شیوع رفتار انحرافی در میان نوجوانان ، از حادترین مسائل اجتماعی جوامع مختلف است که ریشهدار شدن آن موجب بیم و نگرانیهای زیادی است. به منظور شناخت عوامل مرتبط با گرایش نو جوانان پسر شهر ایلام به رفتار بزهکارانه، این مقاله ، به شیوه پیمایشی و با توزیع پرسشنامه به روش نمونهگیری خوشهای ، 370 نفر از پسران نو جوان شهر ایلام را ارزیابی کرده است. یافتهها بیانگر آن است که تقلب در امتحان، رفتارهای جنسی و دعوا کردن، بیشترین گرایش را در بین پاسخگویان داشتهاند. همچنین، از میان 10 متغیر مستقل آزمون شده، متغیرهای؛ نظارت خانواده، صمیمیت بین اعضای خانواده، آشفتگی خانواده، داشتن مجرم در خانواده ، تعلق خاطر به مدرسه، همنشینی با دوستان بزهکار ، وابستگی به دوستان، استفاده از تولیدات فرهنگی داخلی و استفاده از تولیدات فرهنگی خارجی با گرایش پسران نوجوان به رفتار بزهکارانه رابطه معنیدار داشتهاند. تفسیر نتایج تحلیل رگرسیونی چند متغیره گام به گام نشان میدهد که متغیرهای همنشینی با دوستان بزهکار، صمیمیت بین اعضای خانواده، میزان استفاده از رسانههای خارجی، وابستگی به دوستان و نظارت خانواده، 43 درصد از تغییرات متغیر وابسته را تبیین نمودهاند.
در عرصه فضایی، سکونتگاه های انسانی اجزای تشکیل دهنده یک نظام در قلمرو فضای جغرافیایی خاص قلمداد می شوند و از این رو، همواره بین آنها مناسبات گوناگون وجود دارد. پژوهش حاضر، به لحاظ روش، از مطالعه اسنادی و از نظر تجربی، برای بررسی متغیرها، از روش پیمایشی (پرسشنامه) سود می جوید؛ و حجم نمونه 240 نفر است. نمونه گیری به-روش طبقه بندی انجام می پذیرد و تعداد نمونه ها، بر اساس سهم جمعیتی در هر روستا، توزیع و پرسشگری آنها به صورت تصادفی انجام می گیرد. برای پردازش داده ها، با توجه به سطح سنجش متغیرها، از روش های آماری توصیفی و آماره های استنباطی استفاده می شود. نتایج پژوهش نشان دهنده تاثیرگذاری احداث شهرک عشایری بر شاخص های اجتماعی، اقتصادی و کالبدی روستاهای پیرامونی است.
نظریه «رفتار عقلانی» و الگوهای مبتنی بر آن در اقتصاد سنتی (متعارف) که رویکرد نئوکلاسیکی بر آن حاکم است، در زمینه واقع نمایی، تبیین و پیشبینی، نارسایی هایی داشته که مسلماً بعضی از آن ها طی زمان برطرف شده است. این پژوهش اولاً در صدد یافتن پاسخ این سؤال است که آیا بهره گیری از سایر دانش ها اعم از فلسفی یا علمی، عقلی یا تجربی، در برون رفت از آن کاستی ها مؤثر بوده است؟ و ثانیاً اگر از ابتدا از اندیشه اسلامی استفاده می شد، آیا چنین معضلاتی کمتر بروز می کرد. لذا با رویکرد تاریخی، این موضوع میان رشته ای بررسی گردید و با استفاده از مستن دات کتابخان ه ای و روش تحلیل ی توصیفی معلوم شد که نظریه رفتار عقلانی، محصول روش قیاسی فلسفه است که به صورت یک اصل متعارفی به علوم گوناگون از جمله اقتصاد راه یافته است و چون با تکیه بر این نظریه، الگوهای رفتاری اقتصادی ساخته شده، مانند آن نظریه، مبتنی بر اصول موضوعه متعددی است که آن ها هم در دانش های گوناگون مورد توجه بوده است. اما در پی بروز تردید هایی بارها آزمون گردیده که در بسیاری موارد این الگوها رد شده است ولی با کمک علوم دیگر در آن اصلاحاتی صورت گرفته و از آن کاستی ها برون رفته است. همچنین یکی از نارسایی های باقی مانده از دید اسلامی، ناتوانی در تبیین رفتار ایثارگرانه است که آنان به آن رفتار «فارغ از خود» می گویند که گویا معقول نیست و با توجه به اینکه از قرن ها قبل در اندیشه اسلامی علاوه بر «خود طبیعی»، «خود انسانی» نیز مطرح بوده، آشکار است که اگر اقتصاد سنتی از همان موقع این اندیشه اسلامی را بکار می برد؛ رفتار ایثارگرانه را غیر قابل توجیه نمی شمرد، چون این نوع رفتار نیازهای «خود انسانی» را که از اهمیت بیشتری برخوردار است برآورده می سازد. بدیهی است که این اجتناب، ریشه در مباینت عقلانیت در اقتصاد متعارف و اقتصاد اسلامی دارد.
هدف پژوهش حاضر، بررسی رابطه پایگاه هویت و روابط ولی ـ فرزندی در زنان معتاد است. این تحقیق از نوع توصیفی ـ پس رویدادی است. نمونه مورد بررسی شامل 40 نفر از زنان معتاد مراجعه کننده به مراکز توانبخشی معتادین و40 زن غیرمعتاد و همتا با این گروه است. از آزمون گسترش یافته عینی پایگاه هویت من (EOM-EIS2) (مارسیا، 1966) و مقیاس روابط ولی- فرزندی (فاین و همکاران، 1983) به عنوان ابزار جمع آوری داده ها استفاده شد.
تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل تشخیصی گام به گام نشان داد رابطه با پدر، رابطه با مادر و هویت معوق، به ترتیب از بیشتر به کمتر توانایی پیش بینی عضویت افراد در گروه های معتاد و غیرمعتاد را دارند. لذا ارتقاء روابط والدین با فرزندان و کمک به فرزندان در غلبه بر هویت ناپایدار و معوق می تواند به عنوان عوامل محافظت کننده در برابر اعتیاد در نظر گرفته شوند.