قلمرو و گستره وحی یک بحث کلامی و مرتبط به شناخت گستره عصمت پیامبر است که مفسران قرآن نیز در تفسیر بدان اشاراتی کرده اند. پرسش اصلی این است که آیا دامنه وحیانی بودن سخن پیامبر(ص) منحصر به عرصه قرآن است و یا فراتر از آن، شامل همه سنت آن حضرت نیز می شود؟ برخی از مفسران قرآن می گویند تنها اقوال قرآنی پیامبر وحیانی است. جمعی دیگر بر این عقیده اند که قلمرو وحی شامل همه گفتار آن حضرت حتی در محاورات عادی زندگی، رفتار و سکوت در مقام بیان نیز می شود. در این باره دلایل عقلى و نقلى وجود دارد که در این تحقیق تنها به یکی از مهم ترین ادله نقلی آن یعنی آیات 3 و 4 سوره نجم «وَ ما یَنْطِقُ عَنِ الْهَوى * إِنْ هُوَ إِلاَّ وَحْیٌ یُوحى » پرداخته شد. این پژوهش ضمن بررسی، تحلیل و نقد مبانی و براهین نظریات مطروحه در تفسیر آیه مزبور، نظریه صواب را آن می داند که گستره وحی شامل احادیث و سنت پیامبر نیز می شود و سنت نیز منشأ وحیانی دارد. روش این پژوهش توصیفی- تحلیلی و مبتنی بر منابع کتابخانه ایی اعم از کتب و مقالات است.
به استناد آیات و روایات، تأویل راهی برای دستیابی به حقایق متن مقدس و عبور از ظواهر الفاظ برای نیل به حقایق آیات است. در این عرصه، هر یک از فرقه های اسلامی به بحث و تدقیق در این زمینه پرداخته و به گونه ای به ارائه تأویل صحیح همت گماشته اند. نوشتار حاضر به بررسی تأویل از دیدگاه دو دانشمند نام آور از فرقه های اسلامی عقل گرا (شیعه و معتزله)، یعنی ملاصدرا و قاضی عبدالجبار همدانی می پردازد. صدرالمتألهین به تناسبت دیدگاه وجودشناسانه و به مدد نظام عقلانی شهودی خود، میان مراتب حقیقت و عقل انسانی تناظر برقرار نموده، براساس این تناظر سعی در ادراک حقایق آیات براساس اصل موازنه میان معقول و محسوس دارد. این در حالی است که قاضی از منظر زبان شناسانه، تأویل آیات را منحصر در مدالیل زبانی دانسته، سعی می کند آن را صرفاً براساس عقل استدلالی تببیین نماید. بررسی نوع نگاه به مسئله تأویل از حیث مبدأ ورود به بحث، بدنه اصلی و پیامدهای آن در دو دیدگاه یادشده، دو جلوة متفاوت از دیدگاه های عقل گرایانه را در عالم اسلام ترسیم می کند که در این نوشتار به آن پرداخته خواهد شد.
مقدمه: باورهای غیرمنطقی اثرات مخرب و جدی بر رفتار فرد در خانه، محل کار و در محیط اجتماعی داشته و اثرات عمیق هیجانی (افسردگی، غمگینی، خودآزاری، خود سرزنشی و پشیمانی و...) را به دنبال دارد. بر این اساس هدف پژوهش حاضر مقایسه باورهای غیرمنطقی در افراد معتاد و عادی بود.
روش: پژوهش از نوع علّی- مقایسه ای بوده و با توجه به اهمیت این موضوع و نقش آن در گرایش افراد به اعتیاد نمونه 120 نفری (60 نفر معتاد و 60 نفر عادی) بر اساس نمونه گیری در دسترس و از لحاظ سنی همسان انتخاب شدند و پرسش نامه باورهای غیرمنطقی جونز روی نمونه مورد مطالعه اجرا شد. برای بررسی تفاوت بین گروه ها از آزمون های آماری t مستقل و تجزیه و تحلیل واریانس یکراهه استفاده شد. یافته ها: بین میانگین باورهای غیرمنطقی افراد عادی و معتاد، میانگین نمره های باورهای غیرمنطقی افراد معتاد براساس تحصیلات و همچنین وضعیت اقتصادی تفاوت معناداری به دست آمد. نتیجه گیری: نمره باورهای غیرمنطقی در افراد معتاد بیشتر از افراد عادی است. با توجه به این که افراد میتوانند از طریق دگرگون ساختن باورهای خود، رفتار و احساساتشان را تغییر دهند لذا بایستی باورهای غیرمنطقی را با ملاحظات آموزشی با باورهای منطقی جایگزین کرد.
نگارنده پس از توضیح برخى مفاهیم و اصول معرفتشناختى نظریات فقهى، با توجه به ثابتبودن احکام شرعى در دین مبین اسلام به استناد «حلال محمد حلال الى یوم القیامة ...» ، نقش تحولات اجتماعى در نظریات فقهى را مورد بررسى قرار مىدهد . و ضمن تقسیم و تبیین گونههاى مختلف تغییر نظریه فقهى و ذکر مصادیقى از آن، این فرضیه را به اثبات مىرساند که تغییر احکام شرعى در اثر تحولات اجتماعى از نوع تفاوت حکم شرعى است نه از نوع نسخ آن .
پژوهش حاضر با هدف مطالعه میزان به کارگیری نقش های سه گانه مدیریتی مینتزبرگ (متقابل شخصی، اطلاعاتی و تصمیم گیری) در بین مدیران بانک شهر انجام شده است. پژوهش، از نوع توصیفی- پیمایشی و جامعه آماری، کلیه مدیران و معاونان بانک شهر بودند که تعداد آنها برابر با 591 نفر می باشد. با استفاده از فرمول کوکران 232 نفر، به روش تصادفی ساده به عنوان نمونه انتخاب شدند. نظرخواهی توسط پرسشنامه محقق ساخته با پانزده گویه انجام شد. به منظور تعیین روایی پرسشنامه از روش روایی محتوا و برای تعیین پایایی از روش آلفای کرونباخ استفاده شد که برای کل نقش ها 82/0 به دست آمد. به منظور تجزیه و تحلیل آماری داده ها، از آزمون های t تک متغیره و تحلیل واریانس یک طرفه استفاده شد. نتایج پژوهش حاکی از آن بود که از دیدگاه پاسخگویان، میزان به کارگیری نقش های مدیریتی در حد زیاد بوده است. همچنین طبق نتایج آزمون تحلیل واریانس در خصوص میزان به کارگیری نقش اطلاعاتی بر حسب متغیر سطح تحصیلات و همچنین میزان به کارگیری نقش متقابل شخصی و نقش تصمیم گیری برحسب متغیر سابقه مدیریتی، تفاوت معناداری وجود دارد