یکی از نقاط مبهم و پرگفته، اما ناشناخته فلسفه غرب، نقد دو هزار و اندی ساله فیلسوفان مغرب زمین به مواضع فلسفه هنر افلاطونی است. آنان همواره مدینه فاضله افلاطونی را ناکجاآبادی ضد شاعرانه و مبتنی بر تبعید هنرمندان از شهر تصویر ساخته اند. این موضع ضد افلاطونی فلسفه غرب از صدر تا ذیل مابعدالطبیعه غربی حکایت از حکمتی رازمند در آراء منتقدانه این حکیم نسبت به حقیقت هنر در ساحت شهر و شهروندی است. نوشتار حاضر درصدد است تا تبیین هر چند اجمالی، اما معطوف به کشف حقیقت متعالی اثر هنری، از ناحیه نقد افلاطون بر رئالیسم در هنر ارائه دهد؛ گرایشی که امروز با خلق رسانه های نوین چون عکاسی و سینما به گرایش همه جانبه در سپهر رسانه های ارتباط جمعی نوین در آمده است. آسیب شناسی افلاطون از این گرایش هنری یک راهبرد کلیدی و راهگشا در عرصه فرهنگ کاربردی و رویکرد بنیادین در ساختاربخشی و صورت بندی آثار رسانه ای و هنری است. پرسش اصلی این پژوهش آن است که آیا نظریه زیبایی شناسی افلاطون، صرفاً در محدوده نظام ایده آلیسم افلاطونی و ساحت معرفت شناختی صور معقول، قابل فرآوری و رمزگشایی است یا آنکه خود، فی نفسه در ابعاد یک پارادایم از مرجعیت و گسترش پذیری برخوردار است؟ آیا ""حقیقت گرایی"" افلاطون، برساخته ای از نظام صور معقول و جهان مثالی اوست، یا برخلاف، این نظام صورت های عقلانی است که بر بنیاد حقیقت گرایی بنا گردیده و""ایده های معقول"" را به مثابه""انگاره های حقیقت"" صورت بخشیده است؟ چرا هنر نزد افلاطون، نه تصویرِ ""پدیدار طبیعت""، بل تعبیرِ ""رؤیای حقیقت"" است؟ نقد افلاطون بر رئالیسم در هنر، نقد نظرورزی به «زیبایی طبیعت» بدون رازورزی با «طبیعت زیبایی» است. پیشگیری از قربانی ساختن «حقیقت» در پرستشگاه «واقعیت»و تذکر به حقایق اصیل وجود در برابر تقلیل و فروکاستی چشم انداز هنرمند بر عدسی های ثبت جهان مادی و فیزیکی است.
یونس بن بکیر از موالیان شیعه در سیره نگارى است و با کسب دانش های مرسوم سدة های آغازین اسلامی همچون حدیث، فقه و سیره پیامبر اعظم(ص) موقعیت علمى خود را تثبیت کرد و توجه طالبان دانش را به سوی خود جلب نمود. وى با بهره گیرى از یافته هاى علمى و نقل احادیث نبوى از استادش ابن اسحاق و دیگران، کتابى در باب مغازى رسول خدا(ص) تألیف کرد. کتاب او در میان محدثان و سیره نگاران پس از او مورد استفاده قرار گرفت. در این مقاله به شخصیت و جایگاه علمی و مذهب وی و نیز قالب اصلی کتاب او که منبعی برای مؤلفان بعدی می باشد پرداخته شده است.
یکی از مهم ترین نیازهای درونی انسان، نیایش دربرابر معبود یگانه است که با توجه به شاکله وجودی انسان می توان گفت، نماز بهترین پاسخ به این نیاز می باشد. نماز ریشه در آیات و روایات فراوان دارد به عنوان نمونه، امام سجاد (ع) در رساله حقوق خود از اهمیت آن سخن می گوید. آن امام بزرگوار از نمازگزاران می خواهد که آن را بطور حقیقی ادا کنند، با آرامش و وقار و با دلی خاشع و زبانی نیکو آن را برپا دارند و جان و دل خود را متوجه خدا سازند. انسانها در جامعه عمدتا جنبه عدالت خواهی، حقیقت طلبی، کمال گرایی، زیبایی دوستی ومحبت طلبی را در اذهان خود می پرورانند از این روی جرم و جنایت را منفی می پندارند و در پی آنند که با ابزارهایی از وقوع جرم و جنایت جلوگیری نمایند. اکنون این پرسش مطرح می گردد که نماز چگونه و با چه مکانیزمی از وقوع جرم و جنایت پیشگیری می نماید؟ فرضیه پژوهش آن است که نماز، شخصیت انسان را تعالی می بخشد و او را به ابزار کنترل درونی مجهز کرده و جهت گیری مناسبی در رفتار آنها ایجاد می نماید، در نتیجه وقوع جرم و جنایت در جامعه نیز کاهش می یابد. برای بررسی فرضیه از روش اسنادی با مراجعه به منابع کتابخانه ای بهره می بریم.
هدف : هدف پژوهش حاضر بررسی و عوامل تاریخی از بین رفتن اسناد دیوانی دوره های نخستین اسلامی و بررسی پیامدهای آن در پژوهش های مربوط به آن دوره است.
رویکرد پژوهش: این مقاله با روش توصیفی-تحلیلی و بر پایه منابع کتابخانه ای و آرشیوی و با رویکرد تاریخی به بررسی فقدان اسناد دیوانی در سده های نخستین اسلامی می پردازد.
یافته و نتایج : یافته ها نشان می دهند که عواملی مانند: فقدان آرشیو به معنای واقعی آن، عدم توجه به اسناد دیوانی به عنوان منبعی برای آگاهی های تاریخی، از بین بردن عمدی اسناد، عدم توجه به اسناد باقی مانده از دوره ها و دولت های پیشین، جنگ ها و شورش های داخلی جهان اسلام، حمله های نظامی ویرانگر بیگانگان به سرزمین های اسلامی، دولتی و سیاسی بودن نهادهای حافظ اسناد دیوانی، ناپایداری دولت های اسلامی و عدم وجود امکانات مناسب و بلایای طبیعی، باعث از میان رفتن اسناد در سده های نخستین اسلامی شده است و در نتیجه نظریه ها، قضاوت ها و داوری های تاریخ پژوهان درباره مسائل مختلف آن دوره به شدت تحت تاثیر قرار گرفته است. بنابراین اهمیت و ضرورت توجه به گردآوری، حفظ و نگهداری اسناد اداری کنونی برای بهره مندی آیندگان مورد تایید قرار می گیرد.
مقدمه: با توجه به ضرورت یکدستی و هماهنگی در ساختار چکیده ها و افزایش دقت، صحت و جامعیت آن ها، پژوهش حاضر با هدف بررسی میزان رعایت استاندارد چکیده نویسی (214 ISO) در چکیده های فارسی پایان نامه های دوره ی دکتری عمومی دانشگاه علوم پزشکی اراک در سال های 87-1378 صورت گرفت.
روش بررسی: روش مورد استفاده در این پژوهش توصیفی از نوع کاربردی است و ضمن بررسی دقیق پایان نامه های ثبت شده در کتابخانه ی مرکزی دانشگاه علوم پزشکی اراک، در مجموع 328 پایان نامه به منزله ی جامعه ی آماری مورد بررسی واقع شد. جهت تهیه ی استانداردهای مورد نیاز و بررسی میزان انطباق آن ها با استاندارد چکیده ها، متن اصلی استاندارد بین المللی ISO در چکیده نویسی و متن ترجمه ی فارسی این استاندارد مورد بررسی قرار گرفت. برای گردآوری داده ها از چک لیست تهیه شده بر اساس استاندارد بین المللی ISO در چکیده نویسی بهره جویی شد و سیاهه ی وارسی از نظر روایی محتوا تحت نظر صاحب نظران ارزیابی شد و مورد تأیید قرار گرفت. داده های جمع آوری شده با استفاده از نرم افزار SPSS تجزیه و تحلیل شد و با کمک فراوانی، درصد و شاخص های 2χ به شرح یافته های پژوهش اقدام گردید.
یافته ها: ذکر اطلاعات کتاب شناسی با رعایت در 48 چکیده (4/16 درصد) در سال 1384 بیشترین میزان فراوانی و درصد را به خود اختصاص داد، در حالی که بیان یافته ها و نتایج فرعی و ثانویه در هیچ چکیده ای ذکر نشده بود و این مورد کمترین میزان فراوانی و درصد را به خود اختصاص داده بود. یافته های 2χ نشان داد که به جز هدف در بقیه ی موارد تفاوت معنی داری بین میزان رعایت استانداردها بر اساس سال های مختلف وجود دارد.
نتیجه گیری: در چکیده های تحت بررسی، استانداردهای چکیده نویسی (214 ISO) در مواردی که به صورت صوری و شکلی بودند، مانند نتایج پژوهش، حفظ اطلاعات اصلی پایان نامه و ...، به میزان قابل قبولی رعایت شده است. در حالی که در مواردی که به صورت محتوایی بودند مانند هدف، بیان یافته ها و ...، به میزان نازل تری استانداردها رعایت گردیده است.
مقالات شمس به عنوان اثری برجسته و مهم در تاریخ عرفان و ادبیات فارسی که ارتباط تنگاتنگی با مولوی، زندگی و آثارش دارد، نه تنها مورد توجه طیف وسیعی از خوانندگان عادی و غیر متخصص قرار نگرفته بلکه حتی کمتر مورد توجه پژوهشگران واقع شده است. یکی از دلایل کم توجهی به این کتاب، ساختار جملات از هم گسیخته و عدم انسجام ظاهری متن است که سبب پدید آمدن ابهام شده است. در این پژوهش، به بررسی منشأ ابهام در این متن پرداخته می شود. به دیگر سخن، به این پرسش جواب داده می شود که چه عواملی سبب پدید آمدن ابهام در متن شده است؟ به این منظور بیشتر از روش تحلیل کلام و بحث انسجام دستوری که شامل ارجاع و حذف می شود استفاده می گردد. با توجه به نتایج به دست آمده می توان گفت که بیشترین سهم ابهام در مقالات مربوط به آشنا نبودن خوانندگان با مهم ترین ویژگی سبکی متن، یعنی استفاده از «ایجاز» است. این طرز استفاده از کلام از سوی نویسنده، نمایانگر خلق و خوی اوست. عوامل دیگر عبارت اند از: نحوه استفاده از ضمایر شخصی به صورت ارجاع برون متنی و درون متنی بدون ذکر پیش مرجع، به کاربردن ضمیر «او» در معنای عام انسان، ذکر نکردن اسامی خاص به دلیل رعایت ایجاز، تبدیل یا تغییر شخص فعل از سوم شخص به اول شخص و بالعکس، استفاده از حذف، ابهام در تشخیص گوینده و شنونده در ساختار گفت وگو، آشنا نبودن مخاطبان امروزی با بافت موقعیتی کلام و نبود دانش پیش زمینه ای.