بحث از حجیت ظواهر آیات در حقیقت گفتگو از اصل حجیت آیات است زیرا اگر ظواهر آیات حجت نباشد نظر به اینکه نصوص بسیار کم است از آیات بعنوان دلیل اصلی احکام چیزی باقی نمی ماند تا در استنباط احکام شرعی بدان استناد شود حجیت ظواهر آیات قران مجید همچون ظواهر سنت و سایر امارات ظنی به دلیل معتبر قطعی نیازمند است تا با ترتیب صغری و کبرای منطقی بتوانیم به مطلوب قطعی دست یابیم به عبارت دیگر ظواهر آیات دلیل ظنی است و دلیل ظنی مادامی که مستند به دلیل قطعی نباشد حجت نیست لذا باید دلیل قطعی بر حجیت آن وجود داشته باشد تا استناد به ظواهر آیات صحیح باشد مهمترین دلیل بر حجیت ظواهر سیره عقلاست
پس از ورود برخی از علمای شیعه به حوزه سیاست در دوره شاه تهماسب اول، مرحله جدیدی در مناسبات علما و فقهای شیعی آغاز شد. این مناسبات اگرچه در دوره شاه اسماعیل دوم با وقفه ای کوتاه مدت مواجه گردید، ولی هیچ گاه قطع نشد و در طی دوره صفوی تداوم یافت. مسئله این است که آن بخش از علما و فقهای شیعه که در دوره شاه تهماسب وارد صحنه سیاسی شده بودند و حتی شاه برخی از آن ها (از جمله محقق کرکی) را اختیاری در امور سیاسی بخشیده بود و از جنبه نظری نیز همان طور که منابع اشاره کرده اند به حق علما برای حکومت اذعان داشته است، چرا و تحت چه شرایطی از دوره عباس اول تا پایان دوره عباس دوم به رغم تداوم همکاری با صفویان نتوانستند جایگاهی را که محقق کرکی کسب کرده بود، باز یابند. در این مقاله با روش تحقیق تاریخی و با تکیه بر منابع اصلی به بررسی موضوع پرداخته و تلاش شده است به مسائل مطرح شده پاسخ داده شود.
بر اساس یافته های تحقیق در زمان شاه عباس اول مناسبات بین علما و دستگاه قدرت در مدار مشخصی قرار گرفت و شاه با تضعیف نیروهای قزلباش، قدرت را در دستان خود متمرکز ساخت و نیز از مداخله علما در امور سیاسی ممانعت به عمل آورد. شاه عباس هیچ گونه مداخله ای را که قدرت مطلقه اش را با چالش مواجه کند، نمی پذیرفت. علما نیز شرایط جدید را پذیرفته و علاوه بر همکاری عملی با شاه، به تأیید مشروعیت حکومت او مبادرت ورزیدند و این روند تقریباً تا پایان دوره شاه عباس دوم تداوم یافت و این شاه نیز هم چون جدش کوشید با قدرت مطلق حکومت کرده و در عین حال علما را در خدمت خود و حکومت صفوی نگه دارد و از آنها در نیل به اهداف سیاسی بهره مند گردد.
منطقه به عنوان زیر مجموعه فضای جغرافیایی سطح کره زمین بخشی از آن است که به لحاظ ساختاری و یا کارکردی از تجانس و یگانگی برخوردار می باشد و بر پایه خصیصه های ساختاری و یا کارکردی از مناطق همجوار خود متمایز می گردد. منطقه می تواند خشکی پایه، آب پایه و یا تلفیقی باشد و از مقیاسهای کوچک نظیر دریاچه یا شبه جزیره تا مقیاسهای بزرگ نظیر اقیانوس و یا قاره را در بربگیرد (حافظ نیا، 1383: 71-65).مناطق جغرافیائی بر پایه یک یا چند خصیصه ساختاری نظیر کالبد فضا، نوع اقلیم، نوع زبان، نوع دین و مذهب، نوع و سطح فرهنگ و تمدن و یا خصیصه های کارکردی نظیر: تولید محصول و یا عملکرد های اقتصادی، اجتماعی، ارتباطی، فرهنگی، سیاسی و غیره تعیین هویت می شوند. منطقه یک اصطلاح جغرافیایی است که در صورت باردارشدن عناصر و خصیصه های آن از حیث سیاسی، تغییر ماهیت داده و به منطقه ژئوپلیتیکی تبدیل می شود (حافظ نیا، 1385 :111). مناطق ژئوپلیتیکی استاتیک نبوده و سرشتی دینا میک و پویا دارند و دینامیسم آنها بر پایه «نظریه تحول و تکامل منطقه ژئوپلیتیکی» که از سوی نگارنده ارایه شده است از مدل نظری خاصی تبعیت می کند
مسأله مهمی که در حوزه حقوق مدنی و نیز فقه قراردادها مطرح است، بحث لزوم یا عدم لزوم رعایت شرایط اساسی صحت معاملات در خصوص شروط ضمن عقد است. در قانون مدنی ایران، به طور صریح شرایط صحت شرط احصاء نشده است. گروهی عمدتا به استناد این که شرط نیز نوعی توافق است، همه شرایط اساسی صحت معاملات را در مورد آن نیز لازم الرعایه می دانند و در مقابل، گروهی دیگر، شرائط مذکور در ماده 190 قانون مدنی را مربوط به توافقهای مستقل و اصلی دانسته، استناد بدون قید و شرط به آن در زمینه شروط ضمن عقد را روی بر نمی تابند. به ویژه اینکه، شروط باطل در قانون مدنی احصا گردیده و قانونگذار به مواردی از قبیل شرط با جهت نامشروع در زمره شروط باطل تصریح نکرده است. این جستار ارائه پاسخ مناسب به مسأله مورد نظر را در گرو توجه به مبانی قانون مدنی در زمینه شرایط اساسی و عمومی صحت قرارداد دانسته است. با بررسی مبانی مزبور به این نتیجه می رسیم که قصد، رضا، اهلیت و لزوم مشروع بودن جهت شرط همچون قراردادها لازم است لیکن در مورد شرط اصولاً علم اجمالی به موضوع کافی است.
هدف اصلی این پژوهش سنجش درجه توسعه یافتگی شهرستان های استان آذربایجان شرقی بر اساس پاره ای از شاخص های توسعه بمنظور دستیابی به میزان و علل نابرابری های منطقه ای همراه با ارایه راهکارهایی برای کاهش عدم توسعه یافتگی نواحی می باشد. روش تحقیق توصیفی - تحلیلی با استفاده از مدل (HDI) یا شاخص ترکیبی توسعه انسانی است که در آن از 31 شاخص تقلیل یافته به هفت عامل اقتصادی - اجتماعی، جمعیتی، تسهیلات مسکن، بهداشتی - درمانی، اشتغال، زیرساخت های طبیعی - اقتصادی، کشاورزی و عامل تلفیقی متشکل از هفت عامل در سه مقطع زمانی 1365، 1375 و 1385 استفاده شده است.پس از تجزیه تحلیل مدل نتایج بدست آمده بیانگر این است که میان شهرستان های استان به لحاظ برخورداری از شاخص های توسعه تفاوت اساسی وجود دارد و این شهرستان ها قابل رتبه بندی در سه گروه برخوردار، نیمه برخوردار و محروم هستند که با گذشت زمان بر میزان برخورداری آنها افزوده شده است.
نابرابری جنسیتی یکی از مهم ترین مسائل و مشکلات موجود در جامعه است که می تواند نظم اجتماعی، توسعه، و حتا ثبات سیاسی جامعه را تهدید کند. نابرابری جنسیتی، خود تحت تاثیر عواملی چون شهرنشینی و صنعتی شدن در زنان احساس نابرابری پدید می آورد. در این پژوهش تلاش می شود که پی آمدهای احساس نابرابری جنسیتی، و به ویژه رابطه ی میان احساس نابرابری و انگیزه ی تحرک اجتماعی (به عنوان یکی از پی آمدهای احساس نابرابری) در میان دختران دانش جو بررسی گردد.
در این باره نظریه های گوناگونی بررسی شده است که نظریه های برابری (بی بهره گی نسبی، مبادله)، نظریه های لایه بندی (پارسونز، دی ویس، و مور)، و نظریه های نابرابری جنسیتی و لایه بندی (بلوم برگ و چافتز) از آن جمله است. سرانجام، نظریه ی چافتز به عنوان نظریه ی اصلی پژوهش برای یافتن رابطه ی احساس نابرابری جنسیتی با انگیزه ی تحرک اجتماعی استفاده شد.
در این بررسی، روش پژوهش پیمایش است و داده ها با پرسش نامه گردآوری شد. جامعه ی آماری این پژوهش همه ی دانش جویان دختر دانشگاه تهران است که 373 نفر از آنان به عنوان نمونه گزیده شدند.
در تجزیه و تحلیل داده ها، رگرسیون ساده و چند متغیره به کار رفت تا تاثیر مجموعه ی متغیرهای مستقل بر متغیر وابسته بررسی شود. بنا بر یافته های تحقیق، 94.9 درصد از دانش جویان در جمعیت نمونه، احساس نابرابری بالا و خیلی بالا، و 98.9 درصد انگیزه ی تحرک بالا و خیلی بالا داشتند. بر روی هم، 52 درصد از تغییرات انگیزه ی تحرک اجتماعی با احساس نابرابری تبیین می شود که خود دارای 5 بعد است که به ترتیب تاثیر چنین است: احساس نابرابری سیاسی، احساس نابرابری حقوقی، احساس نابرابری اجتماعی، احساس نابرابری فرهنگی، و احساس نابرابری اقتصادی.
کنوانسیون سازمان ملل متحد راجع به قراردادهای بیع بین المللی کالا از تاریخ اول ژانویه 1988 لازم الاجراء شده است. لازم الاجراء شدن کنوانسیون موصوف واقعه ای بسیار مهم در حقوق تجارت بین الملل محسوب می شود. بی شک، بیع بین المللی نظیر حقوق حمل و نقل، به دلیل نیازهای عملی آشکار، همواره مضمونی بسیار جالب برای متخصصان حقوق بین الملل بوده و کنوانسیونهای متعدد دیگر نیز در همین زمینه منعقد شده است که چهار کنوانسیون ، بدون احتساب موافقتنامه های منطقه ای، قبلاً بین بعضی از کشورها لازم الاجراء شده اند. لیست اولین کشورهای عضو کنوانسیون بیع بین المللی کالا (CVIM) ، قبل از هر چیز ثابت می کند که هدف نهائی کنوانسیون مذکور که همانا متحدالشکل کردن قواعد بیع بین المللی بدون توجه به نظامهای حقوقی، اختلافات سیاسی و اقتصادی، موقعیت جغرافیایی و میزان توسعه یافتگی بوده از هم اکنون تحقق یافته است. ایالات متحده امریکا، چین، فرانسه، مکزیک، استرالیا، ایتالیا، سوئد، مصر، اتریش و زامبیا در کنار یکدیگر قرار گرفته اند و جای امیدواری بسیار است که در مدت کوتاهی، کشورهای متعدد دیگری نیز به کنوانسیون مذکور ملحق شوند. همه چیز این فکر را تقویت می کند که این نهضت موافق که تاکنون مورد تأیید همگان بوده است در آینده گسترش بیشتری یابد و دهه های پیش رو ناظر توسعه یک حقوق قراردادی در سطح جهانی در رابطه با محتوای کنوانسیون بیع بین المللی کالا و مسایل جنبی آن باشد؛ حقوقی که نفوذ آن علاوه بر اهداف اولیه که همانا تسهیل مبادلات بین المللی است، بتواند به طور محسوسی عادات حقوقدانان را نیز تغییر دهد.
این پژوهش بر آن است تا شناختی کلی و همه جانبه از اصناف و پیشه وران در طول تاریخ ایران از دوره ساسانی تا انقلاب اسلامی به دست دهد. در این پژوهش، پس از توضیحاتی درباره اصطلاح اصناف و بیان برخی از دیدگاه ها و بحث از وجود یا عدم وجود اصناف در دوره ساسانی و اوایل ایران اسلامی؛ با اشاره به اینکه از 1600م. به بعد اطلاعات بیش تر و کامل تری درباره اصناف در دسترس قرار دارد، به ارائه ی مطالبی درباره تشکیلات، کارکردهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی اصناف، به عنوان یکی از نهادهای مدنی مهم و تأثیرگذار در دوره صفویه، قاجاریه، پهلوی و نقش آن ها در پیروزی انقلاب اسلامی پرداخته شده است.
منطق الطیر و گلشن راز با فاصله زمانی تقریباً یک قرن، مبتنی بر سیر و سلوک هستند. نویسندگان، طریقت را راهی دشوار می دانند؛ و از طریقت با عنوان وادی و مانع یاد کرده اند؛ چنان که در گلشن راز موانع سلوک آمده، و در منطق الطیر به هفت وادی (طلب، عشق، معرفت، استغنا، توحید، حیرت و فقر و فنا) اشاره شده است. اگر مراتب سلوک این دو عارف با تکیه بر هفت وادی منطق الطیر و مقامات اربعین تحلیل شود، در برابر وادی طلب با اندکی تسامح، برخی مقام توبه را برای شبستری به عنوان اولین وادی اتخاذ کرده اند. شبستری بر خلاف عطار برای وادی عشق و توحید مفاهیمی بیان داشته که توأم با شطح و طامات است، و آن را نهایت تفکر می پندارد؛ اما عطار حیرت را لازمه توحید می داند. وادی چهارم در سیر و سلوک عطار (استغنا) همچون مقامات محبت، صبر، جهد، عبادت و تسلیم در شعر شبستری به کار نرفته، همان گونه که نهایت، ورع، اخلاص و ولایت در شعر شبستری آمده، اما در منطق الطیر نیامده است. این دو شاعر 27 مقام مشترک دارند که البته برخی مقامات نیز در شعر هر دو به کار نرفته است. در این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی، ابتدا هفت وادی عطار و مقامات اربعین، به عنوان مبانی تحقیق، در گلشن راز و منطق الطیر بررسی شده و مفاهیم، الفاظ مشترک و متباین در این دو، مشخص گردیده است.
این مقاله الگوی ترکیبی را برای هماهنگی بین استراتژی مالی و زیر سیستم های آن، شامل استراتژی سرمایه گذاری، استراتژی تامین مالی، استراتژی تقسیم سود و استراتژی سرمایه در گردش ارائه می دهد. بررسی تئوری های مدیریت استراتژیک مشخص می کند که الگوهای هماهنگی استراتژیک را می توان در سه الگو دسته بندی کرد:
1- الگوی عقلایی
2- الگوی طبیعی
3- الگوی ترکیبی
الگوی ترکیبی مبتنی بر نگرش فرایندی به مدیریت استراتژیک است که در آن اجرای استراتژیک تابعی از تدوین (کانون توجه داخلی/ خارجی) و کنترل (کم/زیاد) است. در این تحقیق بر مبنای الگوی ترکیبی، استراتژی های مالی و زیر سیستم های آن گونه شناسی شدند. سپس هماهنگی بین گونه های مختلف استراتژی های مذکور مورد بررسی قرار گرفت. با استفاده از استراتژی تحقیق موردی، شرکت داروسازی اکسیر انتخاب شد و گونه های استراتژی های مالی و زیر سیستم های آن با استفاده از صورت های مالی حسابرسی شده برای سال های 1380 تا 1387 محاسبه شدند.
نتایج نشان می دهد که عملکرد شرکت (نسبت Q توبین و ROA) در زمانی که گونه استراتژی مالی شرکت، میانه رو متمایل به خطرپذیری است، بیش تر از زمانی است که گونه استراتژی مالی آن میانه رو متمایل به خطرگریزی است. هم چنین نتایج نشان می دهد در سال هایی که هماهنگی بین عناصر استراتژی های مالی بیش تر است، عملکرد شرکت (نسبت Q توبین و ROA) نیز بهتر است
تغییر کاربری سرزمین ناشی از فعالیت انسان به دلیل عدم توجه به محدودیت های محیط زیستی بر سیمای محیط بسیار تأثیرگذار بوده است و روند در حال توسعه ی تغییر کاربری در نتیجه ی فعل و انفعالات پیچیده ی فاکتورهای ساختاری و عملکردی، آثار محیط زیستی شدیدی بر اکوسیستم های طبیعی داشته است. بنابراین با توجه به آثار منفی ناشی از استفاده ی نامناسب از سرزمین و تغییر کاربری اراضی، آگاهی و شناخت روند تغییرپذیری، در ارزیابی آثار محیط زیستی ناشی از توسعه به منظور طرح ریزی و مدیریت پایدار سرزمین ضروری است.این مطالعه به منظور بررسی روند تغییرات سیمای سرزمین در منطقه ی دهلران استان ایلام انجام شد. به منظور تهیه ی نقشه های پوشش سرزمین و تحلیل تغییرات، به ترتیب از تصاویر ماهواره ای (1364)TMو (1386)ETM+و متریک های مساحت طبقه، تراکم لکه، تعداد لکه،متوسطاندازه یلکه، تراکم حاشیه و متوسط شاخص شکل استفاده شد. به منظور آنالیز گسستگی چشم انداز، متریک های متنوع الگوی چشم انداز در سطح کلاس با استفاده از نرم افزار FRAGSTATS محاسبه شد. تجزیهوتحلیل متریک های سیمایسرزمین بیانگر جایگزینی گسترده ی اراضی مرتعیمتوسط توسط اراضی کشاورزی، مرتعی فقیر، مسکونی و بایر بوده است. نتایج به دست آمده نشان داد، افزایش تعداد لکه ها و کاهش میانگین مساحت، شاخص مهم تجزیه بوده و روند تخریب و تجزیه سیمای سرزمین به صورت افزایشی بوده است. نتایج به دست آمده، لزوم توجه به وضعیت کاربری و پوششسرزمین در منطقه، به منظور
بهره برداری مناسب و پایدار از منابع طبیعی را نشان دهد.
افشاریان (۱۱۴۸–۱۲۱۰/۱۷۳۶–۹۶) که توسط نادر شاه افشار بنیان نهاده شد همزمان با براندازی دودمان صفوی در ۱۱۴۸ ه .ق بود. آنچه که در زیر می آید تاریخی کلی از حکومتی است که توسط نادر بنا شد و تا سال ۱۲۱۰ طول کشید، که توسط قاجارها تصاحب شد و ادامه یافت. به طور اسمی استمرار شاهنشاهی ایران آنگونه که توسط نادر دوباره بنا شد، بعد از مرگ او حکومت افشاریه در محدودهٔ خراسان درگیر بودند. برای بخش اعظمی از این شصت سال قدرت واقعی توسط سرداران نظامی و نه حاکمان اسمی یا افرادی از درباریان، به کار گرفته شده بود و همچنین در طی آن مدت کمی از حکومت سلیمان دوم؛ که زمامداری اش تلاشی از سوی احیاگران صفویه بود. مابقی بخش های پادشاهی نادر اکنون در تصرف سلسلهٔ زندیه در غرب ایران و سلسلهٔ درّانی در افغانستان بود؛ بنابراین افشاریه یک اصطلاح مناسب برای این بخش از تاریخ خراسان است که مابین زمان مرگ نادر شاه و به قدرت رسین آغا محمدخان قاجار است؛ ولی نمی توان گفت که به گستردگی سیاسی و فرهنگی، به عنوان مثال، صفویان یا تیموریان بوده است.
مقدمه: در تاریخچه زندگی مبتلایان به اختلال سلوک، سابقه رویارویی با تجارب آسیب زای متعدد و انحلال نایافته گزارش شده است که در شکل گیری مشکلات مربوط به خشم در این افراد نقش چشمگیری دارد. بر این اساس مطالعه حاضر با هدف بررسی تاثیر تلفیق دو تکنیک صندلی داغ و مرور زندگی نامه در قالب گروه درمانی، بر کاهش خشم نوجوانان پسر مبتلا به اختلال سلوک ساکن در کانون اصلاح و تربیت تهران انجام گردید.
روش: تعداد 19 نفر از نوجوانانی که بر اساس نمره مقیاس مشکلات سلوک پرسشنامه خود گزارش دهی نوجوانان (YSR) مبتلا به اختلال سلوک تشخیص داده شده بودند به تصادف در سه گروه آزمایشی (شش نفر)، کنترل بحث آزاد (دارو نما) (هفت نفر) و کنترل بدون دریافت مداخله (شش نفر)، قرار گرفتند. پرسشنامه حالت هیجانی و صفت شخصیتی خشم اسپیلبرگر (STAXI-2) برای سنجش مؤلفه های خشم در پیش آزمون و پس آزمون مورد استفاده قرار گرفت. اعضای گروه آزمایشی در 11 جلسه گروه درمانی با استفاده از دو تکنیک مرور زندگی نامه و صندلی داغ، شرکت نمودند. داده ها با استفاده از آزمون های کراسکال- والیس و U مان ویتنی مورد تحلیل قرار گرفت.
یافته ها: مقایسه نتایج پس آزمون سه گروه، تفاوت معنادار را در مقیاس های کنترل برون ریزی خشم و شاخص بیان خشم نشان داد، در حالیکه در مقیاس های حالت و صفت خشم تفاوت معناداری بین سه گروه مشاهده نگردید. نتایج مقایسه دو به دوی گروه ها با استفاده از آزمون U مان ویتنی نشان داد در متغیرهایی که تفاوت معنادار در بین سه گروه وجود داشت، این تفاوت بین گروه های آزمایشی و بحث آزاد و نیز گروه های آزمایشی و بدون دریافت مداخله معنادار بود اما تفاوت معناداری بین گروه های بحث آزاد و بدون دریافت مداخله مشاهده نشد.
نتیجه گیری: این یافته ها نشان می دهد این شیوه گروه درمانی در کاهش مشکلات خشم از بی درمانی و پلاسیبو نتایج بهتری به بار می آورد.
یکی از عوامل بسیار مهم در رقابتپذیری شرکتها، تعیین بهترین مکان برای احداث و راهاندازی آنها است. تا کنون انواع مختلفی از مدلهای مکانیابی مراکز صنعتی توسط محققان ارایه شده که در آنها از شاخصهایی مانند زمان، هزینه، حمل و نقل، بازار به عنوان معیارهای اصلی تصمیمگیری استفاده شده است. در این مقاله، یک چارچوب مناسب برای مکانیابی مراکز صنعتی در سطح ملی ارایه میگردد. در این چارچوب از انواع روشهای تصمیمگیری چندمعیاره استفاده شده است. این چارچوب برای مکانیابی کارخانه آلومینیوم توسعه داده شده است. معیارهای تصمیمگیری نیز بر اساس نیازمندیهای کارخانه موردنظر، نظرات خبرگان و مدیران، ملاحظات مسایل مکانیابی و سیاستهای خاص مکانیابی صنایع در کشور؛ تعریف گردیده است. ما اعتقاد داریم چارچوب ارایه شده رویکردی مناسب جهت حل مسایل مکانیابی در کشور میباشد.
در مقاله حاضر ابتدا چگونگی پیدایش مسئله صدق در لهستان معاصرِ تارسکی مورد بررسی قرار گرفته است و سپس مراحل ورود تارسکی به عرصه معناشناسی توضیح داده شده است. بهعلاوه ضمن تاکید بر روش خاص تارسکی در معناشناسی و حل مسائل آن، تعریف مسئله صدق تارسکی و پاسخ ویژه او ارائه میگردد و در نهایت خاطرنشان میشود که رهیافت دوزبانی تارسکی کلید درک پاسخ او به مسئله تعریف صدق است.
هدف این تحقیق بررسی رابطة بین اعتیاد به اینترنت و هوش هیجانی در بین دانش آموزان دبیرستان های تهران است. جامعة آماری این تحقیق شامل همة دانش آموزان دبیرستانی تهران در سال تحصیلی 1391 - 1392 و شامل 972 نفر است که به ترتیب زیر انتخاب شده اند.
نخست، از بین مناطق 22 گانة شهر تهران (مناطق شهرداری تهران) از هر منطقه 4 دبیرستان (2 غیر دولتی (یک دخترانه و یک پسرانه) و 2 دولتی (یک دخترانه و یک پسرانه)) به تصادف انتخاب شدند و در هر یک از مدارس انتخابی نیز از هر مقطع یک کلاس (کلاً 4 کلاس از هر دبیرستان) انتخاب شد. سپس، از دانش آموزان این کلاس ها خواسته شد که پرسش نامه های اعتیاد به اینترنت یانگ، پرسش نامة اطلاعات دموگرافیک و نیز پرسش نامة هوش هیجانی بار ـ آن را تکمیل کنند (تکمیل پرسش نامه ها از طریق سایت محقق به آدرس www.beheshtiyan.ir انجام می شد). تعداد دانش آموزانی که پرسش نامة اعتیاد به اینترنت یانگ را تکمیل کردند 8342 نفر بودند که از بین آن ها 4967 نفر پرسش نامة هوش هیجانی را نیز تکمیل کردند. از کل دانش آموزان 573 نفر معتاد به اینترنت تشخیص داده شدند که از بین آن ها 486 نفرشان پرسش نامة هوش هیجانی را تکمیل کرده بودند. بر همین اساس، از بین افراد غیر معتاد نیز به تصادف 486 نفر انتخاب شدند که پرسش نامة هوش هیجانی را تکمیل کرده بودند. پس از اجرای پرسش نامه ها، نتایج با آزمون t مستقل تحلیل شد. تحلیل نتایج نشان داد که رابطة مثبت و معنی داری بین مؤلفه های هوش هیجانی و اعتیاد به اینترنت برقرار است. بر اساس نتایج این تحقیق، می توان گفت که با افزایش هوش هیجانی در دانش آموزان می توان از ابتلای آن ها به اعتیاد اینترنتی جلوگیری کرد.