مقرراتی که در حوزه تجارت بین الملل به تصویب مراجع دولتی نرسیده اند و الزام و ضمانت اجرای دولتی ندارند، دو گونه اند: یا برای گنجاندن در قرارداد طرفین تنظیم شده اند، مانند اینکوترمز، یا این که در قالب کنوانسیون یا قانون نمونه به دولت ها جهت تصویب ارائه شده، اما هنوز به تصویب نرسیده اند. در این مقاله به این مسئله پرداخته می شود که این مقررات چه جایگاه حقوقی ای دارند و بدون توجه به تعاریف حقوق نرم و مناقشات مربوط به آن که اغلب در حوزه حقوق بین الملل عمومی صورت گرفته است، مقررات فوق تحت عنوان حقوق نرم تجاری بین المللی بررسی می شود. وضعیت حقوقی این مقررات بستگی به قلمرو اصل آزادی قراردادی و کیفیت شناسایی عرف در سیستم های حقوقی و دادگاه های داخلی و بین المللی و دیوان های داوری دارد. این مقررات به دلایل مختلفی جایگاه ویژه ای در میان تجار بین المللی پیدا کرده اند. از جمله این دلایل می تواند دخالت خود تجار در تدوین آن ها، تغییر ساختار دمکراسی، آزادسازی اقتصاد و غیره باشد.
از اوایل سال 1990 میلادی وظایف و مهارت های لازم برای شاغلان حسابداری و حسابرسی در محیط کسب و کار جهانی به طور قابل توجهی تغییر نموده است که در این تغییر جهت، موضوع قضاوت بسیار حائز اهمیت است. در حسابرسی برای قضاوت و تصمیم گیری از ویژگی های فردی و ساختاری استفاده می شود. با توجه به این موضوع که حسابرسی شامل قضاوت حرفه ای است، بررسی تأثیر ویژگی های حسابرسان بر قضاوت آنها، اهمیت دارد. هدف این مطالعه کمک به بهبود قضاوت حسابرسی با استفاده از ابعاد هوش هیجانی است. روش شناسی این تحقیق پیمایشی با رویکرد کمی است و این تحقیق از نوع تحقیقات همبستگی و ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه است. جامعه آماری تحقیق، حسابرسان شاغل در سازمان حسابرسی و موسسات حسابرسی عضو جامعه حسابداران رسمی و انتخاب نمونه به صورت تصادفی در مقطع 1393 انجام شده است. در پژوهش حاضر از ابعاد هوش هیجانی شرینگ) 1996 ( استفاده شده است. ابعاد هوش هیجانی در این مدل شامل پنج بعد خودآگاهی، خود تنظیمی، مهارت اجتماعی، همدلی و خودانگیزشی است. پرسشنامه ای منطبق با 39 سوال شامل 34 پرسش مرتبط با هوش هیجانی و 5 پرسش مرتبط با قضاوت حسابرس، در بین 385 نفر توزیع شد و از این تعداد به میزان 96 پرسشنامه واصل گردید که در نهایت 90 پرسشنامه نهایی شد. نتایج نشان می دهد حسابرسان با هوش هیجانی بالاتر، قضاوت مناسب تری انجام می دهند. این مطالعه شروع بسیار مناسبی برای در نظرگرفتن آموزش های مهارت هوش هیجانی در بین حسابرسان است.
وضعیت نابسامان اجتماعی، سیاسی و فرهنگی اروپا (و به ویژه آلمان) در آغاز سده بیستم، هایدگر جوان را به سمت و سوی این پرسش فراخواند که: « نقش و مسئولیت یک متفکر در جامعه چیست؟» او در این زمینه نقش مهمی را برای تعالیم، عقاید و علایق دینی شخصی خود قائل بود، چرا که احساس می کرد با ایجاد تعامل میان دین و فلسفه، می توان میراث فکری و فرهنگی واحدی را برای کل مردم اروپا به وجودآورد و از این طریق مسئولیت خود را به عنوان یک متفکر در برابر آن وضعیت ناگوار ایفا کرد. راهکار او برای این منظور طرح «الهیات تخریب» بود. الهیات تخریب این امکان را فراهم می کرد تا او گذشته (سنت اولیه مسیحی) را هم به عنوان معیار انتقاد حال (سنت متزلزل فلسفی و دینی غرب) و هم امکانی برای زندگی آینده (اصیل بودن) تبدیل کند. بنابراین، در تحقیق حاضر نشان می دهیم که راهکار هایدگر برای ایجاد میراث فکری و فرهنگی واحدی که در نهایت به شکل گیری الهیات تخریب منجر می شود، از یک طرف موجب همدلی یا دیالوگ او با سنت اولیه مسیحی و برخی شخصیت های بزرگ آن (از قبیل پولس، اگوستین، اکهارت، لوتر، شلایرماخر و کیرکگارد) می شود و از طرف دیگر زمینه را برای انتقاد جدی از الهیات و فلسفه سنتی (یا آنچه هایدگر آن را ماهیت انتو تئو لوژیکی غرب می نامد) مهیا می کند.
این پژوهش در راستای بیان علت تفاوت تفاسیر فقها و اندیشمندان مسلمان دربارة حقوق سیاسی اجتماعی زنان از متون ثابت دینی است. طبق هرمنوتیک فلسفی گادامر، تفاوت تفاسیر در تفاوت پیش فهم ها، پیش فرض ها و انتظارات مفسران ریشه دارد. برای بررسی این مسئله، نگارنده ضمن بیان مفروضات رویکردهای مختلف فکری، تفاسیر آن ها دربارة حقوق سیاسی اجتماعی زنان را بیان کرده است. بدین ترتیب مشخص شده است میزان و نوع حقوقی که رویکرد های گوناگون برای زنان قائل اند با نوع نگرششان به زن و ... ارتباطی تنگاتنگ دارد. در واقع، سنت گرایان (با انتظار حداکثری از متون دینی در راستای قانون گذاری در مسائل فردی و اجتماعی) دربارة فعالیت های سیاسی زنان حکم به عدم جواز داده اند و در مقابل اصلاح گرایان (که معتقدند قوانین کلی و برخی از جزئیات در متون دینی ذکر شده و تشخیص حکم برخی جزئیات بر عهدة عقل گذاشته شده است)، نظر مساعدی دربارة فعالیت های سیاسی و حتی مسئلة حکومت ارائه کرده اند و جنسیت را شرط نمی دانند.
زبان فارسی زبانی است با الگوییه ثابت به طورییه واژگانی بر روی هجایی گیرد. وندهای تصریفی و اشتقاقی بعد از اضافه یهیرمییهییین قاعده تبعیت نمی بستهایییزبان خود اضافه میشوند. هدف از این مقاله ارائه شواهد واجی برای گنجاندن گروه واژه بست در نظام سلسلهمراتب نوایی زبان فارسی امروز است. الگوهای واجییید این ادعا استفاده شدند، فرایه پیبست در مرز تلاقی یه واجی و پیای است. نشان داده میین الگوها در سطوح گروه واجیه واجی دیده نمیشود. همچنیییدارای واژهبست هستند با الگوییبست جزء ساخت واجی آنها محسوب میشود تفاوت ساختاری دارد.
در این نوشتار روابط تاریخی ایران و عثمانی و نقش عراق در این روابط و منازعه میان ایران و عثمانی بر سر سرزمین عراق بررسی شده است. همچنین به قراردادهای مرزی بسته شده میان ایران و عثمانی اشاره شده است. در بررسی روابط دو کشور حضور انگلستان و کوشش برای ایجاد اختلاف میان ایران و عثمانی آشکار است. با پایان یافتن جنگ جهانی اول و جدا شدن بخش های وسیعی از عثمانی و فروپاشی این امپراتوری و تشکیل کشور ترکیه و مسلط شدن انگلستان بر عراق، نقش انگلستان در اختلاف های مرزی میان دو کشور بیشتر شد. در این دوره نیز قراردادهای مرزی گوناگونی میان ایران و عثمانی امضا شد که انگلستان در آنها نقش داشت. البته، در گذشته اختلاف های سرزمینی وسیع تر بودند و در تاریخ معاصر اختلاف ها محدودتر و دقیق ترند. در پایانِ نوشتار به این مطلب اشاره می شود که روابط سیاسی و دخالت های کشورهای خارجی به ویژه انگلستان از دلایل اصلی اختلاف های مرزی ایران و عثمانی بود.