برقراری امنیت اجتماعی توسط نظام های سیاسی موجب آرامش روانی، رضایتمندی و مطلوبیت زندگی مردم و تداوم قدرت و حیات سیاسی زمامداران می گردد. زمامداران با جلوگیری از چالش های ضدِّ امنیتی، به شیوه های گوناگون، امنیت حوزه حاکمیتی خود را تأمین می کردند. حکومت قاجار نیز با عوامل برهم زننده نظم و امنیت روبه رو بود که موجودیت آن را به چالش می کشید و باید در برابر این بحران ها اقداماتی انجام دادند دهند تا حاکمیت خویش را تداوم بخشند. اما، تدابیر به دلیل گستردگی قلمرو، ساختار سیاسی، کانون های بحران داخلی و پیچیدگی اوضاع در اثر حضور قدرت های فرامنطقه ای، از عهده امنیت پایدار و نهادینه برنیامدند. در این بررسی که از نوع پژوهش تاریخی است بر اساس منابع و به شیوه توصیفی- تحلیلی، برخی از عوامل مؤثر در بروز ناامنی اجتماعی در دوره قاجاریه، از آغاز تا پایان سلطنت ناصرالدین شاه، بررسی و اقدامات قاجارها برای برقراری امنیت و مقابله با ناامنی تحلیل می شود. یافته پژوهش نشان می دهد که اقدامات تأمینی قاجارها بیشتر متکی بر اعزام قشون برای سرکوب شورش ها، به کارگیری نیروهای امنیتی سنّتی و به کار بستن مجازات های خشن نسبت به عوامل انسانی ناامنی بود که به سبب کارساز نبودن و ایجادنکردن بسترهای تقویت کننده امنیت پایدار، پدیده ناامنی اجتماعی امری متداول بود.
نظام حکومتی و تشکیلات اداری ایران در طول تاریخ تغییر کرده و دگرگون شده است. یکی از مناصبی که در بعضی از اعصار دایر بود و جزو مشاغل مهم دیوانی به شمار می رفت منصب امیر دادی است. صاحب این سمت را امیر داد یا میر داد می گفتند. فرهنگ نویسان و اربابان لغت چندین وظیفه متفاوت را برای امیر داد برشمرده اند. عده ای او را همان قاضی القضات می دانند. برخی وی را مجری اوامر شاه در روز مظالم و بعضی دیگر متصدی رسیدگی به امور توده مردم تلقی کرده اند. عده ای نیز از او با عنوان وزیر یا سرپرست دیوان عدالت یاد کرده اند. نگارنده در این مقاله به دنبال پاسخ به این پرسش اساسی است: امیر داد در تشکیلات اداری قدیم چه جایگاهی داشته و چه وظایفی برعهده او بوده است؟ این مقاله در چهار بخش تدوین شده است: در بخش نخست، ساخت واژگانی امیر داد بررسی می شود. بخش دوم، روزگار رواج این اصطلاح را می کاود. در بخش سوم، با توجه به برخی شواهد ادبی و تاریخی موجود، وظایف امیر داد و جایگاه او در نظام های حکومتی ای شرح داده می شود که این منصب را به رسمیت می شناختند. سرانجام در بخش چهارم، نگارنده به ذکر چند نکته درباره آداب تفویض سمت امیر دادی پرداخته است.
شیخ اشراق از موافقان نظریه وجود ذهنى است و براى اثبات آن برهان اقامه کرده است. او به تمایز عالم ذهن و عین و وجود صور معقوله در ذهن اذعان مى کند، اما ملاک ادراک و تعقل از نظر وى صورت معقوله نیست. ادراک حقایق از نظر سهروردى با شهود مستقیم و بى واسطه نفس حاصل مى شود که او آن را علم اشراقى مى نامد. پس ملاک ادراک از نظر او علم اشراقى نفس است؛ و صورت معقوله که همراه با علم اشراقى در ذهن حاصل مى شود و به عقیده شیخ اشراق وجودى مثالى دارد، تبعى و ثانوى به شمار مى آید. نفس با علم اشراقى به درک اشیا نایل مى شود و در این هنگام براساس برهان شیخ اشراق صورت شى ء در ذهن وجود پیدا مى کند. بنابراین اعتقاد سهروردى به وجود ذهنى با علم اشراقى ناسازگار نبوده، قابل جمع است.
اقتباس سینمایی یکی از شاخه های مطالعات بینارشته ای می باشد که در حوزه پژوهش های ادبیات تطبیقی تقسیم بندی می شود. نظریه پردازان این حوزه در تعریف اقتباس از یک درگیری بینامتنی طولانی مدت با اثر اقتباس شده سخن می گویند. بنابراین مطالعة اقتباس سینمایی یک مطالعه بینامتنی است. از آن جا که در مطالعة بینامتنی،متنفقط به متن نوشتاری محدود نمی شود، می توان اثر ادبی و فیلم سینمایی اقتباس شده از آن را در قالب نظریة فزون متنیّت ژرار ژنت که از مهم ترین نظریات حوزة بینامتن است تحلیل کرد؛در اینجا اثر ادبی در حکم پیش متن و اثر سینمایی در حکم بیش متن بررسی می شود. تحقیق حاضر با این فرض به بحث اقتباس در سینمای ایران توجه کرده و به بررسی یک نمونة بحث برانگیز در این حوزه پرداخته است: فیلم خاکاثرمسعود کیمیاییکه براساس داستان اوسنه باباسبحان نوشتة محمود دولت آبادیساخته شده است. مطابق نظریة ژنت، گشتارهای رخ داده در فرایند اقتباس طبقه بندی شده و در خصوص آن ها ارزش داوری شده است. در جمع بندی این نتایج آشکار شده که بیشترین گشتار رخ داده در فرایند اقتباس از نوع ارزش گذاریِ مکرر(Revaluation) می باشد. این گشتار نشان دهندة نظام ارزشی ویژة فیلم ساز است؛ یعنیکیمیایی در اقتباسهای خود بیش از آن که جهان ارزشیِ نویسندة داستان را بازتاب دهد، به برجسته کردن ارزش هایی می پردازد که در نظام فکریِ خود او معتبر است.
در این پژوهش، شرایط لازم از نظر ایمان، تقوا، علم و اجتهاد قاضی برای نشستن بر مسند قضاوت در حکومت اسلامی، با استفاده از آیات قرآن کریم و روایت معصومان(ع) که در کتاب کافی بازتاب یافته، تبیین شده است. بر اساس آیات قرآن کریم، تحقق چهار ویژگی مهم «ایمان»، «علم»، «عدالت» و «تقوا» برای یک قاضی ضروری است. از میان این ویژگی ها، علم قاضی مورد توجه فقها بوده است و دو دیدگاه لزوم اجتهاد و عدم لزوم آن طرح شده است. طرفداران دیدگاه نخست، به روایت «عمربن حنظله» و گروه دیگر به روایت «ابوخدیجه» استناد می کنند. با توجه به توصیه اَکید دین اسلام نسبت به جان، مال و ناموس مردم، احتیاط حکم می کند که شرط اجتهاد را در قاضی لازم بدانیم. از سوی دیگر، می توان تفصیل ویژگی های قاضی در قرآن کریم را در روایات معصومان(ع) جست که لزوم رعایت مساوات، حتّی در نوع نگاه قاضی به دو سوی نزاع از این جمله است. این پژوهش در روش گردآوری مطالب، کتابخانه ای است و در نحوه استناد داده ها، از شیوه اسنادی پیروی می کند و روش آن در تجزیه و تحلیل مطالب و محتوا، از نوع توصیفی تحلیلی است.
وضعیت «آنارشیک» گونه فضای سایبر، تأثیرات عمیقی روی منافع و امنیت ملی کشورها می گذارد. بازیگران ناشناس متعددی روزانه منافع و زیرساخت های حیاتی دیگر بازیگران را تهدید می کنند. دولت ها باید راهی برای کاستن از آسیب های این فضا بیابند و استراتژی بازدارندگی می تواند در این زمینه به کار آید. مقاله حاضر به بررسی این موضوع می پردازد که آیا استراتژی بازدارندگی در فضای سایبر کارآمدی دارد؟ و شرایط این کارآمدی کدام ها هستند؟ یافته های این پژوهش نشان می دهد که هرچند استراتژی بازدارندگی نمی تواند همانند دوران جنگ سرد در فضای مجازی نیز کارآیی داشته باشد اما پتانسیل زیادی برای محافظت از منافع و امنیت ملی کشورها دارد. سه مولفه اساسی برای کارآمدی این استراتژی نیز شناسایی شدند که عبارتند از قدرت دفاعی زیاد، قابلیت شناسایی مهاجم و توانمندی انجام اقدامات تلافی جویانه سخت. «شناسایی» مولفه کلیدی و اساسی نظریه بازدارندگی در حوزه سایبری هست. چرا که شناسایی موفق، متضمن موثر و مفید بودن اقدامات تلافی جویانه است و باعث می شود که تهدیدات واقعی از بین بروند. همچنین یافته های این مقاله نشان می دهند که استراتژی بازدارندگی بدون اقدامات تلافی جویانه، موفق نخواهد بود. در نبود اقدامات تلافی جویانه، مهاجمان بالقوه هم انگیزه ای برای خودداری از حمله ندارند.
مسالة «خلق کلیت» یا حفظ و تکوین آن، از کوچکترین اجزا در معماری گرفته تا منظر شهری چیزی است که امروزه طراحان را به طور جدی با خود درگیر کرده است. رشد شهر نه زادة ذهن یک نفر است و نه زادة یک گروه منسجم از اذهان. بافت و ساختار شهرهای امروزی حاصل فرآیندی است که از سالهای بسیار دور آغاز شده است. شناخت معماری و شهرسازی تاریخی میتواند زمینة مناسبی برای درک الگوهای سنتّی پدید آورد تا با توجه به آن بتوان آثاری خلق کرد که ضمن دارا بودن خصوصیات کالبدی و کارکردیِ مناسب، از هویت فرهنگی شایستهای نیز برخوردار باشد. در نظری به شهرهای تاریخی میتوان آنها را همچون کلیتی جامع و منسجم ادراک کرد. این جامعیت نه تنها در کلِ شهر بلکه در کوچکترین اجزای آن نیز احساس شدنی است. براساس نظریة هولوگرافیک، کل در درون جزیی است، که در درون کل است
"". این فرضیه با ملاحظة چگونگی تبدیل دیدگاه هولوگرافیکی به الگویی که بتواند وجود""کل در اجزا را در معماری و شهرسازی پوشش دهد، با تحلیل بافت تاریخی شهر آمل مورد بررسی قرار می گیرد. هدف این نوشتار، تبیین الگوی هولوگرافیک در شناخت عمده ترین متغیرهای تأثیرگذار در رشد و توسعه مشتمل بر مفهوم شهر، بافت و محله است. این «الگو» می تواند با پرهیز از تقلید یا تکرار کار گذشتگان، تجربیات آنان را در قالب آثار متنوع معماری نمایان سازد. در این مقاله تلاش شده در قدم اول اندیشة هولوگرافیکی دانشمندان و عرفا تعریف شود و در پایان پیرو دیدگاه هولوگرافیکی به کشف الگوی مناسبی جهت تحلیل آثار معماری و شهرسازی دست یابیم تا در خدمت تعمیقِ تحقیق در تاریخ معماری ایران قرار گیرد.
گردشگران بالقوه بر اساس برداشت ها، پنداشت ها و تصویر ذهنی از یک مقصد تصمیم سفر را اتخاذ می کنند. هدف اولیه مطالعه حاضر این است که به سنجش ابعاد سازه ی تصویر ذهنی ادراک شده از مقصد کشور پرداخته و سپس تاثیر تصویر ذهنی ادراک شده را بر نیت سفر به ایران مورد مطالعه قرار دهد. به این منظور، گردشگران سفر نکرده به ایران که عضو شبکه مجازی کوچ سرفینگ می باشند،به عنوان جامعه آماری در نظر گرفته شدند.با استفاده از نمونه گیری در دسترس تعداد 620 پاسخگو در مطالعه شرکت نمودند. داده های جمع آوری شده با استفاده از روش تحلیل عاملی اکتشافی ، تاییدی و آزمون t مورد تحلیل قرار گرفته اند. نتایج پژوهش نشان می دهد که سازه ی تصویر ذهنی کلی ادراک شده شامل دو بعد تصویر ذهنی شناختی و عاطفی است و گردشگران سفر نکرده به ایران تصویر ذهنی عاطفی مثبتی نسبت به کشور دارند . همچنین تصویر ذهنی شناختی از کشور پایین تر از سطح متوسط می باشد.دیگر نتایج نشان داد که تصویر ذهنی کلی نیز بر نیت گردشگران نسبت به سفر به کشور تاثیر گذار است.