هدف: هدف تحقیق حاضر سنجش میزان آشنایی دانشجویان مقطع کارشناسی دانشگاه شیراز با مهارتهای جستوجوی پیوسته در پایگاه های اطلاعاتی و عوامل اثرگذار بر این مهارتهاست.
روش/ رویکرد پژوهش: روش پژوهش در این تحقیق، پیمایشی توصیفی و تحلیلی است . براساس منابع موجود در زمینه مهارتهای جستوجو، هفت مهارت و هشت عامل تاثیرگذار در شناخت این مهارتها انتخاب شد. تحقیق حاضر بر آن است تا درصد آشنایی دانشجویان با هر یک از این مهارتها، تاثیر عوامل اثرگذار بر این مهارتها، و تفاوت مهارتها در دانشجویان سال اول و آخر را مورد بررسی قرار دهد. برای گردآوری دادهها از پرسشنامه استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده به کمک آمار توصیفی و تحلیلی انجام شد و نرمافزار به کارگرفته شده نرم افزار علوم اجتماعی بوده است.
یافتهها: نتایج تحقیق نشان داد که از لحاظ آشنایی با مهارتهای جستوجو، میان دانشجویان سال اول و آخر، تفاوت معنیداری وجود نداشته و میزان آشنایی دانشجویان با این مهارتها پایینتر از حد متوسط بود. درکل، بین برخی عوامل اثرگذار با میزان آشنایی با مهارتهای جستوجو تفاوت معنیداری مشاهده شد.
نتیجهگیری: در کل، میزان آشنایی دانشجویان مقطع کارشناسی با مهارتهای جستوجوی رضایتبخش نبود و به منظور بهبود آن پیشنهاداتی ارائه گردید.
به منظور ارائه الگوی اضطراب رایانه در سازمان های ورزشی ایران، تحقیقی از نوع همبستگی اجرا و تعداد 574 نفر از مدیران و کارشناسان، با استفاده از نمونه گیری تصادفی به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار اندازه گیری پرسشنامه های استاندارد اضطراب رایانه هاینس و همکاران (1987)، خودکارآمدی رایانه مورفی و همکاران(1989)، انگیزش پیشرفت هرمانس (1970)، اضطراب خصیصه ای اسپیلبرگر و همکاران (1983) و محقق-ساخته تجربه با رایانه بود که روایی محتوایی آن را گروهی از متخصصین صاحب نظر دانشگاهی مورد تأیید قرار دادند. برای تحلیل داده ها از تحلیل عاملی تأییدی و مدل معادلات ساختاری استفاده شد. یافته ها نشان می دهند خودکارآمدی رایانه (39/0-) و بعد از آن تجربه کار با رایانه (19/0-) بیشترین اثر معکوس را بر پدید آمدن اضطراب رایانه می گذارد. با توجه به ضریب کلی تعیین (85/0R2=)، معادله ساختاری کاهش یافته (74/0R2=) و تبیین حدود 85% تغییرات اضطراب رایانه، می توان گفت مدل حاضر مدلی نسبتاً خوب و برازنده است که می توان به آن اتکا کرد.
هدف: هدف این پژوهش شناسایی و دسته بندی شاخص ها و مصداق های رفتار علمی دانشمندان است.
روش: ابتدا متون مربوط به حوزه های مختلف درباره رفتار علمی و به طور عام ویژگی های دانشمندان و فرایندهای علمی مرور شد و مفاهیم کلیدی به صورت تطبیقی در جدول هایی قرار گرفت. سپس با استفاده از مبانی نظری روان شناسی رفتار، مفاهیم دسته بندی گردید و در نهایت به صورت تحلیلی روابط بین آن ها بیان گردید.
یافته ها: این مطالعه نشان داد که مفاهیم مرتبط با ویژگی های فکری و رفتاری دانشمندان به طور پراکنده در متون حوزه های مختلف علمی مانند روان شناسی رفتار، جامعه شناسی علم، و روش شناسی پژوهش قابل تشخیص است و می توان آن ها را در پنج شاخص کلی قرارداد. شاخص های شناسایی شده در این مطالعه منطبق با مبانی نظری روان شناسی رفتار است و دارای یک چرخه مداوم و پایدار در جامعه علمی است که پیوسته در حال رشد است. شناسایی این شاخص ها به سازمان هایی که مسئولیت تربیت پژوهشگر را بر عهده دارند، به ویژه دانشگاه ها، کمک می نماید که معیاری برای تعیین هدف و اندازه گیری تحقق آن در اختیار داشته باشند. شاخص های شناسایی شده در این پژوهش می تواند مبنای برخی پژوهش ها در حوزه علم اطلاعات شود.
«گلیم پیچ باف» در ولایت کرمان از دست بافته های عشایری است که در بین بافندگان شهرستان های سیرجان، بافت و بخش هایی از جیرفت رایج گردیده و از مفاخر فرهنگی این نواحی است. این سوال پیش می آید که این شیوه ی بافندگی چگونه در ولایت کرمان شکل گرفته است و سابقه ی تاریخی آن به چه دوره ای می رسد؟ براساس منابع تاریخ محلی، مهم ترین ایلات در تولید «گلیم پیچ باف» در ولایت کرمان، ایلات افشار و بچاقچی بوده اند که در سده های گذشته از ولایت آذربایجان به ولایت کرمان مهاجرت کرده اند. بر اساس منابع تاریخ فرش، مناطق آذربایجان، قفقاز و آناتولی مراکز قدیمی این شیوه ی بافندگی گلیم محسوب می شوند. فرض مقاله بر این است که رایج شدن شیوه ی پیچ بافی گلیم در ایلات افشار و بچاقچی با حضور آنها در مقطعی از تاریخ در مراکز مزبور ارتباط مستقیم دارد.
شیوه ی پیچ بافیِ گلیم در طی پانصد سال گذشته توسط ایلات افشار، بچاقچی و شول در ولایت کرمان به کار رفته و با هنر بومی مراکز بافندگی در این استان عجین گشته است. «گلیم پیچ باف» با خلاقیت و نوآوری بافندگان این ناحیه طی دهه های گذشته با نام «گلیم شیریکی پیچ» مطرح گردیده و نقش مهمی در فرهنگ و اقتصاد این منطقه بر عهده داشته است. عدم وجود تاریخچه ی متقنی از این دست بافته و اشارات کوتاه و گاهی ابترِ برخی منابع در این زمینه و عدم تطبیقِ علمی آنها با منابع تاریخی، این وظیفه را فرض کرد که با روش تحقیق تاریخی با استفاده از منابع تاریخ ملی، محلی و منابع تاریخ فرش این پژوهش تدوین گردد.
پیچیدگی، تنوع و تغییرات سریع و روزافزون که از خصوصیات بارز محیط امروز سازمان هاست، شرایطی را به وجود آورده که غفلت، سستی و عدم توجه به آن، هر سازمانی را از گردونه رقابت و حتی حیات حذف خواهد کرد. امروزه سازمان ها دریافته اند که هیچ چیز به اندازه دانش و نوآوری نمی تواند آنها را در دنیای رقابتی مطلوب قرار دهد. از این رو این پژوهش با هدف تبیین عملکرد شرکت با استفاده از مدیریت دانش و نوآوری در بین شرکت های تولیدی استان گیلان که دارای واحد تحقیق و توسعه می باشند، صورت گرفته است. این پژوهش از نوع توصیفی، تحلیلی با تاکید بر شاخه همبستگی بوده است. جامعه مورد پژوهش از کلیه شرکت های تولیدی استان گیلان که دارای واحد تحقیق و توسعه می باشند، 57 شرکت انتخاب شد. در این تحقیق برای جمع آوری داده ها از نمونه گیری احتمالی ساده استفاده شد و از بین 57 شرکت، 39 شرکت مورد بررسی قرار گرفت. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه بوده که پایایی و روایی آن مورد تایید قرار گرفت. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آمار توصیفی، استنباطی به کمک نرم افزار SPSS19 و Visual PLS1.04 استفاده شد. یافته ها نشان داد که بین میزان قابلیت مدیریت دانش و سرعت، مقدار نوآوری و همچنین سرعت، مقدار نوآوری و عملکرد شرکت با کمک روش تحلیل مسیر رابطه معنی داری وجود دارد.
پژوهش حاضر با هدف مشخص کردن رابطة سیستم مغزی- رفتاری و کمال گرایی با علائم افسردگی در دانشجویان کارشناسی دانشگاه شهید چمران اهواز اجرا شد. مطالعة حاضر از نوع توصیفی- همبستگی بود. نمونة مورد بررسی شامل 360 دانشجوی پسر و دختر مقطع کارشناسی دانشگاه شهید چمران اهواز بود که به روش تصادفی چند مرحله ای از جامعة 8000 نفری دانشجویان این دانشگاه در سال 91 برگزیده شد. ابزار جمع آوری اطلاعات، مقیاس فعال سازی/ بازداری رفتاری کارور و وایت، مقیاس کمال گرایی چند بعدی فلت و هویت و سیاهة افسردگی بک بود. اطلاعات حاضر از اجرای پرسشنامه ها به وسیلة ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چند متغیری تجزیه و تحلیل شد. نتایج تحلیل همبستگی متغیر ها بیان کنندة همبستگی مثبت معنادار علائم افسردگی با کمال گرایی خود مدار، کمال گرایی جامعه مدار و بازداری رفتاری بود و همبستگی منفی معنادار بین علائم افسردگی و فعال سازی رفتاری بود. همچنین نتایج تحلیل رگرسیون چند گانه نشان داد که از بین متغیر های مورد مطالعه، متغیر های کمال گرایی جامعه مدار و سیستم فعال ساز رفتاری بیش ترین سهم را در پیش بینی علائم افسردگی داشتند. بنابراین، می توان بیان کرد که رابطة بین علائم افسردگی با کمال گرایی و سیستم مغزی/ رفتاری جالب توجه است.
اسلام، آئین الهی و مقدسی است که برای خانواده اهمیت فراوان قائل است و آن را سنگ بنای مهم حیات اجتماعی می داند از این جهت، روایات فراوانی برای رشد و تعالی خانواده وارد شده است. آسیب شناسی فهم روایات نقش مهمی در تشخیص روایات صحیح از احادیث جعلی، تبیین روایات اسلامی و به تبع آن، استحکام بنیان خانواده بر پایه قوانین اسلام دارد. از سوی دیگر غفلت از این امر و عدم درک روشمند روایات، ممکن است سبب پذیرش روایات جعلی و یا تفسیر به رأی روایات صحیح می شود. مهمترین آسیبهای برخی از روایات مربوط به خانواده عبارتند از: مخالفت با قران کریم؛ غفلت از سیره عملی معصومین (علیهم السلام)؛ راهیابی برخی روایات جعلی در حوزه خانواده؛ ناآگاهی از جدیدترین یافته های قطعی علوم پزشکی و روانشناسی؛ افراط و تفریط در پذیرش روایات؛ بررسی حدیث فارغ از سبب صدور آن؛ اعتماد بر خرافات در پذیرش روایات؛ غفلت از هویت انسانی زن
رشد و گسترش گردشگری از جمله پدیده های مهم اواخر قرن بیستم بوده که با سرعت در عصر حاضر نیز ادامه دارد. نواحی روستایی و کوهستانی مهم ترین عرصه هایی هستند که در زمینه گردشگری و فعالیت های وابسته به آن به شدت مورد بهره برداری قرارگرفته و با تحولات مستمر در زمینه کاربری اراضی و پیامدهای حاصل از آن مواجه شده اند. در تحقیق حاضر سعی شده به این سؤال اساسی پاسخ داده شود که آیا گسترش گردشگری خانه های دوم در ابعاد زیست محیطی، اقتصادی، اجتماعی و کالبدی در منطقه شهری فیرروق تأثیری داشته است؟ ازآنجایی که پدیده گردشگری و به ویژه گردشگری خانه های دوم در اثر ارتباط دو جامعه شهری و روستایی شکل می گیرد، تأثیرات این پدیده به صورت طیف در این دو گروه قابل بررسی است. روش تحقیق در پژوهش حاضر ترکیبی از روش های کمی و کیفی بوده و داده های موردنیاز از طریق روش های اسناد، و میدانی گردآوری شده است. ابزار گردآوری داده های میدانی ترکیبی از پرسشنامه، مصاحبه و مشاهده بوده است. جامعه آماری شامل 2500خانوار ساکن در منطقه شهری فیرروق از توابع شهرستان خوی، استان آذربایجان غربی بوده که بر اساس فرمول کوکران 337 خانوار به عنوان حجم نمونه انتخاب شده و به همین تعداد پرسشنامه در بین خانوار توزیع شده است. نتایج نشان داد گردشگری خانه های دوم در حوزه اقتصادی بر وضعیت درآمد و پس انداز، در حوزه اجتماعی فرهنگی سبب رشد و بلوغ فرهنگی و در زمینه زیست محیطی و کالبدی سبب تغییر در ساختار سکونتگاهی و تغییر در بافت و چهره طبیعی منطقه شده است.