرش بر شکل گیری تمدن نوین اسلامی تکمیل می شود. در این پژوهش، که از روش توصیفی تحلیلی استفاده شده، یافته ها حاکی است که اولا، این اصل، تربیتی و قرآنی است که با توجه به آموزه های قرآنی مبنی بر ظاهر و باطن داشتن عالم، روشهایی از جمله روش تجربی، عقلانی و شهودی برای دستیابی به باطن راهگشاست. ثانیا در سه حوزه آموزش و پرورش، خانواده و رسانه، که از عناصر مهم سبک زندگی است به ترتیب، توجه به آموزش معنا گرا در عین توجه به آموزش واقعگرا با ابزار و روشهای متناسب برای عبور از واقع به معنا، تربیت عقلانی و بصیرت آفرین، تولید برنامه-های عمق دار و تعقلی به جای برنامه های مروج نیازهای سطحی و ظاهری در رسانه استنتاج می-شود. ثالثاً در شکل گیری تمدن نوین اسلامی انتخاب این اصل به عنوان اصل معرفت شناختی استعلایی، که به حقیقت عالم رهنمون می شود در مقابل معرفتهای برخاسته از اومانیسم و ماده-گرایی دنیای غرب، که باعث توقف انسان در سطح پدیده ها می گردد، ضرورت می یابد.
زمینه و هدف: توانایی خواندن و ریاضی در زندگی دانش آموزان نقشی محوری دارد و غفلت از آن می تواند با مشکلات هیجانی-رفتاری همراه شود. با توجه به فراوانی مشکلات سازشی در دانش آموزان با انواع اختلال های یادگیری خاص، پژوهش حاضر با هدف مقایسه مشکلات هیجانی- رفتاری و پرخاشگری در دانش آموزان با و بدون اختلال یادگیری خاص انجام شد. روش: طرح پژوهش توصیفی از نوع تحلیلی- مقطعی بود. جامعه آماری این پژوهش، تمامی دانش آموزان مقطع ابتدایی با و بدون اختلالات یادگیری (ریاضی و خواندن) شهرستان رشت در سال تحصیلی 98-1397 بودند. دانش آموزان دو گروه مبتلا به اختلال نارساخوانی (14 نفر) و حساب نارسایی (16 نفر) به شیوه نمونه گیری در دسترس و دانش آموزان گروه غیرمبتلا (28 نفر) به روش نمونه گیری هدفمند، انتخاب شدند. ابزار پژوهش حاضر، پرسشنامه پرخاشگری کودکان دبستانی (شهیم، 1385) و مقیاس درجه بندی والدین کانرز- فرم والدین (1996) بود. یافته ها: نتایج تحلیل واریانس یک طرفه نشان داد که بین مشکلات هیجانی- رفتاری در گروه های مختلف، تفاوت معنادار وجود دارد (0/01>P،43/72F=). همچنین نتایج نشان داد که از نظر پرخاشگری، تفاوت در گروه های سه گانه معنادار است (0/01>P،10/88F=). با توجه به نتایج آزمون تعقیبی گیمز- هاول، این تفاوت به نفع گروه غیرمبتلا بود؛ اما تفاوتی از نظر سطوح پرخاشگری و مشکلات هیجانی-رفتاری بین دو گروه دانش آموزان با اختلال نارساخوانی و حساب نارسایی مشاهده نشد (0/05P>). نتیجه گیری: بر اساس یافته های این پژوهش، دانش آموزان با اختلالات یادگیری خاص مشکلاتی در رفتار هنجاری، تکانشگری، مهارت های بین فردی، و ارتباطی دارند و ممکن است به دلیل همین مشکلات، عملکرد تحصیلی پایینی را تجربه کنند. علاوه بر این چون دانش آموزان با اختلالات یادگیری به طور مداوم شکست را تجربه می کنند، در نتیجه در برابر مشکلات هیجانی- رفتاری، آسیب پذیرتر بوده و مشکلات بیشتری را تجربه می کنند.
بر طبق مدل های تعریف شده برای نیازهای انسانی، تعاملات اجتماعی یکی از موارد ضروری می باشد که عدم توجه مناسب به این امر در طراحی مجتمع های مسکونی امروزی و در نظر نگرفتن پیامدهای روانشناختی آن، زندگی فردی و اجتماعی ساکنین را با مشکلاتی مواجه ساخته است. فضای باز و نیمه باز مؤثر درمجموعه های مسکونی به عنوان زمینه ساز تعامل فعال از جمله مواردی می باشد که کمتر در طراحی ها به اهمیت آن ها توجه شده است. منطقه۲۲ تهران به دلیل ویژگی های خاص خود از قبیل دسترسی مطلوب به پارک ها، دریاچه ها، آبشارها و سایر جاذبه های گردشگری جدیدالاحداث و موقعیت جغرافیائی خاص از جمله مناطقی از تهران بزرگ می باشد که بیشترین میزان ساخت و ساز مسکن انبوه در آن مورد انتظار می باشد. از این رو، مقاله حاضر می کوشد ضمن شناسایی عوامل مؤثر بر ارتقاء تعاملات اجتماعی در فضای باز و نیمه باز مجموعه مسکونی منطقه 22 تهران ساکنان مجموعه های مسکونی را از مصرف کننده غیر فعال (در فضای بیرونی) به مشارکت کننده فعال تبدیل نماید. در این راستا، عوامل موثر بر افزایش تعاملات اجتماعی شناسائی و کدگذاری گردیده اند. همچنین، با بهره گیری از روش تحقیق تئوری زمینه ای و روش تحلیل «آنتروپی شانون» به بررسی برهمکنش و تاثیر این موارد بر افزایش تعاملات اجتماعی ساکنین و درجه اهمیت آنها در مقایسه با یکدیگر پرداخته شده و با تقریب قابل قبول محوری بودن تمامی موارد و لزوم به کارگیری همزمان آنها در طراحی نشان داده شده است. در پایان، راهبردهایی جهت بهبود تعاملات اجتماعی با تمرکز بر بهبود فضای باز و نیمه باز برای مجتمع هایی که در آینده در این منطقه ساخته می شوند ارائه گردیده است.
مقاله «بررسی ماهیت حدیث جابر و جایگاه آن در اثبات نام دوازده امام علیهم السلام»، حدیث «لوح جابر» را ساختگی خوانده، نزول هرگونه لوح مکتوب شامل اسامی همه امامان علیهم السلام را انکار، و نیز ادعا کرده که اسامی همه امامان برای غیر ایشان روایت نشده است. نوشتار حاضر در نقد آن مقاله، مهم ترین اشکالات روشی آن را چنین یافته است: به کار نبردن روش متناسب با نقد مجموعه حدیثی لوح، دوگانگی در اعتبارسنجی مستندات، گزینش یک سویه، و نادیده انگاری روایت ها و گزارش های معارض به ویژه در مسئله سن جابر. نیز اشکالات محتوایی آن عبارت است از: ناسازگاری درونی مستندات، استنادهای نادرست، به ویژه در مسئله نابینایی جابر، خلط میان صدور روایت و شیوع آن، نادرستی انکار نزول هرگونه لوح شامل اسامی امامان علیهم السلام، نادرستی ادعای روایت نشدن اسامی همه امامان علیهم السلام برای غیر ایشان.