هدف های توسعه هزاره مجموعه ای از هدف های توسعه بین المللی هستند که شامل 8 هدف یا آرمان کلی و 21 هدف عملیاتی هستند که همه کشورها متعهد شده اند تا سال 2015 به آنها دست پیدا کنند. بررسی عملکرد کشورهای آسیای مرکزی حکایت از دستاوردهایی نامتقارن در دستیابی به این هدف ها دارد. این مقاله در نظر دارد تا تأثیر میزان ادغام اقتصادی کشورهای منطقه در اقتصاد جهانی را در عملکرد نابرابر این کشورها در دستیابی به هدف های توسعه هزاره به صورت مقایسه ای مورد بررسی قراردهد. شاخص های آزادی اقتصادی، عضویت در سازمان های بین المللی اقتصادی، جذب سرمایه های خارجی و نسبت تجارت به تولید ناخالص داخلی در این کشورها با این هدف مورد استفاده قرار گرفته اند.
هدف کلی پژوهش حاضر، ارائه مدل نقش ذی نفعان آموزشی برای استقرار مدیریت دانش در آموزش وپرورش است. روش پژوهش، توصیفی از نوع پیمایشی و جامعه آماری آن را رؤسا، معاونان و کارشناسان ادارات و مدیران مدارس آموزش وپرورش استان مازندران به تعداد 2653 نفر تشکیل می دادند که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی - خوشه ای و بر اساس فرمول کوکران، تعداد 336 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. به منظور گردآوری داده ها از پرسش نامه های محقق ساخته ذی نفعان آموزشی و استقرار مدیریت دانش استفاده شد که روایی آن ها به تأیید متخصصان رسید و پایایی آن ها با استفاده از آزمون ضریب آلفای کرونباخ به ترتیب 0/91 و 0/87 محاسبه شد. نتایج تحلیل عاملی اکتشافی نشان داد که: متغیر نقش ذی نفعان آموزشی دارای سه بعد «فردی»، «سازمانی» و «فرایندی» است. بعد فردی دارای هفت مؤلفه (انگیزه شخصی، آگاهی، مهارت، تجربه، تمایل، مشارکت جویی و آموزش پذیری)، بعد سازمانی دارای شش مؤلفه (فرهنگ سازمانی، ساختار سازمانی، فناوری سازمان، منابع انسانی، مدیریت و رهبری، محیط سازمان)، و بعد فرایندی دارای شش مؤلفه (ایجاد فرایند دانش محور، فراهم آوردن زیرساخت های فنی، فرایند خلق دانش، فرایند کسب دانش، فرایند تبدیل دانش، فرایند به کارگیری دانش) است. همچنین بین ابعاد نقش ذی نفعان آموزشی، بعد فردی دارای بیشترین تأثیر و بعد فرایندی دارای کمترین تأثیر در استقرار مدیریت دانش است. نتایج آزمون معادلات ساختاری نیز نشان داد که بین متغیر نقش ذی نفعان آموزشی با استقرار مدیریت دانش در آموزش وپرورش استان مازندران رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. همچنین مدل ارائه شده دارای برازش مناسب است. بنابراین می توان نتیجه گرفت که ذی نفعان آموزشی در استقرار مدیریت دانش نقش دارند و مدیران و مسئولان آموزش وپرورش می توانند با مشارکت ذی نفعان آموزشی - اعم از معلمان و مدیران، والدین، رسانه ها و سازمان های غیردولتی - با استقرار صحیح مدیریت دانش در آموزش وپرورش موجب افزایش کارایی سازمان شوند.
ابن سینا در آغاز الهیات اشارات مدعى مى شود که از تفتیش در محسوسات مى توان به وجود امرى غیرمحسوس و مجرد پى برد. وى از طریق حمل ماهیات مخلوطه بر ماهیت لابشرط استدلال مى کند که ماهیت لابشرط از عوارض مادى ماهیات مخلوطه مبراست و لذا غیرمحسوس است. بیان ابن سینا موهم آن است که وى ماهیت لابشرط مذکور را در خارج از اذهان موجود مى داند، به گونه اى که خواجه طوسى برخلاف برخى دیگر کتبش که وجود امر کلى را در خارج ممتنع مى داند، در تفسیر بیان ابن سینا حکم به خارجیت ماهیت لابشرط در عین نامحسوس بودن مى کند؛ درحالى که به قرینه بیانات ابن سینا در دیگر کتبش، وى امر کلى را تنها در ذهن موجود مى داند. به نظر مى رسد که ابن سینا در اشارات درصدد اثبات آن است که ماهیت لابشرطِ در ظرف ذهن، امرى مجرد است و از همین طریق وجودى مجرد را اثبات مى کند.
هدف: نظر به اهمیت نقش عوامل روانشناختی در بروز بیماریهای جسمی، پژوهش حاضر با هدف مقایسه انواع باور های غیرمنطقی و سبکهای دفاعی در بین بیماران کرونر قلب و افراد عادی، انجام شد.
روش: پژوهش حاضر در چهارچوب یک بررسی زمینهای - مقایسه ای انجام شد. تعداد نمونه پژوهش حاضر شامل 238 نفر بیمار قلبی، از بیمارستان شهید مدنی تبریز بوده که با روش نمونهگیری مبتنی بر هدف جهت مطالعه انتخاب شدند. نمونه غیر بیمار نیز شامل 240 نفر بود که از بین همراهان و کارکنان این بیمارستان که فاقد بیماری قلبی بودند، به صورت تصادفی انتخاب شدند و با تکمیل پرسشنامه باورهای غیرمنطقی جونز و سبک های دفاعی (DSQ-40) در مطالعه شرکت کردند. داده های پژوهش به کمک آزمون تحلیل واریانس چندمتغیری تحلیل گردید.
یافته ها: دوگروه بیمار قلبی و غیر بیمار در باورهای غیرمنطقی تأیید و حمایت دیگران، واکنش به ناکامی، بی مسئولیتی عاطفی، کمالگرایی و انواع سبکهای دفاعی تفاوت معنیداری دارند. (05/0>p)
نتیجه گیری: با توجه به نتایج پژوهش که بیانگر نقش سبکهای دفاعی و انواع باورهای غیر منطقی به عنوان عوامل روانشناختی در سلامت جسمی، به ویژه بیماری های قلبی است، پیشنهاد میشود علاوه بر مداخلات پزشکی، از مداخلات روانشناختی هم برای بیماران قلبی و هم افراد سالم به منظور پیشگیری از بیماریهای قلبی- عروقی استفاده شود.
در تلقی نگارنده، ادراک شنیداریِ متافیزیکی، به عنوان یکی از محمولات فلسفی، ادراکی است که عامل غیر مادی و غیر فیزیولوژیک به مثابه تمام کننده ادراک شنیداری در آن حضور دارد. در آثار فیلسوفان مسلمان به طور عام و در آثار ملاصدرا به طور خاص، درباره ادراک شنیداریِ متافیزیکی به عنوان یکی از راه های شناخت، مباحث مستقل و منسجمی مطرح نشده است. پژوهش مستقلی نیز در این باره صورت نگرفته است.
جستار حاضر در صدد آن است که بر اساس امکانات درونی فلسفه ملاصدرا و اقوال پراکنده او در این زمینه، مؤلفه ها و مختصات ادراک شنیداری متافیزیکی را مورد واکاوی قرار دهد. پرسش های محوری این پژوهش عبارت است از: چه سطوح و معانی ای از ادراک شنیداریِ متافیزیکی در آثار ملاصدرا مطرح شده است؟ چگونه می توان با استفاده از امکانات درونی فلسفه ملاصدرا تبیینی وجودی از سطوح غیر متعارف شنیدنِ متافیزیکی انسان ارائه داد؟
نتیجه به دست آمده از این جستار اینکه از آثار ملاصدرا می توان سه سطحِ ادراک شنیداری متافیزیکی و پنج ویژگی برای این ادراک استخراج و استنباط نمود. همچنین، بر اساس امکانات درونی فلسفه ملاصدرا می توان ویژگی دیگری با عنوان «شهود خدا در هر شنیده ای» را نیز رصد کرد که در قالب دو تقریر اثبات شده است.
هدف از این پژوهش طراحی وتبیین مدلی از عوامل اثرگذار برقصد ورفتار خرید جوانان در فرهنگ ایران می باشد که جهت دستیابی به این هدف از دو رویکرد کیفی وکمی بهره گرفته شده است. در مرحله کیفی با بازنگری ادبیات موجود وانجام تکنیک دلفی علاوه بر ارزشهای شخصی، در مجموع دوازده متغییر درچهار بعد ارزشها، ویژگیهای روان شناختی، عوامل اجتماعی وسایر عوامل مرتبط با محصول بعنوان عوامل اثرگذار بررفتار خرید جوانان در صنعت پوشاک شناسایی گردید. در مرحله کمی یک نمونه 500 نفری از دانشجویان 18 تا 29 سال به روش نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای استخراج واز طریق تحلیل عاملی اکتشافی، تحلیل عاملی تاییدی ومدل یابی معادلات ساختاری مورد تحلیل قرار گرفتند. نتایج حاصل ازتحقیق نشان می دهدکه ویژگهای شخصیتی وروان شناختی وعوامل اجتماعی برقصد ورفتار خرید جوانان موثر می باشد. همچنین ارزشهای درونی مصرف کنندگان جوان از طریق ویژگیهای روان شناختی وقصد خرید، رفتار خریدآنها را تحت تاثیر قرار می دهند.
«اهل کتاب» به عنوان پیروان ادیان الهی پیش از اسلام، رفتار ثابتی در برخورد با مسلمانان نداشتند. هرچند دست کم گروهی از آنان، با ابراز دشمنی نسبت به مسلمانان، هجمه های گوناگونی را بر آنان وارد کردند که تهاجم اقتصادی یکی از آنهاست. این مقاله با روش توصیفی تحلیلی، به بررسی تهاجم اقتصادی اهل کتاب بر اسلام پرداخته، نشان می دهد که اسلام در برابر این هجمه ها با اتخاذ رویکردها، روش ها و ابزارهای مؤثر، واکنش های لازم را از خود نشان داده، و با رصد دقیق و کنترل اوضاع اهل کتاب و مسلمانان، گام های مؤثری برای کاهش خطرات این تهاجم ها برداشته است. قرآن، و سیرة معصومان علیهم السلام، هدایت فکری و عملی مسلمانان، را در حفظ امنیت اقتصادی و صیانت از اقتدار همه جانبة جامعة اسلامی بر عهده داشتند. توجه به سلامت اقتصاد داخلی، قطع وابستگی به بیگانگان، کنترل امور اقتصادی اهل کتاب و هزینة مالی برای پیشبرد امور دفاعی، از بارزترین اموری است که در این راستا اسلام بدان ها توجه کرده است.