پهپادها با توجه به نوع، امکانات و تجهیزات، قادرند مأموریتهای متنوّع اطلاعاتی، شناسایی، مراقبت و هدفیابی و جمعآوری الکترونیکی شنود را با اولویت استفادة بهینه از امکانات و به خصوص منابع انسانی انجام دهند. به عبارت دیگر هواپیماهای بدون سرنشین از جمله تجهیزات پیشرفتة عصر حاضرند که در جنگهای آینده جایگاه ویژهای دارند. از طرفی با توجه به برتری تسلیحاتی و اطلاعاتی کشورهای قدرتمند و معارض جمهوری اسلامی ایران، جنگ های آینده قاعدتاً از نوع ناهمگون بوده و پیروزی در آن ها، مستلزم بهکارگیری ابتکارهای تاکتیکی و استفاده از تجهیزات مناسب است؛ بنابراین استفاده از آرایههای مطلوب پهپادی، می تواند در نظام دفاعی جمهوری اسلامی ایران بسیار مؤثّر واقع شده و در نتیجه برای حفظ و تحکیم امنیت ملّّی کارا باشد. هدف اصلی این مقاله، تبیین آرایههای پهپادی مطلوب برای انجام مأموریتهای اطلاعاتی (شناسایی، مراقبت و هدفیابی و جمعآوری الکترونیکی شنود) در صحنة نبرد ناهمگون است و روش تحقیق، از نوع کاربردی-توسعهای است؛ به این منظور پس از انجام مطالعات وسیع کتابخانهای و انجام مصاحبه با خبرگان و صاحبنظران، در چند مرحله با استفاده از آزمون نسبتها، شاخصهای پهپادی مؤثّر بر انواع مأموریتهای اطلاعاتی تعیین شده است. همچنین با استفاده از آزمون تی استیودنت یک نمونهای و بررسی وضعیت فعلی و وضعیت مطلوب و در نهایت با تشکیل جلسات متعدد خبرگی و نیز با توجه ویژه به عوامل و شاخصهای تأثیرگذار بر انواع مأموریتهای اطلاعاتی، آرایههای پهپادی مطلوب تبیین شده است.
بر اساس ماینونگی گرایی وجهی هر آنچه که می توان به آن التفات داشت یک شیء است، هر چند که وجود نداشته باشد. نیز، وجود صفتی معمولی همچون دیگر صفات است. بسته به اینکه شیئیت یک شیء مبتنی بر اعمال، رفتار و افکار یک عامل شناختی باشد یا نه، دو رویکرد متفاوت در ماینونگی گراییِ وجهی خواهیم داشت.1) رویکرد رئالیستی که بر طبق آن اشیاء ناموجود، مستقل از اینکه مورد التفات قرار بگیرند یا نه، به دامنه اشیاء تعلق دارند و صفاتی را که به داشتنش توصیف می شوند در جهان هایی که التفات مورد نظر را محقق می سازند دارند. 2) رویکر آنتی رئالیستی که بر طبق آن، اشیاء ناموجود بسته به اینکه مورد التفات قرار گیرند به دامنه اشیاء تعلق خواهند داشت و در صورتی که مورد التفات قرار نگیرند اصلاً شیء نیستند که صفاتی داشته باشند. در این نوشتار بر ماینونگی گراییِ وجهیِ آنتی رئالیستیِ پریست نقدهایی را وارد و تعبیری متفاوت از رویکرد اخیر را پیشنهاد خواهیم کرد. آنچه دیدگاه ما را از دیدگاه پریست متمایز می کند این ادعاست که اشیاء ناموجود در رویکرد آنتی رئالیستی اشیائی ناکامل هستند.
بافت های فرسوده شهری به عنوان مانعی بر سر راه تحقق روش های مدرن مدیریت شهری، همواره شاخص های توسعه پایدار شهری را تحت تأثیر قرار داده که با توسعه شهرها و مطرح شدن رویکرد توسعه پایدار، توجه و رعایت اصول پایداری و پیگیری اهداف آن، هر چه بیشتر در برنامه ریزی توسعه شهرها مورد توجه است. در این مطالعه، محدودة اطراف حرم مطهر رضوی با وجود اهمیتی که در رابطه با ورود سالانه بیش از 15 میلیون زائر به شهر داشته است، دارای حجم زیادی بافت فرسوده و قدیمی است که پاسخگوی نیاز زائران و حتی ساکنان شهر مشهد نبوده است. هدف اصلی این پژوهش، توسعه مدل مفهومی جهت تعیین تغییرات واریانسی موجود در شاخص های توسعه پایدار شهری و تعیین روابط بین نوسازی و بهسازی بافت های فرسوده شهری و شاخص های توسعه پایدار در منطقه ثامن مشهد است که با استفاده از روش پیمایشی و ابزار پرسشنامه، جمع آوری داده های تحقیق در بین ساکنان بافت فرسوده اطراف حرم رضوی به تعداد 170 نفر مطابق با روش نمونه گیری مطبق متناسب انجام و از نرم افزارهای آماری SPSS و LISREL جهت تجزیه و تحلیل استفاده شده است. نتایج مدل رگرسیونی نشان داد که، شاخص های شناسایی بافت فرسوده در تبیین واریانس های پایداری شهری از نظر آماری معنی دار هستند؛ شاخص شناسایی نفوذناپذیری بافت فرسوده به اندازة 31/0-، ناپایداری به اندازة 24/0- و ریزدانگی به اندازه 09/0- از واریانس های موجود در شاخص های توسعه پایدار را تبیین کرده اند. نتایج تفسیری از مدل سازی ساختارهای کوواریانسی دال بر وجود اثرگذاری معنادار شاخص های شناسایی بافت فرسوده در منطقه ثامن مشهد روی شاخص های توسعه پایدار شهری دارد. مطابق با نتایج مدل سازی معادلات ساختاری، مدل نهایی پذیرفته شده به اندازة 51/0- از تغییرات پایداری شهری را تبیین کرده است. بنابراین، نتایج به دست آمده نشان می دهد: اولاً با بالا رفتن سطح شاخص های شناسایی بافت فرسوده به ترتیب از نظر نفوذناپذیری، ناپایداری و ریزدانگی، روند توسعه پایدار در بافت فرسوده اطراف حرم با مشکلات جدی مواجه شده است؛ ثانیاً مدیریت شهری با برطرف کردن شاخص های شناسایی بافت فرسوده بدون توجه به ماهیت درونی بافت از نظر اجتماعی، اقتصادی، زیست محیطی و کالبدی، مسیر ناپایداری در شاخص های توسعه پایدار شهری را تداوم بخشیده است.
وجود لندفرم های یخچالی و مجاور یخچالی در ارتفاعات قلاجه حاکی از تغییرات اقلیمی و تغییرات مرزهای مورفوژنیک است. مسأله ی اصلی این پژوهش شناسایی قلمروهای سرد یخچالی و مجاور یخچالی و برآورد ارتفاع خط برف مرز در زاگرس چین خورده با توجه به فقدان مطالعه در زاگرس چین خورده است. بنابراین هدف مطالعه شناسایی شواهد و اثبات حاکمیت وجود قلمرو مورفوژنز یخچالی و تعیین برف مرز آخرین دوره ی یخچالی در ارتفاعات قلاجه است. نقشه های توپوگرافی، زمین شناسی، تصاویر ماهواره ای IRS و داده های اقلیمی دما و بارش ماهانه، ابزارها و داده های اصلی تحقیق هستند. با استفاده از تصاویر ماهواره ای و بازدیدهای متعدد میدانی، موقعیت سیرک های منطقه شناسایی شده و به بازسازی خط تعادل برف و یخ گذشته (ELA) اقدام گردید. از روش ارتفاع کف سیرک پورتر و روش رایت برای برآورد حد برف مرز آخرین دوره ی یخچالی وورم و حال حاضر استفاده شد. از آزمون توان دوم کی (پیرسون) برای محاسبه ی رابطه بین گسترش و پراکنش سیرک ها با جهات ناهمواری ها استفاده گردید.
برف مرز دوره ی وورم با استفاده از مدل پورتر در ارتفاع 2019 متری و از روش رایت در ارتفاع 2015 متری به دست آمد. همچنین خط تعادل آب و یخ در دامنه های شمالی و جنوبی به ترتیب در ارتفاع 2033 و 2075 متر به دست آمد و ELAمنطقه برابر با 42 متر است. نتایج آزمون توان دوم کی نشان داد که بین شکل گیری سیرک های موجود در منطقه با جهات جغرافیایی و جهات ناهمواری ها ارتباط معناداری وجود دارد و سیرک های منطقه در دامنه های شمالی گسترش بیشتری داشته اند. بطوری که 7/66 درصد از سیرک های منطقه در دامنه های شمالی و 3/33 درصد سیرک ها در دامنه های جنوبی شکل گرفته اند. مقایسه ی نتایج به دست آمده از مدل های اقلیمی و شواهد ژئومورفولوژیکی آخرین دوره ی یخچالی، اثبات کننده ی حاکمیّت قلمرو یخچالی از ارتفاع 2000 متری به بالا در ارتفاعات قلاجه است.
زمینه: تحقیقات نشان داده است که علاوه بر هوش، متغیرهای دیگری نیز مانند باورهای دانش آموزان در مورد ریاضی بر نحوهً عملکرد و پیشرفت تحصیلی آنان موثر است. بنابراین، بررسی خصوصیات روان سنجی ابزارهای پر کاربرد از جمله مقیاس باورهای تحصیلی ریاضی، حائز اهمیت است. هدف: هدف این پژوهش بررسی کارایی نسخه بومی شده ی مقیاس باورهای تحصیلی ریاضی (لدر و هلن، 2002) برای استفاده در فرهنگ جامعه آموزشی ایران می باشد که این پرسشنامه بخشی از پرسشنامه نگرش ریاضی فنما و شرمن (1976) است . روش: به این منظور، با استفاده از نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای تعداد 250 نفر از دانش آموزان سوم دبیرستان انتخاب و به سوالات مقیاس باورهای تحصیلی ریاضی پاسخ دادند. یافته ها: نتایج تحلیل عاملی به روش مولفه های اصلی وجود سه عامل را برای مقیاس باورهای تحصیلی ریاضی تایید کرد که عامل اول 17/20، عامل دوم 97/10 و عامل سوم 93/7 درصد از واریانس کل آزمون را تبیین نمود. برای محاسبه اعتبار همگرای مقیاس باورهای تحصیلی ریاضی از همبستگی بین آن و نمرات آزمون پایان ترم ریاضی دانش آموزان استفاده شد. نتایج نشان داد که ضریب همبستگی بین مقیاس و آزمون 72/0 است که در سطح 001/0>p معنی دار می باشد. پایایی مقیاس باورهای تحصیلی ریاضی با استفاده از ضریب آلفا 83/0 است که قابل قبول و رضایت بخش می باشد. نتیجه گیری: نتایج به دست آمده از بررسی شاخص های روان سنجی مقیاس باورهای تحصیلی ریاضی نشان دادند که مقیاس مذکور در سنجش باورهای تحصیلی ریاضی دانش آموزان دوره دبیرستان کارایی لازم را دارا می باشد و می توان از آن در پژوهش های حوزه آموزش ریاضی استفاده کرد.
با گذر کردن از صفحات وب ایستا, کتابخانه Cal Poly خدمات جدید و تعاملی مبتنی بر وب را برای دانشجویان و اعضای هیئت علمی با استفاده از قدرت جاوا و توانایی پایگاههای اوراکل طراحی کرده است. در نتیجه کتابخانه توانسته است به گونه ای, رهبری را در سطح دانشگاه در رابطه با محیط آموزشی دیجیتالی ایجاد کند.